کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثی پیرامون عالم ذر و عوالم دیگر!!!#
۲۲:۳۴, ۱/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۳۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
تا حالا نتونستم آنچنان که باید راجب این موضوع تحقیق کنم .
هدفم از ایجاد این تاپیک بحث و گفتگو راجب عالم ذر هست
طبق آیه 172سوره اعراف

"وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ "

به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذریة آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. [چرا چنین کرد؟] برای اینکه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم.»

آیا این موضوع که قبلا از آفرینش و آمدن به این دنیا در عالم دیگری به نام عالم ذر بودیم درسته؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد ، zarati313 ، وحید الف ، ساقی ، heaven ، faateme-313 ، ISOD ، یاســین ، عبدالرحمن ، قلب

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۲۶, ۱۸/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۸۹ ۱۵:۴۳ توسط سینا.)
شماره ارسال: #21

اصولا میل به آگاهی تو دات آدمه!نمیشه گفت که فلان آگاهی به درد نمیخوره ....اگر اینچنین بود که همه باید فقط علوم اسلامی یاد میگرفتند (که البته همین الان بعضی هستند که این اعتقاد رو دارند ،که به نظر من این طور نیست ،حدیث "اطلبو العلم ولو به سین " از پیامبر معروفه در حالی که آن زمان در چین که علوم اسلامی نبوده !!)
حالا سوال در باره عوالم قبل و بعد از دنیا و عالم ذر، که به وضوح در قرآن ذکر شده، که دیگر جای خود دارد،و مصداق تفکر و تحقیق در قرآن است،حتما تعمل در اون آیه و آگاهی بیشتر در اون مورد هم در دید آدم به زندگی و همچنین ذر اعتقاد آدم تاثیر خواهد گذاشت.
جدای از این موضوع ،گمان نمیکنم جواب "به درد نمیخوره " جواب خوب و قانع کننده ای به ذهن کنجکاو و پرسش گر باشه،بلکه بلعکس باید ذهن رو پرورش داد و سعی کرد جواب پرسش هاش رو داد ،بیشتر آدم های بزرگ و الگو رو که نگاه کنید اکثرا جزو انسان های محقق و اندیشمند بودند .... هر چند الویت بندی رو رد نمیکنم.
......
من هم کار خاصی نکردم فقط با کمی سرچ تو اینترنت به اینا رسیدم که:
شما میتونید با مراجعه به این کتاب ها اطلاعات خوبی در این موضوع به دست بیارین
یکی
نقل قول:کتاب انسان که شامل ۳ رساله‌است:
الانسان قبل الدنیا
الانسان فی الدنیا
الانسان بعد الدنیا
این کتاب که اکنون با نام «انسان از آغاز تا انجام» ترجمه شده‌است مباحثی مفید از عوالم سه گانه ماده، مثال و عقل مطرح کرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه کرده‌است.
از علامه طباطبایی
من این کتاب رو ندیدم ولی احتمالا اگر سوال کنید میگن کتابی سنگینی هست،از این جمله نترسید و سعی کنین خودتون کتاب رو ببنید بعد تصمیم بگیرید
این کتاب ها رو میتونید اکثرا تو کتاب خانه های بزرگ عمومی پیدا کنید و اون بخشش رو که براتون سوال شده توش پیدا کنید و بخونید.
دومین کتاب
نقل قول:روابط، ارتباطات و تعاملات انسان ؛ عالم ذر
تألیف حسین صدری‌نیا از سوی نشر سایه روشن در 216 صفحه منتشر شده است. فصل اول این کتاب به تبیین عوالم هستی (دنیا وآخرت) و عوالم خاص انسانی می‌پردازد وسیرتکوینی زندگی انسان را در قالب عوالم قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا تشریح می‌کند.

مؤلف در فصل دوم کتاب، نظریات مطرح در مورد منشأ خلقت هستی و انسان را بررسی و در همین چارچوب به دو نظریه عمده «وحدت انواع» و «استقلال انواع» اشاره کرده است. در ادامه همین بحث در ذیل نظریه وحدت انواع همچنین نظریه تکامل انواع داروین مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

در فصل سوم ارتباطات تکوینی و تشریعی آدم و بنی آدم در«بهشت برزخی» و «عالم ذر» را تبیین شده و مصادیق آن را به تفصیل برشمرده شده است.
اینم یه لینک کوتا از سایت حوزه در باره عالم ذر "عالم ذر "
پیشنهاد میکنم برای سوالات ذهنتون ارزش قایل شین و سعی کنین براشون جواب پیدا کنید و اگه بیشتر فهمید اینجا بگین تا بقیه هم بدونن...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: montazer ، Hadith ، وحید الف ، ساقی ، در جستجوی سختی ، آشفته
۱۲:۲۰, ۱۹/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #22
آواتار
سلام بر همه ی دوستان
برای درک جواب استادِ حقیر، ابتدا این حدیث نبوی را تقدیم میکنم:
رسول اکرم (صلوات الله علیه): ... و نشانه‏ى ولى سه چيز است:
سرگرم بخدا،
هدفش خدا،
گريزش بسوى خداست
و هر گاه خدا اراده كند كه بنده‏اى را دوست بدارد، زبانش را بذكر خدا ميگشايد، دلش را انديشه‏مند قرار ميدهد و هر گاه آن بنده از ذكر خدا لذت برد باب تقرب و نزديكى بخدا برويش باز مى‏شود، بعد باب دانش بخدا برويش گشاده مى‏شود و دورى از مردم اختيار ميكند.
سپس خدا آن بنده را بر كرسى ولايت مى‏نشاند و با عنايت خودش با او معامله ميكند و او را وارث سراى كرامت قرار ميدهد و پرده‏هاى كورى را از دل و چشمش يكطرف ميزند پس شب را صبح ميكند در صورتى كه بنور خدا نگاه ميكند و غم و غصه‏ى روزى از او برطرف مى‏شود ديگر باكى از دشمن ندارد از آنجا كه توكل درونش جايگزين است و راضى خوشنود بقسمت الهى است.
و به همين جهت است كه خداى تعالى ميفرمايد «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» " آگاه باشيد كه دوستان خدا نه ترسى دارند و نه اندوهگين باشند" و از هول و هراس قيامت و آتش دوزخ در امان باشند.
منبع ارشادالقلوب ج 1 ص 346

خوب ببینید دوستان
همه میدانید که خداوند تمام عالم را برای انسان خلق کرده
و تنها هدف از خلقت انسان ها معرفت انسان به خدای متعال و رسیدن به مقام ولی اللهی و خلیفت الله که همانا مقام عبودیت محض است و به این مقام نمی رسد مگر در سایه ی رسیدن به معرفت و راه رسیدن به این معرفت را هم خدا طبق آیات قرآن، عبادت معرفی کرده و نوع و چگونگی عبادتی را هم که خودش به وسیله قرآن و کلام و عمل رسول اکرم و ائمه اطهار به ما آموخته!!!!!
خوب حالا اگر کسی هدفش در زندگی رسیدن به مقام عبودیت و قرب و معرفت به خدا باشد که خدا هم از بنده اش همین را خواسته و سعادت بنده اش را هم همین میداند چه میشود؟؟؟؟؟؟
به قول مولا علی: چیزهای لازم برای دانستن بیشمار است و عمر ما محدود پس انسان باید اول مهمترین را نسبت به خودش بداند و بعد مهمتر را وبعد....
بسیار منطق روشنی هست
شما اگر بخواهید در امتحان قبول شوید با نمره ی خوب و بارم بندی فصول کتاب را هم بدانید و مثلاً بدانید از یک فصل 10 نمره میاید و از یک فصل 5 نمره واز یک فصل 4 نمره و از یک فصل 1 نمره و وقت محدودی هم تا امتحان دارید و حجم فصول هم تقریباً برابر است از کدام فصل شروع به مطالعه میکنید؟؟؟؟؟
برای موفقیت در امتحان که هدف شما باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بر همین اساس کسی هم که هدفش رسیدن به مقاب عبودیت و معرفت خدا باشد کمال سعادت بشر در آن است، با توجه به عمر محدود اول باید برود به سراغ مهمترین معارفی که دانستنش رابطه مستقیم و اثر بیشتری در معرفت و تقرب جستن در درگاه خدا را دارد!!!!!!!!!!!!!
به طور مثال خدا در قرآن میگوید که نماز از فحشا و منکر باز میدارد و یا اولین چیزی که جهنمیان به بهشتیان میگویند در این باره که ما چرا جهنمی شدیم این است که (لم نکن المصلین) "ما از نماز گذاران نبودیم" و باز در حدیث داریم که نماز معراج مؤمن و فاصله بین ایمان و کفر نماز است
حال چه میشود که ما نماز میخوانیم ولی فحشا و منکر هم انجام میدهیم
نماز میخوانیم اما انگار نه انگار که معراج مؤمن است و...
و

از آثار نماز آنچنان که باید و شاید بهره مند نیستیم!!!!
خوب دلایل مختلفی میتواند داشته باشد
یکی از این ها این است که به اندازه کافی از اسرار و معارف پیرامون نماز آگاهی نداریم
خوب آیا نباید اول به این ستون دین و رکن رکین ایمان و توحید عملی بپردازیم و معارف خود را در این باره افزایش دهیم؟
نباید بدانیم شروط قبول نماز چیست که اگر نماز انسان پذیرفته نشود بر طبق احادیث سایر اعمال هم پذیرفته نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باید بدانیم چه کارهایی و چگونه از ما سلب توفیق میکند!!!!!!
خوب اینجا اگر کسی همتش و هدفش بندگی خدا باشد، و در این موارد اطلاع کافی نداشته باشد به نظر شما باید برود به سراغ این که ما پیش از این دنیا چه در چه عوالمی بودیم یا میرود برای کسب معارفی که واجب است و مورد تآکید خداست و در تقربش به خدا طبق گفته ی خدا بیشترین تأثیر را دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستان عزیز من
بنا به هدفی که شما در زندگی انتخاب کرده اید و جایگاهی که برای عقل خودبنیاد خود در برابر وحی خدا و سخنان فرستادگان و برگزیدگان خدا قائل هستید سخن استاد حقیر میتواند 100 درصد درست، 100 درصد غلط ، تا حدودی درست و تا حدودی غلط باشد
حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند
اصل کلام در این است که انسان از اهم به مهم بپردازد ، ولی این اهم و مهم هم تابع دستگاه معرفتی و جهانبینی و هدفی است که در زندگی انتخاب کرده!!!!!!!
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی
یا علی
در پناه خدا باشید.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، Hadith ، وحید الف ، heaven ، در جستجوی سختی ، Patriot ، قلب
۲۲:۲۲, ۲۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
چند چیز رو گلچین کردم گزاشتم شاید جالب باشه براتون
عالم ارواح چیست و کجاست ؟


عالم ارواح در حال حاضر نیست خداوند 2000 سال قبل از خلقت بدن حضرت آدم ارواح

انسان ها را آفرید و در فضایی در همین کرات آسمانی محلی مثل کلاس های درس قرار داد

تا تحت تعلیم و تربیت خاندان عصمت و طهارت که خیلی زودتر از انسان ها خلق شده بودند

و همه حقایق مورد نیاز مخلوقات را می دانستند قرار بگیرند و آنها به اندازه ظرفیت و

پذیرش انسان ها حقایق را به آنان عرضه نمایند این عالم تا خلقت بدن حضرت آدم بر روی

کره زمین ادامه داشت و بعد از آن چون آن ارواح به بدن های ذره ای متعلق شدند تمام شد و

عالم ذرشروع شد روایات زیادی در این باره در کتب معتبر می باشد از جمله:

خلق الله الارواح قبل البدان بألفی عام

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


انسان و عالم ذر
[تصویر: ASDGSGJ.jpg]
معناي عالم ذر و تعهد انسان به خداپرستي در اين عالم چيست؟
در اين باره توجه به چند نكته لازم است:
الف) هيچ موجودي در وجود يافتنش داراي اختيار نيست و وجود انسان نيز از اين قبيل است و عالم ذر، ربطي به آن ندارد.
ب) در مورد عالم «ذر» در ميان دانشمندان، مفسران، متكلمان و محدثان، گفت و گوهاي زيادي واقع شده است و اين، نشانگر پيچيدگي موضوع (عالم ذر) مي باشد.
خداي سبحان در قرآن كريم مي فرمايد: « به خاطر بياور زماني را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، «ذريه ي» آنها را برگرفت و آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسيد: « آيا من پروردگار شما نيستم؟ آنان همگي گفتند: آري، ما گواهي داديم. اين كار را خداوند به خاطر آن انجام داد كه در روز قيامت نگوييد ما از اين موضوع –توحيد و معرفه الله – غافل بوديم». 1
حال، اين ظهور و بروز ( در عالم ذر) كه واقع شده، به چه صورت انجام گرفته است و منظوراز عالم ذر چيست؟
1. محدثان در پاسخ مي گويند: در بعضي از احاديث آمده است : فرزندان آدم تا پايان دنيا به صورت ذرات كوچكي از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر كردند؛ در حالي كه داراي عقل و شعور بودند و قادر بر سخن و تكلم بودند. خداوند از آنان پرسيد: آيا من پروردگار شما نيستم؟ همگي در پاسخ گفتند. آري و به اين ترتيب ، پيمان نخستين بر توحيد گرفته شد.
2. گروهي از مفسران چنين مي گويند: منظور از «ذر» ذرات نخستين وجود انسان (نطفه) است كه از پشت پدران به رحم مادران انتقال يافت و به تدريح در عالم جنين، به صورت انسان كاملي درآمد و در همان حال، خداوند استعدادهايي به او داد تا بتواند حقيقت توحيد را درك كند. از اين رو، عالم ذر، عالم جنين است و سوؤال و پاسخ، به زبان حال صورت گرفته است.
3. منظور از عالم «ذر»، عالم ارواح است؛ يعني، خداوند در آغاز، ارواح انسان ها را آفريد و مخاطب ساخت و از آنان اقرار بر توحيد گرفت.
4. منظور از «ذر» ، اجزاي بسيار كوچك نيست؛ بلكه ذر به معناي (ذريه) است؛ خواه كوچك و صغير باشند يا بزرگ و كبير. بنابراين، سوؤال و جواب در ميان انسان و خداوند ، به وسيله ي پيامبران و به زبان «قال» مي‌باشد.
5. سوؤال و جواب ( در عالم ذر) بين انسان و خداوند، به زبان حال، صورت گرفته است؛ آن هم بعد از بلوغ، كمال و عقل.
6. علامه طباطبايي مي گويد: موجودات داراي دو نوع وجودند؛ يك وجود جمعي در نزد خدا كه در قرآن به عنوان ملكوت از آن ياد شده است و ديگري وجودات پراكنده كه با گذشت زمان، به تدريج ظاهر مي‌شوند. به اين ترتيب، عالم انسانيت دنيوي، مسبوق به عالم انسانيت ديگري است كه در آن جا هيچ موجودي از پروردگار پوشيده نسيست و با شهود باطني، اورا مشاهده كرده، به واحديت او اعتراف مي كندو سوؤال و جواب در عالم «ذر» مربوط به آن جا مي‌شود.2
آيه ي ميثاق، از آياتي است كه مفسران سوؤال هاي زيادي دربارة آن مطرح كرده اند كه برخي به شرح ذيل است:
1. اين ميثاق الهي ، در چه عالمي انجام گرفته است؟
2. اين پيمان، در چه شرايطي واقع شده است؟
3. آيا اين عهد ، به صورت دسته جمعي بوده است يا تك تك انسان ها حضور داشته اند؟ پيش از آن كه به آراي صاحب نظران اشاره كنيم، لازم است توجه كنيم كه گر چه نكات مهم و دقيقي در اين بحث وجود دارد ، ولي اين آيه به روشني دلالت مي كند كه خدا با فرد فرد انسانها مواجهه داشته و به آن ها گفته است.« آيا من خداي شما نيستم»؟ آنان نيز گفته اند: «آري، تويي خداي ما».
منشاء ابهام ، اين است كه ما خودمان چنين چيزي به خاطر نداريم. برخي از اين مطلب روشن، نتيجه‌اي جالب گرفته‌اند و گفته‌اند كه چنين مكالمه ي حضوري و عذربراندازي كه خطاي در تطبيق را هم نفي مي‌كند، جز با علم حضوري و شهود قلبي حاصل نمي‌شود؛از اين رو، معرفتي كه در آيه به آن اشاره شده است، معرفتي شخصي خواهد بود و نه شناختي كلي كه با مفاهيم عقلي حاصل مي‌شود و تفاوت اولي با دومي دراين است كه در اولي، شخص خالق و اوصاف آن هم چون يگانگي و ربوبيت او مشخص مي‌گردد؛ ولي در دومي ، تنها نفس خالق كلي ، بدون تشخص معلوم مي‌شود. 3
آراي صاحب نظران درباره ي جايگاه ميثاق به قرار زير است:
1. اين نظريه ي عالم ذر مي‌گويد كه ارواح انسان‌ها قبل از تعلق به بدن، به ذرات ريزي تعلق گرفته است و آن ذرات ، با تعلق ارواح، زنده و آگاه شدند؛ پس از آن، خداوند اين مطلب را ميثاق گرفت . بر اساس نظر اين گروه، آيه ناظر به عالم ذر است؛ يعني خداوند از صلب آدم، ذرات ريزي را استخراج كرد و با تعلق ارواح به آنها، از آنان عهد و پيمان گرفت. علامه مجلسي و آقا جمال الدين خوانساري اين نظر پذيرفته‌اند.4
نقد:
الف) اين نظريه، با ظاهر آيه مخالف است؛ زيرا آيه مي گويد كه خدا از صلب بني آدم، ذريه آنها را گرفت و نه از صلب آدم.
ب) نظريه فوق مستلزم تناسخ است و تناسخ به حكم عقل باطل است؛ زيرا بر اين اساس، تمام انسان‌ها يك بار به اين جهان گام نهاده‌اند و پس از يك زندگي كوتاه، از اين جهان رخت بربسته‌اند و بار ديگر، به تدريج، به اين جهان بازگشته‌اند كه اين، همان تناسخ است .5
ج) اگر اين پيمان، با آگاهي كامل اخذ شده است، چرا كسي فعلاً از اين پيمان خبري ندارد؟
2. برخي چون زمخشري، بيضاوي، شيخ طوسي، سيد قطب، علامه شرف الدين عاملي و ميرداماد، محمد تقي جعفري و...قايلند كه اين آيه، در مقام بيان واقع نيست؛بلكه از طريق تمثيل ، به مسأله فطرت اشاره دارد. به نظر اين گروه، منظور آيه اين است كه خداوند با اعطاي نعمت‌هاي بي‌شمار و اعطاي عقل به انسان، گويا توقع و انتظار دارد كه انسان در مقابلش تعظيم كند، و انسان هم طبق ذات فطرت خود، به اين خطاب مجازي خداوند لبيك گفته است.6 مهم ‌ترين اشكال اين نظريه، مخالفت آن با ظاهر كلام الهي مي‌باشد؛ زيا آيه ي با كلمه «اذ» كه علامت گذشته مي باشد؛ نازل گرديده است.
3. شيخ مفيد، اصل عالم ذر را به صورت حقيقي و تكويني پذيرفته است؛ ولي خطاب‌هاي رد و بدل شده ي خدا و انسان‌ها را به نحو حقيقي منكر شده و همه آنها را به تمثيل و مجاز حمل كرده است. 7
انتقادهاي وارد بر نظريه‌هاي اول و دوم، بر اين نظريه هم وارد است.
4. به اعتقاد علم الهدي، عالم ذر، واقعاً بوده است؛ اما تمام ذريه ي آدم در آن عالم حاضر نبوده‌اند؛ بلكه اختصاص به اولاد كفار دارد.8
1. اين نظريه با ظاهر آيه كه دلالت بر اخذ ميثاق از عموم دارد، مخالف است.
2. اگر تنها ميثاق اولاد مشركين مقصود بود، بايد به نحوي روشن ادا مي‌گرديد.9
5. استاد جوادي آملي معتقد است كه مراد از آيه،بيان واقعيت خارجي است و خداوند متعال به لسان عقل و وحي و با زبان انبياء از انسان ميثاق گرفته است؛ يعني خداوند در برابر درك عقلي و رسالت وحي، از مردم پيمان گرفته است كه معارف دين را بپذيرند. وي در تاييد نظريه ي خود به پنج نكته اشاره مي‌كند و مي‌گويد « اين معنا، براي عقل و وحي، نحوه‌اي تقدم نسبت به مرحله ي تكليف وجود دارد؛ لذا ظاهر كلمه ي «اذ» محفوظ مي ماند. منظور از نحوه ي تقدم ، اين است كه اول پيامبران مي‌آيند و مقدمات پذيرش را فراهم مي‌كنند؛ سپس تكليف حادث مي‌شود».10
اين نظريه، به تأويل نزديك تر است تا تفسير، زيرا از اذهان همگان دور است و افزون بر آن، خطاب‌هاي آيه را طبق اين تفسير، بايد بر مجاز حمل كرد و نه حقيقت.
علامه طباطبايي هم در نقد نظريه ي فوق مي‌گويد: « اگر منظوراز اخذ ميثاق ، همان زيان وحي باشد؛ [بايد] مانند ساير احكام مي‌فرمود: به مردم چنين ابلاغ كن؛ به اين كه بگوييد: شما به ياد بياوريد.11
6. علامه طباطبايي معتقد است كه مقصود آيه ، جنبه ي ملكوتي انسان هاست ؛ يعني جاي شهود و اشهاد و جايگاه ميثاق، ملكوت انسان هاست ؛ زيرا با توجه به ظاهر آيه كه فرمود « و اذ اخذ؛ يعني به ياد بياور» استفاده مي‌شود كه اولاً، قبل از اين جايگاه محسوس، جايگاه نامحسوس ديگري وجود داشته است كه در آن جا ميثاق انجام گرفته است. ثانياً ، صحنه ي اخذ ميثاق، بر نشأيه حس و طبيعت مقدم است. ثالثاً، چون اين دو جايگاه با هم متحدند و از هم جدا نيستند، خداوند به انسان ملكي و مادي امر مي‌كند كه به ياد آن جايگاه ملكوتي باشد و وقتي به ياد آن جايگاه باشد، آن را حفظ مي‌كنند.
7. اين نظريه در ميان علما مورد توجه جدي قرار گرفته است و آنان، نظرهاي مختلفي درباره ي آن اظهار كرده‌اند استاد جوادي آملي ، استاد جعفر سبحاني و شهيد دكتر بهشتي اين نظريه را نقد و بررسي كرده اند.
طبق نظريه ي علامه و تمامي كساني كه عالم ذر و گفت و گوي بين انسان و خدا را پذيرفته‌اند ، فلسفه ي وجود آن عالم اين است كه انسان با شهود باطني ، خدا را مشاهده و به وحدانيت او اعتراف نموده است و اين شهود، باعث مي‌شود كه در عالم مادي كه موانع مختلفي سر راه دارد، آن عالم را و شهود خداي خويش را كه سرمايه ي اصلي هدايت و نجات اوست، فراموش نكند و تا زماني كه آن ميثاق و آن شهود فطري در درون جان انسان زنده باشد، راه انحراف را در پيش نخواهد گرفت و در واقع، آن شهود عالم ملكوت و عالم ذر، مي‌تواند تضمين كننده ي نجات انسان و ماندن بر صراط توحيد باشد؛ البته اين امكان وجود دارد كه انسان، گنجينه هاي عالم ملكوت و فطرت را با آلودگي هاي گناه و حب دنيا دفن كند؛ ولي اگر به پيامبران و امامان اين امكان را بدهد كه به آنها دسترسي پيدا كنند، آن گنجينه‌ها را از زير خروار حجاب ها نجات مي دهند.
امام علي عليه السلام درباره ي هدف بعثت مي فرمايد: « خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود و هر چند گاه، متناسب با خواسته‌هاي انسان‌ها، رسولان خود را پي در پي اعزام كرد تا وفاداري به پيمان فطرت را از آنان بازجويند و نعمت هاي فراموش شده را به ياد آورند و با ابلاغ احكام الهي، حجت را بر آنها تمام نمايند و توانمندي‌هاي پنهان شده ي عقل ها را آشكار سازند». 12
از جملات بالا به حكمت و فلسفه دوم براي عالم ذر مي توان پي برد و آن سهولت يافتن هدايت انسان‌ها توسط پيامبران و امامان و مصلحان است، وجود شهود عالم ملكوت و عالم ذر، اين زمينه را براي رهبران ديني آماده مي‌كند كه بشر را به راحتي هدايت نمايند و با زنده نمودن آن پيمان و كشف گنجينه‌هاي فطرت، به سادگي انسان ها را به راه راست رهنمون سازند.
فلسفه ديگر اين است كه معلمان و انسان‌هاي متدين، از هدايت ديگران هرگز نااميد نشوند؛ زيرا خواهند دانست كه عوامل مختلفي در درون انسان ها، آنان را براي اصلاح ياري مي‌رساند؛ عوامي مثل عقل آدمي، وجدان اخلاقي، فطرت و وجود عالم ذر و شهود ملكوتي آن.
در واقع، مجموعه اينها، عوامل ستون پنجم دروني به حساب مي‌آيند كه باعث مي‌شوند مصلحان تا آخرين لحظه، ازهدايت انسان‌ها نااميد نشوند و به همين جهت گاهي برخي افراد با يك جرقه در آخرين روزهاي عمر خود، به فطرت حقيقي و شهود ملكوتي خود برگشته، در صراط حق و توحيد قرار گرفته‌اند.
****************************************************
خوب حالا
در زیارت حضرت فاطمه می خوانیم ای کسی که خدا قبل از آفرینشت تو را امتحان کرد.معای این جمله چیست؟

- چون حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و علی(علیه السلام) وحسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها)قبل از خلقت موجود بودند وذخایر خداوند برای هدایت و اسوه ی بشریت بودندو دارای وجود نوری بودند مورد امتحان الهی قرار گرفته اند ودر امتحانات الهی پیروز شده انداین لفظ در زیارت برای ایشان اورده شده. درست مثل اینکه وقتی قرار است به کسی مسئولیت بزرگی واگذار شود ابتدا مورد مصاحبه و ازمایشات تخصصی قرار میگیرد تا شایستگی اش محرز شود.

این در حالی است که انسانها ی دیگر بعد از خلقت ودر دنیا مورد امتحان وآزمایش قرار میگیرند.
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-
لطفا با توجه به نقل قول بالا ، روایات عالم ذر رو بطور دقیق بررسی کنید ، مثلا اینکه آیا روایات عالم ذر برای اعتقاد الزام آور هست یا نه؟یا مثلا مهمتر از اون ، فرض کنیم که برکنار از ادله ی روایی برای عدم قبول عالم ذر به نسبت قبول اون شواهد بیشتری وجود داشته باشه و در مجموع عدم پذیرش اون معقولتر و مقبولتر باشه (همچنانکه موضع فلسفه ی مشا و همینطور حکمت متعالیه که نفس رو حادث می دونن از این قراره) ، با این فرض جایگاه احادیث عالم ذر بگونه ای هست که ما هنوز هم جانب عالم ذر رو بگیریم یا نه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری12 ، Hadith ، حضرت عشق ، قلب
۱۰:۱۲, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:لطفا با توجه به نقل قول بالا ، روایات عالم ذر رو بطور دقیق بررسی کنید ، مثلا اینکه آیا روایات عالم ذر برای اعتقاد الزام آور هست یا نه؟یا مثلا مهمتر از اون ، فرض کنیم که برکنار از ادله ی روایی برای عدم قبول عالم ذر به نسبت قبول اون شواهد بیشتری وجود داشته باشه و در مجموع عدم پذیرش اون معقولتر و مقبولتر باشه (همچنانکه موضع فلسفه ی مشا و همینطور حکمت متعالیه که نفس رو حادث می دونن از این قراره) ، با این فرض جایگاه احادیث عالم ذر بگونه ای هست که ما هنوز هم جانب عالم ذر رو بگیریم یا نه؟

آیه ی قرآن دراین مورد اومده همون طور که خودتون اشاره کردید. پس یقینا بوده! روایات رو نمی دونم ولی منظورتون از ((هنوز هم باید جانب عالم ذر رو بگیریم یا نه؟)) درست متوجه نمی شم! اگر منظورتون وجود یا عدم وجودش هست که خودتان می دانید که هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۲:۲۶, ۲۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
میدونید احتمال خیلی زیاد وجود داره به عنوان مثال در زندگی روز مره بارها صحنه هایی رو میبینید که قبلا برای شما اتفاق افتاده است مثل این میمونه که قبلا واقعا زندگی کردی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۱۷, ۱۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #26
آواتار

به نام خدا

معنای عالم ذر و تعهد انسان به خداپرستی در این عالم چیست؟
در این باره توجه به چند نکته لازم است:
الف) هیچ موجودی در وجود یافتنش دارای اختیار نیست و وجود انسان نیز از این قبیل است و عالم ذر، ربطی به آن ندارد.
ب) در مورد «عالم ذر» در میان دانشمندان، مفسران، متکلمان و محدثان، گفت وگوهای زیادی واقع شده است و این، نشانگر پیچیدگی موضوع (عالم ذر) می باشد.
خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید: «به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، «ذریه» آنها را برگرفت و آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنان همگی گفتند: آری، ما گواهی دادیم. این کار را خداوند به خاطر آن انجام داد که در روز قیامت نگویید ما از این موضوع - توحید و معرفه الله - غافل بودیم».1
حال، این ظهور و بروز (در عالم ذر) که واقع شده، به چه صورت انجام گرفته است و منظور از عالم ذر چیست؟
1. محدثان در پاسخ می گویند: در بعضی از احادیث آمده است: فرزندان آدم تا پایان دنیا به صورت ذرات کوچکی از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر کردند؛ در حالی که دارای عقل و شعور بودند و قادر بر سخن و تکلم بودند. خداوند از آنان پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ همگی در پاسخ گفتند. آری و به این ترتیب، پیمان نخستین بر توحید گرفته شد.
2. گروهی از مفسران چنین می گویند: منظور از «ذر»، ذرات نخستین وجود انسان (نطفه) است که از پشت پدران به رحم مادران انتقال یافت و به تدریج در عالم جنین، به صورت انسان کاملی درآمد و در همان حال، خداوند استعدادهایی به او داد تا بتواند حقیقت توحید را درک کند. از این رو، عالم ذر، عالم جنین است و سوءال و پاسخ، به زبان حال صورت گرفته است.
3. منظور از عالم «ذر»، عالم «ارواح» است؛ یعنی، خداوند در آغاز، ارواح انسان ها را آفرید و مخاطب ساخت و از آنان اقرار بر توحید گرفت.
4. منظور از «ذر»، اجزای بسیار کوچک نیست؛ بلکه ذر به معنای ذریه (فرزندان) است؛ خواه کوچک و صغیر باشند یا بزرگ و کبیر. بنابراین، سوءال و جواب در میان انسان و خداوند، به وسیله پیامبران و به زبان «قال» می باشد.
5. سوءال و جواب (در عالم ذر) بین انسان و خداوند، به زبان حال، صورت گرفته است؛ آن هم بعد از بلوغ، کمال و عقل.
6. علامه طباطبائی می گوید: موجودات دارای دو نوع وجودند؛ یک وجود جمعی در نزد خدا که در قرآن به عنوان ملکوت از آن یاد شده است و دیگری وجودات پراکنده که با گذشت زمان، به تدریج ظاهر می شوند. به این ترتیب، عالم انسانیت دنیوی، مسبوق به عالم انسانیت دیگری است که در آن جا، هیچ موجودی از پروردگار پوشیده نیست و با شهود باطنی، او را مشاهده کرده، به واحدیت او اعتراف می کند و سوءال و جواب در عالم «ذر»، مربوط به آن جا می شود.2
آیه میثاق، از آیاتی است که مفسران، سوءال های زیادی درباره آن مطرح کرده اند که برخی به شرح ذیل است:
1. این میثاق الهی، در چه عالمی انجام گرفته است؟
2. این پیمان، در چه شرایطی واقع شده است؟
3. آیا این عهد، به صورت دسته جمعی بوده است یا تک تک انسان ها حضور داشته اند؟ پیش از آن که به آرای صاحب نظران اشاره کنیم، لازم است توجه کنیم که گرچه نکات مبهم و دقیقی در این بحث وجود دارد، ولی این آیه به روشنی دلالت می کند که خدا با فرد فرد انسان ها مواجهه داشته و به آن ها گفته است: «آیا من خدای شما نیستم»؟ آنان نیز گفته اند: «آری، تویی خدای ما».
منشاء ابهام، این است که ما خودمان چنین چیزی به خاطر نداریم . برخی از این مطلب روشن، نتیجه ای جالب گرفته اند و گفته اند که چنین مکالمه حضوری و عذربراندازی که خطای در تطبیق را هم نفی می کند، جز با علم حضوری و شهود قلبی حاصل نمی شود؛ از این رو، معرفتی که در آیه به آن اشاره شده است، معرفتی شخصی خواهد بود و نه شناختی کلی که با مفاهیم عقلی حاصل می شود و تفاوت اولی با دومی در این است که در اولی، شخص خالق و اوصاف آن همچون یگانگی و ربوبیت او مشخص می گردد؛ ولی در دومی، تنها نفس خالق کلی، بدون تشخص معلوم می شود.3
آرای صاحب نظران درباره جایگاه میثاق به قرار زیر است:
1. این نظریه عالم ذر می گوید که ارواح انسان ها قبل از تعلق به بدن، به ذرات ریزی تعلق گرفته است و آن ذرات، با تعلق ارواح، زنده و آگاه شدند؛ پس از آن، خداوند این مطلب را میثاق گرفت . بر اساس نظر این گروه، آیه، ناظر به عالم ذر است؛ یعنی خداوند از صلب آدم، ذرات ریزی را استخراج کرد و با تعلق ارواح به آنها، از آنان عهد و پیمان گرفت. علامه مجلسی و آقا جمال الدین خوانساری این نظر را پذیرفته اند.4
نقد:
الف) این نظریه، با ظاهر آیه مخالف است ؛ زیرا آیه می گوید که خدا از صلب بنی آدم، ذریه آنها را گرفت و نه از صلب آدم.
ب) نظریه فوق مستلزم تناسخ است و تناسخ به حکم عقل باطل است ؛ زیرا بر این اساس، تمام انسان ها یک بار به این جهان گام نهاده اند و پس از یک زندگی کوتاه، از این جهان رخت بربسته اند و بار دیگر، به تدریج، به این جهان بازگشته اند که این، همان تناسخ است.5
3. اگر این پیمان، با آگاهی کامل اخذ شده است، چرا کسی فعلاً از این پیمان خبری ندارد؟
2. برخی چون زمخشری، بیضاوی، شیخ طوسی، سید قطب، علامه شرف الدین عاملی و میرداماد، محمدتقی جعفری و...، قائلند که این آیه، در مقام بیان واقع نیست؛ بلکه از طریق تمثیل، به مسئله فطرت اشاره دارد. به نظر این گروه، منظور آیه این است که خداوند با اعطای نعمت های بی شمار و اعطای عقل به انسان، گویا توقع و انتظار دارد که انسان در مقابلش تعظیم کند، و انسان هم طبق ذات و فطرت خود، به این خطاب مجازی خداوند لبیک گفته است.6 مهم ترین اشکال این نظریه، مخالفت آن با ظاهر کلام الهی می باشد؛ زیرا آیه با کلمه «اذ» که علامت گذشته می باشد، نازل گردیده است .
3. شیخ مفید، اصل عالم ذر را به صورت حقیقی و تکوینی پذیرفته است ؛ ولی خطاب های رد و بدل شده خدا و انسان ها را به نحو حقیقی منکر شده و همه آنها را به تمثیل و مجاز حمل کرده است.7
انتقادهای وارد بر نظریه های اول و دوم، بر این نظریه هم وارد است.
4. به اعتقاد علم الهدی، عالم ذر، واقعاً بوده است؛ اما تمام ذریه آدم در آن عالم حاضر نبوده اند؛ بلکه اختصاص به اولاد کفار دارد.8
1. این نظریه با ظاهر آیه که دلالت بر اخذ میثاق از عموم دارد، مخالف است .
2. اگر تنها میثاق اولاد مشرکین مقصود بود، باید به نحوی روشن ادا می گردید.9
5. استاد جوادی آملی معتقد است که مراد از آیه، بیان واقعیت خارجی است و خداوند متعال به لسان عقل و وحی و با زبان انبیا، از انسان میثاق گرفته است؛ یعنی خداوند در برابر درک عقلی و رسالت وحی، از مردم پیمان گرفته است که معارف دین را بپذیرند. وی در تایید نظریه خود به پنج نکته اشاره می کند و می گوید: «این معنا، تحمیلی بر ظاهر آیه مورد بحث نیست؛ زیرا برای عقل و وحی، نحوه ای تقدم نسبت به مرحله تکلیف وجود دارد؛ لذا ظاهر کلمه «اذ»، محفوظ می ماند. منظور از نحوه تقدم، این است که اول پیامبران می آیند و مقدمات پذیرش را فراهم می کنند؛ سپس تکلیف حادث می شود».10
این نظریه، به تأویل نزدیک تر است تا تفسیر؛ زیرا از اذهان همگان دور است و افزون بر آن، خطاب های آیه را طبق این تفسیر، باید بر مجاز حمل کرد و نه حقیقت.
علامه طباطبایی هم در نقد نظریه فوق می گوید: «اگر منظور از اخذ میثاق، همان زبان وحی باشد، [باید] مانند سایر احکام می فرمود: به مردم چنین ابلاغ کن؛ نه این که بگوید: شما به یاد بیاورید.11
6. علامه طباطبایی معتقد است که مقصود آیه، جنبه ملکوتی انسان هاست؛ یعنی جای شهود و اشهاد و جایگاه میثاق، ملکوت انسان هاست؛ زیرا با توجه به ظاهر آیه که فرمود «و اذ اخذ؛ یعنی به یاد بیاور»، استفاده می شود که اولاً، قبل از این جایگاه محسوس، جایگاه نامحسوس دیگری وجود داشته است که در آن جا میثاق انجام گرفته است. ثانیاً، صحنه اخذ میثاق، بر نشئه حس و طبیعت مقدم است. ثالثاً، چون این دو جایگاه با هم متحدند و از هم جدا نیستند، خداوند به انسان ملکی و مادی امر می کند که به یاد آن جایگاه ملکوتی باشد و وقتی به یاد آن جایگاه باشد، آن را حفظ می کنند.
این نظریه در میان علما مورد توجه جدی قرار گرفته است و آنان، نظرهای مختلفی درباره آن اظهار کرده اند استاد جوادی آملی، استاد جعفر سبحانی و شهید دکتر بهشتی این نظریه را نقد و بررسی کرده اند.
طبق نظریه علامه و تمامی کسانی که عالم ذر و گفت وگوی بین انسان و خدا را پذیرفته اند، فلسفه وجود آن عالم این است که انسان با شهود باطنی، خدا را مشاهده و به وحدانیت او اعتراف نموده است و این شهود، باعث می شود که در عالم مادی که موانع مختلفی سر راه دارد، آن عالم را و شهود خدای خویش را که سرمایه اصلی هدایت و نجات اوست، فراموش نکند و تا زمانی که آن میثاق و آن شهود فطری در درون جان انسان زنده باشد، راه انحراف را در پیش نخواهد گرفت و در واقع، آن شهود عالم ملکوت و عالم ذر، می تواند تضمین کننده نجات انسان و ماندن بر صراط توحید باشد؛ البته این امکان وجود دارد که انسان، گنجینه های عالم ملکوت و فطرت را با آلودگی های گناه و حب دنیا دفن کند؛ ولی اگر به پیامبران و امامان این امکان را بدهد که به آنها دسترسی پیدا کنند، آن گنجینه ها را از زیر خروار حجاب ها نجات می دهند.
امام علی علیه السلام درباره هدف بعثت می فرماید: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود و هر چند گاه، متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان بازجویند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احکام الهی، حجت را بر آنها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشکار سازند».12
از جملات بالا به حکمت و فلسفه دوم برای عالم ذر می توان پی برد و آن، سهولت یافتن هدایت انسان ها توسط پیامبران و امامان و مصلحان است، وجود شهود عالم ملکوت و عالم ذر، این زمینه را برای رهبران دینی آماده می کند که بشر را به راحتی هدایت نمایند و با زنده نمودن آن پیمان و کشف گنجینه های فطرت، به سادگی انسان ها را به راه راست رهنمون سازند.
فلسفه دیگر این است که مصلحان و انسان های متدین، از هدایت دیگران هرگز ناامید نشوند؛ زیرا خواهند دانست که عوامل مختلفی در درون انسان ها، آنان را برای اصلاح یاری می رساند؛ عواملی مثل عقل آدمی، وجدان اخلاقی، فطرت و وجود عالم ذر و شهود ملکوتی آن.
در واقع، مجموعه اینها، عوامل ستون پنجم درونی به حساب می آیند که باعث می شوند مصلحان تا آخرین لحظه، از هدایت انسان ها ناامید نشوند و به همین جهت گاهی برخی افراد با یک جرقه در آخرین روزهای عمر خود، به فطرت حقیقی و شهود ملکوتی خود برگشته، در صراط حق و توحید قرار گرفته اند.
برای اطلاعات بیشتر به منابع زیر مراجعه کنید:
1. فطرت در قرآن، جوادی آملی، ج 12.
2. منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج 2.
3. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 8.
4. خدا از دیدگاه قرآن، دکتر بهشتی.
5. کیهان اندیشه، شماره 58.

من چيزي كه از اين مطلب ياد گرفتم اين بود كه
1 - وقتي كه خدا تو قران ميگه كه ( و به عهد خود وفا نكردند ) همون عهدي هست كه در عالم ذر با خدا بستند
2 - حتما تو قران خونديد كه وقتي كه كافران به جهنم ميروند ميگويند كه خدايا ما را به دنيا بازگردان تا اعمال نيك انجام دهيم ولي خداوند ميگويد كه اگر شمارا به دنيا باز گردانيم باز همان كارهاي بد را انجام ميدهيد . اين براي من سوال بود كه با اين كه افراد جهنم را ديدند و عذاب آنجارا چشيدند مگر ممكن هست كه باز همان كارهارا بكنند ؟! و الان فهميدم كه درست است همان پيماني كه در جهنم ميبنديم شبيه پيمان عالم ذرع است و در اين دنيا مانند آن پيماني كه در عالم ذرع با خدا بستيم فراموش ميكنيم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، mahdy_mir ، علی 110 ، heaven ، حضرت عشق
۲۲:۳۷, ۱۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
آیات وروایاتی که اشاره به عوالم وموجودات دیگر دارند
پایگاه خبری شیعه ، آیات وروایاتی که درذیل می آینداشاره به وجود عوالم وموجودات دیگر دارند که برداشت وتدبر در آنها را به عهده خوانندگان می گذاریم:

در روایات مطرح شده است که امام باقر (علیه السلام) به جابربن یزید می گوید:

گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از

شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی...(صدوق،خصال،ج2،ص450؛بحارالانوار،ج63،ص82-83)

از حضرت علی ( علیه السلام ) پرسیدند:

پیش از آدم ابوالبشر چه کسی بود ؟ حضرت علی فرمودند : " آدمی دیگر ! خداوند 1000 عالم و 1000000 آدم آفریده است و تو در آخرین عالم و سلسه ی آخرین آدمیان هستی ! " ( کتاب روح و ریحان ، ص 133)

مانند آن روایت از امام باقر (علیه السلام) در الخصال ، ج2 ، ص 652 نیز نقل شده است.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که به راوی فرمود:

شاید شما گمان می‌کنید که خدا غیر از شما هیچ بشری دیگری نیافریده است! نه، چنین نیست، بلکه هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید».(صدوق، توحید، ج 1، ص 277)

نیز از امام باقر(علیه السلام) روایت شده:

خدا از روزی که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق کرد (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند. خداوند همه آنها را از پوسته روی زمین آفرید و نسل بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش از او جدا ساخت».(صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54)

حضرت امیرالمومنین(علیه السلام)می فرماید:

سپس خداوند منزه برای اسکان آسمانها و ابادسازی برترین طبقه ی ملکوت ,مخلوقات جدیدی از ملائکه اش ایجاد نمود و شکاف های اسمان و مکان های خالی ان جا را با انها پر نمود. (بحار الانوار ج 52 ص 109 )

حضرت باقر (علیه السلام)در خطاب به ابوحمزه ثمالی می فرماید:

ای ابا حمزه ,این قبه (گنبد ،سیاره )پدر ما ادم است و خداوند غیر از ان (سیاره) سی و نه گنبد(سیاره) دارد و در انجا مخلوقاتی هستند که یک چشم بهم زدن نیز نافرمانی خداوند نکرده اند. (روضه کافی ص231 )

قبه در این حدیث اشاره به تمدن اسمانی است و تعداد 39 صرفا تعیین حدود نیست بلکه معرفی تعدادی از این تمدن ها و جهان هاست زیرا در احادیث متعدد تعداد ان ها را مختلف اوردند.

حضرت صادق(علیه السلام) می فرماید:

در ورای این خورشید شما چهل خورشید دیگر است که در ورای ان ها مخلوقات بسیاری وجود دارند ودر ورای این ماه شما چهل ما است که مخلوقات بسیاری در انها زندگی می کنند. (بصائر الدرجات ص510)

امیر المومنین (علیه السلام)می فر ماید:

خداوند پشت مغرب سرزمینی دارد که به ان جابلقا می گویند ودر جابلقا هفتاد تمدن است که هیچ یک مثل این تمدن (بشری) نیست هیچ گاه نافرمانی خداوند نکرده اند.

وفی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/4) ودر خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائیست برای قومی که یقین آورندگانند.

والله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاء ان الله علی کل شیئ قدیر(نور/45).

وخداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ،گروهی بر شکم خود راه میروند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه میروند،خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

ومن آیاته خلق السموات والارض و ما بث فیهما من دابه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر(شوری/29)

واز آیات اوست آفرینش سیارات(سموات) و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده، و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها توانست.

ولله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون(نحل/49)

آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

و کاین من دابه لا تحمل رزقها الله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/60)

و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد،خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

سوره: طه , آیه: 6

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست

سوره: 34 , آیه: 1

سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست سنجیده کار آگاه

سوره: الانبیا , آیه: 19

و هر که در آسمانها و زمین است براى اوست و کسانى که نزد اویند از پرستش وى تکبر نمى ورزند و درمانده نمى شوند.

سوره: الحج , آیه: 18

آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند و بسیارىاند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که را خدا خوار کند او را گرامى دارنده اى نیست چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى دهد.

سوره: الانبیا , آیه: 30

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى آورند.

سوره:الفتح, آیه: 4

اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره داناى سنجیده کار است.

سوره:الحاثیه , آیه: 13

و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است.

سوره:الشوری, آیه: 29

و از نشانه هاى [قدرت] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع] جنبنده* در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست .

سوره:الاسرا , آیه: 44

آسمانهاى هفتگانه* و زمین و *هر کس که در آنهاست* او را تسبیح مى گویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او مى گوید ولى شما تسبیح آنها را درنمى یابید به راستى که او همواره بردبار [و] آمرزنده است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

هذِهِ النُّجُومُ الَّتی فی السَّماءِ مَدائِنُ مِثلُ المَدائِنِ الَّتی فی الأرضِ مَربُوطَهٌ کُلُّ مَدینَةٍ اِلی عَمُودٍ مِن نُورٍ

این ستارگانی که در آسمان هستند شهرها (و آبادی‌هایی) همچون شهرهای زمینند، هر شهری از آنها با ستونی از نور (با شهرهای دیگر) پیوسته است.

سفینة البحار، جلد ۳، صفحه‌ی ۵۷۴

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ . ــــ برای خدای عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است که هر کدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین می باشد. هیچکدام از (اهل) این عوالم برای خدا عالمی غیر از عالم خودشان نمی بینند و من حجّت هستم برای همه ی این عالمها.» (بحارالأنوار ، ج27 ، ص41 )

جابر گوید از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمودند:همانا بیرون از این خورشید شما چهل چشمه ی خوشید است که از هر خورشیدی تا خورشید دیگر چهل روز فاصله است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. و بیرون این ماه شما چهل ماه است که بین ماهی تا ماه دیگر مسیر چهل روز است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. به آنها الهام شده همانگونه که به زنبور عسل الهام شده که لعنت کنند اوّلی و دومی را در هر زمانی از زمانها ؛ و بر آنها فرشتگانی گماشته شده اند تا هر گاه لعنت نکردند آنها را عذاب کرده شوند.» (بحارالأنوار ، ج 27 ، ص46)

ابن عبّاس گوید رسول خدا بر ما وارد شد در حالی که حلقه حلقه نشسته بودیم ؛ پس به ما فرمود: در چه کارید؟ گفتیم: درباره ی خورشید فکر می کنیم که چگونه طلوع می کند و چگونه غروب می نماید. فرمودند: احسنت بر شما چنین کنید و تفکّر نمایید در مخلوق و تفکّر نکنید در خالق. پس همانا خدا خلق نمود هر چه را که خواست برای هر چه که خواست که شما تعجّب می کنید از آن. همانا از پشت قاف هفت دریاست که هر دریایی پانصد سال است و از پشت آن هفت زمین است که نور آن اهلش را روشن می کند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که خلق شده اند به مانند پرندگان. او و جوجه اش همواره در هوا هستند و از تسبیح واحد خسته نمی شوند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که از باد خلق شده اند و غذا ، نوشیدنی ، لباس ، ظروف و حیوانات آنها از باد است. لانه های حیوانات آنها در زمین مستقرّ نمی شود تا بر پایی قیامت ؛ چشمان آنها در سینه ی آنهاست. هر کدام آنها یک بار می خوابد و بیدار می شود در حالی که روزی اش بالای سر اوست. و از پشت آن سایه ی عرش است و در سایه عرش هفتاد هزار امّت است که نمی دانند خدا آدم و بنی آدمی آفریده است و نمی دانند که ابلیس و بنی ابلیسی خلق نموده است و این است قول خدا که فرمود:« وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ ـ و خلق می کند آنچه را که نمی دانید. » » (بحارالأنوار ،ج54 ،ص348)

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: « إِنَّ مِنْ وَرَاءِ قَافٍ عَالَماً لَا یَصِلُ إِلَیْهِ أَحَدٌ غَیْرِی وَ أَنَا الْمُحِیطُ بِمَا وَرَاءَهُ وَ عِلْمِی بِهِ کَعِلْمِی بِدُنْیَاکُمْ َذِهِ وَ أَنَا الْحَفِیظُ الشَّهِیدُ عَلَیْهَا وَ لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَجُوبُ الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا وَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعَ وَ الْأَرَضِینَ فِی أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ لَفَعَلْتُ لِمَا عِنْدِی مِنَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ وَ أَنَا الْآیَةُ الْعُظْمَى وَ الْمُعْجِزُ الْبَاهِرُ . ـــــ پشت قاف عالمی است که جز من به آن نمی رسد و من محیط هستم به فراتر از آن و علم من به آن مانند علم من است به این دنیای شما و منم نگهبان و شاهد بر آن عالم و اگر بخواهم به سرعت جواب دهم دنیا را تماماً و آسمانها و زمینهای هفتگانه را در کمتر از چشم بر هم زدنی می توانم ؛ به خاطر اسم عظمی که نزد من است و منم آیه عظمای خدا و معجزه ی باهر.» (بحارالأنوار، ج54 ، ص336)

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام):« هَذِهِ النُّجُومُ الَّتِی فِی السَّمَاءِ مَدَائِنُ مِثْلُ الْمَدَائِنِ الَّتِی فِی الْأَرْضِ مَرْبُوطَةٌ کُلُّ مَدِینَةٍ إِلَى عَمُودٍ مِنْ نُورٍ طُولُ ذَلِکَ الْعَمُودِ فِی السَّمَاءِ مَسِیرَةُ مِائَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ سَنَةً ــــ این ستارگانی که در آسمان می باشند شهرهایی هستند مانند شهرهای موجود در زمین که هر شهری به ستونی از نور مربوط و متّصل است که طول آن ستون در آسمان به اندازه ی مسیر دویست و پنجاه سال است.» (بحارالأنوار ، ج55 ،ص91)

« سَأَلَ ابْنُ الْکَوَّاءِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ قَالَ ذَاتِ الْخَلْقِ الْحَسَنِ ــــ ابن الکوّا ء از امیرالمومنین (علیه السلام) درباره ی این قول خدای تعالی پرسید که « وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ ــ و سوگند به آسمان که دارای حبک است» ؛ امام فرمودند: یعنی دارای مخلوقات نیکوست.» (بحارالأنوار ، ج 55 ، ص92)



همانگونه که در نمونه روایات ذکر شده ملاحظه می شود بحث وجود موجودات خارج از زمین در روایات اهل بیت (علیه السلام) با تعابیری رازآلود و محتاج به تحقیق و تفسیر بیان شده که شاید عمده عامل آن دو چیز باشد ؛ یکی کمبود اطّلاعات و کشش فکری مردم آن عصر و دیگری طریقه ی خود معصومین (علیه السلام) که موارد زیادی سعی می نمودند وارد جزئیّات نشوند و راه اجتهاد و کوشش علمی را بر روی پیروانشان نبندند ؛ چرا که خود همین اجتهاد و استنباط و استخراج جزئیّات و تفصیلات از اصول و کلّیّات ، در هر عصری هم موجب رشد روحی اشخاص محقق است هم مانع از رکود فکری جامعه می شود. خود اهل بیت (علیه السلام) نیز در روایات متعدّدی به این سیره ی عملی خود تصریح نموده فرموده اند:« علینا الاصول و علیکم التفریع ــ بر ماست بیان اصول و بر شماست استخراج فروعات » و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « انّما علینا ان نلقی الیکم الاصول و علیکم ان تفرعوا » و امام رضا (علیه السلام) فرمودند: « علینا القاء الاصول الیکم و علیکم التفریع» (میزان الحکمه ، ج1 ، ص549)

فقهای بزرگوار شیعه در طول تاریخ بر اساس همین سیره ی عملی اهل بیت (علیه السلام) باب اجتهاد را در علم فقه الاحکام همواره باز نگه داشته و دائماً آن را ترقّی داده اند و از فقه بسیط اوّلیّه ، که فتاوا را به صورت ذکر متن حدیث بیان می کرد ، تا فقه پیش رفته ی امروزی ، با پشتوانه عظیمی به نام علم اصول فقه ، آن را پیش برده اند ؛ ولی در زمینه ی علوم طبیعی و فقه الطبیعه عنایت چندانی به روایات اهل بیت (علیه السلام) نشده و فقه الطبیعه ی اسلامی هنوز در حدّ ذکر روایات است و تحقیق قابل اعتنایی روی آنها صورت نگرفته است. البته در دهه های اخیر ، فکر نوظهوری با عنوان علم دینی در میان اندیشمندان حوزه و دانشگاه مطرح گردیده که امید است با به بار نشستن این بحث ، راههای استفاده از روایات علمی نیز گشوده شود و به مرور زمان اصول فقه علوم طبیعی اسلامی نیز تدوین و تنظیم گردد.
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: heaven
۲۲:۵۵, ۱۹/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۱ ۲۳:۰۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #28
آواتار
مهمترین نکته ی این روایات این قسمت است
نقل قول:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ . ــــ
برای خدای عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است که هر کدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین می باشد. هیچکدام از (اهل) این عوالم برای خدا عالمی غیر از عالم خودشان نمی بینند و من حجّت هستم برای همه ی این عالمها.» (بحارالأنوار ، ج27 ، ص41 )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، در جستجوی سختی ، حضرت عشق ، ISOD ، یاســین ، Just God
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ... علی 110 8 7,911 ۲۴/خرداد/۹۹ ۱۱:۲۰
آخرین ارسال: علی 110
  مباحثی پیرامون خدا شناسی در اسلام # Gryffen 32 17,877 ۲۲/مهر/۹۱ ۵:۲۴
آخرین ارسال: مجید املشی
  مباحثی پیرامون ولی فقیه (قسمت اول و دوم) دیدگاه امام خمینی و روایات و قانون اساسی وحید110 20 8,949 ۲۵/تیر/۹۱ ۱۰:۳۰
آخرین ارسال: فاطمه خانم
Star مباحثی پیرامون بعد باطنی حضرت زهرا(سلام الله علیه) و شناخت مقام ليلة‌القدري ایشان#$ zarati313 19 11,931 ۱۰/دی/۹۰ ۱۵:۰۵
آخرین ارسال: N.Mahdavian

پرش در بین بخشها:


بالا