|
عایشه بنت ابی بکر بن ابی قحافه و حفصه بنت عمر بن خطّاب
|
|
۳:۱۹, ۲۱/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۱ ۷:۲۹ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
سعی داریم در این تاپیک شناخت کاملی از دو تن از موثر ترین زنان اهل تسنن سرکار بانو عایشه دختر ابی بکر بن ابی قحافه و حفصه دختر عمر بن خطّاب داشته باشیم تا آنجا نیز که مقدور باشد از سند های تصویری نیز استفاده می کنیم ان شاءالله من باب نکته: با توجه به این که مطالب زیاد می باشد، برای مطلع شدن از مطالب جدید می توانید از گزینه مشترک شدن در موضوع، انتهای صفحه سمت چپ استفاده کنید. |
|||
|
|
۱۷:۴۰, ۲۲/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۱ ۱۱:۰۸ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
شناخت کلی از عایشه
عایشه زاده سال ۴ پس از بعثت، (سال ۹ پیش از هجرت - درگذشته ۵۷ قمری) از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و دختر ابوبکر بود. نام کامل وی: عائشه بنت ابی بکر الصدیق بن ابة قحافه بن عامر بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مرة بن کعب بن لؤی. مادرش: رومان بنت عمیر بن عامر بن دهمان بن الحارث بن غنم بن مالک بن کنانه. عایشه را مزاجی عصبی و سخت و تند و سرکش بود. حدّت طبع, سرعت درک موقعیت و تصمیم گیری, رشک و حسادت شدید, جزء شخصیت بارز عایشه بحساب می آید. عائشه در سال هشتم یا نهم قبل از هجرت در مکه تولد شده. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در سال دوم یا سوم پس از هجرت با او ازدواج کرد. و زمانی که آن حضرت درگذشت – بنا به مشهورترین قول – او هیجده ساله بود. عایشه از آن پس تا هنگام مرگ به شخصیتی موثر تبدیل شد که حوادث زیادی را پدید آورد. در زمان پیامبر پس از اینکه پیامبر رازی را به او و همسر دیگرش حفصه گفت، برخلاف آنچه پیامبر گفته بود که آنرا افشا نکنند، آنها راز را بر ملا کردند. خداوند در همین زمینه آیاتی را در سرزنش این دو نازل فرمود. (آیات اولیه سوره تحریم). در زمان عثمان، عایشه به یکی از سرسخت ترین مخالفان او تبدیل گردید. عثمان دستور داده بود که عطای او را قطع کنند. یک وقتی عثمان وارد مسجد شد. عایشه صدا زد که ای خیانتگر! در امانت خیانت کردی و رعیت را ضایع نمودی. عثمان در مقابل، آیه مربوط به زن حضرت نوح را بر وی تطبیق کرد. زمانی دیگر عثمان کسانی را که به شرابخوری ولید بن عقبه شهادت داده بودند، تهدید به مجازات کرد. عایشه بر او بانگ زد که حدود شرعی را بلا اجرا گذاشته و گواهان را مورد اهانت خود قرار داده ای؟ آن شاهدان از ترس مجازات، به خانه عایشه پناه بردند. عایشه به عثمان می گفت: چه زود سنت و روش رسول خدا را ترک کردی. وی عثمان را نعثل (مردی یهودی) می نامید. این سخنان که از دهان همسر پیامبر خارج می شد. تاثیر بسزایی در سقوط عثمان گذاشت این دشمنی تا جایی رسید که عایشه فتوای قتل عثمان را صادر کرد. عایشه از زمان خود پیامبر با امیرالمومنین دشمنی داشت، لذا پس از خلافت امام علی، طلحه و زبیر که به مخالفت با آن حضرت پرداخته بودند، با علم به این امر نزد عایشه رفته و او را نیز با خود همراه ساختند. آنها به بصره رفته و تعداد بسیاری را کشتند و بیت المال بصره را مصادره و عثمان بن حنیف حاکم بصره را مورد شکنجه قرار دادند. امیر المومنین بلافاصله همراه با سپاهی حرکت کردند و جنگ جمل میان آنها واقع شد. جمل به معنای شتر و حاکی از نقشی است که عایشه در جنگ داشته، چرا که عایشه بر شتر سرخ مویی سوار بود که سپاهیان از آن محافظت می کردند. وقتی جنگ با شکست سپاه جمل به پایان رسید. حضرت علی علیه السلام دستور داد تا عایشه را با احترام به مدینه باز گردانند. خود عایشه همیشه با یاد آوری این جریان تاسف می خورد و می گریست. اما نقش عایشه فراتر از این امور بود. وقتی امام حسن مجتبی به شهادت رسید، خواستند آن حضرت را در جوار مرقد پیامبر دفن کنند. اما عایشه بار دیگر کینه خود را به اهل بیت نشان داد و گفت: چنین چیزی هرگز انجام نخواهد شد." مروان بن حکم و دیگر بنی امیه نیز با دفن حضرت در آنجا مخالفت کردند بنابراین امام حسین که بنا به وصیت خود حضرت مجتبی نمی خواست خونی ریخته شود، آن حضرت را در بقیع دفن فرمود. معاویه وقتی که به مدینه آمد با عایشه دیدار کرد نظر او را درباره ولایتعهدی یزید پرسید. عایشه مخالف آن بود. اما معاویه گفت که این قضای الهی است و مردم بیعت کرده اند. وی هدایای زیادی را برای عایشه می فرستاد و حتی زمانی قرض های او را نیز پرداخت. منابع: تاریخ خلفا، ص 159 و 388. سقیفه بنی ساعده، ص 145. تاریخ ابن کثیر،ج 8، ص 136. |
|||
|
|
۱۲:۱۶, ۳۰/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۱ ۱۱:۰۹ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
شناخت کلی از حفصه
حـفـصـه دختر عمر بن خطّاب، خلیفه دوم، در سال پنجم پیش از بعثت پیامبر صلى الله علیه و آله متولد شد. در ابـتـدا به عقد خُنَیْس، فرزند حُذافه سهمى، درآمد. حفصه در مکه به اسلام ایمان آورد با شـوهـرش به مدینه هجرت کرد. خنیس بعد از جنگ بدر بر اثر زخمى که برداشت، درگذشت و حـفـصـه بـیـوه مـاند. پدرش به منظور یافتن همسر جدید براى او به عثمان و ابوبکر پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد، ولى آنها جواب مساعد ندادند. او گله و شکایت آن دو را پیش پیامبر برد و حضرت باب گله و شکایت را بست او با حفصه ازدواج کرد. هر چند حضرت قلبا علاقه ای به حفصه نداشت و از همان آغاز معلوم بود که پیامبر به خاطر دلجویی از عمر و تحکیم روابط با او و قوم و قبیله اش این کار ارا انحام داد. در ماجرایی که منجر به طلاق او از طرف رسول خدا گردید و دوباره به خاطر عمر رجوع کرد. عمر به دخترش حفصه گفت دخترم تو به عایشه نگاه نکن و رسول خدا را میازار که به خدا من می دانم پیامبر تو را دوست ندارد و اگر به خاطر من نبود رجوع نمی کرد. او هـمـراز و هـمـراه و از حـزب عـایـشـه بـود، سـوره تـحـریـم در مـذمـت و تـهدید حفصه و عایشه نـازل شـد چـرا کـه آن دو پـیـامـبـر را آزردنـد و او را واداشـتـنـد تـا خـود را از حـلال خـدا محروم سازد و حفصه نیز راز رسول خدا را براى عایشه افشا کرد. ابن عباس گوید: از عـمـر سـؤ ال کـردم: دو زن کـه بـا هـم علیه پیامبر همدست و همراه شدند و سوره تحریم در مـورد آنـان نـازل شد کدامین زنان بودند؟ هنوز کلامم تمام نشده بود که عمر جواب داد: عایشه و حفصه. حفصه بعد از رحلت پیامبر خدا صلى الله علیه وآله نیز همراه عایشه بود. ابن ابى الحدید مى نویسد: وقتى عایشه تصمیم گرفت براى تهیه مقدمات جنگ با امام على علیه السلام به بصره برود، براى حـفـصـه پـیـام فـرسـتـاد و او را به همراهى با خود فراخواند. حفصه تصمیم به همراهى با او گـرفـت و بـار سـفـر بـست. این خبر به برادرش عبدالله بن عمر رسید و او خواهرش را از این سـفـر بـازداشـت. حـفـصـه بارها را به زمین گذاشت و از جنگ با امیر المؤ منین على علیه السلام منصرف شد. شـیـخ مـفید و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج2ص157 آورده اند: وقتى خبر فرود آمدن حضرت على علیه السلام در ذى قار به عایشه رسید، نامه اى به حفصه نوشت. مـا در بـصره فرود آمده ایم و على در ذى قار است و گردنش چنان شکسته شده است که گویى تـخم مرغى را به کوه صفا کوبیده باشند و چون شتر سرخ موى، محاصره شده است که اگر قدمى پیش گذارد دشنه به گلویش فرو برند و اگر قدمى به عقب بردارد از پشت پاهایش را قطع کنند. وقـتى نامه عایشه به حفصه رسید، خوشحال شد و بچه هاى تیم و عدى را فراخواند تا شادى و پایکوبى کنند و به کنیزکانش دف داد تا بزنند و بگویند: خـبـر تـازه چـیست؟ خبر تازه چیست؟ على چون شتر سرخ موى محاصره شده و در ذى قار است. اگر جلو رود دشنه به گلویش مى زنند و اگر عقب رود پاهایش را قطع مى کنند. وقتى این خبر به ام سلمه رسید، بشدت ناراحت شد و تصمیم گرفت در مجلسشان حاضر شده و آنـهـا را از ایـن کـار نـهـى کـرده پـاسخ دهد. در این حال، ام کلثوم دختر مولا علی علیه السلام از ام سلمه خواست که این ماءموریت را به او واگذارد سپس امّ کلثوم بطور ناشناس در مجلس حفصه حاضر شد و نقاب از چهره برگرفت و گفت: اگـر اکـنـون تـو و خـواهـرت (عـایـشـه) بـر عـلیـه امـیـر المـؤ منین على علیه السلام توطئه مى کنید، درگذشته نیز نسبت به برادرش رسول خدا ستیزه کردید و خداوند درباره شما آن آیات (سوره تحریم) را نازل فرمود و خدا در برابر این ستیزه شما نیز حضرت على علیه السلام را یارى مى کند حـفـصـه پـشـیـمـان شـد و اظـهـار داشـت ایـن زنـان و کـودکـان از نـادانـى و سـفـلگـى چـنـیـن مـى کنند. حـفـصـه در مـاه شـعـبـان سـال 45 هجرى و در زمان خلافت معاویه مرد. و مروان فرماندار مدینه بر جنازه اش نماز خواند و در بقیع دفن شد اسناد: تاریخ خلفا ص 412 تاریخ ابن کثیر ج 8 ص 150 |
|||
|
|
۰:۴۷, ۳/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۱ ۱۱:۱۰ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
صفات ظاهری عایشه
عایشه همچون پدرش سیاهپوست بوده است. کتب فریقین به این مطلب تصریح دارند. ابن حجر عسقلانی گفته است: عایشه سیه چرده بود. (1) بخاری صاحب صحیح نیز از سهیل بن ذکوان نقل کرده که گفت: او سیه چرده بود. (2) در کتاب مجروحین آمده است: عایشه برای ما حدیث گفت و او سیاهپوست بود. (3) ابن حجر عسقلانی گفته است: در صورت عایشه اثر آبله وجود داشت. (4) در مصنفات شیخ مفید رحمه الله (5) و در کتاب تاریخ یحیی بن معین (6) از یحیی از عباد روایت می کند که گفت: به سهیل بن ذکوان گفتیم: آیا عایشه را دیده ای؟ گفت: آری. گفتیم: او را برای ما وصف کن. گفت: او سیاه بود. پس عایشه سیه چرده آمیخته با سرخی بود چنانچه در وصف درخت شریان می گویند: آن درختی است که در کوهستان می روید و از چوب آن کمان می سازند و کمان ساخته شده از آن بسیار خوب و به رنگ سیاه آمیخته به سرخی است. (7) اما قلم فروشان درباری و عاشقان پولهای اموی و پیروان هوی و هوس, رنگ و نژاد او را عوض کردند. و عایشه را سفید عربی معرفی کردند در حالیکه سیاه حبشی بود! اسناد: (1) لسان المیزان ابن حجر عسقلانی 3/124 و 125 – و ج4 ص 125 چاپ هند (2) التاریخ الکبیر نجاری 4/104 (3) المجروحین محمد بن حبان تمیمی 1/353 و میزان الاعتدال ذهبی 2/242 و 243 (4) لسان المیزان ابن حجر عسقلانی 4/136 چاپ هند (5) مصنفات شیخ مفید 1/369 (6) تاریخ یحیی بن معین 3/509 (7) تاریخ المدینة المنورة ابن شبّه 4/1232 |
|||
|
|
۱۷:۰۸, ۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
عایشه از دیدگاه مولا علی علیه السلام
مولا علی علیه السلام گوشه ای از دشمنی و کینه عایشه را نسبت به خود ضمن یکی از سخنرانی هایش چنین بیان داشته است: "... اما او (عایشه) خوی زنان دیده عقل و خردش را سخت فروبسته و شراره های کینه و دشمنی با من در دلش چون کوره آهنگران زبانه می کشد. اگر از او می خواستند تا آنچه را که با من کرده است به شخص دیگری روا دارد, هرگز به زیر بار نمی رفت و نمی پذیرفت و امام به سخن خود درباره عایشه چنین پایان داد: با این همه احترامش چون گذشته محفوظ است و داوری کارهای او با خداست. او هر که را بخواهد می بخشد, و آن را که اراده فرماید عذاب کند." (خطبه 155 نهج البلاغه) |
|||
|
|
۱۷:۵۷, ۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
عائشه: بول مبطل وضو نیست!
عایشه می گوید: حضرت رسول صلی الله علیه و اله بول کردند. سپس عمر کوزه آبی برای حضرت آورد. حضرت فرمودند: ای عمر این چیست؟ عمر گفت: آب آورده ام تا با آن وضو بگیرید. حضرت فرمودند: ما امرت کلّما بلت ان أتوضّأ و لو فعلت لکان سنّة. یعنی: من امر نکردم که هرگاه بول کردم وضو بگیرم. ولی انجام آن سنت می باشد. عایشه با روایت کردن این حدیث ساختگی می خواهد بگوید که بول مبطل وضو نیست، زیرا اگر بول مبطل وضو بود حتما پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله که دائم الوضو بودند، بعد از آن وضو می گرفتند. در حالیکه مسلمین با تکیه به دلایل قطعی متفقند بول مبطل وضو می باشد فلذا ادعای عایشه بدعتی آشکار در دین است. سند: المجموع النووی 2/98, الجوهر النقی الماردینی 1/113, مجمع الزوائد 1/241, مسند احمد 6/95, سنن ابی داوود 1/18, مسند ابن راهویه 2/667. |
|||
|
|
۰:۱۷, ۲۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
پشیمانی عایشه از جنایات خویش در حال احتضار
محمد بن سعد صاحب کتاب الطبقات الکبری نقل کرده است که ابن عباس قبل از مرگ عایشه روزی به دیدار وی رفت. و او را در آن ملاقات ستایش کرد. پس از خروج او عایشه به عبدالله بن زبیر گفت: فرزند عباس از من ستایش کرد. من اینک هیچ دوست ندارم کسی از من به نیکی نام برد. چقدر علاقمند بودم که مردم مرا فراموش می کردند. یا اینکه اصلا به جهان پای ننهاده بودم.(1) در کتاب کهن و معتبر بلاغات النساء می خوانیم: هنگامی که عائشه به حال احتضار افتاد. سخت ناراحت و پریشان بود. به او گفتند: این قدر پریشانی و ناراحتی چرا؟ تو فرزند ابوبکر صدیق !! و مادر همه مومنان هستی! در جواب گفت: به راستی که جنگ جمل مانند استخوانی در گلویم مانده است! ای کاش قبل از آن روز مرده بودم. یا در شمار فراموش شدگان قرار داشتم.(2) بار دیگری گفته بود: به خدا سوگند! دوست داشتم که درختی بودم! به خدا سوگند! دوست داشتم پاره سنگی بودم! به خدا سوگند! دوست داشتم که خداوند مرا اصلا خلق نکرده بود! (3) عایشه هنگام وفات با تحسر و تأسف چنین گفت: من پس از رسول خدا صلی الله علیه و اله حوادثی به وجود آورده ام. اینک که از جهان رفتم مرا با سایر زنان پیامبر دفن کنید. ذهبی دانشمند بزرگ اهل سنت می نویسد: مقصود عائشه از حادثه ای که از آن نام می برد, همان جنگ جمل و نقش بزرگی که در بپا کردن آن داشته است, می باشد.(4) اسناد: (1) طبقات 8/51 – صحیح بخاری 3/11 در تفسیر سوره نور – حلیة الاولیاء 2/45 در شرح حال عائشه – مسند احمد 1/276 و 349 (2) بلاغات النساء ص8 – در تذکرة الخواص داستان با تفصیل بیشتری وارد است. (3) نقش عایشه در تاریخ اسلام 3/211 (4) سیر اعلام النبلاء 2/135-134 – المستدرک 4/6 |
|||
|
|
۲۰:۳۴, ۲۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسَْلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَالِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مَا كاَنَ لَكُمْ أَن تُؤْذُواْ رَسُولَ اللَّهِ وَ لَا أَن تَنكِحُواْ أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَالِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا یعنی: و زمانى كه از همسرانش متاعى خواستيد از پشت پرده و حجابى از آنان بخواهيد، كه اين براى قلب شما و قلبهاى آنان پاكيزه تر است. و شما را نسزد [و جايز نباشد] كه پيامبر خدا را آزار دهيد. و بر شما هرگز جايز نيست كه پس از او با همسرانش ازدواج كنيد كه اين [كار] نزد خدا بزرگ است. (سوره احزاب آیه53) در تفاسیر اهل سنت از جمله تفسیر ابن کثیر و تفسیر قرطبی و تفسیر آلوسی آمده است که: این آیه درباره طلحة بن عبیدالله نازل شده. آن کسی که پیامبر را به وسلیه گفته هایش آزار و اذیت می داده است و چنین می گفت: اگر پیامبر بمیرد دختر عمویم عائشه را به ازدواج خود در می آورم. این خبر به رسول گرامی اسلام رسید. و حضرت از این گفته و قسم طلحه ناراحت شدند و اذیت گردیدند. (1) همچنین جویبر از ابن عباس نقل می کند: در زمان پیامبر صلی الله علیه واله مردی (طلحه) به نزد یکی از زوجات رسول خدا (عائشه) آمده که پسر عموی او بود و با او گفتگو کرد. پیامبر صلی الله علیه و اله به آن مرد چنین فرمود: از این پس چنین کاری را نکن. آن مرد گفت: ای رسول خدا! او دختر عموی من است. و هیچ منکری در میان گفتگوی ما نبود نه من با او...داشتم و نه او با من... . حضرت فرمودند: می دانم ولی هیچ کس غیرتمندتر از خدا نیست و بعد از او از من کسی دیگر غیرتمندتر نیست. بعد از مدتی که از آن جریان گذشت. آن مرد گفت: پیامبر مرا با صحبت کردن با دختر عمویم منع می کند. قسم میخورم که بعد از مرگ او (پیامبر) با ایشان (عائشه) ازدواج خواهم کرد. و به همین خاطر خداوند آیه ۵۳ سوره احزاب مبنی بر منع ازدواج با همسران پیامبر ص را نازل کرد. (2) طلحه در حالی با این کلام خویش موجبات اذیت و آزار پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را فراهم کرد که قران کریم درباره اذیت کنندگان خدا و رسول اینگونه می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِينا. یعنی: آنها كه خدا و پيامبرش را ايذاء مىكنند خداوند آنها را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور مىسازد، و براى آنان عذاب خوار كنندهاى آماده كرده است. (احزاب/57) عدم پشیمانی طلحه حتی بعد از نزول آیه تحریم ازدواج زنان پیامبر! وقتی طلحه کلام رسول الله را شنید این چنین گفت: محمد ازدواج با زنانش را بر ما حرام می کند. در حالی که زنان ما را به ازدواج خود در می آورد. اگر خداوند جان او را بستاند قسم می خورم میان پاهای زنانش بدویم هم چنان که او میان پاهای زنان ما دوید...(یعنی زوجاتش را بعد از مرگ او به همسری خود در می آوریم.) (3) علی بن ابراهیم رحمه الله در تفسیر خود ذیل این آیه شریفه میفرماید: بر عائشه حد اقامه می کنند (یعنی وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کنند یکی از کسانی را که از قبر بیرون می آورند و او را به جزای اعمال خود می رسانند و بر او حد اقامه می کنند, عایشه است.) زیرا که طلحه به عائشه علاقه داشت و وقتی که خواست به سوی بصره حرکت کند. طلحه به عائشه گفت: جایز نیست زنی بدون محارم خود از شهر خارج شود. پس عائشه خودش را به ازدواج طلحه در آورد !!! (4) اسناد: (1) خیراشرقت الروح مستبضره: لمیاءحماده ص۴۰، تفسیر ابن عباس سوره احزاب ص356، تفسیر سمرقندی ج3ص66، تفسیر فخر رازی ج13، زادالمسیر ج6ص53، نسخه خطی تفسیر قران کریم تالیف ابوبکر عتیق سورآبادی قرن 6 ص 350،تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر ج3. (2) الدر المنثور جلال الدین سیوطی ج۵ص۱۷۹ - لباب النقول سیوطی ص۱۷۹ و ص ۱۶۳ و فتح القدیر شوکانی ج۵۴ص۳۰۰ - تفسیر آلوسی ج۲۲ص۷۴ (3) ابن ابی الحدید سنی مذهب در شرح نهج البلاغه خود ج۹ص۳۲۳ در روایتی اشاره به این کلام طلحه می کند. مصادر شیعی: بحار الانوار ج۱۷ ص۱۵ - ج۲۲ص۱۷۲. تفسیر قمی ج۲ص۱۹۴ - تفسیر فیض کاشانی ج۲ص۹۸۱ - نورالثقلین ج۴ص۷۹۶ - اربعین ص۱۳۰ - شرح نهج البلاغه ج۹ص۹۴ (4) تفسیر صافی فیض کاشانی ج۷ و تفسیر علی بن ابراهیم ج۲ص۳۷۵ و بحار الانوار ج۲۲ص۲۳۰- و کتاب تطبیقات متفرقه للتفسیر و التاویل و کتاب عائشه بنت ابی بکر چاپ مرکز المصطفی و کتاب تفسیر نورالثقلین ج۵ص۳۷۵ و دیگر کتب تاریخی و دیگر کتب تاریخی و روایی ومعتبر به این موضوع مهم پرداخته اند. |
|||
|
|
۲۰:۰۲, ۱/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
تیر باران کردن جسد امام حسن علیه السلام
امام مجتبى عليه السّلام قبل از شهادتش ، بنى هاشم را از فتنه اى كه خوف داشت بخاطر دفن وى در كنار قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله به وسيله بنى اميه برپا شود، بيم داد. به همين جهت به برادرش سيدالشّهداء وصيت نمود كه اگر ديد باد مخالف مى وزد، جلو شرّ را بگيرد و حضرتش را در قبرستان بقيع نزديك جدّه اش فاطمه بنت اسد دفن كند و نگذارد قطره خونى در اين راه ريخته شود. پس از آنكه امام مجتبى - عليه السّلام - وفات يافت ، هاشميان خواستند او را پهلوى جدّش پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - دفن نمايند، ولى يكباره بنى اميه قيام كردند و مسلّح و مجهز شده ، آماده جنگ شدند. در رأ س آنها مروان حكم و سعيد بن عاص و عایشه قرار داشتند. در كتاب مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهانى مروانى در شرح حال امام حسن عليه السّلام از على بن طاهر بن زيد روايت مى كند كه وقتى خواستند امام حسن عليه السّلام را دفن كنند، عايشه سوار قاطرى شد و از بنى اميه و مروان حكم و ساير طرفداران ايشان كمك گرفت و مردم را بر علیه امام حسن علیه السلام می شوراند. عایشه گفت: به خدا سوگند تا مو در سر من هست، نمی گذارم حسن علیه السلام را در اینجا (کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و اتاق حضرت زهرا سلام الله علیها) دفن کنید. و جنازه آن حضرت را تیرباران کردند, تا آنکه هفتاد تیر از جنازه آن حضرت بیرون کشیدند.(1) در آنجا بود كه ابن عباس گفت: روزى روزى شتر سوار و قاطر سوار است ! یعنی روزی سوار بر شتر می شود و به جنگ با مولا علی علیه السلام می رود و روزی بر قاطر سوار می شود و با جنازه حسن بن علی علیه السلام مقابله و جنگ می کند. مسعودى مى نويسد: آن روز عايشه سوار قاطر سفيد وسياهى بود. شاعر در همين خصوص مى گويد: تجملت تبغلت و لو عشت تفيلت لك التسع من الثمن و فى الكل تصرفت يعنى : اى عايشه! روزى سوار شتر شدى، روز ديگرى هم قاطر سوارى كردى، اگر بمانى، سوار فيل هم خواهى شد (یعنی مانند سپاه ابرهه سوار بر فیل به جنگ کعبه می روی)! تو از هشت يك ارث خانه پيغمبر، يك نهم مى برى ، ولى همه را تصرف كردى . (یعنی با اینکه تنها مالک بخشی از خانه پیامبراکرم صلی الله علیه و اله هستی ولی در همه آن تصرف کردی و مانع دفن امام حسن علیه السلام در آن خانه شدی.) اسناد: (1) منع عایشه از دفن کردن امام حسن علیه السلام: الطبقات 8/175، مختصر تاریخ دمشق، ابن عساکر ترجمة الامام الحسن علیه السلام، و انساب الاشراف، ترجمة الامام الحسن 3/61، مقاتل الطالبین 74. عایشه سوار قاطر شد و با بنی هاشم مبارزه کرد تا جسد امام حسن علیه السلام دفن نشود: مجمع البحرین، الطریحی1/572، شرح اصول کافی، المازندرانی 6/167، الایضاح، ابن شاذان 262، تاریخ الیعقوبی 2/225 ... |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۲۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
عایشه در قساوت قلب بی نظیر است !!!
علامه عسگری در اواخر جلد دوم کتاب "نقش عائشه در تاریخ اسلام" پس از بررسی زندگی عائشه دختر ابوبکر و جنگ افروزی های وی (از کتب تاریخی اهل سنت) به عنوان جمع بندی این چنین می فرماید: "عایشه از نظر قوت قلب و پردلی در میان زنان جهان بی نظیر بود به طوریکه تاریخ تا به امروز در قوت قلب همانند او را در جهان زنان نشان نداده است. او به طوری بر عواطف و احساسات زنانه خود مسلط و پیروز بود که از یک زن این هم تسلط بر احساسات بعید می نماید. وی در جنگ جمل در اولین وهله که شهر بصره را به تصرف خویش در آورد و پاسبانان بیت المال را دستگیر نمود. با کمال قوت قلب و بی رحمی فرمان داد که همه آنان را به قتل برسانند و بافرمان این زن ده ها نفر مسلمان را در مقابل چشم او مانند گوسفند سر بریدند!! بعدا نیز جنگ شروع گردید خود وی در آن جنگ آتشزا و وحشت انگیز شرکت نمود و بدون اینکه کوچکترین بیمی بخود راه دهد. و یا آرامش دل و حالت اعتدالش را ببازد. مانند یک فرماند ورزیده و جنگ دیده. فرمان می داد در حالتی که سرها مانند برگهای خزان فرو می ریزد. شکم ها پاره می گردد دستهای بریده به هوا پرتاب می شود اما او که همه اینها را با چشم خود می بیند خم بر ابرو نمی نشاند و به سان کوه محکم و پا برجا در میان کجاوه اش نشسته رهبری و فرماندهی لشکر را بعهده گرفته است. پیاپی امر صادر می کند فرمان می دهد. و در دل وی کوچکترین اثری از رقت قلب وحالت ناراحتی و ضعف محسوس و مشهود نیست !!" |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حاشیه های بحث با کاربر عایشه | عایشه | 97 | 34,825 |
۲۱/اسفند/۹۲ ۰:۲۲ آخرین ارسال: عایشه |
|
| عایشه،ام المومنین؟ | Ali#59 | 1 | 1,690 |
۱۳/اسفند/۹۲ ۱:۱۰ آخرین ارسال: وحید110 |
|






