کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سلفیه و تقریب
۲۰:۳۲, ۱۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
گرایش‌های فکری گوناگونی در میان سلفیان وجود دارد که می‌توان از سلفیه تکفیری وهابی عربستان،سلفیه اعتدالی و افراطی دیوبندی شبه‌قاره هند، سلفیه اعتدالی زیدیه یمن،سلفیه تقریبی اخوان المسلمین مصر و سلفیه جهادی سید قطبی یاد کرد.


اشاره

امروزه سلفی‌گری یکی از جریان‌های فعال و پرطرف‌دار در جهان اسلام است و به همین دلیل فعالیت‌ها و رویکردهای آنان نقش تأثیرگذاری در موفقیت یا شکست تلاش‌های تقریبی دارد. با ظهور ابن‌تیمیه و تأکید آن بر درستی فهم اسلاف، مکتب سلفیه پدیدار شد. سلفیه در طول تاریخ در نقاط مختلفی از جهان اسلام، طرف‌دارانی پیدا کرد که هرچند در اصل سلفی‌گری مشترک بودند اما تفاوت‌هایی نیز با یکدیگر داشتند.

این گرایش‌های سلفی را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد: سلفیه تکفیری وهابی عربستان، سلفیه اعتدالی و افراطی دیوبندی شبه‌قاره هند، سلفیه اعتدالی زیدیه یمن، سلفیه تقریبی اخوان المسلمین مصر و سلفیه جهادی سید قطبی. با توجه به گرایش‌های ضد تقریبی ابن‌تیمیه، شاید بسیاری تصور کنند که تمام سلفیان مخالف تقریب‌اند؛ اما تقریباً نیمی از سلفیان مدافع وحدت اسلامی‌اند.

در یک سوی طیف، سلفیان وهابی تکفیری قرار دارند که بیشترین نقش را در ایجاد تفرقه دارند و در سوی دیگر طیف گروهی از اخوان المسلمین مصر قرار گرفته‌اند که تقریب مذاهب در دستور کار خویش قرار داده‌اند. در مقاله حاضر ضمن معرفی گرایش‌های مختلف سلفی و اندیشه‌های آنان، میزان ضدیت و یا هماهنگی آنان با اهداف تقریبی بررسی می‌شود.


مقدمه

برای محدثان تمام ادوار تاریخِ اصحاب حدیث اهل سنت «پیروی از سلف» جمله‌ای بسیار آشنا است؛ اما تا اوایل قرن هشتم، «سلف» بیشتر در معنای لغوی‌اش یعنی «گذشتگان» به‌کار می‌رفت. عبارت «پیروی از سلف» یا «ائمة سلف» را می‌توان در عبارات اصحاب حدیث قرن دوم و سوم یافت (ابن‌ابی‌یعلی، بی‌تا: 1/31، 93، 294). در قرن هفتم، ابن‌تیمیه ظهور کرد و در سال 698ق کتاب جنجالی خود به نام فتوی الحمویة الکبری را نوشت و حدود پنجاه‌بار لفظ «سلف» را در این رسالة کوچک به کار برد و نوشت: «در عقل صریح و نقل صحیح چیزی که مخالف طریقة سلفیه باشد، وجود ندارد» (بی‌تا: 46) و این‌چنین مکتبی با عنوان «سلفیه» راه خود را در تاریخ باز نمود.

بعد از ابن‌تیمیه، جریان سلفیه در زیدیه مدافعانی همچون ابن‌الوزیر و ابن‌الامیر صنعانی یافت؛ ولی در تفکر اصحاب حدیث مدافعان جدی‌ای نداشت تا اینکه محمد بن‌عبدالوهاب (م1206ق) در عربستان ظهور کرد و وهابیت را با گرایش تکفیری تأسیس کرد. در شرق جهان اسلام نیز شاه ولی‌الله دهلوی (م1176ق) حنفی‌مذهب به ترویج برخی از آرای ابن‌تیمیه در میان حنفیان شبه‌قاره هند پرداخت. او منتقد تقدیس بیش از اندازه پیامبر و اولیای الاهی بود و طلب حاجت از آنان و نذر برای ایشان را جایز نمی‌دانست (ندوی، 1393: 7/28ـ32).

در قرن حاضر در شمال آفریقا سیدمحمد رشیدرضا تفکر سلفیه اعتدالی را پذیرفت و در آثار خود به‌ویژه در تفسیر المنار و مجله المنار از آن دفاع کرد و این‌چنین تفکر سلفیه در شمال آفریقا رواج یافت. بعد از رشیدرضا، شاگردش حسن البنّا با تأسیس جنبش اخوان المسلمین تفکر سلفیه اعتدالی ـ تقریبی را در شمال آفریقا و کشورهای عربی گسترش داد. اما رویکرد اخوان المسلمین سیاسی بود؛ به همین دلیل بُعد سیاسی سلفیة شمال آفریقا بر تمام جریاناتی که تحت تأثیر این جنبش بودند، اثر گذاشت. این تأثیر را می‌توان در سلفیه شبه‌قاره هند نیز مشاهده کرد.

سلفیه عربستان اگرچه بیشتر بر بُعد مذهبی خاصی تأکید می‌ورزد، اما تأثیر تفکر سید قطب و محمد قطب موجب ظهور جنبشی سیاسی و انقلابی از دل وهابیت گردیده است که برخی آن را وهابیت انقلابی و عده‌ای آن را وهابیت سیاسی نام نهاده‌اند. در مقابل، عده‌ای این جریان را سلفیه جهادی یا سلفیه انقلابی نام نهاده‌اند.

به نظر می‌رسد «سلفیه جهادی» بهترین نام برای این گروه باشد؛ زیرا سلفیه جهادی اعم از وهابیت انقلابی است. با توجه به روند تاریخی جریان سلفیه و گرایش‌های متفاوت این جریان در میان وهابیان عربستان، زیدی‌ها، حنفیان هندوستان و فعالان سیاسی شمال افریقا، بحث نگاه سلفیه به تقریب را در چهار بخش جداگانه پی می‌گیریم.
ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin ، m.hossein ، *مهاجر* ، أین المنتظر ، دیدگاه نوین ، بیداری12 ، در جستجوی سختی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۱۳, ۱۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام
مدرسه دارالعلوم دیوبند

[b]در سال 1867 میلادی مدرسة سلفی دیوبند توسط مولانا محمدقاسم نانوتوی تأسیس شد. بنیان‌گذاران دیوبند که عمیقاً تحت تأثیر شاه ولی‌الله دهلوی بودند، بیشتر رویکردی حدیث‌گرایانه یافتند. در این زمان گرایش اصلاحی نزدیک به اندیشة وهابیت در هند پررنگ شده بود؛ در نتیجه علمای دیوبند کم‌کم به وهابیان نزدیک شدند و بعضی از اعمال را بدعت‌آمیز و شرک‌آلود دانستند (ثبوت، 1381: 36ـ40).

[/b]
[b]برای مثال شاه اسماعیل در کتاب تقویة الایمان به بعضی اعمال صوفیان همچون احترام به قبور، نذر برای مردگان، مخالفت با عرس (مراسم خاصی برای اولیای الاهی)، سجدة احترام بر مرشد، مراسم مرگ و تولد و زیارت قبور تاخته و آنها را خلاف شرع دانسته است؛ چنان‌که به اعتقاد برخی، این کتاب ترجمة کتاب التوحید محمد بن‌عبدالوهاب است (موثقی، 1380: 276).

[/b]
[b]سلفیه هند رویکرد تقریبی ندارند و به‌خصوص نسبت به شیعه با خصومت رفتار می‌کنند. علت این امر، تفکرات ضد شیعی خانوادة شاه ولی‌الله دهلوی است؛ شاه ولی‌الله کتابی به نام ازالة الخفاء در نقد شیعه نوشت و شاه عبدالعزیز دهلوی نیز کتاب تحفه اثنی‌عشریه را با تندی تمام در نقد شیعه تألیف کرد. این دو کتاب اثر عمیقی در تندروی اهل سنت سلفی حنفی شبه‌قاره هند نسبت به شیعیان داشته‌اند. طالبان هم که از دل دیوبندیه بیرون آمدند، ریختن خون شیعه را جایز می‌دانستند؛ زیرا در نزد آنان شیعه کافر و ریختن خون آنان جایز است (رشیداحمد، 1373: 142).

[/b]
[b]گفتنی است که همة سلفیان شبه‌قاره هند تندرو نیستند و افراد معتدل و حامی تقریب هم در میان آنان یافت می‌شود. یکی از سلفیان معتدل و تقریبی شبه‌قاره هند صدیق حسن خان قنوجی است که معتقد است مسلمانانی که کارهای شرک‌آلود می‌کنند از آن جهت که جاهل‌اند یا حجت به آنان نرسیده یا شبهه‌ای باعث این عمل شده است، محکوم به کفر نیستند؛ و اگرچه این افراد عمل کفرآمیز انجام می‌دهند، اما لازمه‌اش تکفیر آنان نیست (شوکانی، بی‌تا، پیوست: 69ـ70).

[/b]
[b]سلفیه در شمال آفریقا

[/b]
[b]سلفیه در شمال آفریقا با دو رویکرد مختلف به وجود آمد. اولین رویکرد توسط سیدجمال‌الدین اسدآبادی ایجاد شد. وی مردم را به سلف ارجاع می‌داد؛ اما این ارجاع به معنای عمل دوچندان پیشینیان در راه احیای تفکر اسلامی بود نه به معنای فهم برتر سلف. سیدجمال می‌گفت ما مسلمانان باید در عمل همچون سلف باشیم و در راه دین با قصد قربت تلاش کنیم.

[/b]
[b]اگر این‌گونه عمل کنیم، بر استعمار پیروز می‌شویم و دوباره مجد خود را بازمی‌یابیم. رویکرد دوم سلفیه به وسیله سیدمحمد رشیدرضا (م1927م) به وجود آمد. او ابتدا مدافع گرایش به سلف با رویکرد سیدجمالی بود؛ اما با ظهور وهابیت در عربستان و مهاجرت دو تن از نوادگان محمد بن‌عبدالوهاب به مصر، تحت تأثیر افکار آنان با ابن‌تیمیه آشنا و سلفیه ابن‌تیمیه‌ای را پذیرفت.

[/b]
[b]رشیدرضا خود در این‌باره می‌نویسد: «در اوایل طلبگی فکر می‌کردم که مذهب سلف، مذهب ضعیفی است؛ اما هنگامی که آثار ابن‌تیمیه و سفارینی را مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که مذهب سلف، مذهب حقی است و مخالفان آن از افکار سلفیه اطلاعی ندارند»(1394: 3/197).رشیدرضا از هواداران بازگشت به سلف ابن‌تیمیه‌ای شد و در مجله المنار به تبلیغ این اندیشه پرداخت و آثار محمد بن‌عبدالوهاب را با عنوان مجموعة التوحید به چاپ رسانید و خود نیز آثاری همچون الوهابیة و الحجاز تألیف کرد.

[/b]
[b]رشیدرضا می‌گفت که به خاطر خدا، یک ربع قرن از وهابیت دفاع کرده است. او عبدالعزیز پادشاه عربستان را خلیفه عادل می‌دانست (متولی،‌ 1425: 191ـ193). مهم‌ترین کار رشیدرضا در راه تبلیغ عقاید سلفیان تأسیس مجله المنار بود که نخستین شماره آن در سال 1315ق/1898 در قاهره منتشر شد. او به مدت سی و پنج سال، به‌طور مداوم در این مجله عقاید اشاعره و صوفیان (عقاید رایج مسلمانان مصر) را با معیارهایی که از ابن‌تیمیه گرفته بود، نقد می‌کرد.

[/b]
[b]رشیدرضا علی‌رغم حمایت از اندیشة سلفیه، در راه تقریب تلاش فراوانی کرد و قائل بود در این زمینه تحت تأثیر سیدجمال‌الدین اسدآبادی است (مجله المنار: 29، 677). قاعده طلایی رشیدرضا در باب تقریب این جمله بود: «نتعاون علی ما نتفق علیه و یعذر بعضنا فیما نختلف فیه؛ ما در موارد مشترک به کمک همدیگر می‌شتابیم و در موارد اختلافی یکدیگر را معذور می‌دانیم» (همان: 31/293) وی در این راه تلاش فراوان نمود و به‌عنوان یک سلفی معتدل در پی نزدیکی قلوب مسلمین بود، ولی گاه از علمای شیعه هم انتقاد می‌کرد و می‌گفت:

[/b]
[b]«اکثر علمای شیعه از تقریب دوری می‌کنند و آن را دوست ندارند؛ زیرا معتقدند این مسئله با منافع شخصی آنان در تضاد است» (همان). اما مشکل رشیدرضا این بود که نفهمید اگر اکثر علمای شیعه اعتقادی به تقریب ندارند، نه اینکه منافع آنان در خطر باشد؛ آنان معتقدند تقریب یعنی دست برداشتن از برخی عقاید یا حداقل سکوت نسبت به برخی دیگر و حال آنکه وظیفه ما حق‌گویی و حق‌طلبی است، اگرچه موجب رنجش اهل سنت شود.
ادامه دارد....
[/b]

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی
۱۸:۲۱, ۲۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اخوان‌المسلمین و گسترش سلفی‌گری اعتدالی و افراطی در شمال آفریقا
بعد از رشیدرضا گسترش تفکر سلفیه در مصر مدیون اخوان‌المسلمین است که پیرو معتدل تفکرات سلفیه است. اخوان در 1928م توسط حسن البناء در اسکندریه تأسیس شد. واکنش حسن البناء در قبال بحران به وجود آمده در جهان اسلام (یعنی الغای خلافت)، دعوت به بازگشت به بنیادهای اسلام، یعنی دعوت به سلفیه بود (رفعت السید، 1971: 46ـ59).
حسن البناء را بیش از هر فرد دیگری، می‌توان احیاگر تفکر سلف سنی در قرن بیستم دانست. گرچه جنبش بنّاء فاقد عمق فلسفی جنبش سلفیه بود، اما موفق شد آن‌چنان حمایت توده‌ها را سازمان‌دهی کند که هیچ جنبش اسلامی دیگری تا پیش از او قادر به انجام آن نشده نبود. بناء شخصاً علاقة چندانی به مسائل پیچیده و غامض ایدئولوژیک نداشت.وی برای ترویج ایدئولوژی اخوان، به قرآن و شش کتاب معتبر حدیث (صحاح سته) تکیه می‌کرد. به علاوه، به افکار و اقدامات دیگر شارحان پیش‌گام سلفی‌گری از جمله احمد بن‌حنبل، ابن‌حزم، ابن‌تیمیه، نووی، و دیگر نظریه‌پردازان تأسی می‌جست (موسی حسینی، 1375: 59).
یکی از بزرگان اخوان المسلمین سوریه، دکتر مصطفی السباعی است که از بزرگان تقریب مصر و سوریه بود. وی به فقه مقارن به‌عنوان یکی از وسایل تقریب نگاه می‌کرد و برخی از مسائل را بر اساس فقه شیعه بیان می‌کرد و در تألیفات و تدریس‌های خود فتاوای علمای شیعه را بیان می‌کرد. او مهم‌ترین عامل تقریب را دیدار علمای فریقین با یکدیگر می‌دانست.
او مشوّق نشر آثار تقریبی در میان مسلمانان بود و از آثاری که موجب رنجش یکی از مذاهب می‌شد جلوگیری می‌کرد (سباعی، 1388: 8ـ11). در همین زمینه به دیدار مرحوم سیدعبدالحسین شرف‌الدین نیز رفت و به دنبال کنفرانس وحدت و تقریب بود؛ اما از رفتار سیدشرف‌الدین در نگارش کتاب ابوهریره ناراحت شد و آن را موجب شکست وحدت و تقریب خواند. وی می‌گفت گویا شرف‌‌الدین تقریب را تقرّب اهل سنت به شیعه می‌داند که این‌گونه به بزرگان صحابه مورد احترام اهل سنت می‌تازد و آنان را جهنمی معرفی می‌کند (قفاری، 1418: 2/158).
از دل تفکرات اعتدالی و تقریبی اخوان‌المسلمین، گرایش افراطی هجرت و جهاد سید قطب بیرون آمد. سید قطب رهبر معنوی اخوان‌المسلمین، در زندان تندرو گردید و به حلقه ارتباطی میان اخوان‌المسلمین و گرایش‌های افراطی بدل شد. در واقع، سید قطب به‌عنوان یک نظریه‌پرداز مبارز، هدایت تبدیل سلفی‌گری اعتدالی اخوان‌المسلمین به افراط‌گرایی دهة 1970 را به عهده داشت. نقش محوری سید قطب در مبارزات جدید، از سه ویژگی برخوردار بود:
1. سید قطب به‌عنوان یک نظریه‌پرداز تأثیر نیرومندی بر نوزایی و جهت‌گیری جدید ایدئولوژی اسلامی داشت؛ 2. سید قطب به‌عنوان عضو برجستة اخوان‌المسلمین کهن، تداوم ارتباط سازمانی میان اخوان و شاخه‌های انقلابی آن را فراهم می‌ساخت؛ 3. سرپیچی سید قطب، به‌عنوان یک عنصر فعال، از دولت و مرگ او باعث شد تا مبارزان جوان‌تر شیوة شهادت را از او بیاموزند.
سید قطب، به‌عنوان یکی از شارحان تفکر بنیادگرایانه، در زمینة مخالفت با موضوعات مجرد فلسفی و تأکید بر تعبیر و تفسیر تحت‌الفظی، از شیوة ابن‌حزم، ابن‌تیمیه و شاگردان او پیروی می‌کرد. در میان نویسندگان قرن بیست، حسن البناء و ابوالاعلی مودودی تأثیر خاصی بر شکل‌گیری نظریه‌های سید قطب داشتند (هضیبی، 1413: 63ـ65). سید قطب کوشش می‌کرد خداشناسی بنیادگرایانه ابن‌تیمیه و ابن‌قیم جوزی، نظریه‌پردازان عمدة سلفیه، را احیا کند (بهنساوی، 1985: 48).
در نگاه سید قطب، اسلام بیش از دو نوع جامعه نمی‌شناسد: جامعه جاهلی و جامعه اسلامی. سید قطب واقعیت اجتماعی را تضاد دائمی میان راه اسلامی و جاهلیت می‌دانست. جامعه اسلامی جامعه‌ای است که اسلام را در تمامی ابعاد ــ عقیده، عبادت، شریعت، نظام سلوک، و اخلاق ــ تحقق بخشیده است. جامعه جاهلی جامعه‌ای است که به اسلام عمل نمی‌کند؛ نه اعتقادات و تصوراتش از اسلام است و نه ارزش‌ها و ضوابطش و نه نظام و قوانینش و نه سلوک و اخلاقش.
جامعة اسلامی جامعة شکل‌یافته از افرادی که خود را «مسلمان» نامیده‌اند نیست. تا زمانی که شریعت قانون جامعه نباشد، آن جامعه اسلامی نیست حتی اگر افراد آن نماز بخوانند و روزه بگیرند و به حج بروند. جامعه اسلامی جامعه‌ای نیست که از نزد خود اسلامی جز آنچه خداوند مقرر فرموده و پیامبر تفسیر کرده است، ابداع کند و آن را اسلام بنامد (سید قطب، 1410: 17ـ19). عموم منتقدان مسلمان از اینکه سید قطب جامعه مسلمانان را جامعه‌ای جاهلی نامیده و آن را همانند دارالحرب دانسته است، انتقاد کرده‌اند (مسجدجامعی، 1385: 172).
ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی
۲۲:۴۸, ۲۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
تفکرات سید قطب باعث پیدایش جریان سلفیه جهادی و تکفیری شد. صالح سریه رهبر سازمان شباب محمد با تأثیرپذیری از سید قطب در رسالة الایمان نوشت حکومت‌های تمامی کشورهای اسلامی کافرند و هیچ تردیدی در این نیست. وی می‌گفت به اعتقاد فقها «دارالاسلام» جایی است که کلمه الله در آن بالاترین جایگاه را داشته باشد و بدانچه خدا نازل کرده، حکم شود و «دارالحرب» جایی است که کفر در بالاترین جایگاه باشد و حکم خدا اجرا نشود، اگرچه تمام سکنه آن مسلمان باشند (1402: 32).
وی جهاد را تنها راه برای تغییر حکومت‌های کافران می‌دانست و می‌گفت: «جهاد برای تغییر این حکومت‌ها و ایجاد حکومت اسلامی بر هر مرد و زن واجب عینی است، حکم جهاد تا روز قیامت جریان دارد» (همان). گروه الجهاد نیز از جمله گروه‌های تکفیری است که با الهام از اندیشه‌های سید قطب شکل گرفت.
این تشکیلات در سال 1979م به وسیله محمد عبدالسلام فرج پایه‌گذاری شد. او با استناد به برخی فتاوای فقهی علمای گذشته از جمله ابن‌تیمیه، زبان به تکفیر حکومت گشود و بر ضرورت قیام علیه حاکم تأکید کرد. فتواهایی که ابن‌تیمیه در هنگام یورش تاتارها به کشورهای اسلامی، صادر کرده بود از مهم‌ترین مبانی فقهی عبدالسلام فرج در نگارش الفریضة الغائبة است.
وی فتوای ابن‌تیمیه مبنی بر اینکه تاتارها، با وجود اینکه مسلمانی خود را اعلام کرده‌اند، مرتدند و قیام علیه آنان و کشتن آنان واجب است را بر اوضاع حاکم بر مصر و نظام حکومتی آن منطبق دانست (مصطفی، 1382: 166). ترور سادات کار این گروه بود. خالد اسلامبولی، از اعضای این گروه، طرح خود را مطرح کرد و با فتوای عمر عبدالرحمن، سادات را ترور نمود و فریادزد: «من خالد اسلامبولی هستم، فرعون مصر را کشتم و از مرگ باکی ندارم» (حسنین هیکل، 1383: 361).
گروه دیگر، جماعة‌‌المسلمین یا التکفیر و الهجره است. رهبر این گروه شکری مصطفی بود. او مصر را جامعه‌ای جاهلی معرفی می‌کرد و معتقد بود باید جامعه اسلامی بنا شود. شکری مصطفی، علاوه بر تکفیر نظام سیاسی، افراد جامعه را نیزتکفیر می‌کرد و فرقی میان جامعه سیاسی و نظام سیاسی نمی‌گذاشت. وی این‌چنین استدلال می‌کرد که جامعه فاسد منجر به نظام فاسد خواهد شد که از آن به «جاهلیت مدرن» تعبیر می‌کرد (همان: 164). این گروه معتقد بودند که باید از جامعه حالت «مفاصله کامله» داشت و به کوه‌ها پناه برد. به همین دلیل مطبوعات مصر جماعة‌المسلمین را دسته‌ای از چریک‌ها معرفی کردند و آنان را «التکفیر و الهجره» نامیدند (حسنین هیکل، 1383: 321).
روه تکفیر، مدعی است پس از خلفای راشدین هم رژیم و هم جامعه کافر است و مسلمانان راستین باید از آن هجرت کنند. این گروه همه مکاتب و مفسران سنتی اسلام را بدون استثنا تکفیر می‌کرد (مختار حسینی، 1376: 1/242). عنصر دوم در افکار و عقاید این گروه هجرت بود.همان‌گونه که بیان شد این گروه جامعه معاصر مصر را جامعه جاهلی می‌دانستند و از آن هجرت می‌کردند و به کوه‌ها پناه می‌بردند، تا بتوانند جامعه اسلامی تشکیل دهند. آنان فقط حجیت کتاب و سنت را قبول داشتند. همه مساجد را مسجد ضرار می‌دانستند و ائمة جماعاتِ آنها را کافر معرفی می‌کردند؛ مگر چهار مسجد: مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد قبا و مسجدالاقصی. همچنین معتقد بودند شکری مصطفی مهدی امت است (جهنی، 1418: 1/238).
ادامه دارد فقط یک مجلس دیگر.
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی
۲۳:۰۵, ۲۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام
با عرض تسلیت به مناسبت هشتم شوال
اخرین بخش این مبحث خدمت دوستان تقدیم میشه
امید وارم که مطالب مورد استفاده دوستان قرار گرفته باشه.

خاتمه

بنابر آنچه گذشت می‌توان به این نتیجه رسید که علی‌رغم تصور بسیاری از متفکران که همه سلفیان را افراطی و مخالف تقریب می‌دانند، نیمی از آنان مدافعان تقریب و وحدت اسلامی‌اند. گرایش‌های فکری گوناگونی در میان سلفیان وجود دارد که می‌توان از سلفیه تکفیری وهابی عربستان، سلفیه اعتدالی و افراطی دیوبندی شبه‌قاره هند، سلفیه اعتدالی زیدیه یمن، سلفیه تقریبی اخوان المسلمین مصر و سلفیه جهادی سید قطبی یاد کرد.

سلفیه وهابی با حربة تکفیر بیشترین نقش را در تفرقه میان مسلمانان دارد و ضد تقریب عمل می‌کند. گرایش سلفی در هند به وسیله شاه ‌ولی‌الله دهلوی با رویکرد اعتدالی گسترش یافت، اما به دلیل مسایل سیاسی برخی از دیوبندیه و جماعة‌التبلیغ به تفکرات سلفیه افراطی روی آوردند و برخی از حنفیان عقل‌گرا به وهابیت نزدیک گردیدند.
در قرن چهارده، سیدمحمد رشیدرضا در شمال آفریقا از وهابیت طرف‌داری کرد و تفکرات ابن‌تیمیه را پذیرفت، ولی هیچ‌گاه موافق تندروی‌ها و تکفیر وهابیان نبود. اخوان‌المسلمین مصر گرایش سلفیه اعتدالی را پذیرفتند و تقریب میان مذاهب را در دستور کار خویش قرار دادند. در این میان برخی از اعضای اخوان‌المسلمین به افراط روی آوردند؛ برای مثال سید قطب با طرح مسئله جاهلیت قرن بیستم به پیروان خود دستور داد که از شهرهای جاهلی هجرت کنند و همچون پیامبر به دنبال ایجاد مدینة‌النبی باشند.
جوانان فراوانی از مکاتب گوناگون جذب تفکر سید قطب شدند و سلفیه جهادی را تشکیل دادند که از دل آن القاعده و طالبان بیرون آمد. در این نوشتار ویژگی‌ها و تفکرات تقریبی و ضد تقریبی این پنج گرایش سلفی را بررسی کرده، اختلافات آنان را در باب تقریب بیان کردیم. در این میان، باید به مدافعان تقریب نزدیک شد و به وسیله آنان مخالفان را به وحدت و همدلی دعوت کرد تا شاید دست از تکفیر مسلمانان بکشند.


کتاب‌نامه

ابن‌ابی‌یعلی، محمد (بی‌تا)، طبقات الحنابله، بیروت: داراحیاء الکتب العربیه.

ابن‌تیمیه، احمد بن‌عبدالحلیم (بی‌تا)، الفتوی الحمویة الکبری، بیروت: دارالکتب العلمیّه.

اریانی، عبدالرحمن بن‌یحیی (1403ق)، مجموعة رسائل فی علم التوحید، چاپ اول، یمن: وزارة الاعلام و الثقافة.

انوشه، حسن (1378ش)، دانشنامه ادب فارسی در هند، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

بهنساوی، سلیم علی (1985م)، الحکم و القضیة التکفیر المسلم، کویت: دارالبحوث العلمیّه.

ثبوت، اکبر (1381ش)، «کتاب‌های فلسفی ایرن در حوزه علمیه دیوبند»، تمدن و فرهنگ آسیا، ش14، بهمن.

جهنی، مانع بن‌حماد (1418ق)، الموسوعة المیسرة فی الادیان والمذاهب والاحزاب المعاصره، عربستان: دارالندوة.

حسنین، هیکل (1383ش)، پاییز خشم، ترجمه محمدکاظم سیاسی، تهران: نشر ققنوس.

حسینی، اسحاق موسی (1375ش)، اخوان المسلمین، تهران: انتشارات اطلاعات.

حسینی، مختار (1376ش)، برآورد استراتژیک مصر، تهران.

رشیداحمد، (1373ش)، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمة آیت‌اللهی، تهران.

رشیدرضا، سیدمحمد (1394ق)، تفسیر المنار، بیروت: دارالمعرفة.

رفعت السید (1971م)، سید قطب، قاهره.

ریخته‌گران، محمدرضا (1385ش)، تحقیقاتی درباره هند، مشهد: رایزن فرهنگی ایران.

سباعی، مصطفی (1388ق)، الاشتراکیة الاسلام، قاهره: دارالبلاء.

ـــــــــــ (1982م)، السنّة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، بیروت: المکتب الاسلامی.

سهارنپوری، خلیل احمد (1983م)، المهنّد علی المفنّد، لاهور: انتشارات ادارة اسلامیه.

سید قطب (1410ق)، معالم فی الطریق، قاهره: دارالشروق.

شریف، میان محمد (1370ش)، تاریخ فلسفه در اسلام، ترجمه نصرالله پورجوادی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

شوکانی، محمد بن‌علی (1408ق)، رسالة شرح الصدور، ریاض: شرکة العبیکان.

ـــــــــــ (1411ق)، الرسائل السلفیة فی احیاء سنة خیر البریه، قاهره: مکتبة ابن‌تیمیه.

ـــــــــــ (1989م)، التحف علی مذهب السلف، طنطا: دارالصحابه.

ـــــــــــ (بی‌تا)، شرح الصدور و یلیه فتوی لعلامة الهند الشیخ صدیق حسن القنوجی، عربستان: الرئاسة العامة لشؤون المسجد الحرام.

صالح سریّه (1402ق)، رسالة الایمان، مصر: دارالمعارف.

صبحی، احمد محمود (1411ق)، فی علم الکلام، قسم الزیدیه، چاپ سوم، بیروت: دارالنهضة العربیه.

فرمانیان، مهدی (1386ش)، تاریخ و عقاید زیدیه، قم: نشر ادیان.

قاسم غالب احمد و دیگران (1403ق)، ابن‌الامیر و عصره، چاپ دوم، یمن: وزارة الاعلام و الثقافة.

قفاری، ناصر بن‌عبدالله بن‌علی (1418ق)، مسئلة التقریب ین اهل السنة و الشیعه، چاپ پنجم، ریاض: دارطیبه للنشر و التوزیع.

لاپیدوس، ایرا (1376ش)، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه محسن مدیر شانه‌چی، مشهد: آستان قدس رضوی.

مالکی، حسن بن‌فرمان (1386ش)، مبلّغ نه پیامبر، ترجمة سیدیوسف مرتضوی، قم: نشر ادیان.

متولی، محمود (1425ق)، منهج الشیخ محمد رشیدرضا فی العقیده، جده: دارماجد.

مسجد جامعی، زهرا (1380ش)، نظری بر تاریخ وهابیت، تهران: انتشارات صریر دانش.

مسجد جامعی، محمد (1385ش)، زمینه‌های تفکر سیاسی در قلم و تشیع و تسنن، قم: نشر ادیان.

مصطفی، هاله (1382ش)، استراتژی دولت مصر در رویارویی با جنبش‌های اسلامی، تهران: اندیشه‌سازان نور.

موثقی، سیداحمد (1380ش)، جنبش‌های اسلامی معاصر، تهران: سازمان سمت.

نجفی، موسی (1377ش)، تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.

ندوی، عبدالحیّ (1393ق)، نزهة الخواطر، هند: دائرة‌المعارف العثمانیه.

هاردی، پی (1369ش)، مسلمانان هند بریتانیا، ترجمه حسن لاهوتی، مشهد: آستان قدس رضوی.

هضیبی، حسن (1413ق)، دعاة لاقضاة، قاهره: دار صادر.

مهدی فرمانیان کاشانی/ استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب.

منبع: فصلمانه هفت آسمان شماره 47
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا