کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هشت شوال (پنج شهریور) سالروز تخریب قبور ائمه بقیع
۱۷:۵۸, ۳۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله

[تصویر: 138707220081.jpg]


در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور ....
تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟

يوم الهدم يعني روز ويران کردن ...


در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .

طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود)
عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند."

جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است!

اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند."

سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:

"وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود.

حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند."

محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!"

عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.

اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد…
اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!


[تصویر: images55.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، وحید110 ، بی نام ، محب الزهرا ، عبدالرحیم ، بیداری اندیشه ، shafagh_mah ، fazel ، bahareh ، محمود ، rastin ، Ramin_Ghn ، سید هادی ، yamin ، سید ابراهیم ، Agha sayyed ، أین المنتظر ، میثاق ، جویای حقیقت ، MAHDI59 ، امید ، faateme-313 ، Tolou ، علی ابوتراب ، شهیدطیبه واعظی ، saloomeh ، حسن عزتي ، حسن.س. ، Hadith ، mkashipazha ، mahdy30na ، منادی حق ، آفتاب ، سدرة المنتهی ، Justice Bringer ، مرتاح ، moflehoon ، fatemeh zahra

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۲۶, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
حکایتی که اشک مرا در آورد:
حدود ده سال است که ساکن مجیدیه هستیم و در تمام این مدت با یک خانواده ارمنی همسایه ایم که انسانهای شریفی هستند، حدود یک سال پیش دختر همسایه مبتلا به بیماری ای شد که باعث فلج شدن هر دو پایش گردید. از آن روز مدام مداوا و طبابت و عوض کردن این دکتر و آن دکترشان شروع شد، ولی فایده ای نکرد.

یک روز که مرد همسایه داشت میرفت سر کار من هم از در بیرون میرفتم و باهم روبرو شدیم و پس از سلام و احوالپرسی جویای احوال دخترش شدم. گفت: این همه دکتر متخصص و گران قیمت هیچ تاثیری نداشت و هنوز دخترم قادر به حرکت نیست. به او گفتم: میخواهی دکتر متخصصی را به تو معرفی کنم که حتما این درمان از دستش بر میاد؟؟

گفت: اگر چنین کسی هست و فکر میکنی میتونه خوب بگو! گفتم: ما مسلمونا یه بانوی بزرگواری داریم به اسم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) اگر به او متوسل شوی و از او بخواهی مطمئنم مشکلت حل می‌شود. وقتی این را شنید لبخندی زد و سوار ماشین شد و گفت: از اینهمه دکتر فوق تخصص و متخصص چکاری بر آمد که از توسل بربیاد؟ ولی دوستام چند تا فوق تخصص که تازه از اروپا آمده اند بهم معرفی کردند. سراغ اونها میرم ببینم چکار میکنند، و خداحافظی کرده و رفت.

من هم به دنبال کارم رفتم و دیگر از آنها خبر نداشتم تا اینکه چند هفته بعد به در خانه ما آمد زنگ زد و مرا کار داشت.
رفتم دم در و پس از سلام و احوال پرسی جویای حال دخترش شدم. با چشم گریان گفت: بعد از آن روز که باهم صحبت کردیم من سراغ چندین متخصص دیگر رفتم ولی هیچ اثری نکرد. در صف انتظار یکی از متخصصین بودم و دخترم در کنارم خواب بود ، ناگهان یاد حرفهای تو افتادم و در دلم متوسل شدم به همان کسی که گفتی و گفتم: ای خانم بزرگواری که فلانی تو را معرفی کرد و من اسمت را یادم نیست ، من تاجر فرش هستم، نذر میکنم که اگر دخترم را شفا بدهی ، برای تمام صحن های حرمت فرش دستباف هدیه میکنم، در همین حال و هوای خودم بودم که دیدم دخترم مرا تکان میدهد، به خودم آمدم ، دخترم گفت : بابا ببین من راه میرم. اون خانم گفت: بابات از من خواسته که تورو خوب کنم.

از جات بلند شو و منو بلند کرد و من تونستم رو پاهام واستم و راه برم. و حالا در حالی که از تو برای معرفی این خانم خیلی ممنونم ، ازت خواهش میکنم آدرس حرمش رو بدی تا من نذرمو ادا کنم.

منبع:
http://isda.ir/detail.aspx?id=849244

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م ، Tolou ، yamin ، شهیدطیبه واعظی ، Agha sayyed ، سجاد313 ، mahdy30na ، منادی حق ، آفتاب ، fatemeh zahra
۱۷:۳۲, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله
.
.
.
از صفای ضریح دم نزنید
حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است
روضه که هیچ سینه هم نزنید

کربلا رفته ها کنار بقیع
حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان
به خدا زود می روم نزنید

زائری داد زد که نا مردان
تازیانه به مادرم نزنید


غربت ما بدون خاتمه است
مادر ما همیشه فاطمه است

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، mohamad ، yamin ، شهیدطیبه واعظی ، paradise ، Agha sayyed ، سجاد313 ، saloomeh ، mahdy30na ، منادی حق ، آفتاب ، fatemeh zahra
۱۷:۳۵, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار
خدایا خسته شدیم
بفرستش
خدایا غلط کردیم
نفهمیدیم اشتباه کردیم
اذیتش نمیکنیم
بفرستش
اللهم عجل لولیک الفرج.................
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، yamin ، شهیدطیبه واعظی ، mahdy30na ، منادی حق ، آفتاب
۲۱:۴۲, ۴/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
هشتم شوال؛ سالروز تخریب قبور ائمه ی بقیع
آیا تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن...

در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند. ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده، بردند.

اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود. آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند.
دومين و درواقع دردناكترين حادثه‌ي تاريخي - اسلامي معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روي‌ كار آمدن سومين حكومت وهابي عربستان مربوط‌ مي‌شود؛ سالي كه وهابيان به فتواي سران خود مبني بر اهانت و تحقير مقدسات شيعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بيت ‌پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) را مورد دومين هجوم وحشيانه‌ي خود قراردادند و بقيع را به مقبره‌‌اي ويران‌شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبديل‌كردند.
وهابيان و تخريب اماكن متبركه ي شيعيان در طول تاريخ
براساس منابع و شواهد تاريخي، وهابيان سعودي تنها به تخريب قبور بقيع اكتفا ‌نكردند، بلكه بارها به تخريب مرقد پيامبر (صلي‌الله‌عليه ‌و ‌آله) نيز اقدام‌كردند كه با واكنش گسترده‌ي مسلمان جهان مواجه‌ شده و از اين توطئه‌ي ضد اسلامي دست‌ برداشتند.
«لويس پورخارت»، يكي از گردشگران سوييسي كه پس از تشرف به اسلام خود را ابراهيم ناميده‌است، در اين‌باره مي‌گويد: با توجه به مقام ائمه و صحابه‌ي دفن‌شده در بقيع، اين قبرستان فضايي بسيار كوچك دارد و در مقايسه با اماكن زيارتي ديگر كشورهاي شرقي به‌ويژه عربستان، به صورت تلي از خاك و سنگ، نگاه هر بيننده‌اي را به خود جلب‌ مي‌كند.
طبق نقل تاریخی آن ها در این حمله چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها و حدود یکصد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و تزیین شده به الماس و یاقوت و... به یغما بردند.
اما این فقط شیعیان و اماکن مقدسه آن‌ها نبودند که وهابیان آثار مجد و شکوه خود را در آن به نمایش گذاشته‌اند، مکه مکرمه و طائف نیز از حملات آنان در امان نماند. "جمیل صدقی زهاوی" در خصوص فتح طائف می نویسد: "طفل شیرخواره را بر روی سینه مادرش سر بریدند، جمعی را که مشغول فراگیری قرآن بودند کشتند، چون در خانه‌ها کسی باقی نماند، به دکان‌ها و مساجد رفتند و هر کس بود، حتی گروهی را که در حال رکوع و سجود بودند، کشتند. کتاب‌ها را که در میان آن‌ها تعدادی مصحف شریف و نسخه‌هایی از صحیح بخاری و مسلم و دیگر کتب فقه و حدیث بود، در کوچه و بازارافکندند و آنها را پیمال کردند."
سرزدن این قبیل امور از پیروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نیست! تابعان کسی که همه مسلمانان را کافر و مشرک می دانست و مکه و مدینه را قبل از آنکه به دست وهابیان بیافتد، دارالحرب و دارالکفر! می دانست. در کتاب "الدررالسنیه" می خوانیم:

"وی - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و اله نهی می‌کرد و از شنیدن آن ناراحت می‌شد. صلوات فرستنده را اذیت می‌کرد و به سخت‌ترین وجه مجازات می نمود.
حتی او دستور داد مرد نابینای متدینی را که مؤذن بود و صوت خوشی داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پیامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسیاری از کتب مربوط به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله را به آتش کشید و به هریک از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیر کند."
محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ی خود در اعتقادات پیرو"ابن تیمیه حنبلی" است، که در قرن هشتم هجری می‌زیسته است، از ابن تیمیه عقاید جالبی نقل شده است. از جمله اینکه او خدا را جسم می‌دانست! برای ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ی حود می گوید: "ابن تیمیه را بر منبر مسجد جامع دمشق دیدم که مردم را موعظه می‌کرد و می‌گفت: خداوند به آسمان دنیا می‌آید، همان گونه که من اکنون فرود می‌آیم! سپس یک پله از منبر پائین می‌آمد!"
عقاید او آنچنان سخیف و بی‌مقدار بود که خود اهل سنت وی را به زندان افکندند و در رد او کتب متعددی را به رشته تحریر درآوردند.
این قطره‌ای کوچک از مرداب اعتقادات و عملکرد وهابیان در طول این سالیان است. در طول این دوران دانشمندان زیادی چه شیعه و چه سنی به نقد عقاید وهابیت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند.
یکی از شبهات آنان مسأله‌ی بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد یا غیر آن را بر قبر حرام می‌دانند. در ادامه سعی می کنیم پاسخی مناسب به شبهه‌ی مذکور بدهیم.
نخست آنکه این شبهه‌ی آنان را صریح آیه‌ی 21 سوره کهف دفع می‌نماید، که در خصوص ماجرای اصحاب کهف از قول مومنانی که می‌خواستند یاد اصحاب کهف را گرامی دارند می فرماید: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا (بی تردید بر روی قبور آنان مسجدی بنا می کنیم)
دوم آنکه هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامی بناهایی بر قبور انبیاء گذشته وجود داشت. از جمله می‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسی در بیت المقدس اشاره نمود. جالب اینجاست که خلیفه دوم خود برای انعقاد پیمان صلح به بیت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامی در راستای از بین بردن این قبور به عمل نیاورد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، mohamad ، Agha sayyed ، mahdy30na ، منادی حق ، آفتاب
۱۵:۱۸, ۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

یک کار خوب دیگر از askdin ،
نرم افزار رايگان و جامع ضد وهابيت - ياوران دجال
لینک زیر مجموعه ای خوب از چهره نگاری وهابیت است .
یاوران دجال

لینک صفحه :
http://www.askdin.com/thread8706.html

دوستانی که فایل را دریافت میکنند برای تعجیل در ظهور حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ،ارواحنا فداه، صلوات را فراموش ننمایند .

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .

امضای Agha sayyed
صِبغَةَ اللهِ وَ مَن اَحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً
رنگ خدایی بپذیرید ! رنگ ایمان و توحید و اسلام و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است ؟!
بقره -138
اين است نگارگرى الهى؛ و كيست ‏خوش‏نگارتر از خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، أین المنتظر ، محمود ، mahdy30na ، آفتاب
۱۸:۵۷, ۵/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۱ ۱۹:۰۵ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #16
آواتار
به نام خدا

با بي کسي و غربت و غم مي سازيم

با شيون و آه دم به دم مي سازيم

سوگند به آن چهار قبر خاکي

يک روز برايتان حرم مي سازيم


[تصویر: baghi.jpg]

ان شا الله،بحق اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، faateme-313 ، محمود ، saloomeh ، mahdy30na ، شیدا ، منادی حق ، آفتاب ، fatemeh zahra
۱۴:۵۰, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #17
آواتار

مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی حکایتی از رفیق خود مرحوم حاج هادی ابهری بازگو می‌کردند:

در سفر مكه چون به مدينه مشرف شدم، روزی براي زيارت قبور ائمه شريفه به بقيع رفتم و چون قبور ويران چهار امام ـ عليهم السلام ـ را ديدم، گريه مرا دست داد به طوری كه بی‌خود شده و روی زمين حرم افتاده می‌بوسيدم و گريه می‌كردم. پليس‌های سعودی آمده مرا بلند كرده و كشان كشان به اداره برده و از من تعهد گرفتند كه ديگر آن جا نروم و مرا آزاد كردند.

من به حرم حضرت رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ رفته و عرض حال كردم و شكايت نمودم كه تا كی ما اين گونه شدائد را ببينيم. پس از ساعتی بيرون آمدم ولي با اين كه از طرف پليس و اداره امر به معروف آنان، ممنوع از تشرف به بقيع شريف بودم، اما عشق آن بزرگواران مرا تحريك نموده و بی‌اختيار به طرف قبرستان بقيع رفتم و چون به درب قبرستان رسيدم، ناگهان درب بسيار عالی و صحن و سرای عجيب و ب...
ديعی ديدم كه در هيچ يك از مشاهده مشرفه عراق و ايران نديده بودم، كفشهايم را در آورده و وارد صحن شدم، ‌ديدم حرم مطهر ائمه بقيع با گنبد و مناره‌های طلاي رفيع و ايوان بسيار باصفائی كه هرگز مثلش را نديده بودم، مزين می‌باشد. تعجب كردم كه از ديروز عصر تاكنون اين بناء مجلل را كی ساخته است.

پس با ذوق و شوق فراوان به طرف حرم ائمه ـ عليهم السلام ـ روان شدم، ولی هيچ كس را نمی‌ديدم تا به ايوان رسيدم مشاهده كردم كه سيد بزرگواري كه عمامه سبز برسر دارد، درب حرم ائمه ـ عليهم السلام ـ ايستاده و با يك هيبت و وقار تمام دربانی ائمه ـ عليهم السلام ـ را مي‌نمايد. گفتم:‌ خدايا اين آقا كيست كه اين اندازه مقام دارد و دربان امامان است.

نزديك رفتم ديدم مرحوم مغفور سيد مجتبی ميرلوحی(نواب صفوی) است خوشحال شدم و رفتم با او مصافحه و معانقه كنم، ناگهان ديدم كنار قبور ويران شده آنها ايستاده‌ام و از آن مناظر هيچ اثري نيست. دانستم كه باطن مشاهده آن است كه ديدم و فهميدم مرحوم نواب صفوي مقام بلندي نزد اجدادش دارد.

----------------------------------------------------------------
این داستان به مناسبت این ایام ذکر شد.
آنان که به قبور اهل بیت (علیهم السلام) جسارت و بی‌ادبی کردند، کیفرش را خواهند دید ولی دوستان اهل بیت(علیه السلام) بایستی بدانند "و فِي قُلُوبِ مَنْ وَالاهُ قَبْرُه"(زیارت مفجعه)

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، حسن عزتي ، mohamad ، mahdy30na ، محمود ، منادی حق ، آفتاب ، fatemeh zahra
۱۲:۳۸, ۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تصاویر/ عزاداری هندی‌ها در سالروز تخریب قبور ائمه‌ بقیع
[تصویر: 19238_273.jpg]

[تصویر: 19239_540.jpg]

[تصویر: 19240_957.jpg]

[تصویر: 19241_166.jpg]
صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، saloomeh ، mahdy30na ، شیدا ، منادی حق ، rahgozar.f ، آفتاب
۱۵:۳۴, ۲۲/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۱۵:۳۶ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام[align=CENTER]بازهم هشت شوالی دیگر در راه است
یه آرزو مونده تو سینه/اللهم الرزقنا مدینه
چه حرمی داره حسین/ولی حسن آقام حرم نداره
چه گنبدی داره حسین/ولی بقیع همش گردوغباره
ای آسمون ببار..آقام حرم نداره
ای دل نگیر قرار.. آقام حرم نداره
خونه می خوام چکار..آقام حرم نداره
ارباب دلنوازم ایشالله ایشالله/اگه بدی اجازم ایشالله ایشالله
انقدر زنده بمونم ایشالله ایشالله/برات حرم بسازم ایشالله ایشالله
یه آرزو مونده تو سینه/اللهم الرزقنا مدینه
یه کربلا داره حسین/ولی حسن بقیع تاریک و تاره
چه ضریحی داره حسین/ولی حسن سنگ قبرم نداره
میگم به عالمین..آقام حرم نداره
تو بین الحرمین..آقام حرم نداره
به این امام حسین..آقام حرم نداره
بقیع قدم بزاریم ایشالله ایشالله/پا تو حرم بزاریم ایشالله ایشالله
روقبر ام عباس ایشالله ایشالله/بریم علم بزاریم ایشالله ایشالله
یه آرزو مونده تو سینه/اللهم الرزقنا مدینه
چه شلوغه باب الحسین/ولی بقیع امشب زائرنداره
ولی داره میاد حسین/تا مادرش فاطمه رو بیاره
خاک عالم سرم..آقام حرم نداره
شبیه مادرم..آقام حرم نداره
همه دارن حرم..آقام حرم نداره
هر تپش دلم شی ایشالله ایشالله/یه روز بی درد و غم شی ایشالله ایشالله
با دعای تو مهدی بیادو بیادو/توهم صاحب حرم شی ایشالله ایشالله
یه آرزو مونده تو سینه/اللهم الرزقنا مدینه
ConfusedConfusedConfusedConfused[/font][font=B Mitra]

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، شیدا ، منادی حق ، آفتاب ، fatemeh zahra
۱۸:۲۴, ۲۲/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۱۸:۴۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: IMAGE634407072558437500.jpg]

اگر از صدام بگذريم، اگر مسأله قدس را فراموش کنيم، اگر از جنايت هاي امريکا بگذريم از آل سعود نخواهيم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امريکا و ال سعود برطرف خواهيم کرد و داغ و حسرت حلاوت اين جنايت بزرگ* را بر دلشان خواهيم گذاشت و با برپايي جشن پيروزي حق بر جنود کفر و نفاق و ازادي کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهيم شد.

مگر مسلمانان نمي بينند که امروز مرکز وهابيت در جهان به کانون‌هاي فتنه و جاسوسي مبدل شده اند که از يک طرف اسلام اشرافيت اسلام ابوسفياني، اسلام ملاهاي کثيف درباري، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت و اسلام حاکميت سرمايه و سرمايه داران بر مظلومان و پابرهنه ها و در يک کلمه اسلام امريکايي را ترويج مي کنند و از طرف ديگر سر بر استان سرور خويش امريکاي جهانخوار مي گذارند.
ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پابرهنگانيم ما غير از خدا کسي را نداريم و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم دست از مبارزه با ظالم بر نمي داريم. بغض و کينه انقلابي تان را در سينه ها نگاه داريد با غضب و خشم بر دشمنان بنگريد و بدانيد که پيروزي از آن شما است.



امام روح الله الموسوي الخميني

[b]*کشتار زائران در حرم امن الهی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، منادی حق ، mahdy30na ، آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مناظره شیعه و وهابی درباره زیارت قبور مصطفي مازح7610 12 5,562 ۲۱/آذر/۹۳ ۲۱:۳۴
آخرین ارسال: mahdy30na
  تصاویر گرافیکی ضد وهابی به مناسبت هشتم شوال mohamad 11 6,014 ۴/شهریور/۹۱ ۱۷:۱۲
آخرین ارسال: mohamad

پرش در بین بخشها:


بالا