|
چرا داری دنبال قاتل بروسلی می گردی؟!؟!
|
|
۱۸:۱۹, ۲۰/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۱ ۱۲:۰۰ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات! ![]() شاید با دیدن ، عنوان این تاپیک یکمی جا بخورید ، یعنی چی؟ بروسلی کجا ، بیداری اندیشه کجا!! ![]() یه روز داشتیم با دوستان صحبت می کردیم ، ایده ی مطلبی رو در ذهن من جرقه زدند ، که واقعا حیف دیدم این ایده در این مخ خاک بخورد ، سر بر نیاورد!!! خیلی از ما خودمون رو مسلمان می دونیم ، ولی واقعیت اینطور نیست ، مثل کسی که روکش شکلاتی بستنی رو بخوره ، به خود بستنی نرسه ، فکر کنه بستنی خورده!! ، ما هم فقط ، از لایه ی نازکی از دین سردرآوردیم ، همه فکر می کنیم ، که عالم به دین هستیم ، و مسلمان!!! تمام شد ، هر جا فرم ثبت نام ، استخدامی می بینیم ، بی درنگ دین رو اسلام و مذهب را شیعه ، با قلم سیاه می کنیم! بحث این تاپیک من ، ظاهر و باطن نیست ، بحث امید هست ، بحث معرفت هست ، و تسلیم حقیقی خدا بودن و دنبال قاتل بروسلی نبودن!!! لابد از شگفتی های زندگی آیت الله بهجت به گوشتان خورده است ، از زندگی رجبعلی خیاط ، آیت الله طباطبایی و ... چه بسیارند کسانی که با امام زمان ارتباط داشته اند ،حال که ما هنوز از وجود چنین افرادی در پیرامون خود بی خبریم ، چرا که : آنكه را اسرار حق آموختند مهر كردند و زبانش را دوختند چطور این افراد به چنین شان و منزلتی را یافتند که لایق دیدار با مهدی زهرا (علیه السلام) گشتند؟ شانسی رفتند به اون مرحله رسیدند؟ پارتی داشتند؟ به ملائک رشوه می دادند؟ یا در یک کلام ، قاتل بروسلی رو پیدا کرده بوند؟!؟! خیر! هیچ کدام! متاسفانه خیلی بدجا افتاده است ، غالب مردم فکر می کنند ، که نمی توان به آن درج و منزلت رسید که پیشینیان ما به آن رسیده بودند ، ولی همه انسانیم و از یک خاک آفریده شده ایم ، گر به خدای متعال ایمان داشته باشیم ، یقینا به مراحلی از رشد و سعادت و تکامل دست خواهیم یافت... برای خودم و خیلی از جوانان شاید این سوال پیش بیاید ، که ما چه کنیم ، وظیفه ی ما چیست؟ نه می توانیم فقیری را سیر کنیم ، نه می توان اطعام دهیم ، نه برهنه ای را بپوشانیم نه ... هرکس را با توان او می سنجند ، خودمون این دوران ها رو گذرونیم ، جوون هرچند اندک ، 50 تومان هم صدقه بده ، برای خدا ارزشش بیشتر از 5 هزار تومان یه کارمنده ولی به شروطها و این جمله ی پایین مِن شروطش!! ![]() متاسفانه بسياري از ما فکر ميکنيم اگر کالايي بيفايده در خانه داريم ميتوان آن را بخشيد و دل خوش بود که ما هم انفاق کردهايم و حتما مورد لطف و مرحمت خدا قرار گرفتهايم. در حالي که در قرآن کریم ميخوانيم: « شما به خوبي و نيكي ابداً نميرسيد مگر آنكه از آنچه را كه دوست داريد انفاق كنيد و هر چيزي را به هر كيفيّتي انفاق كنيد، خداوند تحقيقاً به آن مطّلع است» آل عمران/ 92 اما گاهي بخشش و انفاق انجام ميگيرد و چيزي هم که مورد انفاق واقع ميشود حتي گرانبها هم هست اما همه اينها موجبات يک عمل نيکو را فراهم نميآورد چرا که براي خدا نيست و رگههاي پر رنگي از ريا در آن ديده ميشود خیلی مسائل هستند که به چشم نمی آیند ، حدود 1 هفته پیش پابوس ضامن آهو بودیم در مشهد مقدس ، در صحن کوثر ، منتظر یکی از دوستان بودم ، حدیثی به چشمم خورد ، که واقعا به دلم نشست ، حدیث رو همون جا حفظیدم ، به حق که خیلی تاثیرگذار بود ، کافیه حدیث رو تو زندگیمون عینی کنیم ، لذت آسودگی را خواهیم چشید!![]() حدیث از امام علی (علیه السلام) بود که فرموده اند: خالف نفسکَ تسترح ، با نفست مخالفت کن تا آسوده شوی! به همین آسونی به همین خوشمزگی! ![]() تابع نفس هر كه شد به يقين مي كشد در جهان بسي محنت كار جز بر خلاف نفس مكن تا بيايي فراغت و راحت! خیلی از مردم ، گمان می برند ، که نفس و شهوت ، فقط فقط مختص قوه ی جنسی است و بس! در قرآن مجید کراراً از «تسویل نفس» سخن به میان آمده است و مفاد آن این است که نفس انسانى روى تمایلات نفسانى، کارهاى زشت را نزد او زیبا جلوه دهد، از این جهت برخى براى انسان نفسى به نام «مسوله» اثبات کرده اند، در مقابل «نفس مطمئنه» و یا «لوامه» و یا «راضیه» ، مثلاً یعقوب به فرزندان خود که یوسف را در چاه افکندند، و ریاکارانه گفتند که گرگ او را خورده است، چنین مى گوید: «...بَلْ سَوَّلَتْ لَکمْ أَنْفُسُکمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ...» ؛ نفس شما، کارتان را بر شما زیبا جلوه داده است، صبر و بردبارى کار زیباست. برای خود ما بسیار پیش آمده ، در مجلس میهمانی ، در فراخوانی یا ... دغدغه ی اکثر ما اینست تا مثلا نوشیدنی بیشتری بنوشیم ، یا قسمت لذیذتر مرغ نصیب ما گردد!!! هنگام تقسیم دو تا سیب بین خود و دوستمان ، سیب له شده را به دوستمان داده و ... اسدي ميگويد: همان خواه بيگانه و خويش را كه خواهي روان و تن خويش را حدیث پیامبر فصل الخطابی است بس آشکار ، که همه بار ها و بارها شنیده و به آن عمل نکرده ایم ، به حق که بی انصاف تر از ما پیدا نمی شود... «…ان تحبّ له ما تحب لنفسك و تكره له ما تكره لنفسك؛ آنچه براي خود ميپسندي،براي ديگران هم بپسند و آنچه براي خود خوش نميداري،براي ديگران هم خوش مدار قصه کوتاه کنم ، ورنه سخن بسیار است! ![]() اکثر ما ماشین های آنچنانی را در کوچه و بازار به وفور دیده ایم ، به قول خود دهانمام به کف خیابان می خورد ، که ماشین فلانی چنین است و چنان! موبایل فلانی آیفون هست و ... همه می گویم ، گنج پیدا کرده اند! همش از پوله حرامه !؟ یا ... شاید هم از پولی تهیه شده که از شیر مادر هم حلال تر! الله اعلم... کاری به تفکر عوام ندارم ، شاید شخص بزرگی همچون رجبعلی خیاط بی ام و ، یا لامبورگینی نداشت ، ولی یقینا تو بهشت ، یکی بهترشو داره!! الان آیا ما نمی تونیم ، در سرای آخرت ، که پایدار است و همیشگی صاحب این ها شویم؟ خانه ای مجلل در باغ های بهشتی داشته باشیم؟ همانا که انجام واجبات و دوری از محرمات می تواند مصالح این باغ ها و قصر ها باشد ، هر چند که پیامبر درادامه می فرماید: گاهی یک کبریت کوچک می تواند باغ بزرگی را بسوزاند و نابود گرداند. البته با انجام کارهای نیک هم می توان آب سردی بر روی آتش گناهان ریخت! شاید در بیشتر فیلم های سینمایی دیده باشیم ، فردی با گذراندن ماه ها سختی در کوهستانی برفی ، با تحمل سختی های فراوان ، کش و قوس های گوناگون بالاخره می تواند ، با چند حرکت دستش ، 5 ، 6 نفر رو همزمان لت و پار کند! یا مرتاض هندی می تواند با ماندن ته چاهی با خوردن چند عدد بادوم! در طی چهل روز به چنان قدرتی دست یابد ، که قطاری را از حرکت باز دارد!!! فکر می کنید ، دین ما دست کمی از بودیسم ، یا هندویسم دارد؟! بارها گفتم مسائل ديني رو بايد فقط از دريچه دين نگاه کرد. نه از دريچه علم. نه از دريچه فلسفه. نه از دريچه فيزيك و.. چون اين دريچه ها ، ديدشون محدود هست و ديد انسان رو محدود ميكنه و به انسان اطلاعات ناقصي ميده كه باعث ميشه انسان ، با اين اطلاعات ناقص ، نتيجه گيري غلطي بكنه. مولوي توي مثنوي اش اين مسئله رو به خوبي بيان كرده با ذكر داستان. مولوي ميگه (به همين مضامين ) : چند نفررو توي اتاق تاريك بردند و از قبل يك فيل رو توي اتاق گذاشته بودند.بعد به هر كدوم از اونها ميگفتند كه اين چيه؟" هر كدوم از از اونها با دست زدن از به يك جايي از قسمت اين فيل نظري ميداد و با توجه به اون لمس و تجربه اش ميگفت كه مثلا فلان چيز هست". اين مطلب رو ُ این داستان به خوبي بيان ميكنه كه: اون چند نفر= يعني چند علم(مثلا : فلسفه ، عرفان ، فيزيك ، پزشكي و... ) اون لمس كردن و نتيجه گيري از اون لمس و تجربه شون = يعني همين نتايجي كه اين علوم ميگیرن. ما توي بحث شفا دادن هم همين مطلب رو داريم كه طرف مسيحي، و يا بودايي اهل رياضت هست. ميرن پيشش و اون فرد يه دستي ميكشه و اون فرد مريض شفا پيدا ميكنه. الان كسي اين مطلب رو ببينه (كما اينكه توي خونه فاميلمون در ماهواره ، من ديدم كه فرد مريضي رو ميارند و اون كشيش با اذكار و اوراد خاصّ ، اون فرد رو شفا ميده .و بعد شروع به تبليغ مسيحيّت میكنه) در حالي كه اين درست نيست. در فلسفه و عرفان هم خونديم كه اين كارها، كار روح انسان هست.كه شفا ميدهد. چون انسان بعد از يك سري رياضت هاي بسيار سخت و بعضي از چله نشيني ها، نفسش رو قوي ميكنه به حدّيكه ميتونه در نفوس انسانهاي ديگه تاثير بذاره و اونها رو يا شفا بده. يا مريض كنه! فكر ميكنيد براي چي ميگن: "من رو فلاني چششمم زد ". بخاطر همين مطلب هست. (چون فرد روحش قوي هست .حالا چه خواسته باشه اين كار رو كنه چه نخواسته باشه اين كار رو بكنه). كه در واقع اين افراد مسيحي و بودايي ، از " نيروي درون خود" كمك ميگيرند و نه از نيروي خدا و نيروي الهي. که البته این نیرو را هم خدا به در ذات انسان ها نهفته است. ولي اين مطلب رو هم بگم كه اسلام اين رياضت ها رو قبول نداره و ميگه كه بايد رياضت ، رياضت شرعي باشه.(چون امثال اين آدمها يا اخته كردن و عقيم كردن خودشون ، شهوتشون رو ميكشند و.. چون خدا اين شهوت رو به عنوان يك امانت نزد ما سپرده و ميگه در مسئله درست ازش استفاده كن- مثلا ، .ازدواج). و تنها تفاوت ما با اونها اين ميشه كه نيروي اونها متصل به نيروي خودشون هست ولي نيروي ما (يعني علماي ما همچون:آیت الله بهجت و علامه طباطبايي ) متصل به نيروي خدا هست.كه مطمئنا بر نيروي اونها غلبه داره. (كه قضيه داستان علامه طباطبايي با مرتاض هاي هندي رو شنيديد كه ميگن (بمضمون): مرتاض رفت با چشمش شيري رو كشت و بعد به طور طعنه آميز به علامه رو كرد گفت ميتوني تو هم همچين كاري كني؟ علامه گفت اين چيزي نيست . تو ميتوني اين شير رو زنده كني ؟ مرتاض گفت :اين امكان نداره!!! علامه رفت در گوش شير ،چيزي گفت،و شير زنده شد. اگر بخوام قدرت اونها و قدرت خودمون رو بهتون بطور تمثيل معرفي كنم . اين ميشه كه : نيروي مرتاض هاي هندي مثل نيروي "باطري قلمي" ميمونه كه از خودش نيرو توليد ميكنه. ولي نيروي علماي ما كه متصل به نيروي خداست مثل يه نيروگاه اتمي ميمونه (وبلكه بيشتر). خلاصه این که ، با موندن توی یک غار برای ماه ها ، یا خوردن چند دونه بادوم ، یا اخته کردن خود مخالف با موازین شرعی است ، چه کلامی قوی تر و مهتدی تر از کلام نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)! این حقیقت در کلام پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به زیبایی مطرح شده است. آن حضرت در اعتراض به رفتار یکی از اصحاب به نام عثمان بن مظعون که روزها به روزه و شب ها به عبادت می پرداخت و به زندگی خود توجه نمی کرد و این امر، شکایت همسر او را در پی داشت فرمود: «ای عثمان! خداوند متعال، مرا به رهبانیت (گوشه گیری از مردم و ترک دنیا) نفرستاده است؛ بلکه مرا به شریعت و دینی که مستقیم و سهل و آسان است، مبعوث کرده است». منبع: الفروع من الکافی، ج 5، ص 494. به نظر شما چاره چیست؟ چه دارویی بهتر از پند و اندرز علما! آیت الله بهجت از مرحوم آقاى قاضى رحمه اللّه نقل مى فرمود: اگر کسى نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد چه ساده ، هنگامی که اذان ، ندای الهی ما را به برپا داشتن نماز فرامی خواند ، از کنار مسجد های محله هایمان می گذریم ، خود را به کری می زنیم ، به حق که ما کران و کورانیم! امام سجاد(علیه السلام) فرمود: آن که به وقت های نماز اهمیت بدهد،لذت دنیا را کامل نخواهد کرد! رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: وقت هیچ نمازی نمی رسد مگر اینکه ملکی در بین مردم فریاد می زند که : ای مردم! برخیزید و با نماز واجب اول وقت آتش هایی را که با گناهان برافروخته اید خاموش نمایید. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: بهترین اعمال در نزد خدا انجام نمازها در اول وقت شان هست و بعد از آن نیکی به پدر ومادر و بعد از آن جهاد در راه خدا، بهترین عمل است میرسیم به اصل مطلب و آن ، احترام به پدر و مادر است و بس! ![]() چه بسیار افرادی که با احترام به والدین به چنان مقام های رفیعی رسیده اند که ، هرگز آن را به خوابمان هم نمی بینیم! آری ، ره صدساله را نیز میشود یک شبه پیمود! پیر روشن ضمیر و صاحب خرد، حاج محمد اسماعیل دولابی در پی کسب رضایت پدر، دست ازخواسته قلبی و آرزوی بزرگش که تحصیل علم در حوزه نجف اشرف بود برداشت و به همین سبب ره صد ساله را به لطف و عنایت مولایش حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام به لحظاتی پیموده است.شرح ماجرا را از زبان خودشان پی میگیریم. در ایام جوانی به همراه پدرم به نجف اشرف مشرف شده بودم. به شدت تشنه علوم و معارف دینی بودم. با تمام وجود خواستار این بودم که در نجف بمانم و در حوزه تحصیل کنم ولی پدرم که مسن بود و جز من پسر دیگری که بتواند در کارها به او کمک کند نداشت، با ماندنم در نجف موافق نبود. در حرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) به حضرت التماس میکردم که ترتیبی دهند که در نجف بمانم و درس بخوانم و آن قدر سینهام را به ضریح فشار میدادم و میمالیدم که موهای سینهام کنده و تمام سینهام زخم شده بود. حالم به گونهای بود که احتمال نمیدادم به ایران برگردم. به خود میگفتم یا در نجف میمانم و مشغول تحصیل میشوم و یا اگر مجبور به بازگشت شوم همین جا جان میدهم و میمیرم. با علما نجف هم که مشکلم را در میان گذاشتم تا مجوزی برای ماندن در نجف از آنها بگیرم به من گفتند که وظیفه تو این است که رضایت پدرت را تامین کنی و برای کمک به او به ایران بازگردی. در نتیجه نه التماسهایم به حضرت امیر کاری از پیش برد و نه متوسل شدنم به علما مرا به خواستهام رساند. تا اینکه با همان حال ملتهب همراه پدرم به کربلا مشرف شدیم. در حرم حضرت اباعبدالله(علیه السلام) در بالاسر ضریح حضرت همه چیز حل شد و آن التهاب فرو نشست و کاملا آرام شدم. به طوری که هنگام مراجعت به ایران حتی جلوتر از پدرم و بدون هر گونه ناراحتی به راه افتادم و به ایران بازگشتم. راه امام حسین(علیه السلام) خیلی سریع انسان را به نتیجه میرساند. چون کشتی امام حسین(علیه السلام) در آسمانهای غیب خیلی سریع راه میرود، هر کسی که سیر معنوی خود را و حرکتش را از آن حضرت آغاز کند، خیلی زود به مقصد میرسد. در ایران اولین کسانی که برای دیدن من به عنوان زائر عتبات به منزل ما آمدند دو نفر آقا سید بودند. آنها را به اتاق راهنمایی کردم و خودم برای آوردن وسایل پذیرایی رفتم. وقتی داشتم به اتاق بر میگشتم جلوی در اتاق پردهها کنار رفت و حالت مکاشفهای به من دست داد و در حالی که سفره به دست بودم حدود بیست دقیقه در جای خود ثابت ماندم. دیدم بالای سر ضریح امام حسین(علیه السلام) هستم و به من حالی کردند که آنچه را میخواستی از حالا به بعد تحویل بگیر. آن دو آقا سید هم با یکدیگر صحبت میکردند و میگفتند او در حال خلسه است. از همان جا شروع شد. آن اتاق شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزاخانة اباعبدالله بود و اشخاصی که به آنجا میآمدند بیآنکه لازم باشد کسی ذکر مصیبت بکند میگریستند. در اثر عنایت حضرت اباعبدالله(علیه السلام) کار به گونه ای بود که خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم آیت الله شیخ محمد بافقی، مرحوم آیتالله شاهآبادی، بدون اینکه من به دنبال آنها بروم و از آنها التماس و درخواست کنم، با علاقه خودشان به آنجا میآمدند. بعد از آن مکاشفه، به ترتیب به چهار نفر برخوردم که مرا دست به دست به یکدیگر تحویل دادند. اولین فرد آیتالله سید محمد شریف شیرازی بود. همراه او بودم تا این که مرحوم شد. وقتی جنازه او را به حضرت عبدالعظیم بردیم. آیتالله شیخ محمد بافقی آمد و بر او نماز خواند من که دیدم شیخ هم بر عزیزم نماز خواند و هم از مرحوم شیرازی قشنگتر است جذب او شدم، به گونهای که حتی همراه جنازه به قم نرفتم. خانه شیخ را پیدا کردم و از آن پس با شیخ محمد بافقی مرتبط بودم تا اینکه او هم مرا تحویل آیتالله شیخ غلامعلی قمی ملقب به تنوماسی داد. من هم که او را قشنگتر دیدم از آن پس همراه وی بودم. در همین ایام با آیتالله شاهآبادی هم آشنا و دوست شدم و با وی نیز ارتباط داشتم. تا این که بالاخره به نفر چهارم، آیتالله شیخ محمد جواد انصاری همدانی که شخص و طریق بود بر خوردم. او با سایرین متفاوت بود. چنین کسی از پوسته بشری خارج شده و آزاد است و هر ساعتی در یک جای از عالم است. یک استوانه نور است که از عرش تا طبقات زمین امتداد دارد و نور همه اهل بیت در آن میله نور قابل وصول است. اول اهل عبادت، مسجد رفتن، محراب ساختن و امام جماعت بردن بودم. بعد اهل توسل به اهل بیت(علیه السلام) و گریه و عزاداری و اقامه مجالس ذکر اهل بیت(علیه السلام) شدم. تا اینکه در پایان به شخصی برخوردم و به او دل دادم و از وادی توحید سر درآوردم. خداوند لطف فرمود و در هر یک از این کلاسها افراد برجسته و ممتاز آن کلاس را به من نشان داد؛ ولی کاری کرد که هیچ جا متوقف نشدم. بلکه تماشا کردم و بهره بردم و عبور کردم تا اینکه به وادی توحید رسیدم. در طول این دوران همیشه یکهشناس بودم و به هر کسی که دل میدادم، خودم و زندگی و خانوادهام را قربانی او میکردم تا اینکه خود او مرا به بعدی تحویل میداد و من که وی را بالاتر از قبلی میدیدم از آن پس دور او میگشتم. به هر تقدیر همه عنایاتی که به من شد از برکات امام حسین(علیه السلام) بود. از راه سایر ائمه(علیه السلام) هم میتوان به مقصد رسید، ولی راه امام حسین(علیه السلام) خیلی سریع انسان را به نتیجه میرساند. چون کشتی امام حسین(علیه السلام) در آسمانهای غیب خیلی سریع راه میرود، هر کسی که سیر معنوی خود را و حرکتش را از آن حضرت آغاز کند، خیلی زود به مقصد میرسد. از ابو سعید ابوالخیر سئوال کردند این حسن شهرت را از کجا آوردی ؟ گفت : شبی مادر از من آب خواست . دقایقی طول کشید تا آب را بیاورم . وقتی به کنارش رفتم خواب مادر را در ربود . دلم نیامد بیدارش کنم . به کنارش نشستم تا پگاه مادر چشمان خویش را باز کرد و وقتی کاسه آب را در دست من دید پی به ماجرا برد و گفت : فرزندم , امیدوارم که نامت عالمگیر شود . بدینسان ابو سعید ابوالخیر مرد خرد و آگاهی و عرفان , شهرت خویش را مرهون دعای مادر میداند. درد دل من بسيار است / نيست ياراي سخن ورنه سخن بسيار است متاسفانه همه منتظر معجره ای هستیم ، شفایی و ... یادم هست ، همین هفته ی پیش که نائب الزیاره ی دوستان بودم در مشهد ، مردم چنان با شوقی ، ضریح امام را چنان با دو دستشان چسبیده بودند ، که گویی شفای دردشان در لمس این فلز ضریح است ، باطن را فراموش کرده ، چسبیده است به یک تکه فلز ، با له کردن سرو سینه ی دیگر مردم ، تقاضای شفا دارد ، به اصطلاح خودش دارد متوسل می شود! متوسل شدن را از فرسخ ها دور هم می شود انجام داد ، اما درد اینجاست که دلمان هوایی نیست... به امید ظهورش...
|
|||
|
|
۱۲:۳۲, ۲۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام و تشكر: آنكه را اسرار حق آموختند مهر كردند و زبانش دوختند...: اين يعني اگر كسي طوري صحبت كنه كه به نظر بياد با آقا ارتباط داره نبايد خيلي رو حرفش حساب كرد در ضمن يه حديث هست كه ميگه هركي چيزي بگه كه به معني دونستن زمان ظهور باشه او دروغگوست چون هيچكس تاريخ ظهورو نميدونه. متاسفانه الان گروه ها ، فرقه ها، مسلك ها ، و مريدومرادايي باب شدن كه انحرافي هستن و پشت پرده اعتباري ندارن. گاهي دروغگو هم نيستن و حتي حاضرن قسم بخورن با آقا ارتباط دارن درسته چون توهم برشون داشته و براي خودشون اين حقيقته و شايد حتي قصد كلاهبرداريم ندارن ولي به هر حال جعلي ان... ما بايد خيليييي مراقب باشيم و حواسمون جمع باشه . در آخر الزمان مدعيان فراوانند.نكته بعد اينكه از آيت الله بهجت پرسيده مي شد چه طور ميشه به مراحل بالاي عرفان و سير و سلوك رسيد؟ ايشون بار ها گفته اند: ترك محرمات و انجام واجبات يا گفته اند: شما فقط گناه نكنيد. ايشون حتي در مورد مستحبات نه تنها تاكيد نكردن، بلكه اونو شرط لازم تقرب هم ندنستن. يعني گناه نكردن (كه ترك نكردن واجبات رو هم شامل ميشه ) مي تونه به تنهايي شرط كافي هم باشه... درمورد نيت هم بايد بگم بسيار بسيار راه درازي در پيشه، چرا كه خيلي وقتا ما تمام زورمونو زديم كه نيتمونو خالص كنيم ولي در نهايت وقتي فلش بك ميزنيم ميبينيم علاقه به خوب بودن خودمونم تو اون عمل گنجونديم. حتما اين واسه همه تون پيش اومده! ما بايد به قول استاد فاطمي نيا بازيگري رو پيش خدا كنار بذاريم. اين مثل فتح اورست به تنهايي در يه هفته بدون تجهيزات دشوار و غير ممكن به نظر ميرسه ولي فكر كنم شُدنيه وگرنه نميگفتن!! راستي؛ ده تا بادوم تلخ!!! [/font] [font=B Traffic]در مورد نماز هم همينجا يه انتقاد كنم. بار ها ديده ام تو نماز خونه يا مسجدي افرادي ميان كه اول وقت نماز بخونن ولي ميرن كنار فُرادي نمازشونو در آرامش ميخونن! واقعا افسوس و حيف داره آدم اين راهو بياد نماز جماعت و از دست بده اگه ميدونستن چه ثوابي داره كه اگه همه دريا ها جوهر بودن..... در نهايت زيارت قبولي و التماس دعا عرض ميكنم خدمت جناب پرستيژ محترمهر لحظه از زندگي يك معجزه است. و اين صفحه كه مملو از آموزه بود معجزه اين ساعت ماست...
|
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۳۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۲ ۲۳:۵۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حیفه این تاپیک خاک بخوره اگر دنبال قاتل بروسلی یا مخترع ماست یا پدر واقعی معاویه یا مثبت یا منفی بودن عدد (منفی یک به توان پی) هستید این تاپیک را بخوانید! اول این ارسال را بخوانید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-14...#pid215456 خب متوجه شدید علت دوری ما از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیه؟ خب این را هم ببینید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-74...ml#pid5296 خب حالا این را هم ببینید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28052.html این تاپیک جامع تر از تاپیک بالائیست علت اینکه یک نفر به امام زمان میرسد چیست؟ بیایید بحث کنیم. از خود شروع کنیم خود بنده که می دانم در لحظه لحظه زندگی خود فقط به فکر خود بوده ام نه دستور خدا شما چی؟ |
|||
|
|
۲۳:۵۴, ۳۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
چقدر عالی بود این تاپیک ...حظ بردم..
ممنون جناب پرستیژ
|
|||
|
|
۰:۰۶, ۳۱/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۲ ۰:۰۷ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: Be_Nameh_Khoda.png]](http://s1.picofile.com/file/7496261826/Be_Nameh_Khoda.png)







در نهايت زيارت قبولي و التماس دعا عرض ميكنم خدمت جناب پرستيژ محترم