کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود ‌نشد؟
۱۳:۱۹, ۲۷/آبان/۹۶
شماره ارسال: #1

در برخی مواقع برخی از افراد این سوال برایشان بوجود می‌آید که چگونه با علم ناتمامی که معصومین(علیه السلام) داشته‌اند پس چرا بعضی از وقایع در زندگی آنان تاثیرات شگرفی گذاشته است.

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، پرسش و پاسخی پیرامون این موضوع در اختیار این سرویس خبری قرار داده است که در ادامه متن آنها می‌آید:

پرسش: اگر امام رضا(علیه السلام) می‌دانستند که شربت انگور یا انگورهایی که می‌خورند آغشته به زهر است که خوردن آن‌ها خودکشی محسوب می‌شود که در اسلام جایز نیست و اگر نمی‌دانستند که آن شربت یا انگورها سمی هستند که این با عالم بودن و علم کامل امامان منافات دارد که چنین مطلبی را ندانند؟

پاسخ: این سوال و اشکال در مورد سایر امامان به خصوص امام حسین(علیه السلام) در حرکت به سمت کربلا و حرکت امام علی(علیه السلام) به سمت مسجد و... هم مطرح است و منشاء این پرسش هم به علم امامان از آینده بر می‌گردد.

در مقام پاسخ ابتدا باید دانست که دانش و آگاهی پیامبران و امامان(علیه السلام) بر دو قسم است:

1 - علم‌هایی که از راه‌های عادی فراهم می‌آید، که در این دانش‌ها با مردم دیگر تفاوت زیادی ندارند.

2 - علومی که از راه‌های ماورای طبیعی (علم لدنی = وحی و الهام) حاصل می‌گردد.

در کتاب "کافی" بابی(فصلی) وجود دارد با عنوان "ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا"، یعنی امامان هرگاه می‌خواستند که چیزی را بدانند، از آن آگاه می‌شدند. در این باب روایات بسیاری جمع آوری شده است.(1)

پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راه‌های غیر عادی حاصل می‌شد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راه‌های عادی پیدا می‌شد.

روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است، مثلا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان(علیه السلام) منافقان را خوب می‌شناختند و می‌دانستند که آن‌ها ایمان واقعی ندارند، ولی هرگز با آن‌ها مانند کفار برخورد نمی‌کردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آن‌ها مانند سایر مسلمانان بودند.

همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم می‌کردند و از علم خدادادی خود استفاده نمی‌کردند و در موردی که دلیل شرعی مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمی‌کردند.

معصومان(علیه السلام) می‌توانستند در خود مصونیتی به وجود بیاورند که ضربه شمشیر و سم در آن‌ها اثر نکند، یا اگر مؤثر شد، سریعا از راه اعجاز، خود را شفا بدهند، ولی این کار را نکرده‌اند، زیرا بشر هستند و قضای کلی الهی بر این است که در زندگی مانند سایر مردم عمل کنند. از این رو وقتی مریض می‌شدند، به طبیب مراجعه کرده و از دارو استفاده می‌کردند و درد را تحمل می‌کردند و در بستر بیماری می‌افتادند. زیرا اگر غیر از این بود امتحان، آزمایش، صبر و مقاومت در برابر مشکلات معنا نداشت.

آنها در این جهت مانند مردمان عادی بودند که در معرض آزمون‌های سخت قرار می‌گرفتند و علم لدنی آنها در اینجا هیچ دخالتی نمی‌توانست داشته باشد.

گرچه امامان(علیه السلام) از علم خدادادی برخوردار بودند و از گذشته و آینده خبر می‌دادند و از نحوه شهادت خود با خبر بودند، ولی مؤظف نبودند طبق علم‌شان عمل کنند، بلکه در همه موارد (مگر مصلحت ایجاب کند) مطابق آن چه علوم عادی اقتضا می‌کرد، عمل می‌نمودند. همان گونه که خداوند می‌توانست در تمام برخوردهای بین کفر و توحید، پیامبران، امامان و اولیای الهی و رهروان راه حق را پیروز گرداند و کفر و کافران را مغلوب کند، ولی این کار را جز در موارد استثنایی انجام نداد، چرا که سنت الهی بر این است که جریان امور دنیوی به طور عادی و طبیعی پیش رود. در غیر این صورت دنیا بستر آزمایش برای بشر نخواهد شد.

امام حسین(علیه السلام) بر اساس علم عادی خود و در پی نامه‌های گوناگون شیعیان کوفه و اضطرار خروج از مدینه و بر حسب مساعد دیدن اوضاع عراق به سمت کوفه حرکت می‌کنند، هر چند به علم امامت می‌دانند که این سفر به داستان کربلا منجر خواهد شد.

همان طور که برای علی(علیه السلام) بر اساس علم عادی بشری شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری مانند سایر شب‌هاست. به همین جهت به سمت مسجد حرکت می‏‌کند. علم غیبی که به اذن خداوند در مورد شهادت خود دارد، برای ایشان تکلیفی ایجاد نمی‏‌کند و مأمور است که بر اساس علم عادی عمل کند.

البته اگر از راه طبیعی، کسی به ایشان خبر می‌داد که امشب بنا است شما را در مسجد ترور کنند، حضرت از رفتن خودداری می‌کرد، یا احتیاط بیشتری به خرج می‌داد، چنان که وقتی چنین خبری به امام حسن(علیه السلام) داده شد، حضرت زیر لباس خود زره پوشیدند.

دلیل این نوع سلوک و رفتار می‌تواند امور و دلایل مختلفی باشد از جمله:

1 - عمل بر اساس علم غیب با حکمت بعثت انبیاء(علیه السلام) و نصب ائمه(علیه السلام) منافات دارد، زیرا در این صورت جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد. افراد بشر از وظایف فردی و اصلاحات اجتماعی به بهانه برخوردار بودن آنان از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادی از وظیفه خود سرباز خواهند زد.

2 - عمل بر اساس علم غیرعادی موجب اختلال در نظام عالم هستی است، زیرا مشیت و اراده خداوند به جریان امور بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعی و علم عادی نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) برای شفای بیماری خود و اطرافیان خویش از علم غیب استفاده نمی‏‌کردند. شاید یکی از حکمت‏‌های ممنوع بودن تمسک به نجوم، تسخیر جن، برای غیب گویی و کشف غیر عادی حوادث آینده، همین امر یعنی اختلال در نظام عالم هستی باشد.

در نتیجه؛

گرچه مورد امام رضا(علیه السلام) اصولا از این بحث خارج است و آن حضرت اختیاری در نخوردن از آن انگور یا شربت مسموم نداشته و به انجام این عمل مجبور شدند؛ اما در سایر موارد امیر مؤمنان علی(علیه السلام) جریان شهادت خود را می‌دانسته و قاتل خویش را می‌شناختند، لیکن این علم افاضی (خدادادی) بود و بر حضرت لازم نبود طبق آن عمل کند و به مسجد نرود بلکه وظیفه آن بود که طبق علم عادی رفتار کند و "ابن ملجم" هم تصمیم‌اش مبنی بر شهادت حضرت علی(علیه السلام) را مخفی نگه داشته بود و از این امر کسی غیر از همدستانش با خبر نبود.

در نتیجه موقعی که علی(علیه السلام) به مسجد تشریف بردند، در ظاهر مطلبی که دلالت کند فردی در مسجد مصمم بر قتل حضرت است، وجود نداشت. از این رو حضرت مثل سایر روزها برای اقامه نماز جماعت به مسجد تشریف برده و براساس علم عادی خود رفتار کردند و به علم غیر عادی خود ترتیب اثر ندادند، چون مکلف و مأمور نبود تا به علم غیبی خود عمل کند، این حرکت حضرت هم خودکشی نبود.

چنان که در قضاوت و حکومت و تدبیر امور و انجام سایر تکالیف، طبق راه‌ها و علم‌های معمولی عمل می‌فرمودند، نه طبق علم غیب. اگر در ظاهر آب نبود، ولی از راه علم غیب از وجود آب اطلاع داشت، تکلیفش مثل دیگران تیمم بود.(2)

امام حسین طبق تکلیف الهی عمل کردند. از بیعت سر باز زده و دعوت کوفیان را اجابت کردند و همان گونه که روش طبیعی و مرسوم اقتضا می‌کرد، قبل از حرکت سفیرانی را به کوفه فرستاده و سپس دست به جهاد با دشمن زده و شهید شدند.

با توجه به معنای اخیر انداختن در هلاکت و خودکشی هم مورد ندارد، چون در امور عادی خود، علم و آگاهی غیبی به ماجرا نداشتند یا در این امور، اراده علم غیب نمی‌کردند تا از آن آگاه شوند و یا اگر علمی هم داشتند، مأمور بودند که به علم عادی رفتار کنند. در حالی که خودکشی و هلاکت به از بین بردن جان خود با اسباب عادی و از طریق علم عادی و طبیعی است.

برای مطالعه بیشتر در این خصوص می‌توانید به کتاب معارف دین، نوشته آیت‌الله لطف الله صافی گلپایگانی(ج 1، ص 120 به بعد) مراجعه کنید.

پی‌نوشت‌ها:

1. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 ه ش، ج1، باب: ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا.

2. علامه مجلسی، بحارالأنوار. نشر اسلامیه، تهران بی تا، ج 42؛ ص 258 و 259.


http://www.isna.ir/news/91102313020/
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mdroudgar

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۴۵, ۱۰/بهمن/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۵۱ توسط mdroudgar.)
شماره ارسال: #21

(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۳۵)III I III نوشته است:  منتها كسي كه خود را به خواب مي‌زند و با لگد هم بيدار نمي‌شود بديهي است كه بخواهي او را متقاعد كني وقت گرانقدرت را حرام كرده‌اي
mdroudgar نوشته است: آقای روحانی هم معصوم نیستند وحتما اشتباه هم میکنند .نقد معصوم هم معنا ندارد چون جمع دو ضد است
درود برشما
خداراشکر که با لگدهای شما بیدارشدم ممنونم بروید استراحت کنید الان وقت خواب است
نقد معصوم هم معنا ندارد چه اگر اثبات کردی معصومیت را دیگر قابل نقد نیست پس بدنبال دلائل عقلی معصومیت باشید ممنون

(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۳۸)راوی110 نوشته است:  سلام
مطالب لينك زير شايد بتواند به شما كمكی بكند:
استدلال عقلی و قرآنی امام زمان علیه السلام در مسئله ی امامت!

درود برشما ممنونم از ارائه لینک موفق باشید ضمنا دلیل عقلی معصومیت امام به معصومیت پیامبر برمیگردد که ارتباط با وحی خداوند ونگاهبانی او موجب این معصومیت میباشد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۵:۵۳, ۱۰/بهمن/۹۶
شماره ارسال: #22

(۱۰/بهمن/۹۶ ۱۵:۳۵)III I III نوشته است:  گزينه اول:
خداوند مثل گوسفند انسان‌ها را بي هدايت‌گر رها كرده
هر كي هر جور خواست با فكر خودش
يه عده اگه خواستن مي تونن بگن لواط حق مسلم ماست مثل قوم لوط
يه عده ديگر هم ...
كلاً ارزش‌ها و درست و غلط‌‌ ها نسبي استSmile
مطلبی آورده شده از سایتهای دینی که در مورد نحوه استفاده معصومین از علم لدنی و علوم عادی صحبت می کنه.

حالا شما بدون اینکه بخونی داری ربطش میدی به لواط ...

شما اگر وقت خوندن مطالب رو ندارید، آیا فکر نکردید که وقت دیگران هم ارزش داره؟

بهترین کاری که میشه کرد، نادیده گرفتن چنین کاربریه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mdroudgar
۰:۲۷, ۱۱/بهمن/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/بهمن/۹۶ ۰:۲۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #23

سلام
این قسمت رو بخونید:
نقل قول:پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راه‌های غیر عادی حاصل می‌شد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راه‌های عادی پیدا می‌شد.

روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است
نکته اصلی اینه که بدونیم این موضوع منافاتی با عصمت ائمه (علیه السلام) نداره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mdroudgar
۱۰:۱۰, ۴/مهر/۰۱
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲۷/آبان/۹۶ ۱۳:۱۹)سعدی نوشته است:  پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راه‌های غیر عادی حاصل می‌شد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راه‌های عادی پیدا می‌شد.
این کلمه همواره که در متن نویسنده آورده کار را به شدّت مخدوش کرده و استدلال را مشکل‌دار!
آن هم مشکل اساسی!
14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین همواره طبق این علوم ظاهری عمل نمی‌کردند!
مکرر در تاریخ مواردی ذکر شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و دیگر معصومین علیهم السلام بر اساس علم غیب خود عمل می‌کردند چون وظیفه‌شان در آن موقعیت رجوع به علم غیب بوده است!
فی المثل در مواردی می‌خواستند رسول الله صلوات الله علیه و آله را ترور کنند، جبرئیل خبر می‌آورده و رسول الله اقدامات لازم را پیش از وقوع مبتنی بر این علم غیب برای خنثی سازی تلاش برای ترور انجام می‌دادند و بسیاری موارد دیگر!
اساساً در بسیاری از موارد حضرات معصومین علیهم السلام به جهت وظیفه حجت خدا بودن بر خلقشان وظیفه‌شان بوده طبق علم غیب خود عمل کنند!
من باب مثالی دیگر
شخصی آمده خدمت یکی از حضرات معصومین علیهم السلام و ادعای فقر کرده است!
حضرت به او کمک می‌کنند ولی با استناد به علم غیب خود به او می‌گویند که فقیر نیست و فلان مکان فلان مقدار پول زیر خاک قرار داده و از آن پول بهره‌ای هم نخواهد برد.
و بسیاری موارد دیگر
لذا اینکه گفته شده همواره طبق علوم عادی عمل می‌کردند و به تکالیف دینی عمل می‌کردند سخنی ناتمام و قابل خدشه و خلاف واقعیت‌های تاریخی و روایی و حتی قرآنی است!



(۲۷/آبان/۹۶ ۱۳:۱۹)سعدی نوشته است:  روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است، مثلا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان(علیه السلام) منافقان را خوب می‌شناختند و می‌دانستند که آن‌ها ایمان واقعی ندارند، ولی هرگز با آن‌ها مانند کفار برخورد نمی‌کردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آن‌ها مانند سایر مسلمانان بودند.
برای اکثر موارد فوق الذکر هم در منابع روایی و تاریخی استثناهایی بوده که نه بدن مبارک و شریفشان و نه سایر موارد از خورد خوراک و... مانند مردم عادی نبوده!
در مواردی هم از اساس متفاوت بوده است، مثلا خواب 14 معصوم علیهم السلام مانند خواب انسان‌های عادی نبوده است! طبق روایات متعدد!
لذا در این موارد هم یا به صورت کلی یا به صورت جزئی و برخی استثناها طبق همان شأن حجت خدا بودن بر خلق تفاوت‌هایی با مردم عادی داشته‌اند، هر چند در اکثر موارد به دلیل اینکه می‌باید اسوه می‌بودند و الگو مانند مردم عادی رفتار می‌کردند!ا اما مجدد تأکید می‌شود که استثنا‌هایی هم بوده است!
و در برخی موارد هم از اساس با مردم عادی متفاوت بودند!

(۲۷/آبان/۹۶ ۱۳:۱۹)سعدی نوشته است:  همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم می‌کردند و از علم خدادادی خود استفاده نمی‌کردند و در موردی که دلیل شرعی مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمی‌کردند.
همان‌طور که بیان شد در همین موارد هم استثنائاتی بوده که وظیفه معصومین علیهم السلام رجوع به علم غیبشان بوده!‌ هرچند به طور معمول چون اسوه باید می‌بودند بنابر ظواهر عمل کرده‌اند!
اما لازم به ذکر است که حضرت حجت ارواحنا فداه طبق روایات متعدد از این قاعده مستثنی هستند!
یعنی ایشان در همه موارد (نه مثل حضرت داود علیه السلام که فقط در مجلس قضاوت به علم باطنی حکم می‌کردند) در همه مواردِ مأمورت و قیامشان بنابر علم باطن مأمور هستند عمل کنند نه به ظواهر و این به جهت این است که دیگر بنا نیست به جماعت نفاق پیشه مهلتی داده شود! و این قیام نیز به وسیله جریان نفاق دچار انحراف و شکست شود!


(۲۷/آبان/۹۶ ۱۳:۱۹)سعدی نوشته است:  دلیل این نوع سلوک و رفتار می‌تواند امور و دلایل مختلفی باشد از جمله:

1 - عمل بر اساس علم غیب با حکمت بعثت انبیاء(علیه السلام) و نصب ائمه(علیه السلام) منافات دارد، زیرا در این صورت جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد. افراد بشر از وظایف فردی و اصلاحات اجتماعی به بهانه برخوردار بودن آنان از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادی از وظیفه خود سرباز خواهند زد.

2 - عمل بر اساس علم غیرعادی موجب اختلال در نظام عالم هستی است، زیرا مشیت و اراده خداوند به جریان امور بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعی و علم عادی نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) برای شفای بیماری خود و اطرافیان خویش از علم غیب استفاده نمی‏‌کردند. شاید یکی از حکمت‏‌های ممنوع بودن تمسک به نجوم، تسخیر جن، برای غیب گویی و کشف غیر عادی حوادث آینده، همین امر یعنی اختلال در نظام عالم هستی باشد.

نتیجه‌گیری یک که کاملاً‌ غلط و خلاف صریح آیات قرآن است تا چه رسد به روایات و تاریخ!
در انجام مأموریتشان انبیا و اوصیا علیهم السلام گاهی موظف بودند که با رجوع به علم غیب خود طبق آن عمل نمایند!
مواردش هم در قرآن و روایات و تاریخ متعدد ذکر شده است!
یک مورد بسیار ساده‌اش خبر غیبی رسول الله صلوات الله علیه و آله از شکست ایران در برابر روم بوده است که در قرآن ذکر شده است! و از نشانه‌های حقانیت اسلام در برابر مشرکین بود در طول تاریخ و طبق علم غیب پیامبر صلوات الله علیه و آله صورت گرفت!
مورد 2 هم غلط اندر غلط است!
مثالش در باره برخی اقدامات برای ترور ذکر شد، اساساً‌ زمانی که حکمت الهی اقتضا کند حجت خدا باید بر اساس علم باطنی خود عمل کند و این هم یکی از نشانه‌های حقانیت اوست!
هر چند به جهت آنکه باید اسوه و الگو باشد در بسیاری از موارد طبق علم عادی عمل کند!
لیک بدین معنا نیست که طبق نتیجه‌گیری به شدّت اشتباه و اجتهاد مقابل نص بالا که مصداق تفسیر به رأی است رجوع به علم غیب از سوی حجت خدا در نظام عالم هستی اختلال ایجاد کند، چنانچه طبق آیات و روایات و تاریخ بسیار شده است که انبیا و اوصیا بر اساس آن علم خود عمل کرده‌اند!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مناظرات امامان معصوم علیه السلام با دشمنان ، مخالفان و دانشمندان سایر ادیان# -Ali- 43 89,650 ۲۱/بهمن/۹۵ ۱۲:۲۵
آخرین ارسال: MohammadSadra
  مناظره امام باقر علیه السلام با طاووس یمانی (خواندنی) ali0077 8 5,673 ۲۰/دی/۹۲ ۱۵:۱۵
آخرین ارسال: rezamohammadi
  مناظره امام رضا علیه السلام با عالم سنی ali0077 0 1,640 ۲۴/شهریور/۹۲ ۱۴:۳۶
آخرین ارسال: ali0077
  رداندیشه های فیلسوفانه توسط امام هادی علیه السلام آیات 4 4,192 ۷/بهمن/۹۱ ۱۲:۴۳
آخرین ارسال: سید ابراهیم

پرش در بین بخشها:


بالا