|
يــا قَــتــیـــلَ الْـــعَـبَراتِ " ويژه نامه محرم وصفر1434 "
|
|
۱۴:۰۶, ۱۰/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۱۲:۲۱ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ ![]() به اذن عمه سادات حضرت زینب(سلام الله علیها) اقامه عزا می کنیم این تاپیک ویژنامه محرم 1434 است هر که دارد هوس کربلا بسم اللهبوی پیراهن خونین کسی می آید این خبر را برسانید به کنعانی ها ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 25 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۰۲, ۱۳/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۱ ۱۷:۰۳ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #241
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() چهل روز گذشت… صدا، صدای زنگوله ی اشتران خسته از راه است. صدا، صدای کودکان یتیم و مادران بی فرزند است. صدای سلام می آید. « به احترام اهل بیت همه از مرکب پیاده شوند…» و همه در حسرت، در بهت می نگرند… اینجا بود؟ ناگهان ولوله می شود… برای زودتر رسیدن وقت رکاب یافتن نیست، با یک خیز، با یک پرتاب خود را باید به زمین خشک بیابان رساند… این همه قبر و این همه دلداده… این همه اشک و این همه ناله… هر کس آرامگاه یک شهید را نشانه می رود، روی خاک… پر از نقش چادرهای مشکی و مشت های پر خاک می شود. یک نفر از سر یک آستانه می رود به دیگری و در هر آستانه ای خاطره ای است… کجاست یوسف بنی هاشم، عباس (علیه السلام)؟ کجاست شبه پیغبر، علی(علیه السلام)؟ کجاست یادگار حسن، قاسم (علیه السلام)؟ کجایی حسین(علیه السلام)؟؟ کجایی زهیر؟کجایی مسلم؟ و « کجایی» ها می شود نسیم و می وزد در صحرا… یک نفر انگار مدت هاست رنگ سایه ندیده، صدا می زنندش رباب! یک نفر انگار خنده را از یاد برده، کودکان صدایش می زنند، عمه!یک نفر از جمع کودکان کم شده…رقیه… اینجا روی مزار حسین(علیه السلام) انگار با اشک کسی خیس خورده است… یکی قبلا اینجا بود دست بر خاک می کشید و مویه می کرد: حبیب لا یجیب حبیبه؟(دوست جواب دوست را نمی دهد (جابر بن عبدالله انصاری) |
|||
|
|
۲۰:۵۹, ۱۳/دی/۹۱
شماره ارسال: #242
|
|||
|
|||
|
در به در ِ برادر که باشی چهل منزل که سهل است تا دنیا دنیا ست دنبال رد ّ سرش ، زمین می خوری... ........................................................................ تو فکر می کنی زینب بعد از عاشورا خواب ِ در می دید یا ســر ...!؟ مــــــــــادر یا بـــــــرادر ...! |
|||
|
|
۱:۲۸, ۲۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #243
|
|||
|
|||
|
گام هایت را در کوچه پس کوچه های کربلا به آرامی بر میداری تا فرشته ها ثواب زیارتت را دو چندان کننند همین که چشمانت به گنبد طلا می افتد آرام آرام قطره های اشک صورتت را شست و شو می دهند با عبور از خیمه گاه و تل زینبیه به باب القبله می رسی شش گوشه را از دور می بینی آهسته زیر لب می گویی : السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین پله های باب القبله را یکی پس از دیگری طی می کنی تا وارد صحن شوی در گوشه ای می نشینی و در حالیکه به گنبد طلا خیره شده ای به سخنان روحانی کاروان گوش فرا می دهی شب جمعه است و حرم انبوه شده از جمعیت لحظه ای صبر نداری دوست داری هر چه زودتر خودت را به آقا برسانی و ضریح شش گوشه اش را بوسه باران کنی آرام آرام به سمت حرم روانه می شوی هر چه به قتلگاه نزدیک تر میشوی ضربان قلبت تندتر می شود حس عجیبی داری و احساس میکنی مو بر بدنت راست می شود در همین حال صدای مداح را می شنوی که زیر لب "نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب " می خواند سینه زنان و گریه کنان با او همنوا می شوی با دیدن شش گوشه دست بر روی سینه می گذاری و درحالیکه قطره های اشک از گونه هایت سرازیر می شود با زبانی به لکنت در آمده می گویی : صل الله علیک یا ابا عبدالله به اذن الله و رسوله . . . ناگهان چشمانت به کتیبه طلایی رنگ بالای ضریح می افتد نوشته اش را می شناسی همان اسمی است که بر روی گروه نهاده ای « ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة » انقدر شوق زیارت داری بدون آنکه آداب زیارت را بجا بیاوری خود را به ضریح می رسانی و سخت در آغوشش می گیری زبانت بند آمده است نمی دانی چه باید بگویی فقط سیل اشک است که جاری می شود خودت را می سپاری به آقا و سیر می گریی و با خود می گویی چقدر اینجا صاحب خانه ها مهربان اند... خاطرات ما ورق می خورد :
توفیق ناله های "بین الحرمینی" را به لباس سوگ محرم سنجاق می کنیم و به یاد کربلا از راه دور دست به سینه می گذاریم و بار دیگر می گوییم: السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین خدایا ما را چنان تشنه بخواه که هیچ آبی جز عطش کربلا عشق حسینی مان را سیراب نکند. در این روزهای غم انگیز اگر دلتان شکست و اشکتان جاری شد برای بنده حقیر نیز دعا کنید.
|
|||
|
|
۰:۲۱, ۸/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/اسفند/۹۱ ۰:۲۳ توسط مفقود الاثر.)
شماره ارسال: #244
|
|||
|
|||
|
یادش بخیر محرم پرباری بود!
. . دیر است برای به روز کردن اما عیبی ندارد... وتو ما را میبخشی... به بزرگیت..... . . ![]() اگر قادر بودی در زمان سفر کنی و یک شیشه آب با خودت به کربلا ببری ، با آن شیشه آب چه کسانی را سیراب میکردی؟ شاید می گویی اول حسین را سیراب میکردم! او امیر قافله بود و از همه بیشتر تشنه! اگر هم بخواهیم طبق درجات معنوی هم تقسیم کنیم بازهم اول باید به او آب میدادیم. او واسطه فیض الهی است. شاید می گویید، باید زینب را سیراب کنیم! او مادر قافله است و رنج و غم همه را به دل دارد. و سخت نگران برادر و سخت درگیر حراست از کودکان و زنان حرم است. ممکن است بگویید، اول باید مریض خیمه نشین را سیراب کنیم! او جانشین حسین و حجتی دیگر از خدا بر زمین است، در ضمن بیمار است و سخت تشنه آب. احتمال دارد بگویید که می بایست اول رباب را آب داد! به هرحال او را طفلی شیرخواره در بر است و شیر و آب نیز لازم و ملزوم یکدیگر، پس باید آب را به رباب داد. شاید بگویید باید اول علی اکبر را سیراب کرد،جوان است و پر تحرک و نیازمند انرژی! گروهی دیگر نیز بگویند،روانیست تا نوجوانی هست،جوانی آب بخورد! بنابراین اول قاسم ابن الحسن را سیراب کنیم، نوجوان است و تاب و تحملش کم! کسی دیگر هم ممکن است، تا طفل شیر خواره هست دیگر گزینه ای برای انتخاب نمی ماند! و دسته ای دیگر شاید انتخاب را به علمدار ارجاع دهند و گویند قسمتی را خودش بنوشد و باقی را هر جور صلاح دانستی تقسیم کن،آخر او سقاست! ممکن است هر چیزی درباره ی تقسیم آب در کربلا به ذهنتان برسد! اما نکته چیز دیگریست......! و آنُ این که هیچ کدام تشنه آب نبودند!! عباس را کنار فرات فرصتی بود تا سیراب شود، اما عباس تشنه ماند! علی اصغر را اگر حسین(علیه السلام)بر دست گرفت تا تقاضای آب کند،مسئله آب نبود! چون علی اصغر را اگر هم آب می رسید،دیگر جواب گو نبود! علی اکبر را اگر تشنه بر زمین دیدی به خاطر تشنه رفتنش گریه مکن! قاسم را جوانی منگر که تشنه آب است! او به دنبال چیزی شیرین تر از عسل صحرای کربلا را زیر و رو میکند! رباب را نه از فرط تشنه گی خواستار آب است، رباب شرمنده طفل است! جانشین حسین اگر در خیمه بیمار افتاده،حکمتی دارد! از شدت عطش ناله نمی کند! زینب را اگر دیدی طلب آب میکند از برادر، میخواهد غیرت برادر را تماشا کند و اگر لبانش را خشکیده دیدی، نه به خاطر آب،بلکه به خاطر خشکی لبان برادر است! و حسین را اگر بینی زبانش به مانند چوب خشک در دهان است نه اینکه تشنه است،بلکه این زبان را رسالتی دیگر بر روی نی است! این جا به کارش نمی آید! و برای این است که میگویم؛ آب را خودت بنوش زیرا تویی که با تشنه گی رنگ می بازی و دین و ایمان می بازی، رنگ باختن این جماعت را با ما فرقی عظیم است!! اینان به شوق وصل الی االله رنگ میبازند و ما به شوق دیدن بخار روی لیوان آب! اینان را یاد سیراب میکند و ما را آب! منبع: http://www.applezamini.blog.ir |
|||
|
|
۱۳:۳۳, ۸/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #245
|
|||
|
|||
|
مراحل نصب ضریح مطهر سیدالشهدا(علیه السلام)
زیارت سیدالشهدا(علیه السلام) قسمت و روزی همه دوستان ان شاءالله |
|||
|
|
۲۱:۳۴, ۲۷/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #246
|
|||
|
|||
|
داریم وارد سال نو میشیم ولی خداییش محرم خوبی داشتیم!
سر سفره های هفت سین شاید یکی از دعا ها و آرزو هامون این باشه که یکبار دیگه هم محرم ، روضه و سینه زنی رو ببینیم! البته شاید...............! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ويژه نامه روزهای آخرماه شعبان–توصیه های آیت الله تهرانی | Seyed Mohsen | 1 | 1,951 |
۱۵/خرداد/۹۴ ۱۵:۴۲ آخرین ارسال: میلاد.م |
|
| مجله " ویژه نامه محرم 93 " | مهسان | 0 | 1,125 |
۲۱/آبان/۹۳ ۱۱:۰۶ آخرین ارسال: مهسان |
|
| ويژه نامه وفات حضرت زينب (سلام الله علیها) عقيله العرب | مصطفي مازح7610 | 4 | 2,436 |
۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۹:۲۵ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| نامه ها و سخنان امام حسین (علیه السلام) در کربلا ***ویژه محرم*** | أین المنتظر | 17 | 8,519 |
۲۰/آبان/۹۱ ۱:۲۹ آخرین ارسال: mahdy30na |
|





![[تصویر: 202.png]](http://paradise-110.persiangig.com/image/202.png)
![[تصویر: Salam_Bar_Imam_Hosain.png]](http://s1.picofile.com/file/7441508167/Salam_Bar_Imam_Hosain.png)
![[تصویر: Salam_Bar_Moharram.png]](http://s1.picofile.com/file/7526810535/Salam_Bar_Moharram.png)





![[تصویر: 2_89.jpg?1357121655]](http://harfeto.ir/sites/default/files/2_89.jpg?1357121655)


![[تصویر: Water%20Glass.jpg]](http://manvapesaram.loxblog.com/upload/manvapesaram/image/Water%20Glass.jpg)
