|
حکایاتی از شیخ جعفر آقا مجتهدی(رحمة الله علیه)
|
|
۲۳:۳۹, ۱۱/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۱ ۲۳:۴۵ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم شیخ جعفر آقا مجتهدی(رحمة الله علیه)،یکی از عرفای معاصر و از انسان های وارسته بودند که بسیاری شرح حکایاتی از ایشان در مجموعه دو جلدی "در محضر لاهوتیان"،خوانده اند. در این تاپیک،گزیده ای از این حکایات را باهم مرور می کنیم؛باشد که چراغ هدایتی در مسیر الهی برایمان باشد؛ان شاءالله. روال تاپیک،مجموعه حکایاتی از شیخ جعفر آقاست؛صمیمانه خواهشمندم از ارسال پست های متفرقه خودداری بفرمائید و اگر شما هم حکایاتی و یا گزیده سخنانی موثق از این عارف بالله دارید،در این تاپیک ارسال کنید و مشارکت داشته باشید. اللهّم صلّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ و عجّل فرجهم التماس دعا.. ![]() آقای مجاهدی می فرمودند : روزی در باغ آقای ... واقع در پشت ایستگاه راه آهن مشهد، به خدمت آقای مجتهدی شرفیاب شدم. آن روز حال بكاء شدیدی داشتند و لحظهای از گریستن باز نمیماندند. گریه های بیاختیار ایشان را بارها دیده بودم و برای من چندان تازگی نداشت، ولی چیزی كه فكر مرا به سختی به خود مشغول میكرد استمرار این حالت گریه در آن روز بود. در آن حالت استثنایی، نمیتوانستم علت گریههای پی در پی را از ایشان سئوال كنم، و آن ولی خدا را از حال خود منصرف سازم. ساعتی به همین منوال بی آن كه حرفی در میان ما رد و بدل شود. همین كه ایشان برای چند لحظهای از گریستن باز ماندند، فرصت را غنیمت شمرده، پرسیدم: علت این گریههای مستمر و بیاختیار شما چیست؟! فرمودند: آقاجان! روز عجیبی است! امروز در و دیوار گریه میكند! آسمان گریه میكند! زمین گریه میكند! این درختان باغ گریه میكنند! از آسمان و زمین غم می بارد! آیا اگر شما این صحنهها را میدیدید ساكت مینشستید؟! من بی اختیار گریه میكنم و علت آن را به درستی نمیدانم، و بعد از چند لحظهای درنگ گفتند: امروز شاید روز شهادت یكی از ائمه اطهار(ع ) باشد، قراین از این امر حكایت دارد! مدتی گذشت و یكی از روحانیون به دیدن آقای مجتهدی آمد، از ایشان پرسیدم: آیا امروز، روز شهادت است؟! گفتند: به روایتی امروز، روز شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) است! هنگامی كه آقای مجتهدی سخن آن مرد روحانی را شنیدند، به سختی منقلب شدند و در حالی كه به شدت میگریستند گفتند: قربان مظلومیشان بروم، این گریههای بیاختیار كه بیجهت نیست! آقا امام محمد باقر (علیه السلام) در كودكی در كربلا حضور داشتند و روز عاشورا صحنههای شهادت را یكی پس از دیگری به چشم خود دیدهاند، و تا آخر عمر برای مظلومیت جدشان حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) گریه كردهاند، این گریههای امروز اثر همان گریههاست و مسلماً امروز، روز شهادت آن بزرگوار است نه روز دیگر. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۵۴, ۲۹/آبان/۹۱
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
جناب آقای حاج فتحعلی تعریف كردند: در یكی از دفعاتی كه آقا مجتهدی در بیمارستان آيت الله گلپایگانی بستری شدند تمام اطباء بالاتفاق به آقا گفتند: شما اصلاً نباید گریه كنید، و در غیر این صورت نابینا خواهید شد. آقا در جواب به آنها فرمودند: « ما بدون گریه بر حضرت امام حسین (علیهالسلام) نمیتوانیم زنده بمانیم. » |
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
استاد مجاهدی حکایت جالبی از اقامت ایشان در کوه خضر نقل می کنند :
هنگامی كه حضرت آقای مجتهدی در قم اقامت داشتند با مسجد مقدس جمكران و كوه خضر (= در نزدیكیهای روستای جمكران) بسیار مأنوس بودند. در آن زمان هنوز مسجد همان حالت قدیمی خود را داشت و معنویت عجیبی بر فضای آن حاكم بود و ایشان می فرمودند: مسیر عبور حضرت ولی عصر – ارواحنا فداه – از زمینی كه مسجد مقدس جمكران در آن واقع است. هنوز روشن و عطرآگین است و جان آدمی را مینوازد و آدمی را به خضوع و خشوع وا میدارد برزمینی كه نشان كف پای تو بود سالها سجده صاحبنظران خواهدبود كوه خضر نیز از اماكن مورد علاقه ایشان بود و در آن جا خلوت میكردند و به دعا و توسل میپرداختند. آن سال تصمیم گرفتهبودند كه اربعینی را در كوه خضر سپری كنند و لذا ده روز پیش از فرا رسیدن ماه مبارك رمضان به كوه خضر رفتند و در اتاقی كه در آنجا بود ساكن شدند و ارتباطشان را جز با معدودی از دوستان قطع كردند. بعد از گذشت روزها آخرین روز از ماه مبارك رمضان فرا رسید و جناب آقای مجتهدی فرموده بودند كه در آخرین روز ماه مبارك مهمان آقای حاج میرزا یدالله غروی خواهم بود. حجت الاسلام غروی از علاقهمندان و اطرافیان حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی بودند و با آقای مجتهدی نیز الفتی دیرینه داشتند، منزل مسكونی ایشان درخیابان بهار بود و دوستان بعد از افطار برای دیدار آقای مجتهدی در آنجا جمع شده بودند و حضرت آقای مجتهدی پاسی از افطار گذشته بود كه آمدند. ایشان در مدت این چهل روز به خاطر روزه داری و غذای بسیار كمی كه مصرف كرده بودند و نیز به علت شب زنده داریها و ریاضات شرعی، به طور محسوسی لاغر و تكیده شده بودند ولی طراوت وجودی شان بیشتر از پیش به نظر میرسید. پس از ورود به خانه و احوال پرسی از دوستان، دست و روی خود را در آب زلال حوضی كه در وسط حیاط بود شستشو دادند و بعد دستمالی از جیب پیراهن بلند عربی خود درآوردند و همین كه آن را باز كردند تا دست و روی خود را خشك كنند، حال ایشان منقلب شد! و انقلاب حال شان به خاطر مورچهای بود كه در داخل دستمال دیده بودند! دستمال را آهسته جمع كرده و در جیب خود گذاشتند و فرمودند: « من ناخواسته این مورچه را از لانه خود دور كردهام و آوارگی او را نمیتوانم تحمل كنم! باید بروم! قبض او مرا آزار میدهد! » دوستان هر چه اصرار كردند كه شما خستهاید و تازه از راه رسیدهاید، اجازه دهید تا با ماشین سواری شما را تا كوه خضر همراهی كنیم، نپذیرفتند و فرمودند: « تاوان این غفلت، پیاده رفتن به كوه خضر و پیاده برگشتن است! » حضرت آقای مجتهدی پیاده به كوه خضر رفتند و در جایی كه بیتوته میكردند مورچه را به لانه خود رهنمون شدند و پس از گذشت چند ساعت به قم بازگشتند. |
|||
|
|
۱۶:۴۲, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
احاطه مردان الهی به تمام علوم
.از حكیم فرزانه آیت الله سیدعبدالكریم كشمیری نقل شد كه: روزی خدمت آقای مجتهدی رفته و در محضرشان نشسته بودم، در این موقع طلبهای وارد شده و بعد از مدت كوتاهی سؤالی بسیار صعب و دشوار مربوط به علم فلسفه مطرح نمود و خواستار جواب آن از جعفر آقا شد. با خود گفتم: آخر ای عزیز! این چه سؤالی است كه از ایشان میپرسی؟! ایشان كه فلسفه نخواندهاند. جناب جعفر آقا كه سر به زیر نشسته بودند بعد از كمی تأمل ناگهان سر خود را بلند كردند و شروع به پاسخ نمودند و آنچنان مسأله صعب فلسفی را حل كردند و پاسخش را به آن طلبه تفهیم كردند كه گویی تمام علم فلسفه در مشت این مرد خدا بود به طوری كه باید ملاصدرا هم بیاید و نزد ایشان فلسفه بیاموزد. آقای كشمیری میفرمودند: من كه استاد فلسفه بودم از این جواب بسیار متعجب و متحیر گشتم. |
|||
|
|
۱۳:۱۷, ۲۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
گفتار زیر توسط استاد محمد علی مجاهدی از شاگردان خاص و ارادتمندان جناب مجتهدی در مورد شیوه سیر و سلوک ایشان نوشته شده که برای آشنایی هر چه بیشتر توصیه می کنیم پیش از خواندن سایر قسمتها آنرا مطالعه بفرمایید :
1- شیوه سلوكی آقای مجتهدی در توسل مستمر به حضرات معصومین (علیهم السلام) خصوصاً مولی الكونین حضرت ابی عبد الله الحسین (علیه السلام) كاملاً نمودِ عینی پیدا میكرد و اگر روزی صد بار نام سالار شهیدان را در محضر ایشان بر زبان میراندند در هر بار به حدی منقلب میشدند كه بیاختیار به سان ابر بهار میگریستند و بغضی دیر پای گلوی ایشان را در هم میفشرد، به طوری كه اغلب قادر به ادامه صحبت نبودند و كلامشان در این حال ناتمام میماند. 2- میزان محبتی كه در اعماق وجودشان نسبت به ائمه اطهار (علیهم السلام) ریشه دوانیده بود، در بیان و توصیف نمیگنجد و میفرمودند كه: « به بركت محبت این ذوات مقدس راه چندین ساله را میتوان در فاصله زمانی كوتاهی طی كرد و حجابها را از میان برداشت. » مرحوم حجت الاسلام نصیری بر این باور بود كه: « میزان محبتی كه در قلب جناب مجتهدی نسبت به آل الله وجود دارد اگر در میان مردم تقسیم كنند همه مردم عاشق آن ذوات مقدس میگردند! » 3- بارها آقای مجتهدی بر این نكته پای میفشردند كه: « خدمت خالصانه به خلق خدا خصوصاً به شیعیان و محبان آل الله، راه دور و دراز مقصود را نزدیك میكند و در اثر توفیق خدمت میتوان جاده صد ساله را به گامی طی كرده، و دل شكستهای را به خاطر خدا آباد كردن میتواند پشتوانه مطمئنی برای آبادی دنیوی و برزخی و اخروی انسان باشد. » طی شود جاده صد ساله به آهی گاهی. 4- جناب ایشان اهل سلسلهای نبودند چرا كه مجذوبان سالك را با سلسله و خانقاه كاری نیست. روزی به من فرمودند كه: « در مسیر سیر برزخی خود به مكانی رسیدم كه با موانعی مخصوص محصور شده بود و اقطاب را در آن مكان گرد آورده بودند وقتی از علت آن جویا شدم گفتند كه اینان باید در انتظار مریدان خود بنشینند تا به همراه آنان در پیشگاه عدل الهی حاضر گردند و پاسخگوی ارشادات خود باشند. » 5- ادب آقای مجتهدی زبانزد خاص و عام بود و برای ذراری ائمه اطهار (علیهم السلام) خصوصاً، احترام فوق العادهای قایل بودند و پیش از عارضه سكته مغزی، در پیش پای آنان تمام قد بلند میشدند و به ندرت اتفاق میافتاد كه در حضور آنان بنشینند و به هنگام خداحافظی در نهایت ادب آنان را تا در خروجی بدرقه میكردند. 6 برای زائران حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و كریمه اهل بیت حضرت معصومه (علیها السلام) و كسانی كه برای زیارت مسجد جمكران میرفتند، احترام زایدالوصفی از خود نشان میدادند، خصوصاً زایرانی كه با قلبی شكسته و با حالی زار و خسته توفیق بر قراری ارتباط معنوی با این ذوات مقدس را پیدا میكردند با پذیرایی روحانی این مرد بزرگ رو به رو میشدند و به هنگام حضور در عتبات عالیات نیز همین شیوه مرضیه را درباره زایران معمول میداشتند. 7- جناب آقای مجتهدی میفرمودند كه: « هر سالكی به رفیق راه نیاز دارد تا به اتفاق در مسیر مشتركی كه دارند طی طریق كنند . » از مرید بازی جداً در پرهیز بودند و آن را دام راه اولیا میدانستند. 8- جناب آقای مجتهدی علاوه بر قرآن كریم و نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه و ادعیه مأثوره، یاران همراه را به مطالعه غزلیات حافظ و وحدت كرمانشاهی و نیز مراثی عاشورایی عمان سامانی و حجت الاسلام نیرتبریزی تشویق میكردند و خود نیز در ضمن توسلات از اشعار این بزرگان غافل نمیشدند. 9- در محفلی كه ایشان حضور داشتند جایی برای غیبت و تهمت وجود نداشت، زیرا جاذبه وجودی ايشان اجازه صحبتهای متفرقه را به احدی نمیداد چه رسد به مطالبی كه آلوده به دروغ و غیبت و تهمت باشد! محضر ایشان سرشار از معنویت و شور و حال بود و انسان در محضر آن مرد خدا احساس سبكباری عجیبی میكرد به طوری كه گاه وجود خود را نیز فراموش كرده و از گذشت زمانی بیخبر میماند. 10- ایشان هیچگاه دستور و یا ذكری به افراد نمیدادند و اگر باطناً ناگزیر از این امر میشدند آن را به صورت غیر مستقیم بیان میكردند. مثلاً اگر بر طرف شدن مشكل فردی را در رفتن به مسجد جمكران میدیدند. میفرمودند: « انشاءالله به مسجد جمكران میرویم و در آنجا دامن حضرت ولی عصر (علیه السلام) را میگیریم و مشكل خود را بر طرف میكنیم. » 11- حضرت آقای مجتهدی به ندرت به تعریف و یا تكذیب افراد میپرداختند مگر این كه خود را باطناً ناگزیر میدیدند، و تكذیب ایشان نیز گزنده به نظر نمیرسيد به شكلی كه اگر قرار بود كه صفت زشت یا عمل نكوهیده یك مدعی سلوك و ارشاد را مورد نقد قرار دهند : اولاً در پاسخ سئوال كننده، نام طرف را تكرار نمیكردند و با ایراد مثالی از دیگران، مسأله را مورد بررسی قرار میدادند و به هنگام تعریف از اشخاص نیز، شور و حال فعلی آن شخص را در نظر میگرفتند و بیآنكه گذشته و یا آینده او را در تعریف خود دخیل بدانند، در جملهای كوتاه نظر خود را ابراز میداشتند. 12- من شخصاً در طول آشنایی دامنه دار و طولانی خود با آقای مجتهدی هرگز مشاهده نكردم كه ایشان دیناری از افراد پول دریافت دارند و یا از افراد انتظار مادی و مالی داشته باشند، بلكه مطلب كاملاً بر عكس بود و ایشان برای رفع مشكلات مالی افراد از خود مایه میگذاشتند . 13- آقای مجتهدی در صورتی كه یكی از دوستان خود را در خور شنیدن رازی میدیدند و باطناً خود را از این امر ناگزیر مییافتند از تجربههای سلوكی خود یا خاطرههای شیرینی كه داشتند با او صحبت میكردند و این گونه نبود كه هر كس كه از راه برسد این توفیق شامل حالش گردد! و تعداد این دوستان رازدار حضرت آقای مجتهدی از انگشتان دست تجاوز نمیكرد و این كه امروز هركجا میروید صحبت از ایشان و مكاشفات و كرامات آن مرد خدا است اغلب این گفتگوها با واسطه صورت میگیرد یعنی این مطلب را در جایی شنیده و یا خواندهاند و از همین روی اختلافات و تفاوتهایی در نقل قولها راه مییابد كه گاه اصل مطلب را زیر سؤال میبرد! 14- در انتساب برخی از مطالب به آقای مجتهدی باید جداً تردید كرد زیرا برخی از آنها با روش سلوكی آن مرد بزرگ منافات دارد. امیدواریم كه طالبین راستین ، از روش سلوكی و نقطه نظرات ایشان به خوبی واقف گردند و در عدم پذیرش مطالب سخیفی كه با كیان و شخصیت آن بزرگوار در تضاد است، تردید نكند و حداقل در صورت تردید با مراجعه به یاران صادق و راستین ایشان صحت و سقم مطلب را جویا شوند. 15- آقای مجتهدی احدی را تحت عناوینی از قبیل: جانشین و نایب مناب خود معرفی نكردهاند و اگر چنین اتفاقی صورت میگرفت با شیوه سلوكی ایشان كاملاً در تضاد بود، چرا كه روش سلوكی مجذوب سالك با روش متداول در سلسلههای درویشی كاملاً فرق میكند و كار سالكان مجذوب آن هم از نوع خانقاهی آن را نباید با شیوه مجذوبان سالك یكی دانست. 16- آقای مجتهدی بارها بر این مطلب تأكید میكردند كه صرف حضور افرادی در محضر انسانهای وارسته و راه رفته نمیتواند ملاك كمال سلوكی آنها باشد، بلكه نشان دهنده توفیقی است كه هر از گاه خداوند نصیب آنان میسازد تا از مشاهده اولیای خدا به خود آیند و پا در راه خود سازی بگذارند و با تزكیه نفس و تحمل ریاضتهای شرعی عملاً در راه سلوك الی الله گام بردارند و میفرمودند: « هر سالكی باید با پای خود این مراحل را طی كند و با پای دیگران نمیتوان طی طریق كرد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) | عبدالرحمن | 14 | 8,971 |
۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹ آخرین ارسال: ماحی |
|
| در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه) | Hadith | 222 | 93,920 |
۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۰ آخرین ارسال: سدرة المنتهی |
|
| سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | Agha sayyed | 315 | 127,574 |
۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶ آخرین ارسال: saloomeh |
|
| زندگانی آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه | آوا | 14 | 4,588 |
۳۰/اردیبهشت/۹۴ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: آوا |
|
| خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | ترنم | 18 | 8,166 |
۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹ آخرین ارسال: رضوانه |
|
| به یاد آیتالله نخودکی اصفهانی(رحمة الله علیه) | علمدار133 | 9 | 5,843 |
۱۷/آذر/۹۳ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: یاوران مهدی |
|
| آیت الله آقا مصطفی خمینی (رحمة الله علیه) | Agha sayyed | 1 | 2,150 |
۲۸/آبان/۹۲ ۱۹:۱۹ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|





![[تصویر: Sheikh-Jafar-Mojtahedi-1.jpg]](http://zohur.net/upload/2012/04/Sheikh-Jafar-Mojtahedi-1.jpg)


