|
قدم بعدی (چهارم) مراتب توحید، توحید افعالی
|
|
۱۳:۳۹, ۱۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم. خب طبق روال بحث های گذشته ای که داشتیم به بحث چهارم می رسیم که میخواهیم بیشتر در مورد توحید و انواع آن به خصوص توحید افعالی که بیشترین بحث و سوالات را دارد، کار کنیم. تا الان سه قدم برداشته ایم با این تاپیک ها که اگر دوستی تمایل داشت از مبنا و شروع کار مباحث را پیگری کند می تواند به این ها رجوع کنه و اگر سوال داشت بپرسه که حقیر به شدت در خدمتم. ![]() ![]() ![]() 1- وجود خدا اینگونه ثابت می شود. 2- اثبات وحدانیت خداوند 3- بحث صفات باری تعالی خب با این مقدمات می رویم سر اصل بحث: توحید یعنی یکی دانستن. خیلی ساده یعنی این را قبول کنیم که در فلان امر و فلان حالت تنها یک موجود حقیقت دارد و لاغیر. البته تعاریف سخت تر و فلسفی تر هم هست ولی الان از حوصله بحث خارج است. باز اگر کسی مایل بود بفرماید تا بیشتر توضیح دهم. سه نوع درجه ی توحیدی داریم که باید همه این مراتب را طی کنیم تا یک موحد شویم. توحید ذاتی/ توحید صفاتی/ توحید افعالی. الف) توحيد ذاتى: يعنى شناختن ذات حق به وحدت و يگانگى. اولين شناختى كه هر كس از ذات حق دارد، غنا و بىنيازى اوست؛ يعنى ذاتى است كه در هيچ جهتى به هيچ موجودى نيازمند نيست و به تعبير قرآن «غنى» است؛ همه چيز به او نيازمند است و از او مدد مىگيرد (يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ) و به تعبير حكما واجبالوجود است. در رابطه با این مورد در قدم های اول و دوم به تفصیل بحث کردیم. معنای دیگری که از توحید ذاتی می شود «اوّليّت» يعنى مبدئيّت و منشئيّت و آفرينندگى اوست. او مبدأ و خالق موجودات ديگر است؛ موجودات همه «از او» هستند و او از چيزى نيست و به تعبير حكما «علت اولى» است. که این مطلب هم گفتیم. اين اولين شناخت و اولين تصورى است كه هركس از خداوند دارد این از توحید ذاتی. در این مورد خیلی حرف زیاد است ولی می ترسم دوستان خسته بشوند. ب) توحید صفاتی: توحيد صفاتى يعنى درك و شناسايى ذات حق به يگانگى عينى با صفات و يگانگى صفات با يكديگر. توحيد ذاتى به معنى نفى ثانى داشتن و نفى مثل و مانند داشتن است و توحيد صفاتى به معنى نفى هرگونه كثرت و تركيب از خود ذات است. در این مورد هم در قدم دوم وسوم بحث کردیم. یعنی اینکه حکیم بودن الله تعالی همان علیم بودن اوست و هیچ تفاوتی و دوئیتی در صفات برای خداوند متعال راه ندارد. در این مورد هم باز سخن بسیار است. ج)توحید افعالی: لاحول و لاقوه الا بالله والعلی العظیم. توحيد افعالى يعنى درك و شناختن اينكه جهان با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعل خداوند و ناشى از اراده اوست. موجودات عالم همچنان كه در ذاتْ استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبير قرآن «قيّوم» همه عالم است، در مقام تأثير و علّيت نيز استقلال ندارند و در نتيجه خداوند همچنان كه در ذات شريك ندارد در فاعليت نيز شريك ندارد. هر فاعل و سببى، حقيقت خود و وجود خود و تأثير و فاعليت خود را از او دارد و قائم به اوست. همه حولها و قوّهها «به او» است. برای اینکه پست اول زیاد طولانی نشود به همین بسنده میکنم. تا اگر دوستان سوالی داشتند بپرسند وگرنه مباحث را کمی تفصیل دهم. در نهایت این را خدمت سروران خودم عرض کنم که ما میخواهیم با این گام ها به یک شناخت اجمالی از جهان و هستی که خداوند متعال اراده فرموده است، برسیم. شناختی که باعث شود هر لحظه به آخرین ذخیره الهی یوسف زهرا عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک و نزدیک تر گردیم. به امید آن روز...... یا علی مدد.
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۲۳, ۱۶/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۱ ۱۷:۲۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
سوره انسان : وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (30) و شما نمی خواهید مگر آنکه خدا بخواهد همانا خداوند دانا و با حکمت است (30) خداوند به انسان اختیار عطا فرموده است، اما مانند همه چیز دیگر این هم علاوه بر اینکه به قدرت خداوند وجود یافته است، به قدرت خداوند جاری است. |
|||
|
|
۱۷:۵۲, ۱۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
میخوام یه کم دقیق بشوم. در همین آیه.
و شما نمی خواهید مگر آنکه خدا بخواهد......
شخصی به عمد مرتکب گناهی می شود، آیا او نخواسته است و خداوند خواسته است؟؟؟؟ ای کاش کمی بیشتر در مورد این آیه توضیح می دادید.... میتوانید به تفسیر المیزان هم رجوع فرمایید. |
|||
|
|
۲۰:۱۵, ۱۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
یعنی همینکه حتی خواستن ما بدون خواست خداوند غیرممکن است.
اینکه خداوند به مخلوقش اختیار داده است مسلم است، اما فکر می کنم درک چگونگی آفرینش یک نفس که واقعاً می فهمد و حس می کند و برای خود یک "من" دارد برای بشر ممکن نباشد(حداقل در دنیا). و همچنین چگونگی اعطای اختیار به این نفس. دوستان، احساس می کنم اینجا مانند معبد شائولین توی اون فیلمه شده، که همه در درونش از توانایی بشدت بالای رزمی برخوردارند، اما در بیرون آن مردم در نبود کسی که مقداری از این مهارت را در اختیارشان بگذارد جان می دهند. دیده اید این به اصطلاح هنرمندانی که فیلم دینی ساخته باشند، وقتی درباره فیلم توضیح می دهند چه چیزهایی می گویند؟ کاری ندارم که بعضی هایشان با دین پدرکشتگی دارند. می خواهم بگویم خیلی از این فیلمها اصلاً قرار نبوده ربط خاصی به دین داشته باشد. فقط دلش می خواسته مسئله ای که به نظرش رمانتیک یا تراژیک یا نوستالژیک یا دارای روح عرفانی یا حماسی بوده و قلب (به زعم خودش) نازکش باهاش ارتباط برقرار کرده، به تصویر بکشد. من برای آنهایی که با محصولات بی دینها گمراه می شوند، حسرت ارائه کمی از این مطالب را دارم. |
|||
|
|
۲۲:۲۴, ۱۶/مهر/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۶/مهر/۹۱ ۱۷:۵۲)سید ابراهیم نوشته است: میخوام یه کم دقیق بشوم. در همین آیه. بله دقیقا همین سوال منم هست . حالا چون ابراهیم جان گفت برید المیزان ... منم رفتم و این گیرم اومد : و ما تشاؤن الا أن يشاء الله ان الله كان عليما حكيما در اين آيه استثنايي آمده كه از آن به دست ميآيد كه تحقق يافتن مشيت بنده موقوف برخواست خداي تعالي است ، معلوم ميشود مشيت خداي تعالي در مشيت و عمل بنده اثر دارد ، به اين معنا كه اگر خدا بخواهد عملي از بنده سر بزند نخست در او مشيت و خواست ايجاد ميكند ، پس مشيت خدا به مشيت عبد تعلق ميگيرد نه به فعل عبد و به عبارت ديگر مستقلا و بدون واسطه به مشيت عبد تعلق ميگيرد و با واسطه به فعل او تعلق ميگيرد ، پس تاثير مشيت خدا طوري نيست كه مستلزم جبر در بنده بشود ، و چنان هم نيست كه بنده در اراده خود مستقل باشد و هر كاري خواست بكند هر چند كه خدا نخواسته باشد پس فعل بنده اختياري است ، چون مستند به اختيار و اراده خود او است ، و اما اختيار بنده ، مستند به اختيار ديگري نيست ، كه توضيح اين بحث در چند مورد در سابق گذشت . http://www.andisheqom.com/Files/quranshe...ubid=27984 من اینطور برداشت کردم که انسان در انجام فعل خود اختیار دارد اما در اراده برای انجام فعل اختیار ندارد !!! پس اراده رو تنها خدا میکند !!! اما تو این قسمت المیزان توضیح نداده که اگر اراده زشتی در انسان به وجود اومد از طرف خداست یا نه !!! اما جای دیگر المیزان خوندم که زشتی رو به سایه و نیکی رو به نور تشبیه میکند . میگه که زشتی مانند سایه عدم است و وجود ندارد . یعنی اراده بد در واقع وقتی هست که اراده خوب وجود نداشته باشه !!! ولی حقیقتا من اینو نمیتونم درک کنم ، اگر اراده بد عدم است ... پس طبعا عدم نمیتونه به فعل تبدیل بشه چون اصلا وجود ندارد . و اگر عدم نیست ... طبق این آیه اراده فقط از سوی خداست ... پس اراده بد هم از سوی خدا است . میشه یکم اینو توضیح بدید !!! |
|||
|
|
۲۳:۵۰, ۱۶/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۱ ۹:۲۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱۶/مهر/۹۱ ۲۲:۲۴)دیدگاه نوین نوشته است: من اینطور برداشت کردم که انسان در انجام فعل خود اختیار دارد اما در اراده برای انجام فعل اختیار ندارد !!!من هم المیزان رو دیدم ولی نفهمیدم چی گفته است. اما فکر می کنم معنایش فقط اینست که فعل خواستن که توسط نفس انجام می شود هم خارج از خواست خدا نیست، که البته مسلم است، و این یادآوری این واقعیت مسلم است. سوره انسان : نَّحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ ۖ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا (28) إِنَّ هَٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِيلًا (29) وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (30) يُدْخِلُ مَن يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ ۚ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (31) ما ایشان را آفریدیم و پیوندهای وجودشان را محکم کردیم و هر زمان بخواهیم جای آنان را به گروه دیگری می دهیم (28) این اندرزی است پس هر کس بخواهد راهی بسوی پروردگار خویش برگزیند (29) و شما نمی خواهید مگر آنکه خدا بخواهد همانا خداوند دانا و با حکمت است (30) هرکس را بخواهد در رحمت خویش داخل می کند و برای ستمکاران عذابی دردآور آماده کرده است (31) پس مشخص است "و شما نمی خواهید" در آیه 30 به "هر کس بخواهد" در آیه 29 اشاره دارد. یعنی شما راهی بسوی پروردگارتان نمی گزینید، مگر اینکه خدا بخواهد. همچنین منظور از "هرکس را بخواهد" در آیه 31 همان کسی است که خدا بخواهد که راهی بسوی پروردگارش برگزیند. یک نکته بسیار زیبا اینست که تا زمانی که خدا ما را نخواهد بسوی او نخواهیم رفت. یعنی حالا که بسوی او می رویم، خداوند ما را خواسته است. خورشید را حاجب تویی امید را واجب تویی / مطلب تویی طالب تویی هم مبتدا هم منتها |
|||
|
|
۰:۳۹, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله النور
آیت الله مکارم در تفسیر نمونه آورده که منظور از این دو آیه(ایات 29 و 30 سوره انسان) اینه که نه اختیار و آزادی مطلقه و نه جبر مطلق بلکه امر بین الامرینه که همون حدیث امام صادق است که میفرمایند: «لا جبر و لا تفویض ولكن أمر بین أمرین» و اینطور توضیح میده که چون آزادی و اختیاری که به بندگان داده شده خود، تمامن از سمت خداست و به خواست خداست هر لحظه که بخواهد می تواند این نعمت را از انسان سلب کند پس خداوند یک نوع آزادی وابسته به مشیت الهی را به انسان ها داده تا هم بار مسئولیت رو به دوش بکشن و هم خودشون رو کاملا بی نیاز از خدا و مستقل از خدا ندونن. (از نظر من همینجاست که توکل هم معنا پیدا میکنه یعنی تو تمام تلاشت رو میکنی و تمام جوانب رو در نظر میگیری اما باز هم نتیجه دست تو نیست و همه ش رو میسپاری دست خدا تا بهترین نتیجه رو برات رقم بزنه.پس آزادی انسان ها و اختیارشون باعث بی نیاز شدن به خدا نمیشه و خدا در لحظه لحظه حیات حضور داره.) در مورد گناه کردن یه مثال میزنم: میدونیم که یکی از سنت های الهی که بر جهان حاکمه رابطه ی علت و معلولیه و هر کاری اسباب مربوط به خودش رو میطلبه.حالا خدا همون کسیه که هم به شما قدرت بدنی داده هم قدرت عقلانی داده هم خاصیت هایی رو در برخی مواد گذاشته. حالا اگر یکی از تمامی این نعمت ها استفاده کنه و بنزین و کبریت مهیا کنه و خودشو آتیش بزنه باید بگیم این شر از ناحیه خدا به او رسیده یا باید بگیم خود فرد مستقلا مرتکب این فعل شده؟هیچ کدوم.هر دوش. اصلا ذات خدا برتر از اونه که انسان رو وادار به گناه کنه و بعد مجازاتش کنه؟حکمت خدا و عدل خدا و ... پس بی معنا میشه.در خود قرآن هم خدا پاسخ میده که: و لايريد بكم العسر. خدا براى شما آسانى مى خواهد و براى شما دشوارى نمى خواهد. و نيز مى فرمايد: و ما اللّه يريد ظلماً للعباد. و خدا بر بندگان خود هيچ ستمى را نمى خواهد. إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً چرا كه خدا هماره دانا و فرزانه است برای واضح تر شدن موضوع به چند تا از روایات در این باب هم توجه بفرمایید: کلینی از از علی بن إبراهیم از محمد بن عیسی از یونس بن عبدالرحمن از جماعت بسیاری از راویان، از حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السلام آورده است كه: «آن دو امام فرموده اند: خداوند رحیم تر و مهربان تر است به بندگانش از اینكه آنها را بر گناهان اجبار كند، و سپس آنان را بر آن گناهان عذاب كند. و عزیزتر و استوارتر است از اینكه چیزی را بخواهد و آن چیز واقع نشود. از آن دو امام پرسیدند: آیا بین جبر و تفویض فاصله ای است، و منزل سومی است؟! فرمودند: آری، منزله و محلی است كه از بین زمین تا آسمان وسیع تر است». و همچنین از حسین بن محمد از معلی بن محمد از حسن بن علی وشاء، از حضرت رضا علیه السلام آورده است كه: «می گوید: از آنحضرت سؤال كردم و گفتم: آیا خداوند امور را به بندگانش واگذار كرده است؟! حضرت فرمود: خداوند عزیزتر است از واگذاری. عرض كردم: پس آیا خداوند، آنان را بر گناهان مجبور كرده است؟! حضرت فرمود: خداوند عادل تر و استوارتر است از إجبار به گناهان. و سپس حضرت فرمود: خداوند می فرماید: ای فرزند آدم! من در خوبی هائی كه انجام می دهی از تو به آنها سزاوارترم، و تو در بدی هائی كه می كنی از من به آنها سزاوارتری؛ گناهان را بجای می آوری در اثر قوت من كه آن را در تو قرار دادم!» در روایتی دیگر كه از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره حقیقت «أمر بین الأمرین» سؤال شد، فرمود: امر بین الامرین در قالب تمثیل مانند این است كه فردی را در حال انجام گناه ببینی، و او را از آن نهی كنی، ولی او اعتنا نكند، و تو او را به حال خود رها كنی، در این صورت تو نه او را به گناه امر كردهای و نه وی را بدان وادار ساختهای. صدر المتألهین (رحمة الله علیه) درشرح این حدیث بیان جالبی دارد، میگوید: «اندیشه و عقل بسیاری از حكما و دانشمندان از فهم و درك حقیقت «امر بین امرین» فرومانده است، چه رسد به افراد معمولی و افكار سطحی، و مثالی كه امام ـ علیه السلام ـ انتخاب كرده است برای راهنمایی این گونه افراد و افكار و حفظ اعتقاد آنان از انحراف به سوی جبر یا تفویض، روشنگر و گویاست، زیرا در این مثال دو مطلب مورد توجه واقع شده است: 1. نهی گنهكار 2. باز نداشتن جبری او از گناه. مطلب نخست بیانگر این مطلب است كه او به كلی به خود واگذار نشده است و در نتیجه اندیشه تفویض باطل است. چنان كه مطلب دوم بیانگر مجبور نبودن او در مورد گناه است كه انجام میدهد» نه جبر وجود داره و نه اختیار.اصلا جبر و اختیار رو ما میتونیم برای دو وجود مستقل تعریف بکنیم ولی رابطه بنده با خدا رابطه ی دو وجود مستقل نیست که ما بخواهیم از این عبارات استفاده کنیم.این رابطه مثل رابطه ی سایه و صاحب سایه است.این ها دو وجود مستقل از هم نیستن و یک حقیقتن.پس نه جبره نه اختیار بلکه همون امر بین الامرینه. |
|||
|
|
۰:۵۶, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
توحید افعالی یعنی درک و شناختن اینکه جهان، با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسببات، فعل او و کار او و ناشی از اراده اوست. موجودات عالم همچنانکه در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن " قیوم " همه عالم است، در مقام تاثیر و علیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنانکه در ذات شریک ندارد در فاعلیت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تاثیر و فاعلیت خود را از او دارد و قائم به اوست.
همه حولها و قوه ها " به او " است: «ما شاء الله و لا قوة الا به، لا حول و لا قوة الا بالله» انسان که یکی از موجودات است و مخلوق اوست، مانند همه آنها علت و مؤثر در کار خود و بالاتر از آنها مؤثر در سرنوشت خویش است، اما به هیچ وجه موجودی " مفوض " و " به خود وانهاده " نیست «بحول الله و قوته اقوم و اقعد». اعتقاد به تفویض و وانهادگی یک موجود - اعم از انسان و غیر انسان - مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در استقلال و در فاعلیت است و استقلال در فاعلیت، مستلزم استقلال در ذات است و با توحید ذاتی منافی است، چه رسد به توحید افعالی. «الحمدلله الذی لم یتخذ صاحبة و لا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا»؛ سپاس ذات خدا را، آنکه همسر و فرزند نگرفت و برای او شریکی در مدیریت جهان و همچنین کمکی از روی ناتوانی برای اداره عالم نیست. او را بزرگ و برتر بدان، بزرگ و برتر دانستنی که لایق ذات پاک او باشد. |
|||
|
|
۲:۱۴, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
يا حق....
سلام بعضي از متون با عرض پوزش كمي سنگينه اگه دوستان مي تونن روان تر بنويسند اما رابطه ي اختيار و گناه يعني اگر خدا مي خواهد كه ما گناه كنيم (نعوذ بالله) پس اختيار كجاست ؟ خير خدا مي خواهد ما بتوانيم گناه كنيم يعني بتوانيم غيبت كنيم كه تنها ابزارش گوش و زبان است كه همه داريم اما آنجا كه مسئوليت ماست جلوگيري از غيبت است يا علي (علیه السلام) مدد |
|||
|
|
۱۱:۰۵, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
با سلام
یه مطلب گسترده و مفید دیدم گفتم که شما هم بهره ببرید: جبر، اختیار و توحید افعالی خیلی مفصل و زیبا توضیح داده شده ان شاالله که مفید واقع گردد. |
|||
|
|
۱۲:۰۸, ۱۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم:
در فلسفه یک قانون بسیار مهم و کلیدی داریم به نام علیت. قبل مفصل توضیح دادم. در این جا خلاصه وار عرض می کنم که یعنی هر پدیده ای که ظهور میکند تابع امری قبل از خودش هست(این قبل فقط قبل زمانی نیست قبل رتبه ای هم هست). یعنی همین تایپی که من دارم میکنم ابتدا علتش به حرکت درآمدن دکمه های کیبورد است، بعد علت حرکت دکمه های کیبورد به خاطر فشار آوردن انگشتان من و آن هم به علت دستوری که مغز می دهد و.... اومانیست های غربی در همین جا استپ می کنند و میگویند آخرین سر سلسله این علل همین مغز بوده است و لاغیر... ولی حکمای اسلام به خاطر آن تعریفی که از باری تعالی ارائه داده اند که علت همه علل است در این جا نمی مانند و باز بالاتر می روند تا حتی این کار هم به خداوند برسد. چون اگر نرسد اصلا کل مبانی که ما برای این جهان طرح ریزی کردیه ایم به هم میخورد. سوال این است مگر نمی گوییم همه خواست ها به خداوند برمیگردد، پس چگونه می شود که عملی رخ می دهد که مخالف رضای الهی است؟ مثلا من با خواست خودم گناهی کبیره انجام میدهم. در این جا دو حالت متصور است: 1- این خواست من بوده است و ربطی هم به خداوند متعال ندارد. که در این جا یعنی خواست من بر خواست خدا غلبه یافته است. نعوذ بالله. 2- این خواست من هم از خواست خدا بوده است. یعنی خواست خدا بوده است که این گناه و امر پلید رخ دهد. نعوذ بالله. در این مورد کمی فکر کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قدم بعدی (ششم) ............امامـــــــــت | سید ابراهیم | 8 | 4,424 |
۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۱۲ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|
| اصول توحید (هاوکینگ) | mjdn77 | 7 | 3,230 |
۸/خرداد/۹۳ ۲۱:۲۱ آخرین ارسال: Bidel.s |
|
| يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم (تمسخر "برهان توحید" ) | مصباح | 0 | 1,391 |
۷/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۴۲ آخرین ارسال: مصباح |
|














