کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اطلاعاتی در مورد بیلدربرگ در این تاپیک
۱۱:۱۴, ۹/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۱ ۱۷:۱۱ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 7990217761472204116524720324913280176179104.jpg]
مقدمه

توطئه گران بین المللی روایت جذاب و تکان دهنده "جیم تاکر"، روزنامه نگار مشهور، از پشت پرده "کلوپ سری بیلدربرگ" است. چنانکه خوانندگان روزنامه کیهان می‌دانند، افشای ماهیت و هویت محافل پنهان سیاسی همواره یکی از دغدغه‌های صفحه پاورقی "نیمه پنهان" بوده و هست، پیش از این بارها در کیهان به ماهیت کلوپ سری بیلدربرگ پرداخته و از قضاء آن افشاگری‌ها با مباحثات و منازعات رسانه‌ای نیز همراه شده است.

چهارم تیرماه 1386 برای نخستین بار کیهان گزارشی با عنوان "بیلدربرگ؛ دولت نامرئی جهان" درباره چگونگی تأسیس، تشکیلات و اهداف آن چاپ کرد و سپس براساس آن در تیر 1387 در مقاله "اصلاح طلبان فراموشکار" به مناسبات سیاستمداران اصلاح طلب با این کلوپ مخفی اشاره کرد. در 16 تیر 1387 نیز در مقاله "چرا بیلدربرگ، عبدالکریم سروش را برگزید؟" روند اهداء جوایز این کلوپ به روشنفکران سکولار ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بنابراین با توجه به رد پای بیلدربرگ در محافل سیاسی- روشنفکری کشورهای مختلف معرفی بیشتر و آشنایی ژرف‌تر با هویت و ماهیت آن ضروری به نظر می‌رسد؛ بویژه آن که کتاب "توطئه‌گران بین المللی" یک گزارش مشروح از نشست‌های سری بیلدربرگ است و مخاطبان را به هزار توی ماجراهایی تکان دهنده و درس آموز می‌کشاند.

بیلدربرگ چیست؟

گروه بیلدربرگ سازمانی متشکل از رهبران سیاسی و سرمایه گذاران بین المللی است که بهار هر سال برای تعیین خط مشی جهانی به صورت سری تشکیل جلسه می‌دهد. این گروه حدود 110 شرکت کننده ثابت دارد- اعضای خانواده راکفلر، خانواده روتچیلد، بانکداران، روسای شرکت‌های بین المللی و مقامات بلندپایه اروپایی و آمریکایی. هر سال چند عضو جدید به سازمان دعوت می‌شوند که اگر حضور آنها سودمند تشخیص داده شد، به نشست های بعدی راه می‌یابند. در غیر این صورت از گردونه حذف می‌شوند. تصمیم‌هایی که حاضران در این نشست‌های مخفی می‌گیرند، بر سرنوشت هر آمریکایی و بیشتر کشورهای جهان تأثیر می‌گذارد.
آنها این قدرت را داشتند که کنگره را برای تشکیل شورای فدرال تحت فشار بگذارند. این شورا متشکل از گروهی خصوصی از بانکداران هستند که برای شکل دهی به عرضه پول تشکیل جلسه می‌دهند

تاریخچه طولانی و سری بیلدربرگ

ریشه بیلدربرگ به قرن‌ها پیش برمی‌گردد که صراف‌های بین المللی اقتصاد را دستکاری می‌کردند تا جیب خود را پر کنند و مردم عالی را به بردگی بکشند.
خانواده روتچیلد در انگلیس و اروپا قرن‌هاست بطور پنهانی با دیگر سرمایه‌گذاران دیدار می‌کنند، همان طور که اعضای خانواده راکفلر در آمریکا نیز این کار را می‌کنند.
یکی از مهمترین نشست‌های این خانواده‌ها در بهار سال 1908 به ریاست سناتور "نلسون الدریچ"، سناتوری از ایالت رودآیلند تشکیل شد. خانواده وی با خاندان راکفلر وصلت کرد و نام خانوادگی نلسون الدریچ راکفلر ناشی از همین وصلت است.

"بی سی فوربز"، سردبیر مجله فوربز وقایع این نشست با شرکت ثروتمندان جهان را گزارش کرد. هنری دیویدسو7 از شرکت جی پی مورگان، فرانک واندرلیپ رئیس بانک نشنال سیتی، پل واربرگ از شرکت کان لوب وای پیات اندرو معاون وزارت خزانه داری آمریکا به همراه الدریچ در این نشست شرکت کردند.
نتیجه این نشست سری برنامه نظام پولی-علمی آمریکا بود. آنها این قدرت را داشتند که کنگره را برای تشکیل شورای فدرال تحت فشار بگذارند. این شورا متشکل از گروهی خصوصی از بانکداران هستند که برای شکل دهی به عرضه پول تشکیل جلسه می‌دهند.

[تصویر: 25118902825310016589225251175184226149195249.jpg]

در سال 1954 سرمایه گذاران بین المللی به این نتیجه رسیدند که جهان به قدری کوچک و منافع آنها به قدری درهم تنیده شده است که باید نشست‌های منظم و سالیانه داشته باشند. آنها در هتل بیلدربرگ در هلند تشکیل جلسه دادند و نام "بیلدربرگ" را روی خود گذاشتند.

از آن پس آنها پشت دیوارهای محصور و با حضور نگهبان‌های مسلح در تفریح‌گاه های مجلل دیدار می‌کردند. پنهان کاری تا مدت کوتاهی برقرار بود تا اینکه وست بروک پگلر، روزنامه نگار موضوع بیلدربرگ را در سال 1957 برملا کرد. اما مقررات محرمانه بودن مفاد جلسات همچنان برقرار است که براساس آن جلسات بطور خصوصی برگزار می‌شود و شرکت کنندگان از صحبت کردن علنی در مورد جزئیات نشست‌ها منع شده اند و با آنکه بیلدربرگ اهمیت نشست‌ها را انکار می‌کند، سوابق امر چیز دیگری نشان می‌دهد،‌مثلا نشریه اسپات لایت که اکنون از انتشار بازمانده است، براساس اطلاعات به دست آمده از بیلدربرگی‌ها، از پیش گزارش هایی درباره پایان جنگ سرد، سقوط مارگارت تاچر از مقام نخست وزیری انگلیس و عهدشکنی جورج بوش پدر برای بالانبردن مالیات منتشر کرد و در حالی که در سال 2002 اکثر رسانه‌های آمریکایی معتقد بودند، تهاجم به عراق تا اواخر تابستان یا اوایل پاییز آغاز خواهد شد، نشریه آمریکن فری پرس گزارش کرد که تا سال 2003 حمله‌ای به عراق صورت نخواهد گرفت و عملا جنگ در مارس 2003 آغاز شد.

دانستن مسائلی که دربیلدربرگ رخ می‌دهد، چه بسا گوشه‌ای کوچک از تصویر آینده جهان بدست می‌دهد.
بیلدربرگ، نظریه یا حقیقت
هنگامی که کاشف به عمل می‌آید که سرمایه گذاران بین المللی و سران کشورها و مقامات بلندپایه دولتی در خفا مشغول انجام امور مربوط بعموم هستند، صحبت از نظریه‌های توطئه بمیان می‌آید.

بهار هر سال سران بیلدربرگ در مکانی مخفی با هم دیدار می‌کنند. تمام شرکت کنندگان بیلدربرگ و کارمندان آنها و نیز تمام کارکنان اقامتگاه سوگند رازداری یاد می‌کنند که هیچ چیزی راگزارش نکنند. روزنامه‌های همکار شامل واشنگتن پست، نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز هیچ چیز گزارش نمی‌کنند. آنها به سوگند رازداری خود پایبند هستند. هیچ کس تقریباً هرگز کلمه بیلدربرگ را در این روزنامه‌ها نخواهد خواند یا در اخبار شبکه‌های سراسری رادیویی و تلویزیونی نخواهد شنید، چون همه آنها سوگند رازداری به جا آورده اند.

تعقیب بیلدربرگ به مدت 28 سال هیجان انگیزترین مأموریت زندگی کاری من در مطبوعات بود که 20 سال اول آن در مطبوعات سپری شد. من سمت‌های بالایی داشتم- سردبیر شب واشنگتن دیلی نیوز که اکنون از انتشار بازمانده ، سردبیر مارتینزویل (ویرجینیا) بولتن، ویراستار فنی تایمز، دیسپچ در ریچموند (ویرجینیا) و دستیار سردبیر خبر در بیکن- جورنال در شهر اکرن (اوهایو).

دیلی نیوز از مجلات گروه اسکریپس-هاوارد بود. مقر این گروه در طبقه سوم در کنار تحریریه نیوز بود. من در نیوز ویراستار فنی بودم و با کارکنان اسکریپس-هاوارد در واشنگتن ارتباط زیادی داشتم

بهار 1975 برای همیشه در ذهن من ثبت شده است. ویلیس کارتو برای راه اندازی مجله‌ای که قرار بود "اسپات لایت" نام داشته باشد، با من مصاحبه می‌کرد. کارتو بطور رسمی خزانه‌دار گروه لابی آزادی بود، اما موقعیت وی فراتر از آن بود. وی که این نهاد توده گرا را در سال 1955 بنیان گذاشته بود، خود لابی آزادی بود.
وی پرسید عقیده‌ام درباره بیلدربرگ چیست. هرگز اسم بیلدربرگ به گوشم نخورده بود.خلاصه شفاهی کوتاهی به اطلاع من رساند و مطالب زیادی از تحقیقات لابی آزاد را در اختیارم گذاشت تا بخوانم. این مطالب نه فقط شامل خبرنامه‌های این نهاد، بلکه نسخه‌هایی از ستون نوشته‌های وست بروک پگلر، روزنامه نگار بزرگ بود که برای اولین بار این نشست‌ها را از فواصل دور مشاهده کرد و در دهه 1950 درباره آنها نوشته بود.

مات و مبهوت بودم. چطور می‌شد، من که تمام زندگی بزرگسالی را در حالی گذرانده بودم که صدای دستگاه تلکس اسوشیتدپرس، یونایتدپرس، اینترنشنال و سایر خبرگزاری‌ها در گوشم می‌پیچید و در مجلاتی کار کرده بودم که کارکنان آن در دوردست‌ها در سراسر جهان حضور داشتند، از این شخصیت‌ها چیزی نشنیده بودم؟ دیلی نیوز از مجلات گروه اسکریپس-هاوارد بود. مقر این گروه در طبقه سوم در کنار تحریریه نیوز بود. من در نیوز ویراستار فنی بودم و با کارکنان اسکریپس-هاوارد در واشنگتن ارتباط زیادی داشتم. و این سالی بود- 1975- که کار گزارشگری را آغاز کردم و اکنون به مدت سه دهه است که بطور جدی برای پیگیری این نشست سری فعالیت می‌کنم تا آن را به اطلاع عموم برسانم،

نشستی که قدرتمندترین فعالان اقتصادی، دلالان قدرت و سیاستمداران جهان را گرد هم می‌آورد.
طولی نکشید که فهمیدم بیلدربرگ سران رسانه‌ها را جذب توطئه سری خود کرده و دستور سکوت مطلق خبری را در آمریکا صادر کرده بود. در اروپا نشریه اسپات لایت در مورد بیلدربرگ تبلیغات زیادی می‌کرد و اکنون نشریه آمریکن فری پرس این کار را دنبال می‌کند، اما سکوت خبری تقریباً کامل در آمریکا همچنان حکمفرماست.

[تصویر: 1745518110010589321811587222293049218179.jpg]

بیلدربرگ مجمع نیرومندی متشکل از سرمایه گذاران، صاحبان صنایع بزرگ و فعالان عرصه سیاست است، این مجمع دربرگیرنده افراد معتقد به بین المللی گرایی همچون دیوید راکفلر بانکدار، سران دولت های اروپایی و مقامات بلندپایه دولت آمریکا- کاخ سفید، وزارت دفاع، وزارت خارجه، کنگره و غیره- است.

رؤسای جمهوری سابق آمریکا- بیل کلینتون و جرالد فورد- در بیلدربرگ شرکت کرده‌اند. اما رئیس جمهور کنونی نمی‌تواند، زیرا کارکنان کاخ سفید هر روز جدول کاری کامل وی را دریافت می‌کنند. حتی برنامه‌های وی در تعطیلات کاری نیز مشخص می‌شود. رئیس جمهور به هیچ وجه نمی‌تواند سه روز بدون اطلاع از محل اقامت خود غایب شود و اگر رئیس جمهور فعلی به نشست بیلدربرگ می‌رفت، حتی رسانه‌های کنترل شده هم زیر فشار قرار می‌گرفتند که غیبت رئیس جمهور را از انظار عمومی و پنهان شدن وی را پشت دروازه‌های قفل شده نشست بیلدربرگ توضیح دهند.

مسئولان بلندپایه واشنگتن پست، نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز و هر سه شبکه تلویزیونی بزرگ بارها با قول رازداری برای گزارش هیچ چیزو استفاده نکردن از کلمه بیلدربرگ در بیلدربرگ حاضر شده‌اند. به استثنای چند حادثه کوچک و بی‌اهمیت که در آن کلمه بیلدربرگ ناخواسته چاپ شده است- هر چه باشد نمی‌توان تشکیل جلسه داد و به 900 نفر کارمند بخش خبر نیویورک تایمز در مورد این سکوت خبری تذکر داد- به این قول وفا شده است.

کلمه بیلدربرگ فقط زمانی در نیویورک تایمز درج شد که یکی از چهره‌های برجسته آن در این نشست درگذشت و این کلمه غفلتاً از زیر دست نویسنده سوگنامه و سردبیران وی در رفت و همان طور که قبلاً گفته شد، نیویورک تایمز با درج داستانی فکاهی در سال 2004 به توفانی از تبلیغات و انتقاد در اروپا پاسخ داد و به جهانیان اطمینان خاطر داد که هیچ توطئه‌ای در کار نیست.

در زمره فهرست نشست‌های مهمی که برای برگزاری در اتریش برنامه ریزی شده اما تغییر کرده بود، واشنگتن پست از بیلدربرگ نام برد - اما گفت مکان برگزاری آن به فرانسه منتقل شده است، در حالی که این نشست در بلژیک خارج از بروکسل برگزار می شد
این کلمه چهاربار در واشنگتن پست درج شد – روزنامه‌ای که ناشران متوالی آن از زمان برگزاری نخستین نشست بیلدربرگ در سال 1954، در آن شرکت کرده‌اند. یک مورد آن در شرح حال ستایش آمیز از ورنون جردن از اعضای برجسته بیلدربرگ رخ داد.
مورد دیگر در شرح حال دن کویل، معاون وقت رئیس جمهور بود. این حقیقت که کویل در نشست بیلدربرگ شرکت کرده بود، گذرا و در لابه لای خطوط یکی از متون ذکر شد.

مورد دیگر در گزارشی در صفحات داخلی درباره ستایش از چگونگی مجازات اقتصادی اتریش به دلیل برگزاری انتخابات منصفانه‌ای بود که در آن حزب ملی گرای یورگ هایدر دستاوردهای بزرگی کسب کرده بود. در زمره فهرست نشست‌های مهمی که برای برگزاری در اتریش برنامه ریزی شده اما تغییر کرده بود، واشنگتن پست از بیلدربرگ نام برد - اما گفت مکان برگزاری آن به فرانسه منتقل شده است، در حالی که این نشست در بلژیک خارج از بروکسل برگزار می شد.

سپس در سوگنامه‌ای که روز 3 دسامبر 2004 برای شاهزاده برنارد هلندی در واشنگتن پست درج شد، آمده بود: "افتخار تأسیس گروه برجسته بیلدربرگ- یک مجمع گفت وگوی سری سالیانه برای سیاستمداران، اندیشمندان و فعالان اقتصادی- نصیب وی می‌شود که از سال 1954 تا 1976 رئیس آن بود". واشنگتن پست اشاره‌ای به دخالت دیرینه خود در این نهاد سری بین المللی نکرد.

قبس زعفرانی
گروه جامعه و ارتباطات تبیان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، ELENOR ، MAHDI59 ، mhklord ، ANTI satan ، مفقود الاثر

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۲۹, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
[تصویر: 48444.jpg]
سايت iranpn نوشت : علت انتخاب نام «Bilderberg» برای این تشکیلات، برگزاری اولین گردهمایی و نشست در 20 و 30 ماه می در سال 1954 در هتلی به این نام در کشور هلند بود.

علت انتخاب نام «Bilderberg » برای این گروه:

علت انتخاب نام «Bilderberg » برای این تشکیلات، برگزاری اولین گردهمایی و نشست در 20 و 30 ماه می در سال 1954 در هتلی به این نام در کشور هلند بود.

هتل بیلدربرگ «Bilderberg » در کشور هلند، استان «Gelderland »، در حاشیه‌ی منطقه‌ی «Oosterbeek » و در روستایی به نام «Zuid - Veluwe » که آن را زیباترین روستای اروپا می‌خوانند واقع شده است. ویژگی طبیعی این حومه، به غیر از سرسبزی و زیبایی طبیعت، پوشیده شدن از درختان تنومند بلوط می‌باشد. زیبایی طبیعت محیط و امکانات این هتل به حدی است که به آن «سوئیس کوچک» نیز گفته می‌شود.

نزدیک‌ترین ایستگاه قطار به این روستا در «Oosterbeek » واقع در 4 کیلومتری هتل قرار دارد و نزدیک‌ترین شهر به آن «Arnhem » نام دارد که فقط ده کیلومتر با این هتل فاصله دارد.

به غیر از امکانات داخل هتل، شرایط و امکانات محیطی این هتل برای جذب گردشگران نیز بسیار متنوع و زیباست. به عنوان مثال: برگزاری جشن به مناسب روز ملی « Hoge Veluwe » در «Oosterbeek » یکی از مراسمی است که گردشگران زیادی از داخل و خارج را به خود جذب می‌نماید و هم چنین چشم‌انداز جنگلی «verstile » و یا موزه هنرهای معاصر (مدرن) به نام «Kröller Müller Museum »، باغ وحش در فضای باز «Openlucht » و نیز استادیومی به نام «Gelredome » که برای برگزاری مسابقات فوتبال و نیز اجرای کنسرت‌های بزرگ موسیقی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگر چه این هتل در سال تأسیس «1944» و حتی سال برگزاری اولین همایش «1954» هتل بزرگی نبود، اما همان موقع نیز هتلی زیبا، کامل و در محیطی لذت بخش بود. اما امروزه این هتل از ساختمان و امکانات بسیار بزرگ‌تر و کامل‌تر و نیز «لوکس‌»تری برخوردار گردیده است و دارای تراس بزرگ برای برنزه کردن، زمین‌های ورزشی تنیس، استخر‌ها و سوناهای متفاوت، سالن‌های کنفرانس بزرگ و کوچک و در نهایت با ظرفیت 300 نفر و ... می‌باشد و زنجیره‌ی آن در سایر کشورهای اروپایی نیز دایر می‌باشد.

اولین کنفرانس «Bilderberg »، اهداف و هیئت مؤسس:

اولین کنفرانس بیلدربرگ از تاریخ 29تا31 ماه می سال 1954 برگزار گردید. علت اصلی و اولیه این کنفرانس، نگرانی از رشد گرایشات ضد آمریکایی در اروپا بود و بالتبع «هدف» آن نیز دستیابی به استراژی کلان و راه‌کارهای اجرایی به منظور گسترش منافع آمریکا در اروپا و سپس کل جهان بود و هست.

پیشنهاد برپایی این کنفرانس بین المللی توسط «Jozef Retinger » - (جوزف رتینگر - 17 آپریل 1888 – 12 ژوئن 1960) ارائه شد.

او لهستانی (کراکوف) و یک مشاور سیاسی قدرتمندی برای اروپا بود. معروفیت اصلی وی به خاطر بنیانگذاری جنبشی در اروپاست که به تشکل اروپای متحد «اتحادیه اروپا» منجر گردید. وی هدف اصلی از برپایی این کنفرانس را «جهت ارتقای سطح تفاهم بین فرهنگ آمریکا و اروپای غربی» بیان داشت.

او اولین ارتباط خود در راستای تحقق این کنفرانس را با شاهزاده‌ی هلندی به نام برنهارد لیپ بیشترفلد «Lippe-Biesterfeld Prince Bernhard of » (29 ژوئن 1911 – 1 دسامبر 2004)، که بسیار موافق نظریه‌ی او در حفظ و گسترش منافع و قلمروی آمریکا بود برقرار کرد. (شاهزاده برنهارد، همسر شاهزاده جولیانا ملکه‌ی هلند و پدر شش فرزند و از جمله پادشاه فعلی هلند «ملکه بئاتریکس» بود.

«Jozef Retinger » همزمان ارتباط تنگاتنگی با وکیل، سیاستمدار و اقتصاد‌دان کاتولیک بلژیکی به نام پائول فان زیلند «Paul Guillaume van Zeeland » (11 نوامبر 1893 – 22 سپتامبر 1973) برقرار می‌نماید. کسی که پس از استادی حقوق، رئیس پارلمان حقوق دانشگاه «Leuven » در بلژیک و سپس معاون بانک ملی بلژیک گردید. وی نه تنها شخصیتی بسیار بارز و مشهور، بلکه از تأثیرگذاران اصلی استراتژی‌های سیاسی و به ویژه اقتصادی در کل اروپا و به ویژه بلژیک بود.

پس از پائول زیلند، ارتباط بعدی با «Paul Rijkens » هلندی (14 سپتامبر 1888 در رتردام – 15 آپریل 1965 در آمستردام) که در آن زمان به ریاست «Unilever » نیز رسیده بود برقرار گردید. وی نیز یکی از سرمایه‌داران کلان بود که به ویژه پس از جنگ جهانی نقش به سزایی در کارخانجات تولیدی پدر و سپس ادغام چند شرکت بزرگ و تشکیل یک کارتل قدرتمند داشت. نام او در فهرست مؤسسین «Bilderberg » از مشهورترین‌ها می‌باشد.

تا اینجا سرشاخه‌های اصلی در سه محور «سیاسی، اقتصادی و تجاری» معین شده بودند، اما در ایجاد یک جریان کلان در سطح آمریکا و اروپا و بالتبع همه جهان، نباید محور اساسی و تعیین کننده «نظامی» را از نظر دور داشت و در این زمینه غفلت کرد. چرا که اگر ارتش‌ها سازماندهی نشده و یک جریان جداگانه‌ای باشند، با توجه به تشکیلاتی بودن از یک سو و در دست داشتن ابزار قدرت از سوی دیگر، می‌توانند مشکلات بسیار اساسی و حتی تعیین کننده‌ای را ایجاد کنند، چرا که «ارتش»ها همیشه در خدمت نظامات سیاسی و دولت‌ها نیستند و ممکن است به محض احساس جدایی، با یک کودتا، به عرصه‌ی سیاست نیز وارد شده و حتی معادلات اقتصادی را نیز متغیر نمایند. لذا «Jozef Retinger » طراح اصلی و بنیانگذار سازمان مخوف «Bilderberg »، این ضلع بسیار حساس و مهم را با انتخاب ژنرال والتر بدل اسمیت «Walter Bedell Smith» (5 اکتبر 1895 – 9 آگوست 1961) تکمیل نمود.

اگر چه هدف اصلی و موضوع کنفرانس بیلدربرگ، ارتقاء سطح تفاهم‌های فرهنگی اروپایی‌ها با آمریکایی‌ها بود و به همین دلیل جوزف رتینگر، همه‌ی اضلاع را از شخصیت‌ها بارز اروپایی انتخاب کرده بود، اما عرصه‌ی نظامی، متفاوت است. چرا که نه تنها ارتش اروپا پس از پایان جنگ جهانی دوم سازمان و قدرت خاصی نداشت، بلکه آمریکا به هیچ وجه اجازه نمی‌داد [و نمی‌دهد] که ارتش‌های اروپایی از قدرت سازمانی خاص و تعیین کننده‌ای برخوردار باشند. لذا این ضلع مهم، با انتخاب یک ژنرال آمریکایی تکمیل شد.

ژنرال «Walter Bedell Smith» در طول جنگ‌های تونس و نیز اشغال ایتالیا توسط نیروهای متفقین که به فرماندهی ژنرال آیزنهاور «General Dwight D. Eisenhower» انجام شده بود، یک ژنرال بسیار برجسته بود و پس از بازگشت و در بین سال‌های 45- 1044 نیز از سوی آیزنهاور به ریاست ستاد ارتش آمریکا منصوب ش د.

اینک اضلاع لازم کامل شده بود و حرکت باید آغاز می‌شد. بدیهی است که انتخاب این اشخاص کار دشواری نبود، چرا که هر چهار نفر از شخصیت‌ها و به اصطلاح لژیونرهای بالا و شناخته‌ شده‌ی فراماسون بودند، اما انتخاب سایر مدعوین کنفرانس و نیز محافظت از امینت فیزیکی این 5 نفر و مهم‌تر از آن تأمین و اطمینان از امنیت اطلاعاتی نه تنها کار ساده‌ای نبود، بلکه اساساً در حوزه‌ی تخصصی و امکانات اجرایی این «سران» نبود. لذا «Jozef Retinger» برای حفظ مسائل امنیتی و اطلاعاتی نیز به ژنرال «Charles Douglas Jackson» (16 مارس 1902 – 18 سپتامبر 1964) رجوع کرد.

این ژنرال آمریکایی بین سال 1940 به ریاست انجمن دمکراسی انتخاب شده بود. و طول جنگ جهانی دوم از سوی رئیس جمهور وقت به عنوان فرستاده‌ی ویژه آمریکا در ترکیه فعالیت می‌نمود و پس از آن در سال 1943 به یک متخصص تبیین استراتژی‌های جنگ روانی، عضویت اداره خدمات استراتژیک «Strategic Services (OSS)» در آمد و در سال 1948 نیز به سمت مدیر دفتر «Frank Wisner» که نماینده‌ی رئیس جمهور در (OSS) بود منصوب گردید. و البته مدت زمانی نگذشت که نام این دفتر به «دفتر هماهنگی‌های سیاسی (OPC) تغییر یافت.

قابل توجه است که «Charles Douglas Jackson» به خاطر تخصص در «تبیین استراتژی‌های جنگ روانی» در فعالیت‌های رسانه‌ای نیز قدرتمند بود و حتی پس از فعالیت و همکاری با چند نشریه، خود اقدام به تأسیس نشریه‌ای به نام «Fortune Magazine» نمود [این نشریه هنوز از مجلات معروف آمریکاست].

او بین سال‌های 3 - 1952 نیز به ریاست کمیته‌ی «اروپای آزاد» انتخاب شد. و در همان سال 1953 نیز به عنوان رابط آیزنهاور با سازمان‌های پنتاگون «Pentagon» و سیا «CIA» فعالیت خود را آغاز نمود. بزرگ‌ترین و با اهمیت‌ترین مسئولیت وی در آن زمان، همان تبیین استراتژی جنگ روانی در جهت منافع جهانی آمریکا و رصد حوادث منفی در اتحادیه‌ی جماهیر شوروی و چین کمونیست و سایر کشورهای مخالف یا دشمن با آمریکا بود. و بدین ترتیب چارلز جکسون به عنوان یکی از مشهورتری استراتژیست‌های جنگ روانی و بنیانگذاران «جنگ سرد» نوین برای آمریکا شناخته می‌شد. و بر اساس اسنادی که بیوه جکسون در تاریخ 15 دسامبر 1971 در اختیار کتابخانه‌ی ریاست جمهوری آیزنهاور قرار داد، معلوم شد که او پس از سال 1948 نیز به عنوان یک مذمور زبده‌ در سازمان «CIA» فعالیت داشته است.

در هر حال آیزنهاور مسئولیت رسیدگی به پیشنهاد برپایی اولین کنفرانس «Bilderberg» را به او سپرده بود و بدین ترتیب مسئولیت کلیه‌ی امور اطلاعاتی، امنیتی و حفاظتی این کنفرانس و اعضای آن به چارلز داگلاس جکسون «Charles Douglas Jackson» سپرده شد.

برگزاری اولین کنفرانس در هتل بیلدربرگ «Bilderberg» و ترکیب آن:

با پایان یافتن تشکل هسته‌ی مرکزی، اولین کنفرانس با اهداف مورد نظر، که مهم‌ترین آن ممانعت از رشد فرهنگ ضد آمریکایی در اروپا و دستیابی به راه‌کارهای ارتقای تفاهم فرهنگی بین آمریکا و اروپا بود، در کشور پادشاهی هلند (یکی از سه مرکز قدرتمند فراماسون) و در هتل بیلدربرگ «Bilderberg» برگزار گردید.

با توجه به تقسیم قدرت آمریکا و نیز کشورهای آمریکایی به دو حزب «دمکرات و جمهوریخواه»، در فهرست مهمان‌ها (مدعوین) از هر ملیت دو نفر دعوت شده بودند که یکی از آنها نماینده حزب دمکرات و دیگری نماینده‌ی حزب جمهوریخواه بود. بدین ترتیب این کنفرانس با 50 نماینده از کشورهای اروپایی و 11 نماینده از آمریکا، کار خود را آغاز نمود.

موفقیت این کنفرانس قبل از تشکیل نیز پیش‌بینی می‌شد، اما استقبال نمایندگان و حضور قدرتمندان آمریکایی و اروپایی در یک نشست برای تبیین سیاست‌های بین‌المللی سبب گردید که تا هیئت مؤسس مصمم شود این کنفرانس سالانه یک بار تکرار گردد. لذا در همان ساعات اولیه، بینایگذار این کنفرانس، یعنی رتینگر «Jozef Retinger» به عنوان منشی دائمی منصوب گردید و هم چنین یک کمیته‌ی رهبری دائمی (هیئت مدیره) نیز تشکیل گردید.

جالب آن که در همین نشست، «تشکیل شبکه‌ای غیر رسمی» جهت تبیین استراتژی‌های کلان و اداره امور جهان در جهت تحقق سیاست‌های آمریکا از افرادی که در مواقع لزوم بتوان با آنها ارتباط گرفته شود و دستورالعمل‌های لازم منتقل و به اجرا درآید مصوب شد و شناسایی و ثبت نام این افراد در دستور کار جلسه قرار گرفت.

کنفرانس‌های بعدی «Bilderberg» در سه سال بعدی در کشورهای فرانسه، آلمان و دانمارک برگزار شد و این کنفرانس برای اولین بار در سال 1957در آمریکا «St. Simons, Georgia» برگزار گردید.

هزینه برگزاری این کنفرانس در آمریکا در آن زمان 30.000 دلار برآورد گردید که همه‌ی آن را مؤسسه خیریه «فورد» تقبل نمود. [قیمت پیش‌فروش یک خودروی فورد بر اساس ثبت نام در آن زمان 250 دلار تعیین شده بود].

هنری فورد «Henry Ford» مؤسس و مالک شرکت خودروسازی فورد بود که در آن زمان با مدیریت هزینه توانسته بود تکنولوژی و نوآوری در مدل‌ها را ارتقا بخشیده و به یکی از معروف‌ترین و لوکس‌ترین خودروهای شخصی مبدل گردد.

دقت در آرم مؤسس خیریه که تمامی نمادهای فراماسون در آن به کار رفته است، خود گویای جایگاه و وابستگی شدید این شرکت به تشکیلات مخوف فراماسون می‌باشد.

البته لازم به ذکر است که مؤسسه خیریه فورد، برای کنفرانس‌های سال های 1959 و نیز 1963 مبالغ بسیار هنگفت‌تری را به برگزاری این کنفرانس اختصاص داد.

ساختار سازمانی «Bilderberg»:

اجلاس‌های «Bilderberg» توسط کمیته‌ی رهبری برگزار می‌گردد. در ساختمان سازمانی این تشکیلات، رده یا مقامی به عنوان «رئیس» وجود ندارد. بلکه فقط همان «کمیته‌ی رهبری» است که متشکل از دو عضو از هر 18 ملیت است. یعنی به عنوان مثال اگر عدد ملیت‌های شرکت کننده به 54 برسد، تعداد اعضای کمیته‌ی رهبری 6 نفر خواهد بود.

پس از مرگ «Jozef Retinger» در ژوئن 1960، اقتصاددان، دیپلمات و سیاستمدار معروف هلندی به نام ارنست فان در بویگل «Ernst van der Beugel» (2 فوریه 1918 – 29 سپتامبر 2004) به عنوان منشی دائمی، جایگزین وی گردید.

او در سال 1941،‌دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه «Leiden» اخذ کرد و در سال 1965 رساله‌ی معروف خود به نام «مارشال» را که در خصوص همکاری در اقیانوس اطلس بود، با مقدمه‌ نویسی هنری کیسینجر منتشر کرد.

وی در سال 1945 به استخدام وزارت حمل و نقل هلند درآمد و یک سال بعد به وزارت امور اقتصاد منتقل شد و در سال 1947 نیز به عنوان رئیس هیئت هلندی، برای شرکت در کنفرانس طرح «مارشال» عازم پاریس گردید.

وی در بین سال‌های 58- 1957 به عنوان دبیر امور بین‌الملل حزب کارگر که برای چهارمین بار کابینه‌اش را تشکیل می‌داد انتخاب شد و سمت بعدی او جانشینی رتینگر در کنفرانس بیلدربرگ بود.

هنوز یک سال از این سمت نگذشته بود که به عنوان رئیس شرکت هواپیمایی ملی هلند «KLM» انتخاب شد و تا 1963 در این سمت باقی بود. و از سال 1966 تا 1984 نیز عضو هیئت علمی و استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه لیدن «Leiden» هلند بود.

شاهزاده برن هارد «Bernhard of Lippe-Biesterfeld» نیز که همسر دوم ملکه هلند «Queen Juliana» و مادر ملکه‌ی فعلی هلند است، تا سال 1976در ریاست مجمع باقی ماند.

معروفیت ملکه «Queen Juliana» فقط به خاطر جانشینی پادشاه و سلطنت بر کشور هلند نبود، بلکه او فردی بسیار ثروتمند و با نفوذ – به ویژه در لژ سلطنتی – بود، لذا پادشاهان وابسته به فراماسون، ارادت خاصی به بزرگ خود داشتند و قطعاً بدون حمایت او نمی‌توانستند لژ و سلطنت خود را حفظ کنند.

آخرین پادشاه ایران، محمدرضا پهلوی نیز از این سلسله و قاعده مستثنی نبود. لذا در هر سفری که به هلند داشت، ارادت تشکیلاتی خود را از صمیم دل و در اوج احترام تقدیم می‌نمود.

شاهزاده برنهارد، پس از گذراندن یک دوره‌ی آموزشی در شیمی، در چهارمین شرکت بزرگ جهان که متشکل از شرکت‌های «AGFA» و «BAYER» و امروزه به نام «BASF» در جهان فعالیت دارد، فعالیت کاری خود را آغاز کرد و در سال 1935به عنوان رئیس هیئت مدیره‌ی شعبه پاریس منصوب شد.

سال 1976 برای این شاهزاده‌ سال بسیار پر دردسری بود، چرا که در این سال عضویت هیئت مدیره شرکت هواپیمایی لاکهید افیر «Lockheed affair» بود. شرکتی که به خاطر رسوایی‌های بزرگ در پرداخت رشوه برای فروش در آمریکا، آلمان و ایتالیا با مشکلات بسیار عدیده‌ای که آن را تا مرز ورشکستگی نیز می‌کشاند روبرو بود. وی در مصاحبه‌ی منتشر نشده‌ای در سال در 14 دسامبر 2004، به اخذ رشوه از آمریکا به مبلغ یک میلیون دلار اقرار کرد، اما بیان داشت که این پول را صرف باغ وحش کرده است!

وی از نظر اخلاقی نیز معروف به برقراری روابط نامشروع با زنان بود و از همین ارتباطات نیز دو دختر برای وی باقی مانده است.

دبیر کل‌های افتخاری:

در این دوران، افراد ذیل به ترتیب به عنوان دبیر کل افتخاری کنفرانس بیلدربرگ انتخاب شدند:

الف – جوزف ای. جانسون «Joseph E. Johnson» از مؤسسه خیریه کارنگی «Carnegie»:

(30 آپریل 1906 – 1990) او یک آمریکایی متولد ویرجینیا بود که در تحصیلات خود را در هاروارد به اتمام رسانده بود. در زمان ریاست جمهوری روزولت به وزارت امور خارجه آمریکا منتقل شد در سال 1945 به ریاست اداره امور امنیت بین‌المللی منصوب گردید. وی همزمان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد بود.

اما او از سال 1950 تا 1971، رئیس بنیاد خیریه (موقوفه‌های) کارنگی «Carnegie» بود و در همین سمت به عنوان مدیر کل افتخاری کنفرانس بیلدربرگ انتخاب شد.

کارنگی «Carnegie» یک صنعت‌گر اسکاتلندی با سرمایه‌های بسیار کلان بود که امروزه موقوفه‌های وی، از جمله «موزه‌ی طبیعت و جانوران»، «دبیرستان کارنگی»، «دانشگاه کارنگی» و «سالن تأتر و کنسرت» و ...، از گران‌ترین و زیباترین جاذبه‌های گردشگری می‌باشد.

ب – ویلیام باندی «William Bundy» از گروه پرینستون «Princeton»:

(24 سپتامبر 1917 – 6 اکتبر 2000). او از اعضای برجسته سازمان سیا «CIA» و مشاور امور خارجه رؤسای جمهور جان اف کندی و جانسون بود. وی یکی از عناصر کلیدی برنامه‌ریزی جنگ ویتنام بود که پس از پایان خدمات دولتی به تاریخ‌نویسی روی آورد.

عضو سازمان سیا و مشاور امور خارجی به ریاست جمهوری جان اف کندی و جانسون بود. او نقش کلیدی در برنامه ریزی جنگ ویتنام بود. پس از ترک خدمت دولت او مورخ بود.

«Princeton» مجموعه‌ای از مدارس، دانشگاه ورزشی، مدرسه و باشگاه فوتبال، کلوپ، تکنولوژی، خبرگزاری ورزشی و ... را در زیر مجموعه‌ی خود اداره می‌کند.

ج – تئودورال ل. الیوت «Theodore L. Eliot» سفیر سابق آمریکا در افغانستان:

کمیسر «Theodore L. Eliot» متولد سال 1928 در نیوجرسی بود و در سال‌های 1973 تا 1978 در دوره‌ی ریاست جمهوری نیکسون و حتی سال اول ریاست جمهوری کارتر نیز سفیر آمریکا در افغانستان شد. او یکی از اعضای آکادمی دیپلماسی آمریکا بود. وی از مؤسسه مطالعات سیاسی جرج تاون «Georgetown» برای مدیر کلی افتخاری انتخاب شده بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: milad99 ، امیرحسن
۰:۴۳, ۱۴/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۱ ۲۰:۲۷ توسط Am.M.)
شماره ارسال: #12

سلام
alex jones و تیم او پوشش خبری کنفرانس بیلدربرگ ۲۰۱۲ را اغاز کرده اند. از حدود ۲۴ ساعت پیش اعضا ی بیلدر برگ به محل رسیدند. این کنفرانس تا اینجا که من در حال دنبال کردن ان هستم بسیار جنجال برانگیز بوده است. ابتدا الکس جونز در ت.و.ی. ت.ر خود گفت که منابع ان ها در داخل بیلدربرگ گفته اند که قرار است یک بمب گزاری دروغین در محل کنفرانس صورت بگیرد تا به این بهانه معترضین را متفرق کنند. البته معلوم نیست که با فاش شدن این مسئله ان ها باز هم قصد این کار را داشته باشند. منابع الکس همچنین گفته اند که اعضا در باره ی ترور Ron Paul ( کاندید ریاست جمهوری امریکا ۲۰۱۲ و دو دوره ی قبلی . Ron Paul همچنین یکی از منتقدین Military Industrial Complex) بحث می کردند. میخواهند تا در یک حادثه ی هوایی او را ترور کنند.
احتمالاً الکس جونز قصد دارد تا از این پوشش برای مستند بعدی خود استفاده کند. الکس جونز گفته که بیش از 1000 نفر برای اعتراض امده اند و بیشتر هم میشود.
لینک پوشش : پوشش بیلدر برگ ۲۰۱۲
۱۴ خرداد: مدیر یکی از کمپین های تبلیغاتی رون پاول دستگیر شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 59-11(یامهدی)
۰:۵۶, ۱۴/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۱ ۰:۵۷ توسط Rman.)
شماره ارسال: #13

نمیدونما ولی یکم مشکوک میزنه!!!!
اخه مگه میشه نشستی که اینقدر تو بایکوت خبری و پنهانی و سری برگزار میشه رو یه خبرنگار که خیلی هم گویا پنهانی عمل نمیکنه(!) ازش جاسوسی کنه و اطلاعات بگیره!

حالا اون مراسمی که تو مستند ظهور نشون داد که تونسته بود پنهانی وارد بشه یه چیزی ولی اینجا....یکم عجیبه!!!!

اینم یه مطلب مرتبط از خبرگزاری فارس: (فیلم را تماشا کنید)

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910308000900
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۱, ۱۴/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #14

دفعه های قبلی هم منابع الکس درست بودن. مثل پیشبینی بالا رفتن قیمت نفت و کاندید شدن اباما. این خبرا به این علته که الکس از داخل منبع داره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا