|
استراتژی نفوذ و استحاله
|
|
۵:۲۰, ۳/آبان/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
استراتژی نفوذ و استحاله استاد مطهرى در کتاب نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخير مى فرمايند: هنگامى كه يك نهضت اجتماعى اوج مىگيرد و جاذبه پيدا مىكند و مكتبهاى ديگر را تحت الشعاع قرار مىدهد، پيروان مكتبهاى ديگر براى رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشههاى بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است، وارد آن مكتب مىكنند و آن مكتب را به اين ترتيب از اثر و خاصيت مىاندازند و يا كم اثر مىكنند.... ... نفوذ و نشر انديشههاى بيگانه.... خطرى است كه كيان اسلام را تهديد مىكند. (نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخير - ص 90 - 92)
استحاله حركتى است آرام و حساب شده كه در نهايت منجر به تغيير ديدگاه ارزشى و فرهنگ مردم خواهد شد، اما با ظرافتى فوق العاده كه مورد ظن قرار نگيرند به طورى كه افراد احساس كنند آنچه را كه اكنون معتقد به آن هستند همان انديشه ناب و اصيل اوليه است. نفوذ و استحاله واقعيتى انكار ناپذير است كه استكبار جهانى پس از ارزيابى از عملكرد ناموفق خود در يك دهه مواجهه و مقابله با انقلاب اسلامى، به آن روى آورده است. تجربه ها و توطئه هاى مكرر ولى ناموفق دشمنان انقلاب اسلامى، آنها را به سوى عمليات براندازى از طريق شيوه هاى متفاوت ديگر سوق داد. لذا مى توان گفت نفوذ عوامل بيگانه و خود باخته در بدنه يك نظام و استحاله آن از مؤثرترين شيوههاى براندازى است. قدم اول در استحاله، التقاط در مبانى فكرى است و تدريجاً، در صورت موفقيت، از سياست جايگزينى استفاده خواهند كرد. در ادامه به نکات قابل تاملی که در کتابی تحت عنوان نفوذ و استحاله که توسط معاونت سیاسى نمایندگى ولى فقیه در قرارگاه ثارالله تهران منتشر شده است خواهیم پرداخت. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۵۷, ۱۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
آزادى فعاليت هاى اقتصادى، مفهوم كلى ليبراليسم اقتصادى است. طرح و رواج اين انديشه، استقلال فرد را در سودگرايى و معاملات اقتصادى، توجيه و تشويق مىكند، لذا فرد مى بايد بدون كنترل سياسى به فعاليتهاى تجارى و بازرگانى بپردازد و به منظور دست يافتن به سود بيشتر تلاش نمايد.
اوج ليبراليسم اقتصادى اواسط قرن نوزدهم بود كه ليبرالها (كارفرمايان و سرمايه داران) به منظور انباشت سرمايه و سود هرچه بيشتر، حتى با تنظيم قانون كار در كارخانه ها مخالفت مى كردند. بنابراين ليبراليسم، مذهب سرمايه دارى است و مكتب يا فلسفه اجتماعى طبقه ثروتمند و نوظهورى بود كه از انقلاب صنعتى برخاسته بودند. ارتباط تنگاتنگ اين مكتب با سرمايه دارى، موجب مىشود تا انديشه انباشت ثروت و نفى كنترل دولت را مورد تأييد قرار دهند و با هر نوع قانون محدود كننده سرمايه دارى مخالفت كنند. در ادامه به ليبراليسم سياسى خواهیم پرداخت. |
|||
|
|
۷:۲۸, ۱۳/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۱ ۷:۲۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
ليبراليسم در عرصه سياست، خواهان آزادى فرد در قبال كنترل يا هدايت دولت است. علاوه بر دولت، هر مؤسسه و نهاد ديگرى كه بخواهد آزادى فرد را كنترل كرده يا بر آن نظارت داشته باشد، از نظر ليبراليسم سياسى مردود است.
در ليبراليسم سياسى افرادى كه مشمول آزادى هستند، عمدتاً سرمايه داران و بازرگانان مى باشند و مى توان دريافت چرا نظريه پردازان ليبراليسم با كنترل و هدايت دولت مخالفت مى ورزند. بنابراين اگرچه ممكن است ليبراليسم در عرصه نظر و شعار، جذابيت هايى داشته باشد، اما در عرصه حاكميت و عمل، عامل نابرابرىهاى اجتماعى و اقتصادى است و به هيچ يك از فضايل و ارزشها پايبند نيست و محوريت آزادى نيز عمدتاً متعلق به صاحبان ثروت و سرمايه مى باشد. ليبراليسم در ايران به صورتى آشكار و وسيع در نهضت مشروطه ظهور كرد. عاملان اصلى ترويج اين مرام سياسى، همچون ديگر ممالك اسلامى، دانشجويان اعزامى به غرب بودند كه پس از بازگشت از ممالك فرنگ، خود را روشنفكر ناميدند و در نهضت مشروطه، در كنار تبليغ قانون و حكومت قانون، اباحى گرى را رواج دادند. به طور كلى مى توان رؤوس انديشه و برنامه هاى ليبراليسم در ايران را از بدو تولد تا به امروز، اين گونه خلاصه نمود: 1- تلاش براى جدايى دين از سياست 2- سعى در ايجاد حاكميت قوانين بشرى به جاى قوانين الهى و يا به صورت التقاط 3- ترويج الحاد و لامذهبى با تكيه بر شعارهاى آزادى خواهانه 4- ترويج اباحى گرى 5- تكيه بر فرهنگ ايرانى به جاى فرهنگ اسلامى 6- تقليد از غرب به عنوان تنها راه پيشرفت 7- ايجاد زمنيه براى ظهور انديشههاى التقاطى (سوسياليسم اسلامى، دموكراسى اسلامى، ناسيوناليسم اسلامى و...) مقام معظم رهبرى در ديدار با يكى از وزراى سابق در سال 1375 در اين باره فرمودند: من فكر مى كنم، يك جريان ليبراليسم قوى وجود دارد. اين جريانى كه مى خواهد اسلام در صحنه نباشد، جريانى كه مى خواهد روحانيت منزوى باشد، جريانى كه ولايت فقيه را از اساس قبول ندارد. |
|||
|
|
۷:۳۹, ۱۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
راهکار دیگر سکولاریزه کردن جامعه بود. بهتر است ابتدا توضیح کوتاهی در همین ارتباط بدهیم تا موضوع کاملا روشن شود.
از ديگر نظريه هايى كه محافل به اصطلاح علمى و آكادميك به منظور مقابله با حكومت دينى و ولايت فقيه در حال ترويج آن هستند، نظريه سكولاريسم مى باشد. سكولاريسم از واژه سكولارم مشتق شده و داراى ريشه انگليسى سكولار است. سكولار در اصطلاح، به معناى دنيايى و سكولارم به معناى اين عصر يا زمان حاضر مى باشد. از نتايج سكولاريسم، تلاش هرچه بيشتر براى مادى كردن زندگى و دنيوى كردن انسان مى باشد و بر همين اساس نظريه پردازان سكولار باعث شدند تا دين در جوامع غربى از زندگى بشرى رخت بر بسته و اين جوامع كاملاً دنيايى شوند. سكولاريسم (اصالت دنيا و حذف دين از صحنه زندگى) داراى پيامدها و آثارى از جمله، جدا كردن علم از قلمرو دين مىباشد. تخليه نهادهاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و هنرى از معانى دينى در نهايت باعث شد تا سكولاريسم به عنوان نظريه جدايى دين از سياست به صورت مطلق ترويج گردد. استعمارگران بعد از قيام تنباكو و فتواى تاريخى آيتالله شيرازى (رحمة الله علیه) قدرت و نقش دين و علماى اسلام را در جميع شئونات جامعه مشاهده كردند و از آن پس، سعى كردند از طريق روشنفكران وابسته سكولاريسم يا تز جدايى دين از سياست را اجرا نمايند. تيمرمن نظريه پرداز آمريكايى نيز در همين خصوص مىگويد: ما با رژيمى سروكار داريم كه به دليل مخالفت آن با منافع غرب نمىتوان بار ديگر آن را به جمع رژيمهاى دوست راه داد، ما بايد در صدد روى كار آوردن يك حكومت دمكراتيك به جاى حكومت روحانيت باشيم روزنامه كيهان - 30/4/77 |
|||
|
|
۱۱:۰۶, ۱۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
از جمله نظرياتى كه در طى اين مدت در حوزه هاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى مطرح شده و طرفدارانى را نيز به خود جذب نموده است، پلوراليسم می باشد.
پلوراليسم مكتبى است كه اصالت را به كثرت گرايى مى دهد، اين انديشه خود به گرايشهاى متفاوتى چون پلوراليسم اخلاقى، سياسى، اجتماعى و دينى تقسيم شده است. نظريه پردازان محافل به اصطلاح علمى و آكادميك و ارتجاع روشنفكرى با ترويج و اشاعه اين نظريه خصوصاً پلوراليسم دينى سعى دارند در مبانى و معرفت دينى ايجاد تشكيك نموده و سپس دامنه آن را به حوزه هاى سياسى و اجتماعى كشانيده و بدين ترتيب راه را براى ايجاد استحاله فرهنگى و سياسى هموار سازند. پلوراليسم يا كثرت گرايى اساس انديشه سياسى ليبراليسم، در قرن بيستم مى باشد، كه حقيقت مطلق، نجات و رستگارى را منحصر در يك دين و مذهب و پيروى از يك شريعت و آيين نمى داند. بنا به نظريه پلوراليسم آنچه از دين برداشت مى شود، فهم هاى افراد هستند و اين برداشتها مى تواند درست يا غلط باشد و معتقدند دين داراى قرائتهاى متفاوتى است و از دين بايد قرائت هاى عصرى نمود. يكى از اشاعه دهندگان پلوراليسم، دکتر سروش مى باشد كه معتقد است: كتاب الهى و سخن پيامبر، همواره تفسيرهاى متعدد بر مى دارد. كيان شماره 36، به نقل از كتاب صراطهاى مستقيم با اين تفاسير و برابر اين نظريه دين حجيت خود را از دست مى دهد و ايمان ملغى مى گردد، چرا كه اين انديشه، همه را، حتى بى دينان را اهل فلاح و نجات مى داند، دين نقش هدايتگرى خود را از دست مى دهد. در قرائتهاى متفاوت از دين، اجازه ی بدعت داده مى شود و در يك كلام شريعت تعطيل مى گردد. |
|||
|
|
۱۲:۱۰, ۱۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
طراحان استحاله سياسى انقلاب اسلامى در پوشش نشر افكار علمى و فلسفى به شكل زيركانه اى نظريات امانيستى، ليبراليستى، سكولاريستى و... را مطرح مى كنند و در نتيجه، علاوه بر ايجاد مصونيت براى خود توجه محافل علمى و آكادميك غرب و رسانه هاى تبليغاتى را جلب كرده و با اين حربه مى توانند جوانان و بخصوص اقشار تحصيل كرده و دانشجو را جذب نمايند.
بنابراين مخاطبين نظريه پردازان تفكرات امانيستى و...، اقشار تحصيل كرده و دانشجويان مى باشند. چرا كه به طور طبيعى در آينده اين اقشار مديريت عمومى كشور را در اختيار مى گيرند و اگر بتوان اين گروه از جمعيت كشور را كه به عنوان نخبگان از آن ياد مىشود، با معيارها و ملاكهاى سياسى مورد نظر غرب (ليبراليسم، سكولاريسم و...) پرورش داد و آنها را از حيث ارزش هاى اسلامى و انقلابى تخليه نمود، آنگاه اينان خود آگاه يا ناخودآگاه انقلاب را آرام آرام در راستاى اهداف مورد نظر استكبار يعنى استحاله فرهنگى و سياسى قرار خواهند داد. اين راهبرد در حقيقت براساس انديشه هاى مككوالى از مستشاران انگليسى در هند طراحى شده است. مككوالى براساس نظريه اى كه به تئورى عمقى شهرت يافت، معتقد بود بايد بخش كوچكى از جامعه را در دانشگاهها تحت تربيت غربى قرار داد و آنان را با ملاكها و معيارهاى مورد نظر غرب هم جهت نمود و سپس زمينه به قدرت رسيدن آنها را با توجه به تحصيلات عاليه و در پرتو تبليغ اولويت تخصص فراهم كرد. در نهايت انگليسى ها بر اساس اين نظريه و با طرح ريزى و اجراى يك برنامه حدوداً بيست ساله موفق به پرورش نسلى در هندوستان شدند كه به دليل برخوردارى از تحصيلات عالى و پذيرفتن معيارها و ملاك هاى مورد نظر آنان، مراكز تصميمگيرى سياسى، فرهنگى، اقتصادى و اجتماعى را در اختيار گرفته و كشور هند را براساس پيروى از سياست هاى انگليس هدايت نمودند. لذا با الگو پذيرى از اين نظريه، امروزه شاهد آن هستيم كه دانشگاه ها صحنه تاخت و تاز جريانهاى ارتجاع روشنفكرى و مرعوبين فرهنگ غرب شده است و به همين خاطر بود كه رهبر معظم انقلاب خطر اسلامى نبودن دانشگاهها را گوشزد نموده و فرمودند: دانشگاه بسيار حساس است دشمن خوابهاى زيادى براى آن ديده است. مقام معظم رهبرى در ديدار با مسئولان فرهنگى دفاتر نمايندگى ولى فقيه در دانشگاهها - 27/7/77 |
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۱۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
با پايان يافتن جنگ و شروع مرحله سازندگى و محور قرار گرفتن اقتصاد به جاى ارزش ها، رفته رفته تأثيرات استحاله فرهنگى نمايان شد و تدريجاً با دور شدن از سال هاى دفاع مقدس، ارزش ها نيز كم رنگتر گرديد. اين روند از يك سو و فعاليت عناصر نفوذى، ارتجاع روشنفكرى، دور شدن بعضى از طيف هاى درون نظام از ارزشها و عملكرد جريان هايى در داخل جناحهاى سياسى كه علاوه بر خروج از آرمان ها و انديشه هاى امام از اصول و مبانى انقلاب نيز عدول كردهاند (نفاق جديد)، از سوى ديگر، باعث گرديد كه يك همگرايى فرهنگى و فكرى در ميان طيف ها و جريانهاى مذكور صورت پذيرد. اين همگرايى با گذر زمان تعميق يافت و گاها به اتخاذ مواضع مشترك فرهنگى نيز رسيد.
پس از شكل گيرى همگرايى فرهنگى ميان ارتجاع روشنفكرى، خط نفوذ، طيف هاى دور شده از ارزشها و تجددطلبان عدول كرده از اصول انقلاب و انديشه هاى امام (نفاق جديد)، در اثر تسامح و تساهل (تجاهل و تغافل) و در راستاى استحاله سياسى انقلاب اسلامى، گروه ها، احزاب و جريانهاى سياسى مخالف نيز در داخل، اقدام به فعاليت و فضاسازى نمودند؛ با اعلام مواضع سياسى از سوى جريان هاى مذكور، همگرايى در حوزه هاى فرهنگى و فكرى تدريجاً به عرصه هاى سياسى نيز سرايت نمود و در نتيجه بخشى از معادلات سياسى طيف هاى داخل نظام تغيير يافت. چنانچه اين روند يعنى همگرايى فرهنگى، فكرى و سياسى ادامه يابد، شكلگيرى جريان سوم يا جبهه متحد مخالف ارزشها و اصولگرايى، دور از انتظار نخواهد بود و در آيندهاى نزديك ممكن است شاهد اقدامات همسوى آنان باشيم. بنابراين شكلگيرى جريان سوم نتيجه همگرايى فرهنگى، فكرى و سياسى مى باشد. |
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
چنانچه روند استحاله فرهنگى، سياسى و محاصره تبليغاتى به همين منوال پيش برود، با توجه به حضور نسل دوم انقلاب و تخليه ارزشى اين نسل و سياست گريز شدن آن در اثر استحاله، ممكن است خداى ناكرده فردائى نامطمئن فراروى ما قرار گيرد و جامعه اسلامى ما دچار بحران هويت گردد.
اين نسل كه هدف استراتژيك دشمنان انقلاب اسلامى مى باشد، جوانانى هستند كه از رژيم گذشته و از فساد، ابتذال و استبداد آن و از دشمنى هاى استكبار جهانى (خصوصاً آمريكا) درك صحيح و اصولى ندارند و در حال حاضر نيز پا به عرصه هاى اجتماعى، فرهنگى و سياسى گذارده اند. لذا اگر روند استحاله فرهنگى و سياسى، نسل دوم انقلاب را از اهداف و آرمانهاى انقلاب جدا نمايد و به تعبير ديگر، چنانچه ارتباط اين نسل با پيشينه افتخار آميزش قطع گردد، دچار تضاد با نسل اول انقلاب و دفاع مقدس خواهد شد، و خداى ناكرده ممكن است انحراف صدر اسلام را رقم بزند. لذا خطر در 10 يا 15 سال آينده خواهد بود؛ آنجائى كه نسل انقلاب و نسل دفاع مقدس صحنه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى را به مرور تخليه مىكنند و نسل دوم انقلاب با تأثير پذيرى از استحاله فرهنگى و سياسى و اقدامات خط نفوذ، ارتجاع روشنفكرى، نفاق جديد و تبليغات زهرآگين دشمنان اسلام، جايگزين آنان مى گردد. |
|||
|
|
۱۵:۵۹, ۱۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
فکر می کنم تا بدین حا با این استراتژی کاملا آشنا شدید و دیدید که چگونه استکبار به شکل تدریجی در حال انجام پژوژه های خود می باشد. گاهی ما خیلی ساده از کنار اینها می گذریم بدون اینکه اندکی ما را به فکر فرو برد.
در ادامه به رهنمود هایی از امام خمينى برگرفته از كتاب كلمات قصار، پندها و حكمتها، چاپ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمة الله علیه) که بی ارتباط به بحث ما هم نیست اشاره می کنم. بر شما جوانان روشنفكر است كه از پا ننشينيد تا خواب رفته ها را از اين خواب مرگبار برانگيزيد، و با فاش كردن خيانت ها و جنايت هاى استعمارگران و پيروان بى فرهنگ آنها، غفلت زده ها را آگاه نماييد. شما جوانان مسلمان لازم است كه در تحقيق و بررسى حقايق اسلام، در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و غير اصالت هاى اسلامى را در نظر گرفته و امتيازاتى كه اسلام را از همه مكاتب ديگر جدا مى سازد فراموش نكنيد. من اميدوارم كه اين بسيج عمومى اسلامى، الگو براى تمام مستضعفان جهان و ملت هاى مسلمان عالم باشد؛ و قرن پانزدهم، قرن شكستن بت هاى بزرگ، و جايگزينى اسلام و توحيد بجاى شرك، و عدل و داد بجاى ستمگرى و بيدادگرى و قرن انسان هاى متعهد بجاى آدمخواران بى فرهنگ باشد. من دست يكايك شما پيشگامان رهايى را مى بوسم و مى دانم كه اگر مسؤولين نظام اسلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت. اندکی تامل در این سخنان باید! |
|||
|
|
۱۹:۲۱, ۱۹/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۱ ۱۸:۱۰ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
در ارسال قبلی به چند مورد از رهنمودهای امام خمینی که بی ارتباط به بحث ما هم نبود را عنوان کردیم. امام به عنوان یک استراتژیست همیشه سعی نمودند تا به بهترین نحو شیوه های مقابله با هر جریانی که در صدد انحراف در مبانی اسلام هستند را بیان کنند. در واقع به اصطلاح ترندگذاری نمودند (Trend). که با استفاده از آنها بتوان جهت گیری مناسبی در شرایط حساس اتخاذ نمود. در ادامه به چند مورد دیگر نیز اشاره می کنیم.
اين جانب به زنان پرافتخار ايران مباهات مىكنم، كه تحولى آن چنان در آنان پيدا شد، كه نقش شيطانى بيش از پنجاه سال كوشش نقاشان خارجى و وابستگان بى شرافت آنان، از شعراى هرزه گرفته تا نويسندگان و دستگاههاى تبليغاتى مزدور را، نقش بر آب نمودند. حوزه ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياى عكس العمل مناسب باشند. اگر - خداى نخواسته - مردم ببينند كه آقايان وضع خودشان را تغيير داده اند، عمارت درست كرده اند، و رفت و آمدهايشان مناسب شأن روحانيت، و آن چيزى كه نسبت به روحانيت در دلشان بوده است از دست بدهند، از بين رفتن اسلام و جمهورى اسلامى همان! اندکی تامل در این سخنان باید! |
|||
|
|
۱۸:۲۱, ۲۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
راه های مقابله با این استراتژی و ادامه ی رهنمودها: رسالت دستگاهها و نهادهاى فرهنگى و هنرى - اساساً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مى دهد؛ و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهاى اقتصادى، سياسى، صنعتى و نظامى قدرتمند و قوى باشد، ولى پوچ و پوك و ميان تهى است. - آنكه از همه خدمت ها بالاتر است اين است كه نيروى انسانى ما را رشد بدهد، و اين به عهده مطبوعات است. اهميت انتشارات مثل اهميت خون هايى است كه در جبهه ها ريخته مى شود. - كليد سعادت و شقاوت يك ملت [قشر] فرهنگى است. - شما بايد خيلى توجه داشته باشيد كه [شماها] يك مردم عادى نيستيد، شماها معلم نسلى هستيد كه در آتيه همه مقدرات كشور به آن نسل سپرده مى شود. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جنگ نرم ، تاکتیک ها و استراتژی ها | MESSENGER | 48 | 26,721 |
۲۴/آبان/۹۵ ۱۲:۴۱ آخرین ارسال: rad0701 |
|







