کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا امام حسین (علیه السلام) کشتی نجات هستند؟ (کتاب خصائص الحسینیه)
۱۹:۵۳, ۲۳/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۱ ۲۰:۰۹ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ان الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة

سلام و درود به بنيانگذار فرهنگ عاشورا كه ياد و نام آن حضرت ، دل محبان مواليانش را مالامال از اميد و نويد و سينه دشمنان مكتبش را لبريز از ترس و دلهره مى نمايد.

سلام و درود بر آن امام شهيدى كه در گرماى سوزان روز عاشورا در تنهايى و غربت، اما با آرامش و وقار و شهامت و اخلاص هر چه تمام، در قربانگاه عشق، پيشانى بر خاك نهاد و با نيايشى شورانگيز و وصف ناپذير از همه پديده ها و ماسوى الله بريد و آفريدگار خويش پيوست.

سلام و درود ما به حسين كه پيامبر رحمت و آنكه خداوند در وصف او فرمود: لولاك لما خلقت الافلاك درباره او گفت: حسين منى و انا من حسين.

سلام و درود بر آن شخصيت بى نظيرى كه به خاطر دفاع از حريم اسلام، هر آنچه داشت در طبق اخلاص گذاشت و به پيشگاه پروردگارش تقديم نمود تا مخاطب به خطاب يا ايتها النفس المطمئنه گرديد.

كتابى كه در پيش شماست، ترجمه كتاب ارزشمند خصائص الحسينيه و الميزانا المظلوم نوشته حكيم و فقيه عاليقدر مرحوم آية الله شيخ جعفر شوشترى رضوان الله تعالى عليه است.

مرحوم آية الله شوشترى فرزند حسين از اهالى شوشتر (يكى از شهرهاى استان خوزستان) كه علاوه بر برخوردارى از دانش گسترده و آگاهى عميق، از گوهر عميق، از گوهر گرانبهاى اخلاص و عمل صالح نيز بهره مند بود و به هنگام تلاوت قرآن، تفسير آيات الهى و تحليل روايات معصومين عليهم السلام و وعظ و ارشاد مردم، از عمق دل سخن مى گفت و لاجرم بر دل ها مى نشست و همه را به شدت تحت تاثير قرار مى داد. اين عالم بزرگوار ارادت خاص و وصف ناپذيرى به سالار شهيدان و سرور جوانان اهل بهشت امام حسين عليه السلام داشت؛ به همين خاطر تا آخرين روزهاى پربركت عمر خويش با آن مقام علمى و فقهى، بر فراز منبر مى رفت و با عشق و ارادت خاصى از ايثار و فداكارى هاى امام حسين عليه السلام سخن مى گفت و راه و رسم ستم سوزى و ظلم ستيزى آن حضرت را براى دوستداران و مواليانش ترسيم مى كرد.

اين عالم ربانى از چنان گوهر اخلاص، عرفان و عشقى بهره مند بود كه مورد عنايت امام حسين عليه السلام بوده است كه به ذكر يك نمونه در اين باره اكتفا مى كنيم:


از خود مرحوم آية الله شوشترى آورده اند كه مى فرمود:

پس از آنكه تحصيل در حوزه نجف فارغ شدم و به وطن خود شوشتر بازگشتم، دريافتم بايد براى آشنا كردن بيشتر مردم با معارف قرآن و اسلام تلاش كنم، به همين خاطر در گام نخست تصميم گرفتم روزهاى جمعه منبر بروم و با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، به خاطر انجام وظيفه به منبر خويش ‍ادامه دادم، اما شيوه كار اين گونه بود كه تفسير صافى را به دست مى گرفتم و از روى آن مردم وعظ و ارشاد مى كردم و در آخر منبر هم، به بيان مشهور كه هر غذايى به نمك نياز دارد و نمك مجلس وعظ و ارشاد هم يادآورى مصيبت هاى جانسوز امام حسين عليه السلام است، به ناچار از كتب روضة الشهداء مقدارى مرثيه مى خواندم.

ماه محرم را نيز كه در پيش بود، به همين صورت گذراندم، اما به هيچ وجه توانايى جدايى از كتاب و منبر رفتن و بدون كتاب را نداشتم و مردم نيز بدين صورت بهره كافى نمى بردند، اما به هر حال حدود يكسال به اين صورت گذشت.
سال بعد با فرا رسيدن ماه محرم با خود زمزمه كردم كه تا چه زمانى بايد كتاب در دست گيرم و از روى كتاب مجلس و منبر را اداره كنم و تا كى نتوانم از حفظ منبر بروم؟ بايد چاره اى بينديشم و خويشتن را از اين وضعيت ناگوار نجات بخشم، اما هر چه در اين مورد انديشم راه به جايى نبردم و بر اثر فكر زياد، خستگى سراسر وجودم را فرا گرفت و از شدت نگرانى به خواب رفتم. در عالم رؤيا ديدم كه در سرزمين كربلا هستم، آن هم درست به همه جا نگريستم، چشمم به خيمه اى برافراشته افتاد، دريافتم كه سپاه دشمن در صف هاى فشرده بر گرد خيمه امام حسين نشسته است، وارد شدم، سلام گرمى نثار آن سيماى نورافشان نمودم حضرت مرا در نزديكى خويش جاى داد و به حبيب بن مظاهر فرمود: حبيب! شيخ جعفر ميهمان ماست، بايد از ميهمان پذيرايى كرد، درست است كه آب در خيمه نيست ، اما آرد و روغن موجود است، برخيز و براى ميهمان ما غذايى آماده كن.

حبيب بن مظاهر به دستور امام حسين عليه السلام برخاست و پس از لحظاتى چند به خيمه وارد شد و غذايى پيش روى من نهاد. فراموش نمى كنم كه قاشقى هم در ظرف غذا بود. چند قاشقى از آن غذاى بهشتى صفت خورده بودم كه از خواب بيدار شدم و دريافتم كه از بركت زيارت آن حضرت و عنايت او، نكات و لطايف و كنايات و ظرافت هايى از آثار خاندان وحى و رسالت بر من الهام شده است كه تا آن ساعت، بر كسى الهام نگشته و فهم كسى بر آنها از من پيشى نگرفته بود.

كتاب خصايص الحسين از همان نكات، لطايف، و ظرافت هايى، برخوردار است كه مى توان گفت از همان نوع مطالبى است كه بر او الهام شده و در اين زمينه فهم كسى بر آن مطالب از او پيشى نگرفته است.


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این مقدمه ای بود در ابتدای کتاب "امام حسین اینگونه بود" ترجمه کتاب "خصائص الحسینیه" کتابی بسیار ارزشمند اثر مرحوم شیخ جعفر شوشتری که به گوشه ای از اسرار نورانیت اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام پرداخته که توصیه میشه دوستان حتما این کتاب رو مطالعه بفرمایند.

اما هدف از این تاپیک، ارائه مطلب بسیار لطیف و دقیق و زیبایی است که خود شیخ جعفر شوشتری در مقدمه کتاب خودش آورده و خیلی زیبا اثبات کرده که چرا ما شیعیان باید به امام حسین علیه السلام به عنوان سریعترین کشتی نجات متوسل باشیم. خواستم قبل از محرم این مطلب رو در تالار قرار بدم تا بیشتر قدر حضور در جلسات و هیئات عزاداری حضرت رو بدونیم.

لطفا تا آخر مطلب رو مطالعه بفرمایین.

ادامه دارد ان شاء الله...

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، مفقود الاثر ، ZaHrA110M ، saloomeh ، mahdy_mir ، احیاء ، Agha sayyed ، میلاد.م ، أین المنتظر ، میثاق ، fazel ، در جستجوی سختی ، Admirer ، مسافر ، ELENOR ، ANTI satan ، mohamad ، Hadith ، Dragonborn ، حسن عزتي ، *مهاجر* ، عبدالرحمن ، مصباح
۲۰:۰۳, ۲۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
سير روحى

در معاصى شد همه عمرت تباه
قامتت خم گشته از بار گناه
موى تو در روسياهى شد سفيد
يعنى از ره قاصد مرگت رسيد

در سير از نفس خويش، براى خود رحمت خواستم و گفتم: اى نفس! آنقدر كه به ديگران رحم مى كنى بر خود رحم كن؛ مجهز شو و به داد خويش برس ‍ كه در آستانه كوچ و رحيلى. پيش از آنكه مرگ تو را بربايد و در چنگ قهار مقتدر گرفتار آيى، فرصت ها را درياب و آنرا غنيمت شمار. آنگاه او را به زبان هر پيامبر و امامى موعظه كردم و به زبان حال گفتم و آنقدر گفتم كه اندك تنبهى برايش حاصل شد و تذكر اندكى دست داد؛ به اندازه اى كه اراده اى نه محكم و استوار، در پى داشت؛ چنان كه نزديك بود از تقرب به پروردگار، كه تنها سبب نجات انسانى است، مايوس گردد، اما سرانجام حالتى از اميد پديد آمد كه موجب سكون و اطمينان شد كه تفصيل آن چنين است:


حالت نخست : ايمان موجب و معيار حصول نجات است.

آرى، به ايمان كه مدار قبول اعمال و شرط تحصيل نجات از اهوال و خطرات است، نظر افكندم؛ متاسفانه از نشانه هاى آن، چه ناقص و چه كامل اثرى نديدم، حتى از ضعيف ترين درجات ايمان و عالى ترين آن در قلب و اعضاى خويش چيزى نيافتم كه بتواند مانع از جاودانگى در آتش باشد. بعد از مدت طولانى، به اخلاق پسنديده نظر كردم؛ شگفتا كه رذايل و خلاف اخلاق پسنديده را در خويش يافتم. اعمال صالح و طاعات و واجبات را مورد دقت قرار دادم؛ ديدم كه صحت پذيرش آن شرايطى كه من حتى يك بار هم توفيق كسب آن را نداشته ام. در اينجا بود كه خوف بر من چيره شد و به سر حد قنوط و ياس نزديك شدم؛ اما:


حالت دوم: ولايت اهل كشتى نجات است.

در همان حال كه خوف و ياس بر من چيره شده بود، امعان نظر كردم و وسايل سفر به سوى حق را مورد دقت قرار داده؛ ديدم كه اولا من از امت نبى امى صلوات الله عليه و بخصوص از شيعيان على و از مواليان اهل بيت عليهم السلام مى باشم؛ آنان كه راه مستقيم و صراط قويم و استوار و دژ محكم و ريسمان مستحكم الله و كشتى نجاتند، كه هر كس در آن كشتى نشيند حتما نجات يابد. در اين حال، حالت رجاء بر من عارض گرديد و چراغ اميدى در دلم بر افروخت.


حالت سوم: محبت اهل بيت عليهم صلوات الله نشانه هايى دارد.

پس دريافتم كه وارد شدن در امت نبى اسلام صلى الله عليه و آله، نياز به اقتدا به آن حضرت و پيروى عملى از او دارد.
و ديدم كه شيعه راستين على بودن نياز به پيروى از آن بزرگوار، در اعمال و اوصاف دارد و شخصى كه محب اهل بيت عليهم السلام است، بايد يكى از نشانه هاى محبت و ولايت در او محقق شده باشد؛ در حالى كه من هيچ يك از آن نشانه ها را در وجود خود نمى يابم. در اين هنگام بود كه مضطرب شده و خوف بر من چيره گشت؛ اما:

حالت چهارم: وسايل حسينى كارسازتر و داراى خصوصيتى ويژه است.

در حال خوف و ياس غوطه ور بودم كه ناگهان انديشه تقرب به ائمه عليهم السلام به من دست داد و ديدم كه جليل ترين وسايل از نظر فايده و عظيم ترين از نظر ثواب و پاداش، و عمومى ترين، شامل ترين و فراگيرترين همه از نظر حقيقت و منفعت و از جهت درجه و مقام، همانا وسايل حسينى، سيد جوانان اهل بهشت، والد ائمه معصومين و سرور مظلومان، حضرت ابا عبدالله الحسين فرد و امتيازى مخصوص است كه حتى شامل افضل از ايشان هم نمى شود؛ چرا كه تفاوت در فضيلت مقامى است، و اتحاد انوار و طينت آنها، مقام و خصوصيتى ديگر.


پس در توسل به حسين عليه السلام، در روى آوردن به درگاه خداوندى، خصوصيتى يافتم، چرا كه آن حضرت درى از درهاى بهشت و كشتى نجات و چراغ هدايت است. و با اينكه مقام نبوت و همه ائمه عليهم السلام درهاى بهشتند، لكن باب الحسين، براى روندگان وسيع تر است.

همه ائمه عليهم السلام كشتى هاى نجاتند، اما كشتى حسينى در ميان موج ها و طوفان ها سرعت بيشترى دارد و آسان تر به ساحل نجات مى رسد. همچنين همه امامان چراغ هدايتند، ولى محدوده استضائه به نور حسين عليه السلام وسيع تر است. در اين حال بود كه به نفس و شركاى آن گفتم به سوى درهاى حسينى بشتابيد و به سلامت و اطمينان خاطر وارد آن شويد و به نام پروردگار سوار بر كشتى حسينى شويد كه خداوند آمرزنده و مهربان است. به اين انوار حسينى كه به شما مى نگرد، نظر كنيد و از آن نور بر گيريد.

در اين دم در نفس من شوق به اين امر بيشتر شد، بويژه درباره آنچه كه قبلا از علايم ايمان در وجود خود نااميد شده بودم، آنها را در وسايل حسينى يافتم و همچنين اعمالى را كه فاقد آن بودم، پيدا كردم و به دو مطلب دست يافتم كه اولى دليل بر وجود ايمان و مطلب دوم دليل بر وجود اعمال و عدم بطلان آنها بود كه تفصيل هر يك به اين شرح است:

اما مطلب اول:

الف: حسين عليه السلام فرمود: من كشته اشك چشم هستم. نزد هيچ مؤ منى از من ياد نمى شود مگر اينكه براى مصيبت هاى ما غمگين شود و گريه كند. و اين از صفات همه انبياء عليهم السلام است. من اين حالت را هنگام شنيدن نام آن حضرت در خود يافتم از اين رو به اندكى از ايمان - حداقل در حد رفع جاودانگى در جهنم - در وجودم پى بردم.

ب: آنگاه كه ماه محرم و عاشورا فرا مى رسد دچار غم شده و حزن و اندوه بر من روى مى آورد. ائمه عليهم السلام نيز چنين بوده اند، و اين امر را دليل بر وجود اثرى از ولايت ائمه در خود يافتم، چرا كه گفته اند: شيعيان ما كسانى هستند كه از زيادى گل طينت ما آفريده شده اند و به نور ولايت ما عجين گرديده اند، به آنان مى رسد آنچه به ما مى رسد. و اخبار نيز دلالت بر اين معنا دارد كه هر گاه محرم مى شد، آثار گريه و اندوه بر هر يك از امامان عارض مى گرديد.

هيچ كس در ايام محرم امام صادق عليه السلام را خندان نديد و حضرت رضا عليه السلام در همه ايام عاشورا غمگين و محزون بودند و رنگ حضرت در اثر مصيبت حسين عليه السلام متغير بود. حضرت در مجلس عزای حسينى مى نشست و اهل بيتش نيز در پس پرده به عزاى حسينى مى نشستند. هر گاه كسى برايشان وارد مى شد و اهل شعر بود، دستور مى دادند درباره امام حسين عليه السلام مطلبى انشاء كند. چنانچه در قضيه دعبل خزاعى آمده است، و اگر كسى نبود حضرت خود مصائب جدش ‍ را ياد مى كرد.

در روايت ريان بن شبيب آمده است كه، وقتى روز اول محرم بر حضرت وارد شدم، فرمود: اى پسر شبيب اگر مى خواهى گريه كنى، بر حسين گريه كن كه او را سر بريدند و با هيجده نفر از اهل بيتش، كشته شدند. روش ساير امامان ديگر نيز همين بوده است. بنابراين، شكسته شدن دل به هنگام رؤيت هلال ماه محرم، نشانه علاقه به آن حضرت عليه السلام است. چنانچه با مقدار تاثر در اين امر، تفاوت درجات ايمان مشخص مى شود، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفى.

ج: ملاحظه غمزدگى، هنگام ورود به كربلا همان گونه كه در روايات آمده، اين از صفات پدرش على عليه السلام و خواهرش زينب سلام الله عليها هنگام ورود به كربلا است.

د: دليل ديگر، جارى شدن اشك چشم هنگام بوئيدن تربت پاك آن حضرت است كه اين از صفات جدش و على عليهما السلام بوده است.

اما مطلب دوم:

وقتى به دقت به اعمال خود مى نگريستم، دريافتم كه به خاطر نداشتن شرايط پذيرش، به راستى نمى توان بر بيشتر آنها نام واقعى عمل را اطلاق كرد؛ مثلا نمازم را در نظر گرفتم. نمى دانم نماز است يا نماز نيست، روزه ام نيز به همين گونه است. ساير اعمال عبادى ام نيز همين وضعيت را دارند.
اما از سوى ديگر به گريه ام بر امامى كه "صاحب اشك جارى " است، نظر افكندم، ملاحظه نمودم كه نمى توان اسم گريه و گرياندن بر آن حضرت را از آن سلب كرد. حداقل اگر تباكى حاصل گردد به راستى كه تباكى است. و در روايت آمده است كه كسى كه بر حسين عليه السلام گريه كند يا به گريه آورد يا خود را شبيه گريه كننده قرار دهد، بهشت بر او واجب است. و چون اين نشانه هاى ايمان را در خود يافتم و اطمينانم بيشتر شد، آنگاه حالت بعد بر من عارض گرديد.

حالت پنجم: تامل در اعمال، سازنده است.

اندكى در امر خود تامل كردم و با خود گفتم: آنچه را احساس مى كنم، مى تواند براى جزئى از ايمان، علامت باشد و شايد به ميزانى باشد كه تو را بعد از طى مراحل عذاب در روز حشر و تحمل عذاب در دوران طولانى برزخ، از آتش ابدى نجات دهد، و حال آنكه تو از ناتوانى ات در مقابل بلاى اندك دنيا و عقوبات آن و آنچه از سختى ها بر اهلش جارى مى شود، آگاه هستى. بلكه تو مى دانى كه تحمل نعمت را هم ندارى و از دوام نعمت ملول مى شوى و دچار تكبر و فخر و خودنمايى مى گردى.


از سوى ديگر اگر ايمان ضعيف باشد، چه بسا كه با كوچكترين حادثه اى زايل شود و به هنگام روى آوردن بلاها و طوفان هنگام مرگ، قلب دچار گمراهى شود، پس چه اطمينانى دارى؟ آنگاه مضطرب شدم و حالتى ديگر بر من عارض شد.


ادامه دارد ان شاء الله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، در جستجوی سختی ، أین المنتظر ، ZaHrA110M ، paradise ، ELENOR ، ANTI satan ، mohamad ، Admirer ، Hadith ، Dragonborn ، احیاء ، saloomeh ، *مهاجر* ، عبدالرحمن ، مصباح
۱۰:۳۶, ۲۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
حالت ششم: زيارت حسين زيارت خدا در عرش است.

در امور مربوط به امام حسين عليه السلام مطلبى يافتم كه باعث كمال ايمان و تقويت و ثبات آن مى شود؛ مانند اين روايت كه فرمود: كسى كه حسين عليه السلام را زيارت كند، مانند كسى است كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد. و زيارت خداى تعالى، كنايه از نهايت نزديكى به خدا است كه اين معنا نمى تواند براى ايمان عاريتى، و قلبى باشد كه بعد از هدايت، منحرف شده است. همچنين است روايتى كه مى فرمايد: زائر امام حسين عليه السلام، بعد از آنكه قصد مراجعت مى كند، ملكى مى آيد و به او مى گويد كه خداى تو سلام مى رساند و مى فرمايد كه دوباره آغاز كن، خداوند گذشته را آمرزيد. شخصى كه خداوند بر او سلام مى فرستد، غيرممكن است كه او را بزرگترين مصيبت ها - كه همان از دست دادن ايمان است - در امان نگه ندارد. پس اطمينان پيدا كردم و دانستم كه در وسايل حسينى چيزى است كه از زوال و نيستى مصون است.

حالت هفتم: وسايل حسينى حسنه است.

بى شك وسايل حسينى، اعمال حسنه است. اما ممكن است در ميان اعمال تو، گناهان و سيئاتى باشد كه آن اعمال را حبط كند؛ از اين رو بار ديگر نگران شدم و دچار حالت ديگرى گرديدم.

حالت هشتم: اعمال شخصى قابل حبط است.

در مورد حبط عمل انديشم. ديدم كه اعمال قابل حبط، اعمال خود شخص ‍ است و در وسايل حسينى اعمال صالحى است كه در نامه عمل افراد به ثبت مى رسد؛ كه خوشبختانه از اعمال خود شخص به حساب نمى آيد تا در معرض حبط قرار گيرد. چنانچه در روايات مربوط به فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام آمده است كه براى زائر، حجى از حج هاى پيامبر نوشته مى شود و حجى كه پيامبر انجام دهد از اعمال شخص نيست تا حبط گردد؛ ضمن اينكه عمل نبى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جزمى و حتمى است، و از عجايب اين روايات، رواياتى است كه از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است كه حسين عليه السلام روزى در دامن پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و حضرت با او بازى مى كرد و او را مى خنداند؛ عايشه گفت: چقدر به اين محبت دارى؟ پيامبر فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم و از او به شگفت نيايم؛ كه ميوه قلب من، و روشنايى چشمان من است؛ اما امت در آينده او را مى كشند. پس، كسى كه او را بعد از وفاتش زيارت كند، خداوند براى او حجى از حج هاى من مى نويسد.

عايشه تعجب كرد و گفت: حجى از حج هاى شما؟! فرمود: بلى، دو حج از حجهاى من. عايشه گفت: دو حج از حج هاى شما؟! فرمود: بلى چهار حج. و اين رقم را آنقدر بالا برد به 90 حج از حج هاى رسول با عمره هايش.

حالت نهم: از بين رفتن اعمال به وسيله مظالم.

ترسيدم روز قيامت حقوق مردم و مظالمى كه ممكن است بر عهده من باشد، اعمال مرا ببرد و دست مرا از اعمال حسنه خالى كند و رهسپار جهنم شوم؛ زيرا در روايت آمده است: كسانى محشور مى شوند كه حسنات آنان بر فراز دستشان مى درخشد، اما طلبكاران و صاحبان مظالم، آن حسنات را برده و از سيئات خود نيز بر عهده آنان نهاده و به عذاب الهى رهسپار مى شوند؛ در اين صورت حالت بعد به من دست داد:

حالت دهم: ثواب زيارت حسين محدود نيست و زوال نمى پذيرد.

ملاحظه اين معنا كه بر گريه امام حسين عليه السلام ثوابى مترتب مى شود كه حدى ندارد - و البته آنچه حدى ندارد زوال و نيستى نمى پذيرد؛ بنابراين هر قدر از آن بردارند، كم نخواهم شد - برايم روزنه اميد و دريچه اطمينانى شد.

حالت يازدهم: اميد پس از ياس و...

از طرفى ملاحظه كردم كه شرط قبولى اعمالى عبادى، قبولى نماز است و عبادت هاى ديگر پس از پذيرفته شدن نماز، قبول مى شوند؛ در حالى كه چه بسا نماز من پذيرفته نشود و اگر رد شود اعمال ديگر هم رد مى شوند. بنابراين چگونه اين اعمال كه از وسايل حسينى است، پذيرفته مى شوند؟

در اين هنگام بود كه امر بر من دشوار شد و مى رفت تا بعد از عارض شدن حالت ها و غلبه حالت هاى ضد و نقيض، ياس و نااميدى بر من چيره شود كه خدا بر من منت نهاد، امر من به رجاء و اميدى منتهى شد كه به آن حالت هاى متعارض خاتمه داد و آن حالت بعدى مى باشد.

حالت دوازدهم: اميد مؤكد

اين حالت، اميد مرا مؤ كد كرد؛ زيرا راه هاى اطمينان قلب و آنچه به من امنيت مى بخشد، پياپى شدند و خواص و ويژگى هاى عجيبى كه در وسايل حسينى ملاحظه كردم آرامش خاطر و سكون قلب به من داد.

اولا: يكى از آن خواص اين است كه نوافل نمازهاى واجب در پذيرفته شدن نماز واجب كه پذيرش آن سبب پذيرش ديگر اعمال مكلفين مى شود، اثر كامل دارد و كاستى هاى فرائض را رفع مى كند. بنابراين چگونه وسايل حسينى كه فضيلت بالاترى دارند، در قبول اعمال اثر نبخشند، حتما به طريق اولى اثر مى بخشند.

ثانيا: قبول يا حبط اعمال و عبادات در جايى است كه به اختيار و تكلف و قصد قربت از شخص مكلف سرزده باشد، در حالى كه در وسايل حسينى مترتب شدن آثار، هميشه مربوط و منوط به اختيار نيست و وسايل حسينى اعمالى نيستند كه رد يا حبط شوند يا بتوان آنها را از صاحبش گرفت. مانند رقت و دلسوزى بر مصائب امام حسين عليه السلام كه گاهى با قصد و تامل و ملاحظه اين است كه آن حضرت، امام مفترض الطاعة هستند، و گاهى رقت و بكاء بدون ملاحظه امرى و فقط به محض شنيدن ماوقع حاصل مى شود، هر چند كه شخص، مظلوم را نشناسد، اما همين قدر كه بداند او يكى از بندگان خدا يا مسلمان است، حالت رقت و بكاء بر او دست مى دهد.

حتى بالاتر از اين، اگر بر مخالف اسلام هم اين مصيبت ها وارد شود، شنونده دچار رقت و بكاء مى شود. حداقل درباره كودكان و چگونگى مرگ ناشى از تشنگى آنها و كشته شدن با شمشير و بر سينه امام حسين عليه السلام نشستن، يا با تير بر دست مبارك ايشان زدن كه در حالت طلب آب براى كودك شيرخوار تشنه خود بودند، چنين حالتى عارض مى شود؛ چرا كه نهايت آنچه دشمن درصدد انجام آن بر مى آيد، همانا مضروب و مجروح و اهانت بر كشته و مقتولى است كه روى زمين افتاده است، اما بدن را زير سرنيزه ها كردن و در جاهاى مختلف گرداندن و بعد از 200 سال نبش ‍ قبر كردن، از جمله امور بسيار زشت و ناپسند و رقت انگيز است كه بى اختيار موجب جارى شدن اشك مى شود و بدون ترديد اين تاثرات موجب عنايت حق و جلب رحمت هاى بارى تعالى مى گردد. مگر نه اين است كه يونس به خاطر تاثر و اندوه بر مرگ موسى و هارون و آل عمران مورد عنايت حق واقع شد و عذاب دنيا از او رفع گرديد، پس چگونه خداوند كسى را كه بر آل عمران و آل ابراهيم تاسف و اندوه به دل دارد، مايوس كند؟!

ان شاءالله ادامه دارد...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، أین المنتظر ، ZaHrA110M ، fazel ، paradise ، ELENOR ، ANTI satan ، mohamad ، Hadith ، احیاء ، saloomeh ، Dragonborn ، میثاق ، *مهاجر* ، عبدالرحمن ، مصباح
۶:۳۸, ۲۶/آبان/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
هيچ عملى مانع از همه تاثيرات امام حسين عليه السلام نمى شود.

مؤثرات كلى قوى، اگر با مانعى همراه گردد، ممكن است تاثير كلى را از دست بدهد، اما اثربخشى جزئى آن باقى خواهد بود. در توسل به امام حسين عليه السلام، تاثيرات عظيمى است كه هر گاه صفات و اعمال شخصى مانع از تاثير تام آنها بشود، تاثير جزئى آن باقى است.

و من به همان تاثير جزئى قانع هستم؛ چرا كه در تاثير زيارت آن حضرت آمده است كه زائرش شفيع ده يا صد نفر قرار مى گيرد، يا به او گفته مى شود دست هر كس را كه دوست دارى بگير و او را وارد بهشت كن. و چون من خود را مى بينم كه درهاى هفتگانه جهنم بر رويم باز شده است، بلكه در همين حال ملاحظه مى كنم كه با زنجيرها و غل هايش بر من احاطه دارد و نشانه هاى جاودانگى در آتش بر من ظاهر گرديده، اميدى ندارم كه در روز محشر از شفيعان باشم، بلكه به اين قانع هستم كه كسى دست مرا بگيرد و از خطرات قيامت نجات دهد؛ حتى من قانع به اين هستم كه - ولو بعد از مدتى - مرا از جهنم بيرون آورد و از خلود آتش نجات دهد.

همچنين در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام وارد شده است كه زائر امام حسين در عرش با حضرت حق بارى تعالى هم سخن مى باشد. من در اين جايگاه نيستم، و به اين بسنده مى كنم كه فرشته اى از فرشتگان رحمت با من سخن بگويد.

همچنين در فضيلت زيارت آن حضرت آمده است كه زائر ممكن است به اين وسيله از ساقيان كوثر باشد، باز من چنين شايستگى و لياقتى را ندارم، ولى راضى هستم از كسانى باشم كه در ميان آتش دوزخ، بهشتيان را مخاطب قرار داده و بگويم: از آن آب به ما هم بدهيد و يكى از ساقيان كوثر مرا سيراب كند. و نيز در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام وارد شده است كه به واسطه زيارت ايشان، ممكن است شخص به مقامى برسد كه با پيامبر اسلام همسفره شود و در بهشت با آن حضرت بر سر يك سفره بنشيند، كه البته من اين لياقت را ندارم و به اين بسنده مى كنم كه از درخت زقوم رهايى يابم. بنابراين، اگر اين تاثيرات عظيم و قوى با موانع همراه گردد، آثار جزئى از آن سلب نخواهد شد.

مطلب ديگر اينكه ممكن است شخص در آن واحد به همه وسايل حسينى دست يابد كه پائين ترين درجه آن تباكى بر آن حضرت است و بالاترين آن، شهادت در پيشگاهش مى باشد كه با حصول شهادت، در آن واحد، اجر و مزد همه عبادت ها حاصل مى شود. و اين چنين است كه مثلا اگر مجلسى براى ذكر مصيبت هاى امام حسين عليه السلام بر پا شد و در آن مجلس آنچه را بر ايشان رفت يادآور شوند و در آن مجلس بگريانند و گريه كنند و تباكى و حزن و غم و اندوه حاصل شود و دل به آن حضرت توجه پيدا كند و بر او درود و سلام بفرستد و اين حالت با معرفت و توجه به مقام و عظمت آن حضرت و تصور حالت ايشان و آرزوى نصرت و يارى او و شهادت در پيشگاهش باشد، چنين شخصى به ثواب تمام وسايل حسينى دست يافته و همه عبادت هاى خدا را به جا آورده و حتى به ثواب شهادت در راه خدا نائل گشته است كه ما اخبار و رواياتى را كه دلالت بر اين امور دارد، خواهيم آورد.

علاوه بر اينها، بر اساس آنچه كه از اخبار و روايات استنباط مى شود، چنان مجلسى، جميع صفات مشاهد شريفه را داراست و داراى چهارده ويژگى مى باشد.

مجلس حسين عليه السلام

- مصلاى خدا، يعنى محل صلوات خداوند بر اهل آن مجلس است،
- مشهد ملائكه مقرب درگاه الهى است،
- محل نيل به دعاى پيامبر، على، زهرا و مجتبى عليهم السلام است،
- مورد عنايت امام حسين عليه السلام است و به آن نظر دارند،
- محلى است كه حسين عليه السلام اهل آن مجلس را مخاطب قرار داده و با آنان سخن مى گويد،
- مورد عنايت و علاقه امام صادق عليه السلام است،
- عرفه است،
- مشعرالحرام است،
- حطيم است،
- محل طواف خانه خداست،
- قبة الحسين است،
- خاموش كننده شعله هاى فروزان آتش است،
- آبى است در بهشت به نام آب حيوان،
- و سرانجام مجلس حسين عليه السلام از مجالسى است كه اولين آن قبل از خلق عالم و آخر آن محشر است.

و چون در اين معانى تامل و تعمق نمايى چگونه مى توان تصور كرد كه از اين مجالس و مشاهد - با وجود اين حالات و عبادات و فراهم بودن صفات - دست خالى و نااميد بيرون مى آيى؛ و هر چند موانعى بر سر راه تاثيرات وجود داشته باشد، اما اندكى از پائين ترين مراتب يكى از تاثيرات، براى تو كافى است.

بعد از آنكه به اين امور يقين پيدا كردم، به گفتگو با نفس پايان دادم و رجاى واثق خالص به وسايل حسينى برايم حاصل گرديد، آنگاه به صاحب اين وسايل و مجالس روى آورده و پيمان بستم كتابى تاليف كنم كه جامع تمام خصايصى باشد كه آن حضرت را از همه مخلوقات، حتى انبياء و امامان عليهم السلام، ممتاز مى گرداند. من اين كتاب را خصايص الحسين و مزايا المظلوم نام نهادم.

اميد به فضل پروردگار دارم كه آن را موجب روشنايى و نور قبرم قرار دهد و مرا از اهوال فزع اكبر ايمن بدارد و به وقت دادن نامه اعمال به دست بندگان، برايم عمل صالحى باشد و در آن روز باعث كرامت و سرور شود و در طول قرن ها موجب شود كه نام و يادى از من فراهم آيد.

بحول منه و قوة و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب

پایان.


ان شاءالله که این مقدمه کوتاه باعث بشه قدر ماه محرم و مراسم نورانی عزاداری سید الشهدا رو بیشتر بدونیم. صد البته به دوستان توصیه میکنم خود این کتاب زیبا رو که بزرگان به خوندنش توصیه کردن تهیه و مطالعه بفرمایند.

زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام هم در این دهه محرم بسیار موکد است...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: paradise ، مجید املشی ، در جستجوی سختی ، ELENOR ، ZaHrA110M ، ANTI satan ، mohamad ، فاطمه خانم ، Hadith ، احیاء ، saloomeh ، Dragonborn ، میثاق ، faateme-313 ، *مهاجر* ، عبدالرحمن ، مصباح
۱۸:۳۰, ۱۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۳ ۲:۱۳ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دانلود کتاب خصائص الحسینیه مرحوم شیخ جعفر شوشتری


[تصویر: siAzqGdD_334.jpg]


براساس نظر حجت الاسلام فاطمی نیا ، کتاب خصائص الحسینیه، تالیف مرحوم شیخ جعفر شوشتری ، تنها کتابی است که به ابعاد روحی واقعه کربلا می پردازد.


دانلود با حجم 2.134M


به نقل از شبکه ایران

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، بیداری اندیشه ، Dragonborn ، علی 110 ، عبدالرحمن ، مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! علی 110 39 27,365 ۵/شهریور/۰۱ ۸:۵۱
آخرین ارسال: علی 110
  آیا امام حسین (علیه السلام) مظلوم است؟؟ لبخند خدا 27 11,901 ۱۵/آبان/۹۴ ۱۴:۳۳
آخرین ارسال: مصباح
  هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت ghoran 7 3,239 ۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه وحید110 112 47,980 ۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۵۷
آخرین ارسال: zaviyehdid
  مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) ghoran 4 2,632 ۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۵
آخرین ارسال: zaviyehdid
  《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 آوا 0 1,248 ۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳
آخرین ارسال: آوا
  روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) aboutorab 3 2,435 ۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳
آخرین ارسال: آفتاب

پرش در بین بخشها:


بالا