|
پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!
|
|
۱۳:۲۸, ۱۵/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۲ ۱۳:۵۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه چند جا در تالار این بحث مطرح شده بوده و با توجه به اهمیت این موضوع در دستگاه اعتقادی شیعه لازم دیدم تا به صورت یک تاپیک مجزا آن را مطرح کنم: ببینید همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم: الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3) وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4) أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره) آنان كه به غيب ايمان مىآورند، و نماز را بر پا مىدارند، و از آنچه به ايشان روزى دادهايم انفاق مىكنند (3) و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند و به آخرت يقين دارند. (4) آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5) زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم: الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف) همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مىيابند...(157) همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!! ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است. اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه امام کاظم علیه السلام میفرمایند: وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ. ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده. بصائر الدرجات/72 یک نکته ی دیگر مخصوص کسانی که میگویند ما فقط هر چیزی که در قرآن باشد را قبول داریم: حسبنا کتاب الله (کتاب خدا ما را بس است) یکی از کافرانه ترین جمله هایی است که خلیفه دوم در زمانی که رسول خدا امر کردند که چیزی بیاورید که بگویم بنویسید و باعث شود بعد از من گمراه نشوید به زبان آورد مخالف صریح حکم خدا در قرآن است که میفرماید این قرآن باید تبیین شود آنهم توسط رسول خدا و جانشینان بر حقش وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل) و ما اين ذكر [قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44) خدا خیلی چیزها را در قرآن اشاره کرده تبیین آن با رسول خدا و جانشینان بر حقش که میشوند ائمه هست به طور مثال چگونگی خواندن نماز که ستون دین و مرز کفر ایمان در قرآن نیامده تبیین آن توسط رسول الله بوده در مورد این گونه جملات: نقل قول: اگر منظور از تفسیر، روایت خود اهل بیت باشد کفر به این آیه و دستور قرآن است: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل) و ما اين ذكر [قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44) و پیروی از یکی از بزرگترین انحرافات اعتقادی تاریخ اسلام است که همانا حسبنا کتاب الله است (کتاب خدا ما را بس است) حتی قرآن در این مورد می فرماید: أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85-بقره) آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مىآوريد و به برخى ديگر كافر مىشويد؟ پس جزاى هر كس از شما كه اين عمل را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود و روز قيامت به سختترين عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مىدهيد، غافل نيست یک تکمله: بسم الله الرحمن الرحیم سلام شخصی از من سوال پرسید که: چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامها، ایشون؟؟؟ در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می کنم خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است! مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله: إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج3، ص: 384 امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند: همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مومن او را دوست نخواهد داشت و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد. خدا را شکر که مولایم علی شد ای دل غمگین مباش که مولای ما علیست یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۱, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۳:۰۳ توسط mirza47824.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بنده با توجه به بیان قرآن روایات و تطبیق آنها با روند زندگی اجتماعی(عقل و منطق) نتیجه گیری میکنم نه فقط با فلان روایت . دیدگاه شما به نظر من به ایمان اشتباه است . اگر کسی به کاری که میکند فرضا شخصی به جوشکاری خودش ایمان دارد باید برای جوشکاری کردن نماز بخواند؟ شخصی دامپزشک به علم خود ایمان دارد هر وقت خواست به گاوی آمپول بزند باید قبلش نماز بخواند . از نظر بنده دیدگاه شما به ایمان واقع بینانه نیست .
(۲۲/شهریور/۹۴ ۸:۵۳)مخلوق نوشته است: متأسفانه هنوز اكثر افراد اخلاق و كار نيك را ملاك مي دانندبر اساس نظر علما اعتقاد به خدا برای داشتن ایمان کفایت می کند نقل قول:نماز مهم نيست، مهمترين چيز است!خدا در قرآن مي فرمايد:وقتی مثال نقض آورده می شود می گویید یا نماز بد خوانده یا در مکان بدی خوانده یا تار موی گربه یا سگی در لباسش بوده نقل قول:هر جامعه اي كه بخواهد دنياي خود را آباد كند بايد تا مي تواند اخلاق را در آن جامعه رعايت كند و تمدن غرب هم كه به دنبال كسب هر چه بيشتر رفاه دنيا است مي داند كه بايد اخلاق در آن رعايت شود. به ويژه مواردي نظير صداقت و ترك دروغ، امانت داري، وجدان كاري، نظم و ... كه اثر مستقيم بر اقتصاد هم دارد!مگر نماز برای باز داشتن از فحشا و منکر نیست؟ اینهایی که شما در بالا برشمرده اید انجام ندادن آنها مثل صداقت نداشتن مگر منکر نیست؟ ما میخواهیم نماز بخوانیم که دزدی نکنیم و در کار صداقت داشته باشیم . چطور در غرب بدون نماز خواندن به این اخلاق اسلامی دست یافتند؟ تناقض در گفتار شما نقل قول:اين جمله سيد جمال كاملاً غلط است . سید جمال الدین اسدآبادی می گوید : رفتم به غرب اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم. برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم.چون دیدگاه شما واقع بینانه نیست برادر گرامی (البته به نظر بنده) این طور برداشت می کنید که این جمله غلط است . پرفسور سمیعی : تولید علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشتر شبیه یک طنز است. زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز میشود با تولید ثروت ادامه پیدا میکند با تولید علم توسعه پیدا میکند و با تکیه به معنویت، غنی می گردد . این ترتیب را نمیشود به سادگی تغییر داد . و امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی، قربانی تفکری است که میکوشد این مخروط را وارونه روی زمین قرار دهد : با معنویت آغاز کند، با علم معنویت را تثبیت کند، با ثروت از علم و معنویت دفاع کند و در نهایت پس از مرگ، به ارضاء نیازهای اولیه خود بپردازد … غرب به تولید ثروت و علم رسیده ولی معنویت رو کنار گذاشته (با سیستم اقتصادی شبه اسلامی) اما ما میخواییم اول معنویت را شروع کنیم چون ثروت وعلم نداریم ناچارا مجبوریم به ظاهر معنویت بسنده کنیم (حجاب نماز روزه) و سیستم اقتصادی رو غیرمعنوی (سیستم اقتصادی بشدت لیبرال حتی بیشتر از غرب برای تولید ثروت بقولی ربوی که این مقدار ربوی بودن در اقتصاد غرب هم نیست) کنیم . تقریبا همه جوانب زندگی هم وابسته به اقتصاد هست پس زندگی ما غیراسلامی هست و ظاهرا مسلمان هستیم همانطور که سید جمال گفته |
|||
|
۱۴:۰۹, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
من براي تأييد صحت كلام خود از آيات و روايات و براهين عقلي مطلب ارائه دادم
قبلاً هم گفتم كه دين خدا صاحب دارد تا وقتي كه مبناي شما در بحث برداشتهاي شخصي شما و استدلالهاي شما در مقابل نص صريح آيات و روايات است بنده صحبتي ندارم مطالب را طرفين ارائه داده اند برداشت و نتيجه گيري هم باشد با مخاطبان |
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۴:۰۹)مخلوق نوشته است: من براي تأييد صحت كلام خود از آيات و روايات و براهين عقلي مطلب ارائه دادمبله نظر بنده هم همین است البته برعکس برداشت شما . بنده برای تایید صحت کلام خود از آیات و روایات و براهین عقلی مطلب ارایه دادم . |
|||
|
۱۴:۳۴, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۴ ۱۴:۵۳ توسط مخلوق.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
من براي آنكه مخاطبان بدانند كه سخنان شما پاسخ متقن دارد تنها يكبار ديگر به آنها جواب ميدهم
وگرنه مشخص است كه كسي كه نخواهد قبول كند، تحت هر شرايطي قبول نمي كند (۲۲/شهریور/۹۴ ۱۳:۰۱)mirza47824 نوشته است: مگر نماز برای باز داشتن از فحشا و منکر نیست؟دقيقاً مشكل بنيادي تحليلهاي شما همين است! نماز براي بازداشتن از فحشا و منكر نيست! در رويكرد شما اصالت به عمل صالح و اخلاق و به اصطلاح انسانيت داده مي شود كه كاملاً غلط است، اصالت و هدف اين نيست. در اين خصوص به طور مفصل در اين تاپيك بحث شده است: آیا حقیقت اسلام انسانیت است؟ اصالت با بندگي و عبوديت است رسول اكرم نگفتند مردم انسانيت داشته باشيد تا رستگار شويد فرمودند: قولوا لا اله الا الله تفحلوا بگوييد خدايي جز خداي يگانه نيست تا رستگار شويد! مبناي رستگاري ايمان است و نه عمل صالح و اخلاق بدون ايمان! ايمان لوازمي دارد هم در بعد اعتقادات و هم در بعد اعمال و اخلاق و هم در بعد احكام! (۲۲/شهریور/۹۴ ۱۳:۰۱)mirza47824 نوشته است: چون دیدگاه شما واقع بینانه نیست برادر گرامی (البته به نظر بنده) این طور برداشت می کنید که این جمله غلط است .اولاً نظر پروفسور سميعي اهميتي ندارد و حجيتي ندارد! دوماً بنده نگفتم كه ما مسلمانيم همانطور هم كه گفتم اسلام يك كل به هم پيوسته است كه شامل 3 جزء است اعتقادات احكام اخلاق اگر سه جزء آن پياده شد مي شود اسلام و باعث رستگاري در دنيا و آخرت! وقتي مي گويم سيد جمال و شما كاملاً داريد غلط ميگيد به علت اين قسمت سخن سيد جمال است كه گفته در غرب اسلام ديدم! در غرب نهايتاً و خوشبينانه اش قسمتي از اخلاق اسلامي وجود دارد نه بيشتر كه به آنهم اسلام نمي گويند و قبلاً هم گفته ام از بديهيات است كه رعايت اخلاق دنيا را بسيار جاي بهتري مي كند و هر تمدني كه بخواهد دنيا را داشته باشد و نظام اقتصاد پايدار هم داشته باشد ناگزير است كه بخشي از اخلاق مانند راستگويي و صداقت و وجدان كاري و نظم و... را در جامعه خود نهادينه كند! در ضمن اصل كلام شما هم در اين بود كه بزرگي گناه ترك نماز بيشتر از ربا خواري نيست كه ما آن را با ادله ي عقلي و نقلي رد كرديم و اثبات كرديم كه كلام شما خلاف نص صريح آيات قرآن و روايات است و دلايل ارزشمند برهاني آن را هم از قول معصوم ارائه كرديم علاقه مندان به اين ارسال در همين پست رجوع نمايند: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-18...#pid349866 با توجه به آنكه از نظر بنده مطالبي كه بايد گفته شده گفته شده و مباحث حالت جدلي به خود گرفته، ديگر اين مبحث را ادامه نخواهم داد و قضاوت را با خوانندگان واگذار مي كنم. |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۲۲/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۴:۳۴)مخلوق نوشته است: نماز براي بازداشتن از فحشا و منكر نيست! نقل قول:وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ (آيه 45 سوره ي عنكبوت)به نظر شما تکلیفت با خودت روشن نیست (۲۲/شهریور/۹۴ ۱۴:۳۴)مخلوق نوشته است: در رويكرد شما اصالت به عمل صالح و اخلاق و به اصطلاح انسانيت داده مي شود كه كاملاً غلط است، اصالت و هدف اين نيست.اعتقاد به خداست اصالت است نقل قول:رسول اكرم فرمودند: قولوا لا اله الا الله تفحلوابنده هم عرض کردم علما مبنای ایمان را اقرار اعتقاد به خدا(لا اله الا الله) دانسته اند و همین مقدار برای داشتن ایمان کفایت میکند . خوب تا اینجای کار که ایمان وجود دارد می ماند عمل صالح که اگر همان اعمال صالح مردمان کشورهای غربی را انجام دهیم (نظیر صداقت و ترك دروغ، امانت داري، وجدان كاري، نظم و...) دیگر رستگار شده ایم چون ایمان بدون عمل صالح هم که بی فایده است . پس هم ایمان هست(لا اله الا الله)هم عمل صالح(نظیر صداقت و ترك دروغ، امانت داري، وجدان كاري، نظم و...) آنچه که شما میخواهید بیان کنید ولی اشتباه میکنید تقوا است . تقوا لوازمی دارد که یکی از آنها نماز است هر که با تقواتر باشد نزد خدا عزیزتر است . |
|||
|
۱۵:۳۳, ۲۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۴ ۸:۳۱ توسط مخلوق.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۲)mirza47824 نوشته است: بنده هم عرض کردم علما مبنای ایمان را اقرار اعتقاد به خدا(لا اله الا الله) دانسته اند و همین مقدار برای داشتن ایمان کفایت میکند . خوب تا اینجای کار که ایمان وجود دارداولاً شخص رسول اكرم و نه علما! مبناي اسلام را اقرار به لا اله الا الله همراه با اقرار به محمد رسول الله دانسته اند و همين مقدار را براي در زمره ي مسلمانان بودن شخص كافي مي دانند و نه ايمان!!! ثانياً خلاف نص صريح آيات قرآن مطلب مي گوييد كه اقرار تنها به لا اله الا الله مبناي ايمان است! اقرار زباني اعتقاد به خدا كافي نيست: قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۴- حجرات﴾ [برخى از] باديهنشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياوردهايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كردههايتان چيزى كم نمىكند خدا آمرزنده مهربان است (۱۴) و يا در آيه ديگر مي فرمايد: أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ﴿۲- عنكبوت﴾ يا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند (۲) ايمان لوازمي دارد هم در عرصه اعتقاد هم در عرصه ي عمل و اخلاق و هم در عرصه ي احكام كه همانطور كه بيان شد اقرار تنهاي آن هم سودي ندارد از مهمترين لوازمش هم مكرر در مكرر در آيات و روايات اقامه ي نماز است كه به عنوان اولين نشان مؤمن مشخص شده! بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به راستى كه تنها مؤمنان رستگار شدند (۱) قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾ همانان كه در نمازشان فروتنند (۲) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾ و آنان كه بر نمازهايشان مواظبت مىنمايند (۹) وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿۹﴾ مشاهده ي اين آيات هم بدون شرح خوب است: وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۸۵- آل عمران﴾ و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است (۸۵) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿۹۱- آل عمران﴾ در حقيقت كسانى كه كافر شده و در حال كفر مردهاند اگر چه [به اندازه ي] زمين را پر از طلا كنند و آن را [براى خود] فديه دهند هرگز از هيچ يك از آنان پذيرفته نگردد آنان را عذابى دردناك خواهد بود و ياورانى نخواهند داشت (۹۱) (۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۲)mirza47824 نوشته است: به نظر شما تکلیفت با خودت روشن نیستخوب دقت كنيد وقتي خداوند مي فرمايد نماز از فحشا و منكر باز ميدارد معناي اين كلام اين نيست كه هدف نماز بازماندن از فحشا و منكر است، اين بيان نتايج نماز است! هدف نماز نشان دادن خضوع در مقابل خدا و بندگي خداست و آيات قرآن و روايات به وضوح آن را مشخص كرده است! اما برخي آيات قرآن در تبيين هدف نماز: إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي ﴿۱۴- طه﴾ منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار (۱۴) در اين آيه به وضوح هدف نماز ياد كرد خدا و مهمترين نشان پرستش خداست پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): چیزی که مسلمان را کافر می کند، ترک عمدی نماز واجبش است. و فاصله بین ایمان و کفر، ترک نماز است. "وسائل الشیعه، ج 3، ص 29" حضرت فاطمة(عليها السلام) مىفرمايد: (...و الصلاة تنزيهاً من الكبر...؛ ...خداوند نماز را واجب كرد تا مردم از كبر و غرور پاك شوند... . محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج6، ص107. سخني با خوانندگان اين شبهه مناظره: خوانندگان عزيز همانطور كه مشاهده مي فرمايد در پاسخ به هر مطلبي كه جناب mirza مطرح مي كنند ما پاسخ ارائه كرديم و در ادامه هم با شناختي كه در همين چند پست از ايشان پيدا كرده ام مي خواهند باز هم در توجيه درست بودن نظر خودشان مطلب در پاسخ به بنده بگويند، بنده حقيقتاً حيفم مياد كه پاسخ ندهم و خوانندگان گمان ببرند كه اشكال ايشان به مطالب ارائه شده بي پاسخ است اما بحث با شخص ايشان كاملاً جدلي شده و به نظرم آنچه براي خوانندگان و قضاوتشان بايد گفته مي شده ارائه شده! غالباً در اين موارد زماني كه شخصي آخرين پاسخ را نمي دهد و طرف مقابل جواب نمي دهد خوانندگان برداشت مي كنند كه طرف جوابي نداشته و به طور ضمني به درستي سخن طرف مقابل اقرار كرده! اما خواستم دوستان بدانند كه مثل هر مطلبي كه ايشان تا كنون گفته و بنده پاسخ داده ام باز هم به حول و قوه ي الهي مي توانم پاسخ دهم و حساسيت من براي پاسخ دهي هم به اين دليل است كه ريشه ي بحث اعتقادي است و انحراف در عقيده بسيار خطرناك تر است از هر چيز ديگر براي رفع ابهام خوانندگان بحث را تا اينجا ادامه دادم. اما با توجه به چدلي شدن بحث و عدم پذيرش طرف مقابل ديگر به اين مبحث رجوع نخواهم كرد كه بخواهم براي رفع ابهام مجدد جوابي بدهم تنها خواستم خوانندگان را متوجه سازم كه جواب ندادن بنده به آخرين پاسخ ايشان به معناي نداشتن پاسخ نيست كه تا اينجا به لطف خدا به همگي پاسخ داده شده، بگذارند به حساب ترك جدل و اينكه به نظر بنده مباحث به قدر كفايت گويا هست به طور كلي. خداوند هادي و نگهدار همه ي ما |
|||
|
|
۰:۳۵, ۲۳/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/شهریور/۹۴ ۹:۴۳ توسط mirza47824.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۳۳)مخلوق نوشته است: خلاف نص صريح آيات قرآن مطلب مي گوييدبله ایمان لوازمی دارد در ذیل توضیح می دهم (۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۳۳)مخلوق نوشته است: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِمومنین کسانی هستند که ایمان دارند (نماز میخوانند) کار بیهوده (لغو) نمی کنند زکات می دهند و پاکدامنند . این درباره مومنین است . مومن بودن هم درجاتی دارد مثل درجات ایمان خوب البته نماز بسیار مهم است ولی از اف بر کسانی که نماز نمی خوانند خبری نیست . آیه های دیگری هم در قرآن هست . خوب این آیه ها را ببینید درباره ربا فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ پس اگر چنین نكردید، (بدانید كه) اعلان جنگ با خدا و رسولش دادهاید آیه های بالا را تنها با همین آیه مقایسه کنید درباره نماز بیشتر توصیه(امر به معروف) شده آیا برای نخوردن ربا نهی از منکر شده نهی یعنی بهتر است این کار را نکنی در اینجا نهی شده؟ نقل قول:ايمان لوازمي دارد هم در عرصه اعتقاد هم در عرصه ي عمل و اخلاق و هم در عرصه ي احكام كه همانطور كه بيان شد اقرار تنهاي آن هم سودي نداردچگونه مردمان کشورهای غربی در عرصه عمل و اخلاق موفق می شوند ولی ما(کلا) فقط در جنبه ی اقرار زبانی و در عمل بیش از نماز خواندن به اعمال دیگر توجهی نمیکنیم؟ آیا برای صداقت داشتن نیازی به ایمان نیست؟بقول شما مردمان غرب می دانند که با داشتن اخلاق به جامعه ای مترقی دست پیدا میکنند همین که شما میگویی مردمان غرب میدانند یعنی ایمان دارند البته نه لزوما ایمان به خدا , ایمان به هدفشان که جامعه مترقی هست . اما آیا کسی که به خدا و معاد ایمان ندارد امکان دارد که ربا نخورد , دزدی نکند ؟ فرضا من به خدا و قیامت ایمان ندارم چه چیزی مانع میشود که اگر بتوانم و کسی هم مطلع نشود جیب شما رو بزنم یا در فرصتی مناسب با پاره سنگی به سرتان بکوبم شما را بکشم و پول های جیبتان را بردارم؟ چرا نباید اینکار را بکنم؟ پس کسی که دزدی نمیکند اختلاس نمیکند ربا نمی خورد دروغ نمی گوید به خدا و قیامت ایمان دارد و و اینکه می گویند اقرار به زبان و عمل به جوارح منظور همین کارهاست . انّ الله لايهدي من هو كاذب كفّار خداوند هدايت نمي كند كسي را كه دروغگو و كفران كننده است چرا در جامعه اسلامی ما دروغگو زیاده ؟ هر چی باشه نمازخوان ها در ایران بیش از اروپا هست يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجتَنِبُوا كثَيراً مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ إثمٌ وَ لاتَجَسَّسُوا وَلايَغتَبْ بَعضُكُم بَعضاً أيَحِبُّ أحَدَكُم أنْ يَأكُلَ لَحمَ أخيهِ مَيتاً فَكَرِهتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّه َ إنَّ اللّه َتَوّابٌ رَحيمٌ اى كسانى كه ايمان آورديد! از بسيارى از پندارها اجتناب كنيد زيرا برخى از پندارها گناه است و تجسس نكنيد، و غيبت يكديگر را روا مداريد، آيا فردى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ كه البته از آن بدتان مى آيد و از خدا بترسيد (و توبه كنيد) كه خدا توبه پذير مهربان است. گفته شده اگر نماز نخوانید مثل آن است که گوشت برادر خود رامیخورید؟ کدام مهمتر است . کدام لوازم ایمان است؟ لوازم عملی ایمان اینها هست که چند مورد آوردم مثل نخوردن ربا , دروغ نگفتن , غیبت نکردن و موارد دیگه ای مثل نیکی به دیگران مستمندان یتیمان و... هست که برید خودتون نگاه کنید «لم نک من المصلین* و لم نک نطعم المسکین* و کنا نخوض مع الخائضین* و کنا نکذب بیوم الدین؛ ما از نمازگزاران نبودیم* و بینوایان را غذا نمی دادیم* و با آنها که باطل می یافتند هم آواز می شدیم* و همواره روز جزا را تکذیب می کردیم(مدثر) چهار چیز ما را به اینجا آورد. اولین حرفی که می زنند این است که: «لم نک من المصلین» ما از نمازگزاران نبودیم. این جمله را باید توضیح بدهم. «از نمازگزاران نبودیم» غیر از این است که ما نماز نمی خواندیم . ممکن است انسان نماز بخواند ولی در زمره نمازگزاران شمرده نشود؛ چون در آخرش جمله ای دارد که می فرماید: و کنا نکذب بیوم الدین . مقصود از «کسانی که قیامت را تکذیب می کنند» این نیست که منکر قیامت اند بلکه کسانی که عملا کارشان کار منکر قیامت است ولو به لفظ می گویند ما قیامت را قبول داریم به زبان می آورند ولی عملشان عمل قبول کننده قیامت نیست. می بینید که در آیه نگفته تنها کسی که از نمازگزاران نباشد به جهنم می روند جمیع شرایطی دارد . اولا ایمان نداشته دوما به زبان ابراز میکردن ولی عملشان (ربا , دروغ و...) با اظهارشان منافات داشته . [/b] درجات و مراتب ایمان در آیات و روایات: ایمان مراتب و درجات مختلفى دارد و این طور نیست که همه کسانى که «مؤمن» نامیده مى شوند درجه ایمانشان یکسان باشد. اصل این مسأله که ایمان مراتب دارد از آیات قرآن قابل استفاده است. آیاتى از قرآن کریم دلالت دارند که ایمان قابل افزایش و زیاد شدن است، و همین مسأله مى رساند که ایمان یک درجه ندارد. برخى از این آیات را با هم مرور مى کینم: ـ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً;( انفال / ۲) مؤمنان، همان کسانى اند که چون خدا یاد شود دل هایشان بلرزد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید. ـ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدادُوا إِیماناً مَعَ إِیمانِهِمْ;( فتح / ۴) او است آن کس که در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند. ـ الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً;( آل عمران / ۱۷۳) کسانى که مردم به ایشان گفتند: «مردم‹لشکر دشمن› براى(حمله به) شما اجتماع کردهاند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود. ـ وَ لَمّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاّ إِیماناً وَ تَسْلِیماً;( احزاب / ۲۲) و چون مؤمنان دسته هاى دشمن را دیدند، گفتند: «این همان است که خدا و فرستاده اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده اش راست گفتند»، و جز بر ایمان و فرمان بردارى آنان نیفزود. با توجه به این گونه آیات، اصل این مطلب که ایمان درجاتى دارد و قابل کم و زیاد شدن است یقنیى است و جاى تردید ندارد. اما این که تفصیل این مسأله چگونه است و ایمان چند مرتبه دارد، در بعضى از روایات اشاراتى به آن شده است. روایت معروفى است که امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند ایمان ده درجه دارد و حضرت سلمان در درجه دهم ایمان، جناب ابوذر در درجه نهم و جناب مقداد در درجه هشتم ایمان هستند.( ر. ک: بحار الانوار، ج ۶۹، باب ۳۲، روایت ۹) یا روایت دیگری از امام صادق(علیه السلام) در بارهی درجات ایمان میفرماید: «خداى عزّ و جلّ ایمان را هفت قسمت کرد: 1. نیکوکارى، 2. راستگویى، 3. یقین، 4. رضا، 5. وفاء 6. علم، 7. بردبارى. از این رو گزاف نیست اگر گفته شود، مراتب ایمان آن قدر زیاد است که میل به بى نهایت مى کند. ایمان دلبستگى نهایى انسان به امور معنوى است که براى انسان مقدس هستند و براى آن حاضر است عشق و شجاعت از خود نشان دهد. در قرآن ایمان دو بال دارد: علم و عمل. علم به تنهایى با کفر هم قابل جمع است و عمل به تنهایى با نفاق مىتواند همراه باشد. در میان متکلمان اسلامى درباره ی حقیقت ایمان سه نظریه وجود دارد: 1- از نظر «اشاعره» ایمان؛ یعنى تصدیق به وجود خدا و پیامبران و اوامر و نواهى او. 2- از نظر «معتزله» ایمان؛ یعنى عمل به تکلیف و وظیفهاى که خدا براى ما بیان کرده است. 3- از نظر فلاسفه ی متکلم ایمان؛ یعنى علم و معرفت نسبت به واقعیت هاى عالم و استکمال نفس از این طریق. اما از نظر عرفا ایمان؛ یعنى روى آوردن به خدا و روى گرداندن از هر چه غیر خداست. نیز گفتار برخى از عرفاى اسلامى همچون "محى الدین عربى" در فتوحات مکیه نشانههایى از ایمان گرایى افراطى دارد. به عقیده وى هرگاه کسى بر مبناى تعقل ایمان آورد، به واقع ایمان نیاورده است؛ زیرا ایمان راستین آن است که مستند به وحى باشد، در حالی که این ایمان مستند به عقل است "امام محمد غزالى" را می توان در عداد ایمان گرایان اعتدالى محسوب کرد. وى بر آن است که کلام مدرس (استاد) نمی تواند ایمان بیافریند. به عقیدهى وى ایمان آن گونه نیست که با تأملات و تعملات عقلى به چنگ آید. ایمان نوعى نور روشنگر است که خدا به عنوان موهبتى رایگان و از سر لطف در اختیار بندگان قرار مىدهد. "مولوى" نیز گرایش صرف به عقل و تکیه بر برهان را چون راه رفتن با پاى چوبین مىداند و عقل را فروتر از عشق و ایمان مىنهد. از دیدگاه وى، ایمان بر آمده از مفاهیم و براهین، هر دم در آستانه ی فروپاشى است. امام علی علیه السّلام فرمودند: الايمانُ معرفَةٌ بالقَلبِ و اقرارٌ باللِسانِ و عَمَلٌ بالأركانِ؛ ايمان عبارت است از شناخت ومعرفت قلبي، اقرار با زبان و عمل با اعضاء و جوارح. نهج البلاغه، حكمت 218 شاید خیلی ها فکر کنن عمل به جوارح همان نماز باشد نه لزوما , با توجه به مطالب آورده شده در بالا این عمل به جوارح همان ربا نخوردن , دروغ نگفتن , کم فروشی نکردن , اختلاس نکردن و... هست . |
|||
|
۱۱:۱۹, ۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
۲۳:۳۹, ۲۸/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
۸:۵۱, ۵/شهریور/۰۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۰۱ ۸:۵۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: بله ایمان لوازمی دارد در ذیل توضیح می دهمببینید این کاری که اینجا ایشان کرده میشود مصداق اجتهاد مقابل نص و قیاس که هر دو باطل و حرام است در مکتب اهل بیت علیهم السلام! یعنی چه؟ یعنی فرض کرده که گناهی در قرآن بزرگتر است که خدا دربارهاش از اف استفاده کرده است! خوب این مبنا از کجا استخراج شده است؟ کی گفته که در قرآن مقیاس عظمت گناه با اف مشخص میشود؟ وقتی به جای رجوع به یگانه مفسران حقیقی قرآن و رأی و نظر ناقص خود انسان رجوع کند نتیجهاش میشود اینگونه تحلیلها! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: خوب این آیه ها را ببینید درباره ربااین تحلیل هم باز مصداق دگیری از اجتهاد مقابل نص و قیاس است! قرض گرفته که نشانه عظیمترین گناه این است که انسان به جنگ با خدا رسولش رفته باشد! حال آنکه عظیمترین گناه در قرآن کریم کفر و شرک عنوان شده است! در سوره نساء آیه 48 و 116 فرماید: "ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء". خداوند شرک به خودش را نمیآمرزد (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) میآمرزد. و طبق سخن خود قرآن و مفسران حقیقی آن، ترک عمدی نماز از مصادیق کفر است! و لذا عظمتش نیز از دیگر گناهان کبیره نظیر ربا بیشتر است! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: درباره نماز بیشتر توصیه(امر به معروف) شده آیا برای نخوردن ربا نهی از منکر شده نهی یعنی بهتر است این کار را نکنی در اینجا نهی شده؟از کجا و طبق کدام تعریف، طبق کدام آیه و روایت یا حتی تعریف عقلایی نتیجه گرفتهاید که نهی یعنی بهتر است این کار را نکنی؟!!! با این توجیه بسیار عجیب و غریب وقتی خدا در قرآن فرموده کودکان خود را نکشید ( وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ (اسراء:31) و از این کار نهی کرده است، یعنی گفته بهتر است کودکان خود را نکشید؟! (حالا اگر کشتید هم خیلی عیبی ندارد؟) بطلان این بیان فوق واضح است! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: «لم نک من المصلین* و لم نک نطعم المسکین* و کنا نخوض مع الخائضین* و کنا نکذب بیوم الدین؛ ما از نمازگزاران نبودیم* و بینوایان را غذا نمی دادیم* و با آنها که باطل می یافتند هم آواز می شدیم* و همواره روز جزا را تکذیب می کردیم(مدثر)یعنی ایشان به تنهایی تمام قواعد عربی و تفسیری را به کناری وا مینهند و مکتبی جدید در فهم زبان عرب و تفسیر بیان میکنند با این روش! از کجای آیه، طبق چه قرینهای و با چه منطقی میگویید از نمازگزاران نبودیم یعنی نماز میخواندیم ولی در زمره نمازگزاران نبودیم!؟ طبق چه قاعده ادبیات عرب و قاعده تفسیری بیان کردید که تکذیب کنندگان قیامت به زبان قبول داشتن و در عمل نداشتند!؟ امیرالمؤمنین علیه السلام به وضوح در تفسیر این آیه تصریح فرمودند که مقصود همان خواندن نماز است: أَنَّهُ قَالَ فِی کَلَامٍ یُوصِی أَصْحَابَهُ تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاهًِْ وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا وَ اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا فَإِنَّهَا کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتاً أَ لَا تَسْمَعُونَ إِلَی جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ... (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۵، ص۳۶) آن حضرت است به یاران خود چنین توصیه میفرمود: «کار گزاردن نماز را بر عهده بگیرید و نگاهداشت آن را بپذیرید، و آن را بسیار بهجای آرید و با نماز خود را به خدا نزدیک دارید. که نماز بر مؤمنان واجب است و باید گزارده شود به وقت آن. آیا گوش فرا نمیدهید به پاسخ دوزخیان که چون از آنان پرسیدند: ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ المُصَلِّینَ (چه چیز شما را در دوزخ افکنده، گفتند: از نمازگزاران نبودیم) (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: آیا برای صداقت داشتن نیازی به ایمان نیست؟بقول شما مردمان غرب می دانند که با داشتن اخلاق به جامعه ای مترقی دست پیدا میکنند همین که شما میگویی مردمان غرب میدانند یعنی ایمان دارند البته نه لزوما ایمان به خدا , ایمان به هدفشان که جامعه مترقی هستخوب ایمان به هدف نه نجات بخش است نه مقرّب، عبودیت است که مقرّب است! یعنی اگر انسان به نیت اینکه خدا امر کرده از حجتش اطاعت شود، اطاعت کند و کاری را طبق نظر حجت خدا انجام بدهد این تازه میشود عبودیت! وگرنه صرف انجام یک عمل بدون نیت اطاعت از حجت خدا نه عبودیت است نه تقرّب آور! یعنی کسی راست بگوید چون احساس میکند راست گفتن را میپسندد، این تابع نفس و نظر خودش شده! نه تابع حجت خدا! اگر بگوید خدا گفته از حجت من اطاعت کن و حجت خدا گفته دروغ نگو پس من دروغ نمیگویم این تازه میشود عبودیت و ایمان و عملش تقرّب آور است! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: اما آیا کسی که به خدا و معاد ایمان ندارد امکان دارد که ربا نخورد , دزدی نکند ؟ فرضا من به خدا و قیامت ایمان ندارم چه چیزی مانع میشود که اگر بتوانم و کسی هم مطلع نشود جیب شما رو بزنم یا در فرصتی مناسب با پاره سنگی به سرتان بکوبم شما را بکشم و پول های جیبتان را بردارم؟ چرا نباید اینکار را بکنم؟ پس کسی که دزدی نمیکند اختلاس نمیکند ربا نمی خورد دروغ نمی گوید به خدا و قیامت ایمان دارد و و اینکه می گویند اقرار به زبان و عمل به جوارح منظور همین کارهاست .میزان منطقی بودن جمله فوق قضاوتش با مخاطب! این همه مکاتب اخلاقی الحادی داریم که علناً منکر وجود خدا هستند ولی به فضایل اخلاقی پایبند هستند! خوب است منتها برای دنیایشان طبق آنچه در فوق توضیح داده شد اعمالشان نتیجهای در آخرت ندارد، چون ثواب آخرتی و تقرّب به خدا فقط تابع پذیرش ولایت الله و ولایت حجت خدا و در گرو اطاعت از حجت خداست! سایر اعمال نیک، نهایت میتواند برای شخص بر طبق آیات و روایات موجب رفاه در دنیا شود (خدا نتیجهاش را در همین دنیا میدهد) یا مقدمات هدایت شخص در همین دنیا را فراهم میآورد و یا نهایت اگر هدایت هم نشود موجب تخفیف در عذاب دوزخ میشود. لذا هیچ ملازمهای بین انجام کارهای خوب و انجام ندادن کارهای بد و ایمان به خدا و معاد نیست! یعنی اینگونه نیست که هر راستگویی مؤمن به خدا و قیامت و معاد باشد! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: چگونه مردمان کشورهای غربی در عرصه عمل و اخلاق موفق می شوند ولی ما(کلا) فقط در جنبه ی اقرار زبانی و در عمل بیش از نماز خواندن به اعمال دیگر توجهی نمیکنیم؟اولا اینگونه نیست که در غرب اخلاق بهتر باشد! جریمهها بسیار سنگین است! شما بروید از منابع خودشان مثلا آمار جرم و جنایت در سوئیس که میگویند دیگر اوج این قضیه در غرب است را بنگرید، سوئیس مهد پولشویی جهان آمار تجاوز به کودکانش هم کم نیست! لذا نمیشود عوامانه بحث کرد و بدون هیچ سند و مدرکی کلی بگوییم غربیها در عمل و اخلاق موفقتر از ما هستند. در ثانی بر طبق صریح آیات و روایات ابلیس اساساً کار خاصی با غیر شیعه ندارد، اگر برود سراغ شیعه میخواهد نهایت ضربهای به ایمان شیعه بزند؛ کار ابلیس چیست به گفته خودش؟ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (اعراف:16) میخواهد بر سر صراط مستقیم بنشیند و مردم را از آن خارج کند کسی خارج صراط بود با آن کاری دارد؟ نه، مگر اینکه بخواهد از آن برای خارج کردن کسی که در صراط است استفاده کند صراط چیست و کیست به گواه منابع شیعه و سنی صراط مستقیم امیرالمؤمنین و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین هستند کسانی که در صراط هستند چه کسانی هستند؟ تبعا باز به گواه روایات شیعیان! حضرت امام محمد باقر علیه السلام: قُلْتُ لَهُ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقِیمَ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرِینَ قَالَ فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَا زُرَارَهًُْ إِنَّهُ إِنَّمَا صَمَدَ لَکَ وَ لِأَصْحَابِکَ فَأَمَّا الْآخَرُونَ فَقَدْ فَرَغَ مِنْهُمْ. (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۸، ص۱۴۵) زراره گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم: «این سخن خدای عزّوجلّ: لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ المُسْتَقِیمَ، ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَن شَمَآئِلِهِمْ وَ لاَ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ (اعراف/۱۷۱۶) یعنی چه»؟ فرمود: «ای زراره! بدون شک ابلیس به کمین تو و اصحاب تو (یعنی شیعیان) نشسته است و به راستی که از دیگران فارغ شده است». ابلیس تازه کسانی که منحرف هستند را در کارهای خوب کمک هم میکند! چرا؟! که امر بیشتر بر خودشان مشتبه شوند و بیشتر در ضلالت فر روند: رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله: «مَنْ عَمِلَ فِی بِدْعَةٍ خَلَّاهُ الشَّیْطَانُ وَ الْعِبَادَةَ وَ أَلْقَى عَلَیْهِ الْخُشُوعَ وَ الْبُکَاءَ» (نوادر (راوندی): ص69) هرکس به بدعت و چیزی که خدا آن را امر نکرده عمل کند، شیطان، او را با عبادت تنها میگذارد و حالت خشوع و گریه بر او میافکند. البته خدا هادی است که اگر کسی واقعاً طالب هدایت باشد (ولو در اطرافش پر از عوامل گمراه کننده باشد) هدایت میکند! و روایات در این زمینه بسیار است! البته بحث در این باره که چرا کسانی که اعتقاد ناصحیح دارند اوضاع عملشان بهتر است به حسب ظاهر (تازه اگر اثبات شود) به نسبت کسانی که اعتقاد صحیح دارند بسیار مفصل است که در فوق مقداری تنها تقدیم شد! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجتَنِبُوا كثَيراً مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ إثمٌ وَ لاتَجَسَّسُوا وَلايَغتَبْ بَعضُكُم بَعضاً أيَحِبُّ أحَدَكُم أنْ يَأكُلَ لَحمَ أخيهِ مَيتاً فَكَرِهتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّه َ إنَّ اللّه َتَوّابٌ رَحيمٌ این هم باز مثل موارد فوق، اجتهاد مقابل نص و قیاس! کی گفته که اگر گفته شود گناهی مثل این است که گوشت برادر خود را بخورید، حتما از گناهی که گفته نشده این مطلب در بارش عظیمتر است!؟ با چه منطق و مبنایی، بر اساس کدام آیه و روایت و برهان عقلی! اینها چنانچه عرض کردم روش اجتهاد مقابل نص و قیاس و تبعا باطل و فاقد اعتبار است! (۲۳/شهریور/۹۴ ۰:۳۵)mirza47824 نوشته است: لوازم عملی ایمان اینها هست که چند مورد آوردم مثل نخوردن ربا , دروغ نگفتن , غیبت نکردن و موارد دیگه ای مثل نیکی به دیگران مستمندان یتیمان و... هست که برید خودتون نگاه کنید ایمان ارکانی دارد اولا جایگاه ایمان در قلب است و قلب یا حب میشناسد یا بغض باید دید حب و بغض چه چیز ایمان است! بر طبق آیات و روایات اصل ایمان حب خدا و اولیای خدا و بغض دشمنان خدا و دشمنان اولیای خداست! همچنین بر طبق برخی دیگر از روایات ایمان اساسی دارد اگر آن اساس باشد الباقی موارد قابل بحث و بررسی است هر چه بیشتر بهتر اگر نبود هر چه باشد هیچ سودی ندارد رکن اول ولایت است! رکن دوم نماز است! اگر ولایت بود؛ بعد نماز بررسی میشود، اگر نماز هم بود الباقی موارد اگر آن دو نبود اصلا کار به بررسی الباقی نمیرسد! خیلی آیات و روایات در این خصوص میشود تقدیم کرد منتها اکثرا را مخاطبان آشنا هستند یک مورد را ذکر میکنم به عنوان حسن ختام که شاید کمتر به گوش و چشم رسیده باشد: الباقر علیه السلام: عَبْدِالْحَمِیدِالْوَابِشِیِّ عَنْ أَبِیجَعْفَرٍ (قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ لَنَا جَاراً یَنْتَهِکُ الْمَحَارِمَ کُلَّهَا حَتَّی إِنَّهُ لَیَتْرُکُ الصَّلَاهًَْ فَضْلًا عَنْ غَیْرِهَا فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ أَعْظَمَ ذَلِکَ أَلَا أُخْبِرُکُمْ بِمَنْ هُوَ شَرٌّ مِنْهُ قُلْتُ بَلَی قَالَ النَّاصِبُ لَنَا شَرٌّ مِنْهُ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْدٍ یُذْکَرُ عِنْدَهُ أَهْلُ الْبَیْتِ فَیَرِقُّ لِذِکْرِنَا إِلَّا مَسَحَتِ الْمَلَائِکَهًُْ ظَهْرَهُ وَ غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ کُلُّهَا إِلَّا أَنْ یَجِیءَ بِذَنْبٍ یُخْرِجُهُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ إِنَّ الشَّفَاعَهًَْ لَمَقْبُولَهًٌْ وَ مَا تُقُبِّلَ فِی نَاصِبٍ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَشْفَعُ لِجَارِهِ وَ مَا لَهُ حَسَنَهًٌْ فَیَقُولُ یَا رَبِّ جَارِی کَانَ یَکُفُّ عَنِّی الْأَذَی فَیُشَفَّعُ فِیهِ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنَا رَبُّکَ وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ کَافَی عَنْکَ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّهًَْ وَ مَا لَهُ مِنْ حَسَنَهًٍْ وَ إِنَّ أَدْنَی الْمُؤْمِنِینَ شَفَاعَهًًْ لَیَشْفَعُ لِثَلَاثِینَ إِنْسَاناً فَعِنْدَ ذَلِکَ یَقُولُ أَهْلُ النَّارِ فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ* وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ. (الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۸، ص۱۰۱) امام باقر علیه السلام عبدالحمید وابشی گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: «ما همسایهای داریم که حرمت هیچیک از محارم را نگه نمیدارد تا حدّی که نماز را وامیگذارد، حال چه برسد به بقیّهی آن». [دقت کنید، همین قسمت حدیث مشخص میکند که مخاطب امام میداند عظیمترین گناه (بزرگتر از ربا و زنا و دزدی و دروغ و... ترک نماز است! که گفته است تا تا چه رسد به دیگر گناهان و ابتدا هم گفته حرمت هیچ حرامی را نگه نمیدارد!] ایشان فرمود: «پاک و منزّه است خداوند، آیا میخواهی فردی بدتر از او را معرفی کنم»؟ گفتم: «آری». ایشان فرمود: «کسی که کینهی ما را به دل میگیرد، بدتر از اوست. هان بدانید که هر بندهای که در جلویش نامی از اهل بیت علیهم السلام برده شود و او از یاد ما دلش به رقّت آید، فرشتگان دست بر پشت او مالیده و تمامی گناهانش را میآمرزند، مگر اینکه دچار گناهی شده باشد که او را از ایمان خارج میگرداند و شفاعت [در مورد او] پذیرفته است؛ امّا در مورد ناصب اهل بیت علیهم السلام مورد قبول واقع نمیگردد. و انسان مؤمن، شفاعت همسایهاش را میکند هرچند که نیکی و حسنهای نداشته باشد». و میگوید: «پروردگارا! همسایهام مانع آزار رسانیدن به من میشد، و بدینترتیب شفیع او قرار میگیرد؛ و خداوند تبارکوتعالی میگوید: «من پروردگار تو هستم و از همه سزاوارترم تا اینکه تو را کفایت کنم. و سپس او را درحالیکه نیکی و حسنهای ندارد وارد بهشت میکند و پایینترین درجهی شفاعت مؤمنان، حقّ شفاعت برای سی فرد است، و دراینهنگام جهنّمیان میگویند: فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ *وَلَا صَدِیقٍ حَمِیمٍ». در پایان توجه دوستان را به مطلبی عرض میکنم که کل بحث به دلیل عدم شناخت درست طرف مقابل از آن است!: إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَىٰ (سوره طه - آیه ۸۲) و به راستی من بسیار آمرزندهام برای كسی كه توبه كرد و ایمان آورد و كار شایسته انجام داد، سپس هدایت شد. حارث بن یحیی، از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه در باره آیه: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَی» فرموده است: الحارث بن یحیی، عن ابی جعفر (علیه السلام)، فی قول الله: و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی قال: «الا تری کیف اشترط، و لم تنفعه التوبة و لا الایمان و العمل الصالح حتی اهتدی. و الله، لو جهد ان یعمل بعمل، ما قبل منه حتی یهتدی». آیا نمیبینید كه خداوند چگونه شرطی گذاشته است كه نه توبه، نه ایمان و نه عمل صالح به حال انسان #سودی_نبخشد، #مگر آن كه هدایت یابد. به خدا قسم، بنده هر قدر هم تلاش كند تا عمل صالحی انجام دهد، از او پذیرفته نیست تا این كه هدایت یابد. حارث میگوید: عرض كردم: به سوی چه كسی هدایت شود، فدایت شوم؟ امام فرمود: به سوی ما (اهل بیت) تفسیر قمی: ج۲، ص۳۵ یعقوب ابن شعیب گوید از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام درباره آیه شریفه 《و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی》 پرسیدم. حضرت در پاسخ فرمود: یعقوب بن شعیب، قال: سالت ابا عبد الله (علیه السلام) عن قول الله تبارک و تعالی: و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی قال: «من تاب من ظلم، و آمن من کفر، و عمل صالحا، ثم اهتدی الی ولایتنا» و اوما بیده الی صدره. یعنی کسی که از ظلم توبه کند [ظلم عظیم شرک است] از کفر به ایمان روی آورد و عمل صالح به جای آورد سپس به سوی ولایت ما هدایت شود. و با دست مبارکشان به سینهشان اشاره فرمودند. بصائر الدرجات (محمد صفار قمی): ج۱، ص۹۸ سدیر گفت: روزی امام باقر علیه السلام در حالی كه ایشان وارد مسجد الحرام میشد و من از آن خارج میشدم، دست مرا گرفت و رو به كعبه كرد و شنیدم كه فرمود: سدیر، قال: سمعت ابا جعفر (علیه السلام) و هو داخل و انا خارج، و اخذ بیدی، ثم استقبل البیت، فقال: «یا سدیر، انما امر الناس ان یاتوا هذه الاحجار، فیطوفوا بها، ثم یاتونا فیعلمونا ولایتهم لنا، و هو قول الله تعالی: و انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدی ثم اوما بیده الی صدره- الی ولایتنا». ثم قال: «یا سدیر، فاریک الصادین عن دین الله» ثم نظر الی ابی حنیفة و سفیان الثوری فی ذلک الزمان، و هم حلق فی المسجد، فقال: هؤلا الصادون عن دین الله بلا هدی من الله، و لا کتاب منیر، ان هؤلا الاخابیث لو جلسوا فی بیوتهم، فجال الناس، فلم یجدوا احدا یخبرهم عن الله تبارک و تعالی، و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله)، حتی یاتونا، فنخبرهم عن الله تبارک و تعالی، و عن رسول الله (صلی الله علیه و آله)». ای سدیر! به مردم فرمان داده شده كه به نزد این سنگها بیایند و به دور آنها طواف كنند؛ سپس نزد ما آیند و ولایت پذیری خویش را به ما اعلام كنند و این همان كلام خداوند متعال است كه فرمود: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَی». امام علیه السلام در این موقع دست مباركش را بر سینه خود گذاشت و فرمود: مراد از «اهْتَدَی» یعنی به سوی ولایت ما هدایت شوند. سپس ادامه دادند: ای سدیر! بازدارندگان از دین خدا را به تو نشان خواهم داد، در این هنگام به ابوحنیفه و سفیان ثوری كه در مسجد، دور هم نشسته بودند نگاه كرد و فرمود: اینانند باز دارندگان از دین خدا كه نه آنان را هدایتی از سوی خداست و نه كتابی روشنگر. اگر این خبیثها در خانه خود مینشستند و مردم جستجو میكردند و كسی را نمییافتند كه آنان را از خدای متعال و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آگاه كند، به نزد ما میآمدند تا آنان را از خدای متعال و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر دهیم. الکافی: ج۱، ص۳۲۳ سایر موارد مطروحه این بنده خدا هم ربطی به بحث نداشت. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ولایت فقیه همان ولایت رسول خداست! | تفکر | 54 | 24,230 |
۱۵/فروردین/۹۶ ۱۶:۲۵ آخرین ارسال: دعادست |
|
| گلچین متن پیام امام خمینی در مورد پذیرش قطعنامه 598 | بیداری اندیشه | 1 | 1,252 |
۵/فروردین/۹۵ ۱۸:۱۳ آخرین ارسال: شیعه حیدر |
|
| هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت | ghoran | 7 | 3,232 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه | وحید110 | 112 | 47,912 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۵۷ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام) | ghoran | 4 | 2,625 |
۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۴۵ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| 《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 | آوا | 0 | 1,245 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳ آخرین ارسال: آوا |
|
| روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) | aboutorab | 3 | 2,431 |
۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|









