کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ردپاهای فراماسونری و صهیونیسم در ترکیه نوین
۲۳:۰۴, ۱۵/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۱ ۲۳:۰۵ توسط Cavalier.)
شماره ارسال: #1
آواتار
هو العزیز

دونمه‌ها و ترکان فراماسون شده در جمعیت اتحاد و ترقی بودند که، چند سال بعد، با هدایت لژ فراماسونری آلمان که «ترکان جوان» را هدایت می‌کردند، دولت عثمانی را، به طرفداری از آلمان وارد جنگ جهانی اول کرده، با خیانت‌هایی که کردند، آن را به شکست کشانده، تجزیه‌اش کردند و «ترکیه نوین» یعنی یک رژیم سیاسی لائیسیته را پایه‌ریزی کردند.
[تصویر: us2_1859.gif]
یکی از اتفاقاتی که در یکی ـ دو سال اخیر، یعنی از زمان پیدایش موج سنگین و درهم‌شکننده بیداری اسلامی، در منطقه بسیار مهم، راهبردی و حساس خاورمیانه و شمال آفریقا و به تعبیر درست، غرب آسیا و شمال آفریقا، افتاده و تعجب همراه با حیرت تحلیل‌گران تحولات سیاسی ـ اجتماعی منطقه را برانگیخته، مشارکت دولت ترکیه در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی براندازی دولت سوریه، یعنی خط مقدم جبهه قدرتمند مقاومت اسلامی علیه دشمن صهیونیستی در منطقه، است.

به راستی، آیا تا به حال فکر کرده‌اید که دولتمردان ترکیه که افتخار شاگردی مرحوم نجم‌الدین اربکان، نخست‌وزیر مسلمان، مبارز، ضدصهیونیسم و بی‌نظیر ترک، را یدک می‌کشیدند و به همین دلیل در جامعه ترکیه به عنوان چهره‌های شاخص اسلامی به حساب می‌آمدند؛ با شعار احیای ارزش‌های اسلامی، ترویج حجاب اسلامی و با تکیه بر آرای مردم مسلمان ترکیه، به قدرت رسیدند و به دنبال آن، با چند حرکت نمادین سیاسی،‌ مانند اعتراض به رئیس رژیم اسرائیل در کنفرانس داووس در مقابل چشم جهانیان در دفاع از ملت مظلوم فلسطین و اعزام کاروان کمک‌رسانی به مردم محاصره ‌شده و مقاوم غزه و ماجرای کشتی مرمره ـ که حالا معلوم می‌شود نمایش‌های سیاسی کثیفی بیش نبوده‌اند ـ ترکیه را به عنوان یک کشور دوست مسلمان برای همسایگان مسلمانش، ضدرژیم صهیونیستی اسرائیل و حامی حقوق فلسطینیان و به عنوان الگویی برای جهان اسلام و نسخه بدل الگوی جمهوری اسلامی در میان کشورهای مسلمان منطقه، معرفی کرده و اعتماد بسیاری از آنها، از جمله دولتمردان جمهوری اسلامی، را جلب کرده بودند، چرا در یکی از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین لحظات تاریخ منطقه و جهان، که مقام معظم رهبری، به درستی از آن به عنوان یک «پیچ تاریخی» تعبیر کرده‌اند، در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی براندازی دولت اسد، به عنوان نوک پیکان جبهه قدرتمند مقاومت اسلامی علیه صهیونیست‌های غاصب و اشغالگر، با دشمن صهیونیستی همدست شد و فجایعی را در این کشور همسایه مسلمان و علیه ملت رشید و مقاوم آن مرتکب شد که هر ناظر بی‌طرفی را از صمیم قلب متأثر می‌کند، تا آنجا که فریاد اعتراض نهادهای بین‌المللی حقوق بشری جهانی و منطقه‌ای و مجامع طرفدار صلح، آزادی و حقوق بشر را در اقصی نقاط عالم به هوا بلندکرده‌ است؟!

[تصویر: 213002_535.jpg]


ملت مسلمان ترکیه، اگر می‌خواهند به گذشته پرافتخار خود برگردند و به قول مرحوم اربکان، به جای اینکه در انتهای صف اتحادیه اروپا بایستند، در اول صف جهان اسلامی قرار گیرند، باید بر هویت اسلامی خود پای فشارند؛ هویتی که در فطرت الهی مردم مسلمان ترک نهفته است و علی‌رغم تلاش‌های هفتاد سالة «آتاتورک»های فراماسون برای زدودن این هویت، نتوانستند به این هدف پلید و شیطانی خود دست پیدا کنند.
این حرکت ترکیه، یعنی تبانی با رژیم صهیونیستی، با توجه به ظواهر امر، به راستی، حیرت‌انگیز و باور نکردنی است این اتفاق نمی‌تواند بیفتد مگر اینکه بگوییم دولت ترکیه، یک دولت صهیونیستی و یا حداقل، دوست و طرفدار صهیونیست‌ها است و از صهیونیست‌ها فرمان می‌گیرد! غیر از اینها نمی‌تواند باشد.متأسفانه، باید بگوییم، همینطور هم هست! اگر کمی به عقب برگردیم و تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی این کشور را از حدود یکصد سال قبل مرور کنیم، به روشنی پی می‌بریم که «ترکیة ‌نوین» از همان آغاز، یعنی از زمان فروپاشی امپراطوری عظیم اسلامی عثمانی، یک تأسیس فراماسونری ـ صهیونیستی در جهان اسلام بوده است. به عبارت دیگر، «ترکیه نوین» را باید مرکز فرماندهی فراماسون‌های صهیونیست در جهان اسلام دانست.

ما برای اثبات این ادعا، لازم است ابتدا گریزی به رابطة بین صهیونیسم و فراماسونری داشته باشیم. منابع و مراجع فراوان حاکی از این حقیقت هستند که فراماسونری همچون صهیونیسم، از همان آغاز پیدایش ریشه در یهودیت تحریف ‌شده داشته است. به عبارت دقیق‌تر، صهیونیسم و فراماسونری دو روی سکة یهودیت تحریف شده‌اند.

در پروتکل‌های دانشوران صهیون، که به منشور حکومت جهانی صهیونیست‌ها معروف است، بارها از فراماسونری به عنوان ابزاری برای برپایی حکومت جهانی صهیونیست‌ها، به مرکزیت به اصطلاح «سرزمین موعود»، سخن به میان آمده است. در پروتکل نهم می‌خوانیم:زمانی که پادشاهی خود را برپا کردیم واژه‌های «آزادی، عدالت و برابری» را، که شعار فراماسونری ماست، به کلماتی تبدیل خواهیم کرد که دیگر این معانی شعاری نداشته باشند بلکه مفاهیمی صرفاً آرمانی را القا خواهند کرد.1
[تصویر: PoleenWeiseVonZion.png]

و یا در پروتکل یازدهم آمده است:
...از طریق حیله و فریب به چه چیزهایی دست می‌‌یابیم که با پیمودن راه مستقیم هرگز نمی‌توانیم به آنها برسیم. این همان شالوده‌ای است که مؤسسات سرّی فراماسونری ما بر آن استوار است؛ مؤسساتی که این «گوئیم»2 حیوان چیز مهمی درباره آنها نمی‌دانند و از اهداف پشت پرده آنها جز مشتی ظن و گمان اطلاعی ندارند. ما «گوئیم»را به کاروان بزرگ باشگاه‌ها و محافل فراماسونری جذب کردیم و این محافل شروع به پاشیدن خاکستر در چشم اعضای خود کردند....3

و باز، در پروتکل چهارم می‌خوانیم:

فراماسونری «گوئیم» ناخودآگاه به ما خدمت می‌کند،‌ به این ترتیب که پوششی برای ماست و ما، خودمان و اهداف و برنامه‌هایمان را پشت سر آنها پنهان می‌کنیم. اما برنامه‌ای که ما برای عمل و اجرا آماده کرده‌ایم و مکانی که این برنامه در آن پیاده خواهد شد، به صورت یک راز عمیق و سر به مهر باقی خواهد ماند واحدی از آن مطلع نخواهد شد.4

مجلة اسرائیلی امریکا (The Israilite America)، در سوم اوت 1866، به نقل از خاخام اسحاق وایز، می‌نویسد: «فراماسونری از حیث درجات، تعالیم، پیام‌های محرمانه و روشنگری‌های تاریخی‌اش، تشکیلاتی یهودی است و اصلاً آغاز و انجام آن یهودی بوده است».5 در مجلة المشرق، در اوت 1911، آمده است:«رابطه‌ی محکم‌تر از رابطة فراماسونری و یهودیت وجود نداشته است. لذا صاحب‌نظران هنگام ملاحظة این مسأله دچار شگفتی نمی‌شوند، چون دیگر فراماسونری به یهودیت تبدیل شده و به عبارت دقیق‌تر، یهودیان برای رسیدن به اهداف پلید خود، فراماسون شده بودند.»6

اما اینکه گفتیم «ترکیه نوین» یک تأسیس صهیونیستی است، صرفاً یک ادعا نیست. منابع تاریخی نشان می‌دهند که یهودیان به تعداد اندک از همان آغاز در امپراتوری عثمانی حضور داشته‌اند، اما نفوذ آنان در دربار عثمانی، با هدف براندازی، به اواسط قرن هفدهم میلادی برمی‌گردد. این نفوذ زمانی آغاز شد که یک یهودی‌زاده اسپانیایی‌الاصل متولد ازمیر، بنام شابتای زِوی یا شابتای لِوی، در سال 1648، مدعی شد که مسیح موعود است.

[تصویر: Shabbatai1.jpg]
وی مطالعات زیادی در زمینه تورات و تلمود انجام داد و از آنجا که اهل ریاضت هم بود، از جاذبة ظاهری زیادی برخوردار بود.7 «زندگی مرتاضانه و اعمال اسرارآمیز او، مانند غسل شبانه در دریا، روزه و نماز در خلوت، هاله‌ای از قداست را به چهرة وی در چشمان مریدانش پدید آورد.»8 او تحصیلات خود را نزد خاخام بزرگ بندر ازمیر، به نام یوسف بن شائول اسکاپا، به پایان برد و از آنجا که از هوش سرشاری هم بهره‌مند بود، در سن 18 سالگی به مقام خاخامی رسید.

ادعای مسیح بودن شابتای به سرعت مورد استقبال و حمایت گسترده مالی در اروپا و دیگر نقاط جهان قرار گرفت و به بزرگ‌ترین جنبش مسیح‌گرایی تاریخ یهود تبدیل شد و کار به جایی رسید که در عرض مدت کوتاهی، شابتای ادعای اولوهیت کرد! این ادعای شابتای از حمایت یک پیامبر دروغین، به نام ناتان غزه‌ای، یا ابراهام ناتان لِوی، یهودی اشکنازی، قرار گرفت. ناتان غزه‌ای طی نامه‌هایی، «مکاشفه» جدید خود را چنین اعلام کرد:

شابتای بدون جنگ سلطنت را از سلطان عثمانی خواهد گرفت و سلطان را به خدمتگزار خود بدل خواهد کرد. چهار یا پنج سال بعد، اسباط ده‌گانه را خواهد یافت؛ ربکا دختر 13 ساله موسی نیز ظهور خواهد کرد و با شابتای ازدواج خواهد کرد. در زمان غیبت شابتای از قسطنطنیه، سلطان علیه او خواهد شورید و سراسر عثمانی را، جز غزه، آشوب فراخواهد گرفت.9
[تصویر: s-nathan.jpg]

ادعای الوهیت شابتای منجر به بروز اعتراضات و ناآرامی‌هایی در عثمانی شد و نکته حیرت‌انگیز اینکه کسی که حکم تکفیر و سپس اعدام او را صادر کرد، کسی نبود جز همان استادش، یعنی اسکاپا! و حیرت‌انگیزتر اینکه، هنوز یک سال از این اعتراضات و ناآرامی‌ها نگذشته بود که شابتای در مجلسی در حضور سلطان محمد چهارم، اعضای دربار و علمای اسلام و پس از آنکه از پاسخ دادن به پرسش‌های آنان ناتوان ماند، اسلام آورد!!!

مصطفی حیات‌زاده، یهودی جدیدالاسلام و پزشک مخصوص سلطان، نقش مهمی را در برپایی این جلسه ایفا کرد. شابتای از آن پس مورد توجه خاص و علاقه و حمایت مالی سلطان قرار گرفت و از مقربین درگاه شد!!! همان ناتان غزه‌ای، که نظریات او جامة ایدئولوژیکی بود بر سیاست نفوذ به درون ساختار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی سرزمین‌های اسلامی و تسخیر آن از درون،10 رسالت و مأموریت شابتای را این‌گونه توصیف می‌کند:

مسیح (شابتای لوی) برای انجام این رسالت به قلمرو خلیفه وارد شده؛ ظاهراً در برابر او تسلیم شده، ولی در واقع در حال انجام واپسین و دشوارترین بخش از مأموریت خود است و آن تسخیر خلیفه از درون است. او برای انجام این مأموریت مانند یک جاسوس عمل می‌کند که به درون سپاه دشمن اعزام شده؛ این مبارزه‌ای در درون سرزمین شیطان است. بنابراین، مسلمان شدن شابتای به معنی ارتداد از دین یهود نیست، بلکه بغرنج‌ترین چهره مأموریت مسیحایی اوست[!]11

با گرایش شابتای به اسلام، جمعی از یهودیان طرفدار وی هم مسلمان شدند و بدین ترتیب، قشر بسیار باریک، اما بسیار قدرتمندی در عثمانی، به ویژه در دربار، ادارات دولتی و به ویژه ارتش، پیدا شدند که به آنها «دونمه» می‌گفتند. دونمه یعنی یهودی مسلمان شده، یعنی یهودیی که برای «انجام رسالت» یهود، به ظاهر مسلمان شده بود و حتی از مسلمانان هم مسلمان‌تر می‌نمود. از درون همین دونمه‌ها بود که «جمعیت اتحاد و ترقی» پا گرفت که با دامن زدن اندیشه‌های قوم‌گرایانه و به طور خاص، «پان ترکیسم»، «انقلاب ترکان جوان» را به راه انداخته، درصدد خلع سلطان عبدالحمید دوم از سلطنت برآمدند.12

در همین زمینه آمده است:

اسناد و مدارک رویدادهای سال 1908 تأکید می‌کند که یهودیان در انقلاب مشارکت داشتند و تظاهراتی را علیه سلطان در پایتخت عثمانی به راه انداختند و آن را تا قصر یلدیز[!] ادامه دادند.هدف آنها ایجاد فضای مناسب برای سرنگونی سلطان عبدالحمید دوم و سلطه جمعیت [اتحاد و ترقی] بر پایگاه‌های حکومتی بود که با همکاری محافل فراماسونری و دونمه ها زمینه‌های مناسب را برای این‌گونه اقدامات فراهم کرده بودند.

برنارد لوئیس، در کتاب «ظهور ترکیه نوین» خود، هویت یهودی «جمعیت اتحاد و ترقی» و «انقلاب ترکان جوان» را این‌گونه مورد تأکید قرار می‌دهد: «نقش برجسته یهود در انقلاب 1908 و در حادثة خلع سلطان عبدالحمید دوم به سال 1909 همگام با جمعیت اتحاد و ترقی و نفوذ قدرتمند یهودیان دونمه و فرماسونرها در جمعیت بر همگان آشکار است.» لوتر، سفیر انگلیس در عثمانی، در ماه اوت 1910، در یادداشتی به وزارت خارجه دولت متبوع خود می‌نویسد: «جمعیت اتحاد و ترقی در ساختار داخلی‌اش یهودی ـ ترکی است، به طوری که ترک‌‌ها این پیمان را از نقطه‌ نظر تسلیحات پیشرفته و یهودیان به لحاظ فکری، تشکیلاتی و مالی و با نفوذ مطبوعاتی قوی در اروپا یاری کردند.»

همین‌ها، یعنی دونمه‌ها و ترکان فراماسون شده در جمعیت اتحاد و ترقی بودند که، چند سال بعد، با هدایت لژ فراماسونری آلمان که «ترکان جوان» را هدایت می‌کردند، دولت عثمانی را، به طرفداری از آلمان وارد جنگ جهانی اول کرده، با خیانت‌هایی که کردند، آن را به شکست کشانده، تجزیه‌اش کردند و «ترکیه نوین» یعنی یک رژیم سیاسی لائیسیته را پایه‌ریزی کردند. این خیلی چیز عجیبی است که مرکز امپراتوری اسلامی، با دست ترکان جوان مسلمان، به مرکز حکومت فراماسونری جهانی در جهان اسلام تبدیل شد.

نوشته‌اند دولت آلمان، که از طریق اعضای جمعیت اتحاد و ترقی حاکم بر دولت عثمانی، توانسته بود این کشور را به طور کامل دراختیار گیرد، «با ایجاد چند حادثه در روملی، عملاً جنگ را در بالکان شروع کرد».16 از این سو، «یهودیان دونمه، تحت‌تأثیر فراماسونری آلمان، بر دولت اتحاد و ترقی فشار آوردند و آنها را برای ورود به جنگ آماده کردند».17

انور پاشا، فراماسون شناخته شده که در آن زمان وزیر جنگ بود، «برای اقناع وزرا، مبلغ پنج میلیون لیره طلا را که به عنوان رشوه ورود به جنگ از آلمان‌ها گرفته بود، بین وزرا تقسیم کرد و با این کار، موافقت آنها را برای ورود عثمانی به جنگ جهانی اول جلب کرد.»18 سلطان عبدالحمید فقید که از همان آغاز حکومتش، در مقابل درخواست صهیونیست‌ها برای بازگشت به صهیون، با هوشیاری و شجاعت مثال‌زدنی، مقاومت کرده و بارها دست رد بر سینه هرتزل زده بود،19 در مقابل سازمان صهیونیستی فراماسونری جهانی کمرخم کرد. او در کتاب خاطراتش می‌نویسد:

دکتر عبدالله جودت، دکتر اسحاق سوکاتی، دکتر بهاءالدین شاهی، دکتر ناظم و دکتر ابراهیم تمود، به لژهای ایتالیا و فرانسه وابسته بودند و با کمک‌های مالی آنان زندگی می‌کردند و حتی توسط این لژها برای خانواده خود در کشورشان پول می‌فرستادند. لژهای فراماسونری به رغم تعقیب‌های ما، از وقتی که افسران وابسته به اتحاد و ترقی را به حرکت درآوردند، هرکدام از این آدم‌های آواره را به شکل یک پرچم و بیرق مورد استفاده قرار دادند. داستان ژون ترک‌ها و جمعیت اتحاد و ترقی از این قرار بود... اما نمی‌توانستم مانع شوم و نتوانستم مانع شوم، چون تنها بودم. در پشت آنها تمام جهان خصم قرار گرفته بود.20

بدین ترتیب، صهیونیست‌ها، از طریق ترک‌های فراماسون و فراماسونری جهانی، با تأسیس «ترکیه نوین»، از همان زمان و تا امروز، بر مقدرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم مسلمان ترکیه حاکم شدند و مرکز 600 سالة امپراتوری اسلامی عثمانی، به یک رژیم، نه فقط غیردینی، بلکه ضددینی، تبدیل شد. فراماسون‌ها از همان زمان ترکیه را دراختیار گرفتند و با کودتاهای پی‌درپی افسران دونمه و فراماسون و درنهایت با کودتای نظامی یک یهودی‌زاده دونمه دیگر، یعنی آتاتورک، به سلطة خود بر این کشور، تا امروز ادامه دادند و ترکیه دیگر هرگز از چنگال صهیونیست‌ها رها نشد و «تحت سیطره کامل فراماسونری جهانی» و فراماسون‌های صهیونیست که «حضوری قدرتمند در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی این کشور داشته‌اند»،21 قرار گرفت. البته طبیعی هم بود. وقتی دشمن جایی را گرفت، معلوم است که آن را به سادگی از دست نمی‌دهد و عوامل، اعوان و اذناب خود را یکی پس از دیگری سرکار می‌گذارد و در پشت پرده قدرت و به نام مردم، بر مردم حکومت می‌ کند.22
[تصویر: azadnegar_news__1346068176_990720_Ex.jpg]

اگر امروز، ناباورانه می‌بینیم که یک دولتی که به نام اسلام و با رأی مردم مسلمان ترکیه به اسلام بر سر کار آمده، در یکی از تعیین‌کننده‌ترین لحظات حیات سیاسی مسلمانان منطقه، به بازوی اجرایی و پیاده نظام اصلی‌ترین، خطرناک‌ترین و شقی‌ترین دشمن ملت‌های مسلمان منطقه تبدیل شده و در توطئه صهیونیستی ـ امریکایی برای براندازی خط مقدم جبهه مقاومت اسلامی در برابر رژیم صهیونیستی ایفای نقش می‌کند و به روی ملت و دولت مسلمان همسایه اسلحه می‌کشد، دقیقاً به دلیل همین حضور تعیین‌کننده فراماسون‌های صهیونیست در رأس هرم قدرت و ارکان دولت در ترکیه است.

وقتی رئیس‌جمهوری کنونی ترکیه در سایت رسمی ریاست‌جمهوری با صراحت به عضویت در گروه ماسونی «order of the Bath»23 اذعان دارد، در مؤسسه سلطنتی چاتام هاوس (Chatam House)، اندیشکده معروف وابسته به فراماسونری انگلیس، توسط ملکه انگلیس به مقام شوالیه مفتخر می‌شود و جایزه ویژه دریافت می‌کند و با رئیس رژیم صهیونیستی آشکارا هم‌پیاله می‌شود؛ وقتی نخست‌وزیر دولتی که داعیه رهبری جهان اسلام و دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین را دارد، در مقابل چشم جهانیان با آریل شارون، معروف به قصاب صبرا و شتیلا، دست دوستی می‌دهد و وقتی دولتی که به نام اسلام بر سر کار آمده، به تمام تعهدات و پیمان‌های دفاعی ـ امنیتی خود با دشمن شماره یک جهان اسلام و غاصب قدس شریف وفادار مانده، اجازه استقرار سیستم سپر دفاع موشکی ناتو را که با هدف تأمین امنیت رژیم صهیونیستی طراحی شده است، در خاک کشور خود می‌دهد، دیگر تردیدی باقی نمی‌ماند که فرزندان خلف «شوکت»ها، «پاشا»ها و «آتاتورک‌»‌های دونمه فراماسون همچنان حاکمان واقعی بر ترکیه بوده و هرطور که سیاست صهیونیست‌ها اقتضاء کند، عمل می‌کنند.

صهیونیست‌ها، همانطور که در جنگ جهانی اول امپراتوری اسلامی را وارد جنگ کرده و باتوطئه‌هایی که با هدایت مراکز قدرت فراماسونری در اروپا کردند، آن را به شکست کشانده و رژیم جعلی اسرائیل را بنیان گذاشتند، امروز هم با هدایت همان فراماسون‌های اروپایی و امریکایی، ترکیه را وارد یک جنگ نیابتی علیه نوک جبهه مقاومت اسلامی در منطقه که بنیاد رژیم صهیونیستی اسرائیل را هدف قرار داده است، کرده‌اند تا هم انتقام شکست‌های خفت‌بار صهیونیست‌ها را در جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه، که دولت مقاوم سوریه نقش تعیین‌کننده‌ای در آنها داشت، بگیرند و هم امنیت رو به زوال صهیونیست‌ها را در سرزمین‌های اشغالی تأمین کنند.

بی‌جهت نیست که برهان قلیون، به عنوان یکی از رهبران سوری جبهه نظامی براندازی سوریه، علناً اعلام می‌کند که اگر در سوریه به قدرت برسد، رابطه این کشور را با جبهه مقاومت و ایران قطع کرده و با اسرائیل رابطه برقرار می‌کند. در بحران به وجود آمده در سوریه، دولتمردان ترکیه کاری کردند که خود رژیم صهیونیستی با توجه به اوضاع و احوال جاری منطقه‌ای و جهانی و، به ویژه، شرایط داخلی رژیم اشغالگر قدس، هرگز جرأت آن را نداشت و ندارد.

[تصویر: %D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%BA%D9...%86-11.jpg]

پیچیدگی، گستردگی و عمق خرابی، خشونت و سبعیت توطئه براندازی صهیونیستی در سوریه که دولتمردان به ظاهر مسلمان ترکیه ـ بخوانید «دونمه»ها ـ نقش بازوی اجرایی و پیاده نظام صهیونیسم جهانی را در آن بازی می‌کنند، به گونه‌ای بود که می‌توانست هر دولت دیگری را در منطقه، در عرض چندماه ساقط کند.

صهیونیسم بین‌الملل از سال‌ها پیش، به ویژه از زمان پناهندگی خیانت‌آمیز عبدالحلیم خدام ـ که حدود دو دهه در مقام معاون اولی ریاست‌جمهوری در سوریه از تمامی زیر و بم‌ها و ریز و درشت‌های امنیتی، اطلاعاتی و نظامی این کشور اطلاع داشت ـ به فرانسه، دست به کار این توطئه خطرناک و جهانی شده بودند و با برنامه‌ریزی‌هایی که کرده بود، کار دولت اسد را تقریباً که نه، بلکه تحقیقاً تمام شده می‌دانستند. درست به همین دلیل هم بود که بسیاری از دست‌های پنهان رو شد و بسیاری از دولتمردان و حکام منطقه که سال‌ها و دهه‌های متمادی داعیه دفاع از مردم فلسطین را داشتند، برای اینکه سهمی از کیک پیروزی خیالی صهیونیسم بین‌الملل علیه دولت سوریه به دست آورند، نقاب از چهره برداشتند و هم‌پیمانی خود را با صهیونیست‌ها آشکار کردند.

اگر نبود وحدت و همدلی دولت و ملت سوریه؛ اگر نبود رشادت‌ها، از خودگذشتگی‌ها و جانبازی‌های ارتش غیرتمند و شجاع سوریه؛ اگر نبودند دوستان سوریه در جبهه مقاومت اسلامی، به ویژه حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت برتر منطقه و اگر نبودند دوستان فرامنطقه‌ای سوریه در سازمان ملل، بلایی که صهیونیست‌ها بر سر ملت مسلمان سوریه و نیز دیگر مردمان سوریه، حتی مسیحیان این کشور، می‌آوردند، به مراتب فاجعه‌آمیزتر از بلایی بود که بر سر ملت مظلوم عراق آوردند.
24
[تصویر: 70688_933.jpg]
ملت‌های مسلمان منطقه، به ویژه ملت غیرتمند ترکیه، باید بدانند تا زمانی که فراماسون‌های صهیونیست بر این کشور حاکم هستند، ماهیت واقعی دولتمردان ترکیه همانی خواهد بود که در ماجرای سوریه از خود بروز دادند، نه آنچه که ادعا می‌کنند. فراماسون‌ها صدها سال برای غلبه بر امپراتوری عثمانی نقشه کشیدند و توطئه کردند و به سادگی دست از سر ملت ترکیه برنمی‌دارند و هر وقت هم لازم ببینند و شرایط اقتضا کند توطئه دیگری از نوع توطئه صهیونیستی در سوریه علیه کشورهای مسلمان همسایه به اجرا می‌گذارند و ملت مسلمان و غیرتمند ترکیه را به پادوی صهیونیست‌ها تبدیل می‌کنند.

این خود مردم ترکیه هستند که باید خود را از شر سازمان جهنمی فراماسونری جهانی رها کنند و یک‌بار و برای همیشه به حاکمیت صهیونیست‌ها بر سرنوشت خود پایان دهند. ترک‌ها نیاز به انقلاب دارند. البته، نه از نوع ترکی آن، بلکه از نوع اسلامی آن و صد البته، انقلابی که بسیار سخت، نفس‌گیر و پرهزینه خواهد بود.

ملت مسلمان ترکیه، اگر می‌خواهند به گذشته پرافتخار خود برگردند و به قول مرحوم اربکان، به جای اینکه در انتهای صف اتحادیه اروپا بایستند، در اول صف جهان اسلامی قرار گیرند، باید بر هویت اسلامی خود پای فشارند؛ هویتی که در فطرت الهی مردم مسلمان ترک نهفته است و علی‌رغم تلاش‌های هفتاد سالة «آتاتورک»های فراماسون برای زدودن این هویت، نتوانستند به این هدف پلید و شیطانی خود دست پیدا کنند و هنوز هم سیاستمداران ترک برای رسیدن به قدرت مجبورند، حداقل به ظاهر هم که شده، چهره اسلامی از خود به نمایش بگذارند.
[تصویر: NewsImage.aspx?id=449928&filename=V166.jpg]
همان‌طور که ساموئل هانتینگتون، صاحب نظریه معروف «برخورد تمدن‌ها»، به درستی اعتراف کرده است:«ترکیه هرگز از لحاظ جغرافیایی یا فرهنگی بخشی ازاروپا تلقی نشده است... با وجود تلاش فراوان کمال آتاتورک برای تبدیل ترکیه به یک کشور مدرن اروپایی، اکنون پس از گذشت هفتاد سال تنها بخشی از ایده‌های او تحقق یافته و اکثریت ترک‌ ها هنوز به ریشه اسلامی خود تأکید می‌ورزند»25

اعتراضات گستردة این روزهای ملت مسلمان و غیرتمند ترکیه به سیاست‌های خصمانه این کشور علیه دولت و ملت سوریه، با شعارهای معناداری چون «امریکا قاتل است»، «ملت سوریه برادر ماست»، «اردوغان دست از سوریه ‌بردار» و «ما سرباز امپریالیسم نخواهیم شد» 26گواه آشکاری بر این ادعاست.

منبع : وعده صادق
پی نوشت:
1 . حجاج، نویهض پروتکل‌های دانشوران صهیون؛ برنامه عمل صهیونیسم جهانی، ترجمة حمیدرضا شیخی، مشهد: انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1381، ص 290.

2 . گوئیم (Goyem یا Goys) یعنی حیوان، نجس، کافر، مشترک و در یک کلام، «غیریهود»، که دقیقاً برگرفته از نگرش نژادپرستانه و نگاه تحقیرآمیز صهیونیست‌ها نسبت به غیریهود می‌باشد. همان، ص 250.

3 . همان، ص 305.

4 . همان، ص 272.

5 . حسان، حلّاق، نقش یهود و قدرت‌های بین‌المللی در خلع سلطان عبدالحمید، از سلطنت (1908ـ1909)، برگردان حجت‌الله جودکی و احمد درویش، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1380، صص 45 تا 53.

6 . همان، برای آگاهی بیشتر از مبانی یهودی فراماسونری، همچنین ر.ک.ب: هارون یحیی، شوالیه‌ های معبد؛ مبانی نظری فراماسونری جهانی، تهران: نشر هلال، 1386 و گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی)، مبانی فراماسونری، ترجمة جعفر سعیدی. تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، 1384.

7 . محسن، فرسایی، براندازی صهیونیستی (در امپراتوری عثمانی)، تهران: نشر هلال، 1388، ص 343.

8 . کرینستون، جولیوس، انتظار مسیح در دین یهود، ترجمة حسین توفیقی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1377، ص 135.

9 . عبدالله شهبازی، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، جلد دوم، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1380، صص 336ـ335.

10 . همان، ص 344.

11 . همان صص 345ـ344.

12 . حسان حلّاق، همان، ص 81.

13 . همان، صص 85ـ84.

14 . همان، ص 79.

15 . همان، ص 81.

16 . سلطان عبدالحمید دوم، صلاح‌الدین و... افول اقتدار عثمانی، مترجم اصغر دلبری‌پور، تهران: مؤسسه فرنگی هنری ضریح، 1377، ص 342.

17 . http://www.istamweb.net/aqeda/big-religen/donma2.html.

و محمد، محلّاء، الیهود فی الدولة الترکیه، مجلة اتحادیه نویسندگان عرب، شماره 669، 24/7/1999.

18 . a.doostm@yahoo.com
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: farzad313 ، دل خسته ، ANTI satan ، Maysam-1st ، AMINI ، السا ، meisam317 ، درست پسند ، saeed111
۲۳:۳۰, ۱۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
لژ “فراماسیونری آزاد و پذیرفته شده” استاد اعظم خود را انتخاب کرد. این لژ دارای دو مجله “معمارسینان Mimar sinan و تسویه Tesviye است و در سال ۱۹۰۹ میلادی تاسیس شده است. لژ بزرگ ماسیونرهای آزاد پذیرفته شده، رمزی سانور را بعنوان استاد اعظم خود انتخاب کرد . پنج نفر از اعضاء این لژ نامزد این مقام شده بودند.پروفسور رمزی سانور استاد دانشگاه بیلگی و استاد اعظم درجه سی و دوم است .لژ مشرق اعظم عثمانی در یک اگوست ۱۹۰۹ تاسیس شد
پول مشکوک ترکیه که علامت های ماسونی در آن وجود دارد

[تصویر: TR217.JPG]

[/b]

انتقادی که بیش از همه در مورد نماد جدید لیره ترک جلب توجه می کرد، وجود برخی نشانه های اسرارآمیز در این نماد بود. یکی از نشانه های به کار رفته در نماد جدید لیره ترک "دو خط موازی" است که در برخی دیگر از نمادهای پولی نظیر دلار، یورو، ین، روپیه و وون به چشم می خورد و به عنوان یکی از نشانه های مورد استفاده فرقه فراماسونی شناخته می شود.

دو خط موازی در فرقه فراماسونی به عنوان مهم ترین نشانه در رتبه سی و سوم این فرقه محسوب می شود. این نماد همچنین در فرقه مرموز "شوالیه های معبد" و نیز در "صلیب لورین" (Loraine) نیز دیده می شود. این صلیب از سوی مارشال دوگل به عنوان نماد "جنبش مقاومت فرانسه آزاد" استفاده شده بود.

[align=START]منبع: ایربا_
http://zhr.ir[/align]



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، ANTI satan ، AMINI ، meisam317 ، saeed111
۱۹:۲۷, ۲۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
لژ "فراماسیونری آزاد و پذیرفته شده" استاد اعظم خود را انتخاب کرد. این لژ دارای دو مجله "معمارسینان Mimar sinan و تسویه Tesviye است و در سال 1909 میلادی تاسیس شده است.

به گزارش پایگاه تحلیلی - خبری ایران بالکان (ایربا) به نقل از سایت ماسون آزاد، لژ بزرگ ماسیونرهای آزاد پذیرفته شده، رمزی سانور را بعنوان استاد اعظم خود انتخاب کرد . پنج نفر از اعضاء این لژ نامزد این مقام شده بودند.
پروفسور رمزی سانور استاد دانشگاه بیلگی و استاد اعظم درجه سی و دوم است .
لژ مشرق اعظم عثمانی در یک اگوست 1909 تاسیس شد.

نام لژ بزرگ در دوران جمهوری به "مشرق بزرگ ترکیه" تغییرنام یافت و از اصول و انقلاب های آتاترک حمایت کرد. اکثر دولت مردان دوران آتاترک فراماسیونر بودند. اجرای اصول و انقلاب های آتاترک به وزرا، استانداران و روسای مجلس و سایر مقامات که فراماسیونر بودند سپرده شد .
در دوران جمهوری، شبکه فراماسیونری به صورت یک انجمن رسمی ثبت شد.

در سال 1927 لژ بزرگ ترکیه تحت نام "جمعیت تکامل فکری" و در سال 1929 تحت نام "جمعیت یوکسلمه ترک _ جمعیت پیشرفت ترک" به فعالیت خود ادامه داد . بعدها آتاترک دستور توقف فعالیت لژ را صادر کرد.
در سال 1935 این لژ فعالیتهای خود را متوقف کرد و در چارچوب خانه های خلق به فعالیت پنهان خود ادامه داد.

فرماسیونرهای ترکیه در سال 1946 براساس قانون جدید، فعالیت خود را آغاز کردند. فرماسیونرها در سال 1948 در استانبول انجمن ماسیون ترک را تاسیس کردند و در آنکارا و ازمیر شعبه افتتاح کرده و سپس متحد شده و لژ بزرگ ماسیون ترکیه را تاسیس کردند.

شورای عالی جهانی فراماسیونری، لژهای بزرگ را در کشورهای مختلف تاسیس می کنند. لژ بزرگ انگلیس ، اسکاتلند و ایرلند لژهای منظم و بلا انقطاع هستند.
شورای عالی فراماسیونری ترکیه از سوی لژهای هلند، آمریکا ، انگلیس و سوئیس به رسمیت شناخته شده است .

لژ آمریکا شورای عالی فراماسیونری ترکیه را به عنوان وارث شورای عالی ماسیون عثمانی که آن را در سال 1861 به رسمیت شناخته بود می پذیرد.

در سال 1987 لژ بزرگ ترک در اسرائیل ، در سال 1990 لژ بزرگ ترک در فرانکفورت آلمان ، لژ بزرگ ترک در واشنگتن و لژ بزرگ ایشیک در بخارست ، لژ بودروم ترکیه در سال 1991 ، لژ آنتالیا در سال 1993 ، لژ بزرگ یاکاجیک استانبول 1995 ، لژ ماسونی اسکی شهیر در سال 1995 ، لژ مارماریس در سال 1996 ، و لژ آدانا در سال 2004 وابسته به "لژ فراماسیونری آزاد و پذیرفته شده" افتتاح شد.

لژ بزرگ آزاد-حر- و پذیرفته شده "که به صورت انجمن فعالیت می کند در کادی کوی استانبول ، آسانجاک و آکارشیکایا استان ازمیر ، آنتالیا ، بودروم ، بروسا ، آدانا ، مارمایس واسکی شهیر دارای 193 لژ و سیزده هزار نفر عضو دارد .

"لژ بزرگ حر و پذیرفته شده" طی مراسمی از سوی لژ بزرگ اسکاتلند تائید شده است و تنها عضو مرد می پذیرد . این لژ معتقد به وجود خداوند است . شورای عالی فراماسیونری ترکیه دارای 2500 نفر عضو بوده و تحت نام "انجمن فکر و فرهنگ ترکیه" فعالیت می کند.
"لژ بزرگ فراماسیونرهای اوزگور- آزاد" نیز دومین لژ بزرگ ترکیه وابسته به لژ بزرگ فرانسه است و در سال 1965 تاسیس شده است .

"لژ بزرگ فراماسیونرهای آزاد" اعتقادی به خداوند ندارد و با لژ بزرگ اسکاتلند دچار اختلاف است . "لژ بزرگ فراماسیونرهای آزاد" دارای شاخه زنان تحت نام "لژ بزرگ زنان فراماسیون" است. اعضای زنان "لژ بزرگ زنان فراماسیون" 700 نفر است .

لژهای فراماسیونری ترکیه به صورت هماهنگ با لژهای انگلیس ، اسکاتلند ، آمریکا و فرانسه و اسرائیل عمل کزده و دستورات آنها را در ترکیه اجرا می کنند .
هردولژ "بزرگ آزاد و پذیرفته شده" و "لژ بزرگ محفل فراماسیونرهای آزاد" از اصل لائیسم درترکیه دفاع می کنند .
اعضای آنها متشکل از مسلمانان، مسیحیان ، ارامنه ، ترک، عرب ، کرد ، یهودیان است .
ترجمه: سید علی قائم مقامی - ایران بالکان (ایربا)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saeed111
۱۲:۲۴, ۲۸/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #4

مثلث خطرناک اخوان المسلمینی (ترکیه -مصر-سوریه )درحال شکل گیری است مثلثی که درنهایت هدفش ازکارانداختن نقش ایران وسپاه قدس درمنطقه وتغییرات بزرگ درایران خواهدبود ولی بایدبدانیم برای اینکه دراین دام نیفتیم دردام تقویت طالبانیسم شیعی هم نیفتیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا فراماسونری و صهیونیسم یکی است؟ أین المنتظر 0 1,330 ۱۲/آذر/۹۰ ۱۱:۲۴
آخرین ارسال: أین المنتظر
  فراماسونری، دین نوین جهانی سلمان 14 21,635 ۷/مهر/۹۰ ۱۸:۳۷
آخرین ارسال: آیدین

پرش در بین بخشها:


بالا