|
آثار و برکات حضرت سیدالشهداء (علیه السلام)
|
|
۱۸:۰۱, ۲۴/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۱ ۱۸:۲۱ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم آثار و بركات فردى سيدالشهدا (عليه السلام)- چراغ هدايت و كشتى نجات ![]() من آن نورم كه در شبهاى تاريك چراغ رهنماى كاروانم در اين دريا منم آن ناخدايى كه كشتى را به ساحل مى رسانم روايت شده كه امام حسين (عليه السلام) فرمود: «خدمت رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) شرفياب شدم در حاليكه ابى بن كعب هم آنجا بود.حضرت رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله) فرمود: مرحبا به تو ، اى ابا عبدالله ، اى زينت آسمانها و زمين . ابى گفت : چگونه او زينت آسمانها و زمين است در صورتى كه كسى غير از تو چنين نيست؟حضرت فرمود: ابى ،قسم به كسى كه مرا به حق به نبوت مبعوث كرد، حسين بن على در آسمان بزرگتر از روى زمين است، و همانا بر طرف راست عرش الهى نوشته شده است كه او چراغ هدايت و كشتى نجات است » . 1 يكى از بركات فردى حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) اين است كه او «چراغ هدايت» و «كشتى نجات» است . اگر چه همه پيامبران و امامان (عليه السلام) چراغها و انوار هدايت و كشتيهاى نجات و رهايى اند، چنانكه پيامبر اسلام (صلّى الله عليه وآله) فرمود: «انما مثل اهل بيتى فيكم كمثل سفينة نوح من دخلها نجا، و من تخلف عنها هلك» .2 همانا خانداون و اهل بيت من در ميان شما مانند كتشى نوح است كه هر كس داخل آن شود نجات پيدا كرده و هركس كه از آن تخلف كند هلاك خواهد شد. اما كشتى نجات حسين (عليه السلام) حركتش بر امواج توفنده و گسترده دريا، سريعتر و لنگر انداختن و پهلو گرفتن آن بر ساحل هاى نجات آسانتر بوده و دايره بهره ورى و استفاده از نور مشعل وجود حسين (عليه السلام) وسيعتر است . در آن زمانى كه امواج بلند و سهمگين فساد و گناه بر پيكره نيمه جان جامعه اسلامى، و جان و دل مسلمانان، تازيانه مرگ مى زد و گرداب حوادث و توطئه ها و پليدي ها، خفتگان در بستر غفلت را بى رحمانه به قعر تاريكى و تباهى مى كشيد ، اين حسين بود كه با قيام و نهضت الهى خود و شهادت و اسارت اهل بيت خويش ، گرفتاران در اين اوضاع خطرناك را از درياى پر تلاطم ساخته شده به دست فتنه گر «بنى اميه» نجات بخشيد و با كشتى رهايى خود ، اين خفتگان و غافلان و گرفتاران را به ساحل نجات رهنمون نمود. آرى ، حسين (عليه السلام) «مصباح الهدى » است تا در اين ظلمتكده خاك، دليل و راهنماى راه باشد؛ و «سفينة النجاة» است تا در اقيانوس متلاطم فتنه ها و ضلالت ها، غرق شدگان را كه كشتى شكسته بودند فرياد رس باشد. اى كه مصباح هدايت هستى و فلك نجات از چه با اين اشكها ايجاد طوفان مى كنى؟ زنده در قبر دل ما بدن كشته تو است جان مايى و ترا قبر حقيقت دل ماست -=-=-=-=-=-=-=-=-=- 1 فرائد السمطين , جوينى خراسانى , ج 2 ص 155 2 فرائد السمطين , جوينى خراسانى , ج 2 ص 246 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۲۵/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۱ ۱۴:۱۶ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم محبت مكنون از جمله احاديث نبوى كه در واقع بيانگر تأثير پذيرى معنوى مردم از وجود مبارك سيدالشهداء (عليه السلام) مى باشد، حديثى است كه فرمود: «ان للحسين محبة مكنونة فى قلوب المؤمنين ». 3 در كانون دلهاى مؤمنين ، محبتى نهفته و ويژه نسبت به حسين وجود دارد. كيست كه نام حسين (عليه السلام) را بشنود و فردى از افراد بشر يا تنى از اولاد انسان باشد و حالت انقلاب و انكسار و دلباختگى براى او فراهم نشود؟ محبت حسين (عليه السلام) دلها را به التهاب در آورده و جگرها را گداخته و مذاب مى سازد، و شورش دل و آتش درون را به ريزش قطرات اشك از ديدگان ، آشكارا و عيان مى كند. در كجاى دنيا ديده مى شود كه شيعه و دوستدار حسين در آنجا باشد و اقامه عزاى حسينى نكند . كيست كه پس از دادن عزيزترين محبوب و مطلوب خود به اندك فاصله و مختصر وقت و گذشتن كمتر زمانى، آن مصيبت را فراموش نكند؛ جز مصيبت حسين (عليه السلام) كه با اين همه طول زمان و گذشتن قرنها، روز به روز اين مصيبت تازه تر و شور و شراره اش بيشتر و بلندتر مى گردد. آيا نه اين، جذبه عشق و علاقه و تأثير محبت و فرط دلبستگى و دلباختگى علاقه مندان نسبت به آن امام محبوب است؟ و اى بسا ، نامحرمان در برابر عظمت و جلالت حسينى تسليم شده و به تواضع و تكريم در مقابل نام مبارك حسين و جلال و مقام او قد خويش به تعظيم و تسليم خم نموده و به دين و آيين حسينى گراييده و از اكسير محبت او مس خود را طلاى ناب و زر خالص مى گردانند. براستى، سنت الهى چنين بوده كه محبت امامى كه مسير تاريخ را عوض كرده و دين الهى را نجات مى بخشد به گونه اى خاص در دل و جان مسلمين و مؤمنين قرار گيرد، حتى كسانى كه مقابل حسين (عليه السلام) قرار گرفتند به قول فرزدق : «دلهايشان با او بود، اگر چه بر اثر دنيا پرستى شمشيرهايشان بر روى او كشيده شد» . چه رسد به مؤمنينى كه عشق و محبت او با گل آنان سرشته شده است . حتى محبت حسين (عليه السلام) در دل و جان رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله) نيز ريشه دوانيده بود، به طورى كه مى فرمود: «هر گاه كه به فرزندم حسين مى نگرم ، گرسنگى و اندوه از وجودم رخت بر مى بندد» .4 و نيز مى فرمود: «بار خدايا ، من حسين را دوست دارم و آنان كه دوستدار او هستند نيز دوست دارم ». 5 راه حسين (عليه السلام) راه دل است، و هرگاه عاشقى به دل توجه كند او را پيدا مى كند . لذا در برخى روايات وارد است كه : در د«قبر اولهاى دوستداران اوست». سلام از دور و از نزديك بهر او بود يكسان بلى قبر شريف او دل اهل يقين باشد آرى، دل مؤمن جايگاه تابش نور پر فروغ و احياگر حسين است . و هرگاه عشق و محبت فراتر از آفاق ظاهرى و مادى باشد ، رنگ ابديت به خود مى گيرد، زيرا پيوند اين محبت در حريم حب خدا بوده است و بقاى آن به بقاى فيض ذات سرمدى، جاودانه است ، كه گفته اند:اين محبت راز محبتها جداست حب محبوب خدا حب خداست. شاهى كه نه سپهر از او برقرار شد ماهى كه مهر و ماه از او كسب نور كرد -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-3 حماسهء حسينى , استاد شهيد مطهرى , ج 3 ص 247 4 بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 43, ص 309 5 بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 43, ص 281 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۴:۱۹, ۲۶/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۱ ۱۴:۲۲ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سيدالشهدا (عليه السلام) ، پدر امامان نه گانه ![]() يكى ديگر از بركات فردى سيدالشهدا (عليه السلام) كه از ارزش معنوى بسيارى برخوردار است ، اين است كه نه امام معصوم (عليه السلام) بعد از او از فرزندان گرامى آن حضرت مى باشند ، و نسل امامان به بركت وجود او ادامه يافت . چنانكه از امام باقر و امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسين (عليه السلام) چهار ويژگى به آن حضرت عطا فرموده است : اول - امامت را در ذريه او قرار داده است، دوم - شفا را در تربت آن جناب قرار داده، سوم - كنار و زير قبه او دعا مستجاب مى باشد، چهارم - ايام زيارت كنندگان او از عمرشان حساب نمى شود». 6 از طرفى در روايات بر اين امر تصريح شده كه على بن الحسين (عليه السلام) بعد از پدر به امامت رسيده است . چنانكه عبدالله بن عتبه روايت كرده: خدمت امام حسين (عليه السلام) بودم كه پسر كوچكترش «على» وارد شد. (يعنى حضرت سجاد (عليه السلام) كه از على اكبر كوچكتر بوده است . و اين واقعه قبل از تولد على اصغر مى باشد). تا آنجا كه مى گويد: عرض كردم : اگر آن امرى كه از آن به خدا پناه مى برم اتفاق افتاد ، به چه كسى رجوع كنيم؟ (يعنى امام بعد از شما كيست؟) فرمود: به اين پسرم : على ، او امام و پدر امامان است ...» . روايت در اين زمينه زيادتر از آن است كه در اين مختصر بدانها پرداخته شود، ضمن اينكه ادامه امامت از ذريه امام حسين (عليه السلام) به خاطر مشهور بودن آن ، نيازى به استدلال روايى بيشتر از آنچه ذكر شده، ندارد. بارى ، استمرار خط مستقيم و هدايتگر امامت به بركت وجود مقدس سيدالشهدا (عليه السلام) است، و اين از بزرگترين بركتهاى فردى و معنوى آن حضرت است . او شفيع است اين جهان و آن جهان اين جهان در دين و آنجا در جنان -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- 6 وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 329 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
|
۱۳:۰۶, ۲۸/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۱ ۱۳:۰۸ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم فصل دوم- آثار و بركات اخلاقى تربيتى سيد الشهداء (عليه السلام)- ايجاد اخلاق جديد در جامعه مسلمين ![]() اگر ديدى كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشنيى گناه است يكى از آثار و بركات سيدالشهدا (عليه السلام) در بعد اخلاقى - تربيتى اين است كه قيام او باعث گرديد در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جديد بلند نظرانه پديد آيد و نظر انسان را به زندگى خود و ديگران، دگرگون سازد تا بتواند بدينوسيله جامعه را اصلاح نمايد . و به عبارت ديگر، با خودسازى به ديگر سازى نيز بپردازد.آرى، در آن زمانى كه بنياد روانى و اخلاقى مردم در هم ريخته و ويران شده بود و اين ويرانى شامل رهبران مسلمين و بزرگان آنان نيز شده بود و با اخلاق و شيوهاى وحشتناك زندگى مى كردند ، امام حسين (عليه السلام) يگانه درمان آن حالت بيمار گونه را كه در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود، در قيام آشكار و فرياد درآن سكوت مرگبار ديد. لذا آن حضرت با خون پاك خود و فرزندان و يارانش و با همه اعتبارات احساسى و تاريخى ، حتى شمشير و عمامه جدش رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) ، وارد مبارزه گرديد تا همه روزنه ها و راه هاى توجيه را فرو بندد. سيدالشهدا (عليه السلام) نيك دريافته بود كه وجدان شكست خورده و اخلاق پست امت را نمىتوان به وسيله رويارويى ساده دگرگون ساخت، از اين رو با قيام و شهادت خويش ديرى نپاييد كه اخلاق هزيمت و فرار را به نيرويى عظيم درآورد و اخلاق جديدى به جاى آن جايگزين نمود. براستى شهادت حسين بن على (عليه السلام) تأثير ژرف و شگرفى بر شيعيان ساكن و ساكت بجاى گذاشت ، و سرنوشت غم انگيز نواده پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) عواطف اخلاقى و مذهبى مردم را بهم ريخت. در اثر قيام و شهادت امام حسين (عليه السلام) موجى در روح مسلمين به وجود آمد، حميت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد،و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاويه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعيف شد و ترس آنها را فرو ريخت ، خلاصه، ابا عبدالله (عليه السلام) به اجتماع اسلامى شخصيت داد. كربلا و قيام سيدالشهدا (عليه السلام) نمايشگاه اخلاق عالى اسلامى و انسانى با همه صفات و طراوت آن بود و اين اخلاق را نه به زبان كه در عمل به خون پاك خويش بر صفحه ماندگار تاريخ به ثبت رسانيد. از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم -=-=-=-=-=-=-=-=- منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانی |
|||
|
|
۱۴:۲۷, ۱/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۱ ۱۴:۳۰ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم احساس گناه در بين مسلمين يكى ديگر از آثار نهضت و شهادت سيدالشهدا (عليه السلام) اين بود كه مردم پس از مدت كوتاهى متوجه عدم توانايى و ضعف نفس خود شدند، لذا احساس عميق ندامت و گناه كرده و چنين انديشيدند كه براى جبران اين اهمال كارى و غفلت ، و نيز براى طلب بخشايش الهى، بايد جانبازيهاى مشابهى را انجام دهند. و از جمله كارهاى امام زين العابدين (عليه السلام) اين بود كه كوشيد اين احساس گناه را شعله ور سازد. از اين رو به گروه انبوهى از مردم كوفه نهيب زده و فرمود: «اى مردم، شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا شما فراموش كرديد كه نامه ها براى پدرم نوشتيد و چون به سوى شما آمد، به او خدعه و نيرنگ زديد؟! شما با پدرم عهد و پيمان بستيد و با وى بيعت كرديد، اما بيعت خود را شكستيد و او را به قتل رسانديد پس هلاكت بر شما باد و با اين توشه اى كه به آخرت فرستاديد هلاكت بر شما باد . چه رأى زشت و پليدى را كه براى خود پسنديديد! آنگاه كه به ديدار پيغمبر خدا (صلّى الله عليه وآله) مى شتابيد و به شما بگويد: «عترت مرا كشتيد ، هتك حرمت مرا كرديد.» با چه ديدهاى به او نظر خواهيد كرد؟ و سرانجام به شما خواهد گفت : «از امت من نخواهيد بود» 15. اين احساس گناه عامل هميشه شعله ورى بود كه مردم را براى شورش و انتقام جويى همواره به جلو مى راند. استاد «عادل اديب» در اين باره مى نويسد: شهادت فجيع امام حسين (عليه السلام) در كربلا موجى شديد از احساس گناه در وجدان هر مسلمانى برانگيخت . آنان پى بردند كه مى توانستند او را يارى دهند. اما از آن پس كه با او براى قيام پيمان بستند، او را يارى نكردند . اين احساس گناه دو جنبه داشت: از يك طرف انسان را وادار مى ساخت كه گناهى را كه مرتكب شده با كفاره بشويد، و از طرف ديگر نسبت به كسانى كه او را به ارتكاب چنين گناهى واداشته بودند، احساس كينه و نفرت كند. به طورى كه انگيزه انقلابهاى متعددى كه در اثر قتل امام (عليه السلام) برپا شد، همان كفاره يارى نكردن به حضرت او، و انتقام گرفتن از امويان بود . مقدر چنين بود كه آتش اين احساس گناه، پيوسته برافروخته بماند و انگيزه انتقام از بنى اميه در هر فرصت به انقلاب و قيام بر ضد ستمگران منتهى گردد. 16 بارى ، بر اثر شهادت امام حسين (عليه السلام) اين آيه شريفه مصداقى روشن يافت: «و يوم يعض الظالم على يديه » . 17 و روزى كه ستمكار دستهاى خود را از پشيمانى مى گزد. -=-=-=-=-=-=-=-=- 15 سيرهء امامان , سيد محسن امين , ص 188 16 زندگانى تحليلى پيشوايان ما, عادل اديب , ص 149 17 سورهء فرقان , آيه 27 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
|
۱۲:۱۵, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ازدياد محبوبيت سيد الشهداء (عليه السلام) و خاندان وحى ![]() سؤمين اثر مهم تربيتى قيام و شهادت سيدالشهداء (عليه السلام) ، بالا بردن محبوبيت خاندان حضرت على (عليه السلام) در اجتماع اسلامى و شناساندن بيشتر و بهتر آنان به مردم بوده است . مسئله داشتن محبوبيت و قبضه كردن افكار اجتماع از مسائل حياتى و مهمى است كه همواره مورد نظر حكومتها بوده و هست . حكومتها هر چند به طور اكثر تكيه گاه بزرگى جز قدرت ندارند، اما به خوبى مى دانند كه نيرومندتر از قدرت نظامى ، جايگاهى است كه در دلهاى مردم مى باشد، وسعى دارند آن را براى خويش به دست آورند . معاويه نيز با همه تلاشهاى شيطانى خود به طور كلى مى خواست دو چيز را به دست آورد: يكى محبوبيت بخشيدن به خاندان و شجره خبيثه بنى اميه ، و ديگرى سقوط خاندان و شجره طيبه حضرت على (عليه السلام) از محبوبيت . متأسفانه معاويه در اين تلاش خود موفقيت بسيارى هم كسب كرد. اما با ظهور حماسه حسينى و جانبازي هاى مردان راستين خدا، نفوذ معنوى و اعتبار روحانى عميقى براى سيدالشهدا و اهل بيت (عليه السلام) ايجاد نمود . به طورى كه هر چه از آن واقعه مى گذشت مردم بيشترى به خاندان حضرت على (عليه السلام) جذب مى شدند اين محبوبيت رفته رفته چنان بالا گرفت كه عدهاى براى خونخواهى و به نام هوا داران از خاندان رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) دست به قيام زدند. آرى ، اگر حسين بن على (عليه السلام) پيش از نهضت مردانه اش به عنوان امام وقت و سبط پيغمبر و فرزند على و فاطمه، و بزرگترين شخصيت از خاندان وحى شناخته مىشد، پس از قيام با حفظ مقامات سابق، به نام عاليترين و كاملترين نمونه مردانگى و مجاهدت و فداكارى در راه خدا و حقيقت شناخته شد. «مسيوماربين آلمانى» در اين خصوص مى نويسد: «مهمترين اثر اين نهضت اين بود كه رياست روحانى كه در عوالم سياست اهميت شايانى داشت، مجدداً به دست بنىهاشم افتاد، و به ويژه در بازماندگان حسين (عليه السلام) مسلم گرديد، و چندى طول نكشيد كه (حكومت) ظلم و جور معاويه و جانشيان او منهدم شد و در كمتر از يك قرن قدرت از بنى اميه سلب گرديد. منهدم شدن (قدرت) بنى اميه به قسمى شد كه امروز نام و نشانى از آنها نمودار نيست و اگر در متن كتب تاريخى نامى از اين قوم ذكر شده در تعقيب آن هزاران نفرين و ناسزا هم نوشته شده است، واين نيست مگر به واسطه قيام امام حسين (عليه السلام) و ياران با وفاى او » 18. -=-=-=-=-=-=-=- 18 نقل از كتاب درسى كه حسين به انسانها آموخت شهيد هاشمى نژاد, ص 445 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۲/آذر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم فصل سوم- آثار و بركات سياسى اجتماعى سيد الشهدا (عليه السلام)- بقاى شريعت اسلام
![]() او كشته شد كه دين خدا جاودان شود جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (عليه السلام) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (صلّى الله عليه وآله) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود .روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمىشد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت؛ و گاهى همين صورت تشريفاتى نيز به بدعت و بلكه فسق و فجور مى گراييد . اكثر قريب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزيره عربستان زندگى مى كرد، در پايان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش يافته و در آغاز حكومت معاويه وارد اجتماع شده بودند، لذا پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) را زيارت نكرده و شايد بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند. در رأس جامعهاى كه دچار بى ارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون يزيد لقب شريف اميرالمؤمنين و خليفه مسلمين را به ناحق با خود يدك مى كشيد. يك جوان قمار باز و شرابخوار، بى بند و بار و صد در صد اهل دنيا و خوشگذرانيهاى آن بر مردم حكومت مى كرد يك مغز الكلى كه از نظر افكار ، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترين عقيده اى نداشت، و ميمون بازى و هوسبازى از كارها و تفريحات روزانهاش بود . انسانهاى خطرناك و دنيا طلب به فرمان او در تمام استانها و شهرستانها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند. در چنين وضع خطرناك و دردناكى ، امام حسين (عليه السلام) پاى فشرد و عزم جهاد راسخ كرد و با تعداد معدودى از ياران ، همراه با زنان و كودكان به استقامت برخاست، و چنين فرياد كرد: «آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى شود؟ در اين هنگام بايد شخص مؤمن حقا و واقعاً طالب لقاى پروردگارش باشد» 19. اگر ديدى كه نابينا و چاه است اگر خاموش بنشينى گناه است بارى، مقاومت و پايدارى سيدالشهدا (عليه السلام) بود كه شريعت اسلام را بعد از اينكه در اثر طغيان معاويه و جور و بيداد او رو به اضمحلال گذارده بود، و تغيير و تبديلى كه او و پسر ناخلفش يزيد در اين دين بنا گذاشته و اساس ديانت را متزلزل بلكه مشرف به انهدام نموده بودند نجات بخشيد. نهضت اين بزرگوار و قيام نيرومندانهاش، بقاى دين را باعث گرديده، و با خون خود و اصحاب و يارانش ،گلستان دين را آبيارى و نهال گلستان شريعت را سرسبز و شاداب نمودند . اگر نهضت مقدس حسين نبود از اسلام به غير از اسلام اموى و از دين جز دين يزيدى و دين تشريفاتى چيزى باقى نمانده بود .«مقرم» در كتاب مقتل خود مى نويسد: نهضت حسين (عليه السلام) جزء اخير از علت تامه جهت استحكام مبانى دين بوده، به طورى كه اين نهضت ، بين دعوت حق و حملات باطل، تفرقه و جدايى انداخته ، حق و باطل را از يكديگر جدا نمود . لذا گفته شده است : دين را وجود مقدس محمد ى شروع نموده و بقاى آن به واسطه وجود مبارك امام حسين (عليه السلام)تداوم يافت . «الاسلام نبوى الحدوث و حسينى البقاء» 20 اين بركت بزرگ كه به خاطر وجود شريف حضرت سيدالشهدا (عليه السلام) است، از تفسير بعضى احاديث نبوى نيز به دست مىآيد، از جمله اين حديث معروف شريف كه فرمود: «حسين منى و انا من حسين» 21. حسين از من است و من نيز از حسينم . بفرمود احمد شه عالمين حسين از منست و منم از حسين بدين معنى كه امام حسين (عليه السلام) سبط آن رسول گرامى بوده و از زبان مبارك نبوت و انگشت ابهام مقام رسالت تغذيه نموده و رشد و نماى او از شيره جان نبى اكرم (صلّى الله عليه وآله) بوده است ، و از طرفى پيامبر از امام حسين است زيرا دين آن رسول خاتم ، به واسطه امام حسين و فداكارى و جان نثارى او به جهان و جهانيان نفوذ كرده و تجليات و نورافشانى و گيتى شناسى خود را بعد از وفات پيغمبر معظم، به وسيله شهادت و جانبازى و از مال و عيال گذاشتن اين بزرگوار به عالميان جلوه و ظهور داده است .«واشنگتن ايروينك» مورخ آمريكايى گويد: «براى امام حسين (عليه السلام) ممكن بود كه زندگى خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمى داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد . او بزودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى تفتيده عربستان روح حسين فنا ناپذير است . اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من، اى حسين ». 22 خون او تفسير اسلام مبين منجى و احياگر شرع است و دين * -=-=-=-=-=-=-=-=-=-19 بحارالانوار , علامهء مجلسى , ج 44 ص 381 20 نقل از كتاب <زندگانى حضرت ابى عبدالله الحسين > ابوالقاسم سحاب , ص 22 21 كشف الغمة , علامه اربلى , ج 2 ص 6 22 به نقل از كتاب <درسى كه حسين (ع ) به انسانها آموخت > شهيد هاشمى نژاد, ص 450 (#) ـ بيتى از نگارنده . منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
۱۱:۱۱, ۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر ![]() از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حيات بخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (صلّى الله عليه وآله) صورت گرفت، روشن شود. خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (عليه السلام) با قيام خود همه اين توطئهها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود. چنانكه در زيارت وارث مى خوانيم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر». بنابراين، نهضت و شهادت سيدالشهداء (عليه السلام) دو معنى داشت: 1- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود، 2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انكار شده بود - مانند امر به معروف و نهى ازمنكر - و اين هر دو با هم، يعنى «احياى اسلام محمدى». پس از شهادت امام حسين (عليه السلام)، گروه مكتبى، به حركت توده اى مخالف تبديل شد كه بدون استثنا همه مسلمين را در بر گرفت، زيرا مسلمانان به حقيقت اسلام و هدف تفكر مكتبى پى برده بودند، طرز تفكرى كه از روز اول، شعار حكومتى غير منحرف و صالح را فرياد مى كرد. در آن زمان، تمام جهان اسلام دريافته بود كه سكوت امت بر انحراف رهبرى، خطايى فاحش به شمار مى آيد. زيرا اين سكوت به فاجعه كربلا منجر شد. و همين امر آغازى شد براى انقلابها و امر به معروف و نهى از منكر. آرى، كار انبيا و اولياى الهى در حقيقت امر به معروف و نهى از منكر و شناساندن معروف و منكر به مردم بوده است، و در اين راستا، نه تنها به سخن بسنده نكردند كه از درگيرى و تحمل سختي ها و دشواري هاى آن نيز نهراسيدند. در اين بين رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله) شناب بيشترى به آن دو امر داده و با تلاش و پيگيرى اسلام را پيروز كرد. اما بعد از رحلت پيغمبر (صلّى الله عليه وآله)، مردم از خط مستقيم محمدى منحرف شدند و نا اهلان را به خلافت پذيرفتند كه عامل مهم اين مصيبت، جهل مردم و بى توجهى به امر به معروف و نهى از منكر بود. و امام حسين (عليه السلام) با قيام مصلحانه خود احياگر حقيقى اين دو فريضه الهى است. چنانكه سر قيام خويش را «اصلاح نمودن امت جدش و امر به معروف و نهى از منكر» معرفى مى نمايد. او با قيام خود به اين دو اصل اسلامى، اعتبار و آبروى شايسته داد و ارزش آنها را در جهان اسلام بالا برد، يعنى در حالى كه ديگران آن را در مرز ضرر شخصى متوقف مى كنند و ارزش آن را پايين مى آورند، نهضت حسينى مرزى براى آن نمى شناسد. گاهى گفته مى شود: فقهاى شيعه شرايطى را براى امر به معروف و نهى از منكر ذكر كرده اند كه از آن جمله: ايمنى از ضرر بر جان و مال و ناموس است. پس شهادت حسين (عليه السلام) چگونه امر به معروف و نهى از منكر و يا برانگيزاننده بر آن است؟ در جواب بايد گفت: گاهى اوقات انسان با مسئلهاى مواجه مىشود كه ناچار است بين از خود گذشتگى براى نجات دين و ميهن از نابودى و هلاكت، و به زندگى خويش پرداختن و دين و وطن را رها كردن، يكى را انتخاب كند. و ترديدى نيست كه او بايد شهادت و از خودگذشتگى را اختيار كند. تا عمل كرده باشد به دو قاعده قطعى: «تقديم اهم بر مهم» و «دفع ضرر اشد به ضرر اخف». و چنانكه مى دانيم كه در زمان خلافت يزيد به جايى رسيده بود كه قيام امرى واجب و تكليف الهى بود، اگر چه منجر به شهادت حسين (عليه السلام) و اسارت خاندانش گردد. و اگر ايمنى از ضرر، يك واجب مطلق بود و قيدى نداشت، هرگز جهاد در راه خدا بر مسلمانان واجب نمى گشت بلكه شهادت در راه خدا معصيت محسوب مى شد! و حال آنكه چنين نيست. استاد شهيد مطهرى (رحمة الله علیه) در اين باره مى فرمايد: «امر به معروف و نهى ازمنكر در مسائل بزرگ مرز نمى شناسد، هيچ چيزى، هيچ امر محترمى نمى تواند با امر به معروف و نهى از منكر برابرى كند. نمى تواند جلويش را بگيرد. اين اصل داير مدار اين است كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر چيست. اينجاست كه مى بينيم حسين بن على (عليه السلام) ارزش امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر، ارزش نهضت حسينى را بالا برد، چون حسين بن على (عليه السلام) فهماند كه انسان در راه امر به معروف و نهى از منكر به جايى مى رسد كه مال و آبروى خودش را بايد فدا كند، ملامت مردم را بايد متوجه خودش كند؛ همانطور كه حسين كرد». 23 آرى، به بركت وجود مقدس حسين و نهضت حياتبخش وى و شهادت مظلومانه و در عين حال رسواگر او، حقيقت اسلام تفسير شد و امر به معروف و نهى از منكر احيا گرديد. هرگز فنا نيافت بقاى تو، زانكه يافت آزادگى، بقاى دگر از فناى تو -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- 23 حماسهء حسينى , شهيد مطهرى , ج 2 ص 130 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
۹:۱۸, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم دميدن روح استقامت و آزاديخواهى يكى ديگر ازآثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (عليه السلام) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بىروح مسلمين در همه اعصار دميد. سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد». حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادى طلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشين خود فرياد مى زد: «اين ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بين دو كار مخير ساخت: يا ذلت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم، و يا اينكه كشته گردم و به حكم شمشير تن دهم! اما از ما خاندان پيغمبر ذلت بدور است، نه خدا براى ما ذلت مى خواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامن هاى منزهى كه ما را در ميان خود پرورانده است» 24. آرى، رمز موفقيت و راز پيروزى انسان در هميشه تاريخ بستگى به استقامت و پايدارى در مقابل سختى هاى راه دارد و امام حسين (عليه السلام) با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در اين راه مقدس، باعث دميده شدن روح پايدارى و آزادگى در بين مردم گشت، به طورى كه در قيامهاى بعد از آن حضرت اين امر به خوبى مشهود است . -=-=-=-=-=-=-=- 24 تحف العقول ,محدث حرانى , ص 275 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
۱۲:۲۷, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قيام حسينى الگوى قيامهاى مقدس ديگر قيامهاى مقدس بشرى داراى دو مشخصه هستند: اول اينكه آنها براى مقامات عالى انسانيت و توحيد و عدل و آزادى، و براى رفع ظلم و استبداد صورت مى گيرند. دوم اينكه، برقى هستند در ظلمتهاى سخت كه معمولاً مورد تصويب «عقلاى قوم!» قرار نمى گيرند. قيام امام حسين (عليه السلام) هر دو مشخصه را دارا بود، و يكى از آثار اين قيام، جنبه الگويى آن براى ساير نهضتها و قيام هاى به حق و الهى است. تمام انقلابهاى مقدسى كه در جهان اسلام پس از شهادت حسين (عليه السلام) تا زمان ما به وجود آمد، خمير مايه اصلى آن، قيام آن حضرت بوده و هست و خواهد بود، قيامى كه الهام بخش همه نهضتهاى اصيل رهايى بخش گرديد. و اين اصلى است كه خود امام حسين (عليه السلام) در «بيضه» - يكى از منازل بين مكه و كربلا - به همراهان و ياران خويش فرمود: «ولكم فيه اسوة»25 در من براى شما نمونه و الگويى است. و چنانكه مى دانيم اين الگو، قيام بر عليه ظلم و فساد است، همان امرى كه باعث گرديد خداوند متعال رسولش را در قرآن براى انسانها اسوه و الگو معرفى كند. و رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) فرمود: «براى شهادت حسين (عليه السلام) حرارتى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود» 26. «استاد حسن ابراهيم» در اين رابطه مى گويد: «كشته شدن امام حسين (عليه السلام) در تهييج شيعيان و وحدت بخشيدن به آنها تأثير بسيارى داشت. قبل از اين رخداد، شيعيان پراكنده بودند؛ زيرا شيعه گرى با خون آميخته گشت و در اعماق قلوب شيعيان، نفوذ كرد و عقيده راسخ آنان شد» 27. اثرات نهضت امام حسين از خود دستگاه اموى و دشمنان حضرت شروع شد. درست مثل آبى كه با حرارت رو به جوشيدن مى رود، پس از به جوش آمدن، نخست حبابهايى از ته ديگ بالا آمده و در روى آب مى تركد، پس از آن كم كم جوشيدن آغاز مى گردد. انقلاب يك جامعه بر عليه دستگاه ظلم نيز به همين شكل است، اول انتقادها و فريادهاى عدالت خواهى و تظلم كه به حكم حبابهاى ته ديگ هستند از گوشه و كنار كشور بر مى خيزند و رفته رفته جان گرفته و ديگ جامعه جوشيدن آغاز مى كند و دستگاه ستم را آنقدر بالا و پايين مى برد كه به صورت كف بى ارزشى بر روى زمين مى ريزد. بارى، بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام) بلافاصله اين فريادها و انتقادها كه مقدمه فرو ريختن اركان حكومت منحوس بنى اميه بود بلند شد. «سنان بن انس» هنوز از قتلگاه امام بيرون نرفته بود كه يارانش به او گفتند: تو حسين بن على، پسر پيغمبر، دختر رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) را كشتى! تو مردى را كشتى كه از همه عرب بزرگتر است و آمده بود تا حكومت را از دست بنى اميه بگيرد! اكنون پيش امراى خود برو و پاداش خود را بگير و بدان كه اگر تمام موجودى خزانه هاى خودشان را در برابر كشتن حسين به تو بدهند باز هم كم است. 28 و نيز«حميد بن مسلم »گويد: زنى را از طايفه «بكر بن وائل» كه به همراه شوهرش بود در ميان اصحاب عمربن سعد ديدم كه چون ديد مردم ناگهان بر زنان و دختران حسين (عليه السلام) تاختند و شروع به غارت و چپاول نمودند، شمشيرى به دست گرفت و رو به خيمه آمد و صدا زد: «اى مردان قبيله بكر، آيا لباس از تن دختران رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) به يغما مىرود؟ مرگ بر اين حكومت غير خدايى، اى قاتلان رسول خدا» در اين هنگام شوهرش دست او را گرفته و به خيمه برگرداند. 29 اينها و موارد بسيار ديگر، نخستين عكس العملهاى مردم از واقعه جانسور كربلا بود كه رفته رفته به وسعت آن افزوده مىگشت، تا جايى كه روح انقلاب در مكتب اسلام دميده شد ومردم هرگاه رهبر لايقى مى يافتند بر عليه حكومت نامشروع و فاسد بنى اميه دست به قيام مىزدند، و شعار غالب انقلاب ها «خونخواهى حسين» بود. شمار اين انقلابها زياد است كه ما در اينجا به چند نمونه اشاره مى كنيم. 1- انقلاب توابين: اين انقلاب در كوفه بر پا گرديد و واكنش مستقيم قتل امام بود، و انگيزه آن، احساس گناه به علت يارى نكردن امام پس از آنكه كتباً از او دعوت كردند به كوفه آيد - بود. لذا كوفيان خواستند ننگى را كه مرتكب شده بودند با انتقام از قاتلان آن حضرت بشويند و دست به قيام زدند. اين واقعه در سال 65 هجرى روى داد. 2- انقلاب مدينه: هدف اين انقلاب خونخواهى نبود بلكه انقلابى بود عليه حكومت ستمكار بنى اميه. شركت كنندگان در اين قيام يك هزار تن بودند كه به دست سپاهيان شام و با نهايت وحشيگرى سركوب گرديد. 3- قيام مختار ثقفى: اين قيام در سال 66 هجرى در عراق به انگيزه خونخواهى امام حسين (عليه السلام) و انتقام از قاتلان او صورت گرفت. اين انقلاب به رهبرى مختار توانست در يك روز دويست و هشتاد تن از قاتلان امام حسين (عليه السلام) را به قتل رساند. 4- انقلاب مطرف بن مغيره: وى در سال 77 هجرى بر عليه حجاج بن يوسف شوريد و عبدالملك بن مروان را از خلافت خلع كرد. 5- انقلاب ابن اشعث: او نيز بر عليه حجاج در سال 81 هجرى شوريد و عبدالملك مروان را از خلافت خلع كرد. اين شورش تا سال 83 به طول انجاميد . در آغاز، پيروزيهاى نظامى به دست آورد اما بعدها شكست خورد. 6- انقلاب زيد بن على : وى كه از فرزندان امام زينالعابدين (عليه السلام) بود در سال 122 هجرى در كوفه قيام كرد، اما بيدرنگ به وسيله سپاهيان شام كه در آن هنگام در عراق بودند سركوب گرديد. 7- قيام حسين بن على ، شهيد فخ : «فخ» نام وادى و محلى است در قسمت غربى و يك فرسخى شهر مكه، و آن جايى است كه حسين بن على (صاحب فخ) بر عليه حكومت عباسى در سال 169 هجرى قيام كرد و با ياران خويش به شهادت رسيد. وى يكى از سادات و علماى اسلام بود كه براى عظمت تشيع با خون خويش پس از حدود يك قرن از ماجراى كربلا اثرى عميق در عالم تشيع بجاى گذاشت. اين انقلابها و انقلابهاى ديگر، نقش مهمى در برابر حكومتهاى ناشايست وقت از نظر محفوظ ماندن ظواهر اسلام و نام مقدس پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) و رعايت حقوق مردم ايفا كردند. و اين نهضت ها خود يكى از آثار مهم و ثمرات نهضت ريشهدار و عميق سيدالشهدا (عليه السلام) بود . در زمان كنونى نيز خواستگاه انقلاب اسلامى ايران ،مجالسى بود كه به جهت بزرگداشت حماسه حسينى و واقعه عاشورا اقامه مى گرديد. قيام حسينى نه تنها براى مسلمين بلكه براى غير مسلمانان نيز كه به دنبال رهايى از ظلم و ستم بوده و هستند، سرمشق قرار مى گيرد. «مهاتما گاندى» مى گويد: من زندگى امام حسين (عليه السلام) آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندهام و توجه كافى به صفحات كربلا نمودهام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستى ازامام حسين (عليه السلام) پيروى كرده و سرمشق بگيرد. 30. حسين ، كشته ديروز و رهبر روز است قيام اوست ، كه پيوسته نهضت آموز است خون او تفسير اين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد -=-=-=-=-=-=-=-=- 25 تاريخ طبرى , ج 7 ص 300 26 جامع احاديث الشيعه , ج 12 ص 556 27 ترجمهء تاريخ سياسى اسلام , ج 1 ص 351 28 تاريخ طبرى , ج 4 ص 347 29 ترجمهء لهوف سيد بن طاووس , ص 132 30 نقل از كتاب <درسى كه حسين (ع ) به انسانها آموخت > شهيد هاشمى نژاد, ص 447 منبع:آثار و بركات سيد الشهدا (عليه السلام) نویسنده:عليرضا رجالى تهرانى |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,374 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,364 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,562 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,760 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,460 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,760 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| عدالت واهداف حکومت علوی از منظر امیرالمومنین (علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,769 |
۱/تیر/۹۲ ۲۲:۵۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|






![[تصویر: hos-33.jpg]](http://moudeomam.com/images/stories/hos-33.jpg)


![[تصویر: hos-87.jpg]](http://moudeomam.com/images/stories/hos-87.jpg)
![[تصویر: hos-14.gif]](http://moudeomam.com/images/stories/hos-14.gif)
![[تصویر: 95646385536161213069.jpg]](http://upcity.ir/images/95646385536161213069.jpg)
![[تصویر: heyhat.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7556230214/heyhat.jpg)
![[تصویر: fdezxifc67gvhjw3vdy.gif]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/fdezxifc67gvhjw3vdy.gif)