کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
و «سکینه» شد اسمی بی کلاس ...
۱۰:۴۲, ۲۹/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۱ ۱۰:۵۶ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #1
آواتار
مطلبی خواندم در وبلاگ قطعه 26 حقیقتا درد آور و قابل تامل بود برایم دغدغه فکری خیلی ها میتوانست باشد . لازم دیدم دوستان دیگر هم مطالعه کنند. کمی طولانی است میبخشید ولی تا انتها همراه من باشید.


«عزیز» می گوید؛ زمان ما، میان خانواده ها دعوا بود سر اسم «سکینه». جان به جان شان می کردی، دست از این اسم برنمی داشتند. اول سکینه و بعد هم «رقیه». همین که می فهمیدند بچه شان دختر شده، خیلی زود یکی از این ۲ اسم را برمی داشتند. گاهی از قبل، این اسم را برای بچه شان برمی داشتند، تا یکی دیگر برندارد پیش دستی کند. اسم عزیزی بود سکینه. محترم، باوقار و متین. خب! قصه روشن بود. مردم امام حسین را دوست می داشتند، سلیقه امام حسین را هم دوست می داشتند. می دیدند امام حسین چه اسمی برای بچه شان گذاشته، همان را می گذاشتند روی بچه شان. الان هم مردم عاشق امام حسین اند. خیلی بیشتر از قبل، اما نمی دانم چرا اسم سکینه و رقیه نایاب شده؟!

«پدربزرگ» می گوید؛ اول بار، زمان شاه ملعون، در بعضی تئاترها می شنیدیم که دارند نام سکینه را دست مایه طنز قرار می دهند. بعدها طنز شد تمسخر. ما مردم مراقب نبودیم، جدی نگرفتیم، غصه را نفهمیدیم، بعضا بی هیچ نیت سوئی، همراهی کردیم و خندیدیم و بر دامنه اش اضافه کردیم تا اینکه یک روز به خود آمدیم و دیدیم سخت مان است همان اسمی را روی دختران مان بگذاریم که روزگاری بر سرش دعوا داشتیم!

تحلیل :
یک: در فرهنگ، از آنجا که «اسم»، «رسم» می آورد، اهمیت «اسامی» به اهمیت «رسوم» تنه می زند. در فرهنگ ایرانی اما انتخاب اسم فرزندان، دیری است ریشه در اسامی اهل بیت دارد. «فرهنگ ایرانی» بنا به ذائقه خود مردم، عاشق تنفس در حال و هوای «مکتب اسلام» است و این مهم، اگر چه افت و خیز دارد، اما دیروز و امروز و فردا ندارد.
دو: هر چند توطئه را در جنگ فرهنگ ها، توهم نمی دانم، لیکن مرادم از «افت و خیز»، فقط ناظر بر «توطئه بیرونی» نیست. فرهنگ را باید با عینک واقع بینی رصد کرد، نه در رصدخانه بدبینی. کلید خانه فرهنگ، دست سیاست نیست. سیاست، خانه ای، و فرهنگ، آشیانه ای دیگر است.
سه: گاهی اتفاقات فرهنگی در یک بستر کاملا طبیعی حادث می شود. در فرهنگ، قضاوت باید همه جانبه باشد و الا داوری ناصحیح رخ می دهد. به شدت بر همین منوال است، فرهنگ انتخاب اسم در رسوم ما ایرانیان. مثلا سال های منتهی به انقلاب، نیز اوایل انقلاب تا مقطع دفاع مقدس، اسم هایی چون عمار، یاسر، مقداد و کمیل برای پسران مرسوم بود و سمیه و خدیجه برای دختران. بدیهی است آن زمان هم، مثل دیروز و فردایش، اسامی محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و زینب، برتری عددی محسوسی نسبت به سایر نام ها داشت، اما به اقتضای روزگار، اسمی چون ابوذر یا سلمان، رایج بود میان مردمان. اینکه امروز اسامی مذکور کمتر روی فرزندان گذاشته می شود، گمان نکنم متاثر از «توطئه بیرونی» یا «غفلت درونی» باشد. واقعیتی است نه تلخ و نه شیرین، بلکه فقط واقعیتی طبیعی است. سبب تحلیل، تفسیر و تصویر هست، لیکن سبب صدور حکم نیست. بنا به این چیزها، حتما می توان ذائقه مردم را متاثر از حوادث روزگار وقت، تبیین کرد، اما باز هم بنا به این چیزها، قطعا نمی توان حکم به دینی تر بودن جامعه در زمان ماضی یا تقلیل آن در زمان حال داد. اینکه بعضی اسامی، زمانی گل کنند و زمانی، مهجور شوند، همیشه بوده. غصه ای ندارد، اگر که به اقتضای زمان باشد.
چهار: تا آنجا که آمار، یارای یاری دارد، ایرانی ها از دیرباز، بیشترین اسمی که برای فرزندان خود انتخاب می کرده اند، محمد و علی بوده و فاطمه. در همین شعاع، صرف نظر از اسم هایی چون مهدی، حسن، حسین، عباس یا ابالفضل و زینب، دیگر اسامی مذهبی، تابعی از شرایط روزگار بوده. گاهی اسمی تجلی بیشتر پیدا می کرده و گاهی نمود کمتر. در این بود و نبود، دوباره تاکید می کنم که به جستار فرهنگ باید نشست، نه اینکه دل به صدور حکم بست.
پنج: در علاقه بی مثال فرهنگ ایرانی به مکتب اسلام، جای شگفتی فراوان است. ایرانی اسم فرزند پسر خود را «رضا» می گذارد، صدالبته کار نیکویی می کند، صدالبته رضا، مثل «سجاد» و «باقر» و «صادق» و «کاظم» و «جواد» و «تقی» و «هادی» و «نقی» اسم موزون و قشنگی است، اما شگفتا! که این همه نه اسامی امامان ما، بلکه صفات معصومین ماست. نیک اگر بنگری، اسم امام رضا، «علی» بوده، نه رضا. رضا صفت ایشان است. نیک اگر بنگری، اسم امام جواد، «محمد» بوده. نیک اگر بنگری، اسم امام هادی، «علی» بوده. جالب اینکه زمان خود معصومین، امامان ما را یا به اسم ایشان صدا می زدند، یا به کنیه شان. به عنوان نمونه، با استناد به منابع موثق تاریخی، امام هادی را یا «علی بن محمد» می خواندند یا «ابالحسن».
شش: من اصلا قضاوتی ندارم که «علی»، «ابالحسن»، «هادی» یا «نقی»، کدامیک از آن دیگری، اسم زیباتری است، اما هر چه هست، نام اعلای دهمین پیشوای ما مسلمین، نام بلند بالای «علی» است. با این همه، من در باب جستار فرهنگ ایرانی، زنده باد می گویم این فرهنگ غنی را، که حتی از صفت معصوم، برای اولاد خود «اسم» درست می کند. هر چند هادی و نقی از صفات امام علی بن محمد است، اما در نگاه ایرانی، جمله این صفات، آنقدر زیباست که برمی دارد و اسم پسر خود را هادی و نقی می گذارد. از این حیث، فرهنگ ایرانی، نه فقط پیشتاز، بلکه ممتاز و با کمی اغماض، بی مانند است. ایرانی وقتی اسم فرزند خود را «علی» می گذارد، فقط نام مبارک امام اول را برای اولاد خویش اختیار نکرده، حالیا که علی، نام زیبای شماری از امامان ما، به خصوص و به کوری چشم دشمن، نام زیبای امام دهم ماست. ایرانی اما بسی بیش از این حرفها ۱۴ معصوم را دوست می دارد، لذا با علم به موضوعیت نام علی، می آید و مشخصا از صفات معصوم، برای نسل خود اسامی قشنگ می تراشد. اگر در هادی و نقی، نام علی مستتر است، حتما در جواد و تقی، نام محمد نهفته است. محمد و علی، آنقدر زیبایی دارند که حتی صفت شان هم تبدیل به اسم شود. «علی بن محمد»… آیا نامی از این زیباتر پیدا می شود؟! گفت: «صدق الله العلی العظیم». ما افتخار می کنیم قبل از «علی»، هیچ کس «علی» نبود. نام علی با ابوتراب آمد. امیرالمومنین نبود، نامی از علی نبود. از پرده باید برون می افتاد راز
.هفت: این همه که گفتم، از خوشی های طبیعت است، اما در جستار فرهنگ ایرانی، مگر می توان «شبیخون فرهنگی» را ندید و چشم بر بدی های توطئه فروبست؟! دگر بار تیتر این نوشته را نگاه کنید و دگر بار بخوانید سخن عزیز را. من نمی دانم این چندمین شگفتی این نوشته است، اما شگفتا! که «سکینه» صفت دخت مکرمه و صاحب فضیلت امام حسین است، نه اسم ایشان. اسم مقدس خانم، «امینه» بوده. در مقام و منزلت جناب امینه، همین بس، که اگر خانم رقیه را «بنت الحسین» می خوانند، آن شیرزنی که ما در فرهنگ ایرانی، خوش سلیقگی می کنیم و «سکینه» صدایش می زنیم، «باب الحسین» است. از اینها گذشته، تمام رمز و راز پیدایش و مانایی جلوه ویژه کربلا، یعنی «حماسه علقمه» و داستان راستان «آب و ادب»، مدیون سکینه باب الحسین است. «عموعباس» عطیه جناب سکینه به ماست، اما به راستی! چرا سکینه؟ این صفت آرام، آسمانی، آهسته، رویایی، دلی و بارانی از کجا نازل شده است؟
هشت: شاید این متن، جای مناسبی برای روضه خواندن نباشد، لیکن چه کنم که در جستار فرهنگ ایرانی، از هر سو که می روی، لاجرم به خیمه ارباب می رسی. قصه اش سر دراز دارد. هر وقت دل امام حسین می گرفت، جناب امینه را نگاه می کرد، دختش را روی زانو می نشاند، نوازشی می کرد و می فرمود: «تو مایه تسکین قلب پدری، تو سکینه پدری». این مقال، جای روضه بیش از این نیست؛ شب عاشورا، جناب باب الحسین، مانده بود که چرا پدر، مشغول جمع کردن خار از زمین کرب و بلاست؛ مگر فردا چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ مکن ای صبح طلوع!
نه: دشمن گاهی با «مکتب ایرانی»، «فرهنگ ایرانی» را نشانه می رود. جز این، گاهی که دشمن در وادی سیاست، کم می آورد، قصد می کند در صحنه فرهنگ، جبران کند. میدان فرهنگ، زمین مستعد و البته صبوری است که بذری در ضمیرش کاشته می شود؛ باید نشست به انتظار، تا فصل درو که عن قریب از راه می رسد. اینکه امروزه روز، ما از ترس تمسخر، می ترسیم نام سکینه و رقیه بر دختران خود بگذاریم، صدالبته طبیعی روزگار نیست. اینجا پای شیطنت دشمن و غفلت دوست در کار است. کار کرده دشمن روی ما. توطئه کرده.

ده: رنگ فرهنگ، دیر می گیرد، اما وقتی گرفت، سخت پاک می شود. اینک شاید بهتر متوجه شده باشیم که وقتی دیروز در شمارش امامان، جوک های دشمن ساز را تکرار می کردیم، مشغول چه ظلم مضاعفی بودیم به «تقی» و «نقی». حالا داریم چوبش را می خوریم. این درد، در جستار فرهنگ ایرانی، درد بزرگی است. یقین دارم در سرویس های جاسوسی دشمن، بخش طراحی جوک، اتاق مجزایی دارد برای خودش. از دل این اتاق، توطئه ها بیرون می زند؛ دیروز نوبت تمسخر فلان قوم بود و امروز نوبت وهن قوم دیگری فرا می رسد. در جنگ فرهنگ، از آستین دشمن، اما عمدتا دست من و تو بیرون می آید. من و تو و رسانه ملی و ما و همه و همه.


شگفتا! عشق به حسین بن علی، یا بهتر بگویم؛ اباعبدالله در دل ما فزونی گرفته، حتما فزونی گرفته، لیکن هنر دشمن آنجاست که در کنار این عشق مقدس، با ما کاری می کند که به «عبدالله» بخندیم، «جواد» را صفت بی کلاسان کنیم، «غلامعلی» را بد صدا بزنیم، حتی در رسانه ملی مان، بد تا کنیم با نام «تقی» یا اسم «نقی». ولله خیلی دشمن صبر کرد و خیلی طول کشید تا ناگهان، به طرفه العینی دیدیم سخت مان می آید اسم سکینه بگذاریم روی دخترمان. تعارف که نداریم؛ سخت مان می آید!

یازده: خواهش می کنم به من نگویید؛ با اسم که چیزی درست نمی شود! خواستید از این اداها دربیاورید، بیایید بهتر از این جمله را تحویل تان می دهم، اما اسم گاهی از رسم، مهم تر است. در اهمیت اسم، همین بس، که دشمن برای کشیدن نقشه امروز اسم من و تو، بیش از ۷۰ سال مشغول نقشه کشی است. کاش همان اندازه که دشمن روی اسم، حساس است، حساس باشیم روی اسامی نسل ایرانی. کاش از یک جا شروع کنیم. کاش بدانیم که در فرهنگ، مع الاسف کار زیربنایی ۶۰ ساله و ۷۰ ساله را فقط و فقط و فقط دشمن انجام می دهد. کاش هنگامی که کار زیربنایی در فرهنگ ما، در عمل، معنایی جز ماست مالی ندارد، من از خودم شروع کنم، تو از خودت، ایرانی از ایرانی. بحث این اسم و آن اسم نیست، بحث سیلی زدن بر گوش دشمن است در جنگ نام ها و شناسنامه ها. بحث گوشه نشینی و رنجوری صفت است. دشمن می خواهد نام را بکشد، اما به شناسنامه، امان دهد. ابتدا اسم را می زند، بعد قربانی شدن رسم را به تماشا می نشیند. «نقی» باید قهرمان قصه ایرانی باشد. «سکینه» باید با افتخار در کلاس دانشگاه بگوید؛ نام من سکینه است. باور کنیم سطح این حرفها، پایین نیست، خیلی بالاست! چکمه دشمن، بر حلقوم شناسنامه ایرانی است. دیر هم شده برای این دعوا. شاید ۷۰ سال، شاید هم بیشتر!
برادرم! خواهرم! می آیی نقشه طولانی تر از نیم قرن دشمن را یکی یکی نقش بر آب کنیم؟ نه! من نسخه تجویز نمی کنم، دارم درد می کشم از شدت فریاد. این ادعا را خودم هم قبول ندارم، اما در روزگاری که حرف نادرست، زیاد زده می شود، به تنبهی بگذران این جمله را، شاید متقاعدم کردی که حرفم را قبول کنم! چیست اما حرف من؟ بخوان! «در روزگاری که عاشق امام حسین نیز هراس دارد اسم دخترش را «سکینه» بگذارد، همین می شود وضع حجاب. نام سکینه که تمسخر شود، خود به خود وضع حجاب، همین می شود! جوری که اصلا نفهمیم چی شد و کی شد؟!»

دوازده: کاش گشتی به ارشاد قلوب مومنین می پرداخت، کاش! کاش نامم را از من نگیرند بی مرام ها، کاش! کاش در کلاس دانشگاه، «سکینه» اسم بی کلاس نمی شد، کاش! کاش برمی گشتم به روزگار کودکی… حتی قبل تر! کاش هم عصر پیشوای دهم می شدم و به امام علی بن محمد می گفتم: سلام امام هادی! کاش می شد کمک کنم به سیدالشهدا شب عاشورا… کاش!

این همه را گفتم، اما در کمال تاسف، سکینه ای می شناسم بی معجر! آخر، فردای کربلا، چادر از سرش کشیدند… آه غیرتی ها! دیر جنبیدیم؛ «سکینه» شد اسمی بی کلاس!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، ترنم ، MAHDI59 ، یاســین ، احیاء ، Seyed Mohsen ، Hadith ، blue.blood ، mahdy_mir ، mahdy30na ، در جستجوی سختی ، am_po ، آشفته ، ضحی ، black ، hesam110 ، فاطمه خانم ، حسن.س. ، AMINI ، faateme-313 ، مرغ باغ ملکوت ، medad.sefid ، meshkat ، محب الزهرا ، Mohammad Trust ، fatemeh ، yamin ، Maysam-1st ، آوای انتظار ، ztb ، fazel ، شیدا ، مجید121 ، Elia ، مفقود الاثر ، farzad313 ، فانوس *7* ، Agha sayyed ، سرباز سید علی ، مجید املشی ، hajiali.m ، دل خسته ، Amirsaeed ، somayeh ، مهدی2012 ، Admirer ، mohamad ، mhvvhm ، جویای حقیقت ، Farzaneh ، AFG Shia ، zryy ، mosafer ، Asma ، Mitsonary ، rahgozar.f ، عبداللهی ، أین المنتظر ، ZaHrA110M ، بچه شیعه ، تفکر ، تازه مسلمان ، zarati313 ، نسیم ، mhklord ، عبدالرحمن ، سرباز ولایت ، حوریه سادات ، فدايي ولايت ، azade ، nahal_m

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۰۰, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #31
آواتار
(۲۹/آبان/۹۱ ۱۲:۰۷)شاهین نقوی نوشته است:  نویسنده اصلی این متن (پست اول) اگر راست می گوید اسم دختران خودش را سکینه و کلثوم می گذاشت ( یا بگذارد)



کل اگر طبیب بودی , سر خود دوا نمودی ! دی:

نقل قول: برایت متاسفم که بدون دلیل قطعی و بدون شناخت، تهمت می زنی و افترا می زنی ! آبروی مسلم از کعبه محترم تر

است ! چرا اصول اخلاقی نداری و هر گمان حاصل از سونیتت را ، می نگاری !؟

می خواهی شناسنامه و کارت ملی ام را اسکن کنم و در این تاپیک قرار دهم تا ببینی،هر چند تو به مانند بنی اسرائیل

اینقدر بهانه جویی که اگر این کار را هم بکنم ، بهانه می گیری که فتوشاپ است !

سعی اینقدر پارانوییک (و پرسوظن) نباشی و این چنین در مورد کسانی که نمی شناسی منفی بافی نکنی !

...
..
.
چقدر خوب میشد اگر ما آدما سر سوزن به حرفهایی که میزدیم عمل میکردیم...

آقای شاهین نقوی از شما میخوام یه بار دیگه متنی رو که برای جناب دل خسته نوشتید، بخونید. این بار با این دید که جواب نویسنده مطلب به شماست...
خودتان قضاوت کنید..
.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، مجید املشی ، Havbb 110 ، جویای حقیقت ، حقیر
۱۷:۲۵, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #32
آواتار
دوستان
حس میکنم نه حمله به اسمای مذهبی کار درستیه
نه حمله به اسمهای ایرانی

(بحث اسمهای غربی و... کلا متفاوته)

مهم اخلاق و منش آدماس

اگه کسی قصد داره اسمهای مذهبی رو محبوب کنه
یکی از بهترین راهها اینه که مذهب رو محبوب کنه
و این هیچ راهی نداره جز اینکه اونایی که دم از دیانت میزنن
اخلاق و رفتارشون جوری باشه که بشه بش افتخار کرد


تو این زمونه ای که رفتار بد بعضی خشک مقدس ها خیلیا رو از دین زده کرده
رفتار خوب مذهبیا هم میتونه خیلیا رو دوباره به دین برگردونه


اسم
فقط یه بهونه س

آدمی اگه دین رو دوست داشته باشه
حکما اسم بچشو یه جوری به دین مرتبط میکنه

وگرنه
اسم بدون عشق ارزشی نداره


مثال خود من اسمم زهراست
واقعا هم ازش راضیم
ولی بعضی وقتا به کارای خودمم که فکر میکنم
ازینکه زهرا صدام کنن شرمم میشه
حس میکنم نتونستم حرمت اسممو نگه دارم...


بعضی اسما حرمت دارن.....
این خیلی مهمه...
...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آوای انتظار ، saloomeh ، یاســین ، دل خسته ، Agha sayyed ، rahgozar.f ، جویای حقیقت ، blue.blood ، حقیر
۱۹:۳۶, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #33
آواتار
هر کسی حق تغییر اسمش رو بعد از رسیدن به سن قانونی داره....
اگه از اسمتون به هر دلیلی خوشتون نمیاد برین عوضش کنین خیالتونو راحت کنین...
هم از اسامی دینی به غیر دینی تغییر میدن هم از غیر دینی به دینی.....(البته دومیه راحت تره)
(خودم میخوام برم وقت ندارم)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته
۲۰:۲۵, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۲۰:۲۶ توسط Reza71.)
شماره ارسال: #34
آواتار
خیر اقای نقوی سخت در اشتباهید.....
الان من برای نام کوچکم هم وقت دادگاه گرفتم....
یکی از دوستام از حسین اسمش رو به ارش تغییر داد بدون هیچ دردسری...
حدود 2 ماه دیگه نوبت منه....(فکر نکنم اسم مورد نظرم رو قبول کنن)

تغییر نام خانوداگی سخت تره....
به خاطر حق تقدم...
که باید بری از کسی که نام خانوادگی مورد نظر شما رو داره رضایت بگیری یا یه پسوند تهش بذاری...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، saloomeh ، Havbb 110 ، blue.blood
۲۰:۳۶, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #35
آواتار
سلام
راستی این خبر هم جالب بود بیارم :
نقل قول:
در واکنش به شاهین نجفی خواننده هتاک صورت گرفت
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza71 ، AMINI ، saloomeh ، Havbb 110 ، فاطمه خانم ، یاســین ، فانوس *7* ، ترنم
۲۰:۴۰, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #36
آواتار
قبلن هم در این مورد بحث شده!!
هر دوره ی یک فرهنگی داره و یک سری اسامی...در هر دوره یک چیزهای جدید به جامعه اضافه میشه و یا اینکه جامعه دوباره به گذشته بر میگرده و از داشته هاش استفاده میکنه!!
به نظر من کار درستی هست که نامهایی ایرانی و برای بچه انتخاب بشه! حداقل فرهنگ خودمون رو حفظ کردیم و این اسامی در تاریخ گم نمیشن و فراموش نمیشن...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza71 ، AMINI ، faateme-313 ، Gryffen ، blue.blood
۱۰:۳۱, ۱/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۱ ۱۱:۵۵ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #37
آواتار
به عقیده بنده اگر این تعصبات بی پایه و بحثهای قومی گرائی حل بشود دیگر هیچ حساستی برای تعیین نام نخواهیم داشت و این مهم به نحو احسن انجام خواهد شد . مشکل از آنجا شروع شد که عده ای روشنفکر نما آمدند به زعم خودشان برای مقابله با فرهنگ عربی نامهای گاها منسوخ و نا متعارف فارسی را باب کردند!!!!!
به قول نویسنده مطلب : این امر شده حربه سوء استفاده دشمن !!!!! می آید فرهنگ ایرانی را در مقابل فرهنگ اسلامی قرار می دهد !!!! و به من این تفکر را القا میکند که این اسامی به هویت ملی من حمله ور شده غافل از اینکه ایرانیها بیش از هر قوم دیگری بر روی اعراب و فرهنگشان تاثیر گذار بوده اند !!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، fatemeh ، AMINI ، blue.blood ، یاســین ، مجید املشی
۱۲:۱۴, ۱/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۱ ۹:۴۱ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #38
آواتار
(۱/آذر/۹۱ ۱۱:۴۴)شاهین نقوی نوشته است:  این خبر کذب محض است , حالا شاید یک نفر مقدس مآب چنین کاری کرده باشد , ولی این که تقاضاهای بسیاری شده

باشد , دروغ است , این خبرگزاری وابسته به ح ک و م ت , فقط اخبار سفارشی و فرمایشی دروغین از خودش در میاورد

تا به وظیفه ایدئولوزیکش عمل کرده باشد ! در ثانی بر فرض هم چنین امری صحیح باشد ضعف خودتان و عقیده تان

را نشان داده اید چون با این کار(تغییر نام) نشان داده اید که شاهین نجفی هم برای خود اصالتی دارد و او یک تنه

هماورد اسلام و شیعیان شده است که حالا می خواهید با او بجنگید !

با سلام
منابع خبری:
خبرگزاری فارس
اداره ثبت احوال مرکزی
خلیج فارس + سند
و و و

البته صاحبان این اسم مثل جنابعالی افراد محترمی هم هستند ولی بر طبق عقیده تغییر نام میدهند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، میثاق ، Havbb 110 ، saloomeh ، ترنم
۱۲:۳۳, ۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #39
آواتار
نقل قول:غافل از اینکه ایرانیها بیش از هر قوم دیگری بر روی اعراب و فرهنگشان تاثیر گذار بوده اند !!!!!!!!!

خانوم ِ سالومه ، ممکنه یه توضیحی بدید ؟
ممنون میشم ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: A L I ، saloomeh
۱۳:۲۹, ۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #40
آواتار
(۱/آذر/۹۱ ۱۲:۳۳)blue.blood نوشته است:  
خانوم ِ سالومه ، ممکنه یه توضیحی بدید ؟
ممنون میشم ...

سلام چرا نمیشه !!!!Wink

در تاثیر ایرانیان بر اعراب که هیچ جای شکی نیست و در فضای نت به راحتی میتونید مطالب خوبی پیدا کنید ولی من باب یاد آوری فقط به تاثیر ایرانیان بر اعراب در زمینه ادبیات اشاره کوچکی خواهم داشت.
خدمات ايرانيان به زبان عربی بيش از خود اعراب به اين زبان بوده و خيلی بيش از خدمت اين مردم به زبان‏ فارسی بوده است . ايرانيان به حكم يك انگيزه مقدس دينی به خدمت زبان‏ عربی همت گماشتند . ايرانيان مانند همه مسلمانان پاكنهاد ديگر زبان عربی‏ را زبان قوم عرب نمی‏دانستند ، آنرا زبان قرآن و زبان بين‏المللی اسلامی‏ می‏دانستند . لهذا بدون هيچگونه تعصب و با شور و نشاط و علاقه فوق‏العاده‏ای‏ به فراگيری و ضبط و تدوين اين زبان پرداختند . (1 )
واژه هاي فارسي قرآن، 10 تا 15 كلمه برآورد شده كه برخي را در شعر جاهلي نيز مي توان يافت و برخي ديگر احتمالاً نخست در قرآن به كار آمده اند (از آن جمله است: استبرق، نمرق، ابريق، سراج، سلوار، فردوس، ورد... در اين باره نك: جفري، واژه هاي دخيل.
خوب است به سلمان فارسي نيز اشاره كنيم كه گويا اطلاعات لشكري و سياسي او براي مسلمانان آن روزگار سودمند افتاده بود. از جمله او حفر «خندق» (از پهلوي كندگ) را به ايشان آموخته بود (هرچند اين كلمه در شعر جاهلي هم آمده است، نك: طبري، 1465/3؛ ماسينيون، همانجا؛ آذرنوش ، همانجا).
پیشنهاد میکنم کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهری رو حتما مطالعه کنید اطلاعات گرانبهایی رو در اختیارتان خواهد گذاشت و جواب خیلی از پرسشهایتان را خواهد داد.
1- خدمات متقابل ایران و اسلام

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، AMINI ، میثاق ، Havbb 110 ، بچه شیعه ، Agha sayyed ، blue.blood ، حقیر
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا