|
سیاست خارجی در حکومت اسلامی
|
|
۱۵:۰۶, ۴/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۳ ۲:۴۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع پروژه: امکان سنجی و بررسی ابعاد سیاست خارجی و رابطه ی جمهوری اسلامی با کشور های دیگر ، از جمله کشورهایی که مورد بررسی قرار میگیرند: - کشورهای اسلامی که از مسیر اسلام ناب خارج شده اند ---کشور های اهل سنت ---شیعیان - کشور های شرقی - کشور های مسیحی - کشور های کمونیست - ایالات متحده ی آمریکا (ویژه) - رژیم صهیونیستی اسرائیل البته این پروژه رو طوری مینویسیم که متعلق به زمان خاصی نباشه و به وضع کنونی و نقد دولت و... نخواهیم پرداخت! در این پروژه از علوم سیاسی و روابط بین الملل ، روند دیپلماسی عمومی ، اعماق استراتژیک کشورها و اعتقادات ، و ان شاء الله از آیات و روایت اسلامی هم بهره خواهیم جست. بسم الله الرحمن الرحیم ، ابتدا ویژگی کشورهایی که حق داریم با اونها رابطه داشته باشیم رو از لحاظ قرآن بررسی میکنیم و سپس به مصداقها میپردازیم. این مطالب روز از سایت askquran.ir برداشتم ، البته سند آیات و احادیث کنارش هست. نکته: این مسائل به ظاهر در سطح تکنیکی و فردی مطرح شده ولی در سطح استراتژیک و بین کشوری هم میشه ازش استفاده کرد. نکته 2 : مسائل زیر اولویت ها را مشخص میکنند ، نگاه صفر و صدی درباره ی معیار های مطرح شده نباید داشت ، بلکه به هر کشوری در مورد معیار های زیر نمره ای بین صفر و صد میدهیم! برآیند همه ی معیار های زیر ما رو در تصمیم گیری در ساخت سیاست خارجی راهنمایی میکنه. يكي از مباحث بسيار مهم در مسائل اجتماعي، ميزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتي، دوستيها و روابط دوستانه با يكديگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزير است و محتاج به دوست. نكته مهم در اين ميان، تأثير بسيار زياد دوست بر شخصيت انسان است كه در آيات قرآن كريم و روايات معصومان عليهمالسلام، به اين موضوع اشاره شده است. در سوره فرقان خداوند حال برخي ظالمان را اينگونه بيان ميدارد: ‹‹(روز قيامت) روزي است كه ميبيني ظالم (از شدت حسرت) دست خود را ميگزد و (ميگويد:ايكاش با فلان شخص دوست نميشدم!›› امير المؤمنان سلام الله عليه ميفرمايد: كسي كه شخصيت او بر شما مشتبه شد و از دين او اطلاعي نداشتيد، به دوستانش نگاه كنيد؛ اگر آنان از اهل دين خدايند، پس آن شخص نيز بر دين خداست، ولي اگر دوستان وي بر غير دين خدا بودند پس بدانيد كه او نيز هيچ بهرهاي از دين خدا ندارد. 1 در مورد دوست، در احاديث مطالب زيادي بيان شده، اما در اين گفتار به فضل خداوند متعال با استفاده از آيات نوراني قرآن كريم، برخي شرايط و ملاكهاي انتخاب دوست را بيان ميداريم. 1. دوستی با خدا و اهل بیت (=ایمان) از نگاه قرآن كريم ميزان شخصيت انسانها رابطه مستقيمي با اعتقادات آنها دارد. كسي كه از گوهر با عظمت ايمان بيبهره باشد، شخصيت وي در حدي نخواهد بود كه ارزش رفاقت و دوستي را داشته باشد تا انسان بخواهد طرح دوستي با چنين كسي بريزد: يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنْ الْحَقِّ ممتحنه/1 ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد. شما به آنان اظهار محبت ميكنيد؛ در حالي كه آنها به آنچه از حق براي شما آمده، كافر شدهاند. 2. احترام به مقدسات و مسائل ديني يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِياءَ … وَإِذَا نَادَيتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا مائده/ 57ـ 58 ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد! افرادي كه ايين شما را به باد استهزا و بازي ميگيرند ـ از اهل كتاب و مشركان ـ ولي خود انتخاب نكنيد… آنها هنگامي كه (اذان ميگوييد و مردم را) به نماز فراميخوانيد، آن را به مسخره و بازي ميگيرند. در اين دو آيه شريف خداوند صراحتاً از دوستي با كساني كه دين مسلمانان را به باد سخريه و استهزا ميگيرند، نهي فرموده است و به عنوان مثال و ذكر مصداق، بحث اذان را مطرح ميفرمايد.2 3. راستگويي يكي از مصاديق مهم اخلاق در زندگي انسان، صداقت و راستگويي است؛ چرا كه در حقيقت دروغ خود نوعي نفاق است و در آيات و روايات بسيار مذموم شمرده شده است و حتي در برخي از روايات كليد تمامي گناهان، دروغ بيان شده است.3 در رفاقت و دوستي نيز انسان يكي از ملاكهايي كه بايد در نظر داشته باشد، صداقت و راستي دوست است: يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ توبه/ 119؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و با صادقان باشيد. در تفسير اين آيه شريف آمده است: «صداقت شرط و ملاك اساسي دوستي است و اگر به دوست و همراه انسان، صديق گفته شده است، بهخاطر صداقت او در رفتارش با دوست خود است». 4. دوستي دوطرفه اگر انسان قصد دوستي با كسي را دارد، بايد ببيند كه آيا طرف مقابل هم متمايل به اين دوستي هست يا نه؟ هَا أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يحِبُّونَكُمْ آلعمران/ 119؛ شما كساني هستيد كه آنها را دوست ميداريد، اما آنها شما را دوست ندارند. آري، اگر دوستي يكطرفه باشد، باعث ذلت و خواري ميگردد و هرگز براي انسان سودمند نخواهد بود. چه خوش بي مهربوني هر دو سر بي كه يك سـر مهـربـوني دردسـر بي روی این دو مورد (بالایی و پایینی) در مورد آمریکا اساسی بحث دارم! 5. هماهنگی ظاهر و باطن همیشه افرادی در جامعه وجود دارند که هزار رنگاند؛ یعنی با هر کسی همانگونه سخن میگویند وبرخورد میکنند که او میپسندد و هیچ هدف خاصی را دنبال نمیکنند و به هر رنگی که منافع مادیشان اقتضا کند، درمیآیند که خطر این افراد نیز بسیار زیاد است. وَإِذَا لَقُوکُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیکُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ الغَیظِ آلعمران/ 119؛ و هنگامی که شما را ملاقات میکنند، (به دروغ) میگویند: ایمان آوردهایم، اما هنگامی که تنها میشوند، از شدتِ خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان میگزند. 6. خيرخواه بودن خداوند متعال در قرآن كريم مؤمنان را از دوستي با برخي گروهها همانند اهل كتاب، كفار و منافقين برحذر ميدارد و تعدادي از خواستهها و انگيزههاي شوم و پست آنان را اينگونه بيان ميفرمايد: يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَايأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَاعَنِتُّمْ آلعمران/118؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد! محرم اسراري از غير خود، انتخاب نكنيد؛ آنها از هر گونه شر و فسادي درباره شما كوتاهي نميكنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد. 7. خوش اخلاقي يكي از دستورهاي دين مبين اسلام، خوش اخلاقي با ديگران است كه جايگاه بسيار والايي را داراست. خوش اخلاقي ،هم دوستيها را پايدار ميسازد و هم در جذب ديگران به سمت خود تأثير فوق العادهاي دارد: ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَينَكَ وَبَينَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِي حَمِيمٌ فصلت/ 34؛ بدي را با نيكي دفع كن، ناگاه (خواهي ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمني ميكند، گويي دوستي گرم و صميمي است. در مقابل، تحمل نكردن ديگران و تندخو بودن، باعث ميشود آنان از اطراف انسان پراكنده شوند؛ حتي اگر انسان، بهترين مخلوقات و پيامبر باشد: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ آلعمران/ 159؛ به (بركت) رحمت الهي، در برابر آنان (=مردم) نرم (و مهربان) شدي و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو پراكنده ميشدند. خلاصه : 1- دشمن خدا و دشمن خودتان را دوست نگيريد 2- افرادي كه ايين شما را به باد استهزا و بازي ميگيرند ـ از اهل كتاب و مشركان ـ ولي خود انتخاب نكنيد 3- صداقت شرط و ملاك اساسي دوستي است 4- دوستی باید دو طرفه باشد 5- هماهنگی ظاهر و باطن طرف مقابل 6- محرم اسراري از غير خود، انتخاب نكنيد؛ آنها از هر گونه شر و فسادي درباره شما كوتاهي نميكنن 7- اخلاق خوب |
|||
|
|
۱۹:۰۲, ۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دیپلماسی عمومی از منظر علوم استراتژیک
در بخش قبلی به معیارهای قرآنی برای انتخاب دوست پرداختیم. از منظر علوم استراتژیک در این بخش میخواهیم به روند دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی و روابط دو کشور با یکدیگر بپردازیم. مهمترین سوالی که در این بخش به آن پاسخ داده میشود این است که 1- اگر معیار های قرآن در واقعیت امروز صفر و صدی نیست 2- اگر کشوری غیر اسلامی بسیار شرایط خوبی برای رابطه داشت ولی کشوری اسلامی تمایلی به رابطه با ما نداشت 3- همچنین در شرایطی که بین هر دو کشوری ، تعدادی اختلاف و تعدادی اتفاق نظر وجود دارد سیاست خارجی چگونه رقم میخورد و آیا همه ی اینها در یک سطح خواهند بود و اهمیت هرکدام چقدر است؟ پاسخ به این سوالات بسیار ساده است. اگر کشوری با ما در یک چهارچوب تصوری فکری و عقیدتی از نظر مبانی فکری و اعتقادی بود ، رابطه ی ما با آن کشور تا عمق استراتژیک میتواند پیش برود. ولی اگر کشوری از نظر مبانی اعتقادی و فکر با ما در یک وادی نبود ، اتفاق و ارتباط ما حد اکثر تا سطح تاکتیکی بیشتر جلو نخواهد رفت و نمیتواد برود. برعکس ، اگر کشوری با ما در یک چهارچوب تصوری فکری و عقیدتی از نظر مبانی فکری و اعتقادی نبود ، اختلاف ما با آن کشور تا عمق استراتژیک ادامه دارد. ولی اگر کشوری از نظر مبانی اعتقادی و فکر با ما در یک وادی بود ، اختلافهای ما حد اکثر تا سطح تاکتیکی بیشتر جلو نخواهد رفت و نمیتواد برود. برای روشنتر شدن بحث دو مثال را بررسی میکنیم. ما با کشور عراق و عربستان و هر کشور اسلامی دیگری ، درون یک وادی اعتقادی هستیم. اگر اختلافی داشته باشیم این اختلاف حد اکثر در سطح تاکتیکی خواهد بود ولی اتفاق نظر ما تا سطح استراتژیک عمق دارد. مثال دیگر ، کشوری غیر اسلامی در غرب یا شرق ، مسیحی یا حتی کمونیست ، اگر با آن رابطه ای برقرار کنیم و اتفاقی داشته باشیم ، این اتفاق نظر به دلیل متفاوت بودن مبانی فکری و اعتقادی حد اکثر در سطح تاکتیکی خواهد بود ، ولی اختلاف ما با آن کشورها تا سطح استراتژیک عمق دارد. البته این مسائل بدون در نظر گرفتن معیار های قرآن بود ، بردن این شاکله در ذیل معیار های قرآن سیاست خارجی دینی شده ای را به ما خواهد داد و ان شاء الله شبهات بسیاری از خوانندگان درباره ی ابعاد و نحوه ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی (به نحوی که مد نظر اسلام است) را برطرف خواهد کرد |
|||
|
|
۱۷:۴۴, ۶/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۱ ۲۲:۰۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به خاطر اشتباهی که رخ داده بود ، موارد مطرح شده در پست اول که تعدادشان 6 تا بود اصلاح و به 7 عدد قاعده رسید.
در ادامه ی پست اول (قواعد اسلام) شماره ی 8 : قاعده ی بسیار مهم و کاربردی نفی سبیل (مهمترین دکترین در ساخت سیاست خارجی) سبيل در لغت به معناي راه[1] و حجت[2] و از نظر فقهي مراد از نفي سبيل اين است كه خداوند متعال حكمي جعل نكرده كه بر اثر آن، براي كفار، برتري بر مسلمانان ثابت كند.[3] و در آن امور، کفار را به منزله مرده قرر دادهاند که بود و نبودشان یکی است.[4] اين قاعده شامل تمامي افراد و انواع كافر ميشود؛ چه كافر مادرزادی و چه مرتد و چه افرادي كه محكوم به كفر و منتحل به اسلام هستند،[5] مثل افرادي كه در مورد ائمه غلو ميكنند و يا در مورد خداوند قائل به تشبيه هستند. اين حكم شامل همه مسلمانان ميشود و مختص به شيعيان نيست و اهل سنت هم داخل در عنوان مسلمان هستند.[6] اين قاعده، حاكم بر ادله اوليه احكام است. يعني مفاد آنها تا جايي درست است كه موجب تسلط كفار بر مسلمانان نشود و در غیر این صورت اين قاعده جلوي آن ادله را ميگيرد و مفاد خودش را بر مفاد آن ادله مقدم ميكند.[7]مثلا بر طبق اطلاق ادله صحت بيع، خريد قرآن توسط كافر بايد صحیح باشد ولي بر اساس اين قاعده، اين خريد و فروش ممنوع است. این قاعده، يكي از قواعدي است كه در بسياري از ابواب فقهي جريان دارد و فقها در بسياري از فروعات فقهی، به اين قاعده تمسك كرده اند و احکام آنرا نفي كردهاند. مستندات: الف: ايه 141 سوره نساء؛ «لن يجعل الله للكافرين علي المسلمين سبيلا» «خداوند تسلطي براي كافرين بر مسلمين، قرار نداده است.» مفاد اين آيه اين است كه خداوند، حكمي را كه موجب تسلط كفار بر مسلمانان ميشود،جعل نكرده. [8]و ممكن است گفته شود كه مراد از سبيلی كه در آيه نفي شده،حجت است.[9] و به قرینه آیه قبل در مورد قیامت است بدين معنا كه در آخرت، هيچ حجتي به نفع كفار و به ضرر مسلمين، قرار داده نشده است. ولي اين احتمال مانع استدلال نیست؛ زيرا سبيل معناي عامي دارد كه شامل حجت و تسلط ميشود[10] و آیه قبل که در مورد قیامت است، موجب تخصیص آیه نفی سبیل نمیشود.[11] ب: نبوي مشهور: «الاسلام يَعلو و لا يُعلَي عليه و الكفار بمنزله الموتي لا یَحجُبون و لا يَرثون»[12] یعنی اسلام نسبت به سایر مکاتب و ملل، همیشه برتری دارد و هیچ چیزی بر آن برتری ندارد و کافران به منزله مردهها هستند، مانع از ارث دیگران نمیشوند و خودشان نیز ارث نمیبرند. در این روایت مراد از اسلام، مسلمانان و متدينين به اين آيين است و روايت در صدد جعل يك حكم شرعي است نه خبر دادن از يك امر تكويني، پس مفاد اين حديث اين است كه در اموري كه كفار با مسلمانان ارتباط پيدا ميكنند، حكم آن به نفع مسلمانان جعل شده است.[13] اين روايت از نظر سندي مرسل است[14]و اگر هم شهرت عملی بین فقها باعث جبران ضعف سندي آن بشود،[15] اشكا ل روایت از نظر دلالی اين است كه این روايت در صدد ارشاد و خبر دادن از برتری ذاتی اسلام است و در مقام بیان حکم تشریعی نیست.[16] ج: اجماع: همه علما در طول تاریخ فقه بر اين مطلب اتفاق نظر دارند كه هيچ حكمي كه موجب تسلط كفار بر مسلمانان ميشود توسط خداوند جعل نشده است. البته با توجه به ادله آیه و روایت این باب، احتمال مدركي بودن اين اجماع وجود دارد و جلوي استناد به آن را ميگيرد.[17] د: مناسبت حكم و موضوع: شرافت اسلام و مسلمانان مقتضي اين است كه خداوند،حكمي كه موجب ذلت مسلمانان ميشود را جعل نكرده است.[18] البته اين مطلب در تمامي موارد اين قاعده جاري نميشود. مثلا در جايي كه مرد كافر با زن مسلمان قصد ازدواج دارند، اين ازدواج، مصداق ذلت آن زن نيست؛ چون او به ميل خودش و با رضايت كامل تن به اين ازدواج ميدهد در حالي كه بر اساس قاعده نفي سبيل چنين ازدواجي ممنوع است، چون موجب تسلط كافر بر مسلمان ميشود.[19] [1]- محمد بن عبدالقادر؛ مختار الصحاح، بيروت ،دار الكتب العلميه، 1415ق،چ اول، ص 152. [2]- معجم الوسيط، استانبول،دارالدعوه، بي تا،ص 415. [3]- بجنوردي،محمد حسين، قواعد فقهيه، قم، نشر الهادي،1419ق، چ اول، ج1، ص 193. [4]- صدوق، محمد بن حسين؛ من لا يحضره الفقيه، تهران، دار الكتب السلاميه،1390ق، چ پنجم، ج4،ص243، ح778. [5]- حسيني مراغي،عناوين فقهيه، قم،نشر اسلامي، 1418ق، چ اول، ج2، ص 359. [6]- فاضل لنكراني، قواعد فقهيه، قم، نشر اعتماد، 1418ق، چ دوم، ص258. [7]- قواعد فقهيه فاضل لنكراني، ص 248. [8]- سيد مصطفوي، مأئه قاعده فقهيه، قم،نشر اسلامي، 1417ق، چ سوم،ص 293. [9]- طبري،محمد بن جرير،؛ جامع البيان، بيروت،دار المعرفه، 1400ق،چ چهارم، ج5، ص214. [10]- قواعد فقهيه بجنوردي،ج1، ص 187. [11]- قواعد فقهیه فاضل، ص236. [12]- الفقيه، ج4، ص 243، ح778. [13]- قواعد فقهيه فاضل، ص244 [14]- صد قاعده فقهي، ص 294. [15]- قواعد فقهيه فاضل، ص 243. [16] صد قاعده فقهي،ص 294. [17]- قواعد فقهيه بجنوردي، ج1، ص 191. [18]- قواعد فقهيه بجنوردي، ج1، ص192. [19]- قواعدفقهيه فاضل،ص 247. نویسنده : حسین رضایی از سایت پژوهشکده باقرالعلوم |
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
9 - عزت آفرین بودن
کلمه «عزت» از کلمات کلیدی قرآنی و حدیثی است که به مفهوم مانع از مغلوب شدن انسان و ظلم و ستمناپذیری او در برابر مستکبران است. (مَنْ کانَ یُریِدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً)[فاطر، 10.] کسی که خواهان عزت است ]بداند[عزت یکسره از آن خداست. پیامبر گرامی هیچگاه از خود ذلت نشان نداد و از مؤمنان نیز خواست به ذلت تن درندهند. ایشان میفرماید: هیچ مؤمنی نباید نفس خود را خوار بشمارد. ( وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم مؤسسهی آل البیت(علیه السلام)، ج 16، ص 158.) (وَللهِ العِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلکِنَّ الْمُنافِقیِنَ لا یَعْلَمُونَ)[منافقون، 8.] و عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است، ولی منافقان نمیدانند. همانانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود برمیگزینند، آیا میخواهند از آنان عزت و آبرو بجویند، با این که همهی عزتها از آنِ خداست.[نساء، 139.] انسان عزیز و شکستناپذیر بر سر سفرههای حلال پرورش مییابند. امام حسین(علیه السلام)میفرماید: ... سینههای پاکیزهای که ما از آن شیر نوشیدهایم، ذلت را بر ما روا نمیداند.[بحارالانوار، ج 45، ص 7.] پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) میفرماید: اگر به دیگران نیاز دارید، با عزت نفس از آنان بخواهید.[شرح نهج البلاغه، عبدالحمید، ابن ابی الحدید، قم، کتاب خانهی آیت الله مرعشی نجفی، ج 20، ص 317.] امام حسین(علیه السلام) که الگوی عزت و شرافت در جهان است، در این باره میفرماید: موت فی عزّ خیر من حیاة فی ذل.[المناقب، محمدابن شهر آشوب، قم، انتشارات علامه، ج 4، ص 68.] مرگ با عزت و شرف از زندگی همراه با خواری، بهتر است. همچنین ایشان فرموده است: هیهات منا الذلة.[ لهوف، سیدبن طاووس، تهران، انتشارات جهان، ص 97.] خواری از ما اهلبیت(علیه السلام) بسیار به دور است. عزت مداري در سيره امام حسين عليه السلام از تعاليم امام به مردم اين بود كه قدر و ارزش خويش را خوب بشناسند و خود را در راههاي پست نيندازند و خويشتن را ارزان نفروشند. امام ميفرمود: «ليس لانفسكم ثمن الا الجنه فلا تبيعوها بغيرها فانه من رضي من الله بالدنيا فقد رضي الخيس؛ جانهاي شما قيمتي جز بهشت ندارد، پس آن را به چيزي جز آن نفروشيد، اگر كسي عوض خدا بهدنيا راضي شد به قيمت نازلي خود را فروخته است.» اين معنا با كرامت انساني و حرمتجان مؤمن و عزت نفس مسلمان قابل توجيه است و بس . امام حسين (علیه السلام) عزت مندي را حتي براي فقير و نيازمند ميخواست و نياز را توجيه گر ذلت پذيري و خدشه دار كردن عزت نفس مسلمان نميديد و راه حفظ عزت و كرامت نفس را نيز در زمان نيازمندي به آنان ميآموخت منبع علل و عوامل عزت در سخنان پيشوايان عزت ، مطالبى بسيار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است ، عواملى كه در سايه آنها مى توان فرد را در چارچوب سيره نبوى تربيت كرد، عواملى كه با تدارك آنها فرد عزيز و در نتيجه نفوذناپذير، محكم ، راسخ و شكست ناپذير مى شود. اكنون به مهمترين اين علل اشاره مى شود. اطاعت خدا هيچ چيز چون بندگى و اطاعت از خدا آدمى را عزت نمى بخشد از پيام آور عزت روايت شده است كه فرمود: ان ربكم يقول كل يوم : انا العزيز فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز خداوند هر روز ندا مى دهد كه من پروردگار عزيز شمايم ، و هر كه خواهان عزت دو جهان است ، خداى عزيز را اطاعت كند. اطاعت خدا ذره ناچيز و حقير را به بى نهايت عزيز و قوى مرتبط مى كند و از او موجودى سرافراز مى سازد. از امير مومنان عليه السلام وارد شده است : اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه هرگاه خواهان عزت شدى ، آن را در اطاعت و فرمانبردارى خداى بجوى . انسان خواهان عزت ، بايد آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد كه پيام آور عزت صلى الله عليه و آله به ابو امامه فرمود: يا ابا امامه ! اعز امر الله ، يعزك الله اى ابوامامه ، امر خدا را عزيز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد. عزيز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبردارى اوست كه كليد عزت يابى است و هيچ چيز چون آن راهگشا به اين كمال نيست . از اميرمومنان عليه السلام وارد شده است : لا عز الا بالطاعه هيچ عزتى نيست مگر به سبب اطاعت و فرمانبردارى (خداى ). مادام كه اين رابطه ميان مخلوق و خالق هستى وجود دارد، و انسان در مدار اطاعت حق است ، عزت نيز هست و چون از اين عهد الهى خارج شود، جز ذلتى خفت بار بهره اى نخواهد داشت . جهاد جهاد در راه خدا باعث سركوبى دشمنان انسانيت و موجب سرافرازى اسلام و عزت آيين است . تنها وسيله اى كه پيروان حق براى نزديكى به خداوند بدان دست مى يازند، ايمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او، كه بالاترين مرتبه عزت در اسلام است : و الجهاد فى سبيله فانه ذروه الاسلام و خداوند متعال جهاد را براى عزت اسلام قرار داده است : و (افرض الله ) الجهاد عزا للاسلام و در حديث ديگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است : ذروه الاسلام الجهاد فى سبيل الله لايناله الا افضلهم رفيعترين چشم انداز اسلام ، جهاد در راه خداست كه جز بهترين مسلمانها به آن دست نيابند. و در سخنى ديگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله : ... ان الله تبارك و تعالى اعز امتى بسنابك خيلها و مراكز رماحها همانا خداوند تبارك و تعالى امتم را به سم ستوران و نوك نيزه ها و سنان ها عزيز و گرامى داشته است . جهاد و پيكار در راه خدا نه تنها عزت براى كسانى است كه در آن شركت مى كنند بلكه براى نسلهاى آينده نيز موجب عزت و شرافت است . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا پيكار كنيد تا براى فرزندانتان مجد و بزرگوارى ميراث گذاريد. امير مومنان و سرور مجاهدان در وصف جهاد مى فرمايد: بعد از اعتقاد به اسلام ، اشرف اعمال جهاد است كه موجب قوام و استوارى دين است و اجر عظيم دارد و در عين حال با عزت و مناعت همراه است ... اتحاد و اتفاق يكى ديگر از عوامل بسيار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات ، همدلى ، هماهنگى و وحدت كلمه بين افراد آن جامعه مى باشد. سخنان امير مومنان عليه السلام در نهج البلاغه ، نكات بسيار ارزنده اى را در اين مورد آشكار مى سازد، از جمله در مورد عزت و نيرومندى عرب و جهت اسلام و اتحادشان مى فرمايد: و العرب اليوم ، و ان كانوا قليلا، فهم كثيرون بالاسلام عزيزون بالاجتماع و عرب امروز اگر چه در شمار اندكند اما با يكدلى و يك سخنى در اسلام عزيزند و بسيار. و درباره امتهاى گذشته و سرنوشت آنها در حال اتحاد و اتفاق مى فرمايد: پس بنگريد آنگاه كه گروهها فراهم بودند و همگان راه يك آرزو مى پيمودند چگونه مى آسودند و دلها راست بود و باهم ساز وار و دستها يكديگر را مددكار، شمشيرها بر يارى هم آخته و ديده ها به يكسو دوخته و اراده ها در پى يك چيز تاخته . آيا مهتران سراسر زمين نبودند و بر جهانيان فرمانروايى نمى نمودند!؟ پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد چون ميانشان جدايى افتاد... كمالات روحى و صفات كمالى [/i] كمالات روحى و صفات كمالى از جمله عللى است كه نقش ايجاد و حفظ عزت را دارد، مادام كه انسان متصف به اين كمالات است ، عزيز است ، و با كمرنگ شدن اين صفات و روحيات عزت نيز كمرنگ مى شود. از جمله اين صفات و كمالات مى توان به موارد زير اشاره كرد: [b]انصاف پاس داشتن عدل و داد و رعايت حق مردمان و با آنان به راستى رفتار كردن ، از جمله امورى است كه عزت آدمى را پايدار مى كند و افزون مى سازد. از امام محمد باقر عليه السلام روايت شده است كه گفت : امير مومنان عليه السلام در ضمن سختى فرمود: الا انه من ينصف الناس من نفسه لم يزده الله الا عزا بدانيد هر كه از خود به مردم انصاف دهد، خداوند جز عزتش نيفزايد. قيام به حق و گرفتن حق مادام كه انسان براى حق برخيزد و در برپايى حق بكوشد در عزت خداست و خداوند از هر كه اقامه حق و داد كند خوارى ببرد و لباس ارجمندى و بزرگى بر تنش كند. از امام عسكرى عليه السلام چنين نقل شده است : ما ترك الحق عزيز الا ذل ، و لا اخذ به ذليل الا عز هيچ عزيزى حق واننهاد مگر آنكه خوار شد، و هيچ خوارى اقامه حق نكرد مگر آنكه عزيز شد. در گذشتن در عين قدرت و بخشش و پيوند بزرگوارى و گذشت و بخشش از جمله امورى است كه عزت آفرين است و هر چه اين كلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون مى شود. پيامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است : عليكم بالعفو، فان العفو لا يزيد العبد الا عزا، فتعافوا يعزكم الله بر شما باد به گذشت كه گذشت كردن جز بر عزت بنده نمى افزايد، پس از يكديگر در گذريد تا خدا شما را عزيز كند. همچنين شيخ طوسى (ره ) به اسناد خود روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا فى الدنيا و الاخره آن كه از ستمى گذشت كند، خداوند در عوض آن به او عزت دنيا و آخرت بخشد. جابر از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: ثلاث لايزيد الله بهن المرء المسلم الاعزا: الصفح عمن ظلمه ، و اعطاء من حرمه ، و الصله لمن قطعه سه چيز است كه خداوند به وسيله آنها جز عزت انسان مسلمان را نيفزياد: گذشت از كسى كه به او ستم روا داشته ، و بخشيدن آن كه او را محروم ساخته ، و پيوند با آن كه از او بريده است . صبر و استقامت صبر و استقامت از مهمترين علل به وجود آورنده و پايدارنده عزت است . صبر در برابر گناه ، صبر در طاعت خدا، صبر در مصيبتها و صبر در برابر مال و مقام و خود را حفظ كردن آدمى را محكم و استوار مى كند. صد هزاران كيميا حق آفريد كيميايى همچو صبر آدم نديد امام صادق عليه السلام فرموده است : من صبر على مصيبه زاده الله عزوجل عزا على عزه هر كه به مصيبتى شكيبايى ورزد، خداى عزوجل عزت بر عزتش بيفزايد. شجاعت شجاعت از كمالاتى است كه آدمى را استوار مى سازد و عزتش را نگه مى دارد چنانكه در سخنان على عليه السلام وارد شده است : الشجاعه احد العزين شجاعت يكى از دو عزت است . شجاعت چنان عزت آفرين است كه خود برابر با تمام عزتهاى ديگر است ؛و نمى گذارد آدمى تن به خوارى و پستى دهد كه على عليه السلام فرموده است : الشجاعه عز حاضر شجاعت عزتى است مهيا و آماده . قناعت قناعت و گسستن خود از فزون طلبى ، آدمى را عزت مى بخشد زيرا زياده خواهى و هوس بى حاصل است كه آدمى را در دامن حسرت و خوارى فرو مى برد و چون ريشه اين درخت زده شود، سربلندى و عزت به بار آيد. در سخنان نورانى اميرمومنان عليه السلام وارد شده است . القناعه تودى الى العز قناعت به سوى عزت مى كشاند. ثمره القناعه العز ميوه قناعت عزت است . اقنع تعز قناعت كن ، عزيز باش . القناعه عز ( قناعت عزت است . خردمند هرگز از قناعت دست نمى كشد و تن به خوارى نمى سپارد. عزت ز قناعت است و خوارى طمع با عزت خود بساز و خوارى مطلب برائت از بدى و شر انسان به ميزانى كه از بدى و شر پاك مى شود و از آن دورى و بيزارى مى جويد به بزرگى و ارجمندى مى رسد؛ وارهيدن از آن ، پيوستن به اين را مى آورد. امام صادق عليه السلام فرمود: من برى من الشر نال العز هر كه از شر و بدى برائت جويد به عزت دست يابد. علم و حلم لاشرف كالعلم و لا عز كالحلم ... هيچ شرف چون دانايى و هيچ عزت چون بردبار بودن نيست ... صبر و تحمل اميرالمؤ منين عليه السلام نتيجه صبر و تحمل امتهاى گذشته را چنين بيان مى فرمايد: ... تا خدا ديد چگونه در راه دوستى او بر آزار شكيبايند، و چسان از بيم او ناخوشايند را تحمل مى نمايند، از تنگناهاى بلا گشايشى برايشان پديد آورد. و از پس خوارى ، ارجمند شان فرمود و آرامش را جايگزين بيم كرد. پس پادشاهان حكمران شدند و پيشوايان با فر و شان و كرامت خدا درباره شان تا بدانجا رسيد كه ديده آرزو نهايت آن را نديد... =-=-=-=-=-= موجبات ذلت با دقت در آنچه گذشت ، امورى كه موجب ذلت و خوارى انسان است ، معلوم مى گردد، زيرا عمل نكردن و سازگار نبودن با موجبات عزت ، سبب ذلت خواهد بود لكن براى توضيح بيشتر، برخى از عوامل ذلت را ياد آور مى شويم . نفاق و دوستى با كافران خداوند متعال در قرآن مجيد بيان مى فرمايد: كه عزت تنها از آن خدا و پيامبرش و مومنين مى باشد و لكن منافقين درك نمى كنند و در آيه ديگر به منافقين كه كافران را دوست مى دارند و در پى كسب عزت در پيش آنان هستند وعده عذاب مى دهد. بشر المنافقين بان لهم عذابا اليما. الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المومنين ايبتغون عندهم العزه لله جميعا و مژده بده منافقين را به اين كه عذاب دردناك برايشان (مقرر) است . آنانكه مومنان را ترك گفته و كافران را دوست گرفتند، آيا عزت را در پيش ايشان جستجو مى كنند پس همانا تمام عزت براى خداست . طلب عزت از غير خدا چنانكه از آيه شريفه معلوم شد تمام عزت براى خداست پس هر كس غير از خداوند متعال طلب عزت نمايد و به خاطر كسب شرف و كرامت به سوى غيرخدا دست دراز كند، ذليل خواهد شد. اميرالمؤ منين عليه السلام در اين باره مى فرمايد: من اعتز بغير الله سبحانه ذل هر كس به غير خدا عزت يابد، ذليل شود. و به همين مضمون از رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز روايت شده است كه : من اعتز بالعبيد اذله الله هر كس به بندگان عزيز گردد خداى تعالى وى را ذليل كند. ترك جهاد رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: للجنه باب يقال له باب المجاهدين ... قال : فمن ترك الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فى معيشته و محقا فى دينه . بهشت درى دارد كه به آن باب مجاهدان گفته مى شود... و فرمود: پس هر كس جهاد را ترك كند خداوند لباس مذلت را به اوى مى پوشاند... چنانكه جهاد تنها موجب عزت براى نسل جهادگر در هر عصر نيست ، بلكه موجب سرافرازى نسلهاى آنيده نيز مى باشد، در مقابل ترك جهاد هم موجب ذلت و سرافكندگى براى نسل حاضر و آينده مى شود. اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: فعاودوا الكر، و استحيوا من الفر، فانه عار فى الاعقاب ، و نار يوم الحساب پس پشت سر هم حمله آوريد و از فرار شرم كنيد كه موجب سرافكندگى و عار در نسلهاى بعد و نيز سبب آتش در روز حساب است . سستى در جهاد و فرصت دادن به دشمن بايد به موقع و در اولين فرصت ممكن به جهاد اقدام كرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتكار عمل و سرعت عمل و هوشيارى نظامى ، دشمن را سركوب كرد. و گرنه اهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن ، موجب ذلت خواهد شد. اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: ... و قلت لكم اغزوهم قبل ان يغزوكم فوالله ما غزى قوم قط فى عقر دارهم الا ذلوا... ... و گفتم با آنان بستيزيد پيش از آنكه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمى در آستانه خانه شان نجنگيدند جز كه جامه خوارى بر آن مردم پوشاندند. اختلاف و تشتت اختلاف و تشتت هر ملتى موجب ذلت ، هلاكت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود. قرآن كريم مى فرمايد: و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم راه نزاع و اختلاف نپيماييد كه سست شويد و شوكت و قدرت شما از بين برود. در سخن معجزه آساى على عليه السلام نيز درباره امتهاى گذشته و موجبات ذلت ايشان چنين آمده است : ... پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد. چون ميانشان جدايى افتاد و الفت به پراكندگى انجاميد و سخنها و دلهاشان گونه گون گرديد. از هم جدا شدند و به حزبها گراييدند و خدا لباس كرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خويش از دستشان به دور كرد و داستان آنان ميان شما ماند و آن را براى پند گيرند، عبرت گرداند... زير سلطه بودن انسانى كه خداوند او را آزاد آفريده اگر به اختيار خود، طوق بندگى قلدران حاكم را به گردن افكند، شرافت انسانى خود را نابود كرده است . اميرمومنان عليه السلام مى فرمايد: ... و لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا ... بنده ديگران مباش در حالى كه خداوند ترا آزاد آفريده است . و در بيانى ديگر مى فرمايد: كل عزيز داخل تحت القدره فذليل هر ارجمندى كه تحت سيطره قدرتى باشد ذليل است . منبع |
|||
|
|
۱:۵۲, ۷/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۱ ۱۶:۰۶ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
عزت مداری ، سفارش قرآن و معصومین است و به طور خاص نهضت حضرت امام حسین (علیه السلام)
بنابر این ما مدعیان پیروی از حضرت ، باید در سطح استراتژیک طوری سیاست خارجی و رابطه مان با کشورهای دیگر را رقم بزنیم که عنصر عزت در ما دچار خدشه نشود. بعد از دکترین نفی سبیل ، دکترین عزت ملی مهمترین قاعده در ساخت سیاست خارجی استراتژیک میباشد. به صورت فهرست وار مطالب پست قبلی رو خلاصه میکنم: عزت فقط از جانب خداست ، ذلت از اهل بیت به دور است. مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است! (بنابر این کسی که با عزت کشته میشه در واقع پیروز شده بر کسی که با ذلت زنده مونده) علل و عوامل عزت: 1- اطاعت از خدا 2- جهاد 3- اتحاد و اتفاق (همبستگی اجتماعی) کمالات روحی و صفات کمالی: 4- انصاف 5- قیام به حق و گرفتن حق 6- گذشت کردن در عین قدرت و بخشش و پیوند 7- صبر و استقامت 8- قناعت 9- شجاعت 10- برائت از بدی و شر 11- صبر و تحمل موجبات ذلت: 1- طلب عزت از غیر خدا 2- ترک جهاد 3- سستی در جهاد و فرصت دادن به دشمن 4- اختلاف و تشتت داخلی 5- زیر سلطه بودن |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۴/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۱ ۱۷:۳۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
نتیجه : در ساخت سیاست خارجی و ارتباطی که بین کشور اسلامی و غیر اسلامی برقرار میشود ، هیچگاه نباید این رابطه به گونه ای باشد که از قاعده ی بالا عدول کند.
اگر در رابطه با کشوری ، موجب شود که ما به کشور (غیر مسلمان) مقابل سود برسانیم از طرف خودمان (یعنی قراردادی که به سود کشور مقابل باشد) بسته شود این قرار داد از نظر اسلام باطل است. (تعمیم بدهید به تمام عرصه های فرهنگ و سیاست و نظامی و اجتماعی و اقتصادی) همچنین اقتدار اسلام (کشور اسلامی) باید حفظ شود (مبتنی بر روایت بالا). یعنی قراردادی که موجب ذلت کشور شود هرچه باشد باید آن را کنار گذاشت. قرار دادها و ارتباطات ذلت بار برای ما شیعیان حضرت امام حسین (علیه السلام) هم از جهت اینکه خلاف نهضت این امام بزرگوار است ممنوع است! پس در ساخت سیاست خارجی مبتنی بر روایت و مبتنی بر نهضت امام حسین (علیه السلام) ، باید به سمت عزت ملی پیش برویم. مثال بارز امروزی عزت ملی محور مقاومت منطقه مخصوصا مردم غزه هستند... =-=-=-=-=-=-= پی نوشت: مشغله ی کاریم حل شده ، ان شاء الله ادامه ی مطلب رو خواهم نوشت. در ادامه به چهار دکترین دیگه اشاره خواهم کرد: 10 - حمایت از مظلوم 11 - عدم توجه به نتیجه و عمل به تکلیف 12 - دکترین جمیز مون روئه 13 - اشاره به کیس مطالعاتی: فروپاشی شوروی و تئوری بازی ها در سیاست خارجی 14 - نگاهی به خطبه 27 نهج البلاغه در باب دکترین های دفاعی در ساخت سیاست خارجی |
|||
|
|
۱۸:۰۷, ۲۵/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۱ ۱۶:۰۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
10 - حمایت از مظلوم در سطح استراتژیک
به معنی این است که اگر در سطح فردی ، در اسلام تاکید شده که همواره به یاری مظلوم بشتابید ، در سطح بین الملل هم باید کشوری که مظلوم واقع شده (به قول امام خمینی ، مستضعفین) باید به اون کمک کرد. مستندات این مبحث در ادامه ارائه خواهد شد. شنیدم معاندی درباره ی مبحث حمایت از مظلوم گفته است که مسئولین مینشینن فکر میکنن که «چه کار کنیم که خیلی به ضررمان باشد؟» بعد بدترین پیشنهاد را عملی میکنند.... در پاسخ به این شبهه و شبهات مشابه ، باید دکترین شماره ی 10 و 11 را یعنی حمایت از مظلوم و عدم توجه به نتیجه را بررسی کنیم. مطلب شماره ی 1: يارى مظلوم در آيات و روايات سكوت جايز نيست (از maarefquran.org) نویسنده : عطایی، محمد آصف نام نشريه : روزنامه ایران تاريخ انتشار: 1387-02-04 کد مقاله: 8760 نقل قول:مظلوم از ماده ظلم، به معناى ستمديده است و به كسى كه مورد بيدادگرى قرار گرفته و به حق و حقوقش، تعدى و تجاوز شده، اطلاق مى شود. در قرآن كريم، كلمه مظلوم، يك بار آمده است آنجا كه مى خوانيم:« ... وَ مَن قُتِلَ مظلُماً فقد جعلناهُ لولِيه سُلطاناً؛ و آن كس كه مظلوم كشته شده است براى ولى اش سلطه [حق قصاص] قرار داديم.» |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۲۶/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۱ ۱۶:۰۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
مطلب شماره ی 2:
از سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی سؤال: از منظر امام علی(علیه السلام) حمایت از مظلوم چه جایگاهی دارد؟ جواب: نقل قول:جواب: این مسأله که حکومت اسلامى باید مدافع مظلومان و یار و یاور آنها باشد و در برابر هجوم ستمگران از آنان حمایت و دفاع کند، در عبارات متعددى از نهج البلاغه منعکس است که یک نمونه روشن آن خطبه شقشقیه است که در پایان آن، امام (علیه السلام) با صراحت مى فرماید: «من طالب خلافت و حکومت بر شما نبودم; آنچه مرا وادار به پذیرش مى کند، پیمانى است که خداوند از علماى هر امّتى گرفته که در برابر شکمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمدیدگان سکوت نکنند و به یارى گروه نخست قیام کنند و با گروه دوم به مبارزه بپردازند»; (وَ ما أَخَذَ اللهُ عَلَى الْعُلَماءِ أَنْ لایُقارُّوا عَلى کِظَّةِ ظالِم وَ لاسَغَبِ مَظْلُوم). مطلب شماره ی 3: حضرت آیت الله جوادی آملی حمایت از مظلوم و بی توجهی کردن به ظالم را صراط مستقیم الهی و ادامه راه انبیا دانست و گفت: حمایت از مظلوم اختصاصی به حوزه اسلامی ندارد، خواه مظلوم و ظالم هر دو کافر باشند یا هر دو مسلمان یا یکی کافر و دیگری مسلمان باشد. خبر از رسا: کد خبر :140548 نقل قول:نتایج: - از مجرم نباید حمایت کرد. مجرم الزاما کافر نیست! - حمایت از مظلوم ربطی به مسلمان بودن یا نبودن ظالم و مظلوم ندارد. در هر حالتی باید از مظلوم حمایت کرد. - حمایت از مظلوم راه و روش انبیا و صراط مستقیم است. مطلب شماره ی 4: برائت از ظالم و حمایت از مظلوم وظیفه تمام مسلمانان است خبرگزاری فارس: امام جمعه شهرستان نجفآباد گفت: با توجه به ظلمهای اخیر روا شده به ملت مظلوم و ستمدیده فلسطین برائت از ظالم و حمایت از مظلوم وظیفه تمامی مسلمانان جهان است. منبع |
|||
|
|
۱۶:۴۷, ۲۷/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۱ ۱۶:۵۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
11- عمل به تکلیف و عدم توجه به نتیجه
ابتدا مستندات را ارائه میکنیم. مطلب شماره ی 1: عمل به تکلیف در سیره ی امام خمینی (رحمة الله علیه) مجله ی حوزه ، شماره 49 نقل قول:شعاراو، به هنگام بی نتیجه بودن عمل به تكلیف،از نظر ظاهری این بود كه : ما مامور به انجام وظیفه هستیم نه مامور به نتیجه . - مطلب بعدی: تکلیف گرایی اسلام در مقابل نتیجه گرایی (مکیاولیسم) غربی ، مطالعه ی تطبیقی |
|||
|
|
۰:۱۲, ۲۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۱ ۱۲:۲۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
ادامه ی عمل به تکلیف و عدم توجه به نتیجه
با تشکر از آقای میلاد.م مدیر کل مهدویت ، با توجه به راهنمایی های ایشون چند تا مطلب مستند دیگه میارم در باب تکلیف گرایی در اسلام و واگذاری نتیجه ی کار به خدا (که در واقع همون توکل کردن به خداست) مطلب شماره ی 2: ما در قرآن یک جایی داریم که خدا خطاب به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید که پیامبر تو مسئول ایمان آوردن یا نیاوردن اینها نیستی ، تو وظیفت اینه که بهشون بگی اما اگه ایمان نیاوردن تو مسئول نیستی. نقل قول:در قرآن عظیم الشان با زیبای خاصی میفرماید : مطلب شماره ی 3: در زندگی حضرت ابراهیم ، می بینیم که وقتی امر خدا بر این قرار میگیره که اسماعیل ذبح شود، ابراهیم (علیه السلام) از نتیجه سوال نمیکند ، عمل به تکلیف می کند. نقل قول:روزی اسماعیل كه جوانی نیرومند و زیبا بود از شكار برگشت، چشم ابراهیم به قد و جمال هم چون سرو اسماعیل افتاد، مهر پدری، آن هم نسبت به چنین فرزندی، به هیجان آمد و محبت اسماعیل در زوایای دل ابراهیم جای گرفت خداوند خواست ابراهیم را در مورد همین محبت سرشار امتحان كند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







