کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ابن عربی را بیشتر بشناسیم
۱۰:۱۴, ۴/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۹۱ ۱۰:۳۵ توسط داداش کایکو.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ابوبکر[۱] محمّد بن علی بن محمّد در سال ۵۶۰ در مُرسِیَه [۲] از بلاد اُندُلُس(اسپانیای کنونی ) متولد شد در شرق به ابن عربی و در غرب به ابن العربی معروف است . صوفیان او را شیخ اکبر، ‌برخی او را قطب الاقطاب و ولیّ کامل و بعضی او را مُمیت الدّین ،‌ماحی الدّین و مَحیِی الدّین گویند. گروهی از علمای شیعه و عامه،‌ شدیداً وی را مذمّت کرده و برخی به کفر وی فتوی داده اند.
مهمترین آثار او فُتوحات مَکّیه ،‌فُصُوص الحِکَم ،‌تدبیرات الهّیه و … است . فتوحات مکّیه مشتمل بر ۵۶۰ فصل است و دایرةالمعارف صوفیّه می باشد . ابن عربی درباره فتوحات مکیّه و عظمت آن چنین ادّعا می کند: فوالله ما کتبت منه حرفاً الاّ عن إملاء الهی و إلقاء ربّانی أو نفث روحانی فی روع کیانی … [۳] به خدا سوگند من در آن (‌فتوحات ) چیزی ننوشتم مگر از املاء الهی والقاء ربّانی یا دم روحانی در عمق وجودم .
اثر مهم دیگر ابن عربی «فصوص الحکم» است . ابن عربی ادّعا می کرد که در سال ۶۲۷ رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را در عالم رؤیا مشاهده نموده و در حالیکه آن حضرت فصوص الحکم را در دست داشتند به او امر فرمودند که آن را بگیرد و به جهانیان رسانده تا همگان از آن بهره مند شوند.

از عبارتی که ابن عربی بکار برده چنین برمی آید که ( به ادّعای وی ) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، ‌نام این کتاب را به او اعلام فرموده اند، نه آنکه خود او این نام را تعیین کرده باشد! میگوییم آن شب که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فصوص الحکم را بر وی املاء می کرد، خود ایشان فرمود که از عهده هدایت عمویش جناب ابوطالب (علیه السلام) بر نیامده است؟!؟! و اینکه عمر معصوم و متوکل از اولیای الهی است؟؟!!! فقال لی «هذا کتاب فصوص الحکم خذه و اخرج به الی الناس ینتفعون به»[۴]

در این تاپیک شما را با محتوای این اثر اشنا میکنم تا مشخص شود که ایا رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این مطالب را به وی الحام نموده و الهامات اللهی است یا خیر

[۱] .در اکثر منابع کنیه وی ابوبکر ضبط شده است . عده ای هم او را با کنیه ابوعبدالله معرفی کرده اند ( محیی الدین بن عربی چهره برجسته عرفان اسلامی، صفحه ۳ ، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران تاریخ انتشار : مهر ماه ۱۳۶۷ )
[۲] .mrcia
[3]. فتوحات ، باب ۸۹، ۳۴۸و ۳۷۳ به نقل از عرفان حکمت متعالیه ،‌حسن زاده آملی ،‌۴۶ حسن زاده آملی آدرس را ج ۶ ،‌۵۹۵ بیان کرده است و آن را از باب ۳۷۳ فتوحات نقل کرده است . [۴] - فصوص صفحه ۹ شرح کاشانی چاپ مصر


گناهان معصوم، بخشیده شده است.

۱- ابن عربی می گوید: «بدان: از بندگان خدا کسانی هستند که خداوند ایشان را از میزان گناهانشان آگاه می سازد و ایشان از شدت حیا نسبت به خداوند به سراغ معاصی خود می روند تا به سرعت توبه کنند! گناهان روی دوش ایشان می ماند و آنها از تاریکی مشاهده آنها نجات می یابند. هنگامی که توبه می کنند معاصی بنابر آنچه بوده به حسنه تبدیل می شوند! این قبیل چیزها به جایگاه ایشان نسبت به خداوند ضرری نمی رساند. وقوع معاصی از باب هتک حرمت الهی نیست و به قضا و قدر برمی گردد. سخن خداوند: « لیغفر لک الله ما تقدّم من ذنبک و ما تأخّر[۱]»، جلوتر بودن مغفرت را بر وقوع گناه می رساند.
این آیه در حق معصوم وجوهی دارد: یکی اینکه ذنوب را می پوشاند، وقتی قصد گناه هم می کند به انجام آن دست نمی یابد.
یعنی گناهان بر او مستور است. یا اینکه عقوبت را می پوشاند پس باز هم گناهی به او نمی رسد، یعنی عقوبت ناظر به مواضع ذنوب است. خداوند آنچه می خواهد توسط مغفرت قبل از وقوع عقوبت و مؤاخذه، بر بندگانش می پوشاند. وجه اول تمام تر است. مغفرت ـ فعلی باشد یا ترکی ـ بر وقوع ذنب مقدم می شود و بر حسنه واقع می شود و آن را نیک می شمرد. از بندگان خدا در نفس الامر چیزی غیر از عمل مباح سر نمی زند.
حالا با توجه به این شخص خاص [یعنی معصوم] قطعا اینگونه است. این امر درباره اهل خدا واضح تر و نزدیک تر است. در شرع ثابت شده است که خداوند در حالتی مخصوص به بنده اش می گوید: إفعل ما شئت، فقد غفرت لک؛ این همان عمل مباح است و کسی که مباح انجام می دهد خداوند او را سرزنش و مؤاخذه نمی کند. اگر در مورد عموم مردم در ظاهر هم معصیت باشد، درباره این شخص [معصوم] معصیت نیست. از این قبیل است معاصی اهل بیت نزد خداوند!؛ در مورد اهل بدر گفته اند: «شما نمی دانید! خداوند مطلع است بر اهل بدر که فرمود: إفعلو ما شئتم، فقد غفرت لکم.» در حدیث صحیح است: « وقتی بنده ای گناه مرتکب شد می گوید: خدایا مرا ببخش. خداوند می فرماید: از بنده من گناهی سرزد، می داند که پروردگارش او را می بخشد. خدا می بخشد. بنده باز گناه می کند تا جایی که در چهارمی یا سومی می فرماید: هرکاری می خواهی بکن، برای تو بخشوده است(!).[۲]» آل البیت چه کسانی هستند؟

۲- ابن عربی می گوید: « آل الرجل در لغت عرب، نزدیکان و خواص او هستند. و خواص انبیا و آل ایشان صالحان، علما و مؤمنان هستند.[۳]»

۳- او گفته است: « روشن است که آل ابراهیم از پیامبران و رسولان بعد از او می باشند مانند اسحاق، یعقوب، یوسف و از نسل ایشان انبیا و رسولان با شریعت ظاهری که دلالت بر نبوت ایشان نزد خداوند دارد. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می خواست که امتش را ملحق به آل خود کند، در حالی که آل او علما و صالحان بودند و برایشان جایگاه پیامبری نزد خدا درست کند در حالی که چنین چیزی تشریع نشده بود. ولکن برای ایشان گونه ای از تشریع باقی ماند.» ابن عربی سخن خود را تا اینجا ادامه می دهد که: « ما قطع و یقین داریم که که کسانی در این امت به درجه انبیای الهی ملحق شده اند که در تشریع نیامده است.» و در ادامه می گوید: «خداوند، پیامبرش را به اینکه آل خود را شاهدان بر امت های انبیا قرار دهد کرامت بخشید، همانگونه که انبیا گواهان بر امت های خویشند. سپس پیامبر این امت را ـ یعنی علمایش را ـ به اینکه در احکام با اجتهاد خود تشریع کنند مخصوص گردانید و احکامی که به واسطه اجتهاد ایشان و تعبد به آن و تعبد مقلدین ایشان به دست می آید را تجویز و تقریر کرد مانند احکام شرایع گوناگون برای پیامبران و مقلدینشان. و مانند این برای هیچ پیامبری نبوده است. پس خداوند، وحی را برای علمای این امت در اجتهادشان قرار داد. همانطور که نسبت به پیامبر می فرماید: « لتحکم بین الناس بما اراک الله[۴]» بنابر این مجتهد حکم نمی کند مگر آنکه خداوند در اجتهادش می بیند. این نفحه ای از نفحات تشریع است، بلکه عین آن است.» ابن عربی می افزاید: برای آل محمد که مؤمنان امت اویند، مرتبه نبوت نزد خداوند می باشد که در آخرت ظاهر می شود. حکمی در دنیا ندارند مگر اینکه از اجتهاد مشروع باشد و در دین و احکام اجتهاد نمی کنند الّا به امر مشروعی از طرف خداوند تعالی. و لذا اگر یکی از اهل بیت در علم و اجتهاد این گونه باشد و این مرتبه را داشته باشد ـ مثل حسن و حسین و جعفر و دیگران ـ میان اهل و آل جمع کرده اند. پس تخیل نکنید که آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همان اهل بیت و خواص ایشان هستند، نزد عرب این گونه نیست. وقتی خداوند می فرماید: « أدخلوا آل فرعون[۵]»، اراده خاصّان او را می کند.»[۶]

عصمت اهل بیت … منافی ارتکاب معاصی نیست! وی درباره عصمت اهل بیت علیهم السلام و تطهیر ایشان در آیه، می گوید:

۴- « شریف ها [اصیل ها، فرزندان رسول الله صلی الله علیه و آله]، همه فرزندان فاطمه و هر که از اهل بیت باشد مانند سلمان فارسی، همگی تا روز قیامت شامل غفران این آیه می شوند. این افراد از طرف پروردگار جزء پاکان هستند و به واسطه شرافت پیامبر و عنایت خداوند به او، مورد عنایت خدا قرار می گیرند. حکم این شرافت برای اهل بیت فقط در آخرت می باشد که مورد بخشش الهی واقع می شوند. و اما در دنیا هرکاری از ایشان سر بزند حدّ برایشان جاری می گردد، مانند کسی که زنا می کند یا دزدی یا شرب خمر و حد بر او جاری می شود و توبه می کند و مغفرت خداوند شامل او می شود، همان طور که ایشان را توبیخ و مذمت نمی کند. سزاوار است که هر مسلمان مؤمن به خدا و آنچه خدا نازل کرده، توسط خداوند و به وسیله آیه «لیذهب عنکم الرجس…[۷]» تصدیق شود. و باید در همه آنچه که از اهل بیت صادر شده معتقد باشد که: خداوند به خاطر آیه از ایشان درگذشته است، پس نباید هیچ مسلمانی ایشان [اهل بیت] را مذمت کند…[۸]»
از کلمات گذشته اموری آشکار می شود که ما به بیان آنچه می آید اکتفا می کنیم:

یک: ابن عربی می گوید: مراد از اهل بیت همه فرزندان فاطمه تا روز قیامت می باشد. سپس جعفر و سلمان فارسی را نیز وارد بر ایشان می کند، با توجه به اینکه آنها جزء فرزندان فاطمه نیستند. ابن عربی میان دو کلمه اهل و آل تفاوت قائل می شود و می گوید: مراد از آل البیت همه مؤمنان امت پیامبر هستند، گاهی آل البیت را علما و مخلصان می داند و گاهی چیز دیگر. و اهل بیت را کسانی که به این صفت موصوفند بیان می کند و … .[۹]

دو: او ادعا می کند: عصمت اهل بیت مانع از صدور کذب نمی شود، همینطور از سرقت، شرب خمر، زنا و بقیه کبائر جلوگیری نمی کند. او اقامه حد در دنیا و مجازات را در این صورتها [برای اهل بیت] اثبات می کند ولکن گناهان ایشان را در آخرت مورد عفو خداوند می داند.

سه: او همانگونه که پیرامون عصمت ائمه علیهم السلام سخن می گوید، درباره عصمت اولیا و نزدیکان کسانی که ایشان را نبی می داند نیز سخنانی دارد و ایشان را آل النبی معرفی می کند. ابن عربی کلام خود را درباره عمر بن خطاب به صورت جداگانه بیان می کند و می گوید که او معصوم بوده است. و احتمال ارتکاب هر گناهی ـ چه صغیره و چه کبیره ـ را در حق او وارد نمی داند!… با اینکه درباره عمر معروف است که هنگام بیماری که موجب رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله شد، نسبت به رسول خدا گفته است: او هذیان می گوید و درد و کسالت بر او غلبه کرده است.[۱۰] همچنین نحوه برخورد و رفتار در برابر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، از جمله دشمنی و ضرب و شتم و سقط جنین ایشان و… که مشهور است . حضرت در حالی به شهادت رسید که از او دوری و بیزاری جسته بود. باید به این مطالب، دیدگاه ابن عربی نسبت به امیرالمؤمنین علی علیه السلام را نیز اضافه کرد (که مقام حضرت را پایین تر از خلفای سه گانه می داند) .

امام از غیر اهل بیت وقتی سخن از امامت و امام می شود، وی دو نکته را اثبات می کند:

۵- اول اینکه: پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هیچ نصی بر خلافت بعد از خود نیاورده است! دوم اینکه: وی تصریح می کند مطلوب در امام و حاکم، انتخاب کسی است که صفات خاصی داشته باشد و اختلاف [در این بحث] در اشخاص واقع می شود نه در اوصاف امام…

۶- او می گوید: «… از این جاست که اختلاف در امام معین قرار دارد نه در اوصاف. پس چقدر کم است خلیفه ای که همه دل ها با او باشد…[۱۱]» ابن عربی گفته است: «حق تعالی، امام برتر و مورد اتباع اول است، خداوند می فرماید: « إنّ الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم[۱۲]»… و کسی بعد از پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به این مقام استوار نمی رسد مگر خاتم اولیاء بلند مرتبه کریم، اگرچه از بیت پیامبر نباشد. ولی قطعاً در نسب، عالی است. امام به بیت اعلی باز می گردد نه به بیت ادنی.[۱۳]»

سخن ابن عربی که می گوید اگرچه از بیت نبی نباشد، اشاره به این موضوع دارد که واجب نیست امام منتسب به پیامبر و از اهل بیت خاص او باشد. به استثناء امام مهدی که اهل سنت اعتقاد دارند که از فرزندان فاطمه می باشد. می بینید که او درصدد این مطلب است که خلافت ابوبکر را با این جمله «و لا ینال هذا المقام الاجسم بعد النبی… » صحت ببخشد. تا جایی که می گوید: « ولکن لم یکن من بیت النبی…» . ابن عربی در همین کتاب بعد از چند صفحه به این امر تصریح می کند.[۱۴]

[۱]سوره فتح آیه ۲ [۲]. فتوحات المکیه ج ۹ ص ۲۲۸-۲۳۰ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی [۳].همان ج ۸ ص ۱۷۵ [۴]سوره نساء آیه ۱۰۵ [۵].سوره غافر آیه ۴۶ [۶]فتوحات المکیه ج ۸ ص ۱۷۷-۱۸۰ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی [۷].سوره احزاب آیه ۳۳ [۸].فتوحات المکیه ج ۳ ص ۲۳۰و۲۳۱ و ر.ک: ص ۲۳۴،۲۳۵،۲۳۹ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی [۹]همان ج ۱۳ ص ۴۵ [۱۰]کتب فراوانی برای مراجعه در اصل متن ذکر شده است: ایضاح ص ۳۵۹، صحیح بخاری ج ۳ ص ۶۰ و ج ۴ ص ۱۳۳، بدایه و نهایه ج ۵ ص ۲۵۱ و ۲۲۷ و… [۱۱]ر.ک: فصوص الحکم ص ۱۶۳ [۱۲]سوره فتح آیه ۱۰ [۱۳]مجموعه رسائل ابن عربی (مجموعه سوم) ص ۴۹ [۱۴]همان ص ۵۵
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، mahdy_mir ، heaven ، مجید املشی ، aboutorab ، vahid2451 ، mhvvhm ، yasijoon ، Havbb 110 ، rezamohammadi

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۵, ۹/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۱ ۱۳:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #21
آواتار
بنده فرصت ندارم به این تاپیک رسیدگی کنم
اما یک نگاه اجمالی در مورد مطالبی که در خصوص حب اهل بیت گفته شده است در شیعه (من کاری ندارم که آیا حقیقتاً از ابن عربی است یا منصوب به او شده یا اصلاً نیست) بنده با محتوای ارسالی کار دارم پر از اغلاط و اباطیلی است که مخالف صریح آیات و قرآن و روایات صحیح السند و متواتر شیعیان و آرای بسیاری از بزرگان و عرفای بزرگ شیعه است
سید ابراهیم و حسن.س عزیز اگر سریعتر به این شبهات پاسخ گفتند که هیچ
اما اگر نگفتند
بنده به علت فرصت کم فعلاً تاپیک را عدم دسترسی میکنم تا بعد سر فرصت آن قسمت از مفاهیم باطلش را بر اساس آیات و روایات کلام بزرگان اهل عرفان
مثل خود امثال آیت الله قاضی طباطبایی که برخی دوستان مدعی شیفته بودن ایشان به ابن عربی هستند را در رد اباطیل ارسال شده ی منصوب به ابن عربی تقدیم کنم

اگر حسن،س یا جناب سید ابراهیم یا هر یک از دوستان خواستند پاسخ این اباطیل را بدهند بگویند تا تاپیک باز شود
اما تا آن زمان اجازه نشر این اباطیل بدون پاسخ را نخواهم داد
حقیر هم اگر فرصتی کردم مطالبی تقدیم خواهم کرد
عجالتا در مورد اباطیل ذکر شده پیرامون غلو اهل بیت در خصوص حب اهل بیت می توانید به تاپیک : (A)رابطه حب اهل بیت و ایمان!#
مراجعه بفرماید و اثبات اباطیل مطرح شده را بر اساس آیات و روایات معتبر در خصوص مسئله ی حب اهل بیت مشاهده بفرماید

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، دل خسته ، molasadra ، سید ابراهیم ، حضرت عشق
۱۸:۱۶, ۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
فقط محض اطلاع دوستان چند نکته را بگویم:
1- پاسخ داداش کایکو به صورت کامل داده شد و ایشان قرار بود که پاسخ حسن عزیز را بدهند که ندادند و تنها مشغول کپی کردن بودند و بارها حقیر در پیام خصوصی به ایشان تذکر دادم.
2-البته داداش کایکو هم میداند این ها همه اباطیلی است که اصلا ارزش پاسخ ندارند..... این که محتوای این ارسالات همه باطل و بی ارزش هستند در آن هیچ شکی نیست، بحث در این جا است که این سخنان از ابن عربی است یا منسوب به ایشان است و برایش جعل کرده اند.
3- این مورد هم بار ها در همین جا ذکر کرده ام بحث در مورد اشخاصی همچون ابن عربی و شناخت اندیشه های پیچیده او کار ساده ای نیست و نیازمند گذراندن مباحث مقدماتی بسیاری است....
4- به نظر من هم ادامه این بحث دیگر ارزشی ندارد.... مگر اینکه دوست عزیزی حرف جدید و مستندی داشته باشند، آنگاه ما در خدمت هستیم به من یا علی پیام بدهند تا تاپیک باز شود....
یا علی مدد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، فاطمه خانم ، حسن.س. ، mahdy_mir ، molasadra ، hesam110 ، حضرت عشق
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا