|
قساوت قلب....
|
|
۲:۰۶, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۲:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
قساوت قلب آدمی با دلی نرم و رقیق به دنیا می آید و خود اوست که باعث قساوت قلب خود می شود. انجام هر گناه پله ای می شود برای قساوت قلبش. وقتی قلب انسان را قساوت بگیرد، دیگر نسبت به امور لطیف و ظریف و نورانی تأثیرپذیر نخواهد بود؛ در نتیجه بسیاری از امور که باعث تنبه و رشد دیگران است، در رشد و ترقی او تأثیر نخواهد داشت: « کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «چنین نیست که آنها می پندارند؛ بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است».(5) انسانی که دچار قساوت قلب می شود، نه تنها با خالق خود مشکل پیدا می کند؛ بلکه در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی اش هم دچار مشکل می شود. وقتی دل آدمی سخت می شود، نمی تواند از احساسات لطیف و پاک برخوردار باشد و در نتیجه زندگی سرد و خشنی خواهد داشت؛ هم چنانکه خداوند درباره برخی از گنهکاران لجوج می فرماید: « خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « خدا بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظار آن هاست».(6) گناه از اعضاء و جوارح، سرازیر قلب مى شود و اندک اندک قلب را به یک باتلاق متعفن و گندیده مبدل مى کند. در چنین شرایطی است که انسان راه و چاه را تشخیص نمى دهد و مرتکب اشتباهات عجیبى مى شود که همه را حیران مى کند و با دست خود تیشه به ریشه سعادت خویش مى زند و سرمایه خوشبختى خویش را به باد فنا مى دهد. تکرار و استمرار گناه، اندک اندک آدمی را در تاریکى روحى بیشترى فرو مى برد و به جایى مى رساند که گناهانش در نظرش حسنات جلوه و گاه حتی به گناهش هم افتخار مى کند. در این مرحله است که راه هاى بازگشت به رویش بسته مى شود و تمام پل ها پشت سرش ویران مى گردد و این، خطرناک ترین حالتى است که ممکن است براى یک انسان پیش آید.(7) رسول خدا صلی الله علیه و آله : « از مستی گناه بپرهیز؛ چرا که برای گناه هم جنونی مانند جنون شراب وجود دارد؛ بلکه جنونش شدیدتر است» ===================== 5. مطففین: 14. 6. بقره: 7. 7. تفسیر نمونه، ج 26، ص 266. ادامه دارد...............
|
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۱۳:۱۸ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
امام على عليه السلام: ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلّا لِقَسوَةِ القُلُوب وَ ما قَسَتِ القُلُوبُ إلّا لِکَثرَةِ الذُّنوبِ. چشمها خشک نمی شود مگر به خاطر قساوت قلب و دلها قساوت پیدا نمی کند مگر به سبب زیادی گناه (وسائل الشیعه ج76 ص45) درجات قساوت قلب یکی از حساس;ترین اعضاء بدن انسان است؛ که قابلیتهای اعجاب انگیزی در آن نهفته شده است. از جمله ی آن قابلیت ها اینست که قلب، در برابر عواطف انسانی تغییر پذیر بوده و بنا به شرایط و موقعیتی که برای انسان پیش می آید، میتواند نرم یا سخت گردد؛ و حتی این نرمی و سختی هم، دارای درجات متفاوتی بوده؛ تا جایی که دل انسان از شدت قساوت می میرد. قرآن کریم، این درجات را با تمثیلی زیبا بیان کرده است:[7] «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ ... فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً...» «سپس دلهاى شما سخت شد... همچون سنگ، يا سختتر!...» أ. «وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ» «چرا كه پارهاى از سنگها مىشكافد، و از آن نهرها جارى مىشود» ب. «وَ إنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ» «و پارهاى از آنها شكاف برمىدارد، و آب از آن تراوش مىكند» ج. «وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ...»[8] «و پارهاى از خوف خدا به زير مىافتد ...» خداوند در این آیه با تمثیل زیبایی، به بیان شدّت و درجه ی قساوت مردم یهود، اشاره کرده و بیان میکند که قلب در شدت قساوت به درجه ای میرسد که حتی از سخت ترین سنگها هم، سخت تر میشود. نه اینکه چشمه ی عواطف و علم از آن نمی جوشد، و قطرات محبت از آن تراوش نمىكند؛ بلکه هرگز از خوف خدا، دلِ انسان سنگدل به طپش نمی افتد. اين تهديدى است سربسته، براى اين جمعيت بنى اسرائيل و تمام كسانى كه خط آنها را ادامه مىدهند.[9] ============================================
[7]. طالقانى، سيد محمود؛ پرتوى از قرآن، تهران، شركت سهامى انتشار، 1362ش، چاپ چهارم، ج1، ص 202.
[8]. بقره/74. [9] . پرتوى از قرآن،ج1، ص 306. |
|||
|
|
۲۰:۴۴, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۲۰:۵۴ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
امام على عليهالسلام اَعجَبُ ما فِى الانسانِ قَلبُهُ وَ لَهُ مَوارِدُ مِنَ الحِكمَةِ وَ اَضدادٌ مِن خِلافِها فَاِن سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَ لَّهُ الطَّمَعُ وَ اِن هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهلَكَهُ الحِرصُ وَ اِن مَلَكَهُ اليَأسُ قَتَلَهُ السَفُ... فَكُلُّ تَقصيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ اِفراطٍ بِهِ مُفسِدٌ؛ امام على عليهالسلام : شگفتترين عضو انسان قلب اوست و قلب مايه هايى از حكمت و ضد حكمت دارد. اگر آرزو به آن دست دهد، طمع خوارش مى گرداند و اگر طمع در آن سر بركشد، حرص نابودش مىكند و اگر نااميدى بر آن مسلّط شود، اندوه، او را مىكُشد... هر كوتاهى برايش زيانبار است و هر زيادهروى برايش تباهى آفرين. علل الشرايع،ج1، ص 109، ح 7 عوامل قساوت
قساوت قلب، نیز مانند بسیاری از رفتارهایی که از انسان سر میزند، دارای عواملی است که به برخی اشاره می گردد: 1. جهل و غفلت: یکی از عوامل بروز قساوت قلب در انسان، جهل و غفلت است. جهل، تصویری نادرست از واقعیت، در برابر انسان ایجاد کرده و مانع نفوذ نور ایمان در قلب می شود؛ و غفلت، او را از جستجوی حقایق منحرف می سازد؛ فلذا دل انسان در مقابل نصيحت، معجزه و دليل، سخت می گردد؛ چنانچه خداوند در خطاب به پیامبر اسلام می فرماید: «فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِين»[10] «تو نمىتوانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش كران، هنگامى كه روى برگردانند و دور شوند!» در این آیه کفار، که خود را در پرده ای از جهل و غفلت فرو برده اند و دلهایشان به قدری سخت شده که از شنیدن حقایق محرومند، مرده و کر نامیده شده اند.[11] 2. اعراض از یاد خدا: از دیگر عوامل سخت شدن قلوب، فراموشی خدا و اعراض از یاد اوست: «الَّذِينَ كاَنَتْ أَعْيُنهُُمْ فىِ غِطَاءٍ عَن ذِكْرِى وَ كاَنُواْ لَا يَسْتَطِيعُونَ سمَْعًا»[12] «آن كسان كه ديدگانشان از ياد من در حجاب بوده و توان شنيدن نداشتهاند.» انسان يا از راه چشم و ديدنِ آيات الهی، به حق می رسد؛ و يا از طريق گوش و شنيدن كلمات حكمت، موعظه، قصص و عبرتها خدا را یاد نموده و به سوی او راه مىيابد؛ و لکن کفار چون، راههای رسیدن به حق را در خود نابود کرده و از یاد او غفلت ورزیدند، دلهایشان سخت شده و در برابر حق نفوذ ناپذیر گردید(13)خداوند به شدت، اینها را مورد سرزنش قرار داده و می فرماید: واى بر آنها كه قلبهاى سخت و نفوذناپذيرى دارند و ذكر خدا در آنها اثر نمىگذارد: «فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ»[14] 3. گناه: گناه، نشانه ی غفلت از خداوند است که، موجب سياهى دل و ضعف ايمان شده و در صورت استمرار، بر دلها مُهر قساوت زده می شود:[15] «أَوَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذينَ يَرِثُونَ الْأَرْض مِن بَعدِ أهلِهَا أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُون»[16] «آيا كسانى كه وارث روى زمين بعد از صاحبان آن مىشوند، عبرت نمىگيرند كه اگر بخواهيم، آنها را نيز به گناهانشان هلاك مىكنيم، و بر دلهايشان مهر مىنهيم تا (صداى حق را) نشنوند؟!» طبع قلب، به معنى بسته شدن است که موجب محدود شدن از جهت ديد و درك حقايق و أنوار ملکوتی خواهد بود و این چیزی جز، قساوت قلب نیست.[17] 4. لجاجت: انسان از روی لجاجت، چشم خود را در برابر نشانه های الهی بسته و بر جهل خود پافشاری میکند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...»[18] «سپس دلهاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سختتر!...» قساوت در آیه ی شریفه، اشاره به لجاجت های قوم بنى اسرائيل در جریان ذبح گاوی بود که، خدای متعال جهت روشن شدن حقیقت امر در قتل شخصی از بنى اسرائيل، دستور داده بود.[19] این آیات بیانگر اوضاعی است که آن قوم بعد از دیدن معجزات الهی، به جای تقویت ایمان، از روی لجاجت به آنها بی توجهی کرده تا آنجا که خداوند سختی دلهای آنها را، به سنگ تشبیه نموده است.[20] **********************************************************************
[10]. روم/52. [11]. طيب، سيد عبد الحسين؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم، ج10، ص 404. [12]. کهف/101. {13} .طباطبائی (علامه)، سیّد محمدحسین؛ تفسیر المیزان، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، 1417ق ، چاپ پنجم، ج13، ص 367. [14]. زمر/22. {15} أطيب البيان في تفسير القرآن، ج11، ص: 157 {16} أعراف/100 {17} تفسير روشن، ج9، ص 77. {18} بقره/74. [19]. جهت مطالعه­ی بیشتر به تفاسیر ذیل آیات 67-74 سوره­بقره مراجعه فرمایید. {20} قرائتی،محسن؛ تفسیرنور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، 1383، ج1، ص 140و141. |
|||
|
|
۱:۵۱, ۱۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۱:۵۵ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
آثار قساوت قلب، مرکز عواطف انسانی و عشق در وجود انسان بوده که با سخت شدن آن، آثار زیانبار و جبران ناپذیری برای انسان، بار میشود؛ که در اینجا به گوشه هایی از آن اشاره شده است: 1. دل مردگی: یکی از بزرگترین آثار قساوت قلب اینست که دل انسان، اسیر مرگ میشود. حقیتاً، کسی که جهل و نفس اماره را پیشوای خود قرار داده و از خدا و نشانه های او غافل مانده و تمامی راههای نفوذ نور را در وجود خود بسته باشد، گرچه به ظاهر زنده است؛ اما در واقع مرده ی متحرکی بیش نیست؛ که خداوند، درباره ی آنها در آیه ی 52 سوره ی روم خطاب به پیامبر میفرماید: «تو نمىتوانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى، و نه سخنت را به گوش كَران ...» بر اساس این آیه، انسان به علت قساوت درونی و سنگدلی، به مرده ای تبدیل شده که حتی پیامبر اسلام نیز توان زنده کردن دل آنها را ندارد.[21] 2. کاهش روزی: از دیگر آثار قساوت قلب، کاهش روزی است: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى»[22] «و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مىكنيم!» بر اساس این آیه، کسانی که رابطه ی خود را با خدا قطع کرده اند، به جز دنیا، چیزی ندارند که بتواند مایه ی امید آنها باشد، و با تمام تلاشی که در امر توسعه ی زندگی دنیوی خود انجام می دهند، به اندوخته های خود قانع نگشته و راضی نمیشوند؛ لذا با ولع بیشتری برای رسیدن به چیزی که آنها را به آرامش برساند، تلاش می نمایند، ولی هرگز پایانی برای آن متصوّر نیست؛ پس چنين افرادی دائما در فقر و تنگى بسر مىبرند و با وجود اموال زیاد، روزی بسیار اندکی دارند.[23] ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
[21].أطيب البيان، ج10، ص 404.
{22} طه/124. [23]. الميزان، ج14، ص 225. |
|||
|
|
۱۶:۴۴, ۱۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۱۶:۵۵ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
درمان قساوت بیان شد که اگر دل انسان بمیرد، دستگاه برقراری ارتباط در وجود او از بین رفته و حتی توفیق فکر اصلاح خویش و توبه به درگاه الهی را نخواهد داشت؛ اما مادامی که به این حد نرسیده و به شدت سختی گرفتار نشده باشد، راه درمان وجود دارد: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيث ... تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّه ...»[24] «خداوند بهترين سخن را نازل كرده ... كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مىترسند مىافتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مىشود ...» با اینکه قساوت قلب از آفتهای بزرگ در راه تکامل و شناخت انسان است؛ وجود یک روزنه ی کوچک در قلب، باعث نرم شدن دل و آمادگی آن برای ورود انوار رحمانیه ی الهی میشود. تفکر، که نقش بسیار مهمی را برای ایجاد این روزنه بر عهده داشته، انسان در رابطه اش با خود، جامعه و خدا بیشتر و دقیقتر اندیشه نموده و با دقت بیشتری به آیات خدا نظاره میکند، پس به جایگاه خویش پی برده و راه استغفار، دعا و تضرع به درگاه خداوند را باز خواهد نمود؛[25]که خداوند برای شکستن سدّ قساوت، انسان را به تفکر فراخوانده است: «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ أَن تخَْشَعَ قُلُوبهُُمْ لِذِكْرِ الله...قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَْيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون»[26] «آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟!...ما آيات (خود) را براى شما بيان كرديم،شايد انديشه كنيد!» تفکر در آیات الهی دارویی شفا بخش است که موجب آگاهی انسان و باز شدن راه دعا، توبه و خشوع در برابر خداوند و نرم شدن و روشنایی دل او می باشد؛ لذا خداوند در این آیات، بی درنگ ما را متوجّه تعقّل در آيات خود مىسازد.[27]
========================================= [24]. زمر/23. [25]. ثقفى تهرانى، محمد؛ تفسير روان جاويد، تهران، انتشارات برهان، 1398ق، چاپ سوم، ج4، ص 492. {26} حدید/16و17. [27]. أطيب البيان، ج12، ص 431 |
|||
|
|
۲۳:۱۹, ۱۳/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۲۳:۲۴ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
انسانی که دچار قساوت قلب می شود، نه تنها با خالق خود مشکل پیدا می کند؛ بلکه در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی اش هم دچار مشکل می شود. وقتی دل آدمی سخت می شود، نمی تواند از احساسات لطیف و پاک برخوردار باشد و در نتیجه زندگی سرد و خشنی خواهد داشت؛ هم چنانکه خداوند درباره برخی از گنهکاران لجوج می فرماید: « خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « خدا بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظار آن هاست».(6) گناه از اعضاء و جوارح، سرازیر قلب مى شود و اندک اندک قلب را به یک باتلاق متعفن و گندیده مبدل مى کند. در چنین شرایطی است که انسان راه و چاه را تشخیص نمى دهد و مرتکب اشتباهات عجیبى مى شود که همه را حیران مى کند و با دست خود تیشه به ریشه سعادت خویش مى زند و سرمایه خوشبختى خویش را به باد فنا مى دهد. تکرار و استمرار گناه، اندک اندک آدمی را در تاریکى روحى بیشترى فرو مى برد و به جایى مى رساند که گناهانش در نظرش حسنات جلوه و گاه حتی به گناهش هم افتخار مى کند. در این مرحله است که راه هاى بازگشت به رویش بسته مى شود و تمام پل ها پشت سرش ویران مى گردد و این، خطرناک ترین حالتى است که ممکن است براى یک انسان پیش آید.(7) ================================================= 6. بقره: 7. 7. تفسیر نمونه، ج 26، ص 266.
|
|||
|
|
۱۳:۵۰, ۱۴/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۱ ۱۳:۵۷ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
راهکارهایی برای مبارزه با قساوت قلب 1- توبه: امام صادق علیه السلام می فرماید : برای قلوب زنگار است مانند زنگاری که بر مس است پس آن را با استغفار جلا دهید. 2- کم کردن آرزوهای دنیایی : اینقدر زیاده خواه نباشیم دنیایی که هیچش وفادار نیست مرگ همقدم هر لحظه ماست و داشته ها همه وبال راه پس چرا ما اینقدر به دوردست هایی چشم میدوزیم که جز دردسر و گرفتگی چیزی برایمان ندارد 3- عبادت خداوند: در زندگی جایی برای عبادت باز کنیم. 4- صدقه دادن و با فقرا رفت و آمد کردن و دیدن محیط زندگی آنان نیز در رفع قساوت و زنگار دل مفید است. 5- معاشرت با انسان های مؤمن و با ایمان 6- ترک مخاصمه و جدل و دعوا 7- ترک جدی گناهان که از همه مهم تر است. و این در مورد هم باید گفت به تدریج پیش رفت اما به طور جدی چون قلب سنگ شده زمان میبرد تا لطافت خود را بازیابد باید کوشید و نا امید نشد . 8- شنیدن موعظه ها، خصوصاً سخنان حکمت آمیز ائمه معصومین علیهم السلام ( مانند نهج البلاغه خصوصاً بخش حکمت ها و مباحث دنیا) 9- پیامبر فرمود: این قلوب را زنگار می گیرد هم چنان که آهن را زنگار می گیرد وقتی آب به آن رسد. گفته شد جلاء آن چیست؟ حضرت فرمود: زیادی یاد مرگ و تلاوت قرآن. 7 10- رفتن به مجالس علم. زیرا خداوند قلب ها را با نور حکمت زنده می گرداند هم چنان که زمین مرده را به باران زنده می کند. 8 11- اطعام به مساکین و رسیدگی به یتیمان، قلب انسان را نرم می کند. 9 12- امام علی علیه السلام می فرماید: قلبت را با موعظه زنده کن ... و او را با یاد مرگ ذلیل گردان[ و خاشع کن]..... و اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما. 10 13- برای قلب جلائی غیر قرآن نیست. 11 14- تفکر، حیات و زندگی قلب است. 12 15- روزه گرفتن نیز انسان را به خود آورده و در رفع زنگار قلب مفید است. 16- خواندن ادعیه ای که از معصومین علیهم السلام رسیده و توجه به معانی بلند آنها بسیار مؤثر است. مناجات خمسة عشر که در مفاتیح الجنان آمده، بسیار زیباست. (این مناجات مشتمل بر پانزده دعاست با نام های مناجات التائبین، مناجات الشاکرین، مناجات الخائفین، مناجات المفتقرین و ... که مناسب حال هر انسانی در این دعاها ، مضامین زیادی آمده است.) 17- عبادت با توجه: به عنوان مثال وقتی می خواهیم نماز بخوانیم فکر کنیم آخرین نمازمان است ‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘‘ فرآوری : محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان 7- میزان الحکمة، ح1704 8- میزان الحکمة، ح17032 9- میزان الحکمة، ح17043 10- نهج البلاغه، نامه 31 11- نهج البلاغه، خطبه 176 12- میزان الحکمة،17030 |
|||
|
|
۱:۰۶, ۱۵/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۱ ۱:۰۷ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
خصوصیات قلب قلب از دیدگاه قرآن یک ابزار شناخت به حساب میآید. اساسا مخاطب بخش عمدهای از پیام قرآن، دل انسان است. پیامی که تنها گوش دل قادر به شنیدن آن است و هیچ گوش دیگری را یارای شنیدن آن نیست. از این رو قرآن تاکید زیادی در حفظ و نگهداری و تکامل این ابزار دارد. در قرآن به کرات به مسایلی از قبیل تزکیه نفس و روشنائی قلب و صفای دل برمیخوریم: قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا (سوره الشمس آیه 9) رستگار شد کسی که قلب خود را از آلودگیها پاک نگه داشت. كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ (سوره مطففین آیه 14) سخن اینها را نخوان که کارهای ناشایست اینان بر روی قلبهایشان تیرگیها و زنگارها قرار داده است. و درباره روشنایی قلب میگوید: إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً (سوره انفال آیه 29) اگر راه تقوا و پاکی را پیش گیرید خدا نور روشنائی در قلب شما قرار میدهد. و یا در آیه دیگر: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا (سوره عنکبوت آیه 69) کسانی که در راه ما با خلوص نیت کوشش کنند ما راه خود را بر روی آنها باز میکنیم .
|
|||
|
|
۱۵:۳۴, ۱۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
متقابلا از اینکه کارهای ناشایست انسان روح او را تیره و کدر میکند و کششها و گرایشهای پاک را از انسان میگیرد، به کرات در قرآن سخن رفته است.
از زبان مؤمنان میگوید: نَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ (سوره آل عمران آیه 8) و یا در وصف بدکاران: كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ (سوره مطففین آیه 14) چنین نیست بلکه ظلمت ظلم و بد کاری هایشان بر دلهای آنها غلبه کرد. فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ (سوره صف آیه 5) چون از حق روی گرداندند خدا هم دلهایشان را از اقبال به حق بگرداند. و یا از قفل زده شدن و مُهر خوردن بر دلها و قسی شدن قلبها سخن میگوید: اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ (سوره بقره آیه 7) وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ (سوره انعام آیه 25) بر دلهایشان پرده نهادهایم که فهم نتوانند کرد. قَبْلُ كَذَلِكَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِینَ (سوره الاعراف آیه 101) پس دلهایشان زنگ قساوت گرفت و بسیار فاسق و نابکار شدند. قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا (سوره الشمس آیه 9) رستگار شد کسی که قلب خود را از آلودگیها پاک نگهداشت. |
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۲۰/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۱ ۱۶:۱۳ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
قال الامام الباقر - علیه السلام - : إنَّمَا الأعمَی أَعمَی القَلبِ فَإنَّهَا لا تَعمَی الأبصَارُ وَ لَكِن تَعمَی القُلُوبُ الَّتِی فی الصُّدُورِ.
امام باقر - علیه السلام - فرمود: كوری حقیقی، كوری قلب است، زیرا به درستی که چشمها كور نیستند، اما دلهایی كه در سینه هاست كور هستند. «من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 379، ح 1109» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






