|
بچه هائی که بچه نیستند
|
|
۱۴:۰۸, ۱۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قاب اول: در ميزنه و مي گه ميشه بيام تو؟!...ميگم بفرماييد! (مراجعه كننده كوچولو نداشتم تا بحال...) مي شينه...غمگينه و نگاه چرخانش و حركات مداومش اضطراب و سردرگمي شو نشون ميده شالشو با وسواس خاصي روي سرش گذاشته و موهاشو به شيوه امروزي ها بيرون ريخته!... مي گم ما در خدمتيم خانوم كوچولو...مي گه يعني اين قدر كوچولوئم؟!! -نه...شوخي كردم حالا چند سالته؟ -كلاس چهارمم! -پس خانومي و كوچولو هم نيستي...مي خنده... حس مي كنم كلي حرف داره براي گفتن اما نميدونه بايد چيكار كنه... -چه خبر؟!! -هيچي!...(آه مي كشه) -عجب آه سوزناكي...دلم آتيش گرفت! ...(مي خنده) -به نظر شما من چه جور دختري هستم؟! -اوممم....بذار فكر كنم...يه دختر خيلي احساساتي! -از كجا فهميدين؟! -از صورتت از نگاهت از حرف زدنت -ديگه چي؟بازم بهم بگين! -يه دختر خيلي حساس كه دوست داره خوشگل باشه همه بهش نگاه كنند و دوستش داشته باشند. هنري نكردم تو بيان اين جملات اما با هيجان ميگه دقيقا!...) -خب بقيه شو خودت بگو... (سرشو ميندازه پايين):اين بده كه آدم كسي رو دوست داشته باشه؟!! -اصلا...خيلي هم خوبه...اين كه بتوني كسي رو دوست داشته باشي يعني هنرمندي! -واقعا؟!! حتي اگه پسر باشه؟!!... (خشكم مي زنه...قدو قواره شو نگاه مي كنم هنوز خيلي بچه است اما نگاهش حركات صورتش و چرخش بدنش به وقت حرف زدن اون قدر جلوه گرانه است كه دلم براش مي سوزه!)... -ميشه ماجرارو برام بگي؟! (شروع مي كنه از عشقش به يه آقا پسر...از اين كه نميتونه بدون اون زندگي كنه از اين كه حالش اصلا خوب نيست!...وقت حرف زدن اشكاش مي ريزه!!...خداي من...اين بچه فقط ده سالشه... بايد سرشار از دنيايي كودكانه باشه ...اين همه بحران براي يه بچه...يه بغض ناخواسته اومده سراغم... ديگه نميتونم بهش بخندم،دلم ميخواد براي دنياي كودكانه اي كه نداره گريه كنم! بهش ميگم حالا چي تو گوشته؟!!...هدفونو در مياره و ميگه يه آهنگ كه خيلي دوستش دارم... ميگم ميتونم گوش كنم؟...ميذاره دم گوشم...يه موسيقي عاشقانه ي خيلي غم انگيز! اين بچه هيچ چيزش شبيه بچه ها نيست) قاب دوم: همه شون با هم ميان تو اتاق...قدو نيم قد!...ميگم چه خبر شده دخترا؟! ميگن سوال داريم! ياد دخترك روز قبل مي افتم!...بفرماييد... هي به هم نگاه مي كنند و مي خندند...درگوشي حرف ميزنند و باز ريز ريز مي خندند! -خب خنده ها كه تموم شد بگين...منتظرم! -ببخشيد ميشه از پسرا برامون بگين! (آمادگي اين سوالو نداشتم) مثلا چي بگم؟! -مثلا از رابطه ما با اونا! (سعي مي كنم بحثو عوض كنم) خب اسماتونو بگين چند سالتونه؟ چيكارا ميكنين؟! (يكي يكي ميگن...ماكزيمم سنشون اول راهنماييه!...غالبشون چهارم دبستانند) -بگين ديگه...از پسرا برامون بگين اشكالي داره باهاشون دوست باشيم اشكالي داره باهاشون بيرون بريم اشكالي داره عاشقشون بشيم؟! (حال خوبي ندارم...اون قدر زيركند كه كوچكترين عكس العملمو ثبت و ضبط مي كنند) -اول بايد به سوالاي من جواب بدين تا من به سوالاتتون جواب بدم... (شروع مي كنم...از خواستن هاشون داشته هاشون نداشته هاشون كمبودهاشون علاقه هاشون و ...) -ببخشيد خانوم پسرا خيلي بي تربيتند...(شروع ميكنه به بيان اونچه كه نبايد بگه) -خب اگه بي تربيتند پس تكليفشون روشنه ديگه...چرا مي خواين باهاشون دوست بشين؟! -آخه مارو خوب درك مي كنند! (بهشون چندتا برگه ميدم وچندتا سوال...برين اينارو جواب بدين و بيارين...مي خوام بحثو از جاي ديگه اي براشون شروع كنم ميگم برين خوب فكر كنين و جوابارو برام بيارين ،هنوزيك ساعت نشده با جوابا برمي گردند!) قاب سوم: دارم گزارش يه برنامه رو مي نويسم كه چندنفري وارد ميشن! فرصتم خيلي كمه بايد گزارشو تحويل بدم بهشون ميگم برين سركلاستون بعدا...ميگن ما كلاس نداريم بيكاريم! ميگم اما من كار دارم باشه براي بعد...ميگن فقط يه سوال...ميشه بگين عاقبت ارتباط با پسرا چيه؟!! ميگم نظر خودتون چيه؟ يكيشون ميگه بدبختي و بيچارگي(اين يكي كلاس سوم دبستانه!) ميگم چرا بدبختي؟!! يكي ديگه ميگه آخه اونا با احساسات ما بازي مي كنند!... براشون پنج دقيقه حرف مي زنم...بهشون وعده ميدم براشون جلسات بحث آزاد بذارم تا با هم حرف بزنيم! ميرن... قاب چهارم: تو جمع برنامه سازان گروه كودكم...بي تعارف بهشون ميگم برين مخاطب شناسيتونو تقويت كنين، شمارو به خدايي كه مي پرستيد براي بچه هاي امروز برنامه اي نسازيد كه بهشون ياد بده چطوري مسواك بزنند!!...... برين به داد اين نسلي برسين كه اون قدر رها شده كه بلوغ هاي زود رس داره از پا درش مياره! فاطمه سادات حاجی وثوق |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۴۳, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
همین هفته پیش توی جلسه حلقه صالحین از بچه ها خواستم بگن دوست دارن در مورد چی حرف بزنیم. هنوز حرفم تموم نشده بود که یکی از دخترا (ششم ابتدایی) بلند و با تاکید گفت: ازدواج. واقعا دلم میخواست بدونم چرا یه بچه تو این سن باید به ازدواج حتی فکر کنه... بعد یادم اومد توی خانوادشون ماهواره یه چیزی خوب و حیاتی تلقی میشه... و این بچه هر وقت میخواد حرفی بزنه و یا مثالی بزنه همش از فیلم های ترکیه ای میگه. بچه های راهنمایی و دبیرستان که دیگه هیچی... اول و آخر و وسط سوالاشون برمیگرده به روابط دختر و پسر. باز میگیم بخاطر شرایط سنیشون اینجور حرفا براشون لازمه، حداقل آدم میتونه دو تا حرف بهشون بزنه ولی به این کوچولوها چی؟؟؟ یکی از همسایه هامون میخواست ماهواره بخره بهش گفتیم این فیلما به خانواده آسیب میزنه. گفت: خانواده ای که قراره با این چیزا از هم بپاشه همون بهتر که بپاشه...!! خداییش منطق رو دارین؟!!! مثل اینکه آدم بگه اگه قراره ویروس به این کوچیکی آدم به این بزرگی رو از پا دربیاره همون بهتر که دربیاره! با این شیوه های تربیتی نباید انتظاری جزء این داشت. |
|||
|
|
۱۹:۱۲, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام
چه ربطی داره؟ اینو دیگه همه میدونن در نواحی گرمسیر سن بلوغ زودتر شروع میشه در کشور ما میانگین این سن 13-15 ساله یعنی تو این سن حیض میشن |
|||
|
|
۱۹:۲۶, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
مقصر اصلی خانواده ها هسن
به بچه هاشون اجازه می د هر فیلمی رو ببینند شاید فلن فیلم اصلا اشکالی نداشته باشه ها ولی بچه نباید از الا بهش فکر کنه یا اینکه خانواده ها فکر می کنند بچه ها خیلی بچه اند بله اون ها بچه اند اما از زمان بچگی ما بزرگترند نظارت های ریز در بچه ها بزرگترین نظارته که فراموش شده دختره از کلاس اول ابتدایی گیم هایی بزی می کنه که لیدر اون دختر های بی حجابند پسره کارتون هایی رو میبینه که دختر و پسر توش راحتند!!!! خب تضاد پیش میاد |
|||
|
|
۲۰:۴۳, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
مادر یکی از بچه های کلاس ششم در مورد خواسته های دخترش داشت با معلمش حرف میزد معلم میگفت که باید مواظب ماهواره و برنامه هاش باشین مادر گفت که تمام کانالهای بدش قفله و بسته، دیگه دیده بوسی و اینها که چیزی نیست( ببخشید اینو نوشتم) ![]() اگه اشتباه نکنم خود مادر فرهنگی بود یه دختر اول راهنمایی میشناسم وقتی بهش گفتم ماهواره نداریم باورش براش سخت بود به قول خودش میگفت من از بچگی جلوی ماهواره بزرگ شدم مشکل اینه که ما باور نمیکنیم یه تصویر به قول اینها معمولی و چیزهای مشابه چه تاثیری در روح و روان انسان داره چه برسه به کودک اونقدری که به مادیات اهمیت میدیم به فکر روح و روانمون نیستیم و این که ابد در پیش داریم ملکه ذهنمون نشده |
|||
|
|
۲۳:۰۲, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
نیازی به ماهواره و اینتر نت نیست
شما ببینین این کارتونا چه میکنن با بچه ها. نمونش : سیندرلا سفید برفی پوکوهانتس و امثال اینها یجورایی بلوغ دخترا رو زودتر بجوش میاره و اینها هم منتظر شاهزاده رویاهاشون میشن . بارها تو خونواده هایی که نسبتا مذهبی هستن دیدم که بچه یجورای حرف میزد که اگه فقط به صداش گوش میدادی فکر میکردی دختر 19-20 ساله داره حرف میزنه. بابا با این پیشرفت تکنولوژی و اینبرنامه ها زمان بلوغ خیلی کم شده امارش دقیقا یادم نیست . دیگه دختر و چه پسر فرق نمیکنه الان راهنمایی تموم نشده دنبال دوست مخالف و یافتن راهایی برای تجربیات جدید هستن. (۱۴/آذر/۹۱ ۱۸:۵۴)داشناک چلیپا نوشته است: تو که مسلمون متعصب هستی چرا فریب غرب را خوردی و از سیره پیامبر اسلامتان و ائمه تان دوری می کنی؟! یعنی چی !؟ دختر ششم ابتدایی 11-12 ساله است که دوسال بیشتر از سن مناسب ازدواج در سنت نبوی شماست، اگر نمی دانی بدان از 1400 سال پیش تا 80-90سال پیش در تمام جهان اسلام به تاسی از پیامبر اسلام، دختربچه ها را در 9-10 سالگی شوهر میدادند ! حتی حدیث صحیح از امام صادق شیعیان داریم که "از سعادت مرد این است که دخترش در خانهاش حیض نشود." همکار محترم شما یک حدیث رو میخونی ، اینم بدون که اگه یک حدیث اینو میگه ولی کلی حدیث دیگم هست که اینو تکمیل میکنه. مثل مردهایی که شندین زن گرفتن تا چهار تا جایز هست ولی بدون اینتکه بدونن شرایطش چیه فقط همینو میگن که پیامبر گفته 4 تا جایز هست. ملاک ما نمیتونه یک حدیث باشه بلکه باید تامل بشه در اون. همکار محترم شیدا هم به نکات خوبی اشاره کردند ، واقعا یک تصویر خیلی اثرش زیاده مخصوصا تو سن کم ، چون کودک در حال بدست اوردن تجربه هست و مایل هست هر چیزی رو بفهمه و انجام بده . قابل توجه کسایی که تو خونه برادر یا خواهر کوچیک دارن ، اگه کارتون یا فیلمی که میخواین برای بچه بزارین حداقل یک بار خودتون ببینین ، چون ممکن هست یک جمله یا یک حرکت برای کودک مناسب نباشه و تا جایی که میشه با اون باشین تا اگه موردی بود براش توضیح بدین. مطلب بلوغ جنسی زودرس با شاهزادهخانمهای والتدیزنی حتما یکبار بخونید . یا علی. |
|||
|
|
۰:۵۴, ۱۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سلام
منو که احیانا میشناسید،خودم نوجوونم،یه پسر 15 ساله،و اتفاقا جزو همین افرادی هستم که میخوان ازدواج کنن! رک و راست بهتون بگم،تموم اینا فقط و فقط به دو دلیل بستگی داره: 1:ماهواره،رسانه تصویری غرب،حالا هرچی 2:فاصله فیزیکی پدر و مادر و فرزند،شاید چند تا آجریه که دیوار بین اتاق هاشونو تشکیل میده،اما از لحاظ عاطفی و روحی،یکی اینجاست،یکی رو کهکشان آندرومدا،شایدم دور تر.خیلی از نوجوونایی که میخوان ازدواج کن،فقط تشنه ی یه ذره محبت و عاطفند!! البته نمیخوام بحثو اعتقادی و فلسفی کنم،خیلی سطحی گفتم،چیزاییه که میشه تو زندگی روز مره حسشون کرد البته خداروشکر ما که ماهواره نداریم،مشکل من بیشتر رو دلیل دوم صدق میکنه.اما در کل،این ترکیبی از هردو دلیله که باعث شده نوجوونای ما به همچین جایی برسن این حرف دل نوجوونی بود که مدت هاست داره با همین مشکل دست و پنجه نرم میکنه باور کنید تموم مشکلات به همون دو موردی که گفتم ختم میشه و همچنین،سایر مشکلاتی که به ذهنتون میاد،از نتایج و زیر مموعه های همین دو مورد هستند یا علی |
|||
|
|
۲:۱۳, ۱۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:قابل توجه کسایی که تو خونه برادر یا خواهر کوچیک دارن ، اگه کارتون یا فیلمی که میخواین برای بچه بزارین حداقل یک بار خودتون ببینین ، چون ممکن هست یک جمله یا یک حرکت برای کودک مناسب نباشه و تا جایی که میشه با اون باشین تا اگه موردی بود براش توضیح بدین.کاملن موافقم! چند وقت پیش(عید بود فکر کنم)یکی از آشناهای ما اومده بود خونه ما،یک دختر بچه کوچولو ناز نازی هم داشتن فک کنم 4سالش بود خلاصه کلی با این بچه بازی کردم و سرگرمش کردم بعد به مامانش رفته بود گفته بود میخوام علی دوست پسرم بشه بعدن باهاش عروسی کنم ![]() ![]() ![]() ! نشستم کلی با این بچه صحبت کردم که تو مثل آبجی کوچولوی من هستی و من داداشت هستم و دوست پسر خوب نیست از این حرفا نزن و...!این یکی از اثرات منفیه شبکه ی مزخرفه فارسی 1 هست!! این بچه 4 ساله نمیتونه معنی کلمه دوست پسر رو درک کنه!!نمیدونه اصلن این یعنی چی فقط توی 4تا فیلم شنیده اینم تکرارش میکنه...! و یا حتی لباس پوشیدن و زیورآلاتی که بازیگران این فیلمها استفاده میکنن بعد از یک مدتی در جامعه باب میشه!! |
|||
|
|
۱۳:۲۶, ۱۵/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۱ ۱۳:۲۷ توسط AMINI.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
آنها كه فكر ميكنند بچهها چيزي سرشان نميشود و فقط به فكر بازي و خندهاند، اين يادداشت را نخوانند.
اين نوشته مخصوص بزرگسالاني است كه ميدانند هر كودك حكم لوح نانوشتهاي را دارد كه اطرافيان هر چه روي آن بنويسند بر آن حك ميشود و پاككردنش تقريبا نشدني است. بچهها حتي كمسن و سالترينشان، اگر چه هوش و حواسشان معطوف به بازي و كارهاي كودكانه است، اما در عين حال رفتار بزرگترها را زير ذرهبين دارند و همه رفتارها و حرفهاي آنها را ميبينند و ميشنوند. پس طبيعي است اگر در خانه، بزرگتري كاري اشتباه انجام دهد و حرف نادرستي بزند اين كودك آن را ضبط ميكند و در ناخودآگاهش نگه ميدارد و در موقع لزوم آن را تكرار ميكند. ماجراي وجدان داشتن و نداشتن هم از همين ناحيه آب ميخورد. وقتي كودكي ميبيند كه پدر و مادر كه عزيزترين و نزديكترين آدمهاي زندگي او هستند گاهي كه منافعشان به خطر ميافتد يا زمانهايي كه قرار است سودي عايدشان شود براحتي وجدان را زير پا ميگذارند او نيز اينگونه رفتار كردن را ميآموزد. پس اگر قرار است وجدان به معني قوه تشخيص خوب و بد از يكديگر و پذيرش مسووليت كارها را در كودك پرورش دهيم ابتدا بايد خودمان آدمهاي باوجداني باشيم و با صداقت و محبت رفتار كنيم و براي كودكمان نماد رفتار اخلاقي باشيم. در واقع بزرگترها بايد در گفتار و رفتارشان نشان دهند به چه گروه از كارها اخلاقي گفته ميشود و كدام رفتارها غيراخلاقي است. صحبت كردن درباره انگيزه انجامدادن كار غيراخلاقي نيز روشي مطلوب براي پرورش وجدان در بچههاست، به اين نحو كه وقتي كودك كاري نادرست انجام ميدهد بدون اينكه بخواهيم پيشداوري كنيم و ذهنش را بخوانيم بايد از او سوالهايي كنيم كه نشان دهد نيت آنها چه بوده است. برخلاف تصور ما، بچهها از روي بدذاتي مرتكب اشتباه نميشوند، اما به هر حال سكوت ما در قبال اقدامات نادرست بچهها اين پيغام را به آنها منتقل ميكند كه حتما كاري كه انجام دادهاند درست و مورد تائيد بوده است. البته فقط نشان دادن اينكه انجامدادن كاري اشتباه است براي پرورش وجدان كودك كفايت نميكند، بلكه بايد درباره پيامدهاي آن كار نادرست هم با كودك صحبت كرد مثلا اگر او هنگام امتحان تقلب كرد بايد از او بپرسيم كه به نظرش اگر همه بچههاي كلاس در امتحان تقلب كنند چه اتفاقي رخ خواهد داد. وقتي كودك كار ناشايست و غيراخلاقي را شناخت و از عواقب آن نيز باخبر شد مرحلهاي ديگر نياز است كه او بياموزد كه اگر چنين اتفاقي افتاد چطور ميتواند اوضاع آشفته پيش آمده را ترميم كند. در واقع در اين مرحله حس مسئوليتپذيري فرد نسبت به كارهايي كه انجام داده رشد پيدا ميكند و كودك ميآموزد پس از هر خطا چگونه آن را جبران كند و تعادل از دست رفته را برقرار كند. رسيدن به اين نقطه همان چيزي است كه فرآيند پرورش وجدان به آن نياز مبرمي دارد چون تلاش براي جبران اشتباهات باعث ميشود كودك به رفتارهاي نادرست خود بيشتر فكر كند و به خاطر بسپارد كه پيامد هر رفتار اشتباه چيست. البته كودك در تمام اين لحظات به همراهي والدين نياز دارد و پدر و مادرها بايد از نشاندادن واكنشهاي تند و پرخاشگرانه كه با تنبيههاي سخت همراه است، پرهيز كنند چون ترس ناشي از اين رفتارهاي خشن سبب ميشود تا كودك از آنها فاصله بگيرد. وجداني كه پرورش يافته حتي در سختترين شرايط هم زير پا گذاشته نميشود چون وجدان هشيار و بيدار كه ملامتگر نفس آدمهاست، مثل آينهاي بزرگ و تمامقد است و زشتيهاي يك فرد را با تمام جزئيات بازتاب ميدهد، براي همين فرد با وجدان همواره از اينكه تصويرش با اين وضوح در آينه منعكس شود دوري ميكند و اين همان موضوعي است كه بايد براي نهادينه شدنش در وجود بچهها تلاش كرد.البته و صد البته که همانگونه که فاطمه خانم فرمودند: اول خودمان، اول خودمان |
|||
|
|
۱۶:۰۱, ۱۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۵/آذر/۹۱ ۰:۵۴)فدايي ولايت نوشته است: سلامسلام فدایی جان.... خیلی هولیا.... ![]() ![]() ![]() به نظر من یه دلیل دیگه فقر فرهنگیه....چون حتی اگه پدر و مائر با فرزند رابطه عاطفی خوبی هم داشته باشند ..اما دچار فقر فرهنگی باشند ...فقر فرهنگی رو به بچشون هم انتقال میدن....و خود فقر فرهنگی هم میتونه عوامل عمده ای داشته باشه...که رسانه یکی از اون هاست... |
|||
|
|
۱۹:۳۸, ۱۵/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آذر/۹۱ ۱۹:۳۹ توسط سرباز منتظر.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
دختر خاله من کلاس چهار است یه روز گفت که مدیر مدرسه به پدر و مادر های بقیه همکلاسی هایش گفتن بیان مدرسه الا خودش گفتم چرا به پدر و مادر تو نگفتن گفت آخه بقیه بچه ها میان کلاس در مورد سریال حریم سلطان حرف میزنن من نمیدونم حریم سلطان چیه به پدر مادراشون
گفتن بیایید مدرسه همش کار ماهواره است ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| توصیه هائی از جانب متأهل ها! | KABOOTAREHARAM | 13 | 6,068 |
۹/مرداد/۹۲ ۱۴:۱۶ آخرین ارسال: السا |
|















! نشستم کلی با این بچه صحبت کردم که تو مثل آبجی کوچولوی من هستی و من داداشت هستم و دوست پسر خوب نیست از این حرفا نزن و...!
