|
دو قدم مانده به عشق،سه قدم تا به حضور!
|
|
۲۳:۱۲, ۱۴/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
دقت کرده ای!؟ به چی؟ به اینکه گاهی وقتها با اینکه همه چیز منظم و مرتب سر جای خود حاضرند،حس میکنی یک چیز دیگری مانده که هنوز سرجایش نیست! همان حسی که هنگام چیدن سفره ی هفت سین به تو دست میدهد. تمام سفره را میچینی و بعد مدام از سفره فاصله میگری و به خودت میگویی: یک چیزی را کم گذاشتم،میدانم که کم است! اما هرچه فکر میکنی و میبینی و میشماری،میبینی که پیدایش نمی کنی! شما را نمیدانم اما یک حسی به من میگوید در سفره هزار رنگ این روزهای دنیا یک چیز کم است! یک چیز که هرچه فکر میکنم نامش را به یاد نمی آورم. یک چیز که هرچه فکر میکنم نمی دانم چیست!؟ اولش (میم) بود، آخرش.......!؟ . . . خدا عاقبتمان را به خیر کند! ![]() |
|||
|
|
۲۲:۱۲, ۱۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
کنار سبزه و سکه، کنار آب آیینه، تمام لحظه های شب، سکوتت هفتمین سینه!
|
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۱۵/آذر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
یا حی
همه آدمها یه چیز خیلی اساسی تو زندگیشون ندارن و اون فقط معبودشون هست و بس. از این بالاتر چیه که ما هیچ توجهی به خدا نداریم ،هر کاری که بخوایم میکنیم نه رضایت خدا رو در نظر داریم و نه توجه خدارو فقط فکر زندگی بهتر تو این دنیای فانی هستیم و چقدر محتاج خداییم و نمیفهمیم. |
|||
|
|
۲۲:۱۳, ۱۶/آذر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
میدانی که را میگویم؟!
چیزی شبیه یک نور! شبیه یک کسی که می آید و همه چیز را راست و ریس میکند! از آن آدمهایی که قوت قلب همه اند! از آن آدمهایی که وقتی بغضی داری یا زورت به کسی نمیرسد دوست داری حواله شان بدهی به او! مثل آن وقتهایی بچه بودیم و میگفتیم: به بابام میگم به حسابتون برسه! کی میشود بیایی ای بابای دنیا که زورمان نمیرسد به بعضی از اشقیا!
|
|||
|
|
۱۳:۵۷, ۱۷/آذر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
![]() *((+هذا الیوم الجمعه+))*![]() ![]()
|
|||
|
|
۲۰:۴۵, ۱۷/آذر/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
اگر خوب گوش کنیم صدای قدمهایش را میشنویم...
|
|||
|
|
۲۲:۱۵, ۱۸/آذر/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
گاهی برای آمدنت دست میزنیم/گاهی برای آمدنت گریه میکنیم
گاهی برای آمدنت هرچه هم کنیم/در پیشگاه گریه تو الکنیم و بس!
|
|||
|
|
۱:۰۵, ۱۹/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۱ ۱:۱۱ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 499.) |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چهل روز مانده به شب میلاد | sajad0511 | 18 | 9,072 |
۱/تیر/۹۲ ۱۱:۵۷ آخرین ارسال: sajad0511 |
|





![[تصویر: 1_man_question_mark.jpg]](http://www.quranct.com/gallery/images/3033/1_man_question_mark.jpg)





*((+هذا الیوم الجمعه+))*![[تصویر: 781.jpg]](http://www.pinpersia.com/wp-content/uploads/2012/11/781.jpg)
