|
هفت اعتراضی که شیطان به خداوند کرد
|
|
۱۳:۱۳, ۱۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مناظره شیطان
نتونستم جای مناسبی برای این مطلب پیدا کنم اگر ناظران محترم بخش صلاح دونستند به جای مناسبتری انتقال بدن. هفت اعتراضی که شیطان به خداوند کرد بعدازآن که به شیطان امرشدبه آدم سجده کندوآن ملعون سرپیچی نمود وحاضر نشدکه دربرابرآدم سجده کند فرشتگان بااوگفت وگوکردندواوراسرزنش کردندکه رابرآدم سجده نکردی وبه این وسیله تاروزقیامت خودرابدبخت وملعون خداو خلایق نمودی؟ درجواب گفت من قبول دارم که خداوندهم آفریدگارمن است وهم همه موجودات و یقین دارم که اوعالم ،قادر،حکیم ومدبراست،ازقدرت ومشیت واراده اوسوال نمی شود؛الا اینکه هفت سوال متوجه علم وحکمت اومیشود: سوال اول خداوند قبل ازاینکه مراخلق کند،میدانست درآینده چه رفتاری ازمن سرمیزند پس چراازاول مراآفرید؟حکمت خلقت من چه بوده است؟ سوال دوم پس ازخلق من چرامرامکلف نمودتااورابشناسم وپیروی کنم درحالی که نه ازاطاعت وبندگی ونه ازنافرمانی وسرکشی من ضرری به اونمیرسد. سوال سوم حال که مراخلق کرد چراتکلیفم نمودکه درمقابل آدم سجده کنم؟درحالی که سجده برآدم ،بینش مرانمی افزود؟ سوال چهارم حال که مراآفرید وبه کارهایی فرمانم داد،من هم ازروی دشمنی سجده نکردم چرالعنتم کردومستحق عقابم دانست وازبهشت بیرونم راند؟درحالی که من هیچ کارقبیحی رامرتکب نشده بودم.فقط گفتم:من غیرازتوراسجده نمیکنم.اطاعت وبندگی وسجده من تنهاوتنهابرای ذات پاک وبی عیب تواست. سوال پنجم آن گاه که مراازبهشت بیرون کرد چرادوباره به بهشت راهم دادتابانیرنگ هایم آدم رامغرورکنم واوهم ازدرخت منع شده بخورد؛درنتیجه هم من وهم اوراازبهشت بیرون کنند،واین کارچه دلیلی داشت؟درحالیکه اگردوباره به بهشت راهم نمیداد، آدم برای همیشه درآنجامی ماند. سوال ششم سپس چراباردیگرمرابراووفرزندانش چیره ساخت،به گونه ای که من واولادم آنان راببینیم،ولی آنان من واولادم رانبینند؟چرابایدمکروحیله های من درآن هااثرکند ولی قدرت وقوت ایشان درمن واولادم اثرنکند؟دراین کارش چه حکمتی نهفته بود؟درحالیکه اگرمن برآنهامسلط نبودم برای ایشان بهتروموافق حکمت واراده خداوندبود. سوال هفتم چراوقتی گفتم:خدایاتاروزقیامت مهلتم بده،خداوند فرمود:تورامهلت دادم تاروز معلوم وحرف مراقبول فرمودومرامهلت داد؟دراین مهلت دادن چه حکمتی بود؟ چرابعدازآن همه قضایا مراهلاک نکرد؟درصورتی که اگرمرانابودمی کردوبرای همیشه همه آفریده هاازدست من راحت میشدندودیگرشروفسادی درعالم واقع نمی شد. آن ملعون درآخرین مناظره اش گفت:دلیل وحجت من برمخالفتم باحضرت آدم علیه السلام وسجده نکردنم این است.جواب مرابدهید.اما ملائکه نتوانستندجواب اورابدهند. واماجواب این ملعون...به نظرشماچیست؟ ادامه دارد.... |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۵, ۲۴/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۳۵)warior نوشته است: این سخن کاملاً غلط هست بحث حق الله رو بنا بر مشیتش شاید ببخشد اما بحث شیطان و امثال شیطان که باعث انحراف بسیاری شده اند مثل بحث حق الناس هست که مورد بخشش واقع نمیشه کسی که در دین خدا و احکام خدا بدعت بگذاره و باعث گمراهی دیگران بشه و آنها با آن گمراهی در اعتقاد مرده باشند توبه اش پذیرفته نیست!!!!!!!!!!!! و شیطان بزرگترین بدعت گزار در دین خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مباحث رو با هم مخلوط نکنید بحث غفران الهی یک چیز هست بحث عدل خدا هم چیز دیگه خدا مخالف حکم خودش در قرآن عمل نمیکنه و کافر و مشرک و منافق در بهشت جایی ندارند اینا آیه ی صریح قرآن هست مگر اینکه شما آیات خدا در قرآن رو قبول نداشته باشید یا بگید مخالف قول خودش در قرآن عمل میکنه البته یک نکته هست و اون اینه که خدا هر که را بخواهد به بهشت میبرد و هر که را بخواهد هم از سر تقصیراتش میگذره و این به بندگانش ربطی نداره اما عدل خدا رو با مغلطه نباید تحت الشعاع قرار داد!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۳:۰۲, ۲۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
نقل قول:البته یک نکته هست و اون اینه که خدا هر که را بخواهد به بهشت میبرد و هر که را بخواهد هم از سر تقصیراتش میگذره و این به بندگانش ربطی ندارهدرسته حرف شما علی جان اما خداوند اینقدر مهربونه که حتی از گناهان کبیره نیز میگذره ما حق نداریم این امید رو از مردم بگیریم ما معصوم نیستیم و همه ما گناه کردیم توی زندگیمون وهمه میدونیم که بعد از هر گناهی عذاب وجدان به سراغ آدم میاد حتی برای کوچکترین گناه (اصولا گناه کوچیک وبزرگ نداره مابرای انجام گناه میگیم این که گناه بزرگی نیست اشکال نداره ) عذاب وجدان همون تقاص گناهان ما در این دنیا هستش که روح مارو آزار میده مثل محکوم به اعدامی که منتظر رضایت اولیا دم هستش اگه امید به بخشش نداشته باشه هر کاری رو امکان داره انجام بده . پس انسان به امید زنده هستش امید هیچ کسی رو خدا نا امید نکنه |
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۲۵/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۰ ۱۴:۲۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
دوستان بزرگترين توهين به خدا يأس از رحمت خداست
كسي كه نااميد ميشه از رحمت خدا ميدونيد يعني چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يعني خدايا تو كمتر از اوني هستي كه بتوني گناهان منو ببخشي!!!!! پناه بر خدا از اين فكر بالاي در سر در يكي از درهاي جهنم نوشته: اينجا جايگاه كساني هست كه از رحمت خدا نا اميد هستند!!! پس اميدوار به رحمت خدا هستيم و هزار بار هم اگه توبه شكستيم خاضعانه و ذليلانه و حقيرانه و پشيمان به آغوش هميشه باز و منتظر خداي غفور و رحيم باز ميگرديم كه إن الله يحب التوابين همانا خدا توبه كاران را دوست دارد اين قول خدا در قرآن است قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ بگو اي بندگان من که بر خود (در اصرار برگناه) اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را مي آمرزد، به درستي که خداوند بخشنده مهربان است.(زمر 53) و در حديث قدسي داريم كه: حديث قدسي : اگر آنان که از من روي برتافتند مي دانستد ...ميدانستند که چقدر مشتاقشان هستم ... هر آينه از شوق جان مي باختند پس شيطان لعين را لعنت ميكنيم و براي 100 هزارمين بار هم كه شده به كوري چشمش به آغوش باز خدا باز ميگرديم کلام من در باره ی کسانی هست که با کفر ویا شرک و نفاق میمیرند و این هم از خودم نگفتم بلکه آیه ی صریح قرآن هست که خدا این سه رو نمیبخشه البته اگه با این حالت از دنیا برند و البته حق الناس شوخی بردار نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و التبه خدای رحیم برای حق الناس هم کارهایی میکنه و حرکتهای خفنی میزنه اما بعضی ها از کسانی هستند در روز قیامت که جز به عذاب کسانی که بهشون ظلم شده و آبروشون برده شده و... راضی نمیشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوف و رجا هر دو به اندازه البته رحمت خدا به گواه قرآن سنگینتر و بزرگتر از هر چیزی هست که بتوان آن را تصور کرد |
|||
|
|
۱۶:۵۶, ۲۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستان عزيز به نظر من:
1و2و3و4و5و6و7 جرمش این بود که در آیينه عکس تو ندید؛ ورنه بر بوالبشری ترک سجود این همه نیست. |
|||
|
|
۱۷:۰۱, ۲۵/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
شيطان بيخود و بيجا و غلط كرده به خدا اعتراض كرده!
اصلا چرا 7 تا اعتراض كرده؟ اي شيطان فلان فلان شده بيشعور احمق! نا فرماني ميكني و به من سجده نميكني و بعد هم اعتراض ميكني؟؟؟؟؟ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۱:۴۰, ۴/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۰ ۱۲:۱۹ توسط warior.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
شیطان که رانده گشت بجز یک خطا نکرد / خود را برای سجده ی آدم رضا نکرد
:sشیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز / کو سجده بر آدم و این بر خدا نکرد |
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۸/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
بیچاره..............
حق داشته خوب همچین بد هم نگفته ![]() لا اقل اونم یه کوچولو منطق حالیش می شده. |
|||
|
۵:۰۰, ۱۹/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
ایمان شیطان به خداوند چگونه بود ؟
با استناد به قرآن وتفاسیرمیتوان نتیجه گرفت که اوبه خداوند ایمان داشته است : 1- شیطان اصول دین را از نظر تئوری ونظری قبول داشت : رب... یوم یبعثون ... المخلصون ..(46) 2- شیطان از نوع جن بود وعملش اختیاری بود. فسجدوا الا ابلیس وکان من الجن. (47) 3- شیطان از ابتدا کافر خلق نشده بود.. بلکه با اختیار خود عمل کفر را انتخاب نمود..ابی واستکبر .... (48) اگر مجبور بود دیگر نباید ابا و استکبار میکرد باید مثل ملائکه مجبورا سجده میکرد. 3- شیطان قبل از خلقت حضرت ادم کافر بود ... وکان من الکافرین ...(49) بصیغه فعل ماضی معلوم... 4- شیطان کفرش را قبل از داستان سجده بر آدم بین ملائکه مخفی کرده بود. انی اعلم ما لا تعلمون... واعلم ماتبدون وما تکتمون... (50) آنچه دربین ملائکه مکتوم ومخفی بود کفر شیطان بود ... واین قبل از خلقت ادم بود... لذا نفرمود کافر شد .بلکه فرمود کافر بود.(51) 5- هبوط شیطان وخروج او .. در آیه فاهبط منها ..و اخرج منها.. خروج از بودنش در صفوف ملائکه بود. (52) والا خود هیچ مقامی نداشت. 6- شیطان در مقابل عبادات قبل از آدم... وعده زنده موندن تا روز قیامت را از خدا درخواست نمود وخدا هم فرمود. انک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم..(53) تا روز ی که برای من معلوم است زنده خواهی بود وبدین ترتیب مزد عبادتش را هم داد. (عدل خدا) 7- سجده بر ادم در حقیقت سجده بر امر خدا بود. که همه فرشتگان و ابلیس مامور به سجده بر برترین مخلوق خدا به امر خدا شدند. (54) منابع: - سوره کهف آیه 50 48- سوره بقره آیه 34 / ت تفسیر مجمع البیان طبرسی ج1 ص 125 49- سوره بقره آیه 34 50- سوره بقره آیه 33 51- تفسیر المیزان علامه طباطبایی - ج1ص 187 52-تفسیر نمونه ج 6 ص 105 53- سوره ص آیه 80 -81 54- تفسیر نمونه ج 1 ص 125 |
|||
|
۰:۴۸, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۰:۴۹ توسط zaeim.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
شیطان به صورت یک موجود پاک آفریده شد و سالها قداست و پاکى خود را حفظ کرد تا آن جا که بر اثر اطاعت پروردگار همردیف فرشتگان شد.
داستان خلقت حضرت آدم و حوا(علیه السلام) و توبه نکردن ابلیس در میان تمامی فرشتهها یکی از روایاتی است که در کتابهای آسمانی از آن سخن به میان آمده و توضیحاتی درباره آن داده شده است. یکی از قسمتهای این ماجرا، سجده کردن فرشته ها و ملائک به دستور خداوند بر حضرت آدم(علیه السلام) بوده است که در این ماجرا ابلیس از دستور خداوند ابا و خودداری کرده است. خداوند پس از این ماجرا به ابلیس تا زمان مشخصی وقت میدهد تا بر روی زمین برود و هرآنچه توان دارد به کار گیرد تا فرزندان آدم را اغوا کند. یکی از سوالاتی که ممکن است در ذهن خوانندگان این داستان قرآنی قرار بگیرد این که "چرا خداوند به شیطان مهلت داده تا سبب گمراهی انسانها گردد؟" حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال اینگونه پاسخ گفته اند: اولا: شیطان به صورت یک موجود پاک آفریده شد و سالها قداست و پاکى خود را حفظ کرد تا آن جا که بر اثر اطاعت پروردگار همردیف فرشتگان شد، ولى سرانجام بر اثر خودخواهى و کبر و غرور و با سوء استفاده از آزادى خویش طریق گمراهى را پیش گرفت و به آخرین درجه انحطاط سقوط کرد. ثانیاً: توجه به این نکته ضرورى است که نفوذ وسوسه هاى شیطانى در انسانها یک نفوذ ناآگاه و اجبارى نیست؛ بلکه انسانها به میل و اختیار خودشان راه نفوذ را به روى او مى گشایند و اجازه ورود را به کشور جانشان صادر کرده و به اصطلاح، گذرنامه آن را نیز در اختیار شیطان مى گذارند و به همین دلیل قرآن با صراحت مى گوید: تو بر بندگان من تسلّط نخواهى یافت مگر گمراهانى که از تو پیروى کنند(سوره حجر، آیه 42). و در جاى دیگر مىفرماید: تسلط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده اند و آنها که فرمانش را همردیف فرمان خدا لازم مى شمرند( سوره حجر، آیه 100). ثالثاً: امیرمؤمنان على(علیه السلام) به صورت ظریف و لطیفى جواب این سؤال را بیان کرده، مى فرماید: «خداوند به او مهلت داد چرا که مستحقّ غضب الهى بود و مى خواست امتحان را بر بندگان تمام کند و وعده اى را که به وى داده بود منجّز گرداند». یعنى از یکسو خداوند مجازات او را با این مهلت دادن سنگین تر ساخت، زیرا همان گونه که از آیات قرآن استفاده مى شود کسانى که در مسیر گناه و گمراهى گام مى گذارند خداوند هشدارهاى مکرّرى به آنها مى دهد; اگر این هشدارها مؤثر شد و بازگشتند چه بهتر وگرنه آنها را به حال خود وامى گذارد و مهلت کافى مى دهد تا بارشان سنگین تر شود.(سوره آل عمران، آیه 178 و سوره روم، آیه 41). از سوى دیگر وجود شیطان مایه آزمایش بزرگى براى انسانها و به تعبیر دیگر سبب تکامل افراد با ایمان مى شود زیرا وجود این دشمن نیرومند براى مؤمنان آگاه و کسانى که مى خواهند راه حق را بپویند نه تنها زیان بخش نیست بلکه وسیله پیشرفت و تکامل است; زیرا مى دانیم پیشرفتها و تکاملها معمولا در میان تضادها صورت مى گیرد و هنگامى که انسان در مقابل دشمن نیرومندى قرار مى گیرد، تمام نیرو و توان و نبوغ خود را بسیج مى کند و به تعبیر دیگر وجود این دشمن نیرومند سبب تحرّک و جنبش هر چه بیشتر مى گردد و در نتیجه ترقّى و تکامل حاصل مى شود. اما کسانى که بیمار دل و سرکش و آلوده و گنهکارند، بر انحراف و بدبختیشان افزوده مى شود و آنها در حقیقت مستحق چنین سرنوشتى هستند! هدف این بود که خداوند القاى شیطان را آزمایشى قرار دهد براى آنها که در دلهایشان بیمارى است و آنها که سنگ دل اند. |
|||
|
۲:۲۵, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۲:۲۶ توسط A L I.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۲۵/اردیبهشت/۹۰ ۱۴:۲۱)علی 110 نوشته است: اينجا جايگاه كساني هست كه از رحمت خدا نا اميد هستند!!!میشه بگی شما کی یه سر رفتی جهنم و برگشتی؟که بنر درهای جهنم رو دیدید؟ ![]() نقل قول:اونقدر سئوالاش بچه گانه بود که از خودم بدم اومد که بعضی مواقع توسط همچین احمقی به سمت گناه کشیدئه میشم !الان چند تا سوال داره مغرم رو قلقلک میده... آخرش ذات شیطان پاک بود یانه؟(طبق این حرف که خدا موجود ناپاک خلق نمیکنه؟) اگه ذاتش پاک بوده پس چرا گمراه شده؟اون زمان که شیطانی نبوده اونو وسوسه کنه؟پس کی اونو وسوسه کرده؟ اگه ناپاک بوده پس چرا رفته بقل دست فرشته ها نشسته؟ انسان قدرت اراده داره؟درسته دیگه؟پس تقدیر چی ؟ میگن خدا این جور خواسته بشه که تقدیر فلانی اینطور بشه؟پس قدرت اراده چی میشه این وسط؟ کلن تقدیر و اراده 2تا چیز متضاد و روبروی هم هستن!! هروقت اتفاقی میفته میگن تقدیر بر این بوده یا سرنوشت این بوده؟پس جای قدرت تصمیم گیری انسان کجاس توی این مسئله؟ خدا میدونه یزید (امثالش صدام،بوش،چنگیز و...)چیکار میکنه و سرنوشتش چیه؟پس چرا خلقشون میکنه؟میدونه با اینکه قدرت اراده دارن ولی بازم سرنوشتشون چیه؟درسته؟ من هر وقت به این مسائل فکر میکنم هیچ وقت نتیجه ای نمیگیرم...و فقط سرم سوت میکشه که عقل بشری من نمیتونه پاسخی به این سوالها بده نمیدونم منظورم رو درست رسوندم یا نه؟ |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
















