|
خاطره ای زیبا،(خیلی زیبا) در مورد حجاب
|
|
۲۲:۴۸, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
راحیل محشر نوشته است: سلام [/b] عرض ادب و ارادت خواستم یه خاطره ای که دوشنبه همین هفته برام اتفاق افتاد رو براتون تعریف کنم...فکر کنم خالی از لطف نباشه.. دوشنبه از صبح تا غروب دانشگاه کلاس داشتیم...خیلی هم سنگین و فشرده بودند..ظهر که نمازمونو خوندیم و گفتیم بریم یه دفعه هم شده دلمونو بزنیم به دریا و بریم یه رستوران خوب نهار بخوریم...شهری که ما درس میخونیم با شهری که محل سکونتمونه فرق میکنه زیاد باهاش آشنا نبودیم دربستی گرفیتم و گفتیم جناب ما رو ببرید یه رستوران خوب...پیرمرد بنده خدا مارو برد یه رستورانی که از برج میلاد هم بلند تربود...از اون رستوران زنجیره ای ها که توی همه ی شهرها شعبه دارنا...پیاده شدیم و رفتیم داخل رستوران...عین این ندیدبدیدا به درو دیوار و دکوراسیون و گارسونای شیک و پیک کرده نگاه میکردیم خلاصه نشستیم و جاتون خالی غذارو خوردیم اومدیم که حساب کنیم من اومدم از در ورودی رستوران بیرون توی سالن کناریه آسانسور ایستادم تا بقیه بیان...بعد چند ثانیه که بچه ها اومدن رفتیم داخل آسانسور یه دفعه دیدم یه آقای مسّن وشیک با دوتا بادیگارد شیک تر ازخودش در آسانسورو باز کرد و جلوی من فکر کنین من زانو زد و بهم گفت : دخترم من حاجی فلانی هستم صاحب رستوران این هدیه ناقابل از طرف ما به تو دختر چادری و محجبه...فکرشو بکنید تموم مشتریها داشتند منو نگاه میکردن و وقتی دقت کردم دیدم توی اون رستوران با اون عظمت با اون همه مشتری فقط من چادری بودم حتی دوستام هم چادرنداشتند...بادیگاردای حاجی هم برام تعظیم کردند و پول غدامو بهم برگردوندن... قشنگ ترین حسی که بعد این همه مدت که چادر میپوشم 2 روز پیش حس کردم... خودم و خواهرم...مراقب تاج بندگیمون باشیم... http://www.askdin.com/thread15525-23.html#post301755 |
|||
|
|
۲۳:۱۰, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم یاد اون سالهایی افتادم که درخارج از ایران بودم واقعا اونجا نه بخاطر دوری از خانواده بلکه به خاطر طرز پوشش غریبه بودم اما اینجا در کشور خودم خیلی جاها را میبینم که خیلی ها حس منو پیدا کردند متاسفانه انقدر بد حجابی زیاد شده که خانمهای محجبه انگشت نما میشوند من به این تاجی که بر سرم است افتخار میکنم |
|||
|
|
۲۳:۵۰, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
حالا ناهار چی خوردین
|
|||
|
|
۲۳:۵۹, ۲۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خیلی زیبا
خستگی از تنم در رفت.. کاش بازم از این برخوردها داشتیم تو اجتماع
|
|||
|
|
۱:۲۵, ۳۰/آذر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
من مشابه همین رفتار رو توی همین تهران خودمون دیدم.
به مدیرمون قول داده بودم که حتماً توی یه روز خاص بیام و یه سری کار رو تحویلش بدم. از طرفی امتحان خیلی مهمی هم توی دانشگاه داشتم. اوضاع دانشجویی و با اتوبوس رفتن و ... (خودتون که بهتر میدونین...) خلاصه چون خیلی دیرم شده بود، یه دربستی گرفتم. رفتم سر کوچه شرکت، اونجایی که پرنده هم پر نمی زد، یهو یه تاکسی سمند جلوم وایستاد. دربست گرفتم و رفتم دم در دانشگاه. یه 2000 تومنی خوشگل و تا نخورده در آوردم که بدم به آقای تاکسی... گفت: دخترم! من این روزا خیلی دختر خانمی مثل تو رو سوار نمیکنم که از چادر پوشیدنش کیف کنم. مهمون من باش و ما رو هم خیلی دعا کن! نمیدونین چه حالی کردم. این در حالی بود که همون روز مدیر شرکت، کرایه تاکسی اش میشده 700 تومن، پول خرد نداشته و یه هزاری میده به راننده تاکسی. اون هم پول خرد نداشته و هزاری رو برمیداره و میره. برام دعا کنین که لذت چادر سر کردن رو هیچ وقت از یاد نبرم! پیروز باشین! |
|||
|
|
۱۹:۳۳, ۳۰/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/دی/۹۱ ۱۵:۰۱ توسط M912.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ببخشید که من مجبورم دخالت کنم و چیزی بگم که دوستان خوششون نیاد ولی به نطرم داستان کاملا ساختگی غیر قابل باور بود شما از ایم خلاقیتت برای نوشتن رمان استفاده کن شاید پول یه غذای درست حسابی گیرت اومد
نه از اون خم شدن تا کمر نه اینکه پول بهت دادن تو هم گرفتی!!!! اولا اگه واقعا همچین رستورانی رفتی چرا اسمش رو نگفتی و یا میگی از اون رستوران ها که در همه جا شعبه دارن خوب کامل میگفتی این رستوران تو اکثر شهر ها شعبه داره و معروفه !!! در ضمن صاحب رستوران بزرگ حاجی فلانی بیکاره میاد میشینه زاغ سیاه مشتری هاشو چوب میزنه؟؟؟ این رستوران ها واسه خودشون مدیر دارن!!! بعد طرف زانو زد؟؟؟ شانس آوردی حلفه نیاورد خواستگاری نکرد ![]() حالا تو باور کردی واقعا تو تنها مشتریش بودی که چادر گذاشته بودی؟؟؟؟ از همه اینا گذشته!!! دانشجویی که تو یه شهر غریبه دربست میگیره میره یه رستوران به این باکلاسی یه نهار بخوره حداقل کلی پیاده شده یعنی وضع مالیش خوبه اگه واقعا همراه با چادر انسانیت هم بود پول رو نمیگرفتی و خوشحال نمیشدی چون چادر سرت بود یه نهار مفتی خوردی میگفتی آقا از طف من بده به یه مستحق!!!! دوستان من مشکلی با حجاب ندارم به خانوم های محجبه هم احترام میذارم اما اینجور از موقعیت نون خوردن نداره!!! مدیران لطفا بگذارید سوالات من پاسخ داده بشه نه اینکه پاک کنید شاید هزار نفر دیگه هم از این سوالا داشته باشن در مورد موضوعه دوم یعنی اگه یه مرد به من میگفت از چادر گوشیدنت کیف کردم نه تنها 2000 تومنی رو پس نمیگرفتم بلکه تو حلقشم میکردم + تندترین برخوردممکن!!! (میخواستمبگم فحش دیدم اهلش نیستم) همینه که میبینم چادر هست ولی نجابت کجا رفته!! من چادر نمیذارم ولی از خونه که میرم بیرون با هیچ مردی حرف نمیزنم (مگر موارد لازم ) تا برگردم خونه!!! |
|||
|
|
۰:۵۴, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
راننده تاکسی ای که اینو گفت جای پدربزرگ من بود.
من هم اهل حرف زدن با مردهای غریبه نیستم. اتفاق افتاد دیگه... جالبش این بود که مدیرم کِنِف شده بود و من کلی خوشحال شده بودم. اون دنیا هم که خدا فیلمش رو play کرد، خواهید دید که من چاخان نکردم و نانجیبی هم نکردم. من از چیزی که نوشتم، 100% حمایت میکنم، به دلیل راست بودنش. بعد هم این اتفاق حدود 7-8 سال پیش اتفاق افتاده بود و من عین جمله راننده تاکسی رو یادم نبوده که... مشابه اش رو گفتم... وگرنه فکر کنم بتونم اگه کسی بد صحبت کرد، بزنم توی دهنش که دهنش پر از خون بشه (ایول خشانت!!!!) من اگه از غیبت بگذرم، از تهمت نمیگذرم. |
|||
|
|
۷:۲۵, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۱ ۰:۵۴)moze84 نوشته است: راننده تاکسی ای که اینو گفت جای پدربزرگ من بود.جایی در فقه اسلامی وجود نداره که نامحرم از این سن تا این سن هست هرچقدر هم پیر بوده باشه نامحرمه هر موقعی از تاریخ هم اتفاق افتاده باشه نامحرمه شما خصوصیات خودت رو داری که به من اصلا مربوط نیست و همچنان میتونی از غیبت بگذری اما از تهمت نه یا حتی میتونی دو سال دیگه نظرت رو عوض کنی این به من ربطی نداره چون من نه غیبت کردم نه تهمت زدم حقیقتی رو گفتم که از اول هم میدونستم خوشتون نخواهد اومد با تشکر
|
|||
|
|
۸:۴۸, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
من که نفهمیدم به کجای این داری اشکال میگیری بنده خدا از حجاب این خانوم لذت برده نه خدایی نکرده از بی حجابیش یا از ناز و کرمش که؟؟
پول نگرفته چون این بنده خدا رو جای دخترش دیده و نخواسته از دخترش پول بگیره اینکه اشکال نداره چرا تو حلقومش می کردی دو هزار تومنی رو اونکه بنده خدا بی احترامی نکرده فقط از اینکه تو این دوره کسی رو دیده که به حجابش اهمیت میده از نجابت این خانوم خوشش اومده و این طوری می خواسته یه جورایی تشویقش کنه واین هم تو دین ما هیچ جا نیومده که حرامه یا اینکه عیبی داره... همیشه به این فکر کن که نیت انسان خیلی مهمه
|
|||
|
|
۹:۲۱, ۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام بنده براي تمامي خواهران و مادران و دختران عزيزي كه حجاب خود را رعايت مي كنند موفقيت و آرزوي سلامت و طول عمر با عزت از خداوند منان مسئلت مي نمايم . يا زينب كبري سلام الله عليها
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظرتون در مورد "طرح صیانت از حجاب و عفاف" چیه؟؟؟؟ | پارمیس | 73 | 32,888 |
۳۰/مهر/۹۵ ۱۶:۱۹ آخرین ارسال: عمار94 |
|
| از عفت مردونه بنویس (خاطره) | 59-11(یامهدی) | 16 | 9,392 |
۱۰/اسفند/۹۲ ۲۳:۵۹ آخرین ارسال: پرنیان |
|
| احساستون در مورد حجاب چیه؟ | meshkat | 121 | 64,440 |
۹/مرداد/۹۲ ۱۵:۱۵ آخرین ارسال: لبخند خدا |
|
| لطفا خیلی کمکم کنید ( در مورد حجاب) | fandogh | 64 | 36,667 |
۲۶/بهمن/۹۱ ۱:۴۸ آخرین ارسال: Jim.m |
|
| حقیقت بسیار زیبا.کلیپی در مقایسه زن غربی و مسلمان | انتخاب | 2 | 2,746 |
۱۸/شهریور/۹۱ ۲۰:۱۰ آخرین ارسال: وحید110 |
|
| نظر امام خمینی(رحمة الله علیه) در مورد حجاب اجباری | Mohammad Trust | 10 | 7,864 |
۷/مرداد/۹۱ ۱۷:۴۹ آخرین ارسال: جویای حقیقت |
|
| وظیفه ما در مورد حجاب | Resistance | 2 | 2,310 |
۹/تیر/۹۱ ۰:۳۱ آخرین ارسال: medad.sefid |
|











