کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهندسی بحران سازی و بحران زدایی!
۱۳:۰۰, ۱۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار

بحران سازی و بحران زدایی یکی از کارکردهای رسانه ها با کمک گرفتن از ابزارها و اهرم های نوین می باشد.

رسانه ها با استفاده از راهبردهایی در ایجاد شرایط بحرانی می توانند در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدید در گستره وسیعی نقش آفرینی کنند و موجب شکل دهی افکار عمومی گردند. چرا که امپراتور رسانه ای با بهره گیری از امکانات سرشار موجب شکل گیری نوعی استبداد اطلاعاتی از طریق گزینش و انتشار اطلاعات و اخبار انحصاری، تراست های خبری و اطلاعاتی و کارتل های رسانه ای در پرتو انقلاب اطلاعاتی شده است.
همچنین استبداد رسانه ای که رواج گسترده ای پیدا کرده است، با استفاده از ابزارها و اهرم ها و با اتکا به فناوری افکار عمومی جهان را به سوی خود جلب کرده و به ارایه چهره ای مخدوش از برخی از نظام های سیاسی، فرهنگ ها، قوم ها و یا دین های رقیب پرداخته است.



[تصویر: 22229_533.jpg]


چنین رسانه هایی به شکلی نظام مند نسبت به جهت دهی افکار عمومی، گرایش ها، عقاید و نگرش ها و رفتارها تلاش مضاعفی را به کار می بندد. به گونه ای که برخی -همچون آلوین تافلر و هایدی تافلر (1376)- از آن به جنگ جهانی فرهنگی-اطلاعاتی تعبیر کرده اند و به نقش اطلاعات درعرصه جهانی اذعان دارند.



[تصویر: 13321_545.gif]


باید توجه داشت پیدایش رسانه هاي پیشرفته با بهره گیري از دانش نحوه اثرگذاري بر افکار عمومی سبب افزایش نقش رسانه در ایجاد، کاهش و یا گسترش بحران ها شده؛ به گونه اي که این اثرگذاري ماهیتی بسیار متفاو ت از گذشته پیدا کرده است .

از این رو بسیاري از جمله، گاستونگ بر این باوراست که رسانه ها بیشتر به جاي کاستن بحران ها و حفظ صلح و امنیت جهانی در خدمت بحران و جنگ هستند!!!


در این تاپیک قصد داریم تا با فرایند بحران سازی و بحران زدایی در جهان امروز که به عنوان
قدرت نرم ارتباطاتی نامیده شده است آشنا شویم و به این سوال پاسخ دهیم که رسانه چگونه و با اعمال چه شیوه ها و راهبردهایی افکار عمومی را در جهت رسیدن به هدف های تعیین شده هدایت می نماید.



امضای مجید املشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، سید ابراهیم ، Havbb 110 ، ELENOR ، ANTI satan ، عبدالرحیم ، بیداری اندیشه ، Agha sayyed ، mohamad ، rastin ، Admirer ، faateme-313 ، fiftynine ، لبخند خدا ، warior
۲۳:۵۰, ۱۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار

رسانه به عنوان ابزاري براي روشن سازي افکار، ایجاد فضایی براي برخورد سالم و سازنده دیدگاه ها و اطلاع رسانی مناسب ، از مهم ترین عوامل توسعه و از نشانه هاي پویایی و تحرك جامعه ها در دنیاي کنونی محسوب می شود. اما باید پذیرفت که نقش دوگانه رسانه در بحران سازي و بحران زدایی، دست کم، بر صاحب نظران این عرصه، واقعیتی انکار ناپذیر و آشکار است.

در جهان امروز که وقوع بحران در انواع گوناگون آن با انتظار مردم از رسانه با یکدیگر همراه شده اند، اهمیت ارائه تعریفی علمی از بحران رسانه اي ضروري است. چرا که اهمیت بحران رسانه اي اگر از بحران هاي اقتصادي و سیاسی بیشتر نباشد کمتر نیست .

بحران در رسانه یا بحران رسانه اي می تواند تابع پیدایش بحران هاي مختلف سیاسی (مانند استعفاي دولت، انحلال مجلس و جز آن )، اقتصادي (مانند سقوط ناگهانی ارزش پول ملی، تحریم بین المللی و جز آن)، نظامی (مانند کودتا، جنگ و جز آن)، فرهنگی، ورزشی و حتی حادثه هاي طبیعی (چون سیل، زلزله و مانند آن) باشد. به جز این موارد، عاملهاي دیگري نیز در میزان تغییرات ناشی از وقوع بحران در رسانه اثرگذار هستند . از جمله آن می توان به منطقه پیدایش بحران، شدت حادثه و هدف هاي راهبردي رسانه اشاره کرد.

بحران رسانه اي در یک نگاه کلیدي، اثري نظام مند بر افکار عمومی دارد . پیدایش رسانه هاي نوین کارکردهاي نوینی را شکل بخشیده است. در این شرایط باید کارکرد رسانه را در دو حوزه ایجاد بحران و مهار یا کاهش بحران تعریف کرد .

از این رو بحث بر سر این است که آیا رسانه ها براي کاستن بحرانها و حفظ صلح و امنیت جهانی فعالیت می کنند یا در خدمت بحران و جنگ رسانه اي هستند?!!!

با این نگاه می توان کارکرد رسانه را در دو بخش بحران سازي و بحران زدایی مورد مطالعه قرار داد.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، یاســین ، Havbb 110 ، ELENOR ، بیداری اندیشه ، Agha sayyed ، rastin ، Admirer ، ANTI satan ، fiftynine
۰:۰۸, ۱۳/دی/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار

در چند ارسال اول تنها به بیان کلیاتی در ارتباط با نقش رسانه و اینکه اصلا ایده تفکر مبتنی بر مهندسی افکار عمومی از کجا نشئت گرفت،خواهیم پرداخت و در ادامه ی به ذکر مصداقهای عینی که نشان دهنده ی بحران سازی رسانه ای می باشد نیز حتما اشاره می کنیم تا شما هم به این اطمینان از اینکه رسانه ها تا چه اندازه در معادلات جهانی تاثیرگزار هستند برسید.


تسلط بر رسانه ها و خبرگزاري ها، قدرت بسیار زیادي به بازیگران صحنه هاي سیاسی و دولتی داده است. به گونه اي که با به کارگیري اهرم هاي خبري و اطلاعاتی می توانند نسبت به تغییر باورها و نگرش هاي جمعی و یا شکل دهی به افکار عمومی، ملی و فرا ملی اقدام کنند.

سوءاستفاده گروهی به عنوان امپراتور رسانه اي آنها را نسبت به شکل دهی استبداد اطلاعاتی توانمند ساخته است .
چنین مدیریت رسانه اي امکاناتی فراهم می سازد تا سیاستمداران به رسانه ها دسترسی پیدا کنند و زمینه اي ایجاد می کند که نمایش حضور عمل آنها در رسانه ها به حداکثر رسانده شود. این امر نه براي آن است که یک سیاستمدار یا حزب او در معرض دید مردم باشد ، بلکه هدف قرار دادن تعریف آن سیاستمدار یا حزب از مسائل و مشکل هاي سیاسی و بیان مسئله و راه حل هاي آن در معرض دید همگان است.
امروزه در فرایند جهانی شدن جهت دهی خواسته ها به افکار عمومی جهانی و شکل گیري عقیده ها، گرایش ها و رفتارها امکان پذیر است . به همین دلیل برخی از اندیشمندان به شکل جدي بر خطرهاي ناشی از شکل گیري امپراتور فرهنگی –رسانه اي از رهگذر فرایند جهانی شدن تأکید کرده اند. امپراتوري بزرگی که می تواند هویت هاي ملی، فرهنگی ، دینی و اعتقادي ملتها را مورد تهدید قرار دهد .

برخی نیز خطر بروز یک جنگ جهانی فرهنگی-اطلاعاتی را گوش زد کرده اند. احتمال چنین جنگی در پی گسترش فناوري هاي رسانه اي در سراسر جهان و مقاومت ملت ها، قومیت ها، فرهنگ ها و دین هاي گوناگو ن در برابر هجوم .رسانه هاي جهانی، روز به روز نزدیک تر می شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan ، Havbb 110 ، faateme-313 ، یاســین ، Admirer ، fiftynine
۲۲:۳۸, ۱۳/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۱ ۲۲:۳۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #4
آواتار

پیتر براك از برجسته ترین اندیشمندان اتریشی در حوزه مسائل مربوط به صلح ، می نویسد:

فعالان امنیت و صلح می دانند که رسانه ها نقش بسیار مهم و حساسی در کار آنها دارند ، اما متأسفانه می بینند موضوع هاي مربوط به صلح، موضوع هاي مسلط در رسانه ها نیست.
گرایش رسانه ها ، گزینش رویدادهاي جنجالی، مهیج، فجیع و خطرناك است. این امر سبب شده است منادیان صلح و امنیت جهانی به عملکرد رسانه ها با تردید نگاه کنند و رسانه ها را اگر نه اصلی ترین، حداقل یکی از عامل هاي اثرگذار در ایجاد بحران و از مانع هاي اصلی فرهنگ صلح در جامعه هاي معاصر تلقی کنند.

بیشتر محتواي رسانه هاي جهان به گونه اي است که توجه آنها به جنگ و برخورد، بیش از پرداختن به صلح و امنیت است . مهمترین دلیل امر نیز اهمیت برخورد در میان هفت ارزش خبري
است . در میان ارزش هاي خبري برخورد یکی از دلیل ها ي آشکار براي اثبات ادعاي مهم بودن نقش رسانه ها در جنگ پردازي است.
از این رو در هنگام جنگ و بحران رسانه ها نه تنها قادر به متوقف کردن آن نیستند بلکه علاوه بر وابستگی به یکی از طرفین به دلیل ارزش خبري برخورد بیشتر به جنگ و گسترش بحران دامن می زنند.
همان گونه که طرفداران امنیت باور دارند، وجود برخورد به عنوان یک ارزش خبري سبب شده است که کوشش هاي آن ها براي دستیابی به امنیت و صلح به دلیل نداشتن ارزش خبري در رسانه ها بازتاب نداشته باشد.

در ادامه خواهیم گفت که این هفت ارزش خبری کدامند و چرا این هفت ارزش به بحران سازی کمک می کند.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، یاســین ، Havbb 110 ، gomnam ، Admirer ، fiftynine
۲۲:۴۵, ۱۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار

سنگی که در درون خود رگه هایی از طلا یا فیروزه دارد، با ارزش تر از سایر سنگهاست. این موضوع در رویدادها هم حاکم است. رویدادی که رگه هایی از ارزش های خبری را دارد، از بقیه ی رویدادها مهم تر و با ارزشتر است.

روزانه صدها رویداد در جهان اتفاق می افتد ولی تهیه خبر از همه آنها امکان ندارد و یا شمار زیادی از این رویدادها ارزش خبری لازم را ندارند پس از این رو نیازمند معیارهایی هستیم که بتوان رویدادرا بر اساس آن ارزیابی کرد وبرای آن خبر یا گزارش تهیه کرد . کارشناسان عموما هفت ارزش خبری برای رویدادها در نظر گرفته اند که عبارت اند از:



1. دربرگیری- impact

رویدادی وقتی ارزش خبری در بر گیری دارد که روی شمار زیادی از افراد جامعه در زمان حال یا آینده تاثیر داشته باشد دربرگیری رویداد ممکن است موجب نفع یا ضرر مادی و معنوی افراد جامعه شود ومستقیم یاغیر مستقیم روی مردم تاثیر بگذارد.

2. شهرت - fame .Prominency

اشخاص واشیاء و نهاد هایی که شهرت دارند از ارزش خبری برخوردارند. اشخاص ممکن است حقیقی یا حقوقی باشند وشهرت نیز ممکن است بار مثبت و منفی داشته باشد مردم به طور طبیعی علاقه دارند از از اعمال ،گفتار ،رفتار و سایر ابعاد زندگی افراد شناخته شده و مشهور مطلع باشند وبه همین دلیل اخبار مربوط به آنها جزو نخستین خبرهای رادیو و تلوزیون وصفحات اول روزنامه قرار میگیرد. برای مردم سخنرانی،مسافرت،بیماری ومرگ و در کل اقدامات شخصیت های معروف هنری،ورزشی،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی مهم است.
برای مثال :به علت کسالت رئیس جمهور جلسه پرسش وپاسخ دانشجویان علمی کاربردی آخر هفته برگذار می شود.

3.كشمكش، برخورد، تضاد، اختلاف- conflict

رويدادهايي كه از اين ويژگي برخوردارند و در واقع از يك التهاب دروني برخوردار هستند، براي مخاطبان
جالب به نظر م يرسند، همه انسانها نسبت به اين خبرها حساس هستند و به همين دليل است كه حجم
وسيعي از خبرهاي رسانه ها حول همين رويدادها دور ميزند، اين خبرها غالباً بار منفي هم دار ند . در نظر
بگيريد اگر متأسفانه چنين واقعه اي رخ دهد، چقدر مي تواند طرف توجه روابط عمومي ها، روزنامه نگاران و يا
اصحاب ارتباطات قرار بگيرد: انجمن روابط عمومي ايران منحل شد.

4. استثنا، شگفتي، غيرعادي بودن- oddity

اتفاقات عجيب و غريب، نادر و استثنايي هميشه توجه انسان ها را به خود جلب مي كند ، حتي يكي از
تعريف هايي كه درباره خبر ارايه شده، متمركز بر همين موضوع است:

‘‘ اگر سگي پاي كسي را گاز بگيرد،
خبر نيست، ولي اگر كسي پاي سگي را گاز بگيرد خبر است ’’.

توجه داشته باشيد كه اين نوع رويدادها را م يتوان از طريق پسوند صفت عالي (ترين ) شناسايي كرد :
كوچك ترين كامپيوتر دنيا، بلند قدترين مرد جهان، شديدترين زلزله و ... و بالاخره يك مثال استثنايي :
عضويت در روابط عمومي تخصص نم يخواهد!


5. بزرگي و فراواني تعداد و مقدار- magnitude

هر امري كه در آن تعداد و عدد و رقم بالا باشد، م يتواند توجه مخاطبان را به خود جلب كند و مهم نيست
اين ارقام و يا فراوان يها مربوط به چه چيزي باشد.
در واقع فراواني تعداد و مقدار، شكل ديگري از همان ارزش فراگيري است: كارشناسان جهاني 500 تعريف
براي روابط عمومي ارايه كرد هاند.

6. زمان یا تازگی رویداد timelyness

در بحث خبر چيست از ضرورت تازگي به عنوان يكي از خميرمايه هاي اصلي خبر حرف زدم و گفتم خبر علاوه
بر فراگير بودن بايد نسبت به زمان حساس باشد.
نهادها و روزنام ههايي موف قتر هستند كه خبرهايشان را زودتر و تازه تر از رقيبان خود عرضه مي كنند. هر چه
فاصله وقوع رويداد تا زمان انتشار آن كوتا هتر باشد، خبر تازه تر خواهد بود . البته در پاره اي از مواقع
جنبه هاي تازه اي از يك خبر كهنه نيز آشكار مي شود كه علي القاعده در اين صورت هم از ارزش خبري
برخوردار است.
در هر صورت، خبر تازه مثل نان تازه است و خبر كهنه مثل نان بيات

7. مجاورت- proximity

مردم ترجيح م يدهند، ابتدا از خبرهايي مطلع شوند كه در اطراف محل زندگي آنها رخ م ي دهد، چرا كه
چنين رخدادهايي م يتواند بر نحوه زندگي و يا تصميمات آنها تأثيرگذار باشد. به ديگر سخن، شايد روال
منطقي كسب اخبار براي انسا نها به ترتيب از كوچه، محله، منطقه، شهر، كشور و كشورهاي همجوار شروع
شود، مجاورت فقط مفهوم جغرافيايي ندارد، بلكه به هر صورتي كه معنادار باشد م ي تواند طرف توجه قرار
بگيرد. به عنوان مثال كميسيون جهاني آموزش روابط عمومي از جنبه مكاني جغراف يايي با ايران فاصله
زيادي دارد، اما يافت ههاي پژوهشي آن براي دست اندركاران روابط عمومي در ايران از اهميت فوق العاده اي
برخوردار است : كميسيون آموزش و روابط عمومي پيش نيازهاي روابط موفق را اعلام كرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، faateme-313 ، یاســین ، Admirer
۲۳:۱۴, ۱۵/دی/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار

پروفسور گالتونگ
مواردي که روزنامه نگار را در هنگام پرداختن با بحران و جنگ دچار انحراف می کند، چنین بیان می دارد:


1. پرداختن به بحران و جنگ بدون درنظر گرفتن بافت همراه با خشونت آن، تمرکز بر اقدام غیرمنطقی بدون توجه به دلیل ستیزه هاي حل نشده و قطب گرایی.


2. دوگانگی در پایین آوردن تعداد طرف هاي درگیر به دو ، هنگامی که بیش از دو کشور در
جنگ باشند . در ماجراهایی که بر تحول هاي داخلی متمرکز است، در بیشتر موارد نیروهاي خارجی به عنوان دولت هاي خارجی و متحدان فراملی نادیده انگاشته می شوند.

3. اعتماد به مانی گرایی 2 (خیر و شر )، خوب معرفی کردن یک طرف و بد معرفی کردن طرف
دیگر.

4. اعتقاد به نبرد سرنوشت ساز ، اجتناب ناپذیر جلوه دادن جنگ و حذف راه حل هاي دیگر.

5. ابهام ، تمرکز فقط بر زمینه جنگ (یعنی میدان نبرد یا محل رویداد بحران ) نه بر نیروها و
عامل هاي بازتاب کننده آن.

6. نادیده گرفتن داغ دیدگان و در نتیجه خودداري از هرگونه توضیح درباره این که چرا با اقدام
تلافی جویانه، جنگ همچنان به طور گسترده تر ادامه می یابد.

7. توضیح ندادن درباره دلیل هاي شدت یافتن اقدامهاي خشون تآمیز جنگ و تأثیر پوشش خبري بر آن.

8. توضیح ندادن درباره هدف هاي مداخل هجویان خارجی، به ویژ ه قدرت هاي بزرگ در به راه
انداختن بحران ها و جنگ


وجود چنین ویژگیهایی ضرورت مدیریت راهبردي رسانه بر افکارعمومی رامشخص میکند.
البته در کنار مدیریت رسانه اي، بحران مدیریت اطلاعات بر رسانه نیز داراي اهمیت است. مدیریت
اطلاعات در اینجا به معنی استفاده از روش هاي آشکار و پنهان دستکاري اطلاعات از سوي کنش گران سیاسی صاحب قدرت است .
اطلاعات، سلاح سیاسی قدرتمندي است و اشاعه گزینش، محدود و تحریف شده آن از سوي حکومت ها عنصر بسیار مهمی در مدیریت افکار عمومی در بحران است.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، یاســین ، Admirer ، حنین
۲۳:۰۲, ۱۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #7
آواتار

جنگ رسانه اي یکی از جنبه هاي برجسته جنگ نرم و جنگهاي جدید بین المللی است . چنین جنگی بیشتر به هنگام درگیري هاي نظامی کاربرد پیدا می کند. اما این به آن مفهوم نیست که در سایر موقعیت ها چنین جنگی در جریان نیست و یا مورد استفاده قرار نمیگیرد.

جنگ رسانه اي تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز به صورت غیررسمی ادامه می یابد و هر کشوري با بیشینه توان خود براي پیشبرد هدفهاي سیاسی از رسانه ها استفاده می کند.

جنگ رسانه اي در ظاهر میان رادیوها، تلویزیون ها، تفسیرگران مطبوعاتی، خبرنگاران، خبرگزاري ها، شبکه هاي خبري و پایگاه هاي اینترنتی جریان دارد . اما واقعیت آن است که در پشت این جدال مطبوعاتی چیزي به نام سیاست رسانه اي یک کشور نهفته است. این سیاست به طور مستقیم با بودجه هاي رسمی مصوب مجلسها یا بودجه هاي سري سازمان هاي اطلاعاتی، امنیتی و جاسوسی پشتیبانی می شود.
سربازان جنگ رسانه اي، کارشناسان تبلیغات، برنامه ریزان تبلیغات بین المللی و کارگزاران رسانه ها هستند.

جنگ رسانه اي مقوله اي است که همکاري هماهنگ و نزدیک بخشهاي نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی، رسانه اي و تبلیغاتی یک کشور را می طلبد.

مردمی که زیر بمباران جنگ رسانه اي قرار دارند چه بسا ممکن است دامنه و شدت حمله هاي سنگین را درك نکرده و حتی از وجود آن بی خبر باشند.

آنچه که به عنوان جنگ روانی از آن نام برده میشود می تواند به شیوه ایجاد شود:


1. انگاره سازي رسانه اي
2. کنترل ذهن ها توسط رسانه هاي بحران ساز
3. فرافکنی رسانه هاي بحران ساز



در ادامه هر کدام از این شیوه ها را توضیح خواهیم داد.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، Havbb 110 ، Admirer ، یاســین ، حنین
۲۳:۳۹, ۱۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
انگاره سازي رسانه ای:

یکی از شیوه هاي جنگ روانی در ایجاد و یا تشدید بحران، انگاره سازی رسانه ای است.
انگاره سازي با کمک به فرایند تأثیر بلند مدت رسانه ها، بزرگترین نقش را در موفقیت یا عدم موفقیت بازیگران، در هنگام بحران ایفا می کند. انگاره را میتوان به عنوان یک سازه تعریف کرد که مضمون آن به خودي خود مجموعه اي از تصویرهایی است که از جنبه هاي گوناگون واقعیت در ذهن فرد وجود دارد.

کارکرد انگاره سازي در تلویزیون هاي ماهواره اي تغییر تصویر هاي خبري براي تغییر در نگاه مردم است. این تغییر نخست احساس و تخیل افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و سپس برخی انگاره هاي قدیمی را در ذهن آنها مخدوش می کند. وارد شدن آسیب به آرشیو تصویرهاي قبلی، امکان پذیرش تصویر هاي جدید را فراهم می کند. این روش، شگرد انگاره سازي شبکه هاي ماهواره اي غرب است.

گربنر وشیلر در مطالعه عملکرد شبکه هاي تلویزیونی ماهواره اي در جنگ اول خلیج فارس -که آن را نماد "پیروزي تصویر بر واقعیت" خوانده اند، به این نتیجه رسیدند که فناوري هاي نوین ارتباطی این امکان را فراهم ساخت که واژه و تصویر در موقع مناسب براي صدها میلیون نفر در سراسر جهان ارسال شود. تصویر نیز آنچنان بیننده را محصور خود کرده بود که تصور می شد، افراد خود شاهد نبرد هستند. با این وجود، آن طور که پژوهشهاي بیشتر کشورها نشان میدهد آنچه دیده میشد جنگ نبود بلکه انگاره هایی بود تا حس پیروزي را القا کند و نتیجه اي به بار آورد که واقعیت و منطق هیچگاه نمی توانست به آن دست یابد.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، Admirer
۲۱:۵۹, ۱۹/دی/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
کنترل افکار عمومی توسط رسانه های بحران ساز:

کنترل و هدایت افکارعمومی یکی از کارویژه هاي مهم رسانه می باشد. به طور کلی رسانه ها در جهت بحران زدایی و یا بحران سازي نیاز به مدیریت بر افکار عمومی دارند.

برخی چون گورینگ (فرمانده نیروي هوائی آلمان درجنگ جهانی دوم ، با توجه به تجربه جنگ جهانی دوم و عملکرد رهبران ورسانه هاي غربی) بر این باورند که مردم در بسیاري موارد از جنگ بیزارند؛ فرقی نمی کند که مردم روسیه باشند ، انگلستان یا مردم آلمان (تجربه جنگ جهانی دوم نیز همین امر را نشان داد).

به عقیده گورینگ در بسیاري از جنگ ها، به ویژه دو جنگ توفان صحرا ( 1991 ) و عملیات 2003 علیه عراق این امر را می توان به روشنی دید. بنابراین، رسانه ها می توانند با استفاده از اثر بخشی افکار عمومی هر دو گروه افراد علاقمند و یا بیزار از جنگ را تحت تأثیر قرار دهند . گویی آن دو جنگ و جنگ هاي مشابه به وقوع پیوسته اند تا درستی پیش بینی جورج ارول در کتاب 1984 را آشکار کنند . ارول در اثر خود از دربند بودن روح و ذهن شهروندان توسط رسانه هاي دیداري سخن به میان آورده است .

به تعبیر تافلر ( 1372 )، جورج ارول در عالم تخیل به درستی فناوري هایی چون صفحه هاي تلویزیون دوسویه را مجسم کرد که از آن می توان به طور همزمان براي انتقال تبلیغات دولتی و جاسوسی استفاده کرد . هشدارهاي او نسبت به توان بالقوه این رسانه در تجاوز به حریم خصوصی نه تنها درست از آب درآمد بلکه حتی او آن را دست کم گرفته بود!!!


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، Admirer
۲۲:۲۴, ۲۰/دی/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار

مدیریت رسانه اي حاکم برافکارعمومی جهان درکارکرد رسانه هاي دیداري آمریکا وارد جنگ دوم خلیج فارس ( 1991 ) و عملیات 2003 و حتی دیگر عملیات پیش از آن نشان می دهد که رهبران قدرت هاي بزرگ در عملیات روانی رسانه اي خویش تجاوز به حریم خصوصی ملت ها ي مورد هجوم را مشروع تلقی کرده اند. علاوه بر آن، این رهبران از فریب مخاطبان (حتی شهروندان خویش) و تهیج عاطفی آنها با استفاده از موضو ع هاي دروغین نیز دریغ نکرده اند.


براي نمونه در روزهاي آغازین اشغال کویت توسط عراق، رسانه هاي آمریکا مصاحبه یک پرستار کویتی را پخش کردند. در این مصاحبه پرستار ادعا می کرد عراقی ها با ورود به کویت با خاموش کردن اینکوباتورها (دستگاه هایی که کودکان نارس را در آن قرار می دهند) تعداد زیادي از کودکان کویتی را به قتل رسانده اند . بررسی هاي بعدي (بعد از پایان جنگ) نشان داد که ادعاي پیش گفته دروغ بوده است. خانمی که رسانه هاي آمریکا از او با عنوان پرستار بیمارستان ش هر کویت یاد کرده بودند نیز دختر سفیر کویت در آمریکا بوده است که از مدت ها قبل به کویت نرفته بود!!!Exclamation

بنابراین چنین سناریوي تبلیغا تی در آمریکا به داستان دروغین کشته شدن کودکان شهرت یافت .


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، Admirer
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا