|
چگونه محبت باعث اخلاص مىشود؟
|
|
۱۹:۱۹, ۲۰/دی/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عبادت خدا از ترس عذاب، آدمى را به زهد وادار مىكند، يعنى چشمپوشى از لذايذ دنيوى براى رسيدن به نجات اخروى. پس زاهد كارش اين است كه از محرمات و يا كارهايى كه در معناى حرام است" يعنى ترك واجبات" اجتناب كند. آن كس هم كه طمع ثواب دارد طمعش او را وادار به كارهايى از قبيل عبادت و عمل صالح مىكند تا به نعمت اخروى و بهشت برين نائلش سازد پس كار عابد هم اين است كه واجبات و يا كارهايى را كه در معناى واجب است (يعنى ترك حرام) بجا آورد. و خلاصه خوف زاهد او را وادار به ترك، و رجاء عابد او را وادار به فعل مىكند و اين دو طريق هر يك صاحبش را به اخلاص براى دين وامىدارد نه اخلاص براى خدا، صاحب دين.
به خلاف طريقه سوم كه طريقه محبت است و قلب را جز از تعلق به خدا از هر تعلقى از قبيل زخارف دنيا و زينتهاى آن، اولاد و همسران، مال و جاه و حتى از خود و آرزوهاى خود پاك مىسازد، و قلب را منحصرا متعلق به خدا و هر چه كه منسوب به خداست- از قبيل دين و آورنده دين و ولى در دين و هر چه كه برگشتش به خدا باشد- مىسازد. آرى، محبت به هر چيز محبت به آثار آن نيز هست. بنا بر اين، چنين كسى در كارها، آن كارى را دوست مىدارد كه خدا دوست بدارد، و آن كارى را دشمن مىدارد كه خدا دشمن بدارد. به خاطر رضاى خدا راضى، و به خاطر خشم خدا خشمگين مىشود، و اين محبت نورى مىشود كه راه عمل را براى او روشن مىسازد، هم چنان كه فرموده:" أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ" «1» و روحى __________________________________________________ (1) آيا كسى كه مرده (جهل و ضلالت) بود و ما زندهاش كرديم و برايش نورى قرار داديم تا ميان مردم آمد و شد كند (مثل او مانند كسى است كه در تاريكيها فرو شده ...). سوره انعام، آيه 122. مىشود كه او را به خيرات وا مىدارد، هم چنان كه فرموده:" وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ" «1» و همين است سر اينكه از چنين كسى جز جميل و خير سرنمىزند، و هيچ مكروه و شرى را مرتكب نمىگردد. و به هيچ به موجودى از موجودات عالم و حوادثى كه در عالم رخ مىدهد نمىنگرد، و چشمش به هيچ يك از آنها چه بزرگ و چه كوچك، چه بسيار و چه اندك نمىافتد مگر آنكه دوستش داشته و زيبايش مىبيند، چون او از آنها جز اين جنبه را كه آيات و نشانههاى خدا و تجليات جمال مطلق و حسن غير متناهى و غير مشوب به نقص و مكروهند نمىبيند. و به همين دليل اينگونه اشخاص غرق در نعمتهاى خدا و غرق در مسرتى هستند كه غم و اندوهى با آن نيست، و غرق در لذت و سرورى هستند كه ديگر آلوده به الم و اندوه نيست، و غرق در امنيتى هستند كه ديگر خوفى با آن نيست، چون همه اين عوارض سوء وقتى عارض مىشوند كه انسان سويى را درك بكند، و شر و مكروهى ببيند. و كسى كه هيچ چيزى را شر و مكروه نمىبيند، او جز خير و جميل مشاهده نمىكند، و وقايع را جز به مراد دل و موافق با رضا نمىبيند. پس اندوه و ترس و هر سوء ديگر و هر چيزى كه مايه اذيت باشد در چنين كسى راه ندارد. بلكه او از سرور و ابتهاج و امنيت به مرحلهاى رسيده كه هيچ مقياسى نمىتواند اندازهاش را معلوم كند، و جز خدا هيچ كس نمىتواند بر آن احاطه يابد، و اين مرحله، مرحلهاى است كه مردم عادى توانايى تعقل و پى بردن به كنه آن را ندارند، مگر به گونهاى تصور ناقص. و آيه شريفه" أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ" «2» و همچنين آيه" الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ" «3» اشاره به همين معنا دارد. و اين طايفه، همان مقربينى هستند كه به قرب خداى تعالى رستگار شدهاند، چون ديگر چيزى كه ميان آنان و پروردگارشان حائل گردد باقى نمانده، نه در محسوسات و نه موهومات، و نه آنچه مورد هوا و خواهش نفس و يا مورد تلبيس شيطان باشد، زيرا هر چه كه در برابر آنان قرار گيرد آيتى خواهد بود كه كاشف از حق تعالى است نه حجابى كه ميان آنان و __________________________________________________ (1) و به روحى از خود تاييدشان كرد. سوره مجادله، آيه 22. (2) آگاه باشيد كه اولياى خدا نه خوفى بر ايشان هست و نه اندوهناك مىشوند. آنهايى كه ايمان آوردند و (در زندگى دنيا همواره) تقوا را شعار خود كردند. سوره يونس، آيه 62 و 63. (3) آنان كه ايمان آوردند و ايمان خود را آميخته با ظلم نكردند ايمنى آنها راست و هم آنها به حقيقت راه يافتگانند. سوره انعام، آيه 82. [.....] حضرتش ساتر شود، و به همين جهت خداوند علم اليقين را بر ايشان افاضه مىكند، و كشف مىكند براى ايشان از آنچه كه نزد او است از حقايقى كه از ديدگان مادى كور مستور است، هم چنان كه در آيه" كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ كِتابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ" «1» و آيه" كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ" «2» به اين معنا اشاره فرموده. و در پيرامون اين معنا در تفسير آيه" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ" «3» در جلد ششم اين كتاب بحثى به ميان آمد. سخن كوتاه آنكه، اين طايفه در حقيقت متوكلين بر خدا و تفويض كنندگان به سوى خدا و راضيان به قضاء او و تسليم در برابر امر اويند، چون گفتيم كه جز خير نمىبينند و جز جميل به چشمشان نمىخورد. و همين معنا باعث مىشود كه ملكات فاضله و خلقهاى كريمه كه سازگار با اين نظر كه نظر توحيد است در دلهايشان مستقر گردد، و در نتيجه همانطور كه در عمل مخلصند در اخلاق نيز مخلص شوند، و معناى اخلاص دين براى خدا هم همين است:" هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ" «4» ترجمه الميزان، ج11، ص: 219 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چگونه محبت دیگران را جلب کنیم؟ | ali0077 | 4 | 2,339 |
۱۸/مهر/۹۳ ۱۵:۵۴ آخرین ارسال: حضرت عشق |
|
| راه رسیدن به اخلاص | راوی110 | 1 | 1,264 |
۲۷/اسفند/۹۲ ۱۳:۰۸ آخرین ارسال: طالب نور |
|
| سوالی در مورد اخلاص | وحید110 | 16 | 9,476 |
۳/شهریور/۹۲ ۱۱:۲۳ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|







