کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سیرۀ امام رضا(علیه السلام) و شهادت آن حضرت**
۲۰:۵۱, ۲۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۱ ۲۰:۵۶ توسط faateme-313.)
شماره ارسال: #1
آواتار
در سیرۀ امام رضا(علیه السلام):حضرت رضا(علیه السلام) در حمام بودند که شخصی وارد شد و آن حضرت را نشناخت و به ایشان گفت: پشت مرا کیسه بکش! امام(علیه السلام) به راحتی و بدون تکلّف قبول فرمود. در اثنای کار، آن مرد متوجه گردید که ایشان امام رضا(علیه السلام) هستند بنابر این فوراً با کمال شرمندگی عذرخواهی نمود و خواست که برخیزد، اما امام(علیه السلام) اجازه نداد و فرمود: تا کیسه کشیدن شما را تمام نکنم دست بر نمی دارم.

یک روز ایشان با صیادی مواجه شدند که آهویی اسیر کرده بود و به منزل می برد. آهو با دیدن علی بن موسی الرّضا(علیه السلام) بر قدوم حضرت نشست و لحظاتی بر آن حال باقی ماند. آن امام رئوف رو به صیاد کرده و فرمودند:این آهو می گوید که از تو بخواهم که او را رها کنی تا برود و بچگان گرسنۀ خود را شیر دهد و بازگردد. من نیز ضامن بازگشت او می گردم...

شهادت امام رضا(علیه السلام):سرانجام مأمون به این نتیجه رسید که سیاست نصب اجباری امام شیعیان به ولایتعهدی، به جای این که فایده ای برای او داشته باشد منجر به تقویت شیعیان و تزلزل حکومت غاصب عباسی گردیده است.
اقامت امام رضا(علیه السلام) در پایتخت عباسی در میان بازی ها و توطئه های سیاسی، آمیخته با درد و رنج بود. به طوری که در عیون الاخبار آمده است، خادم حضرت(علیه السلام) می گوید: ایشان روزهای جمعه که از مسجد باز می گشت، می فرمود:«پروردگارا، اگر گشایش کارم از آنچه که در آن هستم(سوء استفاده از وجود ایشان در جهت اغراض حکّام)مرگ است، هر چه زودتر آن را برسان».

در حین اقامت امام(علیه السلام) در خراسان، خبری ناراحت کننده به ایشان رسید که غم بر غم آن حضرت افزود؛ حضرت معصومه(سلام الله علیها)، خواهر هجده سالۀ آن حضرت در راه دیدار برادر، در نزدیکی شهر قم بیمار شده و فوت می کند. مردم قم نیز ایشان را در شهر خویش به خاک می سپارند.
در هنگام اقامت امام(علیه السلام) در خراسان، روزی دعبل خزاعی بر آن حضرت وارد شد و به ایشان گفت: ای پسر رسول خدا، من برای شما قصیده ای سروده ام. امام(علیه السلام) از وی خواست تا آن را بخواند. دعبل در اشعارش به وقایع پس از رحلت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و واقعۀ سقیفه و ظلمهایی که پس از آن بر اهل بیت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفته است می پردازد: «می بینم که حق آنها و غنیمت آنها میان دیگران بخش شده ولی دستشان از غنائم دیگران تهی است. هرگاه در حقّشان بی انصافی کنند، آنها به کسانی که بی انصافی کرده اند، دستانی به دور از هرگونه بی انصافی دراز می کنند. قبرهایی در کوفه و مدینه و مکه که درود من بر آنها باد. و قبری در بغداد که متعلق به نفس زکیه ایست و خداوند صاحب آن را در آسمان هفتمش جای داده است...».


امام(علیه السلام)فرمود:«آیا می خواهی دو بیت بر قصیده ات بیافزایم؟».گفت: آری ای فرزند رسول خدا. امام(علیه السلام) چنین سرود:[i]«و قبری در طوس که چه مصیبتی بر صاحبش رفت که دل و جگر را به درد می آورد،تا به حشر که خداوند قائمی را مبعوث فرماید که غم و اندوه ما را بر طرف سازد».

مأمون عباسی که خشم و حسدش نسبت به امام(علیه السلام) به نهایت رسیده بود نیز سرانجام به شیوۀ پیشینیانش، راهی جز قتل ایشان پیش روی خویش ندید( در این هنگام شورش ها فرو خفته بود و مأمون آغاز به تبعید و زندانی کردن و کشتن افرادی کرد که چند سال پیش برای مهار شورشها، ایشان را همانند حضرت ثامن الحجج(علیه السلام) به طوس فرا خوانده بود). مأمون امام(علیه السلام) را دعوت نموده و خود انگور آغشته به زهر را به دست آن حضرت داد و گفت: انگوری نیکوتر از این نیست. میل کنید ای فرزند رسول خدا. امام(علیه السلام) فرمود:«شاید انگور بهشت از این نیکوتر باشد».امام(علیه السلام) با اصرار مأمون، چند حبه انگور در دهان نهاد. حال امام(علیه السلام) پس از خوردن انگور، اندکی دگرگون گردید و برخاست تا آنجا را ترک نماید. مأمون با دورویی و وقاحت از ایشان پرسید: ای پسرعمو،کجا می روید؟ آن حضرت(علیه السلام) نیز پاسخ فرمود:«به همان جایی که مرا فرستادی».

* انگور به وسیلۀ عبور دادن سوزن زهرآلود، مسموم گردیده بود و مأمون برای فریب اطرافیان، قسمتهای فوقانی هر خوشه را سالم گذارده بود تا خود از آن استفاده کند.
امام(علیه السلام) پس از رسیدن به منزل در بستر می افتد. اباصلت که از یاران امام(علیه السلام) است، می گوید: در حالی که دربارۀ وضعیت امام(علیه السلام) بسیار ناراحت و نگران بودم، ناگهان صدای پا شنیدم. به سوی حیاط رفتم و نوجوانی با موهای سیاه و آراسته دیدم که وی را تا کنون ندیده بودم. از او پرسیدم: شما چگونه وارد خانه شدید، من که تمامی درها را بسته بودم؟ نوجوان با اندوه فراوان پاسخ می دهد:«ای اباصلت، آن خدایی که مرا در یک چشم بر هم زدن از مدینه به طوس آورده است، قدرت دارد که درهای بسته را نیز بر من بگشاید».اباصلت می پرسد: اما، شما که هستید؟ نوجوان می گوید:«من حجت خداوند بر مؤمنان، محمد بن علی هستم و آمده ام که پدر غریب و معصوم خویش را ببینم و با او وداع کنم».
و بدین ترتیب پس از تسلیم میراث امامت به امام جواد(علیه السلام)، روح مقدّس حضرت علی بن موسی الرّضا(علیه السلام) در سن پنجاه و پنج سالگی، پس از بیست سال امامت تشیّع، به ملکوت اعلی پر کشید.
لازم به ذکر است که مأمون که از سوی خداوند متعال در لوح فاطمۀ زهرا(سلام الله علیها)، «عفریت متکبّر» نامیده شده، پس از قتل امام(علیه السلام) برای برائت جویی از جنایت خویش در انظار عمومی و فریب شیعیان، سینه چاک کرده و از خود ناراحتی فراوان نشان داد.
از سخنان آن حضرت:
«مثَل ما چون خورشید است که دست مردم از آن کوتاه است، اما از آن نور می گیرند».
«هر کس قادر بر جبران گناهان خود نمی باشد، پس بسیار صلوات فرستد که هیچ چیز چون صلوات، گناهان را هدم و نابود نمی سازد».

*صلوات از روی محبت بر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان معصوم ایشان، بالا برندۀ انسان در درجات معنوی بوده و همچنین حلّال بسیاری از مشکلات دنیا و آخرت است. بانویی عابده و مجتهده که از دنیا رفته بود را به خواب دیدند که می گفت: اگر به دنیا باز می گشتم، یک لحظه از ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باز نمی ماندم و اگر شما از ارزش و پاداش آن آگاهی یابید یک لحظه آن را ترک نخواهید کرد.

در روایت است که در دوران حاکمیت حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که دری از ملکوت بر مردم باز شده و ارزش ذکر و صلوات مکشوف می گردد، کلیه معاملات با ذکر و صلوات خواهد بود و طلا و نقره ارزشی معادل خاک و سنگ را خواهد یافت. شرح فضیلت صلوات بر محمد و آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خود نگارش مجلدی مجزا می طلبد. به مؤمنان توصیۀ مؤکد شده است که خود را از فیض حداقل یکصد صلوات در روز محروم ننمایند.

با استفاده از منبع: «زندگی دوازده امام»؛ هاشم معروف الحسنی،ترجمۀ محمد مقدس(با تلخیص و تغییر)، چاپ انتشارات امیرکبیر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، hesam110 ، اکرم شعبانزاده
۲۰:۵۸, ۲۲/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۱ ۲۰:۵۸ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #2
آواتار
[تصویر: 001.jpg]

رحلت حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)

و شهادت
علی بن موسی الرضا(علیه السلام) را به عموم مسلمانان بویژه شما دوستان در گروه
پرشین استار
تسلیت می‌گوییم.

1.
آسمان تمام خویش را نم‌نم می‌بارد. دریا سكوت كرده است و هیچ پرنده‌ای جز برای سوگ نمی‌خواند. نه! چگونه می‌شود از بین ما رفته باشی در حالی كه روزی چند مرتبه در صدای اذان عاشقی جریان داری و عطر بهشتی‌ات از تشهد گل‌های معصوم به مشام می‌رسد؟

[تصویر: 002.jpg]

ای آفتابی‌ترین رسول!

دشت‌ها هنوز تلاوت نام نیكوی تو را بر زبان دارند. تو سبزترین پیام‌آوری بودی كه با لهجه آب با مردم بادیه‌نشین سخن می‌گفتی و حرف به حرف معجزه عشق را به آنها می‌آموختی.

حالا ولی چشم‌های مهربانت را مبند كه "فاطمه" تاب دوری‌ات را ندارد.

2. ای چهارمین حلقه آسمانی كسا، ای امام حسن مجتبی(علیه السلام)!

از تو نوشتن سخت است و از غربت تو نوشتن سخت‌تر؛ وقتی قلم روضه تیرباران تابوتت را می‌خواند و واژه‌ها اشك می‌ریزند، بی‌شك رد این خوشه‌های اشك، دل‌های مشتاق زیارتت را به سكوت بی‌سرانجام بقیع می‌رساند.


[تصویر: 003.jpg]

تو غریب‌ترین خورشید مدینه‌ای كه در اوج شكوه‌ و عزت، عبای تنهایی‌اش را به سر كشید كه تو فرزند آن امیری كه در غربت كوفه، تنهایی‌اش را با چاه قسمت می‌كرد.

چقدر مرور تلخی است: مهری كه بر پای صلحنامه زدی، نوشیدن شوكران صبر و سكوت و دیدن طشتی كه خون جگرت را حمل می‌كرد.

3. ای هشتمین پنجره رو به بهشت!

در روز شهادتت، همچون آهویی رمیده و درمانده از همه جا، به تو دخیل بسته‌ام و در ازدحام جمعیت فرشتگانی كه در سوگ تو بر سینه و سر می‌زنند گم شده‌ام.


[تصویر: 004.jpg]

دل شكسته‌ام در انعكاس آیینه‌های رواق چشمانت رها شده است.

دست‌های زائرانت را می‌بینم كه به سمت پنجره فولاد كه درگاه اجابت است، دراز شده‌اند و تو آنقدر باكرامتی كه هیچ دستی را رد نمی‌كنی.

امروز من هم آمده‌ام تا در سایه امن دستان آفتابی‌ات آرامش بیابم. دستم را بگیر!


[تصویر: 005.jpg]

تو آسمان منی من پرنده‌ام آقا
برای بال من آغوش خویش را بگشا

که کوچ کرده‌ام از سردسیری تشویش
به گرمسیر دل‌انگیز گنبدت مولا

گذشته‌ام من از انبوه جنگل تردید
و حجم خشک نفس‌گیری بیابان‌ها

غریب‌تر ز مسافر غریب‌تر ز غروب
کشانده مهر تو ای خوب تا کجا ما را

رسیده‌ام لب ایوان نگاه من ابری
شکوه گنبد خورشیدگونه‌ات پیدا

کنون به وسعت جغرافیای دلتنگی
نشسته‌ام بزنم باز دل به این دریا

کویر تجربه‌ی تلخ لحظه‌های من‌ است
تو مثل جاری آبی بر این عطش اما

شعر از : پروانه نجاتی

[تصویر: end07.jpg]

اگر دلت گرفته به این شماره زنگ بزن
!

این روزها داشتن یک دوست خوب و آدم مطمئنی که حرف دلت را بشنود، نعمت بزرگی است و باید قدر آن را دانست. آیا تاکنون فکر کرده‌ایم که در اوج لحظه‌های تنهایی، چه کسی می‌تواند آرامش‌بخش زندگی باشد؟

دیروز خیلی کلافه بودم. دلم می‌خواست با یک نفر حرف بزنم. داشتم توی گوشی‌ همراهم شماره آدم‌ها رو نگاه می‌کردم که چشم به اسم یکی از دوستان افتاد. پیامکی زدم و گفتم دلم گرفته، پاسخ داد:
این که غصه نداره! به این شماره زنگ بزن، فقط نپرس کیه که نمی‌گم. اگر زنگ بزنی خیلی خوشحال می‌شه، سلام من رو هم برسون.


[تصویر: 006.jpg]

اولش دو دل بودم اما دل را زدم به دریا و شماره‌ای که نوشته شده بود را گرفتم. صدایی آن سوی خط گفت: زائر گرامی! پس از عرض سلام به محضر مبارک امام رضا علیه‌السلام، به روضه منوّره مرتبط خواهید شد، اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی(علیه السلام).

ارتباط با حرم مطهر امام رضا

(علیه السلام) شماره تلفن:

05112003334

احساس می‌کر
د
م دستانم به پنجره فولاد رضا علیه‌السلام گره خورده است و حضرت از پشت شبکه‌های پنجره فولاد، دستان مرا به گرمی می‌فشارد.

دیگر بهتر از این نمی‌شد، ذوق‌زده شده بودم! تجربه این لحظه ناب، شگفتی خاصی برایم داشت و شاید آرزوی هر عاشقی باشد که بخواهد عاشقانه و عارفانه با مولای خویش سخن بگوید. انگار امام رئوف داشت حال مرا می‌پرسید …


[تصویر: 007.jpg]

این صدای من نبود که می‌آمد، صدای دلم بود که داشت با پنجره فولاد ثامن الحجج علیه‌السلام درد دل می‌کرد.

یا ضامن آهو! دعا کن برایمان که دل در گرو مهر تو بسته‌ایم.
[تصویر: 008.jpg]

این عشق مثل باد صبا منتشر شده‌ست
این آفتاب در همه‌جا منتشر شده‌ست

مثل كبوتران حرم، سایه‌ی شما
در بیت، بیت دفتر ما منتشر شده‌ست

این آفتاب شعله‌زده، سمت آسمان
این آفتاب تا به كجا منتشر شده‌ست

آیینه‌های این حرم از عشق ما پر است
این آفتاب در همه‌جا منتشر شده‌ست

در این حرم برای همیشه دعای ما
در انعكاس آینه‌ها منتشر شده‌ست

حالا هزار اشك، هزاران دعا و بغض
دور ضریح پاك شما منتشر شده‌ست
شعر از : حسین ابراهیمی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، hesam110 ، اکرم شعبانزاده
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,551 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,351 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مصمم برای شهادت، در تکلیفی الهی bahmaneyar 0 1,152 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۲۶
آخرین ارسال: bahmaneyar
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,243 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,944 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,683 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,579 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری

پرش در بین بخشها:


بالا