|
فیلم "جدایی نادر از سیمین"
|
|
۱۷:۲۰, ۱۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شايد بهترين مولّفه براي شناساندن اصغر فرهادي كارگردان اين فيلم اين باشد كه وي فيلمنامه نويس اثر جنجالي حاتمي كيا يعني ارتفاع پست مي باشد. فيلمي كه ياد آور جمله معروف " انقلاب فرزندان خود را مي خورد" بود. اين بار فرهادي با آخرين ضلع مثلث خود يعني "چهار شنبه سوري"، "درباره الي" ، " جدايي نادر از سيمين" باز گشته و در اتفاقي نادر، هم بهترين جوايز جشنواره بين المللي فيلم فجر در داخل را از آن خود كرده و هم جايزه خرس طلايي برلين را. براي اينكه فيلم را سطر به سطر و دقيقه به دقيقه مورد نقد و تحليل قرار دهيم زماني بسيار مي خواهد اما براي بينندگاني كه در اين ايام ديدن اين فيلم را انتخاب كرده اند كد هايي براي اشراف به ماهيت آخرين ساخته فرهادي و نيز اطلاع از كم و كيف آن داده مي شود تا با ديدي باز فيلم را ديده و يا پس از ديدن تحليل كنند. در يك جمله بايد گفت: فيلم فوق تنها يك اثر رئال اجتماعي نيست بلكه مانيفستي است از هر آنچه ضد انقلاب در اين سالها عليه نظام مقدس اسلامي گفته و در مجامع جهاني داده زده است. اين فيلم ماهيتي به شدت چند لايه دارد و از خواص آن تضاد در لايه هاست كه بيننده را در پارادوكسي مرگبار فرو مي برد كه به طرز ماهرانه اي به تصوير كشيده شده است. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اصغر فرهادي همواره با ابهام آفريني و ايجاد شبهه و ظاهرا از طريق مشاركت اذهان بينندگان، بسياري سوالات و اتفاقات را بي جواب رها مي كند اما واقعيت امر اينستكه وي هميشه پاسخ به اين ابهامات و شبهات را در لايه هاي زيرين ِ فيلمش براي ضمير ناخودآگاه مخاطبان ارسال و در آن حك كرده است.
اولين نكته درباره اين فيلم صحنه هاي آغازين آن در دادگاه است كه سيمين (ليلا حاتمي ) از نادر ( پيمان معادي ) به دليل همراهي نكردن با وي در سفر به خارج به دادگاه خانواده شكايت كرده و تقاضاي جدايي از وي را دارد. در اين صحنه سيمين براي اثبات ادعايش جهت همراه كردن دختر 11 ساله اش در اين سفر مي گويد: دوست ندارم دختر در اين شرايط بزرگ شود. و سوال نادر از سيمين كه مي پرسد چه شرايطي ؟ اولين گام از سناريوي شبهه افكني و ابهام تراشي اصغر فرهادي است. اتفاقات رخ داده در فيلم و ديالوگ هاي رد و بدل شده در دقايق بعد تا آخرين ثانيه هاي فيلم پاسخي پنهان به اين سوال آشكار مي دهد. فرهادي با نشان دادن دروغ هاي رد و بدل شده و فضاي هرج و مرج حاكم در جامعه چنين القا مي كند كه سيمين نمي خواست دخترش در جامعه اي به شدت آلوده به ريا و دروغ و بي قانوني و خودكامگي زندگي كند. دومين نكته، اشارات نادر براي خارج نشدن از كشور است. نشان دادن اينكه نادر به خاطر پدرش ( كهنسالي كه نمادي از آب و خاك و مرز و بوم ما به شمار مي رود ) و اشاره اش به تعلق خاطر به كشور و اينكه به علت چنين دلايل عامه پسندي از كشور خارج نمي شود نكته بسيار مهم و لايه ي بسيار پنهاني از اين فيلم است. براي فهم دقيق اين نيش و كنايه بايد مروري داشت بر مناظره هاي نامزدهاي انتخاباتي و سعي و تلاشي كه كروبي و موسوي نامزدهاي ديروز انتخابات رياست جمهوري و دشمنان امروز نظام در تخريب وجهه دولت از خود به خرج مي دادند. اينكه آنان خود را مُحق جلوه داده و با عاشقِ آب و خاك نشان دادن خود، ديگر رقبا و به صورت تخصصي دكتر احمدي نژاد را بي تفاوت نسبت به اين مهم نشان مي دادند. اينجاست كه بايد از سعي وافر فتنه گران سبز براي بالا بردن رقم فروش فيلم پرده برداشته و بر ماهيت چنين عملي واقف شد. هر چند فرهادي اشاره اي به رخدادهاي پس از فتنه ندارد كه در آن مشخص شد چه كساني لاف وطن دوستي مي زدند و چگونه دشمنان قسم خورده نظام شدند. سومين نكته؛ انحرافيست كه فرهادي در نشان دادن چهره مذهبيون از خود نشان داده است. راضيه(ساره بيات) را نبايد به عنوان نماد مذهبي بودن در ايران پذيرفت. هر چند فرهادي سعي دارد چنين انگاره اي را به مخاطب بقبولاند. در چندين موضع از فيلم راضيه از پذيرش پول بابت ديه بچه خودداري مي كند و اين خودداري نه به خاطر تدين وي بلكه به دليل اين اعتقاد است كه وي مي گويد اگر پول را بگيرد بلايي سر بچه ام مي آيد. اين يعني نهايت اعتقاد به مذهب در جامعه ايراني! حال اگر اين اعتقاد به مذهب مورد قبول قرار گيرد پس تكليف ميليون ها نفر از افرادي كه كرور كرور پول حرام مي گيرند و بلايي نيز سر بچه شان نيامده چه مي شود؟ فرهادي به طرز زيركانه اي رفتارهاي راضيه در نپذيرفتن پول را به اعتقادات سطحي عوام و شانه به شانه زده خرافات گره زده و مذهبيون را عملا خرافاتي نشان داده است. در حالي كه بايستي راضيه به دليل تشرع و تدين و نه اعتقادات كم عمق و سطحي از گرفتن پول حرام سر باز مي زد. مضاف بر اينكه فرهادي تا آخر فيلم تكليف پولي را كه ادعا مي شد راضيه دزديده مشخص نكرد. اين هم از همان ابهاماتي است كه تيشه به ريشه مذهبيون و نماد به تصوير كشيده شده آن در فيلم يعني يك زن چادري مي زند. هر چند در ابتداي فيلم برداشتن پول توسط ليلا حاتمي بسيار ظريف نشان داده مي شود اما قرار دادن آن در لايه هاي پنهان فيلم چندان نمي تواند غير عمدي و بدون قصد باشد. چهارمين مسئله: پيامي است كه دختر نادر در پايان فيلم و در دادگاه به بيننده القا مي لكند. دختري كه در ابتداي فيلم نشان مي دهد به دليل شخصيت مثبت پدرش و اينكه قصد دارد مانع طلاق پدر و مادرش شود مي خواهد در كنار نادر بماند در انتهاي فيلم و پس از ديدن دروغ و انكار واقعيت پدرش عملا به گونه اي فضا را مديريت مي كند كه حرف ليلا حاتمي در ابتداي فيلم درست از آب درآيد و اين شرايط آكنده از دروغ و بدي براي ترمه (دختر نادر) هم مسجّل شده و بيننده حكم به رفتن دختر همراه مادرش به خارج از كشور دهد. آخرين نكته؛ مصائبي است كه بر شهاب حسيني (حجت) وارد شده است. جمله وي كه چندين سال دنبال حقش كه ضايع شده بوده و در دادگاه ها هيچ كسي به فرياد وي گوش نداده ، يكي از صريح ترين رويارويي هاي فرهادي با دستآوردهاي انقلاب در سي سال گذشته است. تصور كنيد در جشنواره هاي بين المللي كه اين فيلم در حال اكران است چنين تصويري از ايران به نمايش در آيد آنگاه چه بلايي سر وضعيت حقوق بشر و نوع نگاه غربي ها نسبت به ايران خواهد آمد. فرهادي رسما بيننده را در جايگاهي قرار مي دهد كه به اين نتيجه برسد كه در ايران كسي به فكر محرومان و مستضعفان نيست. شعاري كه بارها فتنه گران در دو سال گذشته و در سي و دو سال پس از پيروزي انقلاب سر داده اند. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۰۹, ۳۱/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
طرز فکر همگی جالب بود
من 1 هفته پیش فیلم رو دیدم، روی من خیلی تاثیر گذاشت، تاثیرش این بود که سعی کنم تو زندگی کمتر دروغ بگم یا حداقل به خودم دروغ نگم چند روز پیش هم یکی بهم گفت این فیلم باعث شده توی تربیت دخترش تاثیر بذاره یه چیز دیگه هم برام جالب بود اینکه این همه از فیلم بد گفتین اما همه شخصیت های فیلم به نوعی مذهبی بودن چه پولدار چه فقیر. البته هر کسی به نوبه خودش دقیقا مثل چیزی که اطراف خودمون می بینیم |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۳/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۱۹ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
[b]اعتراض اعضای سایت IMDb به هوادارن فیلم جدایی نادر از سیمین
مشکل از اونجا شروع شد که ایرانیهای دوستدار فیلم جدایی نادر از سیمین با مراجعه و ثبت نام در یکی از معتبرترین سایتهای مرجع در زمینه فیلم ( سایت IMDB ) امتیاز بالایی رو به این فیلم دادند و این هجوم بیسابقه باعث شد در یک چشم برهم زدن این فیلم آثار بزرگی چون پدرخوانده را نیز پشت سر بگذارد و برترین فیلم تاریخ سینما شود!!! http://www.imdb.com/title/tt1832382 نوشته زیر یکی از تندترین اعتراضهایی است که صورت گرفته است Tell me something, Are you among those Iranians Who lately join IMDB website and Vote for "Simin, Nader, A Separation" the highest rank (10)? ببینم، شما هم به تازگی عضو وبسایت IMDB می شوید و به فیلم جدایی نادر از سیمین "تا عددی که امکان دارد!" (10) رای می دهید؟ Is this the same as your "Persian Gulf" issue? "Keep the name, leave it trashy and tame?" این موضوع هم مثل همان "خلیج فارس" تان است؟ "اسمش را داشته باشید، ولی خودش و ساحلش را به گند کشیده باشید؟" You Iranian! You Patriot! You Pathetic miserable shit! ایرانی؟ وطن پرست؟ فقیر رقت انگیز؟ Come on! If you wanna show the world how much of an Artist or civilized person you are, be my fucking guest! Seriously, What other better ways to express it? Mr. Graduate! Internet User! Black Sheep! بفرمایید! اگر می خواهید فرهنگ و هنرتان را با این کار ثابت کنید، بفرمایید! جدا، چه چیزی از این بهتر و حقیقی تر؟ آقای تحصیل کرده! آشنا با اینترنت! ببعی! But I suggest you to take a bit of your time to listen to your "Imam", who is ME, Telling You: "Your Art and Culture, is plain as your stupidity!" اما قبل از اینکه این کار را بکنید، لحظه ای درنگ کرده به سخنان امام تان گوش فرا دهید که می گویم: "فرهنگ و هنر شما مثل خریت شماست!" You are nothing but just a bunch of assholes, who fool some other people on the other side of this world, with your idiocy! شما تنها تعدادی احمق هستید که با خریت خودتان، هر انسانی در آن سوی دنیا را هم به گمراهی می کشانید! You Virus! You Ascaris! Trojan! Buzzing Fly! ای ویروس! آسکاریس! تروجان! مگس! Tell me! You ridiculous clowns really think, this movie is something that deserves to top legendary movies like "Godfather" and hundreds of others*??? شما دلقک های مضحک واقعا فکر می کنید این فیلم، فیلمی است که در ژانر درام بالاتر از فیلم "پدرخوانده" و هزاران فیلم دیگر قرار بگیرد؟؟؟ Let me tell you what I think about Iranian Movies: "This movie or any other Iranian one, is subject to issues and problems related to a sick society Showing pathetic lifestyles and interactions between people in Iran, coming out of mind of those with deep roots in different and traditional thoughts of an old-fashioned society which looks totally abnormal, unfamiliar and undefined to an abroad public!" بگذارید به شما بگویم من در مورد فیلم های ایرانی چی فکر می کنم: این فیلم یا هر فیلم ایرانی دیگر تنها دارای مضمونی است مربوط به مسائل و مشکلات لعنتی و روابط غریب و خارج از عرف داخل ایران، ریشه در تفکراتی سنتی و متفاوت، که برای عوام آن سوی مرزها کاملا نامانوس، غیر قابل درک و تعریف نشده است! And this must be your plain foolishness to think that whatever that ever looked interesting to you and your isolated state of mind would be as interesting out of the walls you have built around yourself! و این از بدبختی شماست که فکر می کنید هر چیزی که برای شما ایرانی ایزوله، با ذهنی ایزوله و بسته، جالب جلوه کرد، به همان اندازه هم، خارج از این مرزهای دوروبرتان جذابیت دارد! *** Tell me Why! Why do You have to go and devalue IMDB website not only with your lack of intelligence, nor your lack of wisdom but with your complete disreputable state of being when it had always tried to be dependable, to an acceptable degree, from scratch, with the help of thousands of users who have tried to be fair and realistic??? چرا؟ چرا این وبسایتی که تا بحال کم و بیش بر اساس واقع گرایی افراد از سراسر دنیا پیش رفته است را نه از روی احساس نه با بی منطقی نه با بی عقلی بلکه با بی اعتباری خودتان بی اعتبار می کنید؟؟؟ Why??? Why can't you dumbfucks socialize and live like any other human being in this whole world, and have a little feeling of responsibility toward it?? چرا؟؟؟ واقعا چرا شما مغز فندقی های لعنتی نمی توانید مثل هر انسان دیگری اهل این کره خاکی رفتار، و در قبال آن احساس مسئولیت کنید؟؟ How on earth in a place where users don't really find a point in giving a single fraud vote to a movie, You invading grasshoppers dare to let your-damn-selves to make things as rootless? در جایی که هزاران یوزر هستند که دلیلی نمی بینند به فیلمی حتی یک رای غیر واقعی دهند، شما ملخ های مهاجم چطور به خودتان اجازه می دهید اینطور همه چیز را مثل خودتان بی ریشه کنید؟ *** And at last... If you die in those old flying coffins, or in a Car crash on a road, در آخر... اگر شما در آن تابوت های پرنده می میرید یا در تصادفات رانندگی جاده ای، Or If everything around you, all look like a lie, Stated Statistics seem illogically wrong or the declared number of votes sound irrational, fraud and forgery, اگر دوروبرتان همه چیز غیر واقعی و دروغ، آمارها بی منطق و اشتباه، و تعداد رای های اعلام شده جعلی و خارج از چارچوب عقلانی است، Or If you don't get visa to a specific location, Or get called "black-hair" or known as somebody with bad reputations, Or any other place who somehow someway, something makes you feel like you don't deserve certain other things, Just know that for every thing that happens in this world, there are reasons, and your own misapprehension, is not the reason for others' state of being unfair and cruel to you! اگر ویزای فلان کشور را نمی گیرید، یا آن جا شما را مو مشکی خطاب می کنند و بی اعتبار می دانند، یا هر جا، به هر شکلی به شما می گویند استحقاق خیلی چیزهای دیگر را ندارید... بدانید در این دنیا برای هر چیزی که اتفاق می افتد سلسله دلایلی وجود دارد، و عدم درک شما به هیچ وجه دلیلی بر بی انصافی و بی رحمی دیگران بر شما نیست! And If you ever get to gain a proper state of intelligence and responsibility, you may want to "take your votes back", the stolen ones, As you used to say during your after-election protests Because I tend to think to myself that anything Iranian, is totally unreliable. و اگر زمانی به درجه قابل قبولی از تعقل و احساس مسئولیت رسیدید شاید بخواهید که به قول خودتان "رایتان را پس بگیرید" والا من که خودم تمایل دارم فکر کنم هر چیزی از نوع ایرانی غیر قابل اعتماد است! Regards A Poor Bastard, But Hopefully not like you! * - By the time of this note امضا یک حروم*زاده بی شرف، اما خوشبختانه نه مثل تو متاسفم برای آدمای به اصطلاح روشنفکر داخلی !!! |
|||
|
|
۲۳:۰۱, ۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
اگر در راستاي يه سري هدف بود تو داخل اسمش رو ميذاشتن عرق ملي!
تو احمقانه بودن كار هيچ شكي نيست. فيلم خوبي رو بد جلوه دادن با اين كارشون. يه سري از نظرات واقعا چهره ايران رو در بين بقيه ملت ها كاملا ملموس نمايش ميده كه اين چهره فوق العاده زشت و زنندس. |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
به نقل از صراط این کارگردان که ساخته اخیرش مورد توجه فتنه گران قرار گرفت در پایان جلسه پیش اکران جدایی نادر از سیمین و در جلسه پرسش و پاسخ در جواب سوال یکی از حاضرین پیرامون اتفاقات حول این فیلم گفت: اینجا پاریسه! ایران نیست، حرفت را راحت بزن، هر چی تو دلته بپرس!
و فرد سوال کننده این بار راحت پرسید: نظرتان را میخواستم بپرسم راجع به حمایتی که جنبش سبز از فیلم شما کرد و فکر میکنید جنبش سبز در این زمان نیاز داشت که از فیلم شما حمایت کند؟ اصغر فرهادی که از سوال این مخاطب خوشحال شده بود، در پاسخ گفت: من فقط خیلی خوشحالم که جنبش سبز وجود دارد، همین برای من کافیست. وی که فرصت را برای مطرح شدن دوباره و ایجاد حاشیه ای جدید مناسب دیده بود در ادامه افزود: خواهش میکنم عظمت! جنبش سبز را در سطح فیلم هایی مثل فیلم های من پایین نیاورید. حتی اگر لطف میکنید و فکر میکنید که این فیلم عالی و فیلم خیلی خوبی است، جنبش سبز خیلی بزرگتر از آن است که درقالب چنین چیزهایی بگنجد! فرهادی البته مشخص نکرد که جنبش سبز تا چه حد بزرگ است؟! اما وی پس از اعتراف به پائین بودن سطح فیلمش در پایان دستاویز خودش برای مطرح شدن را اینگونه بیان کرد: "این جنبش سبز نیست که به ما نیاز دارد، این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم!" |
|||
|
|
۱:۴۰, ۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
به نقل از سایت http://www.jodaeyenaderazsimin.com بخش خبرها
اصغر فرهادی كه این روزها بیش از یك ماه از اكران جدیدترین ساختهی سینماییاش «جدایی نادر از سیمین» میگذرد، دربارهی شرایط و فضای غیر سینمایی و اجتماعی،سیاسی كه پیرامون اكران نوروزی پیش آمده است به خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: به دلیل سفر، خیلی در هفتهها و روزهای اخیر با این اخبار و حواشی از نزدیک در ارتباط نبودم ،اما مطلعم که چه فضایی شکل گرفته. وی در عین حال مطرح كرد:به هرحال در ارتباط با یك موضوع فرهنگی هر فضایی، خواه جهت حمایت وخواه برای مخالفت ،دور از قواعد فرهنگی، نقض غرض به حساب میآید. كارگردان «جدایی نادر از سیمین» در ادامه گفت: اما نمیتوان ازقدمت ،سابقه و علت واقعی و ریشه شکلگیری چنین فضای دو قطبی بین مردمی سهل انگارانه گذشت و آن را کتمان و مخفی کرد. ریشه این فضا را باید در جایی دیگر و ورای سینما جستجو کرد.این همان جنگ پنهانیست که از زاویه اجتماعی درفیلم هم مورد اشاره قرار گرفته.جنگی خاموش اما ویرانگر که اولین قربانیاش اخلاق است. |
|||
|
|
۱۸:۵۳, ۱۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
آقا فرهادی با ساخته فیلم ها چهارشنبه سوری و درباره الی هنر خود را در ساخته فیلم نشان داده اند اما نمی توان اندیشه های فمینیستی را در فلیم های ایشان به خصوص در فیلم درباره کتمان کرد.
اما این فیلم آخر ایشان شاید از همه فیلم های ایشان خطر ناک تر باشد. "جدایی نادر از سیمین " میتواند درباره طلاق باشد یا درباره تقابل سنت و مدرنیسم یا درباره نسبیت اخلاق! یا مذهب خرافی اما بیشک پیام اصلی فیلم این است که امروز ایران جای مناسبی برای پرورش فرزندانش نیست! این پیام است که حتی عنوان فیلم را هم معنا میبخشد. محمدحسین نیرومند در یادداشتی نسبت به سادهانگاری مدیران فرهنگی در تقابل با پیام فیلم جدید اصغر فرهادی انتقاد کرد. به گزارش مشرق، محمدحسین نیرومند در یادداشتی با عنوان «جدایی نادر از سیمین» محکی برای ارزیابی مدیریت فرهنگی کشور، نسبت به سادهانگاری مدیران فرهنگی در تقابل با پیام فیلم جدید اصغر فرهادی انتقاد کرد. متن این یادداشت به شرح زیر است: ۱) درمدت بیست و نهمین دوره برگزاری جشنواره بینالمللی فیلم فجر، کمتر سابقه دارد یک فیلم ایرانی بتواند هم در این جشنواره موفق به دریافت جایزه شود و هم از یک جشنواره بینالمللی معتبرخارجی جایزه بگیرد. فیلم جدایی نادر از سیمین آخرین ساخته اصغر فرهادی با گرفتن جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه و سه جایزه دیگر از جشنواره فیلم فجر و جایزه خرس طلایی از جشنواره برلین، توانست به این مهم دست یابد. این که داوران ایرانی و خارجی از منظر تکنیکهای سینما در گزینش یک فیلم هم نظر باشند ، چندان عجیب نمینماید اما اینکه یک فیلم بتواند دستاندرکاران و سیاستگذاران دو جشنواره فیلم فجر و برلین را ذوق زده کند تقریبا اتفاق بیسابقهای است. تردیدی نیست که سیاستهای فرهنگی این دو جشنواره نمیتواند همسو و همجهت باشد ولی چگونه است که کارگزاران فرهنگی دو جشنواره به نظر واحد رسیدهاند؟ ۲) "جدایی نادر از سیمین " فیلمی است که تقریبا از همه ویژگیهای یک فیلم خوب به لحاظ فنون سینمایی برخوردار است. فیلمنامه بسیار دقیق و هوشمندانه نگاشته شده است و از جزئیات قابل اعتنایی برخودار است. حتی نویسنده، عنوان فیلم را بسیار زیرکانه برگزیده است. سیمین برای رفتن به خارج قصد جدایی از نادر را دارد اما عنوان فیلم "جدایی نادر از سیمین " است! سیمین برای تضمین آینده دخترش ترمه اصرار به مهاجرت به خارج کشور دارد. اما از سویی میداند جداییش از نادر، دختریازده سالهاش را خواهد رنجاند. ترمه باید آگاهانه همراهی مادرش را بپذیرد از این رو ماجرای زندگی نادر از سوی کارگردان به گونهای رقم میخورد تا دختر به این خودآگاهی دست یابد. گرچه کارگردان در آخرین سکانس فیلم ترمه را با بازپرس تنها میگذارد و با بیرون آمدن از دادگاه به نوعی تصمیم نهایی او را به حدس گمان مخاطبانش وامیگذارد! اما کارگردان در طول مدت فیلم نشانههای کافی برای تغییر دیدگاه دختر و تصمیم به همراهی با مادرش را نه تنها برای ترمه بلکه برای مخاطبش ارائه داده است. نشانههایی که این پرسش مهم و کلیدی نادر را در نخستین سکانس و قبل از تیتراژ آغازین فیلم پاسخ میگوید. آنجاکه سیمین رو به نادر میگوید: "آینده ترمه برای تو مهم نیست من ترجیح میدهم که تو این شرایط بزرگ نشود. " نادر بلافاصله باعصبانیت ازسیمین سئوال میکند "چه شرایطی؟ " فیلم "جدایی نادر از سیمین " میتواند درباره طلاق باشد یا درباره تقابل سنت و مدرنیسم یا درباره نسبیت اخلاق! یا مذهب خرافی اما بیشک پیام اصلی فیلم این است که امروز ایران جای مناسبی برای پرورش فرزندانش نیست! این پیام است که حتی عنوان فیلم را هم معنا میبخشد. ۳) خبرنگار روزنامه پرتیراژ آلمانی "دی ولت " از فرهادی میپرسد: دقیقا چه کردید گرفتار سانسور نشوید؟ فرهادی در جواب میگوید: نکته اصلی این است که هیچ پیام یا بیانیهای نمیدهم! ارزشگذاری نمیکنم و موضع نمیگیرم بلکه کاملاٌ به تماشاگر وا میگذارم که چه برداشتی میکند. کارگردان فیلم "جدایی نادر از سیمین " در ادامه این گفت و گو میگوید: همسرم پریسا بختآور نیز کارگردان است و فیلم "دایره زنگی " را ساخته است. ما در مدرسه عالی هنر با هم آشنا شدیم. او و بچه ها با من به برلین آمدند، زیرا فکر میکنیم شاید برای مدت کوتاهی در خارج زندگی کنیم. خبرنگار دی ولت می پرسد: برای چه مدت؟ اصغر فرهادی در جواب می گوید: هنوز نمیدانم. سارینا، دختر ۱۲ ساله ما اینجا به مدرسه و دختر دوساله ما به مهد کودک خواهد رفت. من خودم بین برلین و ایران رفتوآمد خواهم داشت. بنابراین این بحث را در فیلم که آیا باید به خاطر بچهها به خارج رفت در واقعیت هم داشتهام. اول مخالف بودم. در این فاصله میبینم که خوب است اگر بچهها بتوانند راههای جدید را بروند. ۴) در سکانس های پایانی فیلم، زن کارگر (راضیه) علی رغم اصرار شوهر بیکار و به شدت عصبانیش حاضر نمی شود دست بر قرآن بگذارد، به دروغ قسم بخورد و سقط کودکش را به نادر نسبت دهد. ایمان مذهبی زن باعث شده است که نه تنها از گرفتن ۱۵ میلیون تومان پول که می تواند بدهی های همسرش را صاف کند، چشم بپوشد بلکه با شوهرش تا مرز جدایی مخالفت می کند و این در حالی است که او به همسرش علاقهمند است. در داستانی که به راحتی آدم ها دروغ می گویند تا مشکلاتشان را مرتفع سازند، هنگامی که راضیه با همه مشکلات پیش رویش حاضر نمیشود تن به دروغ دهد، ناخودآگاه مخاطبان فیلم، زن را می ستایند و مجاب میشوند تا فیلم را از زمره فیلمهای نجیب دینی تلقی کنند. اما آیا زن مبتنی بر اعتقادات عمیق مذهبی دست به چنین کار ستایش برانگیزی میزند؟ وقتی راضیه برای نخستین بار موضوع تصادف را با سیمین در میان میگذارد به جمله مهمی اشاره می کند که باور راضیه را نسبت به خوردن مال حرام افشا می کند. او میگوید " میترسم یه بلایی سر بچهام بیاد " به ویژه آنکه تجربه ی تلخی که راضیه از سقط کودکش کسب کرده است اورا به این باور رسانده است که حرام خوری می تواند مرگ دختر ۵ساله اش را به دنبال داشته باشد! این باور مبنای دینی، حدیثی و روایی چندان درستی ندارد بلکه اعتقادی است خرافی که زن عمیقا به آن باور دارد. راضیه باور دارد با وارد شدن پول دیه که نوعی مال حرام است زندگی دخترش -که کارگردان تاکید زیادی به رابطه آن دو دارد- به مخاطره خواهد افتاد و جگر گوشه اش را از دست خواهد داد. بنابراین تصمیم زن در انتهای فیلم، نه تنها نمی تواند مبتنی بر باور عمیق مذهبی باشد بلکه ناشی از یک باور خرافی و احساسات مادرانه است. ۵) فیلم "جدایی نادر از سیمین " ۵ جایزه اصلی بیست و نهمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر را می رباید. صدا و سیمای جمهوری اسلامی از این فیلم تجلیل میکند. سیاستگذاران سینمایی کشورآن را فیلم افتخارآمیز برای ملت ایران تلقی می کنند و از آن به عنوان فیلم نجیب و شریف یاد می کنند. روزنامههای دولتی در نعت فیلم قلمفرسایی میکنند و جالب تر این که در مراسم اهدای جوایز وزارتخانهها، سازمانها و نهادها در بخش تجلی اراده ملی! جایزه وزارت آموزش و پرورش!! وزارت علوم، تحقیقات و فناوری وستاد دیه کشور به این فیلم اهدا میشود. به اعتقاد نگارنده فیلم اصغر فرهادی میتواند محک بسیارمناسبی برای سنجش عیار باورمندی مدیران فرهنگی کشور باشد به آرمانهای انقلاب اسلامی باشد در حالی که خیزش اسلامخواهی کشورهای عربی با الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران شکل گیری خاورمیانه اسلامی جدید را در آینده نزدیک نوید میدهد، قرار است فیلم "جدایی نادر از سیمین " توسط دست اندرکاران جشنواره برلین در بسیاری از کشورهای جهان اکران شود. فیلمی که پیامش برای مخاطبان خارجی این است که ایران امروز که قادر نیست آینده فرزندانش را تأمین کند چگونه میتواند الگو مناسب برای دیگر کشورها باشد! در یک دیدگاه خوشبینانه فیلم "جدایی نادر از سیمین " نشان میدهد که برای مدیریت فرهنگی کشور مهم نیست که پیام فیلمها چیست. مهم آن است که این پیام خوب و هنرمندانه گفته شود! منبع: وعده صادق به نظر من این فیلم هدف سرگرم کردن و تفرحی برای مردم ایران است که لحظه ای را در سینما با خانواده به سر برند اما در کشور های دیگر چی آیا آن ها با این دید این فیلم را می بینند؟ |
|||
|
|
۲۲:۴۰, ۱/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۰ ۲۳:۲۹ توسط moje12.ir.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام خدا و سلام
قبل از شروع می خواهم متذکر شوم که در این پست قرار است در مورد القای مفاهیم از طریق جنبه های ظاهریِ هنر و فیلم صحبت کنم. سوال: چه شباهتی بین این مفاهیم از نظر ظاهری وجود دارد؟ 1-جدایی خدا از انسان 2-جدایی زن از مرد 3-جدایی دین از سیاست 4-جدایی نادر از سیمین می دانید که این عبارت جدایی فلان از فلان ( برای مثال جدایی دین از سیاست ) توسط قشر به اصطلاح روشنفکر غربی و آن هم صرفا جهت مقابله با حکومت های بر پایه دین بیان می شود. سوال: چرا در فیلم جدایی نادر از سیمین ، شخصیت نادر که باطناً دارای تفکراتی هم سو با جنبش سبز می باشد ولی ضاهراً مشاهده می شود که ریش بلندی دارد؟ (توجه داشته باشید که از نظر ظاهری و تاثیرات بر روی ذهن بحث می کنیم) حالا اگر نادر را به خاطر داشتن ظاهری مذهبی برابر با دین قرار دهیم و سیمین را به خاطر رفتارهای افراطی سیاسیش برابر با سیاست قرار دهیم نام فیلم چه می شود؟ جدایی دین از سیاست دوستان به شباهت ظاهری و گفتاری این دو عبارت توجه کنید. جدایی نادر از سیمین جدایی دین از سیاست همچنین در سکانسهایی از فیلم رویارویی دین و سیاست را می بینیم. در ابتدا قرار بود نام این فیلم جدایی زن از مرد باشد که با تذکر وزارت ارشاد نامش عوض شد این فیلم علاوه بر همه ی انحرافاتش در معرفی قشر مذهبی جامعه و تحقیر بیش از پیش ایشان ، دارای ظرافت های انحرافی زیادی می باشد. دوستان اگر با پروژه های کنترل ذهن یهود آشنا باشید با من هم نظر می شوید. این بحث اگر در ادامه فروم جدایی نادر از سیمین بیاید ارزشی ندارد . ادغام نکنید. ببخشید از دوستان دعوت می کنم نظرات مخالف و موافقشان را بنویسند. |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
اضافه می کنم.
این وسط ترمه که از اسمش پیداست که نماد هویت ملی است در ابتدای فیلم طرف نادر (که در ظاهر نماد دین است) است و لی در آخر طرف سیمین یعنی سیاست و مادی گرایی را می گیرد و این طرفداری را به مخاطب القا می کند. |
|||
|
|
۱۱:۱۶, ۲/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
نقل قول:در فیلم جدایی نادر از سیمین ، شخصیت نادر که باطناً دارای تفکراتی هم سو با جنبش سبز می باشداز کدام سکانس فیلم پی به این نکته بردید؟ نقل قول:در ابتدا قرار بود نام این فیلم جدایی زن از مرد باشد که با تذکر وزارت ارشاد نامش عوض شدتا آن جایی که من می دانم از ابتدا نام این فیلم جدایی نادر از سیمین بوده. |
|||
|
|
۱۵:۵۶, ۲/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
نقل قول: نقل قول:در فیلم جدایی نادر از سیمین ، شخصیت نادر که باطناً دارای تفکراتی هم سو با جنبش سبز می باشد من تصورم این بود که دوستانی که نظر می دهند فیلم را دیده اند. برای مثال در سکانسی که نادر می خواهد به سیمین ثابت کند که ترسو است می گوید : تو ترسویی برای اینکه می ترسی وایسی تو این مملکت . می خوای جا بزنی و .... در سکانسی دیگر در مقابل استفاده ترمه از واژه ضمانت نامه که عربی است به طرز تعجب بر انگیزی موضع می گیرد و می گوید : معلمت هرچی گفته برای خودش گفته . اشتباه اشتباهه نباید این کلمه رو استفاده کنی . می تونی از کلمه پشتبانه استفاده کنی. در همین پلان که در حال پرسیدن معنای لغات از ترمه است کلمه جنبش را می پرسد. سکانس هاس متعدد دیگر که الان حظور ذهن ندارم. فیلم را با دقت ببینید ، تماشا نکنید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| -لایه پنهان ضد شیعی جدایی نادر از سیمین- | moje12.ir | 35 | 22,456 |
۲۸/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: vahrakan |
|









