|
فیلم "جدایی نادر از سیمین"
|
|
۱۷:۲۰, ۱۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شايد بهترين مولّفه براي شناساندن اصغر فرهادي كارگردان اين فيلم اين باشد كه وي فيلمنامه نويس اثر جنجالي حاتمي كيا يعني ارتفاع پست مي باشد. فيلمي كه ياد آور جمله معروف " انقلاب فرزندان خود را مي خورد" بود. اين بار فرهادي با آخرين ضلع مثلث خود يعني "چهار شنبه سوري"، "درباره الي" ، " جدايي نادر از سيمين" باز گشته و در اتفاقي نادر، هم بهترين جوايز جشنواره بين المللي فيلم فجر در داخل را از آن خود كرده و هم جايزه خرس طلايي برلين را. براي اينكه فيلم را سطر به سطر و دقيقه به دقيقه مورد نقد و تحليل قرار دهيم زماني بسيار مي خواهد اما براي بينندگاني كه در اين ايام ديدن اين فيلم را انتخاب كرده اند كد هايي براي اشراف به ماهيت آخرين ساخته فرهادي و نيز اطلاع از كم و كيف آن داده مي شود تا با ديدي باز فيلم را ديده و يا پس از ديدن تحليل كنند. در يك جمله بايد گفت: فيلم فوق تنها يك اثر رئال اجتماعي نيست بلكه مانيفستي است از هر آنچه ضد انقلاب در اين سالها عليه نظام مقدس اسلامي گفته و در مجامع جهاني داده زده است. اين فيلم ماهيتي به شدت چند لايه دارد و از خواص آن تضاد در لايه هاست كه بيننده را در پارادوكسي مرگبار فرو مي برد كه به طرز ماهرانه اي به تصوير كشيده شده است. اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اصغر فرهادي همواره با ابهام آفريني و ايجاد شبهه و ظاهرا از طريق مشاركت اذهان بينندگان، بسياري سوالات و اتفاقات را بي جواب رها مي كند اما واقعيت امر اينستكه وي هميشه پاسخ به اين ابهامات و شبهات را در لايه هاي زيرين ِ فيلمش براي ضمير ناخودآگاه مخاطبان ارسال و در آن حك كرده است.
اولين نكته درباره اين فيلم صحنه هاي آغازين آن در دادگاه است كه سيمين (ليلا حاتمي ) از نادر ( پيمان معادي ) به دليل همراهي نكردن با وي در سفر به خارج به دادگاه خانواده شكايت كرده و تقاضاي جدايي از وي را دارد. در اين صحنه سيمين براي اثبات ادعايش جهت همراه كردن دختر 11 ساله اش در اين سفر مي گويد: دوست ندارم دختر در اين شرايط بزرگ شود. و سوال نادر از سيمين كه مي پرسد چه شرايطي ؟ اولين گام از سناريوي شبهه افكني و ابهام تراشي اصغر فرهادي است. اتفاقات رخ داده در فيلم و ديالوگ هاي رد و بدل شده در دقايق بعد تا آخرين ثانيه هاي فيلم پاسخي پنهان به اين سوال آشكار مي دهد. فرهادي با نشان دادن دروغ هاي رد و بدل شده و فضاي هرج و مرج حاكم در جامعه چنين القا مي كند كه سيمين نمي خواست دخترش در جامعه اي به شدت آلوده به ريا و دروغ و بي قانوني و خودكامگي زندگي كند. دومين نكته، اشارات نادر براي خارج نشدن از كشور است. نشان دادن اينكه نادر به خاطر پدرش ( كهنسالي كه نمادي از آب و خاك و مرز و بوم ما به شمار مي رود ) و اشاره اش به تعلق خاطر به كشور و اينكه به علت چنين دلايل عامه پسندي از كشور خارج نمي شود نكته بسيار مهم و لايه ي بسيار پنهاني از اين فيلم است. براي فهم دقيق اين نيش و كنايه بايد مروري داشت بر مناظره هاي نامزدهاي انتخاباتي و سعي و تلاشي كه كروبي و موسوي نامزدهاي ديروز انتخابات رياست جمهوري و دشمنان امروز نظام در تخريب وجهه دولت از خود به خرج مي دادند. اينكه آنان خود را مُحق جلوه داده و با عاشقِ آب و خاك نشان دادن خود، ديگر رقبا و به صورت تخصصي دكتر احمدي نژاد را بي تفاوت نسبت به اين مهم نشان مي دادند. اينجاست كه بايد از سعي وافر فتنه گران سبز براي بالا بردن رقم فروش فيلم پرده برداشته و بر ماهيت چنين عملي واقف شد. هر چند فرهادي اشاره اي به رخدادهاي پس از فتنه ندارد كه در آن مشخص شد چه كساني لاف وطن دوستي مي زدند و چگونه دشمنان قسم خورده نظام شدند. سومين نكته؛ انحرافيست كه فرهادي در نشان دادن چهره مذهبيون از خود نشان داده است. راضيه(ساره بيات) را نبايد به عنوان نماد مذهبي بودن در ايران پذيرفت. هر چند فرهادي سعي دارد چنين انگاره اي را به مخاطب بقبولاند. در چندين موضع از فيلم راضيه از پذيرش پول بابت ديه بچه خودداري مي كند و اين خودداري نه به خاطر تدين وي بلكه به دليل اين اعتقاد است كه وي مي گويد اگر پول را بگيرد بلايي سر بچه ام مي آيد. اين يعني نهايت اعتقاد به مذهب در جامعه ايراني! حال اگر اين اعتقاد به مذهب مورد قبول قرار گيرد پس تكليف ميليون ها نفر از افرادي كه كرور كرور پول حرام مي گيرند و بلايي نيز سر بچه شان نيامده چه مي شود؟ فرهادي به طرز زيركانه اي رفتارهاي راضيه در نپذيرفتن پول را به اعتقادات سطحي عوام و شانه به شانه زده خرافات گره زده و مذهبيون را عملا خرافاتي نشان داده است. در حالي كه بايستي راضيه به دليل تشرع و تدين و نه اعتقادات كم عمق و سطحي از گرفتن پول حرام سر باز مي زد. مضاف بر اينكه فرهادي تا آخر فيلم تكليف پولي را كه ادعا مي شد راضيه دزديده مشخص نكرد. اين هم از همان ابهاماتي است كه تيشه به ريشه مذهبيون و نماد به تصوير كشيده شده آن در فيلم يعني يك زن چادري مي زند. هر چند در ابتداي فيلم برداشتن پول توسط ليلا حاتمي بسيار ظريف نشان داده مي شود اما قرار دادن آن در لايه هاي پنهان فيلم چندان نمي تواند غير عمدي و بدون قصد باشد. چهارمين مسئله: پيامي است كه دختر نادر در پايان فيلم و در دادگاه به بيننده القا مي لكند. دختري كه در ابتداي فيلم نشان مي دهد به دليل شخصيت مثبت پدرش و اينكه قصد دارد مانع طلاق پدر و مادرش شود مي خواهد در كنار نادر بماند در انتهاي فيلم و پس از ديدن دروغ و انكار واقعيت پدرش عملا به گونه اي فضا را مديريت مي كند كه حرف ليلا حاتمي در ابتداي فيلم درست از آب درآيد و اين شرايط آكنده از دروغ و بدي براي ترمه (دختر نادر) هم مسجّل شده و بيننده حكم به رفتن دختر همراه مادرش به خارج از كشور دهد. آخرين نكته؛ مصائبي است كه بر شهاب حسيني (حجت) وارد شده است. جمله وي كه چندين سال دنبال حقش كه ضايع شده بوده و در دادگاه ها هيچ كسي به فرياد وي گوش نداده ، يكي از صريح ترين رويارويي هاي فرهادي با دستآوردهاي انقلاب در سي سال گذشته است. تصور كنيد در جشنواره هاي بين المللي كه اين فيلم در حال اكران است چنين تصويري از ايران به نمايش در آيد آنگاه چه بلايي سر وضعيت حقوق بشر و نوع نگاه غربي ها نسبت به ايران خواهد آمد. فرهادي رسما بيننده را در جايگاهي قرار مي دهد كه به اين نتيجه برسد كه در ايران كسي به فكر محرومان و مستضعفان نيست. شعاري كه بارها فتنه گران در دو سال گذشته و در سي و دو سال پس از پيروزي انقلاب سر داده اند. |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۲۰, ۲/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۰ ۱۹:۲۱ توسط hadi_shj.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
نقل قول:من تصورم این بود که دوستانی که نظر می دهند فیلم را دیده اند. عزیز جان من این فیلم رو دیدم. در هیچ کجاش ترمه از باباش معنی جنبش رو نمی پرسه. میگی نه دوستانی که دیده اند بگویند آیا چنین دیالوگی بوده یا خیر؟ |
|||
|
|
۹:۲۹, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
جناب hadi_shj میگوید : در هیچ کجاش ترمه از باباش معنی جنبش رو نمی پرسه
اگر با همین میزان دقت فیلم را دیده باشید حق درید که متوجه حرفهای من نشوید. من در پست قبل گفتم : (در همین پلان که در حال پرسیدن معنای لغات از ترمه است ، کلمه جنبش را می پرسد.) بعد شما از این جمله برداشت کرده اید که ترمه از پدرش معنی کلمه جنبش را می پرسد! |
|||
|
|
۱۰:۲۲, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
تحلیل رجا نیوز از جایزه برلینی جدایی نادر از سیمین: « اشتراك نظر اتفاقی!داوران جشنوارههای فجر و برلین و بیبیسی در مورد فیلم فرهادی» - سایت کافه سینما
چه این تحلیل مورد توافق باشد و چه تأیید نشود واقعیت این است که روند فیلمسازی اصغر فرهادی یکی از کارگردانهای جایزه گرفته از جمهوری اسلامی ایران، مورد تأیید و تقدیر جشنوارههای خارجی و دشمنان این نظام و رسانههای آنان مانند بیبیسی است. نکتهای که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. 1- جشنواره فیلم فجر امسال محلی برای نوازش و حمایت از افراد و جریانهایی شد که سیر سیاسی و سلوک سینمایی آنان کمتر با نظام و ارزشهای آن همراه است. نه تنها یک نفر از هنرمندان شرکت کننده در جشنواره، حوادث فتنه گون سال گذشته را محکوم نکرد بلکه اکثریت آنان از مجرمی مانند جعفر پناهی که در این ارتباط دستگیر شد، طرفداری کرده و خواستار لغو حکم دادگاه وی شدند. به زبان ساده تر دستاورد جشنواره فیلم فجر امسال آن بود که با بودجه جمهوری اسلامی علیه رویکرد کلی نظام فیلم ساخته شود، در کمال ناباوری این فیلمها برگزیده شده و بازیگری مانند حامد بهداد در هنگام دریافت جایزهاش تقاضای "یه کوچولو آزادی" كند! در کدام جشنواره و در کدام کشور چنین تناقضی قابل فهم است؟ 2- یکی از فیلمهای مورد توجه داوران این دوره جشنواره، فیلم "جدایی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی است که مورد تقدیر و توجه بیبیسی فارسی و رادیو زمانه نیز قرار گرفت. 3- اصغر فرهادی نویسنده فیلم "ارتفاع پست" حاتمی کیا، فیلم "جدایی نادر از سیمین" را در ادامه سه گانه خویش توصیف کرد و این یعنی هم جهتی فیلمهای چهارشنبه سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین. سه فیلمی که در زمان اکران مورد تأیید و تقدیر جشنواره فیلم فجر واقع شد. به عنوان مثال فیلم چهارشنبه سوری، سیمرغهای بلورین بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین تدوین و همچنین سیمرغ بلورین فیلم محبوب تماشاگران بیست و چهارمین جشنواره فیلم را کسب کرد. 4- سبک استقرایی این سه گانه به قدری خزنده و با روکشی اجتماعی، به نام تصویر مشکلات زندگی طبقه متوسط شهری پیش میرود که کمتر کسی به جنبه سیاسی این آثار توجه میکند، مسألهای که از دید کارشناسان بیسیسی و رادیو زمانه دور نمیماند. 5-در فیلم "چهارشنبه سوری" اختلاف زن و شوهری از طبقه متوسط همزمان با ایام نزدیک به عید و دقیقا در روز چهارشنبه سوری ترسیم میشود، اختلافی که ناشی از شک زن به همسرش مبنی بر ارتباط داشتن وی با خانم مجرد همسایه است. کشمکش فیلم با ورود دختری چادری در نقش خدمتکار که هر جا به نفعش باشد، راحت دروغ میگوید، ادامه مییابد. زن اصلا دوست ندارد بچهاش در ایران بماند زیرا در مدرسه یک ساعت برای بچهها از جهنم گفتهاند و پسرش در خواب کابوس دیده! سودای رفتن از ایران و سفر به دبی مورد توافق طرفین نیست. درنهایت، مرد موفق میشود خود را پیش همسرش از اتهام خیانت مبری سازد ولی مخاطب و دختر کارگر فیلم، کاسه زیر نیم کاسه مرد را به راحتی میفهمند! آنچه از این فیلم در ذهن میماند القای حس بی اعتمادی، شلوغی و نا آرامی خزندهای است که مخاطب را با مژده همسر مرد همراه میسازد. فیلم "درباره الی" برگرفته از فیلم "ماجرا" ساخته میکل آنجلوآنتونیونی با قصه سفری به بهانه انتخاب همسر برای یک جوان با بازی شهاب حسینی کلید میخورد. در میانه فیلم، همه دختر در نظر گرفته شده برای پسر را نجیب میخوانند و در پایان با گمشدن الی و مشخص شدن دروغهای او، شناخت در مورد الی برای همه تغییر میکند. آنچه از این فیلم در ذهن میماند، شناخت غلط در انتخاب و القای دروغ است. در فیلم سوم یعنی جدایی نادر از سیمین که بعد از حوادث سیاسی سال گذشته ساخته شده، اسکلت داستان تا حدودی به فیلم "چهارشنبه سوری" نزدیک است. اختلاف زن و شوهری از طبقه متوسط، سودای از ایران رفتن زن و ورود یک خدمتکار مذهبی از طبقه پایین که روند کشمکش داستان را پیش میبرد. در این فیلم به شکل هوشمندانهای دو طبقه با دو اتهام در مقابل یکدیگر در دادگاه حاضر شده، سپس هر دو به قضاوت خود شک کرده و ترجیح میدهند به جای استفاده از ساختار اداری دادگاه، از طریق وساطت مشکل را حل کنند که در نهایت نیز ناکام میمانند. یک طرف به نمایندگی راضیه به عنوان طیف سنتی و مذهبی جامعه متهم به دزدی و انجام ندادن شایسته کار خود است و یک طرف به نمایندگی نادر به عنوان طیف مدرن جامعه متهم به قتل جنینی چهار ماهه و ضرب و شتم زن، دو طرف از دو طبقه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت. راضیه، زنی معتقد، متهم به دزدی که در دفترچهاش شماره پاسخگویی به سوالات شرعی را دارد، حلال بودن پول برایش خیلی مهم است و حاضر نیست قسم دروغ بخورد، چطور بدون اجازه همسرش از خانه خارج میشود و در خانه دیگری کار میکند؟ این تناقض چطور قابل حل است، سوالهای زیادی در طول فیلم بیجواب میماند مانند اتهام دزدی این زن یا نتیجه نظر پزشکی که راضیه پیش وی رفته است؛ مشخص است که تعمدی در این روش مطرح است. فیلم با ابهام و برگرفته از فیلمهای مدرن با پایان باز و به انتخاب مخاطب تمام میشود، در حالی که کارگردان تقابل و رویارویی دو قشر و تفکر اجتماعی را با القای تردید و عدم قطعیت به عنوان نتیجه مورد نظر خود، درضمیر ناخودآگاه مخاطب جای میدهد. این فیلم با درخواست جدایی زن از مرد آغاز میشود ولی در عنوان، جدایی نادر از سیمین مطرح است و درحالی پایان مییابد که دختر نوجوان زن و مرد به عنوان قشر آینده ساز و قاضی حقیقی باید بین پدر و مادر خویش یک نفر را انتخاب کند، قضاوتی که پیش از این با ایجاد شکاکیت، نسبی گرایی، القای عدم قطعیت و تردید پنبه آن زده شده است. یکبار دیگر مضامین فیلمهای سه گانه اصغر فرهادی را بر اساس زمان تولید و شرایط سیاسی کشور مرور میکنیم؛ - فیلم چهارشنبه سوری؛ القای بی اعتمادی نسبت به افراد، ترسیم یک فضای نا آرام از جامعه و شرایط اجتماعی، دوری دیدگاه طبقات مختلف جامعه ( روح انگیز و مژده) و اعتماد نكردن به انتخابها (خیانت مرتضی و شوهر زن همسایه)/ همزمانی این فیلم با انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری - فیلم درباره الی؛ ماجرای انتخاب همسر برای یک جوان از فرنگ برگشته، سفری که شناخت افراد را از الی تغییر میدهد، دروغهایی که افراد به راحتی و برای فرار از مشکلات خود میگویند و درنهایت توافق جمعی برای دروغ گفتن در مورد الی، تا از اعتراض نامزد او خلاص شوند. در عین نمایش صحنههای پر استرس و کشمکش و بازی گرفتن اعصاب مخاطب در موردگم شدن بچهها و الی (حادثه محور بودن فیلم)/ همزمان با طرح کمیته صیانت از آرا و مباحثی مانند دروغگو بودن احمدینژاد به عنوان کاندیدای انتخابی اصولگرایان و در نهایت طرح مسأله تقلب در انتخابات و حوادث پس از آن. - فیلم جدایی نادر از سیمین؛ در هم ریختن اعتقادات یقینی، القای شکاکیت و قطعیت نداشتن در برداشتها و قضاوتها، ناکارآمدی ساختار اداری قضاوت در حل مشکل، رویارویی و شکاف فکری و طبقاتی دو قشر جامعه، ترویج سبک زندگی مدرن سکولار و دروغگو بودن هر دو طرف/ همزمانی این فیلم با برداشتها و قضاوتهای مردم نسبت به سران فتنه سال گذشته و ترویج مولفههای زندگی مدرن در حالی که نگاه منفی مردم به غرب و امریکا پس از حوادث سال گذشته و مسائل مربوط به جهان اسلام در منطقه رو به افزایش است. این سه فیلم، خصوصا درباره الی و جدایی نادر از سیمین زمینهسازی روانی حوادث سیاسی- اجتماعی جامعه را مطابق با دیدگاه و نظر دشمنان نظام بر عهده دارند. جریانی که در ظاهر با نمایش فیلمهای اجتماعی، به واکاوی درونی افراد میپردازد ولی با ترسیم سبک زندگی مردن به طرزی هوشمندانه زیر ساختهای باورهای دینی و سیاسی ما را به روشی استقرایی و کاملا حساب شده چنان زیر سوال میبرد که بعد از تماشای فیلم، مخاطب با انبوهی از سوالها تا مدتها درگیر است. جالب این است که نمایندگان مذهبی فرهادی در دو فیلم چهارشنبه سوری و جدایی نادر از سیمین زنانی چادری، فقیر و در نقش خدمتکارند! چه این تحلیل مورد توافق باشد و چه تأیید نشود واقعیت این است که روند فیلمسازی اصغر فرهادی یکی از کارگردانهای جایزه گرفته از جمهوری اسلامی ایران، مورد تأیید و تقدیر جشنوارههای خارجی و دشمنان این نظام و رسانههای آنان مانند بیبیسی است. نکتهای که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت |
|||
|
|
۱۹:۲۷, ۱۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
مسئله ی من با جدایی نادر از سیمین شیوه ی نقد کردنشه درسته تو همه ی کشورها مساله ای به نام دروغ وجود داره ولی فرهادی وقتی داره دروغ تو ایرانو نقد میکنه پای کشور های دیگه رو به طور نامحسوس وارد میکنه ( منظورم مهاجرته که مهمترین مساله نادر وسیمین است) تازه ما نفهمیدیم جریان این پولی که خانم مذهبی چادر پوش دزدیده بودن چی شد به نظر شما وقتی یک آمریکایی میرود سینما و میبیند که یک فرد چادری پول میدزدد وبعد هم به قرآن قسم میخورد این فرد آمریکایی چه فکری درباره ی افراد با حجاب میکند درجه ی +13 این فیلم آن هم +13 آمریکا نشان میدهد این فیلم خیلی خشن است وفضای خشنی از ایران را نشان میدهد واینکه راجر ایبرت بهترین منتقد آمریکا این فیلم را بهترین فیلم امسال معرفی میکند قضیه را بودار میکند زیرا امام گفتند هر وقت دشمنان از شما تعریف کردند بدانید یک جای کارتان میلنگد راجر ایبرت که دلش برای هنر ایران نسوخته و نخواهد سوخت
در ضمن فروش 5 میلیون دلاری فروش خیلی بالاییه؟
|
|||
|
|
۱۷:۵۲, ۱۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۰ ۱۸:۰۱ توسط amin7.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۳/خرداد/۹۰ ۹:۲۹)moje12.ir نوشته است: جناب hadi_shj میگوید : در هیچ کجاش ترمه از باباش معنی جنبش رو نمی پرسهمثله كه شما با دقت بيشتري فيلمو ديديد!!!!!! هيچ جاي فيلم نادر از ترمه معني كلمه جنبش را نمي پرسه، بلكه معني كلمه نهضت را مي پرسه ، ترمه ميگه جنبش.... حالا اينها به كنار ، از معني كلمه پرسيدن به كجاها رسيديد، من كه مخم صوت كشيد!!!! (۱۳/دی/۹۰ ۱۹:۲۷)ezio252 نوشته است: تازه ما نفهمیدیم جریان این پولی که خانم مذهبی چادر پوش دزدیده بودن چی شد به نظر شما وقتی یک آمریکایی میرود سینما و میبیند که یک فرد چادری پول میدزدد وبعد هم به قرآن قسم میخورد این فرد آمریکایی چه فکری درباره ی افراد با حجاب میکند درجه ی +13 این فیلم آن هم +13 آمریکا نشان میدهد این فیلم خیلی خشن است وفضای خشنی از ایران را نشان میدهد واینکه راجر ایبرت بهترین منتقد آمریکا این فیلم را بهترین فیلم امسال معرفی میکند قضیه را بودار میکند زیرا امام گفتند هر وقت دشمنان از شما تعریف کردند بدانید یک جای کارتان میلنگد راجر ایبرت که دلش برای هنر ایران نسوخته و نخواهد سوخت شما مثله اينكه فيلم را درست نديديد، اون خانم چادري پول را ندزديد، اول فيلم سيمين پولي را به كارگرها ميده و بعدا نادر اشتباهي فكر ميكنه كه اين خانم چادر پول را دزديده. 13+ از كي تا بحال شد درجه فيلم خشن ؟؟!!! فروش 5 ميليون دلاري براي يك فيلم خارجي ( تازه اون هم از ايران) ، به نظر بنده فروش بالاييه.... حالا اين فروش 5 ميليون دلاري كه مي گيد واسه سينماهاي توي آمريكاست؟؟؟ |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
فیلم جدایی نادر از سیمین از لحاظ تکنیکی و ساختار و فیلمنامه بسیار حرفه ای و قابل قبوله و جایزه گلدن گلوب هم نوش جون فرهادی ،مبارکش باشه...اما چیزی که جالبه اینه که همیشه فیلمهایی جوایز بین المللی رو گرفتن که داره ایرانیها رو یا بد بخت و صحرا نشین با خرافاتی و خشن و همیشه دارای مشکلات خانوادگی نشون میده...چرا واقعا به یه فیلم که مردم ایران رو با فرهنگ و ریشه دار نشون بده هیچ وقت جایزه ندادند!!!!!! همه میدونن که گلدن گلوب و بخصوص اسکار همیشه سیاسی بوده.مدونام که داشت تو مراسم اهدا تبلیغ همجنسگرایی میکرد.
|
|||
|
|
۱۷:۱۳, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۲۶/دی/۹۰ ۱۶:۱۱)ODYSSEY نوشته است: اما چیزی که جالبه اینه که همیشه فیلمهایی جوایز بین المللی رو گرفتن که داره ایرانیها رو یا بد بخت و صحرا نشین با خرافاتی و خشن و همیشه دارای مشکلات خانوادگی نشون میده...چرا واقعا به یه فیلم که مردم ایران رو با فرهنگ و ریشه دار نشون بده هیچ وقت جایزه ندادند!!!!!! همه میدونن که گلدن گلوب و بخصوص اسکار همیشه سیاسی بوده.مدونام که داشت تو مراسم اهدا تبلیغ همجنسگرایی میکرد.دو تا فيلم درست و درمون داخلي معرفي كن كه توش مردم ايران رو با فرهنگ و ريشه دار نشون داده باشه؟ بعدم جدايي نادر از سيمين سعيش رو كرده بود يه مقدار به فرهنگ خودمون اشاره كنه... همون جاي كه به دختر قند اصلش ديكته ميگه... گارانتي؟ ضمانت؟ پشتوانه؟ ما حتي الان نمي تونيم به زبان فارسي صحبت كنيم! نصف كلمات روزمرمون يا خارجيه يا مال دوول عربيه! |
|||
|
|
۲:۱۷, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
در مورد کارگردان فیلم آقای فرهادی یک نکته خدمت دوستان عرض کنم
با توجه به اینکه اکثرییت برنامه های سینما و رسانه ها در دستان صهیونیست ها هست و جایزه بی جهت به کسی نمی دهند و بی دلیل کسی رو از فرش به عرش نمی برند، ظاهراً این طور به نظر میاد که در آینده نزدیک آقای فرهادی جواب این الطاف خفیه رو بده . در آینده نچندان دور علاوه بر اینکه باید منتظر کارگردانی های آقای فرهادی باشیم ، باید منتظر بازیگری ایشون هم باشیم ! |
|||
|
|
۱۳:۵۹, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام ... یه نکته ی کلی رو خدمت دوستان بگم و انشاالله از این به بعد دیگه پست های نامربوط پاک می شوند! ملاک ما برای خوب و یا حتی بد بودن یک فیلم جایزه گرفتن از هیچ جشنواره ای نیست! ![]() فقط اجازه داریم در تحلیل های استراتژیک نیم نگاهی به چقدر مطرح شدن فیلم مورد نظر داشته باشیم و به توسط آن تشخیص بدهیم اثر مذکور جزء سینمای استراتژیک محسوب می شود یا خیر!!! این که یک فیلم از فلان جشنواره حمایت شده است دلیل بد بودن و یا حتی خوب بودنش نمی شود و این استدلال نوعی سفسطه محسوب می شود و قابل قبول نیست!! اگر دلیلی برای تحلیل خودشون دارن باید از ذات خود فیلم بیارن و نه از جایزه ی گرفته شده از جشنواره!! این تذکر آخر خواهد بود! موفق بمانید! |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
فيلم جدائي نادر از سيمين به هيچ وجه يه فيلم سياسي نيست.اين فيلم از معدود فيلمهاي سالهاي اخيره كه بدون سياسي كاري سياه نمايي و صرفا به خاطر قدرت فيلمنامه و كارگرداني خوب تونسته جوايز بين المللي رو بدست بياره. اين فيلم ميتونه الگوي خوبي باشه براي كساني كه فكر ميكنن براي جايزه بين المللي گرفتن بايد اول تا جاي ممكن ملت خودشون رو عقب افتاده و فلاكت زده نشون بدن و مردم ايران رو مردمي وحشي بي فرهنگ معتاد و دزد معرفي كنن. اونجور جايزه گرفتن نه تنها افتخار نداره بلكه مايه خفت و خاريه و در واقع اونا جايزه خودفروختگي شون رو ميگيرن نه كار هنريشون. اما آقاي فرهادي نشون داد كه ميشه فيلمي ساخت كه توهيني به هيچ ايراني نباشه از طرفي اينقدر قوي باشه كه هيچكس نتونه چشمش رو بر روي اون ببنده و جوايز متعدد و فروش خوب جهاني رو به دنبال داشته باشه. تنها جنبه سياسي بودن اين فيلم رقابتش در فروش با اخراجي ها بود كه شايد دو طيف رو در مقابل هم و در تلاش براي اعتلاي يكي از دو فيلم قرار داده بود كه البته من فكر ميكنم اين رقابت هم براي سينماي ما مفيد بود.
|
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| -لایه پنهان ضد شیعی جدایی نادر از سیمین- | moje12.ir | 35 | 22,422 |
۲۸/تیر/۹۱ ۱۳:۲۸ آخرین ارسال: vahrakan |
|












