|
(A)جرعه های حکمت&
|
|
۱۳:۰۰, ۲۷/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان و رفقای گرامی
در این بخش سعی می شود به مرور ناب ترین حکمت های روح افزا و هدایت گر اهل بیت علیهم السلام را تقدیم شیعیان و محبین و طالبان حق و حقیقت نماییم . باشد که خدا به برکت عمل به تعالیم اهل بیت ما را به سرمنزل مقصود برساند. حکمت -1- : چهار چيز دل را مىميراند: گناه پىدرپى، گفتگوى زياد با زنان، مجادله با احمق- او بگويد و تو بگويى به جايى هم نرسد- و همنشينى مردگان؛ پرسيدند: اى رسول اللّه! مردگان كيانند؟ فرمود: ثروتمندان عياش. نصايح، ص: 176 حکمت -2- : رسول خدا صلوات الله علیه به علی علیه السلام فرمودند : اى على! چهار چيز كيفرش از هر گناهى زودتر مىرسد: بدى در مقابل نيكى، ظلم به بىگناه، خيانت به شخص وفادار، و قطع رحم با خويشاوندان خوشرفتار نصايح، فصل اول ص : 173 |
|||
| آغاز صفحه 36 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۴۱, ۸/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۴۳ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #351
|
|||
|
|||
|
برای مبارزه با هر دشمنی،بهترین روش و لازمترین آن، شناسایی نقاط ضعف و قوّت آن برای مقابله با روشهایش است. از آنجا که اصلیترین دشمن هر انسانی شیطان است، نقاط قوّت و ضعف وی را بر اساس احادیث در اینجا میآوریم:
نقاط قوّت شیطان خداوند به شیطان فرمود: «هر چه در دنیا بخواهی، به تو عطا میکنم.» (به سبب عبادات بسیارش)
شیطان گفت: اوّل اینکه: اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم.
خدا فرمود: «تا روز معلوم تو را مهلت میدهم.»
دوم اینکه: در مقابل هر یک از فرزندان آدم، دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد آدم، دو فرزند را مسلّط کنم که آنها را به گمراهی بکشانند. خداوند باز هم قبول کرد.
سوم اینکه: از تو میخواهم مرا در بدن اولاد آدم، همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم. اینکه: میخواهم اولاد آدم ما را نبیند؛ ولی ما آنها را ببینیم. پنجم اینکه: میخواهم تا دم مرگ، پیش اولاد آدم باشم. (یعنی حتّی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ انسان میآید، شیطان هم حاضر باشد و انسان را وسوسه کند).
ششم اینکه: از تو میخواهم که مرا بر سینه اولاد آدم مسلّط گردانی تا او را وسوسه کنم.
خداوند در پایان میفرمایند: «تمام خواستههایت را برآورده میکنم؛ ولی هر کس پیرو تو باشد، او را با تو به جهنّم میفرستم.»
امام محمّد باقر(علیه السلام) میفرماید:
«هنگامی که انسان در حال جان کندن است، خیلی تشنه میشود. در آن هنگام شیطان با یک ظرف آب به سراغ او میآید و میگوید: اگر بر من سجده کنی و کافر شوی، این آب را به تو میدهم. شیطان وقتی ناامید میشود، آب را میریزد و میگوید: من از تو بیزارم و میرود.» نــقــاط ضـعـف
روزی حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شیطان را در «مسجدالحرام» دید. پیش او رفت و به او گفت:
«ای ملعون! چرا ناراحتی؟»
شیطان گفت: زیرا این همه تلاش میکنم که مردم را گمراه کنم؛ ولی تو در قیامت آنها را شفاعت میکنی و تمام زحمات مرا به هدر میدهی. به همین خاطر با تو دشمنم.
حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «از امّتم چرا ناراحتی؟»
شیطان گفت: امّت تو خصوصیّاتی دارند که امّتهای دیگر ندارند:
اوّل اینکه: وقتی به هم میرسند، سلام میکنند که سلام نام خداست و من از این اسم میترسم.
دوم اینکه: وقتی یکدیگر را میبینند، با هم دست میدهند و تا دستهایشان را از هم جدا نکنند، گناهانشان بخشیده میشود.
سوم اینکه: وقتی میخواهند غذا بخورند، بسم الله میگویند و من دیگر نمیتوانم غذا بخورم و گرسنه میمانم.
چهارم اینکه: بعد از غذا خوردن الحمدالله میگویند.
پنجم اینکه: وقتی اسم تو میآید، بلند بلند صلوات ختم میکنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار میکنم.
ششم اینکه: وقتی میخواهند کاری بکنند، انشاءالله میگویند و من دیگر نمیتوانم در آن کار دخالت کنم و آن را بر هم زنم.
هفتم اینکه: صدقه میدهند و وقتی که صدقه میدهند، هم گناهانشان آمرزیده میشود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور میکنند.
به همین دلیل حضرت نبیّ اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «وقتی انسان دستش را در جیبش میکند تا صدقه دهد، هفتاد شیطان دست او را میگیرند تا او را منصرف کنند.»
هشتم اینکه: آنان قرآن میخوانند و در خانهای که قرآن خوانده میشود، دیگر جایی برای من نمیماند؛ چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد میکنند.
نهم اینکه: مرا زیاد لعنت میکنند و با هر لعنت یک زخم بر من میافتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم، آنها خوب نمیشود.
دهم اینکه: هنگامی که گناه میکنند، سریع توبه میکنند و زحمت مرا به هدر میدهند.
یازدهم اینکه: عطسه که میکنند، الحمدالله میگویند. حضرت فرمودند: «عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است، و قتی عطسه میکنید، باید الحمد الله بگویید.» زهرا اجلالی همچنین میفرماید: «وقتی انسان نماز میخواند، شیطان از او دور میشود؛ به خصوص اگر سجده او طولانی باشد، شیطان از روی عصبانیت و ناراحتی فریاد میکشد.» ماهنامه موعود شماره 146 و 147 |
|||
|
|
۱۱:۰۶, ۱۱/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۱۰ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #352
|
|||
|
|||
|
امام صادق (علیه السلام) فرموده است : هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود: رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.» و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نشاء نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.» گفتم «نشاء بهشت» چیست؟ پاسخ داد: لا حول و لا قوه الا بالله از سایت موعود : http://www.mouood.org
|
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۱۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #353
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلّم می فرمایند : خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بى شرمى كه باكى ندارد چه گوید و چه شنود، حرام كرده است. (كافی، ج 2، ص 323، ح 3 - منتخب میزان الحكمة، ص 440) امام باقر علیه السلام نیز فرموده اند : خداوند عزوجل دوست دارد كسى را كه در میان جمع شوخى كند به شرط آن كه ناسزا نگوید. (كافى، ج2، ص 663، ح4) امام صادق علیه السلام فرموده اند: دشنامگویى و بـد زبانى و دریـدگى از نفاق است. (بحار الأنوار، ج 79، ص 113، ح 14 - منتخب میزان الحكمة، ص 442) |
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۱۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #354
|
|||
|
|||
|
حتماً تجربه کرده اید که مزه ی خورشهای مقدس، که برای ائمه اطهار (علیهم السلام) پخته می شود، با دیگر غذاهایی که خورده ایم، فرق می کند. حتی اگر، برنج ایرانی و روغن کرمانشاهی و گوشت بره نداشته باشد، باز هم بهترین غذایی است که خورده ایم. انگار اسم غذای حضرتی، مزه ی آن را متفاوت می کند.
در و دیوار حرمها هم با دیگر سنگها و تخته ها فرق می کنند. وقتی به حرم امامان می رویم، دلمان می خواهد در و دیوار را در آغوش بگیریم؛ در و دیواری که محل رفت و آمد فرشتگان و مورد توجه امام واقع شده اند. استاد عزیزی می گفت: «همه ی موجودات در عالم، به سمت کمال پیش می روند: اشیاء و جمادات، گیاهان و حیوانات و انسانها. کمال انسان، نزدیک شدن به خداوند است؛ کمال یک حیوان حلال گوشت، قربانی شدن برای یک مومن است و حتی سنگها هم می توانند کمال داشته باشد: جایی که قطعه ای سنگ بنای یک مسجد، یا حرم یک امام معصوم می شوند.» (1) میخی که خون گریست هر چیز به نام امامان باشد، متفاوت است و هر چیزی که به امام حسین (علیه السلام) انتساب دارد، متفاوت تر. در روایات آمده است که حضرت نوح نبی (علی نبینا و علیه السلام) در زمان ساختن کشتی معروفشان، موظف شدند پنج میخ که با نامهای پنج تن آل عبا (علیهم السلام) منقش شده بود، بر کشتی بکوبند تا کشتی از طوفان عذاب خداوند در امان بماند. زمانی که حضرت نوح (علیه السلام)، پنجمین میخ را برداشت تا نام امام حسین (علیه السلام) را بر آن نقش کند، با افتادن نام امام بر میخ، میخ خونین و گلگون شد. حضرت نوح (علیه السلام) که از این ماجرا متعجب شده بودند، با پاسخی از جانب حضرت جبرئیل (علیه السلام) روبه رو شدند: «این میخ به نام حسین (علیه السلام) است!» (2) درخشش به هنگام نسبت داشتن با امام حسین (علیه السلام) را می توان در نسبت داشتن خاک کربلا نیز دید. حتماً می دانید که خوردن همه ی خاکها حرام است به جز خاک تربت امام حسین (علیه السلام). امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «خوردن تمام تربت ها بر بنى آدم حرام است، مگر تربت قبر امام حسين (علیه السلام)، زيرا كسى كه درد دارد اگر آن را بخورد خداوند متعال او را شفا مى دهد.» (3) دلی که به نام حسین (علیه السلام) است... شیخ جعفر شوشتری، در کتاب کم نظیر خود «خصائص الحسینیه» آورده است: «جای شگفتی است وقتی که یک تکه آهن با انتساب به نام مقدس امام حسین (علیه السلام) گلگون می شود، چگونه این قلوب، اگر حسینی باشند، خونین نمی شوند؟» (4) پی نوشت: 1. سخنرانی اسماعیل شفیعی سروستانی در جمع موعودیان. 2. بحارالانوار، ج 44، ص 230؛ به نقل از شوشتری، شیخ جعفر، خصائص الحسینیه، نشر آرام دل، ص 194 3. كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 867؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5 4. شوشتری، شیخ جعفر، خصائص الحسینیه، همان. منبع: مستور از سایت موعود http://www.mouood.org |
|||
|
|
۱۱:۵۵, ۱۸/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۲ ۱۱:۵۷ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #355
|
|||
|
|||
|
یحیی و عیسی، با همدیگر خویشاوندی نزدیك داشتند (یحیی پسر خاله حضرت مریم(علیه السلام) مادر عیسی(علیه السلام)بود.) شباهت دیگر این كه هر دو در كودكی به مقام نبوت رسیدند. یحیی و عیسی(علیه السلام)با همدیگر الفت و انس خاصی داشتند، و هم چون دو برادر عرفانی، ارتباط تنگاتنگی در میانشان بود؛ تا آن جا كه در روایت آمده: مدتی پس از فوت حضرت یحیی(علیه السلام) ، حضرت عیسی(علیه السلام)كه از فراق او دلتنگ شده بود، كنار قبر یحیی (علیه السلام)آمد و از درگاه خدا خواست تا یحیی(علیه السلام)را زنده كند. دعایش به اجابت رسید، یحیی(علیه السلام)زنده شد و از میان قبر بیرون آمد و به عیسی (علیه السلام)گفت: «از من چه میخواهی؟»عیسی (علیه السلام)گفت: «اُرید ان تؤبسنی كما كنتُ فی الدنیا؛ میخواهم با من انس و الفت بگیری همان گونه كه در دنیا با هم مأنوس بودیم.» یحیی(علیه السلام)گفت: «ای عیسی! هنوز از مرارت و سختی مرگ، آرامش نیافتهام، میخواهی مرا به دنیا برگردانی! تا بار دیگر به سختی مرگ مبتلا شوم.» این را گفت و سپس به قبر خود بازگشت. در روایات معراج آمده، پیامبر اسلام فرمود: در شب معراج هنگام سیر در آسمانها، وقتی كه به آسمان دوم رسیدم، ناگاه دو مرد شبیه هم را دیدم، به جبرئیل گفتم: اینها كیستند؟ گفت: «دو پسرخاله همدیگر، یحیی و عیسی(علیه السلام)هستند.» بر آنها سلام كردم، و آنها بر من سلام كردند، برای آنها از درگاه خدا طلب آمرزش كردم، آنها نیز برای من طلب آمرزش نمودند، و به من گفتند: «مرحباً بالاَخِ الصالح و النبی الصالح؛ آفرین بر برادر شایسته و پیغمبر شایسته [/font] [font=B Nazanin]برای مطالعه بیشتر در این مورد به لینک زیر مراجعه کنید :
دلیل شباهت شهادت حضرت یحیی و امام حسین (علیه السلام) :
|
|||
|
|
۲۳:۰۲, ۲۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #356
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام سجاد(سلام الله علیه) می فرمایند : مؤمن ، سخنش ذكر [خدا] است ، سكوتش اندیشیدن ، و نگاه كردنش درس گرفتن . المُؤمِنُ نُطقُهُ ذِكرٌ ، وصَمتُهُ فِكرٌ ، ونَظَرُهُ اعتِبارٌ ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ به نقل از إرشاد القلوب : ص ۸۳ / دانش نامه قرآن و حدیث: ج8 ، ص 406 |
|||
|
|
۲۳:۴۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #357
|
|||
|
|||
|
مكارم اخلاق رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : براستي كه من براي به كمال رساندن مكارم اخلاق مبعوث شده ام . مكارم الاخلاق ص 8 امام علي (علیه السلام) : به مكارم اخلاق پايبند باشيد كه آن مايه ي سربلندي است و از اخلاق پست دوري كنيد كه آن انسانهاي شريف را پست و بزرگواري را از بين مي برد . بحارالانوار 78/53./89 امام علي (علیه السلام) : خودت را از هر پستي پاك كن ، و در راه مكارم اخلاق نهايت كوشش خود را به كار گير تا از گناهان برهي و مكارم را بدست آوري. غررالحكم 6/181/9989 امام علي (علیه السلام) : اگر هم به بهشت اميد ( و باور ) نمي داشتم و از دوزخ نمي هراسيديم و پاداش و كيفري در ميان نمي بود باز شايسته بود كه در طلب مكارم اخلاق برآييم ، زيرا كه راه موفقيت و پيروزي در تحصيل مكارم اخلاق است. مستدك الوسائل 11/193/12721 امام صادق (علیه السلام) : درباره ي مكارم اخلاق سوال شد ، فرمودند : گذشت از كسي كه به تو ظلم كرده ، رابطه با كسي كه با تو قطع رابطه كرده ، عطا به آن كس كه از تو دريغ داشته است و گفتن حق اگر چه بر ضد خودت باشد. معاني الاخبار 191/1 امام علي (علیه السلام) : مكارم اخلاق به كمال نمي رسد ، مگر با پاكدامني و از خود گذشتگي. غررالحكم 3/396/10745 امام علي (علیه السلام) : اگر خواهان مكارم و بزرگواري هستي از حرام ها دوري كن. غررالحكم 3/138/4069 امام صادق (علیه السلام): خداي تبارك و تعالي رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به مكارم اخلاق مخصوص گردانيد. پس شما نيز خود را بيازماييد ، اگر اين صفت ها در شما بود خداي عزوجل را سپاس گوييد و از او اين مكارم را بيشتر بخواهيد. سپس آن ده خصلت را برشمردند - : يقين ، قناعت ، صبر ، شكر ، بردباري ، خوش اخلاقي ، سخاوت ، غيرت ، شجاعت و جوانمردي. امالي صدوق 290/8 امام صادق (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): به جراح مدائني فرمودند: آيا به تو بگويم كه مكارم اخلاق چيست ؟ گذشت كردن به مردم ، سهيم كردن برادر (ديني) در مال خود و بسيار به ياد خدا بودن. معاني الاخبار 191/2 امام صادق (علیه السلام) : مكارم ده تاست : اگر مي تواني آنها را داشته باش ... : استقامت در سختي ها ، راستگويي ، امانتداري ، صله رحم ، ميهمان نوازي ، اطعام نيازمند ، جبران كردن نيكي ها ، رعايت حق و حرمت همسايه ، مراعات حق و حرمت رفيق ودر راس همه ، حيا . خصال 431/11 |
|||
|
|
۱۱:۴۷, ۲۲/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #358
|
|||
|
|||
|
یابن آدم! این یک ساعت که نفس خود را خوار دیدی، بهتر است از آن عبادت ها که پیش از این به جا آورده ای.
به گزارش موعود به نقل از افکار، عابدی هفتاد سال خدا را عبادت کرد، (به این طریق که روزها روزه می گرفت و شب ها در عبادت بود) از حق تعالی حاجتی طلب کرد و روا نشد. سپس متوجه نفس خود شد و گفت: این به واسطه بدی توست، اگر نزد تو خیر و خوبی بود، دعای تو مستجاب می شد. خدای تعالی فرشته ای را فرستاد و بر او ندا کرد: یابن آدم! این یک ساعت که نفس خود را خوار دیدی، بهتر است از آن عبادت ها که پیش از این به جا آورده ای. امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: در نیایش، نخست ستایش کردن حق تعالی است، بعد از آن، ثنای بر او، سپس اقرار به گناه، بعد از آن، خواستن حاجت. به خدا سوگند! که بیرون نمی آید بنده از گناه مگر به اعتراف کردن به گناهان ابن فهد در عدّة الداعی می گوید: در اقرار به گناه پنج فایده است: ۱. بریدن از خلق و پیوستن به حق تعالی؛ ۲. دل شکستگی؛ ۳. حصول رقّت قلب- که نشانه اخلاص است- و به اخلاص، دعا مستجاب می گردد؛ ۴. بسا که موجب گریه می شود و آن سیّد آداب دُعاست؛ ۵. موافقت و اطاعت امر امام صادق علیه السّلام که فرمود: در نیایش اول ستایش است و بعد ثنا، سپس اقرار به گناه. گفته شده: «مَن اَقَرّ لله باِسائتِه، جادالله علیه بِمَغفِرتِه؛ کسی که به بدی خود در نزد خدا اقرار کند، خدا هم به آمرزش بر او، کرم می فرماید.» امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در پیشگاه حق سبحانه می گوید: «فَقَد جَعَلتُ الاقرار بالذَنب إلیکَ وَسیلَتی ...؛ همانا من اعتراف به گناه را نزد تو، وسیله خود ساخته ام تا مرا بپذیری ... .» از سایت موعود http://www.mouood.org |
|||
|
|
۱۲:۰۱, ۲۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #359
|
|||
|
|||
|
قال على (علیه السلام):
«یا کُمَیْلُ! قُلْ عِنْدَ کُلِّ شِدَّة «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» و قُلْ عِنْدَ کُلِّ نِعْمَة «اَلْحَمْدُلِلّهِ» تُزْدَدْ مِنْها، وَ اِذا اَبْطَأَتِ الاَْرْزاقُ عَلَیْکَ «فَاسْتَغْفِرِ اللهَ» یُوَسَّعُ عَلَیْکَ فیها»; «اى کمیل: در مواجهه با هر مشکلى بگو: «لا حول و لا قوّة الاّ بالله» خداوند کفایت آن مشکل را مى کند و هرگاه نعمتى به تو رسید بگو: «الحمدلله» تا سبب فزونى نعمت گردد، و هرگاه روزى تو به تأخیر افتاد، «استغفار کن» که باعث گشایش روزى است!»(1). 1. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 270. از سایت موعود http://www.mouood.org |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۲۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #360
|
|||
|
|||
|
بسم الله
امام هادی علیه السلام فرمودند: سُئِلَ عَنِ الحِلمِ فَقالَ: هُوَ أن تَملِکَ نَفسَکَ وَ تَکظُمَ غَیظَکَ و لایَکُونُ ذالِکَ اِلّا مَعَ القُدرَةِ از امام هادی معنای حلم را پرسیدند، فرمودند: ( حلم) آن است که مالک نفس خود باشی و خشم خود را با وجود قدرت و توانایی بر انتقام، فرو خوری. (مستدرک الوسائل، ج11، ص 292) شهادت مظلومانه امام هادی علیه السلام بر همگان تسلیت باد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جرعه ای حکمت (حادیث کاربردی از میزان الحکمه) | عبداللهی | 4 | 1,662 |
۴/مرداد/۹۳ ۱۰:۳۷ آخرین ارسال: عبداللهی |
|










