|
(A)جرعه های حکمت&
|
|
۱۳:۰۰, ۲۷/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۱۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان و رفقای گرامی
در این بخش سعی می شود به مرور ناب ترین حکمت های روح افزا و هدایت گر اهل بیت علیهم السلام را تقدیم شیعیان و محبین و طالبان حق و حقیقت نماییم . باشد که خدا به برکت عمل به تعالیم اهل بیت ما را به سرمنزل مقصود برساند. حکمت -1- : چهار چيز دل را مىميراند: گناه پىدرپى، گفتگوى زياد با زنان، مجادله با احمق- او بگويد و تو بگويى به جايى هم نرسد- و همنشينى مردگان؛ پرسيدند: اى رسول اللّه! مردگان كيانند؟ فرمود: ثروتمندان عياش. نصايح، ص: 176 حکمت -2- : رسول خدا صلوات الله علیه به علی علیه السلام فرمودند : اى على! چهار چيز كيفرش از هر گناهى زودتر مىرسد: بدى در مقابل نيكى، ظلم به بىگناه، خيانت به شخص وفادار، و قطع رحم با خويشاوندان خوشرفتار نصايح، فصل اول ص : 173 |
|||
| آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۱۰, ۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #131
|
|||
|
|||
|
بسم الله
یا محمد یا علی ، یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیان وانصرانی فانکما ناصران... امام باقر علیه السلام می فرمایند : به درستی كه شیطان وقتی ندای « یا محمد یا علی » را می شنود ، گداخته می شود همانطور كه قلع گداخته میگردد... --عدةالداعی-- |
|||
|
|
۱۷:۲۶, ۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #132
|
|||
|
|||
|
حضرت علی علیه السلام [b]« مَن عَـرف نَفسـه لا یُفارقه الحُزنُ و الحَـذَر» کسی که خودش را شناخته باشد دو چیز از او مفارقت نکند: حزن و ترس دائم غرر الحکم ج1 ص 228 |
|||
|
|
۱۹:۰۳, ۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #133
|
|||
|
|||
|
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هيچ سفرهاى با بركتتر از سفرهاى نيست كه يتيم بر سر آن بنشيند. كنزالعمّال، ح 6040
|
|||
|
|
۲۲:۲۳, ۸/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۰ ۲۲:۲۴ توسط ali.khm.)
شماره ارسال: #134
|
|||
|
|||
|
آموزش دعا در قرآن [/font] " پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دعایی که از سوی خداوند می آموزد این کریمه قرآنی را قرائت می فرماید: [font=B Mitra]« قل اللهم مالک الملک تو ءتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاءو تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شیء قدیر » ( سوره آل عمران آیه :26) « بگو : بار خدایا تویی که فرمانروایی هر آن کس را که خواهی فرمانروایی را باز ستانی و هر که را خواهی عزت بخشی و هر که را خواهی خوار گردانی همه خوبی ها بدست توست و تو بر هر چیز توانایی»
|
|||
|
|
۲۳:۴۵, ۱۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #135
|
|||
|
|||
|
تسلّط بر اعضاء و جوارح
از آیتالله سلطانآبادی بزرگ (اعلی اللّه مقامه الشّریف) سؤال کردند: سرّ این که انسان میتواند غیب را ببیند و آینده را بگوید، چیست؟ فرمودند: اگر انسان توانست خود را نبیند و خدا را ببیند، تمام است؛ چون همه چیز عندالله تبارک و تعالی است، صددرصد غیب و آینده را هم میبیند؛ چون آینده هم عندالله تبارک و تعالی است – کد بسیار زیبایی است، در آن تأمّل کنید - بعد ایشان فرمودند: منتها رمز دارد. عرضه داشتند: آقاجان! رمز چیست؟ فرمودند: رمز این است که انسان در ابتدا بتواند مسلّط به نفس و اعضاء و جوارح خودش شود. وقتی انسان مسلّط بر نفس و اعضاء و جوارح خودش شد، دیگر به دستش میگوید: غیر از خدا چیزی را نبین و غیر از خدا کاری را برای کسی انجام نده! مثلاً معنای این که میگویند: اگر دستی انفاق کرد، دستِ دیگر نفهمد، یعنی همین که حتّی به خود آن دست میگوید: فراموش کن که انفاق کردی! تسلّط بر نفس و اعضاء و جوارح اینگونه است. وقتی عمل برای خدا خالص شد، اگر از او تجلیل هم کنند، میگوید: نشنو و نمیشنود. به چشمش میگوید: غیر از خدا نبین و جز او نمیبیند. وقتی انسان عمل را تصفیه کرد و گفت: خدا! فقط و فقط میخواهم برای تو باشد؛ آنگاه بر او خطاب میشود: تو عاشق مایی و ما هم عاشق تو هستیم! چون فقط عاشق است که میخواهد در عشق بازی خود با معشوقش هیچ احدی مطّلع نباشد. آن مرد عظیمالشّأن و الهی، ملّا محسن فیض کاشانی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) تمثیلی را بیان میکنند، ایشان میفرمایند: «الحَبیبُ غَیُورٌ بِمُحِبِّه» او غیور است بر آن چیزی که حبّ دارد. پروردگار عالم غیرتی است، نمیخواهد کسی بفهمد؛ برای همین است که پرونده خالی میماند و همانجا آن را پر میکند. منتها این مطلب سختی دارد و سختی آن هم این است که عمل خود را تصفیه کند. ادامه دارد... |
|||
|
|
۱:۴۱, ۱۱/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۰ ۱:۴۷ توسط محمد667.)
شماره ارسال: #136
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ببخشید که در راستای سخنان شما بزرگواران سخن نمیگویم استاد ارجمند غلامحسین ابراهیمی دینانی http://fa.wikipedia.org/wiki/دینانی که چند وقت است در شبکه ی چهار سیما در برنامه ی معرفت فعالیت میکنند ، فرمودند : حکمت حتی از 2500 سال پیش در کشور عزیزمون تدریس میشده و تمام حکیمان در راستای دین امروز که اسلام نام دارد سخن بر زبان می اوردند در ادامه میگویند : اما با حمله ی اسکندر مقدونی بیشتر اثار کتبی در راستای حکمت از بین رفته است استاد فرمودند : متاسفانه برخی از پژوهشگران به نادانی غرب را زادگاه فلسفه(واژهٔ فلسفه به معنای دوستداری حکمت است) میدانند در صورتی که فلسفه ی غربی بر گرفته از حکمت ایرانیست این خیلی جالب است که استاد بزرگ و شاگرد علامه طباطبایی و امام خمینی (رحمة الله علیه) و سید علی خامنه ای چنین میفرمایند : حکمتی که حتی در 2500 سال پیش تدریس میشده است ، تمام و کمال در راستای دین بزرگ اسلام بوده است البته در نظر بگیریم که با ورود اسلام بسیاری از سخنان حکمت امیز پیشینیان زیر سوال رفت و گاه به ان افزوده شد و حکمتی بسیار بسیار منطقی تر را پدید اورد که صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا یکی از بزرگترین حکیمان و فیلسوفان جهان اسلام است که حکمت اسلامی را با پژوهش بسیار و تفکر بسیار چه در تاریخ غرب و چه شرق و در قران کریم و احادیث پیامبران و ائمه ی بسیار بزرگوار و پاره ای از نور را به ما خوب فهماندند و البته فاتحه ای ناچیز هدیه کنیم به روح بزرگ این حکیم گرانقدر یا حق باز هم میگویم هدفم فقط علم اموختن بود و بس و ببخشید
|
|||
|
|
۲۰:۵۲, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #137
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی (علیه السلام) می فرمایند : الصَّمْتُ یُكسِْیكَ ثَوْبَ الْوَقَارِ ویَكْفِیكَ مَؤُونَةَ الإعْتِذارِ. سكوت (به موقع)، لباس وقار بر اندامت میپوشاند و از رنج معذرتخواهی رهایت میكند. عیون الحكم والمواعظ، ص 21 |
|||
|
|
۱۲:۲۸, ۱۳/دی/۹۰
شماره ارسال: #138
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم . خطبه 198 نهج البلاغه حتما مطالعه کنید...!!! |
|||
|
|
۵:۵۶, ۱۴/دی/۹۰
شماره ارسال: #139
|
|||
|
|||
|
ومن كتاب له عليه السلام
إلى أبي موسى الاَشعري جواباً في أمر الحكمين ذكره سعيد بن يحيى الاَموي في كتاب المغازي فَإِنَّ النَّاسَ قَدْ تَغَيَّرَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ عَنْ كَثِيرٍ مِنْ حَظِّهِمْ، فَمَالُوا مَعَ الدُّنْيَا، وَنَطَقُوا بِالْهَوى، وَإِنِّي نَزَلْتُ مِنْ هذَا الاََْمْزِ مَنْزِلاً مُعْجِباً اجْتَمَعَ بِهِ أَقْوَامٌ أَعْجَبَتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ، فإنِّي أُدَاوِي مِنْهُمْ قَرْحاًأَخَافُ أَنْ يَكُونَ عَلَقاً وَلَيْسَ رَجُلٌ ـ فَاعْلَمْ ـ أَحْرَصَ عَلَى جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ـ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [وَآلِهِج وَسَلَّمَ ـ وَأُلْفَتِهَا مِنِّي، أَبْتَغِي بِذلِكَ حُسْنَ الثَّوَابِ، وَكَرَمَ الْمَآبِ وَسَأَفِي بِالَّذِي وَأيْتُعَلَى نَفْسِي، وَإِنْ تَغَيَّرْتَ عَنْ صَالِحِ مَا فَارَقْتَنِي عَلَيْهِ، فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَالتَّجْرِبَةِ، وَإِنِّي لاَََعْبَدُأَنْ يَقُولَ قَائِلٌ بِبَاطِلٍ،أَنْ أُفْسِدَ أَمْراً قَدْ أَصْلَحَهُ اللهُ، فَدَعْ مَا لاَ تَعْرِفُ، فَإِنَّ شِرَارَ النَّاسِ طَائِرُونَ إِلَيْكَ بِأَقَاويِلِ السُّوءِ، وَالسَّلاَمُ. از نامههاى امام عليه السلامبه ابو موسى اشعرى در جواب نامه او درباره حكمين. اين نامه را«سعيد ابن يحيى اموى»در كتاب«المغازى»آورده است. بسيارى از مردم از بهره زيادى كه ممكن بود(در اثر تهذيب نفس درآخرت نصيب آنها گردد) باز ماندند.به دنيا روى آوردند،و از سر هواى نفسسخن گفتند،و اين كار باعث تعجب من گرديده كه اقوامى خود پسند در آن گرد آمدهاند من مىخواهم زخم درون آنهارا مداوا كنم چرا كه مىترسم مزمن و غير قابل علاج گردد(ولى آنها مانع مىشوند) بدان!كه هيچ كس نيست كه نسبتبوحدت و اتحاد امت محمد صلى الله عليه و آله و سلماز من حريصتر و انسش به آن از من بيشتر باشد.من در اين كار پاداش نيك وسرانجام شايسته را از خدا مىطلبم.و به آنچه تعهد كردهام وفا دارم،هر چندتو از آن شايستگى كه بهنگام رفتن از نزد من داشتى،تغيير پيدا كرده باشى. بدبخت كسى است كه از عقل و تجربهاى كه نصيب او شده محروم ماند،و من از اينكه كسى سخن بيهوده گويد متنفرم.و از اينكه كارى را كه خدا آنرااصلاح كرده بر هم زنم بيزارم،آنچه را نمىدانى رها كن زيرا كه اشرار مردمشايعات زشت و سخنان نادرست(درباره من)از گوشه و كنار به تو مىرسانند.و السلام نهج البلاغه- نامه ۷۸ |
|||
|
|
۱۰:۴۴, ۱۵/دی/۹۰
شماره ارسال: #140
|
|||
|
|||
|
[quote='ali.khm' pid='78766' dateline='1325358913']
تسلّط بر اعضاء و جوارح از آیتالله سلطانآبادی بزرگ (اعلی اللّه مقامه الشّریف) سؤال کردند: سرّ این که انسان میتواند غیب را ببیند و آینده را بگوید، چیست؟ فرمودند: اگر انسان توانست خود را نبیند و خدا را ببیند، تمام است؛ چون همه چیز عندالله تبارک و تعالی است، صددرصد غیب و آینده را هم میبیند؛ چون آینده هم عندالله تبارک و تعالی است – کد بسیار زیبایی است، در آن تأمّل کنید - بعد ایشان فرمودند: منتها رمز دارد. عرضه داشتند: آقاجان! رمز چیست؟ فرمودند: رمز این است که انسان در ابتدا بتواند مسلّط به نفس و اعضاء و جوارح خودش شود. وقتی انسان مسلّط بر نفس و اعضاء و جوارح خودش شد، دیگر به دستش میگوید: غیر از خدا چیزی را نبین و غیر از خدا کاری را برای کسی انجام نده! مثلاً معنای این که میگویند: اگر دستی انفاق کرد، دستِ دیگر نفهمد، یعنی همین که حتّی به خود آن دست میگوید: فراموش کن که انفاق کردی! تسلّط بر نفس و اعضاء و جوارح اینگونه است. وقتی عمل برای خدا خالص شد، اگر از او تجلیل هم کنند، میگوید: نشنو و نمیشنود. به چشمش میگوید: غیر از خدا نبین و جز او نمیبیند. وقتی انسان عمل را تصفیه کرد و گفت: خدا! فقط و فقط میخواهم برای تو باشد؛ آنگاه بر او خطاب میشود: تو عاشق مایی و ما هم عاشق تو هستیم! چون فقط عاشق است که میخواهد در عشق بازی خود با معشوقش هیچ احدی مطّلع نباشد. آن مرد عظیمالشّأن و الهی، ملّا محسن فیض کاشانی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) تمثیلی را بیان میکنند، ایشان میفرمایند: «الحَبیبُ غَیُورٌ بِمُحِبِّه» او غیور است بر آن چیزی که حبّ دارد. پروردگار عالم غیرتی است، نمیخواهد کسی بفهمد؛ برای همین است که پرونده خالی میماند و همانجا آن را پر میکند. منتها این مطلب سختی دارد و سختی آن هم این است که عمل خود را تصفیه کند. ادامه دارد... با تشکر فراوان از دوست عزیزمان از این پاسخ بسیار مفید و زیباشون، میخواستم این بگم که این بیشتر از یک پاسخ هست و خیلی بهتر هست که یک موضوع یا به عبارتی تاپیک باشه برای بحث که خیلی خیلی خوب و مفید هست، چون که این پاسخ همینجا میمونه و دیگه اشخاص زیادی نمیتونن از اون بهره ببرن. |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| جرعه ای حکمت (حادیث کاربردی از میزان الحکمه) | عبداللهی | 4 | 1,671 |
۴/مرداد/۹۳ ۱۰:۳۷ آخرین ارسال: عبداللهی |
|













