کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا خداوند مرا آفرید؟
۱۷:۴۱, ۱/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۱ ۱۱:۱۴ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا
گاهی با این سوال مواجه میشویم که چرا خداوند مرا افرید؟
چرا افرینش خدا در این دنیا موجب رنج من است ؟
چرا فلانی اینقدر خوشبخت است و من نه ؟
خدا مرا هم دوست دارد؟

شاید این مبحث ارتباطی قوی با عدالت خداوند داشته باشد چون باید دید هدف از هر کاری چیست تا بتوان راجع به ان عمل نظر داد .

اولین هدفی که خداوند متعال بیان میفرماید این است که جن و انس را نیافریدیم مگر برای ((یعبدون))

متاسفانه کلمات عربی در برگردان به فارسی حق مطلب را ادا نمیکنند . و ایه "ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون " را برای عبادت ترجمه میکنند . که البته چاره ای هم نیست .

سپس در جای دیگری میفرماید الیس الله بکاف عبده؟!!
یعنی کسی که تعبدون را انجام داده الان خداوند برایش بس است !

و در جای دیگری میفرماید که بنده باید از خداوند ایاک نعبد را بخواهد و قول بدهد که ایاک نعبد

در جای دیگری پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید که از عبدالله و عبدالرحمن خیلی خوشم میاد

خلاصه میکنیم برادران و خواهران گرامی

وقتی خداوند متعال میفرماید الا لیعبدون در ترجمه برای عبادت اولین چیزی که به ذهن میرسد یعنی اینکه انسان را خلق کرده که ۲۳ ساعت نماز بخواند!!
در حالی که اسلام رهبانیت را رد کرده و نبی مکرم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان عزیزمان (علیه السلام) همچین سیره ای نداشته اند
عبد یعنی اطاعت کردن . اطاعت کردن از جان و دل . بدون شک و تردید و خالصانه بدون هیچ توقعی . بدون طمع ٫٫٫

بعد بنده برایش خداوند کافی است و توکلش به خداست ! یعنی نیاز به کسی بجز خدا ندارد . و خداوند هر آن چیزی است که او میخواهد . خواب و خوراک و زندگی و عشق و نیاز و هم و غمش میشود خدا .

و خداوند او را بس است

اما عبد شدن چگونه است ؟
چطور باید اینقدر عاشق خدا بود؟
بیاید یک مثال ضعیف را بررسی کنیم .
شما وارد دانشگاه میشوید چند نفر را میبینید که مثل هم از لحاظ تیپ و قیافه یک جا نشسته اند در دید اول خوب احترام خاصی برای انها قایل نیستید ولی بعد میبینید به یک نفر خیلی احترام گذاشته میشود
او را اقای دکتر مینامند
رییس دانشگاه است
از نخبه های جهانی است و کتب زیادی نوشته است
و تمام دروس شما هم با اوست
خوب الان دیدتان با دید اول چه فرقی کرده؟
بله شناخت ، دید انسان را عوض میکند ! و علاقه و احترام و احساسات انسان را به اوج میرساند
خوب فرض میکنیم الان با این فرد بزرگ ارتباط بر قرار میکنید میبینید به به چه انسان خوش اخلاقی چقدر فهمیده و اهل دانشه
احترام شما تبدیل به علاقه میشودو ....Wink

پس ارتباط باعث ایجاد احساسات قوی تری در ما میشود

برای اینکه خداوند را بتوانیم بندگی کنیم شناخت لازم است . یعنی برای اینکه اخلاص و عشق ما بالا برود باید شناخت ما بالا برود
برای همینم خداوند اینهمه عجایب افرید . تا شروعی باشد برای درک حضور و قدرتش ...

امام علی (علیه السلام) میفرمایند( من عرف نفسه فقد عرفه ربه)
بله
باید خود را شناخت . نفس خود را شناخت . البته باز عرفه شناخت معنی کامل ان نیست . عرفه یعنی شناخت کامل . پی بردن به اصل مطلب که این اصل مطلب با خواندن یک یا ۱۰۰ کتاب به دست نمیاید . باید ان را حس کرد !

این احساس کردن و معرفت پیدا کردن لازمه اش چیست؟ باید ناخالصی این نفس را گرفت و ان را رام کرد . قلب را صاف کرد تا بتوان با ان دید و معرفت و شناخت پیدا کرد .
اینجاست که خداوند یفرماید اگر میخواهید خدا شما را دوست بدارد و شما خدا را دوست بدارید از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تبعیت کنید
تبعیت از ایشان یعنی متشرع بودن . یعنی دوست داشتن امام علی و گردن زیر ولایت مولا نهادن (علیه السلام)
پیامبر میفرماید من شهر معرفتم و علی در آن!!! یعنی اگر ولایت مولا نداشته باشی نمی توانی معرفتی به من داشته باشی و طبق ایه قران کسی که تبعیت از پیامبر نکند هیچ راهی به معرفت ندارد
و اینجاست که مولا علی (علیه السلام) نفس ما را تربیت میکند و ایشان امام نفس است و کمتر کسی میتواند زیر بار ولایت ایشان برود!

حالا این چه سودی برای انسان دارد فقط کسانی فهمیدند که رفتند و رسیدند . برای ما هم تعریف کردند ولی شنیدن کی بود ....
فقط میبینیم ان که خبر شد خبری باز نیامد و یک لحظه جمال یار را از دست نمیدهد و روی بر نمیگرداند .
نه با حور العین عوض میکند و نه در اتش برود روی بر میگرداند . نه طلا را میخواهد نه ...
ان کس که تو را شناخت جان را چه کند ....

در ادامه ۲ مطلب دیگر را بررسی میکنیم .
خداوند چگونه ما را هدایت میکند و چرا در این دنیا ما را در رنج افرید . چگونه این رنج تمام میشود و ...

ان شا الله که ادامه دارد

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا صاحب الزمان ، سید ابراهیم ، mohammad reza ، heaven ، Farzaneh ، فاطمه خانم ، مجید املشی ، Havbb 110 ، حسن.س. ، بیداری اندیشه ، Hadith ، Admirer ، Agha sayyed ، دل خسته ، ANTI satan ، فرشته مهربون ، ضحی ، mohamad ، ساجد ، یاســین ، blue.blood ، حسن عزتي ، آرین (الهه.ع) ، MohammadMeraj ، بچه شیعه ، رسا ، مسافر ، dinpajoohan ، علی 110 ، *مهاجر* ، ZaHrA110M ، omidman ، saloomeh ، freewish ، خادمة الزهرا ، احیاء ، ريحانه الرسول ، maryam 135 ، حوریه سادات ، tazevared ، منادی حق ، ارش کمانگیر ، joseffist ، laanbar1-2-3 ، ويانا مبين نژاد ، help me ، مهدی2012 ، آفتاب ، رهگذر. ، ilidin ، شاهد ، در جستجوی سختی ، fiftynine ، kashkol-ir ، عبدالرحمن ، fafa* ، sagheb ، ali0077 ، ســــــاقی ، آیات
۰:۳۵, ۲/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۱ ۰:۳۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #2

بسم الله الرحمن الرحیم


جنس و انس را خلق نکردم مگر برای بندگی...


یعنی کار انسان بندگی است و انسان کار دیگری جز بندگی نمیتواند بکند!!!! چون اینطور آفریده شده ، کارهای دیگر ذیل این بندگی تعریف میشوند. منتها کسانی بندگی خدا (عبد بودن) رو انتخاب میکنن و بعضی راه غیر خدایی رو پیش گرفته و بنده ی طاغوت ، بنده ی شیطان ، بنده ی کفر و... میشوند.


راه بندگی خدا هم یکی است ولی به هزاران هزار روش میشه بندگی غیر خدا رو کرد ، چون در آیةالکرسی میگیم : «خدا ولی کسانی هست که ایمان آوردند...» ولی کسانی که کفر ورزیدند ولی هایشان طاغوت است...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، وحید110 ، فرشته مهربون ، ضحی ، سید ابراهیم ، یاســین ، heaven ، بچه شیعه ، بیداری اندیشه ، dinpajoohan ، علی 110 ، omidman ، saloomeh ، احیاء ، فاطمه خانم ، منادی حق ، Farzaneh ، مهدی2012 ، آفتاب ، kashkol-ir ، fafa* ، DRiVeR
۲:۵۳, ۲/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۱ ۳:۰۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #3
آواتار
خداوند رو باید شناخت
خداوند حکیم است . یعنی هر کاری انجام میدهد از روی علم است . بیهوده نیست . با درایت و تدبیر است . هدف دارد و بهترین حالت را در ان کار لحاظ میکند

از طرفی ارحم الراحمین است و انسان را بسیار دوست میدارد . خلقتی عظیم خلق کرده و برای خلق ان به خود تبریک میگوید .

انسان وقتی به دنیا میاید مثل لوح پاکیست که خداوند میخواهد ان را به بهترین نحوی شکل دهد. البته او را مختار افریده و در عین حال وظیفه هدایت او را تا مقام بندگی بر عهده گرفته است

و اگر غیر از این باشد خداوند از حکمتش فاصله میگیرد !

پس خداوند هادی است . حالا این هدایت را کجا باید یافت؟ چیزی که عقل میگوید این است که هدایت وجود دارد ... بگذریم

خداوند چون انسان را بسیار دوست میدارد و به تک تک ما خلایق احاطه دارد و به قول خودش از رگ گردن به ما نزدیک تر است. همیشه دعا های ما را میشنود . نیاز های ما را میداند . و حتی بهتر از خودمان .

مهربان که هست . دوستمون که دارد .(درکش هم نمیکنیم و نیتوانیم بفهمیم چقدر) یهترین رو هم برای ما میخواهد . زورش هم که میرسه و بر هر چیز تواناست . دریغ ندارد و دنیا هم خلق خودش است و هر کار یبخواهد با توجه به حکمت و رحمتش انجام میدهد . حتی اگر ما نبینیم و ندانیم

ما نمیدانیم چه باید بخواهیم ! ولی او میداند . بهتر از هر کسی . خودش خلق کرده وخودش تدبیر میکند
پس با توجه به نوع افرینش هر کسی بهترین چیزها و پیشامد ها برای او رقم میخورد . اگر بجز بهترین ها با توجه به هدف خلقت برای انسان رقم بخورد پس این خدا ناتوان و فاقد صلاحیت خداوندی است!

پس یقینا با توجه به نفس ما و کار های ما بهترین چیزی که باید برای ما پیش آید تا به مقام بندگی و رها شدن از همه چیز حتی خودمان برسیم خداوند هادی حکیم مهربان برای ما مقدر خواهد فرمود .

حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که محبوب ترین خلقت خداوند متعال است میفرماید که بیش از همه انبا زجر کشید!
امامان (علیه السلام) خودمان را ببینید . وقتی بلایی به ما رو میکند در مقایسه با زجری که ایشان کشیدند هیچ نیست

پس باید رابطه ای بین بلا و محبت و بندگی باشد!

اگر با من نبودش هیچ میلی------------- چزا ظرف مرا بشکست لیلی؟!

زیر شمشیر غمت رقص کنان خواهم رفت

و ما انسانهای نادان چرا به جای صبر و شکر هی نق میزنیم نمیدانم!
بابا خداوند که نمی افرینه و رها کنه .
خودش میدونه چی کار داره میکنه
صبر کن . شکر کن . همین که ما رو افریده و لایق دونسته که هست بشیم خدامون بشه مایه سعادت نیست؟
قدرتی به اون محبت و عظمت تو را لایق خلق دانسته لایق این دونسته که خدات باشه و بهت محبت کنه و به راه خودت بیاره
باز نا شکری کن .
همه کاءنات را برای من افرید . محبوب ترین مخلوقاتش رو برای هدایت من مامور کرد
Heart
خداوند همه لذت ها را برای ما افریده و ما را برای خودش! حتی میفرماید چنان بعد از دنیا در نعمت غرقتون میکنم که تصورشم نمیتونید بکنید . و برای انان که دیگه اخرش هستند خودش رو قرار داده
و این چیه که بالاتر از اون نیست و مخصوص اخص خواص و محبوبین درگاهشه ... کسی نمیداند ...

ان شاالله که ما هم بفهمیم
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، فرشته مهربون ، ضحی ، سید ابراهیم ، ساجد ، یاســین ، Farzaneh ، heaven ، یا صاحب الزمان ، آرین (الهه.ع) ، حسن.س. ، بیداری اندیشه ، dinpajoohan ، علی 110 ، omidman ، saloomeh ، خادمة الزهرا ، احیاء ، منادی حق ، joseffist ، Mahdii313 ، help me ، مهدی2012 ، آفتاب ، در جستجوی سختی ، kashkol-ir ، fafa*
۱۱:۴۳, ۲/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۱ ۱۱:۴۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #4
آواتار

*** اگر ، رویگردانان از من ، می دانستند من چگونه انتظارشان را می کشم و چطور مشتاق بازگشتشان هستم ، از شوق من ، می مردند و به خاطر محبت من اعضای بدنشان از هم می گسست ***
«« رساله قشیریه و احیا علوم الدین ج 4 ص 472 »»

*** ای عیسی چقدر چشم انتظار باشم و به نیکی آنها را بطلبم ، در حالی که آنها به سویم باز نمی گردند ***
«« کافی ج 8 ص 134 »»

و اما این سخن که واقعا آدمو دیوونه میکنه
*** ای بنده من ، سوگند به حقی که تو بر من داری ، دوستت دارم ، پس تو را به حقی که بر تو دارم دوستم بدار ***
«« ارشاد القلوب ج 1 ص 171 »»

و اما آخرین سخنی که میخوام از خدای مهربونمون بذارم یه نکته ظریف اما عاشقانه قشنگی توش هست

*** انا جلیس من حالسنی ، انا ذاکر من ذاکرنی ، انا غافر من استغفرنی ، انا مطیع من اطاعنی

من همنشین کسی ام که با من بنشیند ، یاد کننده کسی هستم که مرا یاد کند ، آمرزنده آن کسی هستم که از من آمرزش بخواهد ، و مطیع کسی هستم که مرا اطاعت کند .

می دونید نکته اش کجاست

هولم نکینید الان میگم

می دونید به چه جور نشستنی عرب جلیس میگه ؟؟؟؟

وقتی که دو تا دوست کنار هم بشینند و دستشون رو به دور گردن هم بندازند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، وحید110 ، یاســین ، Havbb 110 ، heaven ، آرین (الهه.ع) ، حسن.س. ، Farzaneh ، رسا ، بیداری اندیشه ، dinpajoohan ، علی 110 ، *مهاجر* ، omidman ، احیاء ، منادی حق ، joseffist ، help me ، مهدی2012 ، آفتاب ، mahpare ، ilidin ، kashkol-ir ، mohammad727 ، fafa*
۱۷:۵۹, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
آقا وحید، ممنون بابت اینکه کاملاً شفاف و واضح مطالبتون رو بیان میکنین...
من یک سری سوالاتی دارم که با وجود دنبال پاسخ گشتن، تا به حال جوابی براشون پیدا نکردم...

ما میگیم خداوند بهترین خلایقش رو برای هدایت ما قرار داده...
و این رو هم شنیدیم که اگر پیامبر نبود، هیچ یک از ما خلق نمیشدیم!
این دو رو چه طور میشه کنار هم گذاشت؟! به هر حال یکی مسبب وجود دیگری هست...

آیا این انصافه که به خاطر وجود نازنین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلق شده باشیم؟؟؟
در نظر بگیرید این جمله یعنی که از آدم (علیه السلام) تا ............ آخرین انسانی که قبل از قیامت خلق میشه به خاطر پیامبر یا پنج تن، یا چهاده معصوم خلق شدند!
آیا عدل یعنی من ناخواسته به این دنیا بیام و زجر و سختی بکشم و در آخر معلوم نیست که بهشتی بشم یا نه به خاطر چند نفر دیگه؟ چند نفری که برای خدا عزیز و محترم هستند...
خودمون هیچ، انسانهایی که در آفریقا و جاهای دیگه در اوج فقر و بیماری متولد میشن و جز درد مداوم در طول زندگشون چیز دیگه ای ندارن چه گناهی کردن؟
ما نا خواسته وارد این دنیا میشیم... و اگر بخوایم در دنیای دیگر، که باز هم ناخواسته به اونجا میریم سختی نکشیم، باید تن به قوانینی خاص بدیم که انجام دادن اونها هم سخته...

خداوند در قرآن میفرماید خلق الانسان فی کبد... یعنی ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم!
چرا؟؟؟؟؟؟ چرا من باید موجودی باشم که ناخواسته به دنیا میام و باید سختی بکشم؟
عدالت خداوند؟ انصاف؟ علاقه ی خداوند که میگن به انسانها داره کجاست؟

یا همین وجود مقدس صاحب عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خداوند میخواد تا زمانی که زمین پر از فساد بشه، ایشون رو در غیبت نگه داره
آیا این عدالته؟ انسانهایی که در قبل از ظهور در همه جور ظلم و درد و رنج زندگی میکنن تکلیفشون چیه؟ آیا حقشون این بوده؟

من تا جایی که شده سعی کردم اعتقاداتم رو محکم کنم
اما این سوال ها همیشه اذیتم میکنن... میترسم یک روز همین سوال ها باعث بشه از همه چیز دست بکشم... و نمیخوام که این اتفاق بیفته...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، حسن.س. ، وحید110 ، dinpajoohan ، heaven ، ZaHrA110M ، help me ، omidman ، مهدی2012 ، ilidin ، در جستجوی سختی ، fafa*
۲۰:۰۱, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6

ای انسان همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم...
مرا آفرید تا انسان کاملی باشم. حال چگونه به آن دست یابم بوسیله قرآن و نگاههای اسلامی.
انسان کامل در تعالیم اسلامی کسی است که : همه ارزش های انسانی را
1- به طور متعادل و متوازن
2- در حد اعلای ممکن
3- در راستای هدف خلقتش "انسان باشد نه فرشته"
رشد داده باشد...

انسان کامل در نگاه اسلامی جامع الاضداد است "صفات خوبی که متضادند را با هم دارد: خشم و محبت- گریه و خنده و ...
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم : متضاد ها را با هم دارد.
انسان کامل انسان متعادل است خودش را نابود نمی کند و با رشد تک بعدی به جایی نمی رسد، نمونه اش افراط در عبادت است (نماز و روزه) یا در جایی دیگر: عبادت به جز خدمت خلق نیست این برداشت می شود که همه خدمتی می کنم اما نماز نمی خوانم (علم- کمک به دیگران ...) اینها مایه ی انحراف است!

ومعیار انسانیت چیست :
صاحب درد بودن است. درد نشانه زنده بودن است- درد علامت زنگ خطر است.
-درد خداجویی، خدا خواهی = الا بذکرالله تطمئن القلوب.
- درد ساییرین را داشتن = از نظر اسلام انسان کامل کسی است که درد خدا را دارد و چون درد خدا را دارد، درد انسان های دیگر را نیز داراست.
برگرفته بود از یادداشت هایم از کتاب انسان کامل شهید مطهری
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: dinpajoohan ، help me ، omidman ، بچه شیعه ، مهدی2012 ، fafa*
۱:۰۰, ۱۶/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۱ ۱:۰۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #7
آواتار
(۲/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۹)آرین (الهه.ع) نوشته است:  ما میگیم خداوند بهترین خلایقش رو برای هدایت ما قرار داده...
و این رو هم شنیدیم که اگر پیامبر نبود، هیچ یک از ما خلق نمیشدیم!
این دو رو چه طور میشه کنار هم گذاشت؟! به هر حال یکی مسبب وجود دیگری هست...

آیا این انصافه که به خاطر وجود نازنین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلق شده باشیم؟؟؟
در نظر بگیرید این جمله یعنی که از آدم (علیه السلام) تا ............ آخرین انسانی که قبل از قیامت خلق میشه به خاطر پیامبر یا پنج تن، یا چهاده معصوم خلق شدند!
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا﴿۷-هود﴾
و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد(۷)

ما را آفریده تا نشاندهیم که کدام یک نیکوکار تریم
خوب هر کسی که نیکوکار تر باشد دلیل خلقت همو میشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



(۲/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۹)آرین (الهه.ع) نوشته است:  آیا عدل یعنی من ناخواسته به این دنیا بیام و زجر و سختی بکشم و در آخر معلوم نیست که بهشتی بشم یا نه به خاطر چند نفر دیگه؟ چند نفری که برای خدا عزیز و محترم هستند...
خودمون هیچ، انسانهایی که در آفریقا و جاهای دیگه در اوج فقر و بیماری متولد میشن و جز درد مداوم در طول زندگشون چیز دیگه ای ندارن چه گناهی کردن؟
ما نا خواسته وارد این دنیا میشیم... و اگر بخوایم در دنیای دیگر، که باز هم ناخواسته به اونجا میریم سختی نکشیم، باید تن به قوانینی خاص بدیم که انجام دادن اونها هم سخته...

خداوند در قرآن میفرماید خلق الانسان فی کبد... یعنی ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم!
چرا؟؟؟؟؟؟ چرا من باید موجودی باشم که ناخواسته به دنیا میام و باید سختی بکشم؟
عدالت خداوند؟ انصاف؟ علاقه ی خداوند که میگن به انسانها داره کجاست؟

اصلاً ما معنای عدل رو نفهمیدیم
عدل یعنی متناسب با ورودی از شما خروجی بخواهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امتحانی که از امام حسین گرفته شد رو شما فکر میکنی خدا از شما میگیره؟


اینکه بخواهیم بگیم که خدا عادل نیست به این دلایلی که شما ذکر فرمودید ریشه در جهل در دو مطلب داره!

یکی اینکه زمانی میتونید بگید که خدا عادل نیست که کل قصه ی آفرینش رو از قبل از این دنیا تا پایان روز قیامت و حکم نهایی خدا نظر افکنیم بعد بگوییم که این خدا عادل است یا نه!

این جور استدلال شما مثل این است که یک صفحه از کتاب را باز کنیم و بخوانیم پدر با اینکه یک ظرف بزرگ عسل در خانه بود به هیچ وجه اجازه نداد که فرزند کوچکش لب به عسل بزند بعد بگوییم چه پدر بی مهری
شاید صفحه ی قبلش این نوشته شده باشد که ساعاتی پیش فرزند خربزه خورده


جهل دیگر ناشی از این است که ما اصلاً نمیدانیم چه هستیم و چه میتوانیم باشیم
اصلاً یعنی چی که خدا میگه که کل عالم رو مسخر انسان قرار داده؟؟

خدا مگه داره شوخی میکنه

منی که حتی تسلط بر این ندارم که چه جیز به ذهنم خطور میکنه چه طور عالم مسخر من هست!!!!

چی میشه بعضی ها از عبادت خسته نمیشن اما من و امثال من وقتی دو رکعت نماز میخوان بخونن انگار دارن کوه میکنن؟؟



جهل سوم

اگر این خدا عادل نباشد خاک بر سرش به درد لای جرز هم نمیخورد چنین موجود پست و حقیری که نیاز به ظلم دارد!!!!!
باید در خدای خود شاید تجدید نظری کنیم




سوالات بسیار خوب و ارزشمندی دارید
هر جا احساس کردید که پاسخ های من کافی نیست بگید تا إن شاء الله در حد وسع اندکم تفصیل و تشریحش کنم چون بنا رو بر اختصار دارم


(۲/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۹)آرین (الهه.ع) نوشته است:  یا همین وجود مقدس صاحب عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خداوند میخواد تا زمانی که زمین پر از فساد بشه، ایشون رو در غیبت نگه داره
آیا این عدالته؟ انسانهایی که در قبل از ظهور در همه جور ظلم و درد و رنج زندگی میکنن تکلیفشون چیه؟ آیا حقشون این بوده؟


اینم سوال خیلی خوبی هست
ریشه در جهل دیگری دارد
جهل و غفلت به این حقیقت که انسان موجودی مختار آفریده شده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

استدعا دارم و درخواست میکنم صمیمانه تمام مطالب این تاپیک رو مطالعه بفرماید
اگر قانع نشدید بنده در خدمت خواهم بود إن شاء الله

مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........

و همچنین این تاپیک رو:
چرا خدا بیماری های کشنده را آفرید؟!P#

عجالتاً غیبت حضرت اختیاری نیست
اجباری است

یعنی خدا دریغ ندارد

کسی طالب نیست حقیقتاً که اگر بود لحظه ای دریغ در کار نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اینکه چرا ظلم هست؟
اینکه پس خدا چی کاره هست؟
اینکه آیا خدا راضی هست و اگر نیست چرا کاری نمی کند؟
تمام اینها در این تاپیک پاسخ مبسوط داده شده است:
مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........

اگر حوصله کردید، خواندید و قانع نشدید إن شاء الله به توفیق الهی حقیر در خدمتم

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، وحید110 ، سید ابراهیم ، heaven ، saloomeh ، Farzaneh ، خادمة الزهرا ، منادی حق ، آرین (الهه.ع) ، *مهاجر* ، omidman ، بچه شیعه ، ilidin ، در جستجوی سختی ، fafa*
۲۳:۵۸, ۱۶/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۰:۱۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #8
آواتار
نقل قول: من یک سری سوالاتی دارم که با وجود دنبال پاسخ گشتن، تا به حال جوابی براشون پیدا نکردم...

با تشکر از دوستان ببخشید دیر جواب میدم . گاهی دست ادم به نوشتن نمیره

نقل قول: و این رو هم شنیدیم که اگر پیامبر نبود، هیچ یک از ما خلق نمیشدیم!

خوب وقتی کسی برای هدایت ما نباشه در حد و حدود پیامبر . خدا برای چی باید ما رو خلق کنه؟!!
خلق کنه و رها کنه؟!!
نقل قول:آیا عدل یعنی من ناخواسته به این دنیا بیام و زجر و سختی بکشم و در آخر معلوم نیست که بهشتی بشم یا نه به خاطر چند نفر دیگه؟ چند نفری که برای خدا عزیز و محترم هستند...
خودمون هیچ، انسانهایی که در آفریقا و جاهای دیگه در اوج فقر و بیماری متولد میشن و جز درد مداوم در طول زندگشون چیز دیگه ای ندارن چه گناهی کردن؟

ما زمانی میتونیم از کار خدا سر در بیاریم که در حد خدا باشیم! این خودش بحث مفصلیه . ولی به خدا اطمینان کنید یک اپسیلون کار بی حساب نمیکنه .
گاهی ادم 30 سال منتظر میمونه تا حکمت کار خدا را بفهمه .
حقیر امروز به جوابی رسیدم که اندازه سنم دنبالش بودم و همیشه میگفتم چرا من ؟!!امروز فهمیدم با ین که ظاهرش خیلی برای من دردناک بود . اما لطف عظیم خدا بوده که شامل حالم شده!!
همین نفهمی هم نعمتی به خدا!


نقل قول: خداوند در قرآن میفرماید خلق الانسان فی کبد... یعنی ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم!
چرا؟؟؟؟؟؟ چرا من باید موجودی باشم که ناخواسته به دنیا میام و باید سختی بکشم؟
عدالت خداوند؟ انصاف؟ علاقه ی خداوند که میگن به انسانها داره کجاست؟

دلیل این رو توی همون پست خدممتون عرض کردم . خداوند بهترین حالت رو برای شما در راستای هدف افرینش میخواد . اگر با تقدیم دنیا حاصل بشه هم بهتون میده ! دریغ نداره
و نعمت عظیم مفت و مجانی به دست نمی اید . اطاعت خدا هم خیلی شیرینه ! اونایی میگن که یه مقدار نفسشون رو کوچک کردن . میگن خیلی خوبه دنیا!
منتها کار ما فقط شده مثل طلبکارا نق زدن به جون خدا!!


نقل قول: خداوند میخواد تا زمانی که زمین پر از فساد بشه، ایشون رو در غیبت نگه داره

نه!
دلیل غیبت اصلا این نیست
ظهور هم با فساد حاصل نمیشه
نشانه ظهوره این و نه دلیل ظهور
در ثانی خدا خیلی مهربون تر از این حرفاس . ما خیلی کاهلیم!


ایمان با اطلاعات به دست نمیاد . عمل لازم داره

هیچ وقت نمیفهمیم یه پا شکسته چی میکشه مگه اینکه خودمون پامون بشکنه ....
با عمل ان شا الله این مسایل قلبا برامون حل میشه (و صد البته التماس و تضرع جهت کسب توفیق چون با عمل چیزی نمیدن باید عمل کنی و عملت رو هیچ حساب کنی بلکه خدا از فظلش هدایتمون کنه )

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، Havbb 110 ، saloomeh ، ساقی ، در جستجوی سختی ، Farzaneh ، خادمة الزهرا ، منادی حق ، آرین (الهه.ع) ، help me ، omidman ، بچه شیعه ، مهدی2012 ، ilidin
۰:۲۷, ۱۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
به قول افتخاری:
با این خوشم... با آن خوشم... با هرچه خوش داری خوشم...


البته نه عملا!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، خادمة الزهرا ، بچه شیعه
۱:۱۴, ۱۷/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۱ ۱۷:۴۵ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۲/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۹)آرین (الهه.ع) نوشته است:  آقا وحید، ممنون بابت اینکه کاملاً شفاف و واضح مطالبتون رو بیان میکنین...
من یک سری سوالاتی دارم که با وجود دنبال پاسخ گشتن، تا به حال جوابی براشون پیدا نکردم...

ما میگیم خداوند بهترین خلایقش رو برای هدایت ما قرار داده...
و این رو هم شنیدیم که اگر پیامبر نبود، هیچ یک از ما خلق نمیشدیم!
این دو رو چه طور میشه کنار هم گذاشت؟! به هر حال یکی مسبب وجود دیگری هست...

آیا این انصافه که به خاطر وجود نازنین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خلق شده باشیم؟؟؟
در نظر بگیرید این جمله یعنی که از آدم (علیه السلام) تا ............ آخرین انسانی که قبل از قیامت خلق میشه به خاطر پیامبر یا پنج تن، یا چهاده معصوم خلق شدند!

جناب آرین محترم

آنچه که بزرگان در تفسیر این نوع احادیث شریف می فرمایند بسیار قابل تامل است.اصل اساسی که ما باید در تبیین این حدیث در نظر داشته باشیم این است که "صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی".هر چیزی در عالم یک حقیقتی دارد که همان اصل اوست و باید به سمت آن حرکت نماید.انا لله و انا الیه راجعون. شما فرض بفرمایید که می خواهید از آب سخن بگویید و به حقیقت پاکی و طراوت آن آگاه شوید. آیا آبی که در لجن زار است یا آب گل آلود محل درستی برای رجوع و قضاوت ماست؟ یا باید به خود آب بدون غش و آلودگی رجوع نمود؟ فرض نمایید که می خواهیم از شوری مطلبی بگوییم؛ بهتر است به مثلا یک غذای شور استناد کنیم یا خود نمک را مورد توجه قرار دهیم؟ هر حقیقتی تنها یک اصل دارد که همه ی دیگر موارد فرعی از او سرچشمه می گیرند و این درباره ی انسانیت هم جاری است. ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزل الا بقدر المعلوم :هیچ چیز نیست که خزینه هایش پیش خداوند و به اندازه ی های مشخص در عوالم پایین نزول یافته است.اصل همه ما معصومین(علیه السلام) هستند. من و شما و دیگران در آغاز تولدمان تنها جسما انسان هستیم اما آن خصوصیاتی حقیقی که نشان از انسان بودن است با اتصال به انسان کامل محقق شود. حقایق معنوی مثل آب و شوری نیستند که به خاطر محدودیت دنیا مادی تکثر داشته باشند (مقداری در این دریا و مقداری در آن دریا) بلکه یک چشمه اند که برای رسیدن به آن باید با آن متحد شد و آنگاهی که با آن یکی شدیم ما آن می شویم و آن حقیقت ما می شود. یعنی به آب گل آلود تنها آن مقدارش را آب می گویند که جدای از هر اضافاتی است و جدای از هر اضافاتی این چنینی تنها آب است.

پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن آب گوارای انسانیت اند که هر کس هر چقدر اوست، هست؛ بقیه اش شرهای عدمی است. عالم برای انسان کامل خلق شده است و برای همه ی دیگر افراد بشر به اندازه ای که انسان کاملند. ما هر چقدر تهذیب و خود سازی می کنیم باید هدفمان اتصال به حقیقتمان که انسان کامل است باشد؛ هر چقدر علی(علیه السلام) شدیم هستیم و هر چه هست برای رسیدن به انسان کامل است. اصلا نمی شود کسی انسان کامل در منظرش نباشد و بگوید من انسانم. انسان بودن یک قرار داد نیست یک وجود است که باید به آن متصل شویم. مثل آن آب گل آلودی که می خواهد به دریا برسد.
همه ی حقایق دینی همینگونه است باید از خود عبور کنیم و به آن منبع متصل شویم.مثلا سجده و رکوع یک حقیقتند که به آن فرشته ی سجده و رکوع می گویند و برای انجام درست این فرایض باید به آن ها رسید.حضرت علی(علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می فرمایند: ملائکته منهم سجود لا یرکعون و رکوع لا ینتصیون.یعنی فرشته سجودی است که رکوع نمی کند و رکوعی است که نمی ایستد.نمی فرمایند فرشته سجده می کند یا رکوع می کند.اصلا فرشته دست و پا ندارد.این ها تفکرات یهودی است که برخی با آن انس گرفتند .نخیر فرشته ای است که حقیقت رکوع است و فرشته است که حقیقت سجود است.رکوع و سجود قرار داد نیستند حقیقت تکوینی هستند که باید به آن ها متصل شد.در عالم برزخ افرادی دور مومن می آیند که آن ها را نمی شناسد بعد می پرسد و می گویند ما نماز تو و حج تو و از همه زیباتر ولایت تو هستیم.این ها وجود عینی دارند.باز هم تاکید می کنم قرار داد نیستند که سجده را مثلا حالتی از گذاشتن مهر روی پیشانی بدانیم.


ان شاء الله خداوند بخواهد تا متوجه شویم که حقیقتا مرگ بدون شناخت معصوم(علیه السلام) مرگ در جاهلیت است زیرا آن مقداری در حضور خداوند هستیم که انسانیم و آن مقداری انسانیم که متصل به اصل انسانیت که نور محمدی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است باشیم.برخی ائمه(علیه السلام) را تنها آنقدر می شناسند که می گویند که در فلان تاریخ به دنیا آمده اند پس خوشحال باشیم و در آن تاریخ از دنیا رفته اند پس گریه نماییم. این ها همه اش درست اما حقیقت معصومین(علیه السلام) عین انسان بودن و هر کس آن منظر متعالی را درک کند رستگار است؛ بداند که معنی ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه دیدن گوشت و پوست ایشان است که عده ای دیدند و بریدند.آن صورتی که زیباترین موجود در قبر است و تا ابد همراه ماست و خود را ولایت معرفی می کند همین اتصال به آن دریای حقیقت انسانیت است. مهم رسیدن به این است که همه ی عالم برای او خلق شده است بلکه جز او اصلا چیزی نیست. انسان کامل اولین مخلوق است و عالم همه ی از او به عرصه وجود رخ نموده است.در آخر هم هر کس هر چقدر متصل به اوست تا ابد باقی می ماند.کل شیء هالک الا وجهه.ائمه(علیه السلام) می فرمایند ماییم آن وجه خداوند که می مانیم! پس هر کس به آن اندازه ی ابدی می شود که به آن ها متصل است.در دعای ندبه داریم که ائمه(علیه السلام) واسطه ی فیض هستند.معنی واسطه را اغلب با مثال های دنیایی خودمان مقایسه می کنیم؛ حال آنکه واسطه ی فیض یعنی همه چیز از انسان کامل به ساحت وجود طلوع نمود و انسان کامل هم به فیض حق قائم است.برای همین اگر نظر انسان کامل از دنیا جدا شود قیامت می گردد.زیرا ذرات عالم با او وجود او موجوداند. میزان روز قیامت علی(علیه السلام) است.این ها مفاهیم قراردادی نیست؛ حقیقت این است که در قیامت هر چقدر علی(علیه السلام) داری در بهشتی.داریم که در معراج خداوند با صوت مولا علی(علیه السلام) با پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخن می گفت.اساتید در رابطه ی با این احادیث خیلی سخن دارند.اصلا آنجا صوت نداریم.علی(علیه السلام) همه ی تجلی خداوند است و همه ی تجلی خداوند علی(علیه السلام) است.در عالم غیر از انسان کامل چیزی نداریم زیرا عالم یعنی ظهور اسماء الهی و همه اسماء هم در انسان کامل منعکس است(ارجاع) و عالم اوست.همه ی آنچه به ظهور می توانست که بیاید در پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ظهور رسید. برای همین حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند من رانی فقط راء الله.هر کس مرا ببیند الله را دیده است.عوالم ماده و برزخ و قیامت شئونات انسان کاملند. ما هم باید از اضافاتمان رها شویم و فانی در این دریا شویم تا با حقیقتمان به نظاره ابدیت عالم بنشینیم بلکه شهود کنیم که عالم همه برای ماست آنقدری که انسان کامل هستیم ان شاء الله.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Havbb 110 ، وحید110 ، منادی حق ، آرین (الهه.ع) ، *مهاجر* ، omidman ، بچه شیعه
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرا خداوند انسان را آفرید مرهم 0 861 ۱۱/شهریور/۹۳ ۰:۳۰
آخرین ارسال: مرهم

پرش در بین بخشها:


بالا