|
سوال ِ بزرگ !!
|
|
۱۲:۲۷, ۲/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
راستش من نمیدونم تا حالا سر ِ این قضیه که میخوام مطرح کنم چقدر اینجا بحث شده و چقدر بهش پرداخته شده ... ولی واقعا" واسه ی من سوالی شده که میتونه در حل کردن ِ خیلی از نکته ها کمکم کنه ...
بدون ِ توضیح ِ اضافه میپرسم ... از کجا میشه فهمید قرآن کلام ِ آفریننده ی این جهان هست ؟ البته این نکته رو هم اضافه کنم که شاید دید ِ من با خیلی از دوستان نسبت به خدا متفاوت باشه ، ولی تفاوت ِ چندانی نداره در این بحث ... 2باره می پرسم ، چطور ، به چه دلیل گفته میشه که این حرفها از طرف خالق ِ این جهان هست ؟ خواهشا" از این برهان های دبیرستانی استفاده نکنید ! خیلی سطحی توضیح میدن ... منطقی ، عقلی و عادلانه بحث میتونه پیش بره . خیلی براهین وجود داره در باره ی خدا و بی خدایی ، من کاری به اینها ندارم . فقط و فقط سوالم اینه که آیا قرآن از طرف آفریدگار ِ این جهان هست یا نه ؟ از نظر علمی ، تاریخی ، عقلی ... فکر کنم درک کنید که چرا احادیث و روایات در این باره زیاد مورد ِ استفاده نیستن ... ولی مسلما" از خود ِقرآن میشه استدلال کرد . امیدوارم بحث به انحراف کشیده نشه ! اینطوری استهلاک و خستگی میره بالا و نتیجه ی دلخواه به دست نمیاد . |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۴۹, ۱۴/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
(۱۳/بهمن/۹۱ ۱۸:۳۳)mahdi2012 نوشته است: یکی چهار صفحه قرآن میخونه یکم فکر میکنه میبینه همش حرف حق و درسته که در خیلی سال پیش زده عاشقش میشه و مسلمون میشه.... یکی هم مثل من ... یه مدت پایه ثابت ِ مسجد و اردوهای بسیج ، مشهد ، قم و جاهای دیگه . ساده ، خالص ، معتقد و متدین ... من پایه پیاده چند بار کل صحن های امام رضا رو در حالیکه میخوندیم و سینه میزدیم و سرشار از احساس بودیم راه رفتم ... احساسات ِ خالصانه ی یک نوجوون ... بزرگتر که شدم دیدم یه سری چیزا نمیخونه با یه سری چیزای دیگه تو جامعه . فکر کردم ، فکر کردم وفکر کردم ... اول شک کردم ، بعد خوندم و تحقیق کردم ... اولین چیزی که من کار کردم بحث ربــــا بود ، یه بحث بسیار طولانی و مفصل که هنوز هم فکر میکنم هستش تو این تالار . بعد باز هم شک کردم ، هرچی بیشتر خوندم ، هرچی بیشتر از تفسیر ِ المیزان و از حرفهای مراجع خودنم بیشتر شک کردم و کمتر گفتم چشم ، بیشتر فکر کردم و کمتر سرم رو خم کردم ....... از جزء رفتم به کل ، از کم به زیاد و از شاخه ها به تنه ی اصلی ......... اینا رو گفتم که فکر نکنید تا یه بچه یا چه میدونم ، یه کسی که از اسلام چیزی نمیدونه طرف هستید ... اتفاقا" به نظر من شماها هستید که خیلی چیزا رو نمیدونید و چشمتون رو روی خیلی چیزا بستید ... من به این صراحت نگفتم این حرف رو تا حالا ، ولی من به عنوان کسی که در چند موضوع منبع اصلیم قرآن بوده و به صورت کلی هم بخشهایی از قرآن رو با تفسیر خوندم میگم که قرآن بزرگترین و قوی ترین چیزی هست که تا حالا روی زمین بوده . چیزهایی در قرآن هست که واسه ی 1400 سال ِ پیش محال بوده کسی بتونه به فکرش هم برسه ، و این مثل آرزوی پرواز برای بشر هست ، چیزی که یه زمانی محال مینمود . تا وقتی که هواپیما اختراع شد ، و الان هواپیمای نسل اول منسوخ شده و هواپیمای فوق پیشرفته داریم . مثل دین هست که تاریخش تمام شده و یه سری چیزها کاملا منسوخ شدست ... واسه ی مدت طولانی بی نظیر و عالی بوده ، ولی تمام شده . در همین تالار هم میبینیم ، خیلی جاها به جای اینکه جواب بدین دوستان اصل سوال رو پاک میکنن ... چون جوابی ندارن واسش ! دین بسیار عالی و دقیق برنامه ریزی شده که کمترین خللی درش وارد نیست ، به عنوان مثال این وعده به آینده و دنیای دیگر و خیلی مسایل دیگر هستن که نمیشه نظر قطعی در موردشون داد ، و دین در این زمینه بسیار زیرکانه و داهیانه رفتار کرده ... ولی بشر امروز بسیار باهوشتر از چیزی هست که 1000 سال و 2000 سال پیش بوده ، و خیلی از چیزها و قوانین عوض شده و همین هست که باعث شده به مقداری که گرایش به دین داریم ، مقدار بسیار بیشتری گریز از دین و گرایش به ندانم گرایی و بی دینی و طبیعت محوری داریم ... من هنوز کامل بی اعتقاد نیستم ، راستش تا حدی هم دوست دارم که من اشتباه کرده باشم به جای اینکه چندین میلیارد نفر در اشتباه باشن ! ولی الان واقعا" ترجیح میدن خودم رو ندانم گرا معرفی کنم تا هرچیزه دیگه ، چون من نمیدونم ! شما هم اگه با چشم دل نگاه کنید و منطقی باشید با خودتون حرفهای من رو درک خواهید کرد . |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۱۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۱ ۲۳:۳۵ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
(۱۴/بهمن/۹۱ ۱۷:۴۱)ahmad1300 نوشته است: سلام ببین دوست عزیز در این دنیا اختیار وجود داره و خدا جبرا کاری نمیکنه پس مردم دستت به تحریفش زدند خدا هم چون جبرا کاری رو نمیکنه پس به طور جبری جلوی این کار رو نگرفتسلام. نه منظور من ایراد اثباتت بود. گفتی خدا جلوی گمراهی مردم رو می گیره پس قرآن جعلی رو نابود می کنه. گفتم پس چرا کتب تحریف شده رو نابود نکرد که جلوی گمراهی مردمو بگیره؟؟ (مثال نقض بود برای اثباتت) |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۱۴/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۱ ۲۳:۳۶ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
سلام بلو بلود گرامی
می دونم چی میگی. خب مسئله اینه که خیلی از ما (حداقل من و شما) نمی دونیم راه درست چی هست. خب اینجا خیلی منطقی به نظر میاد که ما بگیم نمی دونیم و خلاص. اما هدف که فقط دونستن درستی یا نادرستی اسلام یا هر مکتب دیگری نیست، بلکه این فقط مقدمه ایه برای اینکه یه راه رو انتخاب کنیم و با پیرویش به یه جایی برسیم. استدلالهای کتابهای دبیرستان هم به هیچ دردی نمی خوره. به طور مثال اگر ما حکمی رو در قرآن ببینیم یا روایتی از رفتار پیامبر بخونیم به نظرمون "خوب" نباشه، دلیل کافی برای ردش نیست. چون ممکنه قضاوت ما ایراد داشته باشه. نویسندگان کتابهای درسی ما می بینند که گفتن چنین چیزی برای دانش آموز سنگینه. پس میان یه قسمتهای انتخابی از زندگی پیامبر رو نقل می کنند و یه قسمتهای دیگرش رو نقل نمی کنند. بعد با توجه به زیبایی اون کارها، درستی اسلام رو نتیجه می گیرند. در حالی که معیار درستی نیست. |
|||
|
|
۰:۳۷, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۰:۴۹ توسط قلب.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۱۴)blue.blood نوشته است: به پیامبر اسلام گفته شد بخوان و جواب داد من خواندن بلد نیستم ، در حالیکه 1000 سال قبلش مردی بود که اعلامیه ی حقوق بشر رو نوشته بود و انسان و انسانیت و شرافت انسانی رو ارج نهاد ...سلام دوست عزیز البته فراموش نکنید که ما 124000 پیغمبر داریم که از اول خلقت انسان با او بودن و اون رو راهنمایی میکردن و همه مسلمان بودن (یعنی تسلیم خدا بودن) بحث درباره کوروش زیاده ولی یادتون باشه بیشتر نویسندگان کتابهای تاریخ هخامنشیان یهودی هستن و این کتابها عموما در 100 سال اخیر نوشته شدن پس اعلامیه حقوق بشر اگر هم حقیقت داشته باشه میراث افکار پیامبران هست. (۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:بازم سلام اولا میزان حال فعلی افراد هست توصیه میکنم این ویدئو رو ببینید: یک داستان آموزنده درباره بهلول هستش حتما ببینید http://www.aparat.com/v/w1Kv8 اینم دوباره مینویسم: در يكى از روزها پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اصحاب خويش فرمود: آيا مى دانيد: كدام يك از مؤ منين افضل و برترند؟ گفتند: فرشتگان حضرت فرمود: همين طور است ولى منظور من آنان نبود. گفتند: پيامبران افضلند، حضرت فرمود: آرى ولى منظورم ايشان نيست . گفتند: يا رسول اللّه پس آنان كيانند؟ حضرت فرمود: ايشان آن افرادى هستند كه بعد از من در آخر الزمان بوجود مى آيند آنان مرا نديده و سخن مرا نشنيده و معجزات مرا مشاهده ننموده اند. فقط ورق و كتاب سربسته و سياهى را كه بر سفيدى نوشته شده باشد مى بينند و به آنان عمل مى كنند. آنان برادران من هستند كه افضل اهل ايمانند. سپس رسول اعظم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين آيه را خواند كه مى فرمايد الذين يومنون بالغيب اولئك اخوانى حقا آن افرادى كه بغيب ايمان مى آورند حقا كه برادران منند. اصحاب گفتند: يا رسول اللّه آيا ما برادران تو نيستيم !؟ حضرت فرمود: شما اصحاب من هستيد و آنان برادران منند.(12) 12- تفسير آسان : ج 1، ص 37، نقل از تفسير جلاء الاذهان . ------------------------- یکی از دلایل دین گریزی : شاید به خاطر این باشه که می خواد از هوای نفس پیروی کنه . و این هم از جواب قرآن : {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} اعراف 179
{بسيارى از جنّيان و آدميان را براى دوزخ آفريده ايم (زيرا)آنان را دلهايى است كه به وسيله آن (معارف الهى را)در نمى يابند ، و چشمانى است كه توسط آن (حقايق و نشانه هاى حق را) نمى بينند ، و گوشهايى است كه به وسيله آن (سخن خدا و پيامبران را) نمى شنوند ، آنان مانند چهارپايانند بلكه گمراهترند ؛ اينانند كه غافل (ازمعارف و آيات خداى) اند}پس هر وقت آدمهای بی توجه به دستورات دینی را دیدید این آیات را با خود نجوا کنید و خدا را شکر کنید که شماجزء آنها نیستید.انشاءالله |
|||
|
|
۲:۰۸, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۲:۱۱ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
سلام آقا مسعود
افرادی که ادعای پیامبری کرده اند، حتماً می دونستند که ادعاشون درسته یا نه. پس شاید دلیلی هم نداشته باشه که دیگران رو به شک کردن در مورد حرفهای خودشون تشویق کنند. در واقع دو حالت داره: 1- کسی که پیامبر واقعی هست: چنین فردی می دونه که ادعاش درسته. پس دلیلی نداره در مورد ادعای خودش با شک صحبت کنه. و چنین فردی می دونه که اگه مردم بپذیرنش به نفعشون خواهد بود. 2- کسی که ادعای دروغینی رو مطرح کرده: خب این فرد هم مردم رو به پذیرش دعوت خودش تشویق می کنه. هر دو فرد، خودشون راه خودشون رو درست معرفی می کنند و ممکنه کسانی که ازشون پیروی نمی کنند رو گمراه معرفی کنند. (یکی می دونه که داره راست میگه و یکی می دونه که داره دروغ میگه) حالا ما که این بیرون وایسادیم چطور انتخاب کنیم؟ اگر بخوایم ندیده بخریم، از کجا بدونیم که کدوم رو باید بخریم؟ مسئله وقتی بیشتر خودشو نشون میده که اختلافات عقیدتی پیش میاد. مثلاً یه نفر مکتب "الف" رو انتخاب کرده و یه نفر مکتب "ب" رو. فرض کنید هر دوشون هم شانسی و بدون داشتن یه استدلال محکم راه رو انتخاب کرده اند. حالا فرض کنید فردی که پیرو مکتب "الف" هست به قدرت می رسه و می خواد مردم رو به "راه راست" (راهی که به صورت شانسی اون رو درست فرض کرده) هدایت کنه. خب احتمال داره در حکومتی که اون فرد ایجاد می کنه، فقط تبلیغ مکتب "الف" آزاد باشه و تمام مردم موظف به تظاهر به به پیروی از مکتب "الف" (یا سایر مکاتبی که با این مکتب خاص همخوانی دارند) باشند. خب فرد داخل این مثال، اگر یک مدعی پیامبری بود، می دونست مکتبی که مطرح می کنه درسته یا نادرست. پس در این صورت میشد این رفتار رو توجیه کرد. اما کسی که خودش راهش رو شانسی انتخاب کرده، چه صلاحیتی داره که بخواد بقیه رو هدایت کنه؟ (کوری هدایت کننده کوران دگر) |
|||
|
|
۱۱:۱۳, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۱۱:۲۴ توسط فرشته مهربون.)
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
اگر بخواهیم شک کنیم ، به همه چیز می توانیم شک کنیم ولی باور کنید این در حقیقت یک بیماری هست !
فکر کنم دیگر همه قبول دارید که ما آفریده شدیم و مربی ( آفریدگاری ) داشتیم . نه عقلانی هست و نه وجدانی که ما را تنها بگذارد یا بیهود بیافریند . از این رو از اول هیچگاه ما رو تنها نگذاشته و از همیشه برای هدایت ما (انسان) پیامبر فرستاده . هیچ چیز هم از ما نخواسته بجز اینکه مثل آدم زندگی کنیم . کسی رو اذیت نکنیم حقوق همدیگر رو رعایت کنیم . یک چیزهایی هم از ما خواسته - که با اینکه خودمان فکر می کنیم خیلی پیشرفت کرده ایم - ، (ولی در واقع هنوز به هیچ جایی نرسیده ایم ) آنها رو هم انجام بدهیم ولی چون علمی برای درک آنها نداریم ، دلیلی بر درک آنها نداریم . ممکن هست این علم بعدها به دست بیاید ( که این اتفاق بارها افتاده) یا کلا از حیطه دانش بشری جدا باشد . چون اصلا ما فقط مادی نیستیم که فقط با اکتفا به علم مادی رد یا قبول کنیم . پس چون عقل ما به چیزی قد نمی دهد ، دلیل نیست که ان را رد کنیم . فکر می کنم خیلی ساده هست و درکش هم آسان . 2- این هم شرقی غربی نکنید ! آخرین دین همان اسلام هست . مذهبش هم همان که خدا و پیامبرش وصیت کرده . والسلام |
|||
|
|
۱۲:۵۴, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۱۳:۵۳ توسط قلب.)
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۱ ۲:۰۸)فرهاد55 نوشته است: سلام آقا مسعودسلام عزیز من منظورتون رو متوجه نشدم؟ البته من هم نظرمو درباره این سئوال دوستمون بیان کردم. ادعا های پیامبران دروغین بسیار کوتاه مدت است و معمولا از استدلال های عقلانی خالی است . بلکه ساحرانی هستند که سحر میدانند. در کل بیشترین پیروان ادیان مربوط به ادیان ابراهیمی است. (۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است: اولین چیزی که من کار کردم بحث ربــــا بود ، یه بحث بسیار طولانی و مفصل که هنوز هم فکر میکنم هستش تو این تالار .دوست من اشتباه شما همین جاست . اول باید درباره جهان هستی و خداوند تحقیق و بررسی می کردید. مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک (۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است: قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن . ظلمات است بترس از خطر گمراهی . بهتر این هست که شما از یک استاد بیاموزید نه اینکه تفسیر بزرگ المیزان رو خودتون بخونید. (۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:البته من هم با توجه به اینکه شما اطلاعات خوبی و البته نه چندان درست درباره دینتون دارید با شما بحث کردم. (۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:مثلا کدوم بخش از دین منسوخ شده؟ در ضمن دین یعنی روش چگونه زیستن انسان . انسان هر چه قدر هم که پیشرفت کنه بازم انسان هستش و دارای فطرت و همینطور شهوات نفسانی هستش و دین هم آمده تا این شهوات رو کنترل کنه. |
|||
|
|
۱۳:۲۸, ۱۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿۸۲- نساء﴾
آيا در قرآن نمى انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى يافتند |
|||
|
|
۱۳:۴۳, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۱۳:۴۹ توسط قلب.)
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
(۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است:دوست من هر چقدر هم که بگذره و هر چقدر هم که انسانها باهوشتر بشن باز هم رفتار انسانی رو دوست دارن . چه کسی هست که از اخلاق و رفتار اسلامی بدش بیاد . عموما تمدن بشر بر اساس انسانیت میتونه ادامه حیاط بده وگرنه میشه مثل جنگل! به قول یکی از فیلسوفان غربی اگر خدا نباشه هر کاری میشه کرد. اما جامعه بشری دیگه از هم میپاشه! در ضمن خیلی غم انگیزه اگر آخرتی نباشه و انسان همین مدت کوتاه زندگی کنه. (۱۴/بهمن/۹۱ ۲۲:۴۹)blue.blood نوشته است: و خیلی از چیزها و قوانین عوض شده و همین هست که باعث شده به مقداری که گرایش به دین داریم ، مقدار بسیار بیشتری گریز از دین و گرایش به ندانم گرایی و بی دینی و طبیعت محوری داریم ...دوست من اتفاقا در زمانی که ما هستیم گرایش به دین در جهان رو به فزونی هست میتونید تحقیق کنید . مسئله ای که در این زمان وجود داره اینه که ما ریزش داریم در جوامع اسلامی یعنی عده ای از مسلمانان دارن از دینشون برمیگردن که این دلایل مختلفی داره و بیشترین دلیلش هواهای نفسانی هستش. در ضمن ما منطقی هستیم و با عقلمون فکر میکنیم و چشم دل نداریم. |
|||
|
|
۱۶:۲۱, ۱۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۱ ۱۷:۲۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
قران معجزه است این معجزه با دیگر معجزات مانند: کشتی نوح، انگشتر سلیمان، عصای موسی، زنده کردن مرده به دست عیسی علیهمالسلام متفاوت است، چرا که همهی آنها از نوع تصرف اعجازگونه در طبیعت میباشد، اما «کتاب» از نوع تبیین علمی و حکمی همهی حقایق عالم هستی است. پس تک تک حروف، کلمات و جملات آن معجزه است. چنان چه حضرت امیرالمؤمنین (قرآن ناطق و مجسم) میفرمایند: «خاتم انبیاء (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همهی آن چه را که پیامبران گذشته در میان امتهای خود میگذاشتند، در میان شما مسلمانان بر نهاد. رسولان الهی که از مجرای طبیعت رخت بربستهاند، هرگز امت خویش را مهمل و بدون گستردن راه روشن پیش پای مردم و بدون علایم محکم و دائم در دیدگاهشان رها نساختهاند. علامت و طریقی واضح که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در دسترس شما گذاشته است، کتاب پروردگار شماست. این پیام آسمانی همهی مصالح و مفاسد حیات دنیوی و اخروی شما را بیان نموده است؛ حلال و حرام، فرایض و شایستگیها، ناسخ و منسوخ، مباحات و واجبات، خاص و عام، داستانها و اصول عبرتانگیز و امثال و حکم. مطلق و مقید، محکم و متشابه را توضیح داده است و حقایق ابهام انگیز را تفسیر و مشکلاتش را روشن ساخته است...» (نهجالبلاغه – خطبهی اول، ترجمه مرحوم علامه، آیتالله جعفری). پس، چنان که بیان شد، همهی این کتاب معجزه است. و مهمترین، روشنترین و قابل اثباتترین دلیل معجزه بودن این کتاب، خودش است. لذا خداوند متعال برای اثبات معجزه بودن کتاب، تحدی کرده و به همهی مردمان در همهی اعصار میفرماید: اگر باور ندارید که این کلام خدا و معجزه است، ده سوره یا حتی یک سوره مثل آن بیاورید: «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ» (هود - 13) ترجمه: آنها مىگويند: «او به دروغ اين (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)!» بگو: «اگر راست مىگوييد، شما هم ده سوره ساختگى همانند اين قرآن بياوريد و تمام كسانى را كه مىتوانيد- غير از خدا- (براى اين كار) دعوت كنيد!» «وَ إِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ» (البقره - 23) ترجمه: و اگر در بارهی آن چه بر بنده خود [پيامبر] نازل كردهايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مىگوييد. پس، کتابی که اول و آخر جهان را به درستی و روشنی تبیین نماید و تمامی احکام لازم برای سعادت بشر را بیان نماید، به گونهای که نه تنها برای دانشمندان و خبرگان و حکما قابل غوص در اعماق آن و دستیابی به گوهرهای گرانقدر علم و حکمت باشد، بلکه برای عوام نیز قابل فهم باشد و در طی قرون هیچ عقل و علمی نتواند تکذیبش نماید، بلکه هر نظریهای اگر صحیح بود مسبوق به علم قرآنی باشد و اگر منطبق با قرآن نبود، خلافش به اثبات رسد ... معجزهای بزرگ است. از دلایل دیگر آن که همهی این علوم توسط پیامبری بیان، تفسیر و تأویل میشود که خود «امی» است. دقت نمایید که معنای «امی» بیسواد نیست، بلکه «درس ناخوانده» است. یعنی کسی او را تعلیم ننموده است، پس ثابت میشود که سخن او، کلام غیب و معجزه است: «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (الاعراف - 157) ترجمه: (مؤمنین) همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مىكنند پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مىيابند آنها را به معروف دستور مىدهد، و از منكر باز ميدارد، اشيای پاكيزه را براى آنها حلال مىشمرد، و ناپاكيها را تحريم مىكند و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مىدارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند. «قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعاً الَّذي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي وَ يُميتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» (الاعراف - 158) ترجمه: بگو: «اى مردم! من فرستادهی خدا به سوى همه شما هستم همان خدايى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن اوست، معبودى جز او نيست، زنده مىكند و مىميراند، پس ايمان بياوريد به خدا و فرستادهاش، آن پيامبر درس نخواندهاى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد!» از دیگر معجزات آن است که همهی کتب آسمانی در طول زمان و توسط مستکبران و خناسان دچار تحریف شدند، اما اگر پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خاتم انبیای الهی و اسلام آخرین دین و قرآن کتابی برای همهی انسانها در تمامی اعصار است، باید هیچگاه دچار تحریف یا تخریب نشود. خداوند متعال به این امر وعده فرموده و چنین نیز شده است: «إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََافِظُونَ» (الحجر - 9) ترجمه: ما قرآن را نازل كرديم و ما به طور قطع نگهدار آنيم. پس قرآن کریم، ظاهرش و باطنش،فصاحتش، بلاغتش، حکمتش، نورانیتش و سرتاسرش معجزه است. و دیگران اگر چه همهی دانشمندان و امکانات خود را بسیج کنند، از آوردن یک سوره مثل آن عاجز هستند.
توصیه می کنم این متن پرسش و پاسخ هم مطالعه شود. این شبهه در مطلع کتاب الکترونیکی تحت عنوان «آیا قرآن کتاب آفریدگار است؟»، که به صورت رایگان در اختیار مسلمانان مقیم قرار گرفته است، مطرح شده است. در آغاز این کتاب، نویسنده که خود را عالم دهر و آگاه به همهی علوم اسلامی و عامل (قدیمی) به همهی احکام اسلامی به غیر از حج معرفی میکند، از روی حقد و بغض، نه تنها بی تأمل و تدبر، بلکه بسیار عجولانه، تحت عنوان «اولین حرفی که هر مسلمانی گفته میشود این است که تو نمیتوانی قرآن را بفهمی و قرآن نیاز به تفسیر دارد» به آیاتی چون: وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (القمر - 17) - و با اينكه ما قرآن را براى تذكر آسان كردهايم آيا كسى هست متذكر شود؟ إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (یوسف -2) - ما آن را قرآنى عربى نازل كردهايم شايد تعقل كنيد. اشاره نموده و سپس نتیجه میگیرد که با این همه میگویند قرآن نیاز به تفسیر دارد، پس چرا قرآن آیاتی چون «یا ایها الناس» - «یا ایها الذین امنوا» دارد، اما «یا ایها العالمون» یا «یا ایها المراجع تقلید» ندارد؟! (البته نویسنده به رغم علم به همهی علوم، فارسی و عربی را مخلوط نموده است). پاسخ: با حقد و بغض هدفدار در نگارش سفارش شدهی این کتاب کاری نداریم و پاسخ فقط برای کسانی که واقعاً چنین سؤالی دارند مطرح میگردد: اولاً نویسنده دقت ننموده که اگر علما یا سایر اندیشمندان سخنی به قرآن نسبت دهند که در قرآن وجود نداشته باشد، ایراد به آنان وارد است و نه به قرآن کریم. لذا اگر داعیهی ایشان درست باشد [که نیست]، دلیلی بر رد و نفی قرآن کریم و یا انزال آن از ناحیهی پروردگار نمیباشد. بلکه باید گویندگان سخن کذب و نسبت دهندگان این سخن به خداوند [مثل ایشان] را محکوم نمود. چنان چه خداوند متعال میفرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» (الأنعام - 21) کیست ستمكارتر از آن كسى كه به دروغ به خداوند افترا ببندد يا آيات او را تكذيب كند؟ به درستى كه ستمگران رستگار نمىشوند. ثانیاً: بدیهی است که هر سخنی، هر نوشتاری و هر بیانی [چه به لفظ باشد یا کتابت یا ترسیم یا تجسم یا عمل]، ظاهری دارد و باطنی. ظاهر آن برای عموم قابل استفاده است و باطنش برای کسانی که مایلند بهرهی بیشتری ببرند، یا نگاهی عالمانهتر و تخصصیتر داشته باشند، مفید میباشد. چنان چه شاهدیم حتیٰ نقاشی و عکس و گرافیک نیز تفسیر میشود، چه رسد به آیات قرآن کریم که بیانگر همه راههای هدایت است. «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَه وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمين- اين كتابى كه بر تو نازل كردهايم توضيح همه چيز و هدايت و رحمت و بشارت مسلمانان است (النحل – 89) نویسندگانی چون «شکسپیر، ویکتور هوگو، تولستوی، چارز دیکنز و ...» رومانهایی مینویسند که ظاهرش برای عموم [به عنوان یک قصه] قابل استفاده است، ولی قرنها تفسیر میشوند! آیا رومانهایی چون: هملت، بینوایان، گوژ پشت نتردام، جنگ و صلح، کلیه عمو توم، داستان دو شهر، آنّا کارنینا و ... چنین نیستند؟! شاعرانی چون: حافظ، مولوی، سعدی، گوته و ... اشعاری میسرایند که ظاهرش را همه میفهمند، اما باطنهای تو در تویش تفسیر میشوند و باید هم تفسیر شوند. نقاشانی چون: لئوناردو داوینجی (Leonardo da Vinci) و یا ونسان ونگوگ (Vinsent Van Khoch)، روی بوم، نقاشیهای پورتره یا منظرهای چون مونالیزا یا خورندگان سیبزمینی خلق میکنند که هنوز مورد تفسیر است و یا نقاشی چون پیکاسو (Picasso)، خطوط و اشکال نامنظمی روی بوم میکشد که نه تنها تفسیر میشوند، بلکه سبب پیدایش یک مکتب هنری به نام «کوبیسم» میشوند. و همینطور است کتب و مقالات فلسفی – ادبی – هنری – اقتصادی و حتی حقوقی دیگر. چه شد نوبت به قرآن کریم که رسید، جنابان مانند افراد کاملاً جاهل و بیسواد، معترض میشوند که چرا آیات قرآن کریم تفسیر هم میخواهد؟! نویسنده در مورد این که چرا قرآن علما، مفسرین و ... را یاد نکرده است نیز به خطا رفته و بسیار عجولانه و عصبانی قضاوت نموده است و معلوم است که اصلاً اطلاعی از قرآن ندارد و فقط موظف بوده شبهاتی سطحی را برای اذهان عمومی به صورت رایگان [به عنوان عملهی آماتور ظلمه] مطرح کند. آیاتی چون: «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ» (آل عمران - 7) ترجمه: و او كسى است كه كتاب را بر تو نازل كرد، بعضى از آيات آن، آيات محكم است كه اصل كتاباند، و بعضى ديگر آيات متشابهاند، اما آن كسانى كه در دلهايشان انحراف است تنها آيات متشابه را پيروى مىكنند تا به اين وسيله فتنه به پا كنند و به همين منظور آن آيات را به دلخواه خود تأويل مىكنند، در حالى كه تأويل آن را نمىدانند مگر خدا و راسخين در علم، [کسانی که] مىگويند به همه قرآن ايمان داريم كه همهاش از ناحيه پروردگار ما است و به جز خردمندان از آن آيات پند نمىگيرند. «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً» (النساء - 162) ترجمه: اما آنهايى كه علم در دلهاشان رسوخ يافته بود و داراى ايمان واقعى بودند از آنجايى كه همين ايمان واقعى وادارشان مىكند به اينكه بدانچه به تو نازل شده و آنچه قبل از تو به عيسى نازل شده بود ايمان بياورند و نيز نماز بخوانند و زكات بدهند و به خدا و روز قيامت ايمان آورند، لذا ما به زودى اجرى عظيم به آنان خواهيم داد. بدیهی است که نویسنده با این فقر علمی و نیز بغض هدفداری که مانع فهم میشود، اساساً نمیداند و نمیفهمد که واژههایی چون: محکم، متشابه و تأویل یعنی چه و به چه کسانی «الراسخون فی العلم» و «اولی الالباب» و ... اطلاق میشود؟ اینان نه تنها جاهلند، بلکه قلبهایشان نیز دچار مرض است و به تعبیر خداوند خالقشان: «وَ مِنهُْمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانىَِّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ» (البقره - 78) ترجمه: و پارهاى از ايشان بيسوادهايى هستند كه علمى به كتاب ندارند و از کتاب به جز ظنّ (گمان خودشان) دلیلی (برداشت و فهمی) ندارند. في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ (البقره -10) ترجمه: در دلهاشان مرضى است. پس خدا (به كيفر نفاقشان) آن بيمارى را زيادتر كرد، و برای ايشان به خاطر دروغهایی كه ميگويند عذابى دردناك در پی است. اگر نویسنده اندکی همین ظاهر آیات را مطالعه نمود بود، با تذکرات بسیاری مبنی بر ضرورت «تفکر»، «تعقل»، «تدبر» و ... مواجه میگردید و منظور از تفسیر و ضرورت آن را بهتر میفهمید. چنان چه فواید ظاهر خورشید چون: نور – حرارت و انرژی – جاذبه و ... بر همگان پیدا و قابل استفاده است، اما عالمان به فیزیک، نجوم و ... نه تنها بهرههای بیشتری میبرند، بلکه از تفسیر به رأیها، برداشتهای جاهلانه و نتیجهگیریهای گمراه کنندهی کسانی که مدعی علم بودند ولی میگفتند: جاذبه وجود ندارد، زمین مسطح است، خورشید و سایر سیارات ثابت هستند ... تا خورشید خداست، و هم چنین سوء استفاده کنندگان از عوامی مردم عادی، ممانعت به عمل میآورند. پس، نه تنها نتیجه گرفتیم که هر کلام و بیان و چیزی ظاهر و باطنی دارد و کشف باطنها مستلزم تفسیر علمی است و اگر این تفسیرها صورت نمیپذیرفت هیچ علمی و هیچ کشفی حاصل نمیگردید، بلکه دانستیم آیات قرآن کریم نیز بسیار به تفکر و تعقل و تدبر که مستلزم تفسیر است و نیز پرهیز از تفسیرهای جاهلانه، ناآگانه و از روی ظنّ و گمان [که به آن تفسیر به رأی گفته میشود] تأکید نموده است. این لینک هم درباره اعجاز عددی قرآن هستش http://www.raze4fasl.com/4fasl/DetailView/?o_id=12 با سلام ميخاستم بدونم آيا قرآن واقعا كلام خداست؟ از كجا معلوم ؟ لطفا با دليل منطقي چون من در اينكه قرآن كلام خداست شك دارم پس با حديث و روايات به اثبات نپردازين و دوم اينكه جاودانگي قرآن و اينكه براي تمام زمانهاست پس چرا از علوم رايج امروز سخني در آن نيست . ممنون ميشم جوابمو كامل بدين برای جواب به لینک زیر برید: این هم یه لینک دیگه درباره این بحث حتما ببینید http://www.pasokhgoo.ir/node/26633 این لینک هم بسیار راهگشاست http://www.eteghadat.com/forum/topic-t2761.html |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







؟