کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: کدام یک از موارد زیر را در داشتن اعتقاد و باور موثر تر می دانید؟
عقـــــــــل
سنــــــت (خانواده)
قلب و دل
جامـــــعه و حکومت
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عقـــــل کجای زندگی واعتقادما جریان دارد؟؟؟(کاربردی)
۱۲:۰۰, ۴/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۱ ۱۲:۱۴ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

داشتم فکر میکردم که واقعا حیف است که این بحث در این بخش نباشه. البته وحید 110 گرامی بحثی تقریبا مرتبط با این موضوع داشتند در تاپیک دین و علم و عقل... ولی در این جا میخواهیم به سوالات دیگری پاسخ دهیم.

راستی حتما در نظر سنجی هم شرکت فرمایید.Heart

ضرورت این بحث: مسلما اینکه بدانیم معارفی که ما داریم از کجا آمده و چه


پشتوانه ای داره بسیار بسیار می تواند نقش مهمی در ارائه بهتر آن داشته باشد.


من اگر بدانم این کار نیکی که دارم انجام می دهم چه پشتوانه و عقبه ای دارد و چه


آثار و نتایجی نیز در پی آن می آید مسلما بهتر و بیشتر می توانم در راه رضای الهی


گام برادرم.


در ارسال اول ابتدا می پردازم به طرح سوال. بعد کم کم ادامه مباحث.


به راستی عقل تا کجا می تونه حرکت کنه؟ ما در مسائل دینی تا کجا می تونیم به


عقل استناد کنیم؟؟؟؟؟


آیا عقل می تونه حکمی را به مجموعه دین اضافه کند؟ مگر ما ادعا نمی کنیم که


دینمان کاملا بر مبنای عقل استوار است؟؟؟ پس چرا در برخی از مباحث دینی


میگوییم عقل راهی در آن ندارد؟؟؟


نقش عقل در دین چگونه است؟؟ آیا عقل مثل کلیدی برای معارف دین است یا


همچون چراغی است که معارف دینی را روشن تر می سازد و یا نه هیچ کدام از


این ها، عقل اصلا راهی در حوزه دین ندارد؟؟


کدام نوع اعتقاد را بیشتر می پسندید؟ اعتقاد عقلانی و یا اعتقاد قلبی؟؟؟؟


و سوالات بسیاری دیگر که میخواهد به این نتیجه نهایی برسد که بلاخره این اعتقاد های ما در بستر عقلانیت می توانند رشد کنند و پا بگیرند یا نه اعتقاد یک امر کاملا قلبی و احساسی است.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، R3Z4 ، یاســین ، Agha sayyed ، بیداری اندیشه ، blue.blood ، فرهاد55 ، حسن.س. ، Havbb 110 ، ایرانی ، ANTI satan ، در جستجوی سختی ، yamin ، saloomeh ، dinpajoohan ، فاطمه خانم ، جویای حقیقت ، ضحی ، vahrakan ، خیبر110 ، Mahdy2021 ، ويانا مبين نژاد ، mahyamatin ، حسن عزتي ، sagheb ، آیلار ، عبدالرحیم ، fiftynine ، m.hossein ، مجتبی110 ، 135 ، مرهم ، نرگس مهدوی ، MohammadMeraj ، السا ، لبخند خدا ، mahdy30na

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۷, ۱۰/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #21
آواتار
سید جان ما که عقل نداریم !
یه واحد پردازش داریم که بر اساس داده ها تحلیل و نتیجه گیری میکنه
اعتقاد قلبی و عقلی هم فرقی نمیکنه . اعتقاد قلبی (بحث روح مطرح نباشه ) که خلاف تحلیل باشه میشه کشش شدید امیال !
یا همون ضمیر ناخود اگاه یا همون مغز میانی!

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، فرشته مهربون ، سید ابراهیم ، حسن.س. ، ضحی ، فرهاد55 ، حسن عزتي ، 135
۱۰:۳۴, ۱۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
والله چند بار آمدم بنویسم و منصرف شدم !
آقا سید بنده زیاد وارد نیستم ولیکن خداوند در قرآن سفارش فرموده به " تفکر و تعقل و تدبر " .
و اینها را از راههای نجات قرار داده .
اما فکر نمی کنم منظور این باشد که از عقل دعوت شده باشد برای ابراز نظر .
همون جور که در روایات هست خداوند عقل رو آفرید ولی آن را چراغ راه قرار داد . نه مرجع قاونوگذار .
البته همانطور که معاون محترم فرمودند این عقل ناقص ما منظور نیست .
عقل ما به واسطه اینکه تحت تاثیر امیال آلوده هست ، نقص دارد و قدرت درستی برای مسئله ای که بیان فرمودید ندارد .
بعد هم اینکه ما برای تعبد آفریده شدیم هرچه خاشع تر باشیم به نظرم به صواب نزدیک تر هست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، ضحی ، در جستجوی سختی ، شیدا ، وحید110 ، یاســین ، فرهاد55 ، حسن عزتي
۱۱:۴۸, ۱۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
با تشکر از نظرات بسیار خوب شما.


بحث سر دخالت عقل در بعد هستی شناختی دین است یعنی اینکه عقل بتواند چیزی را به مجموعه دین اضافه کند و به بیان دیگر دین ساز باشد. البته مستقلا.


حق آن است که منبع هستی شناسی دین فقط و فقط اراده و علم ازلی الهی است و همه اصول و فروع محتوایی آن از ناحیه خداوند سبحان تایید می شود و عقل آدمی فاقد شان حکم کردن است. عقل همانند نقل نیز تنها گزارشگر و ادارک کننده احکام و دستورات الهی است. عقل به هیچ روی قدرت بر انشای احکام و اعمال مولویت را ندارد.


زیرا انشای حکم مولوی تنها از عهده کسی برمی آید که حق ربوبیت داشته و به جمع مصالح و مفاسد آگاه و قدرت بر پاداش و کیفر داشته باشد حال عقل چگونه می تواند پاداش و کیفر دهد؟؟؟


اینکه گفته می شود عقل حکم می کند در اصل به معنای آن است که حکم خدا را می فهمد.


در این جا عقل همچون مثال پزشک است. مثلا پزشک میگوید اگر این کار را بکنی بیماریت افزایش پیدا می کند.... بعد شما آن کار را انجام می دهی و بیماریت هم افزایش پیدا می کند. آیا این افزایش بیماری عقابی بوده است از سوی پزشک؟؟؟؟


مسلما خیر. پزشک تنها حکم ارشادی داده است. عقل هم همینگونه است. عقل اهل درایت و معرفت است و نه اهل ولایت و حکومت.


یا علی مدد.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، مجید املشی ، ضحی ، شیدا ، یاســین ، فرشته مهربون ، فرهاد55 ، خیبر110 ، بیداری12 ، حسن عزتي
۱۲:۴۶, ۲۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام.
به نظر من وقتی علم آدم روز به روز و لحظه به لحظه بیشتر بشه ، خودآگاه و ناخوداگاه به عقل هم افزوده می شه

فقط باید دقت کنیم که از این افزایش عقلمون درست و به جا استفاده کنیم و زکات علممون رو هم به دیگران

بدیم.ما مسئول تمام موا
ردی هستیم که وارد مغزمون می شن [تصویر: blush.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۸, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام اینکه شما بین حقیقت و واقعیت تماییز قائل هستین برای من که اطلاعات فلسفی اندکی دارم بحث انگیزه
میشه بیشتر این دو راتوضیح بدین یا یک منبع معرفی کنین ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم
۱۵:۱۱, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
با سلام خدمت طالوت گرامی و عرض خوش آمد.


البته که بین این دو مفهوم تفاوت قائل هستیم ولی برای اینکه مسیر بحث را سریعتر مشخص کنیم و جلو ببریم ازتون خواهش میکنم که جمله ای که در آن متذکر این تفاوت شده را بیاورید تا حقیر هم بیشتر توضیح بدهم...


اگر هم که موفق نشدید بفرمایید تا سر همین دو مفهوم توضیحاتی ارائه دهم.


با تشکر. Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۹, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #27
آواتار
خوب سوال سختیه . برای من که سقف دینم کوتاهه . هضمش سخته .
من از نظر سنجی که گذاشتید جواب مبدم .

مثلا داشتن اعتقاد و باور در خود دینمون .
در دین هیچ اجباری نیست . وقتی شخصی متولد میشه دلیل نمیشه چون خانوادش مسلمان هستن بگه من هم مسلمان هستم .باید یه اعتقاد قلبی براش باشه . از درون باشه . نه اینکه مقلد رفتار خانواده باشه و یا جامعه و بگه عقلانی این هست که دین من هم این باشه .
اما وقتی یه سوال و شبهه تو ذهنش ایجاد میشه باید از عقل و منطق استفاده کنه تا هندسه ی دینش بهم نریزه و اعتقاد قلبیش هم متزلزل نشه .

من متوجه نشدم پس مرز عقل انسان در قضاوت باور هاش کجاست ؟

شایدم من اصلا متوجه این بحث ها نشدم که اگه درست نیست .پستم رو پاک کنید.Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، سید ابراهیم
۱۶:۴۱, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #28
آواتار
(۲۴/آذر/۹۲ ۱۶:۱۹)skyeygirls نوشته است:  خوب سوال سختیه . برای من که سقف دینم کوتاهه . هضمش سخته .
من از نظر سنجی که گذاشتید جواب مبدم .

مثلا داشتن اعتقاد و باور در خود دینمون .
در دین هیچ اجباری نیست . وقتی شخصی متولد میشه دلیل نمیشه چون خانوادش مسلمان هستن بگه من هم مسلمان هستم .باید یه اعتقاد قلبی براش باشه . از درون باشه . نه اینکه مقلد رفتار خانواده باشه و یا جامعه و بگه عقلانی این هست که دین من هم این باشه .
اما وقتی یه سوال و شبهه تو ذهنش ایجاد میشه باید از عقل و منطق استفاده کنه تا هندسه ی دینش بهم نریزه و اعتقاد قلبیش هم متزلزل نشه .

من متوجه نشدم پس مرز عقل انسان در قضاوت باور هاش کجاست ؟

شایدم من اصلا متوجه این بحث ها نشدم که اگه درست نیست .پستم رو پاک کنید.Huh


نه چرا پاک بشه... مطلب خوبی رااشاره کردید...

در تکمیل سخن شما این را اضافه کنم، نمیدونم شاید هم قبلا در همین تالار گفته باشم، 90 درصد مراجع در اولین احکامشان فرمودند: تقلید در اصول دین جایز نیست... یعنی اشکال دارد... برخی که حرام دانسته اند...

یعنی چی؟ اینکه پدر و مادر و حتی جامعه من اگر معتقد بر خدای یگانه و یا رسالت حضرت ختمی مرتبت هست به هیچ عنوان دلیلی متقن برای این معتقد بودن من نمی تواند باشد...

این تو هستی که باید تحقیق کرده و اصول و مبانی اعتقادی ات را بنیان نهی... تا دیگه با این شبهه هم طرف نشوی که اگر در امریکا بودی بازم مسلمون بودی یا نه...

سخن بسیار است در این مقولهSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، sagheb ، اسکای
۱۷:۲۶, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #29
آواتار
من در مسیر تحقیق از دینم تا به الان به نتیجه رسیدم
که باید گشت ارشاد حرف مردم از باور ها ت رو دور زد . پشت دیواری نشست و دید لباس اعتقادی که تو تنم هست رو باید برای کی بلند کنم .این جا عقل و احساس بدجور در تضاد میشن . شایدم اصلا لباس اعتقادی تو تن نباشه .


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۹, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #30
آواتار
(۲۴/آذر/۹۲ ۱۷:۲۶)skyeygirls نوشته است:  من در مسیر تحقیق از دینم تا به الان به نتیجه رسیدم
که باید گشت ارشاد حرف مردم از باور ها ت رو دور زد . پشت دیواری نشست و دید لباس اعتقادی که تو تنم هست رو باید برای کی بلند کنم .این جا عقل و احساس بدجور در تضاد میشن . شایدم اصلا لباس اعتقادی تو تن نباشه .

بله شاید تنها تصورمان بر این است که اعتقادی در کار هست... باید پالایشی عقلانی انجام گیرد.

البته در دین هردوی این ها با هم جمع می شوند، حقیر اعتقاد دارم که عشق میوه ای است که تنها و تنها باید از درخت عقل چیده شود...

جمع بین این دو یعنی عقل و احساس(بخوانید عشق) در دین میسر است... اگر هم مصداق میخواهید بفرمایید صحرای کربلاHeart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا