کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم ویلای من
۲۰:۲۴, ۶/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۱ ۱۴:۳۸ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #1

*ویلای من

کاری جدید از مهران مدیری
هدف مهران مدیری از ساخت این فیلم ترمیم کردن و پاک کردن هر آنچه در قهوه تلخ رخ داده است

نکته بسیار بسیار مهم این است که تمامی کارهای اینبار مستقیما بر عهده خود مهران مدیری است .
این مجموعه به مدت "22 هفته" و 44 قسمت پخش خواهد شد.

"فراموش نکنیم که آخرین هدف رسانه سرگرم سازی است."


ماجرا چیست؟


ماجرا این است که شاهی با نام مشکین مشکات (مشکات به معنی منفذ وجائی ‌که ‌در آن‌چراغ بگذارند- که به نظرم به معنی تاریکی که در آن چراغ بگذارند یا چیزی شبیه به این) به کما رفته است
آلبرت مشاور مشاور مشکین مشکات طبق معمول در ساعت 7 صبح در اتاق او را می زند تا او را بیدار کند و متوجه می شود که او بیدار نمی شود
وارد اتاق او شده و متوجه می شود که او مریض است.
پزشک مخصوص دربار خبر می شود و متوجه می شود که "شست بزرگ انگشت پای او ورم کرده است (نمیدانم اشاره به چه حادثه ای دارد اما مطمئن هستم بی معنی نیست)" آزمایشی نوشته و بعد از انجام آزمایش متوجه می شود که او "به نوعی ویروس!" دچار شده است
که هیچ درمانی هم ندارد!

پزشکش تشخیص می دهد که ویروسی در بدن او وارد شده است و دقیقا مسیر را اینگونه توضیح می دهد

ابتدا در شست پا بعد قوزک پا بعد زانو بعد ران بعد پشت باسن بعد توی شکم بعد به قلب او رفته و بعد هم می میرد و هیچ دارو و درمانی ندارد.(اینکه به کجا یا کدام منطقه آدرس می دهد را متوجه نشدم)
پزشک تشخیص می دهد که 44 روز تا مرگ او مانده است.

آلبرت که مشاور اعظم اوست به بیمارستان زنگ می زند و می گوید من از طرف مشکات هستم و میخواهم یک دستگاه iccu آورده تا ایشان بتواند زنده بماند.

(کلمه iccu را در ذهنتان داشته باشید)

مشکات از آنجایی که در کماست با وکیل او آقای اعتمادی تماس می گیرند
اعتمادی با صحبت با اطرافیان مشکات متوجه می شود که مشکین مشکات هیچگونه ورثه ای ندارد و اطرافیان وی می خواهند تا ثروت او را بین خودشان تقسیم کنند
وکیل به علت سکونت در اتریش و ترس از اینکه اگر دیر برسد برایش مشکلی پیش بیای با یکی از وکلا که شاگرد خودش بوده است تماس میگیرد و از او میخواهد تا در رستوران بالای دفترش با هم صحبت و دیدار داشته باشند.

قصه به این سمت می رود که دو فرد آواره و دربدری که دزد بوده اند توسط مدیر رستورانی که قرار است اعتمادی و شاگردش در آن همدیگر را ببینند پناه و به آن دو سابقه دار کار داده شده و جای خوابشان در همان رستوران است.

ارسلان که نقشش را مهران مدیری بازی می کند با یک کلاه برداری کوچک زندان بوده و الان که در این رستوران است نقش گارسون را دارد و از زنش منیژه جداشده است و باید هر ماه یک سکه به همسرش
بدهد.
او دوست دیگری دارد که نقشش را سیامک انصاری بازی می کند و یک فرد جاعل است که مادرش شوهر کرده است و اگر بخواهد مادرش را ببیند شوهر مادرش او را طلاق می دهد.


شب قرار فرا می رسد و اعتمادی با شاگرد سابقش که هم اکنون وکیل است در رستوران بالای دفترش که ارسلان دوست سابقه دارش در آنجا کار می کنند صحبت می کند و لیست اموال مشکین مشکات که در کماست را میخواند.
در همین حال ارسلان (مهران مدیری) با دقت تمام حرفهای این دو فرد را به بهانه روشن کردن شمع سر میز می شنود و در هنگام خواب به دوستش می گوید.

آن دو در ابتدا راضی به دزدی از مشکات در قالب برادر زاده اش نیستند اما با دیدن جنبه های سخت کار رستوران راضی به انجام این کار می شوند.

وکیل جوان که شاگرد اعتمادی است نیز به ثروت مشکات طمع کرده و وارد منزل او می شود و آلبرت که مشاور اعظم مشکات است او را به اتاقش راهنمایی می کند و با او صحبت می کند.

[تصویر: dm-3ZRS.png]

[تصویر: di-7S9S.png]

چشم جهان بین در سریال "ویلای من". شاگرد اعتمادی در حال صحبت با آلبرت.


او از خانم وکیل میخواهد تا در لحظه مرگ مشکات باشد و تا زمانی که مشکات در کماست اجازه خروج ندارد
زیرا او دستور داده است به محض مردنش وصیتش خوانده شود و در عوض ماندنش حقوق و مزایای خوبی دریافت خواهد کرد.
او بعد از شرح قوانین می گوید که سر ساعت 11 چراغ های خاموش می شود و در ساعات خاموشی نباید در خارج از اتاقتان ترددی داشته باشید مگر با هماهنگی قبلی!! و با آرامی به وکیل می گوید به یاد داشته باشید که: "من همیشه بیدارم" و این رابطه دقیق با جمله iccu که در واقع به نظر من i see see you است دارد.


اما تحلیل قطعی من این است که بحث انتقال قدرت بوده یا در حال انجام است.
این مجموعه در هر هفته دو روز به طور گسترده توسط شرکت گلرنگ رسانه در سراسر ایران پخش می شود.

شاید باور نکنید ولی به طور اتفاقی کلیپی از شب های برره را دیدم که شیرفرهاد به کیانوش می گفت ما جشن بالماسک داریم و ماسک می زنیم تا شناخته نشویم.حتما و قطعا این کلیپ را گیر میارم و براتون میذارم.

بنده هیچکاری با کسانی که من را متهم به توهم توطئه کنند یا به من بگویند باید به اصل ظهور و... بپردازی و اینها را رها کنی ندارم و از آنان خواهش می کنم نظر ندهند.

اما از افرادی که دغدغه یهود شناسی و درک استراتژی و نقشه های ماسون ها را دارند خواهش میکنم با دقت این فیلم بسیار بسیار مهم را دنبال کنند و حتما بعد از مشاهده فیلم نتیجه دقیقش را به عموم اعلام کنند.

* خوشحالم که در کل اینترنت ایران اولین نفری هستم که این مطلب را ارسال می کنم و از هیچ منبعی هم استفاده نکردم و موضوعی را ایجاد کردم تا بدون تعصب و کینه درباره این فیلم بحث سالم داشته باشیم.

یا حق

در آخر اینکه دوستان عزیز از شما خواهش دارم حتما این فیلم مهم را ببینید و تحلیل شخصی تان را در همین صفحه ارسال کنید.
با سپاس از شما
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، جویای حقیقت ، seiied ، am_po ، راحیل ، ascertained ، montazer 128 ، reyhaneh.sh ، یاوران مهدی ، rohham ، ساقی ، paramida.ir ، emj ، انديشه نو ، عدالت
۲۱:۱۱, ۶/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
اصولا وقتی قراره یه فیلم نقد بشه منتظر میمونن تا قسمت عمده ای از سریال نقد بشه.
حداقل دندون روی جیگر بزارین یکمی از این سریال عرضه بشه ببینیم قضیه از چه قرارهWink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdyshr ، farzad313 ، جویای حقیقت ، Mohammad Trust ، R3Z4 ، aleerz ، kami_molodi ، amir72 ، revenger ، بچه شیعه ، spry ، soshiant ، ساقی ، emj
۱:۲۹, ۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
نقد این فیلمم شد مثل نقد یه فیلم معروف که تموم نشده نقد شد...
اون عکس رو هم هرچی زوم کردم چشم جهانبینو ندیدم.
ولی فکر میکنم که نمادگرایی تنها ظاهر کار این حزبه و اون چیزهایی که نباید ازشون فاش بشه هیچ وقت فاش نمیشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، ascertained ، montazer 128 ، emj
۳:۳۲, ۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #4
آواتار
دوست عزیز
ممنون بایت وقت گذاشتنون
اما من هیچ نکته ی قابل توجهی در نقدی که نوشتین ندیدم
اون هم چشم جهان بین نیست...

موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، میلاد.م ، مسافر ، Mohammad Trust ، black ، aleerz ، mahdyshr ، سلیم ، emj ، pari74bala
۱۴:۴۳, ۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin

کلا بگید اقای مدیری ماسون هستن دیگه =))))

شما به ترک روی دیوار هم میگید ماسونی. یکم فکرتون رو اصلاح کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: A L I ، emj ، pari74bala
۱۷:۳۷, ۷/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
با توجه به اینکه مدت زمان زیادی از پخش این سریال نمی گذرد، اگر موافق باشید ادامه بحث را بعد از عرضه حداقل 20 قسمت آن ادامه بدهید..

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، ELENOR ، Admirer ، mahdyshr ، میلاد.م ، جویای حقیقت ، حفیظ ، hsmoa ، soshiant ، خیبر110 ، fv1015 ، سلیم ، emj
۱۴:۲۰, ۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #7

از نظر همه دوستان بسیار سپاسگذارم
به نویسنده خوب وبلاگ vavp.blogfa.com هم ایمیل دادم تا این فیلم جدید را با دقت تمام دنبال کنند و نتیجه تحقیقاتشان را برای عموم منتشر کنند که متاسفانه ایمیل ایشان فعال نبود و نامه برگشت داده شد.
در هر صورت من استخوان بندی و اسکلت فیلم را بیان کردم و باید ببینیم دقیقا به چه سمتی گسیل داده می شود و چه هدفی دنبال می شود.
اگر دوستان محترم نظری در مورد فیلم داشتند یا نکته ای خاصی مد نظرشان بود حتما ارسال کنند.
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، ascertained ، montazer 128 ، emj
۰:۲۶, ۱۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #8

با سلام و خسته نباشید
متن نقد بسیار خوب بود

من خودم به شخصه به این سریال نقد دارم
یک نقدی هم در همین راستا که در مورد یک تیکه از قسمت یک هست دارم مینویسم و احتمالا به زودی منتشرش میکنم


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، Hadith ، montazer 128 ، emj
۹:۴۳, ۲۱/بهمن/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۹۱ ۹:۵۴ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #9

خلاصه ای از قسمت 3 و 4 سریال ویلای من
خدمتکار قصر آلبرت اصرار عجیب و زیادی برای ایستادن هر میهمانی روی نقطه قرمز دارد و معلوم نیست چه مساله ای را بررسی می کند
و بعد اجازه ورود به ویلا را می دهد

ارسلان مشکات با تیپی خاص و با کت و شلوار و پیراهن آبی و کلاه شاپو و دستکش های سیاه به عنوان کارمندی در ناسا وارد می شود و در منزل مخصوص مشکین مشکات
ساکن می شود ارسلان مشکات میگوید دست زدن به ستارگان و در نوردیدن کائنات و اتفاق و حادثه برای او بی معناست.


ویژگی های عجیب آلبرت از زبان خودش

1-هرگز دستشویی نمی رود
2-هرگز نمی خوابد
3-هرگز غذا نمی خورد
4-قوانین وضع شده توسط مشکات را حتی بدون حضور او اجرا می کند (اوج وفاداری و خلوص)
5-همیشه نوکر بوده است


به گفته او دوشنبه ها برای مشکات بزرگ روز خاصی است و همیشه دور همی داشته است.
مشکین مشکات تا قبل از به کما رفتنش مراسم ماسک صورت داشته است .


آلبرت در صحنه ای از فیلم در منزل مشکات با ارسلان وارد اتاقی با نام اتاق گورخر می شود
اتاق گورخر با برآورد هزینه 660 میلیون تومان که همراه با تصویر چشم چپ گورخر نیز درخور توجه است.

آلبرت به ارسلان میگوید اگر کاری داشته باشد حتما باید با داخلی 9 تماس بگیرد (911 که در معنا شناسی به معنی کنار گذاشتن خدا است)

===تصویر اتاق گور خر
[تصویر: 4dd5528f7596.png]

در این فیلم با زیرکی تمام دختران دانشجو فردی لوس و خیالی و کم فهم و بی هنر معرفی می شود

رسیدن به دارایهای مشکات و انتقال سند به ارسلان 5 تا 6 ماه طول می کشد (به معنی انتقال قدرت نیز میتواند تلقی بشود)

دوست ارسلان یعنی هدایت شخصی ساده لوح و بی اراده و جاعل و بی هنر است که بصورت قاچاقی خودش را به ارسلان در ویلای من می رساند و هنگامی که
با ارسلان در حال صحبت است ارسلان می شمارد 1-2-3-5 که مجموع آنها عدد یازده است و قبل از گفتن شش پنجره بسته می شود.



مشکات هر سه شنبه قبل از نهار با چشمان بسته به موسیقی با چشمان بسته گوش می داده و لذت می برده است

ارسلان مشکات در صحنه ای از فیلم که هیچ ارتباطی با فیلم ندارد و بدون هیچ دلیلی قانع کننده و صحبت قبلی با دیگران به ارتفاع بلندی از منزل مشکات رفته مقداری برف
از روی نرده ای که زیرش ستون های شبیه بواز و جاشین دارد پاک نموده و خودش را از ارتفاع پرتاب نموده و روی کف حیاط بی هیچ صدمه ای می نشیند و خانم آشپز از دیدن این صحنه بسیار تعجب می کند و آنرا برای
دیگر آشپزها تعریف می کند.


--- تصویر سقوط از ارتفاع ارسلان مشکات
[تصویر: 63fc48aae39f.png]


در ویلای من 13 صندلی برای میز نهار خوری وجود دارد که با صندلی مخصوص مشکات 14 صندلی می شود

در دقیقه 37 فیلم دو ستون که در ابتدای ورودی ویلا قرار دارد تصویر برداری می شود.

فردی با نام جمشید مشکات با کت و شلوار آبی براق وارد ویلا می شود.

در فیلم هم گفته می شود که حدود 40 روز دیگر مشکات می میرد البته پزشک انتظار دارد که مریضی یا ویروس به سمت قلب نرود و در طی مسیرش از عضوی دیگری خارج شود.

اینجانب دور نمی بینم که اگر مدیری را وابسته و عنصر ببینیم میتوان گفت که برنامه ای خاص برای سال 92 در نظر داشته باشند
خصوصا اینکه الان حواس جهانی از موضوع پایان دنیا پرت شده است و می توان هر چیزی را به خورد عامه مردم داد و بعد گفت که پیشگویی نوسترآداموس محقق شده است!


درباره بررسی من خوشحال می شوم که دوستان حتما نظر خودشان را اعلام بفرمایند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، montazer 128 ، ascertained ، سلیم ، paramida.ir ، emj ، انديشه نو ، termeh
۱۶:۴۲, ۲۱/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام.....
باکمال احترام....


نمیدونم چرا هرکی تو این مملکت سریال انتقادی (ترجیحاکمدی) میسازه به ضد دین بودن متهم میشه....




آقا این کلمات ما سی و سه تاس ما هم ماسونیم آیا؟؟؟؟HuhHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، namekarbary ، ارش کمانگیر ، A L I ، emj ، pari74bala ، L.H
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ((گذشته)) فرهادی ((ویلای من)) مدیری و سقوط فرهنگی عدالت 16 11,847 ۵/مرداد/۹۲ ۱۴:۳۳
آخرین ارسال: مجتبی110

پرش در بین بخشها:


بالا