|
اگر طاقت دارید بیایید ببینید امامتان چه گفته است!!!!!!!!!!!!
|
|
۰:۵۳, ۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۱:۵۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشّهداء و الصدّیقن سلام بر شیعیان منتظر واقعی سلامی هم بر محبان امیدوار سلامی هم بر آزدگان عالم تقدیم میکنم سخنان مولای شهیدم حضرت حسین بن علی سیدالشهداء در عصر عاشورا را امام حسین عليه السّلام در عصر عاشورا رو به سوى آن قوم كرده به راست و چپ نگريست و هيچ يك از اصحاب و ياران خود را نديد، مگر آن بر خاك افتادگانى را كه پيشانى به خاك ساييده و مرگ صدايشان را بريده بود. پس صدا زد: «اى مسلم بن عقيل! اى هانى بن عروه! اى حبيب بن مظاهر! اى زهير بن قين! اى يزيد بن مظاهر! اى يحيى بن كثير! اى هلال بن نافع! اى ابراهيم بن حصين! اى عمير بن مطاع! اى اسد كلبى! اى عبد اللّه بن عقيل! اى مسلم بن عوسجه! اى داود بن طرمّاح! اى حرّ رياحى! اى على بن الحسين! شما اى دلاور مردان پايدار و اى سواران عرصه پيكار! چرا شما را فرياد مى كنم و پاسخم نمى دهيد و فرا مى خوانم و از من نمى شنويد؟! آيا شما خوابيد كه به بيدارىتان اميدوار باشم يا محبّتتان از امام خود برگشته كه به يارىاش نمى شتابيد؟! اينك اين (كودكان و) بانوان پيامبرند كه از فقدان شما (در هراس افتاده) ناتوان گشته اند. اى بزرگواران غيور! از خواب خود برخيزيد و اين سركشان پست را از حرم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برانيد! ولى (افسوس!) به خدا سوگند مرگ شما را به خاك افكنده و روزگار دغل با شما بى وفايى كرده است وگرنه شما از پاسخ دعوت من كوتاهى نمى كرديد و از يارى من ناپيدا نمى شديد. هان! اينك ما از فقدان شما داغداريم و به شما مى پيونديم كه ما از آن خداييم و به سوى او بازآييم» «1». بعد اشعارى بدين مضمون خواند: «راد مردانى كه چون براى دفع بلاهاى روزگار- در آن حال كه ميان نيزه داران و فشارآوران (ميدان نبرد) افتاده بودند- فرا خوانده شدند، دلها را بر زرهها پوشيدند و به سوى جانبازى هجوم آوردند و حسين عليه السّلام را يارى كردند. وه چه جوانمردانى! كه زندگى عاريتى را ناخوش داشته رها كردند و به پوشش زيباى حيات ابدى در آمدند» «2». امام باقر عليه السّلام فرمود: ... حسين بن على عليه السّلام كشته هاى خود را كنار هم مى نهاد و مى فرمود: «كشته هاى ما، كشته هاى پيامبران و آل پيامبرانند»«3»! و در روايت ديگرى آمده است كه: (در روز عاشورا) چون كار بر حسين عليه السّلام سخت شد و تنهاى تنها ماند، به خيمه هاى برادرانش نگريست و آنها را خالى ديد، به خيمه هاى فرزندان عقيل نگاه كرد و آنها را خالى ديد، به خيمه هاى اصحاب نگاه كرد و كسى را نديد و فراوان مى فرمود: لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم. سپس به خيمه هاى بانوان رفت و پس از آن به خيمه فرزندش زين العابدين عليه السّلام آمده او را ديد كه بر روى پوست خشنى افتاده و زينب عليها السّلام از او پرستارى مىكند. زين العابدين عليه السّلام چون امام عليه السّلام را ديد خواست برخيزد، نتوانست. به عمّه خود گفت: مرا به سينه خود تكيه ده اين فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه آمده! زينب عليها السّلام پشت او نشسته او را به سينه خود تكيه داد. امام عليه السّلام از حال او جويا شد و او خدا را سپاس گفت. سپس عرض كرد: پدر جان! امروز با اين منافقان چه كردى؟ فرمود: «فرزندم! شيطان بر ايشان چيره گشته و خدا را از يادشان برده است. جنگ ميان ما و آنان چنان شعله ور شد كه زمين از خون ما و ايشان به جوش آمد» «4». زين العابدين عليه السّلام عرض كرد: پدر جان! عمويم عبّاس كجاست؟ ديده هاى زينب عليها السّلام اشكبار شد و به برادرش نگريست تا چه پاسخ مى دهد، زيرا او زين العابدين عليه السّلام را از شهادت عمويش عبّاس عليه السّلام آگاه نكرده بود تا مبادا بيمارىاش سختتر شود. امام عليه السّلام فرمود: «فرزندم! عمويت كشته شد و كنار فرات دستانش را بريدند» «5». علىّ بن الحسين عليه السّلام چنان گريست كه بيهوش شد. چون به هوش آمد از يكايك عموها و عموزادگانش مى پرسيد و امام عليه السّلام مى فرمود: «شهيد شد»«6». پرسيد: برادرم على، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و زهير بن قين چه شدند؟ فرمود: «فرزندم! بدان كه در خيمه ها مرد زنده اى جز من و تو نمانده است» «7». همه آنان كه مى پرسى اينك كشته بر روى خاكاند. امام سجّاد عليه السّلام سخت گريست. سپس به عمّه خود زينب عليها السّلام فرمود: شمشير و عصايى به من ده. امام عليه السّلام فرمود: «براى چه مىخواهى» «8»؟! عرض كرد: تا بر عصا تكيه كنم و با شمشير از حريم فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پاس دارم، كه ديگر خيرى در زندگى دنيا نيست. امام عليه السّلام او را بازداشته به سينه چسبانيد و فرمود: «فرزندم! تو پاكترين ذريّه و برترين عترت منى، تو جانشين من بر اين كودكان و بانوانى، ايشان غريب و تنهايند كه خوارى و يتيمى و شماتت دشمنان و حوادث تلخ روزگار آنان را فرا گرفته است، هرگاه فريادشان بلند شد آرامشان كن، هرگاه به هراس افتادند مونسشان باش و با (مهربانى و) سخنان نرم خود خاطرشان را آسوده ساز، زيرا آنان غير از تو مرد ديگرى ندارند تا به او انس گيرند و غم و غصه هايشان را به او گويند. بگذار ايشان تو را ببويند و تو آنان را ببويى و آنان بر تو بگريند و تو بر آنان بگريى» «9». سپس دست او را گرفته و با صداى بلند فرمود: «اى زينب! امّ كلثوم! سكينه! رقيّه! فاطمه! سخنم را بشنويد و بدانيد كه فرزندم على جانشين من بر شماست و او امام مفترض الطّاعه است. سپس به او فرمود: فرزندم! از من به شيعيانم سلام برسان و بگو: پدرم غريبانه به شهادت رسيد، بر او سوگوارى و گريه كنيد» «10». __________________________________________________ (1) يا مسلم بن عقيل، و يا هاني بن عروة، و يا حبيب بن مظاهر، و يا زهير بن القين، و يا يزيد بن مظاهر، و يا يحيى بن كثير، و يا هلال بن نافع، و يا إبراهيم بن الحصين، و يا عمير بن المطاع، و يا أسد الكلبيّ، و يا عبد اللّه بن عقيل، و يا مسلم بن عوسجة، و يا داود بن الطّرماح، و يا حرّ الرّياحيّ، و يا عليّ بن الحسين، و يا أبطال الصّفا، و يا فرسان الهيجاء، مالي أناديكم فلا تجيبوني، و أدعوكم فلا تسمعوني؟! أنتم نيام أرجوكم تنتبهون، أم حالت مودّتكم عن إمامكم فلا تنصرونه؟! فهذه نساء الرّسول صلّى اللّه عليه و آله لفقدكم قد علاهنّ النّحول، فقوموا من نومتكم، أيّها الكرام، و ادفعوا عن حرم الرّسول الطّغاة اللّئام، و لكن صرعكم و اللّه ريب المنون و غدر بكم الدّهر الخئون، و إلّا لما كنتم عن دعوتي تقصرون، و لا عن نصرتي تحتجبون، فها نحن عليكم مفتجعون و بكم لاحقون، فإنّا للّه و إنّا إليه راجعون. (2) قوم اذا نودوا لدفع ملمّة و القوم بين مدّعس و مكردس لبسوا القلوب على الدّروع و أقبلوا يتهافتون على ذهاب الأنفس نصروا الحسين فيا لها من فتية عافوا الحياة و البسوا من سندس (3) قتلانا قتلى النّبيّين و آل النّبيّين. (4) يا ولدي قد استحوذ عليهم الشّيطان فانساهم ذكر اللّه، و قد شبّ الحرب بيننا و بينهم لعنهم اللّه حتّى فاضت الأرض بالدّم منّا و منهم. (5) يا بنيّ انّ عمّك قد قتل، قطعوا يديه على شاطئ الفرات. (6) قتل. (7) يا بنيّ اعلم انّه ليس في الخيام رجل حيّ إلّا أنا و أنت، و أمّا هؤلاء الّذين تسأل عنهم فكلّهم صرعى على وجه الثّرى. (8) و ما تصنع بهما. (9) يا ولدي انت اطيب ذرّيتي، و افضل عترتي، و انت خليفتي على هؤلاء العيال و الاطفال، فانّهم غرباء مخذولون، قد شملتهم الذّلّة و اليتم و شماتة الاعداء و نوائب الزّمان سكّتهم اذا صرخوا، و آنسهم اذا استوحشوا، و سلّ خواطرهم بلين الكلام، فانّهم ما بقى من رجالهم من يستأنسون به غيرك و لا احد عندهم يشكون اليه حزنهم سواك، دعهم يشمّوك و تشمّهم، و يبكوا عليك و تبكي عليهم. (10) يا زينب و يا امّ كلثوم و يا سكينة و يا رقيّة و يا فاطمة، اسمعن كلامي و اعلمن انّ ابني هذا خليفتي عليكم، و هو امام مفترض الطّاعة ثمّ قال له: يا ولدي بلّغ شيعتى عنّى السّلام فقل لهم: انّ ابى مات غريبا فاندبوه و مضى شهيدا فابكوه. منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسين(علیه السلام) ،ص:539 تا 542 یا لثارات الحسین و این جملات را خواندم!!!!! فرزندم! از من به شيعيانم سلام برسان و بگو: پدرم غريبانه به شهادت رسيد، بر او سوگوارى و گريه كنيد» . و باز دوباره خواندم!!!!!!!! فرزندم! از من به شيعيانم سلام برسان و بگو: پدرم غريبانه به شهادت رسيد، بر او سوگوارى و گريه كنيد» . و باز دوباره میخوانم فرزندم! از من به شيعيانم سلام برسان و بگو: پدرم غريبانه به شهادت رسيد، بر او سوگوارى و گريه كنيد» . اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا لثارات الحسین اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا حجت بن الحسن عجل علی ظهورک
کسانی که طاقت داشتند و تا آخر کامل خواندند صلواتی هدیه کنند و اگر خواستند حرف دلشان را بزنند بعد از خواندن کلام امامشان، و ما امام زنده ای داریم که بیش از 1200 سال است که ندا در داده است که هل من ناصرٍ ینصرنی؟... می خواهم به بهانه ی این صلوات شما این تاپیک همیشه در تالار بالا بماند... |
|||
|
۱:۲۲, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
قیامت بی حسین غوغا ندارد .... شفاعت بی حسین معنا ندارد .... حسینی باش که در محشر نگویند .... چرا پرونده ات امضاء ندارد السلام عليک يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت به فنائک.... «اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»
|
|||
|
|
۱:۲۳, ۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۱:۳۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلامتی و تعجیل در فرج یوسف زهرا :
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه و لعنت علی اعدائهم اجمعین |
|||
|
|
۱:۳۴, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم اللهم عجل لوليك الفرج يالثارات الحسين عليه السلام اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۱:۴۸, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
|
|||
|
|
۱:۵۲, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
آیا می شود که امام ما هم در حق ما بگویند:
نقل قول:وه چه جوانمردانى! كه زندگى عاريتى را ناخوش داشته رها كردند و به پوشش زيباى حيات ابدى در آمدند» آیا می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به ذره گر نظر لطف بو تراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ آرزو بر جوانان عیب نیست اللهم الرزقنا!!!!!! |
|||
|
|
۱:۵۴, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
لبيك يا حسين عليه السلام اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۲:۰۱, ۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۲:۱۶ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
فرزندم! از من به شيعيانم سلام برسان و بگو:
پدرم غريبانه به شهادت رسيد، بر او سوگوارى و گريه كنيد» أین الطالب بدم المقتول بکربلا؟؟؟
أین الطالب بدم المقتول بکربلا؟؟؟ أین الطالب بدم المقتول بکربلا؟؟؟ اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه اللهم صل علی محمد وآل محمد بعدد ما احاط به علمک و عجل فرجهم |
|||
|
|
۲:۰۶, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شکرخداکه مادرمن اهل روضه بود
با لقمه حلال پدر قد کشیده ام ازکودکی که نوکری افتاد گردنم از اهل بیت غیر محبت ندیده ام |
|||
|
|
۲:۳۲, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
نقل قول:...و اگر خواستند حرف دلشان را بزنند... خواستم بگم "حسین جان :یا لیتنا کنا معک.." ولی شرمم اومد..هم شرم هم ترسیدم آقا بگه اون موقع نبودی...حالا که هستی برای حسین زمانت چی کار کردی؟؟؟ خدایا خودت کمک کن روسفید باشیم... و جزو لبیک گویانِ حقیقی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












