کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کوچه های بنی هاشم(ویژنامه ی فاطمیه اول) چه شیعیان بی وفایی هستیم
۲۱:۵۵, ۲۱/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۰ ۱۹:۰۶ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: BESM8.png]


پس از دو ماه گرفتاری عاقبت آقا *** شدم به روضۀ پهلو شکسته مهمانت


برای مادر خود گریه کن نمی خواهی *** دوباره روضه زهرا گرفته چشمانت

*****************



فاطمیه را چو محرم به پا کنیم *** شاید که حق مادر خود را ادا کنیم


[تصویر: 489091139722351691401911264924514511819974.jpg]








علی 110 هر وقت توی زندیگیش خیلی خیلی گرفتار میشه و دستش به هیچ جا نمیرسه
وقتی دیگه هر چی به ذهنش رسید انجام داد و نتیجه ندید
عرش خدا رو به لرزه در میاره

میگه خدایا به حق یه چادر خاکی به فریادم برس

و همیشه بعد از این قسم، خداوند مرا در دریای رحمت رحیمیه ی خودش غرق کرده

خانوم خودش میدونه بزرگترین عنوانی که من توزندگیم بهش افتخار کردم یه سینه بند بود که توی ایام فاطمیه به سینه میزدیم
روش نوشته بود

خادم الزهرا
یا علی
چرا چون لاله خونین دل نباشم؟

حسين بن على عليه السلام فرمود: چون فاطمه عليها السلام وفات كرد، امير المؤمنين او را پنهان بخاك سپرد و جاى قبرش را ناپديد كرد، سپس برخاست و رو بجانب قبر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كرد و گفت:...
اى رسول خدا! شكيبائيم از فراق محبوبه‏ات كم شده ... در كتاب خدا براى من بهترين پذيرش (و صبر بر اين مصيبت) است، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، همانا امانت پس گرفته شد... و زهرا از دستم ربوده شد....
بهمين زودى دخترت از همدست شدن امتت بر ربودن حقش بتو گزارش خواهد داد، همه سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، زيرا چه بسا درد دلهائى داشت كه چون آتش در سينه‏اش مى‏جوشيد و در دنيا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نيافت، ...
واى، واى باز هم بردبارى مباركتر و خوش‏نماتر است اگر چيرگى دشمنان زورگو نبود (كه قبر فاطمه را بشناسند و نبش كنند) اقامت و درنگ در اينجا را چون معتكفان ملازمت مى‏نمودم ... در برابر نظرِ خدا دخترت پنهان بخاك سپرده شد و حقش پايمال گشت و از ارثش جلوگيرى شد، با آنكه دير زمانى نگذشته و ياد تو كهنه نگشته بود، اى رسول خدا! شكايت من تنها بسوى خداست... درود خدا بر تو و سلام و رضوانش بر فاطمه باد.
اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 357

چرا امیرالمومنین دختِ رسول خدا را پنهان به خاک سپردند و قبرشان را پنهان کردند؟؟!!
چرا امیرالمومنین فرمودند زهرا از دستش ربوده شد؟؟!!
چرا حق حضرت زهرا پایمال شد و از ارثش جلوگیری شد؟؟!!
چرا امام زمان را منتقم می خوانند؟!
چرا امام زمان تنها و بی یاورند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما شیعیان و محبین عجب مرام و معرفتی داریم!!!!

اين سخنان را امام (عليه السلام) هنگام دفن سيده زنان حضرت فاطمه (عليها سلام) ايراد فرموده. مثل آنكه در كنار قبر رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) سخن مى‏گويد:
درود بر تو اى رسول خدا، از من و دخترت كه هم اكنون در كنارت آرميده و از سايرين زودتر به تو ملحق شده.
اى رسول خدا شهادت دخترت فاطمه صبر و تحمّلم را كم كرده و طاقت و توانايى من با فراق او از دست رفته است ولى براى من كه ناراحتى فراق تو را ديده‏ام و سختى اين مصيبت را كشيده‏ام جا دارد كه در مصيبت فاطمه (عليها سلام) شكيبايى كنم.
من تو را داخل قبر گذاشتم و هنگامى كه سرت روى سينه ‏ام بود، جان از تنت بيرون رفت. «از جانب خدا آمده‏ ايم و به جانب او بازخواهيم گشت».
اى رسول خدا امانت و گرو (فاطمه عليها سلام) دريافت شد ولى اندوه من هميشگى است و شبها را بيدار خواهم ماند تا آن زمان كه خداوند خانه‏اى را كه تو در آن سكونت دارى برايم اختيار نمايد.
زود باشد كه دخترت به تو خبر دهد كه اين مردم با او چه كردند و چه ستمها بر وى روا داشتند (با سكوت جبت و با ضربه طاغوت فدكش را غصب، پهلويش را شكستند و بالاخره مادر و فرزند را به شهادت رساندند) از او بپرس و نوع رفتار آنها را با ما از وى پرسجو كن، كه اين همه ظلم در حالى بر ما وارد شد كه چند روزى از رفتن تو نگذشته و ياد تو از بين نرفته بود.
بر تو و فاطمه‏ات درود، درود وداع كننده از روى محبت و دوستى و نه از روى دلتنگى. پس اگر از كنار قبر تو بروم نه از روى خستگى و بى‏علاقه‏گى است و اگر بمانم نه بخاطر بدگمانى به آنچه خداوند به صابران وعده داده است.
نهج البلاغه-خطبه شماره 3

ماه بایددرآسمان باشدوازخورشیدنوربگیرد،به خاطرکرم شب تابی که نبایدخودرابه زمین برساند.ابرهای فتنه ازسقف سقیفه گذشتندوخانه پیامبررااحاطه کردند همهمه دربیرون درشدت گرفت ودرآنچنان کوفته شدکه ستونهای خانه پیامبرلرزید.

-بیرون بیایید.بیرون بیاییدوگرنه همه تان راآتش می زنیم.

صداصدای عمربود.

توبایک دنیاغم ازجابلندشدی وبه پشت دررفتی ،اما دررانگشودی .


-توراباماچه کار؟بگذارعزایمان رابکنیم.

بازهم فریادعمربود:
-علی ،عباس وبنی هاشم همه بایدبه مسجد بیایندوباخلیفه پیامبربیعت کنند.

- کدام خلیفه؟امام وخلیفه مسلمین که اینجابالای سر پیامبراست.

- مسلمین باابوبکر بیعت کرده اند،درراباز کن وگرنه آتش میزنم.

یک نفربه عمرگفت:
اینکه پشت درایستاده ،دخترپیغمبراست،هیچ میفهمی چه میکنی ؟خانه رسول الله...

عمردوباره نعره کشید:
- این خانه رابا هرکه درآن است،آتش می زنم.

بزودی هیزم فراهم شدوآتش ازسروروی خانه بالا رفت.

توهمچنان پشت درایستاده بودی وتصورمیکردی به کسی که گوشهایش راگرفته میتوان گفت که هدایت چیست؟ خیرکجاست ورسالت چگونه است.

درخانه تنی چنداز اصحاب رسول الله هم بودند،اما هیچ کس به اندازه توشایسته دفاع ازحریم پیامبر نبود.توحلقه میان نبوت وولایت بودی،برترین واسطه وبهترین پیوندمیان رسالت ووصایت.

محال بود کسی نداندآنکه پشت درایستاده، پاره تن رسول الله است.

هنوززودبودبرای فراموش شدن این حدیث پیامبرکه:
-فاطمه بضعه منی ،فمن اذاهافقداذانی ومن اذانی فقداذالله.


فاطمه پاره تن من است،هرکه اورابیازارد مراآزرده است وهرکه مرابیازارد اورا.

وقتی آتش ازدرخانه خدا بالا رفت.عمرآتش بیارمعرکه ابوبکر،آنچنان به درحریم نبوت لگدزد که فریادتوازمیان درودیواربه آسمان رفت...

مادر مراازعاشورا مترسان،مرابه کربلا دلداری مده.

عاشورا اینجاست ! کربلااینجاست !

مادر درکربلا هیچ زنی میان درودیوارقرارنمیگیرد...

مادروقتی توراازپشت دربیرون کشیدند،من میخ های خونین رادیدم.....
.
.
کشتی پهلوگرفته
سیدمهدی شجاعی



به نام خدا



چرا فاطمه ؟

رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)
و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.


چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.


چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (سلام الله علیها) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر (علیه السلام) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.


چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.


چرا محدثه ؟

امام صادق (علیه السلام) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.


چرا زهرا ؟

امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.


منبع




یا زهرا ادرکنی


حضرت زهرا علیهاالسلام در همه ابعاد گوناگون "زن بودن" نمونه شده بود.

مظهر یك "دختر"، در برابر پدرش.
مظهر یك "همسر"، در برابر شوهرش.
مظهر یك "مادر"، در برابر فرزندانش.
مظهر یك "زن مبارز و مسئول"، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.


وى خود یك "امام" است. یعنى یك نمونه مثالى، یك تیپ ایده آل، یك "اسوه" یك "شاهد" براى هر زنى كه مى خواهد "شدن خویش" را خود انتخاب كند.

او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجى و داخلى در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش،در اندیشه و رفتار و زندگیش، "چگونه بودن" را به زن پاسخ مى داد.

نمى دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم؟

خواستم از "بوسوئه" تقلید كنم، خطیب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مریم" سخن مى گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فیلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزش هاى مریم را بیان كرده اند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به كار گرفته اند. هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پیكره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و كوشش ها و هنرمندی هاى همه در طول این قرن هاى بسیار، به اندازه این یك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مریم را باز گویند كه:

"مریم مادر عیسى است".

و من خواستم با چنین شیوه اى از فاطمه بگویم، باز درماندم:

خواستم بگویم:فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه دختر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه همسر على است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم كه فاطمه نیست.

نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.


منبع: کتاب «فاطمه فاطمه است»، دکتر علی شریعتی

یا فاطمه من عقده ی دل وانکردم گشتم ولی قبر تو رو پیدا نکردم
چشم انتظارم تا مهدی بیاید قبر تو را پیدا نماید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، مسافر ، علی 110 ، alasor ، MAHDI59 ، محب الزهرا ، aliakbar ، rastin ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، یاران مهدی ، محمداحسان ، EMPERATOR ، سپهسالار ، elhamA ، MESSENGER ، zarati313 ، paradise ، meshkat ، saloomeh ، yamin ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، peimane ، نسیم ، hsmoa ، تفکر ، منادی حق
۱۹:۰۵, ۲۲/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۰ ۱۹:۰۶ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #2
آواتار
یا اباعبدالله
زیر باران دوشنبه بعد ظهر، اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم، زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلتیدند چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را نمیدانم، در من انگار، می شود تکرار
آه سردی کشید حس کردم، کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه، پسر کوچکش رسید از راه
گفت آرام باش چیزی نیست، به گمانم، فقط، انگار کمی کمرم
دست من را بگیر، گریه نکن، مرد، گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند با سختی، یا علی گفت و از زمین، پا شد
پیش چشمان بیتفاوت ما، گریه هایش فقط تماشا شد
صبح فردا، به مادرم گفتم گوش کن، این صدای روضه کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم، در و دیوار خانه ای مشکی ست
با خودم فکر می کنم حالا، کوچه ما، چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، درد، کوچه، راستی فاطمیه نزدیک است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، Seyed Mohsen ، MAHDI59 ، aliakbar ، یعفور ، MohammadMeraj ، یاران مهدی ، سپهسالار ، elhamA ، MESSENGER ، zarati313 ، yamin ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، peimane ، m2kh24
۲۲:۴۶, ۲۲/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


دوستان این شعر رو حاج منصور ارضی در روضه حضرت زهرا خوندند به درخواست حاج آقا اول فکر کنید و بعد گریه کنید. (حق این شعر رو ادا کنید ولو با اهداء سلامی بر حضرت زهرا (سلام الله علیها))



وقتی که آسمان و زمین تار شود *** دست سیاه فتنه پدیدار می شود

یا رب ببین چگونه علمدار لا فتی *** در آتش نفاق به حق یار می شود

در خانه ای که مجلس ترحیم مصطفی است *** کوثر کتیبه در و دیوار می شود

هنگام ثبت واقعه غربت علی *** خون جوهر و قلم نوک مسمار می شود

جایی نداشت تا که کمی جابجا شود *** دارد میان شعله گرفتار میشود


دوستان عزیز هر کی هر چقدر به حضرت زهرا(سلام الله علیها) علاقه داره مطلبی رو در این تاپیک قرار بده،برای من که خیلی سخته حتی بخوام نقل تاریخی رو قرار بدم،ولی از شما دوستان می خواهم مطالب ناب رو درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار بدید.



ان شا الله هر روز بخشی از خطبه ی فدک رو قرار می دهم:

[تصویر: 0003464.jpg]

مقدمه
عبدالله بن حسن از پدرانش (علیهم السلام) روایت کرده: هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت فدک را از حضرت زهرا علیهاسلام بگیرد، چون این خبر به آن حضرت رسید مقنعه‏اش را بر سر انداخته پیراهن بلند خود را بر تن کرد و به همراه گروهی از کنیزان و زنان خویشاوند خود، در حالی که چادر بلندش به زمین کشیده می‏شد و راه رفتنش چیزی از راه رفتن رسول خدا کم نمی آورد و کاملا شبیه آن حضرت بود، از خانه بیرون آمده، به مسجد وارد شد.

اطراف ابوبکر را عده‏ای از مهاجر و انصار گرفته بودند، پرده‏ای برای فاطمه (علیهاسلام) آویختند؛ آن حضرت در پشت پرده نشست و سپس ناله جانگدازی از دل برآورد؛ به طوری که حاضرین به گریه افتادند و مسجد یکپارچه به خروش و اضطراب آمد.

حمد و سپاس الهی
حضرت لحظه‏ای مکث کردند تا هم همه جمعیت فرو نشست و سر و صداها خاموش شد. سپس کلام خود را با حمد و سپاس الهی و درود بر پیامبر خدا آغاز کرد. از شنیدن صدای حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دوباره مردم به گریه افتادند. بعد از سکوت و آرامش فاطمه (علیهاسلام) کلام خود را چنین آغاز فرمود: خداوند را سپاس برآنچه نعمت داد و به قلب‏ها الهام فرمود؛ و مدح و ستایش برای خدایی که به نعمت‏های عامه‏اش قبل از استحقاق ابتدا کرد و هرگونه نعمتی را ارزانی داشت و یکی پس از دیگری بر ما فرو ریخت نعمتهایی که از شماره بیرون است و جزای آنها را هرگز نتوان داد و نهایتش را نتوان فهمید.

انسانها را ترغیب فرمود که شکر او را به جای آورند تا او نعمت‏هایش را فزونی بخشد و پی در پی عطا کند و از آنها طلب حمد و سپاس کرد تا نعمتهایش را بر آنها بریزد و آنها دوباره همانند آن نعمتها را از او درخواست کنند.

گواهی به وحدانیت الهی
و اشهد ان لا اله الا الله و گواهی می‏دهم که معبودی جز الله نیست، خدایی یگانه و بی‏شریک، و این کلمه توحید کلمه‏ای است که نتیجه‏اش اخلاص است و در قلبها ریشه دارد توحید در فطرت انسان نهاده شده و هر کس به آن اندیشید آنرا با عقلش مطابق دانست. توحید نظری و استدلالی.

خدایی که چشم‏ها توان دیدنش را و زبانها توان وصفش را و خیالات توان چگونگی‏اش را ندارند.


او همه چیز را از هیچ پدید آورد و برای آفرینش آنها الگو و نمونه‏ای نداشت؛ بلکه آنها را به قدرتش آفرید و به اراده‏اش خلق کرد بدون اینکه به آنها نیازی داشته باشد یا از آنها فایده‏ای ببرد؛ و این نبود مگر اینکه حکمتش را پایدار کند و بر طاعتش آگاهی دهد، قدرتش را اظهار کند و مردم را بنده خود گرداند و دعوتش را گرامی دارد.
و سپس بر طاعت خود ثواب و بر معصیتش عقاب نهاد تا بندگان را از خشم خود باز دارد و به سوی بهشت فرا خواند.

گواهی به رسالت محمد صلی الله علیه و آله
و اشهد ان ابی محمدا عبده و رسوله و گواهی می‏دهم که پدرم محمد (صلی الله علیه و آله) و سلم بنده و رسول خداست و خداوند او را برگزید قبل از اینکه به او ماموریت دهد و او را نام نهاد قبل از آنکه او را در ظاهر پدید آورد و او را انتخاب کرد قبل از اینکه پیامبرش کند؛ چه، آفریدگان در علم غیب خدا مستور و در پرده ترسها نگه داشته شده و با عدم، دست به گریبانند و خداوند پی‏آمد کارها را می‏داند و بر رویدادهای روزگار احاطه دارد و به جایگاه کارهای شدنی آشناست.

خداوند رسولش را فرستاد تا فرمان خود را تمام و کامل کند و اراده حتمی‏اش را در مورد اجرای احکامش ظاهر سازد و تقدیرات قطعی‏اش را نافذ فرماید. و چون دید امتها فرقه فرقه شده و دینهایشان پراکنده گشته، هر دسته به دور آتشی جمع و به بت‏ پرستی مشغولند و با اینکه خدا را می‏ شناسند منکر او شده‏اند، لذا ظلمت‏ها را با نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن کرد و تیرگی قلبها را زدود و موانع را از جلو چشم‏ها برداشت و مردم را هدایت فرمود و از گمراهی رهانید و کوری‏ها را به بینایی تبدیل کرد و آنها را به دین قویم خود هدایت و به راه مستقیم دعوت فرمود.


سپس خداوند آن حضرت را به مهربانی و اختیار و خواست و رغبت و ایثار خویش قبض روح کرد و از رنج و زحمت این دنیا آسوده نمود و ملائکه ابرار اطرافش را گرفته، به رضوان پروردگار غفارش رساندند و در مجاورت خداوند فرمانروای مقتدر جای دادند.

ان شا الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، mohamad ، مسافر ، fazel ، محب الزهرا ، aliakbar ، rastin ، انتصـار ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، یاران مهدی ، محمداحسان ، سپهسالار ، elhamA ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، peimane ، منادی حق
۲۳:۰۸, ۲۲/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
این هم یک تکه از شعری که محمود کریمی میخونه . من خیلی خیلی دوستش دارم.
بسیار هم تاثیر گذاره.

سلام بابا بی جوابه/روی دستاش جای طنابه
دلا از غم کبابه/عیبی نداره،ما هم خدایی داریم
الابذکر الله تطمئن القلوب/خورشید امیدما/شده هم رنگ غروب

همه نفسا مونده تو سینه/تو استراحت همه مردم
صدا نمیاد از مدینه/تو مدینه/تو یه خونه
صدای ناله های خسته/کبوترهای پر شکسته
تو حیاتی فرشته هایی که دسته دسته/میان از اوج آسمونا
همگی هم نوای لبهای بچه هایی/که میخونن برای مادر برای زهرا
همه خوابند و ما بیدار و خسته اما/عیبی نداره/ما هم خدایی داریم

وا اماه!
تن مجروح مادری که تو عمق خوابه/خوشی بچه ها و مادر عین سرابه
دلا لبریز التهابه و زمین و آسمون در اضطرابه/بیاید بیاید تشیع جنازه ثوابه
یه صدای ضعیفی که به گوش عالم میرسه/صدای قطره های آبه
یه نفر گرم غسل بانوی عالمین/ تنهای تنها/میخونه روضه زهرا/میخونه روضه زیر لبها
عیبی نداره/ماهم خدایی داریم


بریز آب روان اسما/به روی پیکر زهرا/ولی آهسته آهسته
روی دست یه دخترکی که غصه داره/بی قراره/یه کفن میبینمو نگاه خواهر
به رخ شاه بی کفن/میگه خواهر برات بمیرم/بی کفن اما عیبی نداره.....


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Seyed Mohsen ، fazel ، محب الزهرا ، aliakbar ، rastin ، MohammadMeraj ، سپهسالار ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، m2kh24
۲۲:۰۱, ۲۳/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/فروردین/۹۰ ۲۲:۵۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن االرحیم



حی علی العزا حی علی البکاء:


دوستان برنامه چند هیئت مذهبی تهرانی رو به مناسبت ایام فاطمیه اول رو قرار میدم،دوستان شهرهای دیگه هم برنامه ی هیئت هاشون رو اطلاع بدند تا همشهری هاشون با خبر بشند:

برنامه حسین جان حزب الله
اقامه عزای مادرسادات (سلام الله علیها) با نوای ملکوتی حاج منصور ارضی

[تصویر: my81447478231642-1.jpg]
از 1390/1/25 شب حمعه هر شب همراه با نماز مغزب و عشاء تا دوشنبه 1390/1/28
سخنران: حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی

******************************************

هیأت راية العباس(علیه السلام) [تصویر: fotros.png]

زمان: جمعه 1390/1/26 - به مدت 3 شب - دو ساعت و نیم قبل از نماز مغرب و عشا

مکان: تجریش - چیذر - بارگاه امامزاده علی اکبر چیذر (علیه السلام)


سخنرانان: شب اول - حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی ماندگاری
شب دوم - حجت الاسلام و المسلمین محسن تاج لنگرودی
شب سوم - حجت الاسلام و المسلمین میثم علی پناه

مداح:حاج محمود کریمی

********************************************************

قسمت دوم:

اشاره به قرآن بعنوان عهد الهی
درود الهی بر پدرم که پیامبر و امین وحی و برگزیده و منتخب و مورد پسند خداوند است و سلام و رحمت و برکات خدا بر او باد. سپس فاطمه (علیهاسلام) رو به اهل مجلس کرد و فرمود: شما ای بندگان خدا مورد خطاب امر و نهی الهی و حاملان دین و وحی او هستید تا نسبت به این دین درباره خود امین باشید و به دیگر امتها هم برسانید.

ای مردم در بین شما خداوند عهدی گذاشته است و آن کتاب ناطق خدا، قرآن صادق و نور درخشان و چراغ تابناک است که دیدگاه‏هایش روشن و اسرارش آشکار و ظواهرش درخشان است؛ قرآنی که پیروانش مورد غبطه دیگران و پیروی‏اش کشاننده به سوی بهشت و حرف‏شنوایی از آن موجب رهایی است.

به وسیله قرآن می‏توان به برهان‏های روشن و حرمت‏های دورباش زده و شواهد روشن و استدلالات کافی و فضائل مورد پسند و امور جایز و بخشیده شده و قوانین حتمیه الهی دست یافت.


احکام اسلام برای هدایت انسانها
وای مردم مسلمان؛ خداوند تبارک و تعالی ایمان را موجب پاکی شما از شرک قرار داد و نماز را برای دوری از تکبر ،و زکات را باعث طهارت روح و فزونی در روزی ،و روزه را برای پایداری اخلاص ،و حج را موجب استواری دین ،و عدل را برای تقویت دلها، و پیروی از ما اهل بیت را موجب نظم ملتها، و پیشوائی ما را برای امان از تفرقه ،و جهاد را موجب عزت اسلام، متین کرد .

و چنین مقدر فرمود که صبر موجب استحقاق پاداش ،و امر به معروف مصلحت اندیشی برای همگان ،و نیکی به پدر و مادر سپری از خشم پروردگار، و صله رحم موجب زیاد شدن عمر،و قصاص موجب جلوگیری از خونریزی‏ها گردد ،و وفای به نذر سبب بخشش باشد ،و و کامل کردن ترازوها موجب عدم زیان ،و نهی از آشامیدن شراب برای پاکی از پلیدی، و دوری از تهمت ناروای جنسی پرده‏ای برای جلوگیری از لعن، و ترک دزدی موجب حفظ عفت جامعه شود.

و خداوند شرک را حرام فرمود تا در ربوبیت او اخلاص باشد؛« فاتقوالله حق تقاته» پس آنگونه که شایسته است تقوای الهی را پیشه خود کنید و جز در حال مسلمانی از دنیا نروید و در اوامر و نواهی الهی اطاعت کنید زیرا فقط بندگان عالم از خداوند خوف دارند.
سپس فاطمه (علیهاسلام) فرمود: «ایهاالناس! بدانید من فاطمه ‏ام و پدرم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آنچه را که می‏گویم از اول تا به آخر صحیح است. نه سخن بیهوده می‏گویم و نه کار ناروا انجام می‏دهم.


معرفی نسب خویش و علی علیه السلام با پیامبر
من دختر آن پیامبرم که خداوند درباره‏اش فرمود: « فرستاده‏ای از جانب من به سوی شما آمده که زحمت‏های شما بر او گران است و نسبت به اصلاح شما حریص است و با مؤمنین رؤوف و مهربان. اگر نسب او را بشناسید می‏دانید که او فقط پدر من است نه هیچ‏یک از زنان شما و اوست برادر امیرالمؤمنین علی علیه السلام نه هیچیک از مردان شما و چه خوب است منسوب بودن به آن حضرت که درود خداوندی بر او و خاندانش باد.

ان شا الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aliakbar ، علی 110 ، rastin ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، سپهسالار ، elhamA ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، منادی حق ، ali.khm
۲۲:۳۴, ۲۳/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
یک موضوعی هست که نمیدونم جایی خوندم،کسی بهم گفته،خدا میدونه اصلا یادم نیست کی گفته و لی جملش یادم مونده.
اینکه زن ناموس خداست!خدا زن رو خیلی روش حساسه و دوستش داره.
پیامبر هم دختران رو خیلی دوست داشتند.

حالا فکر کنید که ناموس خدا رو در کوچه با سیلی بزنن ....Sad
غضب و خشم خدا چقدر زیاد میشه...!
یافاطمه زهرا...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aliakbar ، محب الزهرا ، سپهسالار ، MESSENGER ، Agha sayyed ، یا ثارالله
۲۳:۴۰, ۲۳/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۰ ۰:۲۸ توسط MARTINI80.)
شماره ارسال: #7
آواتار
از علی و عمر من هیچ نگویم ز خیر و ز شر******** روز محشر محبان علی با علی محبان عمر با عمر
لعن الله عمر
يكی از صحابه از وجود مقدس موسی بن جعفر(عليه‌السلام) درباره غاصبين خلافت پرسيد. حضرد در پاسخ فرمودند: يا اسحاق اولی به منزله عجل (گوساله) است و دومی به منزله سامری.

عرض كردم بيشتر بفرماييد؟ حضرت فرمودند سه دسته هستند در قيامت كه خداوند نظر رحمت به آن‌ها نمی‌كند و آن‌ها را عفو نمی‌كند و عذاب اليم برای آن‌هاست.

عرض كردم: آنان كيانند؟ فرمودند: مردی كه ادعای امامت كند در حالی كه خداوند او را تعيين نفرموده و كسی كه طعنه زند به امام منصوب از جانب خدا و كسی كه گمان كند كه اين دو نفر از اسلام بهره و نصيبی برده‌اند.

عرض كردم: فدايت گردم راجع به اين دو نفر مطلبی بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: ای اسحاق برای من فرقی نمی‌كند و در نظر من يكسان است اين‌كه كسی آيه محكه‌ای از قرآن را محو كند يا پيامبری خاتم‌المرسلين را انكار كند يا انكار خدا نمايد يا خويش را بر اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) مقدم كند.

عرض كردم بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: در جهنم زمينی است به نام «سقر» كه هنوز نفس نكشيده از روزی كه خدا او را خلق كرده اگر خداوند اجازه دهد كه نفس بكشد به اندازه سوراخ سوزن تمام آن‌چه روی زمين است می‌سوزد و تمام اهل جهنّم از گرمای سقر و بوی بد و لجن آن‌جا و آن‌چه خدا آماده كرده از عذاب برای اهلش در عذاب هستند. در آن وادی كوهی است كه تمامی اهل سقر از شدت گرما و... آن كوه به خدا پناه می‌برند. در آن كوه دره‌ای است كه تمام اهل آن كوه از حرارت و.. آن دره به خدا پناه می‌برند و در آن دره چاهی است كه باز تمامی اهل دره از آتش و... آن چاه به خدا پناه می‌برند و در آن چاه ماری است كه تمامی اهل چاه از حرارت و عذاب آن مار به خدا پناه می‌برند. در شكم آن مار هفت نفر هستند؛ پنج نفر از امم سابقه و دو نفر از اين امت.

اما از امم سابقه قابيل، نمرود، فرعون، يهود كه يهوديت را بنيان‌گذار و بولس كه نصرانيت را بنانهاد و از اين امت عمر و بابكر (لعنة الله‌عليهما).

در روايتی است كه تمامی اهل تابوت و جوف مار يعنی اين هفت نفر از عذاب دومی [size=x-large]
در عذابند.

جامع الاخبار: ص 402.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، سپهسالار ، MESSENGER ، zarati313 ، sunrise59 ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، peimane
۰:۱۶, ۲۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
مفاخره حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام

علی (علیه السلام) به فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از تو بیشتر دوست دارد
زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: واعجبا من دختر اویم من نور دیده پیامبر هستم من پاره جگر او هستم یگانه دختر باقی مانده او هستم
علی (علیه السلام)به او فرمود اگر باور نمی کنی برویم خدمت پیامبر بپرسیم
فاطمه(سلام الله علیها) و علی(علیه السلام) رفتند نزد پیامبر
فاطمه(سلام الله علیها) عرض کرد پدر جان کدام یک از ما را بیشتر دوست داری ؟
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود انت احب و علی اعزمنک تو دوست داشتنی تری و علی عزیزتر از توست
علی (علیه السلام) فرمودند: من نگفتم پیامبر مرا بیشتر از تو دوست دارد من آنم که در خانه خدا متولد شدم فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: من دختر خدیجه کبرا هستم

علی (علیه السلام): من پسر آن کسم که صفا را بنا گذاشت

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر کسی هستم که او را بسدرة المنتهی بردند

علی (علیه السلام): من انم که بلندی پرچم اسلام بدست من بوده

فاطمه(سلام الله علیها): من دختر کسی هستم که تا مقامدنی فتدلی رفت و به مقام قرب قاب قوسین او ادنی رسید

علی(علیه السلام) : من پسر محصنات زنان هستم

فاطمه(سلام الله علیها) :من دختر صالحات زنان هستم

علی (علیه السلام): من کسی هستم که جبرئیل خدمت من کرده

فاطمه(سلام الله علیها): من کسی هستم که فرشته راحیل با من سخن گفت و ملائکه بر خدمت من برخاستند

علی(علیه السلام) : من آنم که مولد خانه خدا هستم

فاطمه (سلام الله علیها): من آنم که عقدم در آسمانها بسته شد

علی (علیه السلام): من آنم که همیشه پرچم فتح و پیروزی بدست من بوده

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر کسی هستم که به اسمان عروج کرد

علی(علیه السلام) : من صالحترین بندگان خدا هستم

فاطمه(سلام الله علیها): من دختر خاتم النبین هستم

علی (علیه السلام): من مجری تأویل قرآنم

فاطمه(سلام الله علیها) : من سپر حفظ کننده ی تأویل قرآنم

علی (علیه السلام): من شجره طور سینایم

فاطمه(سلام الله علیها) : من شجره ای هستم که تأتی اکلها کل حین

علی (علیه السلام): من آنم که اژدها بر من اقرار بولایت کرد

فاطمه (سلام الله علیها): من آنم که دختر پیامبر بخشنده هستم

علی(علیه السلام) : من نبأ عظیم روز قیامت هستم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر راستگوترین و امین ترین خلق خدایم

علی (علیه السلام): من ریسمان محکم وسیله الهی هستم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر بهترین خلق خدا می باشم

علی (علیه السلام): من شیر خشمناک جنگم

فاطمه(سلام الله علیها) : من دختر کسی هستم که بخاطر او گناهان آمرزیده می شود

علی (علیه السلام) من آن کسم که انگشتر در نماز صدقه دارم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر اول بزرگترین مردان عالمم

علی (علیه السلام): من بزرگ بنی هاشم هستم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر محمد مصطفی برگزیده خدا هستم

علی (علیه السلام): من سید اوصیاء می باشم

فاطمه(سلام الله علیها) : من دختر پیامبر عربی می باشم

علی (علیه السلام): من قهرمان مکه هستم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر پسندیده ترین پیغمبرانم

علی (علیه السلام): من ورزیده ترین پارسایانم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر شفیع جزا هستم

علی (علیه السلام): من تقسم کننده بهشت و دوزخم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر محمد مختارم

علی (علیه السلام): من کشنده بداندیشان هستم

فاطمه(سلام الله علیها) : من دختر رسول خدا هستم

علی (علیه السلام): من بهترین رهروان جهانم

فاطمه (سلام الله علیها): من بهترین زنانم

علی (علیه السلام): من آنم که با اصحاب کهف و رقیم سخن گفتم

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر آن پیغمبر رحمة للعالمینم

علی (علیه السلام): من آنم که محمد مرا چون جان خویش شمرد

فاطمه (سلام الله علیها): من آنم که پدرم مرا از بهترین اولاد خود شمرد و با ما مباهله کرد

علی (علیه السلام): من آنم که شیعیان من از دان من بهره مند می شوند

فاطمه (سلام الله علیها): من آن دریای عصمتم که از علم من نصیب می برند

علی (علیه السلام): من آنم که نامم علی از نام خدا اعلی اعلا مشتق شده

فاطمه (سلام الله علیها): من آنم که نامم فاطمه از فاطر مشتق گشته

علی(علیه السلام) : من سرچشمه علوم و معارف دینم

فاطمه(سلام الله علیها) : من محور گردش چرخ نجات راغبین هستم

علی(علیه السلام) : من حوامیم قرآن هستم

فاطمه (سلام الله علیها) من طواسین هستم

علی (علیه السلام): من گنج بی نیازم

فاطمه (سلام الله علیها): من کلمة الحسنای الهیم

علی (علیه السلام): من انم که بنام من آدم توبه کرد

فاطمه (سلام الله علیها): من آنم که توبه او بواسطه من قبول شد

علی (علیه السلام): من کشتی نجات امتم

فاطمه (سلام الله علیها): من هم کشتیبان و شریک در انم

علی(علیه السلام) : من طوفان دریای علمم

فاطمه(سلام الله علیها) : من مسمار و مر کز ثقل کشتی نجاتم

علی(علیه السلام) : من آن راننده ی کشتی متزلزل مقصود هستم

فاطمه (سلام الله علیها): من آن نهرهای شیرین و گوارای بهشتم

علی(علیه السلام) : علم من علم پیغمبران است

فاطمه (سلام الله علیها): مقام من دختر سیدالمرسلین است

علی(علیه السلام) : منم آن بئر و قصر مشید

فاطمه (سلام الله علیها): منم مادر شبر و شبیر

علی(علیه السلام) : من پس از پیغمبر بهترین نیکوکارم

فاطمه (سلام الله علیها): من بهترین زنان نیکوکارم

علی(علیه السلام) : منم که پیغمبر فرمود علی صاحب برهان است

فاطمه (سلام الله علیها): من دختر کسی هستم که صاحب قرآن است

علی(علیه السلام) : من امین اصلعم

فاطمه (سلام الله علیها): من ستاره یلمعم که لوای شفاعت بدست من است من بزرگترین خاتون محشرم.

آنگاه فاطمه (سلام الله علیها) به پدر عرض کرد یا رسول الله مرا حمایت نمی کنی بر پسر عمویت، مرا تنها می گذاری؟

علی(علیه السلام) فرمود: یا فاطمه من از محمد بمنزله نفس او هستم.

فاطمه (سلام الله علیها) گفت من گوشت و پوست و خون او هستم
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : "فاطمه قومی "دختر جان برخیز سر پسر عمویت را ببوس که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل با چهار هزار ملک برای حمایت پسر عمت آمده اند.
فاطمه(سلام الله علیها) برخواست و شوهر خود را بوسید و گفت: یا ابوالحسن بحق رسول الله معذرة الی الله عزوجل والیک والی ابن عمک، امیرالمومنین(علیه السلام) نیز دست فاطمه(سلام الله علیها) را بوسید.



یه سوال: راز دست بوسیدن حضرت امیر چیه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، parisan ، Seyed Mohsen ، بیداری اندیشه ، سپهسالار ، elhamA ، MESSENGER ، zarati313 ، rastin ، sunrise59 ، saloomeh ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، peimane ، منادی حق ، ali.khm ، نسیم
۰:۳۱, ۲۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
نقل قول:مفاخره حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام

آقا خدا خیرت بده بسیار زیبا بود فقط بیزحمت منبع رو هم ذکر کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۳۶, ۲۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
این مناظره را در کتاب بسیار شریف و ارزشمند القطره یا قطره ای از دریای فضایل اهل بیت که در 2 جلد هست میتونید پیدا کنید

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MARTINI80 ، یا ثارالله ، peimane
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  کوچه ای بی مـــــاه ... آفتاب 0 921 ۱۶/تیر/۹۴ ۰:۱۹
آخرین ارسال: آفتاب
  حدیث غربت کوچه‌های بنی‌هاشم+تصاویر احمد110 0 2,051 ۲۷/فروردین/۹۲ ۱۲:۳۶
آخرین ارسال: احمد110

پرش در بین بخشها:


بالا