کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کوچه های بنی هاشم(ویژنامه ی فاطمیه اول) چه شیعیان بی وفایی هستیم
۲۱:۵۵, ۲۱/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۰ ۱۹:۰۶ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: BESM8.png]


پس از دو ماه گرفتاری عاقبت آقا *** شدم به روضۀ پهلو شکسته مهمانت


برای مادر خود گریه کن نمی خواهی *** دوباره روضه زهرا گرفته چشمانت

*****************



فاطمیه را چو محرم به پا کنیم *** شاید که حق مادر خود را ادا کنیم


[تصویر: 489091139722351691401911264924514511819974.jpg]








علی 110 هر وقت توی زندیگیش خیلی خیلی گرفتار میشه و دستش به هیچ جا نمیرسه
وقتی دیگه هر چی به ذهنش رسید انجام داد و نتیجه ندید
عرش خدا رو به لرزه در میاره

میگه خدایا به حق یه چادر خاکی به فریادم برس

و همیشه بعد از این قسم، خداوند مرا در دریای رحمت رحیمیه ی خودش غرق کرده

خانوم خودش میدونه بزرگترین عنوانی که من توزندگیم بهش افتخار کردم یه سینه بند بود که توی ایام فاطمیه به سینه میزدیم
روش نوشته بود

خادم الزهرا
یا علی
چرا چون لاله خونین دل نباشم؟

حسين بن على عليه السلام فرمود: چون فاطمه عليها السلام وفات كرد، امير المؤمنين او را پنهان بخاك سپرد و جاى قبرش را ناپديد كرد، سپس برخاست و رو بجانب قبر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كرد و گفت:...
اى رسول خدا! شكيبائيم از فراق محبوبه‏ات كم شده ... در كتاب خدا براى من بهترين پذيرش (و صبر بر اين مصيبت) است، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، همانا امانت پس گرفته شد... و زهرا از دستم ربوده شد....
بهمين زودى دخترت از همدست شدن امتت بر ربودن حقش بتو گزارش خواهد داد، همه سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، زيرا چه بسا درد دلهائى داشت كه چون آتش در سينه‏اش مى‏جوشيد و در دنيا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نيافت، ...
واى، واى باز هم بردبارى مباركتر و خوش‏نماتر است اگر چيرگى دشمنان زورگو نبود (كه قبر فاطمه را بشناسند و نبش كنند) اقامت و درنگ در اينجا را چون معتكفان ملازمت مى‏نمودم ... در برابر نظرِ خدا دخترت پنهان بخاك سپرده شد و حقش پايمال گشت و از ارثش جلوگيرى شد، با آنكه دير زمانى نگذشته و ياد تو كهنه نگشته بود، اى رسول خدا! شكايت من تنها بسوى خداست... درود خدا بر تو و سلام و رضوانش بر فاطمه باد.
اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 357

چرا امیرالمومنین دختِ رسول خدا را پنهان به خاک سپردند و قبرشان را پنهان کردند؟؟!!
چرا امیرالمومنین فرمودند زهرا از دستش ربوده شد؟؟!!
چرا حق حضرت زهرا پایمال شد و از ارثش جلوگیری شد؟؟!!
چرا امام زمان را منتقم می خوانند؟!
چرا امام زمان تنها و بی یاورند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما شیعیان و محبین عجب مرام و معرفتی داریم!!!!

اين سخنان را امام (عليه السلام) هنگام دفن سيده زنان حضرت فاطمه (عليها سلام) ايراد فرموده. مثل آنكه در كنار قبر رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) سخن مى‏گويد:
درود بر تو اى رسول خدا، از من و دخترت كه هم اكنون در كنارت آرميده و از سايرين زودتر به تو ملحق شده.
اى رسول خدا شهادت دخترت فاطمه صبر و تحمّلم را كم كرده و طاقت و توانايى من با فراق او از دست رفته است ولى براى من كه ناراحتى فراق تو را ديده‏ام و سختى اين مصيبت را كشيده‏ام جا دارد كه در مصيبت فاطمه (عليها سلام) شكيبايى كنم.
من تو را داخل قبر گذاشتم و هنگامى كه سرت روى سينه ‏ام بود، جان از تنت بيرون رفت. «از جانب خدا آمده‏ ايم و به جانب او بازخواهيم گشت».
اى رسول خدا امانت و گرو (فاطمه عليها سلام) دريافت شد ولى اندوه من هميشگى است و شبها را بيدار خواهم ماند تا آن زمان كه خداوند خانه‏اى را كه تو در آن سكونت دارى برايم اختيار نمايد.
زود باشد كه دخترت به تو خبر دهد كه اين مردم با او چه كردند و چه ستمها بر وى روا داشتند (با سكوت جبت و با ضربه طاغوت فدكش را غصب، پهلويش را شكستند و بالاخره مادر و فرزند را به شهادت رساندند) از او بپرس و نوع رفتار آنها را با ما از وى پرسجو كن، كه اين همه ظلم در حالى بر ما وارد شد كه چند روزى از رفتن تو نگذشته و ياد تو از بين نرفته بود.
بر تو و فاطمه‏ات درود، درود وداع كننده از روى محبت و دوستى و نه از روى دلتنگى. پس اگر از كنار قبر تو بروم نه از روى خستگى و بى‏علاقه‏گى است و اگر بمانم نه بخاطر بدگمانى به آنچه خداوند به صابران وعده داده است.
نهج البلاغه-خطبه شماره 3

ماه بایددرآسمان باشدوازخورشیدنوربگیرد،به خاطرکرم شب تابی که نبایدخودرابه زمین برساند.ابرهای فتنه ازسقف سقیفه گذشتندوخانه پیامبررااحاطه کردند همهمه دربیرون درشدت گرفت ودرآنچنان کوفته شدکه ستونهای خانه پیامبرلرزید.

-بیرون بیایید.بیرون بیاییدوگرنه همه تان راآتش می زنیم.

صداصدای عمربود.

توبایک دنیاغم ازجابلندشدی وبه پشت دررفتی ،اما دررانگشودی .


-توراباماچه کار؟بگذارعزایمان رابکنیم.

بازهم فریادعمربود:
-علی ،عباس وبنی هاشم همه بایدبه مسجد بیایندوباخلیفه پیامبربیعت کنند.

- کدام خلیفه؟امام وخلیفه مسلمین که اینجابالای سر پیامبراست.

- مسلمین باابوبکر بیعت کرده اند،درراباز کن وگرنه آتش میزنم.

یک نفربه عمرگفت:
اینکه پشت درایستاده ،دخترپیغمبراست،هیچ میفهمی چه میکنی ؟خانه رسول الله...

عمردوباره نعره کشید:
- این خانه رابا هرکه درآن است،آتش می زنم.

بزودی هیزم فراهم شدوآتش ازسروروی خانه بالا رفت.

توهمچنان پشت درایستاده بودی وتصورمیکردی به کسی که گوشهایش راگرفته میتوان گفت که هدایت چیست؟ خیرکجاست ورسالت چگونه است.

درخانه تنی چنداز اصحاب رسول الله هم بودند،اما هیچ کس به اندازه توشایسته دفاع ازحریم پیامبر نبود.توحلقه میان نبوت وولایت بودی،برترین واسطه وبهترین پیوندمیان رسالت ووصایت.

محال بود کسی نداندآنکه پشت درایستاده، پاره تن رسول الله است.

هنوززودبودبرای فراموش شدن این حدیث پیامبرکه:
-فاطمه بضعه منی ،فمن اذاهافقداذانی ومن اذانی فقداذالله.


فاطمه پاره تن من است،هرکه اورابیازارد مراآزرده است وهرکه مرابیازارد اورا.

وقتی آتش ازدرخانه خدا بالا رفت.عمرآتش بیارمعرکه ابوبکر،آنچنان به درحریم نبوت لگدزد که فریادتوازمیان درودیواربه آسمان رفت...

مادر مراازعاشورا مترسان،مرابه کربلا دلداری مده.

عاشورا اینجاست ! کربلااینجاست !

مادر درکربلا هیچ زنی میان درودیوارقرارنمیگیرد...

مادروقتی توراازپشت دربیرون کشیدند،من میخ های خونین رادیدم.....
.
.
کشتی پهلوگرفته
سیدمهدی شجاعی



به نام خدا



چرا فاطمه ؟

رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)
و نیز امام صادق (علیه السلام) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.


چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.


چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (سلام الله علیها) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر (علیه السلام) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.


چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.


چرا محدثه ؟

امام صادق (علیه السلام) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.


چرا زهرا ؟

امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.


منبع




یا زهرا ادرکنی


حضرت زهرا علیهاالسلام در همه ابعاد گوناگون "زن بودن" نمونه شده بود.

مظهر یك "دختر"، در برابر پدرش.
مظهر یك "همسر"، در برابر شوهرش.
مظهر یك "مادر"، در برابر فرزندانش.
مظهر یك "زن مبارز و مسئول"، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.


وى خود یك "امام" است. یعنى یك نمونه مثالى، یك تیپ ایده آل، یك "اسوه" یك "شاهد" براى هر زنى كه مى خواهد "شدن خویش" را خود انتخاب كند.

او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجى و داخلى در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش،در اندیشه و رفتار و زندگیش، "چگونه بودن" را به زن پاسخ مى داد.

نمى دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم؟

خواستم از "بوسوئه" تقلید كنم، خطیب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مریم" سخن مى گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فیلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزش هاى مریم را بیان كرده اند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به كار گرفته اند. هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پیكره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و كوشش ها و هنرمندی هاى همه در طول این قرن هاى بسیار، به اندازه این یك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مریم را باز گویند كه:

"مریم مادر عیسى است".

و من خواستم با چنین شیوه اى از فاطمه بگویم، باز درماندم:

خواستم بگویم:فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه دختر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه همسر على است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم كه: فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم كه فاطمه نیست.

نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.


منبع: کتاب «فاطمه فاطمه است»، دکتر علی شریعتی

یا فاطمه من عقده ی دل وانکردم گشتم ولی قبر تو رو پیدا نکردم
چشم انتظارم تا مهدی بیاید قبر تو را پیدا نماید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، مسافر ، علی 110 ، alasor ، MAHDI59 ، محب الزهرا ، aliakbar ، rastin ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، یاران مهدی ، محمداحسان ، EMPERATOR ، سپهسالار ، elhamA ، MESSENGER ، zarati313 ، paradise ، meshkat ، saloomeh ، yamin ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، peimane ، نسیم ، hsmoa ، تفکر ، منادی حق

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۲۴, ۲۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
بسم الله ارحمن الرحیم



من بودم باب هل اتي را بستند***امكان رسيدن به خدا را بستند

اي كاش بميرم كه خجالت زده ام***من بودم و دست مرتضي را بستند




عمل به قرآن بعداز پیامبر
این کتاب خداست که هر صبح و شام بر در خانه‏ های شما فریاد می‏زند و با آواز بلند و تلاوت و فهماندن آن اعلان می‏دارد که انبیاء قبل هم می‏مردند و این حکم الهی و قضاء حتمی بر آنها هم وارد می‏شد؛ آنجا که می‏فرماید: « و ما محمد الارسول. . . » محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست مگر فرستاده‏ای که بیش از او نیز فرستادگانی آمده‏اند و گذشته‏ اند.

آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به دوران جاهلیت گذشته خود برمی‏گردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد، (از دین خارج گردد) هرگز زیانی به خداوند نیاورد و به زودی خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.


طلب یاری از مردم
ای وای از گروه اوس و خزرج! آیا میراث مرا ببلعند در حالی که شما را می‏بینم و صدای شما را می‏شنوم و شما با هم جمع و پیوسته ‏اید؟! این درخواست من است که شما را فرا گرفته و این خبردادن من است که شما را شامل شده (و من از شما یاری می‏طلبم.)

شما دارای افراد زیاد و قدرت فراوانی هستید و سلاح جنگی و تجهیزات در دست شماست! درخواست من به شما می‏رسد ولی جواب نمی‏دهید و فریاد من به گوشتان می‏رسد ولی به فریادم نمی‏رسید؛ در حالیکه شما به استقبال دشمن در جنگ‏ها معروفید و شما را به خیر و صلاح می‏شناسند.

شما برگزیدگان و منتخب جامعه ‏اید، با اعراب جنگیده ‏اید و رنج و تعب بسیاری متحمل شده‏اید.
شما با گروه‏های زیادی درگیر شده ‏اید و بدون هیچ ضعفی، شجاعان را دفع کرده‏ اید. ما فرار نکردیم و شما هم فرار نکردید. هر چه را که ما امر کردیم پذیرفتید تا به دست ما اهل بیت، سنگ آسیای اسلام به چرخش درآمد و نتایج و بهره‏ه ایش زیاد شد.

بینی شرک به خاک مالید و طغیان تهمت ‏ها فرو نشست و آتش کفر به خاموشی گرایید؛ آشوب فتنه ‏ها آرام و نظام دین منسجم گردید. پس شما چرا بعد از روشنی راه بیراهه رفتید و چرا حق را پنهان کردید، بعد از اینکه اٌشکار شده بود و چرا عقب ‏گرد کردید و بعد از ایمان مشرک شدید.

آیا شما با مردمی که پیمان خود را شکسته و برای بیرون کردن پیامبر تصمیم گرفته‏ اند، نمی‏جنگید با آنکه آنها اول جنگ را شروع کرده‏ اند؟ آیا از آنان می‏ترسید در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید اگر ایمان آورده باشید؟ (یعنی چرا وقتی این گروه غاصب خلافت، پیمان خود را شکستند و به عهدی که درباره امیرالمومنین (علیه السلام) با رسول خدا داشتند وفا نکردند، شما با آنها نمی‏جنگید و از امیرالمومنین دفاع نمی‏کنید؟)

آگاه باشید من شما را چنین می‏بینم که به رفاه ‏طلبی و زندگی راحت متمایل گشته و آن کس که برای زمامداری سزاوار است دور ساخته و به راحتی و آسایش روی آورده و خود را از ضیق و تنگی نجات داده‏ اید.

پس آنچه را که فرا گرفته بودید کنار گذاشته و آنچه آشامیدنش آسان بود، بیرون ریختید. پس اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین زندگی می‏کنند کافر شوند،بدانید که خداوند بی‏نیاز و ستوده است.

ان شالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، محمداحسان ، سپهسالار ، rastin ، MESSENGER ، Agha sayyed ، منادی حق
۱۶:۱۰, ۲۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
به نام خدا


زیر باران دوشنبه بعدازظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه، بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را ...... نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در کوچه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت آرام باش، چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم .......
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم:
گوش کن! این صدای روضه کیست؟
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است
با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، محب الزهرا ، سپهسالار ، Seyed Mohsen ، MESSENGER ، zarati313 ، meshkat ، Agha sayyed
۷:۵۵, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
به نام خدا


بوسه‌ای بر دیوار باغ فدک
نه از پشت در خانه‌ات اجازه دارم صدایت کنم؛
نه در کوچه بنی هاشم.
برای غریبی‌ات اشکی بریزم؛
و نه حتی
بر دیوار پهلو شکسته باغ فدک
بوسه‌ای بنویسم.
تنها به من اجازه داده‌اند،
به سنگ‌های بی روح بقیع خیره شوم
و بر مزار پنهان شده‌ات
نماز بگذارم.

به نقل از: بچه های قلم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمداحسان ، سپهسالار ، محب الزهرا ، Seyed Mohsen ، rastin ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed
۱۴:۱۳, ۲۸/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۰ ۱۴:۲۰ توسط morteza14.)
شماره ارسال: #24
آواتار
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/im...657609.jpg

منظومه غم

فاطمه، یادگار رسول خدا و تنها دختر اوست.
مدینه، عطر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را از او استشمام می کند
و در خـَلق و خـُلق، به او می نگرد که « آینه مصطفی نما» است.
فاطمه ، موهبت بزرگ خدا به بشریت است .
کوثر همیشه جوشان و جاری ، و فیض گستر ابدی است.

اما بانویی است شکسته بال و پر، رنجدیده و محزون،
غریب و بی پناه، و در داغ رحلت رسول خاتم، دل شکسته و مغموم.

مگر چند روزاز آن « ماتم بزرگ» ،
از رحلت آخرین سفیر حق، از کوچ آخرین منادی
ملکوت گذشته ، که باغ رسالت چنین خزان
و گل عصمت این گونه پرپر شده است؟

مدینه، بوی غم و رنگ ماتم دارد.
آنان که در پی « چگونه زیستن »
و یافتن « الگوی حیات» بودند، به فاطمه می نگریستند .
فاطمه در طاعت ، خشیت ، عفاف ،
حجاب و حیا، « میزان» بود.

چشمه سار حکمت و رحمت و عطوفت بود.
خشم و رضای او، میزان خشم و رضای رحمان بود،
جلوه همه کمالات مکتب ، و مظهر همه خوبیهای انسان!

دختر رسالت بود ، همسر ولایت ، و مادر امامت.
بانوی بانوان جهان بود، « سیدة نساء العالمین ».
اما اینک... پس از وفات امین وحی،
در خلوت غمگین مولا، تنهاترین
انیس لحظه های غربت اوست.


علی (علیه السلام) را یگانه محرم راز ، و مرهم دردهای جانگداز!
راستی ، داستان « رخ کبود» ، « بازوی ورم کرده » ،
« میخ در» و « سینه مجروح» چیست
که کتاب تاریخ را با غم ، رنگ زده است؟
کیست مفسر آن رازهای پنهان و دردهای نهان؟

گرچه رسول مدنی در مدینه، خفته درخاک است،
اما چشم خدایی اش بصیر و بیناست ،
و جسارت ها در همین مدینه،
پیش چشمان بیدار رسول، شکل می گیرد.

این « مادر نمونه تاریخ » در کوچه های پر ازغربت مدینة النبی ،
در پی دستی است که به یاری و حمایتش برخیزد
و در جستجوی پایی است که برای احقاق حقش
به راه افتد و زیانی که به دفاع از او در کام بچرخد!

سلام بر آن سینه زخمی، که بوسه گاه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
بود و عطر بهشت را با خود داشت.

وقتی بلبلی به فراق گل مبتلا می شود،
چه می ماند، جز نالیدن و گریستن و فغان ؟

اینک، مدینه پیامبر، محل التقای این فراق ها
و کانون فراق گل ها و بلبل هاست.

فاطمه، در فراق محمد سوخت،
و اینک، علی در فراق زهرا می گدازد.

و .... حسنین و زینبین، گل های نوشکفته
این بوستان عرشی اشک می ریزند و عزادارند.

فراق فاطمه، تنها علی را داغدار نکرده است،
چشم فضیلت در این مصیبت عظمی می گرید ،
آه از نهاد حق برمی خیزد
و کوه غم بر دوش « امت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) » سنگینی می کند.
و مدینه انس گرفته به این « محبوبه خدا» ؛ چگونه است؟

« یک طرف ، دل شکسته حسین و زینب و حسن
یک طرف علی ز رحلت تو سوگوار
رفتی ای قرار دل
ای که پر کشیده ای به سدره حضور و بارگاه نور
خانه تو مانده است،
با چهار کودک یتیم و یک علی در انتظار ....»

چگونه باور کردنی است،
آن همه جفا بر آل مصطفی؟
و آن بی حرمتی به حریم فاطمه؟

هر روز، آن رسول بزرگ، هنگام عبور
از برابر خانه فاطمه، به اهل آن خانه
که طاهر و مطهر بودند، سلام می کرد
و آیه تطهیر می خواند.

دست و سینه زهرا، بوسه گاه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود،
« مودت ذی القربی» سفارش پیامبر و مزد رسالت بود،

چه زود، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند
و میراث نبوی را غارت کردند ، و ودیعه رسول را آزردند!

« بعد از آن همه شهید، بعد از آن همه سفارش اکید،
آن همه حدیث و آیه، وعده و وعید، اینک اهل بیت ،
مانده در کنار، بنگر این جفا به جای آن جفا،
بنگر این ستم به جای آن صفا، چهره زمانه گشته
شرمسار شیعیان راستین فاطمه، دل شکسته،
داغدار و چشم های اشکبار...»

راستی ... قبر فاطمه کجاست؟
و چرا در مدینه، انسان زائر در می ماند
که عقده دل در سوگ « بضعة الرسول»
کجا بگشاید و اشک دیده، پای کدام نخل بریزد
و نشان « بیت الاحزان» را از که بپرسد
و در کجا ایستاده، بر « فاطمه» سلام دهد؟

در مدینه چه گذشت و اکنون چه می گذرد؟
یک سوی، جوشش صداقت و اطاعت و وفا
وعشق به اهل بیت عصمت بود
و شیدایی و شیفتگی سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و...

سوی دیگر ، کینه های بدر و خیبر و حنین.
و اکنون نیز مگر جز این است؟
باز هم صدای پای حمله قبایل قریش،


باز هم مدینه مانده درحصار !
« تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده ها

این نشانه پیوند و همدلی با فاطمه
و همدردی با علی و زینب است.
نام « فاطمه» ، از تاردل ها نوای غم بر می آورد.

یاد « زهرا»، واژه های محزون وغربت زده را
به « غمنامه» تبدیل می کند.

و ... « ایام فاطمیه» ، مجموعه ای است
از جگرهای سوزان، چشمهای گریان،
عزاداران سیه پوش، عاشقان درد آشنا،
شیعیان وفادار، احساس های یتیمانه و دردهای تنهایی.

مرور اوراق کتاب تاریخ، یاد آور
« رنج های شیعه » و درد و داغ « آل الله » است.

خدا را شاکریم که نعمت « غم زهرا» عطایمان کرده
و ما را نمک گیر سفره « محبت اهل بیت » ساخته است.
از این رو، روحمان با " اولاد علی و فاطمه " همنوایی دارد
و جز از " کوثر ولایت"سیراب نمی شود
و جز از " شراب مودت" جام بر نمی گیرد.

خوشیم که جرعه نوش ولاییم
و اسیر سلسله غم این خاندان.
محبتمان منحصر در " ذی القربی" است.

خاندانی که هم شایسته " دوست داشتن" اند،
هم اشک ریختن بر رنجهایشان
و سوختن در مصیبت ها و داغ هایشان.

امروز ما ، در فاطمیه ای به وسعت ایران اسلامی،
سر بر شانه " مظلومیت شیعه" می گذاریم
و آرام آرام می گرییم ؛ چون شمع می سوزیم
و پیوسته در پی آنیم که جواب سؤال های
بی پاسخ مانده خویش را بیابیم.

می خواهیم باز هم سری به مدینه بزنیم ،
بر سفینه نجات " عترت" سوار شویم و از موج ها بگذریم.
" موج فتنه ها و کینه ها فرا گرفته باز هم ،
دامن مدینه و حجاز را .

" اهل بیت " در میان موج های سهمگین ، یک " سفینه " اند،
ثابت و نجابت بخش و استوار، مایه امید و رشته قرار
لیکن این سفینه نجات هم شکسته است
دست و بازوی امیر عشق بسته است
چشم روزگار، مانده همچنان در انتظار
این دل شکسته، پای خسته، بی شکیب مانده بی قرار "
و ... سوگنامه " بانوی بانوان" را نهایتی نیست.
کتاب غم وغربت زهرا، تا ابدیت
و تا دامنه محشر گشوده است،
تا درس های ناگفته و ناشنوده این مکتب و کتاب،
به گوش همگان برسد.

پایان غم فاطمه ، صبح قیامت است
و عرصات داوری خدا.
سلام بر آن" منظومه غم " که بی پایان است...
جواد محدثی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، سپهسالار ، محب الزهرا ، MESSENGER ، rastin ، Agha sayyed
۱۹:۱۴, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
بسم الله الرحیم الرحیم
سلام بر همه رفقای بیداری اندیشه
پیش خودم گفتم امروز اولین روز ایام فاطمیه است پس چه خوبه یه جا باشه تا رفقا
شعر نثر یا هر مطلب جالب دیگه ای که برای این ایام مناسبه رو به اشتراک بذارن تا همه استفاده کنیم
منم برا شروع چند بیت شعر قرار میدم


سیل اشکم راه بینائی گرفت بند بندم عطر زهرائی گرفت

عشق را از فاطمه آموختم چشم بر دست کبودش دوختم

دست او صدها گره وا می کند دست او والله غوغا می کند

دست اومشکل گشای عالم است روی آن جای لبان خاتم است

دست اودنیای احسان و صفاست دست او مشکل گشای مرتضی است

حیف شد آن دست را دشمن شکست با غلاف و تیغ اهریمن شکست

گویمت از قصه شهر نبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از شرار آتش بیت علی(علیه السلام)

درد بود و آتش و افسردگی یاس بود و سیلی پژمردگی

ناله و آه بود و بغض گلو پهلوئی بود و لگد های عدو

در میان کوچه آن دنیا پرست راه را بر مادر سادات بست

گویمت سر بسته در آن کوچه ها فاطمه گم کرده راه خانه را
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، سپهسالار ، aliakbar ، مسافر ، MohammadSadra ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed
۲۰:۵۱, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #26
آواتار
يا فاطمة الزهرا يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا .يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله .

التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aliakbar ، rastin ، MESSENGER ، Agha sayyed
۲۱:۲۱, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #27
آواتار
سیل اشکم راه بینائی گرفت
بند بندم عطر زهرائی گرفت

عشق را از فاطمه آموختم
چشم بر دست کبودش دوختم

دست او صدها گره وا می کند
دست او والله غوغا می کند

دست اومشکل گشای عالم است
روی آن جای لبان خاتم است

دست اودنیای احسان و صفاست
دست او مشکل گشای مرتضی است

حیف شد آن دست را دشمن شکست
با غلاف و تیغ اهریمن شکست

گویمت از قصه شهر نبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
از شرار آتش بیت علی(علیه السلام)

درد بود و آتش و افسردگی
یاس بود و سیلی پژمردگی

ناله و آه بود و بغض گلو
پهلوئی بود و لگد های عدو

در میان کوچه آن دنیا پرست
راه را بر مادر سادات بست

گویمت سر بسته در آن کوچه ها
فاطمه گم کرده راه خانه را

رفقا تو عزاداریهاشون ما رو هم یاد کنن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aliakbar ، EMPERATOR ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed
۲۱:۴۶, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #28
آواتار
با سلام
[/align]
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند:

انا انزلناه في لـيلة القـدر،

شب، حضرت فاطمه زهراء ((سلام الله علیها)) و قدر، خداوند متعال است.
پس هر کس فاطمه زهراء ((سلام الله علیها)) را به حقيقت معرفت بشناسد،‌ شب قدر را درک کرده است
و جز اين نيست که ، فاطمه ((سلام الله علیها)) ناميده شد، چون خلائق از شناخت او بريده شده اند و فرمايش خداوند که:

و ما ادريک ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر

يعن‍ي بهتر ازهزار مؤمن زيرا او مادر مؤمنين است

تنزل الملائکة و الروح فيها

فرشتگان يعني مؤمناني‌ که از علم آل محمد ((صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) بـهـره مـند مي باشـند
و روح؛ هـمان روح الـقـدس، که حـضـرت فـاطـمــه زهـراء ((سلام الله علیها)) اسـت مي‌ بـاشـد؛

أذن ربهم من کل أمر سلام هي حتي مطلع الـفجر

يعني تا هنگام ظهور و قيام حضرت قائم آل محمدعجلالله تعالي ‌فرجه الشريف

تفسیر فرات کوفی، ص 581
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Seyed Mohsen ، EMPERATOR ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed
۱۲:۱۸, ۳۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #29
آواتار
سلام

یا صاحب الزمان
بیا تا آن حرامی ها بدانند همان هایی که رهگیر زنانند
که شیعه عقده ها در سینه دارد به پهلو زخم و در دل کینه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: EMPERATOR ، MESSENGER ، zarati313 ، meshkat ، Agha sayyed
۱۲:۴۳, ۳۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #30
آواتار
درد دل آقا
«سلام بر تو اي رسول خدا از طرف خودم و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و بسيار زود به تو ملحق شده است. اي پيامبر خدا صبر و بردباري من با از دست دادن فاطمه کم شده و توان خويشتن داري ندارم. اما براي من که سختي جدايي تو را ديده و سنگيني مصيبت تو را کشيده ام، شکيبايي ممکن است. اين من بودم که با دست خود تو را در ميان قبر نهادم و هنگام رحلت، جان گرامي تو ميان سينه و گردنم پرواز کرد. ما همه از خداييم و به سوي خدا باز مي گرديم. همه اکنون امانتي که به من سپرده بودي برگدانده شد و به صاحبش رسيد. از اين پس اندوه من جاودانه و شبهايم، شب زنده داري است تا آن روز که خدا خانه زندگي تو را برايم برگزيند. به زودي دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستم کردن بر او هماهنگ شدند. از فاطمه بپرس و او را سوال پيچ کن و از احوال روزگار ما بپرس و اين در حالي است که هنوز ايام زيادي سپري نشده و ياد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دوي شما، سلام وداع کننده اي که از خشنودي يا خسته دلي سلام نمي کند. اگر از خدمت تو مرخص شوم از خستگي و ملالت نيست و اگر در کنار قبرت اقامت کنم از بدگماني به وعده خدا نيست».
نهج البلاغه، خطبه 202
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، EMPERATOR ، najmeh ، MESSENGER ، zarati313 ، Agha sayyed
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  کوچه ای بی مـــــاه ... آفتاب 0 945 ۱۶/تیر/۹۴ ۰:۱۹
آخرین ارسال: آفتاب
  حدیث غربت کوچه‌های بنی‌هاشم+تصاویر احمد110 0 2,085 ۲۷/فروردین/۹۲ ۱۲:۳۶
آخرین ارسال: احمد110

پرش در بین بخشها:


بالا