|
دیدگاه اهل بیت (علیه السلام) درباره دشنام گویی
|
|
۱۵:۲۶, ۲۹/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۵۱ توسط ali0077.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خداوند می فرماید: « به معبود کسانى که غیر خدا را مىخوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند » أنعام/108 بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است. اهل بیت(علیه السلام) نیز بر این اصل تأکید کرده اند از این رو استثنا قایل شدن برای آن در شرایط خاص نیازمند دلیل خاص است. در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام) طرف مقابل را دشنام می دادند که آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمی دانم که نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت کنید. ولى اگر کارهاى زشت آنان را بیان مىکردید و مىگفتید که رفتار و کردارشان چنین و چنان بوده، سخنى درستتر گفته و عذرى رساتر آورده بودید» نهج البلاغه[چاپ دارالهجره قم] خطبه 206 ص323 / نصر بن مزاحم، وقعة صفین [چاپ قاهره] ص103 / ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال[چاپ منشورات الرضی، قم] ص 165 / ابن أعثم کوفی،الفتوح [چاپ بیروت] ج2 ص543 در اینجا امیرالمؤمنین(علیه السلام) در عینِ نهی از دشنامگویی ، یاران خود را به افشاگری درباره عملکردِ دشمن فرا می خواند. بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سکوت در مقابل انحرافات نیست بلکه به معنای روشنگریِ مؤدبانه و استدلالی است که احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر می کند و در پیشگاه خداوند و در مقابل افکار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است. در روایتی دیگر خطاب به شیعیان آمده :« از خدا پروا کنید و با هرکس همدم می شوید به نیکویی همنشینی کنید و با همسایگان خوشرفتار باشید و امانت را به صاحبانش برگردانید و مردم را خوک نخوانید. اگر شیعه ما هستید همانگونه که ما سخن می گوییم سخن بگویید و مانند ما رفتار کنید تا براستی شیعه ی ما باشید » قاضی نعمان مغربی، دعائمالإسلام[چاپ مصر] ج1 ص61 و میرزا حسین نوری ، مستدرکالوسائل[چاپ قم]: ج 8 ص311 از این روایت دانسته می شود که در آن روزگار برخی از تندروها، پیروان مذاهب دیگر را با القابی زشت نامگذاری می کردند که اهل بیت(علیه السلام) از این رفتار زشت نهی فرمودند. در زمان ما نیز برخی از افراطیها از هر دو مذهب القاب زشتی به مخالفان خود می دهند که بی تردید ناروا و بر خلاف شیوه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیه السلام) می باشد. در کتاب علل الشرایع(تألیف شیخ صدوق) که از منابع مهم شیعه است آمده که ابوحنیفه(پیشوای اهل سنت) نزد امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شد و عرض کرد: «گروهی از شیعیان از سه خلیفه نخست به شدت بدگویی و اعلام بیزاری می کنند و مدعی هستند که شما چنین توصیه ای به آنان کرده اید» امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «وای بر تو! من چنین چیزی نگفته ام» ابوحنیفه گفت : «اما آنها بسیار برای این کار اهمیت قایلند!» امام(علیه السلام) فرمودند:«از من چه انتظار داری؟» ابوحنیفه گفت:«اگر نامه ای برایشان بنویسید و من به آنان برسانم از این کار دست بر می دارند.» امام(علیه السلام) فرمودند:« [در اینصورت] سخنم را اطاعت نخواهند کرد.» محمد بن بابویه صدوق، علل الشرائع، [انتشارات مکتبة الداورى، قم]ج1 باب 81 ص91 / محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج 2 ص294 گویا امام صادق(علیه السلام) نگران بودند که اگر چنین نامه ای توسط یک عالم سنی به گروهی از تندروهای شیعه در کوفه ابلاغ شود تأثیری نداشته باشد. اما از آنجا که امام(علیه السلام) براستی از تصریح مردم کوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند شخصاً نامه ای نوشتند و توصیه های فراوانی به شیعیان کردند از جمله اینکه باید با اهل سنت خوشرفتاری کرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری کنند زیرا چنین رفتار ناشایستی جز اینکه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار کند سودی نخواهد داشت. از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار می دادند و بعد از نماز می خواندند و تلاش می کردند به آن پایبند باشند. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران] ج8 ص 2 تا 14 و محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج71 باب 14 ص 217 و ج 75 باب 3 ص 215 یکی از نایبان خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شخصی را به کار دربانی گمارده بود اما پس از مدتی معلوم شد این دربان به معاویه لعنت و دشنام می دهد. نایب خاص(رحمة الله علیه) پس از اطلاع از این موضوع او را از کار برکنار فرمود. از آن پس آن شخص تا مدتها التماس می کرد که سر کار خود برگردد اما نایب خاص (رحمة الله علیه) دیگر او را به خدمت قبول نفرمود. محمد بن حسن طوسی، الغیبة [چاپ قم] ص : 386 و محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج : 51 ص : 357 گویی ایشان معتقد بودند که شیعیان باید حتی نسبت به حساسیت اقلیتی از اهل سنت که برای معاویه جایگاه قایل هستند ، توجه داشته باشند و نباید تظاهر به بی احترامی به عقاید اهل سنت کنند. از برخی از روایات بر می آید اصل تبری که از نظر ما شیعیان یکی از فروع دین است باید بصورت « لعن ستمکاران بطور کلی » باشد و نباید با ذکر نام و بصورت صریح باشد. کلینی از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده که فرزندِ یکی از سرانِ شرک، اسلام آورده و در رکاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. یکبار ابوبکر در حضور او پدر مشرکش را لعنت کرد که او خشمگین شد و به ابوبکر پاسخی تند داد. در آن هنگام پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)- به عنوان یک سیره همیشگی - فرمودند: «وقتی مشرکان را لعن و بدگویی می کنید بطور کلی سخن بگویید نه بطور خاص (با ذکر نام) که فرزندانشان (که اکنون در شمار مسلمانان هستند) خشمگین شوند» محمد بن یعقوب کلینی، الکافی [چاپ تهران] ج8 ص69 . این ماجرا در مصادر تاریخی نیز آمده است: بلاذری، أنساب الأشراف[چاپ بیروت] ج1 ص160 و467 و ج6 ص44 ؛ واقدی، المغازی[چاپ بیروت] ج3 ص925 و ابن حبیب هاشمی، المنمق[چاپ بیروت] ص294 طبق این روایت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از لعن صریح مشرکان با ذکر نام، نهی فرمود تا موجب دودستگی بین مسلمانان نشود. معنای این سخن اینست که به جای لعن با ذکر نام مثلا بگویند:«اللهم العن الظالمین». از این روایت می توان فهمید که به طور کلی لعن افراد با ذکر نام – حتی درباره مشرکان - اگر موجب کدورت میان مسلمانان شود روا نیست و باید از آن پرهیز شود. به عنوان یک مصداق باید گفت آنچه پس از عصر صفوی در برخی از محافل تحت عنوان «عید الزهرا» رواج یافت امری غیردینی و بر خلاف سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیه السلام) بوده است. از این رو بسیاری از مراجع تقلید شیعه به صراحت آن را خرافی و حرام اعلام کرده اند. حدیثی که برخی از افراطیها برای توجیه این مراسم خرافی مورد استناد قرار می دهند نیز به اعتقاد محققان جعلی و فاقد اعتبار است. در این باره کتابی خواندنی با عنوان « نهم ربیع ؛ جهالتها خسارتها» منتشر شده است. این کتاب که توسط "مهدی مسائلی" تألیف شده است. نکته دیگر درباره زیارت شریف عاشوراست که در قدیمی ترین نسخه آن عبارت « اللهم خُصَّ أنت اول ظالم باللَّعن و ابدأ به أولاً ثم الثانی و الثالث والرابع» - که فعلا رایج و مشهور است - وجود ندارد و به جای آن لعن کلی و عمومی به این صورت آمده است :« اللهم خُصَّ أنت أول ظالم ظلم آل نبیک باللعن ثم العن أعداء آل محمد من الأولین و الاخرین» این نسخه ی زیارت عاشورا در کتاب «کامل الزیارات» - که از تألیفات ابن قولویه قمی(از استادان شیخ مفید) است- آمده و از جهاتی از نسخه متداول معتبرتر می باشد اما متاسفانه کمتر مورد توجه مردم قرار گرفته است. در میان کتب دعای معاصر «منتخب الادعیه» که زیر نظر علامه سید مرتضی عسکری(رحمة الله علیه) تدوین شده این متن را نقل کرده است. گفتنی است اعتبار زیارت عاشورا به هیچ وجه نباید مورد تردید قرار گیرد و آنچه در اینجا بیان شد تنها ناظر به یک عبارت کوتاه بود که باید طبق نسخه های قدیمی تر تصحیح گردد.[جعفر ابن قولویه قمی (وفات حدود 368هـ)، کاملالزیارات[انتشارات مرتضویه، نجف اشرف]، صص174-179، باب71 و محمدباقر مجلسى ، بحارالأنوار [چاپ بیروت]ج98، ص292. و میرزا ابوالفضل تهرانى(قرن13ق). شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور[انتشارات مرتضوى، تهران]، ج1، ص44 و سید مرتضی عسکری، منتخب الأدعیه ، المجمع العلمی الاسلامی، تهران، 1404 ق. /1362 ش ] |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۴۸, ۲۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
پائین صفحه را ببینید
کپی رایتی وجود ندارد نقل قول:استفاده از مطالب این تالار در جهت رضای الهی بلا مانع است |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,372 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,355 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,554 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,758 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,454 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,757 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| عدالت واهداف حکومت علوی از منظر امیرالمومنین (علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,766 |
۱/تیر/۹۲ ۲۲:۵۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|








