|
دیدگاه اهل بیت (علیه السلام) درباره دشنام گویی
|
|
۱۵:۲۶, ۲۹/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۵۱ توسط ali0077.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خداوند می فرماید: « به معبود کسانى که غیر خدا را مىخوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند » أنعام/108 بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است. اهل بیت(علیه السلام) نیز بر این اصل تأکید کرده اند از این رو استثنا قایل شدن برای آن در شرایط خاص نیازمند دلیل خاص است. در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام) طرف مقابل را دشنام می دادند که آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمی دانم که نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت کنید. ولى اگر کارهاى زشت آنان را بیان مىکردید و مىگفتید که رفتار و کردارشان چنین و چنان بوده، سخنى درستتر گفته و عذرى رساتر آورده بودید» نهج البلاغه[چاپ دارالهجره قم] خطبه 206 ص323 / نصر بن مزاحم، وقعة صفین [چاپ قاهره] ص103 / ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال[چاپ منشورات الرضی، قم] ص 165 / ابن أعثم کوفی،الفتوح [چاپ بیروت] ج2 ص543 در اینجا امیرالمؤمنین(علیه السلام) در عینِ نهی از دشنامگویی ، یاران خود را به افشاگری درباره عملکردِ دشمن فرا می خواند. بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سکوت در مقابل انحرافات نیست بلکه به معنای روشنگریِ مؤدبانه و استدلالی است که احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر می کند و در پیشگاه خداوند و در مقابل افکار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است. در روایتی دیگر خطاب به شیعیان آمده :« از خدا پروا کنید و با هرکس همدم می شوید به نیکویی همنشینی کنید و با همسایگان خوشرفتار باشید و امانت را به صاحبانش برگردانید و مردم را خوک نخوانید. اگر شیعه ما هستید همانگونه که ما سخن می گوییم سخن بگویید و مانند ما رفتار کنید تا براستی شیعه ی ما باشید » قاضی نعمان مغربی، دعائمالإسلام[چاپ مصر] ج1 ص61 و میرزا حسین نوری ، مستدرکالوسائل[چاپ قم]: ج 8 ص311 از این روایت دانسته می شود که در آن روزگار برخی از تندروها، پیروان مذاهب دیگر را با القابی زشت نامگذاری می کردند که اهل بیت(علیه السلام) از این رفتار زشت نهی فرمودند. در زمان ما نیز برخی از افراطیها از هر دو مذهب القاب زشتی به مخالفان خود می دهند که بی تردید ناروا و بر خلاف شیوه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیه السلام) می باشد. در کتاب علل الشرایع(تألیف شیخ صدوق) که از منابع مهم شیعه است آمده که ابوحنیفه(پیشوای اهل سنت) نزد امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شد و عرض کرد: «گروهی از شیعیان از سه خلیفه نخست به شدت بدگویی و اعلام بیزاری می کنند و مدعی هستند که شما چنین توصیه ای به آنان کرده اید» امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «وای بر تو! من چنین چیزی نگفته ام» ابوحنیفه گفت : «اما آنها بسیار برای این کار اهمیت قایلند!» امام(علیه السلام) فرمودند:«از من چه انتظار داری؟» ابوحنیفه گفت:«اگر نامه ای برایشان بنویسید و من به آنان برسانم از این کار دست بر می دارند.» امام(علیه السلام) فرمودند:« [در اینصورت] سخنم را اطاعت نخواهند کرد.» محمد بن بابویه صدوق، علل الشرائع، [انتشارات مکتبة الداورى، قم]ج1 باب 81 ص91 / محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج 2 ص294 گویا امام صادق(علیه السلام) نگران بودند که اگر چنین نامه ای توسط یک عالم سنی به گروهی از تندروهای شیعه در کوفه ابلاغ شود تأثیری نداشته باشد. اما از آنجا که امام(علیه السلام) براستی از تصریح مردم کوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند شخصاً نامه ای نوشتند و توصیه های فراوانی به شیعیان کردند از جمله اینکه باید با اهل سنت خوشرفتاری کرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری کنند زیرا چنین رفتار ناشایستی جز اینکه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار کند سودی نخواهد داشت. از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار می دادند و بعد از نماز می خواندند و تلاش می کردند به آن پایبند باشند. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران] ج8 ص 2 تا 14 و محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج71 باب 14 ص 217 و ج 75 باب 3 ص 215 یکی از نایبان خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شخصی را به کار دربانی گمارده بود اما پس از مدتی معلوم شد این دربان به معاویه لعنت و دشنام می دهد. نایب خاص(رحمة الله علیه) پس از اطلاع از این موضوع او را از کار برکنار فرمود. از آن پس آن شخص تا مدتها التماس می کرد که سر کار خود برگردد اما نایب خاص (رحمة الله علیه) دیگر او را به خدمت قبول نفرمود. محمد بن حسن طوسی، الغیبة [چاپ قم] ص : 386 و محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج : 51 ص : 357 گویی ایشان معتقد بودند که شیعیان باید حتی نسبت به حساسیت اقلیتی از اهل سنت که برای معاویه جایگاه قایل هستند ، توجه داشته باشند و نباید تظاهر به بی احترامی به عقاید اهل سنت کنند. از برخی از روایات بر می آید اصل تبری که از نظر ما شیعیان یکی از فروع دین است باید بصورت « لعن ستمکاران بطور کلی » باشد و نباید با ذکر نام و بصورت صریح باشد. کلینی از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده که فرزندِ یکی از سرانِ شرک، اسلام آورده و در رکاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. یکبار ابوبکر در حضور او پدر مشرکش را لعنت کرد که او خشمگین شد و به ابوبکر پاسخی تند داد. در آن هنگام پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)- به عنوان یک سیره همیشگی - فرمودند: «وقتی مشرکان را لعن و بدگویی می کنید بطور کلی سخن بگویید نه بطور خاص (با ذکر نام) که فرزندانشان (که اکنون در شمار مسلمانان هستند) خشمگین شوند» محمد بن یعقوب کلینی، الکافی [چاپ تهران] ج8 ص69 . این ماجرا در مصادر تاریخی نیز آمده است: بلاذری، أنساب الأشراف[چاپ بیروت] ج1 ص160 و467 و ج6 ص44 ؛ واقدی، المغازی[چاپ بیروت] ج3 ص925 و ابن حبیب هاشمی، المنمق[چاپ بیروت] ص294 طبق این روایت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از لعن صریح مشرکان با ذکر نام، نهی فرمود تا موجب دودستگی بین مسلمانان نشود. معنای این سخن اینست که به جای لعن با ذکر نام مثلا بگویند:«اللهم العن الظالمین». از این روایت می توان فهمید که به طور کلی لعن افراد با ذکر نام – حتی درباره مشرکان - اگر موجب کدورت میان مسلمانان شود روا نیست و باید از آن پرهیز شود. به عنوان یک مصداق باید گفت آنچه پس از عصر صفوی در برخی از محافل تحت عنوان «عید الزهرا» رواج یافت امری غیردینی و بر خلاف سیره پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیه السلام) بوده است. از این رو بسیاری از مراجع تقلید شیعه به صراحت آن را خرافی و حرام اعلام کرده اند. حدیثی که برخی از افراطیها برای توجیه این مراسم خرافی مورد استناد قرار می دهند نیز به اعتقاد محققان جعلی و فاقد اعتبار است. در این باره کتابی خواندنی با عنوان « نهم ربیع ؛ جهالتها خسارتها» منتشر شده است. این کتاب که توسط "مهدی مسائلی" تألیف شده است. نکته دیگر درباره زیارت شریف عاشوراست که در قدیمی ترین نسخه آن عبارت « اللهم خُصَّ أنت اول ظالم باللَّعن و ابدأ به أولاً ثم الثانی و الثالث والرابع» - که فعلا رایج و مشهور است - وجود ندارد و به جای آن لعن کلی و عمومی به این صورت آمده است :« اللهم خُصَّ أنت أول ظالم ظلم آل نبیک باللعن ثم العن أعداء آل محمد من الأولین و الاخرین» این نسخه ی زیارت عاشورا در کتاب «کامل الزیارات» - که از تألیفات ابن قولویه قمی(از استادان شیخ مفید) است- آمده و از جهاتی از نسخه متداول معتبرتر می باشد اما متاسفانه کمتر مورد توجه مردم قرار گرفته است. در میان کتب دعای معاصر «منتخب الادعیه» که زیر نظر علامه سید مرتضی عسکری(رحمة الله علیه) تدوین شده این متن را نقل کرده است. گفتنی است اعتبار زیارت عاشورا به هیچ وجه نباید مورد تردید قرار گیرد و آنچه در اینجا بیان شد تنها ناظر به یک عبارت کوتاه بود که باید طبق نسخه های قدیمی تر تصحیح گردد.[جعفر ابن قولویه قمی (وفات حدود 368هـ)، کاملالزیارات[انتشارات مرتضویه، نجف اشرف]، صص174-179، باب71 و محمدباقر مجلسى ، بحارالأنوار [چاپ بیروت]ج98، ص292. و میرزا ابوالفضل تهرانى(قرن13ق). شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور[انتشارات مرتضوى، تهران]، ج1، ص44 و سید مرتضی عسکری، منتخب الأدعیه ، المجمع العلمی الاسلامی، تهران، 1404 ق. /1362 ش ] |
|||
|
|
۱۹:۱۲, ۲۹/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اسفند/۹۱ ۱۹:۱۶ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
بزرگوار فرض رو بر اين مي گذاريم تمامي فرمايشات شما قبول ابتدا بگويم من هم با فحش و ناسزا گويي مخالفم ولي ... خوب حالا اگه يكي پيدا شد و خواست بدونه چه كساني كافرند ؟ چه كساني در دين بدعت گذاشتن ؟ چه كساني به پاره تن پيامبر جسارت كردند ؟ چه كساني درب خانه دختر پيامبر را آتش زدند؟ چه كساني قاتل دختر پيامبرند؟ چه كساني عهد با پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و اميرالمومنين (علیه السلام) رو شكستند ؟ چه كساني با ولي خدا جنگيدند؟ چه كساني بر جنازه فرزند رسول خدا تير انداختند ؟ چه كساني مدتها بر روي منبر رسول به مولاي غريب علي عليه السلام لعن و ناسزا گفتند ؟ چه كساني فرزند رسول خدا را در كربلا سربزيدن ؟ چه كساني دل داغدار و زينت سلام الله را خون كردن؟ شما چه جوابي داريد بگوييد ؟
بعد اگر دونست و احياناً خدا و رسول هم آنان را لعن كرده بودند شما چه جوابي داري بدي؟
|
|||
|
|
۱۹:۴۳, ۲۹/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اسفند/۹۱ ۲۰:۰۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
لعن غیر از دشنام است
خدا در قرآن هم لعن کرده است و هم نسبت حیوان و بدتر از حیوان به عده ای داده است و هیچ یک از اینها از مصادیق دشنام نیست دشنام نسبت ناروا را گویند آیا خدا نسبت نا روا داده است نعوذاً بالله؟ مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (5-جمعه) كسانى كه مكلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند، مانند الاغی هستند كه كتابهايى حمل مىكند، (آن را بر دوش مىكشد اما چيزى از آن نمىفهمد)! گروهى كه آيات خدا را انكار كردند مثال بدى دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند! (5) مثالهای دیگری هم وجود دارد پیامبران معصوم الهی به گواه قرآن قوم کافرشده به دستورات الهی را لعن کرده اند! لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني إِسْرائيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ (78-مائده) كافران بنى اسرائيل، بر زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود كه عصیان كردند، و تجاوز مىنمودند. (78) از این بالاتر خود خداوند هم در قرآن بسیاری را مورد لعن قرار داده است! به عنوان نمونه: إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعيراً (64-احزاب) خداوند كافران را لعن كرده و براى آنان آتش سوزانندهاى آماده نموده است، (64) ضمن اینکه رعایت کامل مبانی ارائه شده ی اهل بیت هم الزامی است که دوست عزیز ذکر کرده اند : (۲۹/اسفند/۹۱ ۱۵:۲۶)ali0077 نوشته است: خداوند می فرماید: « به معبود کسانى که غیر خدا را مىخوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روى (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند » أنعام/108 بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است. اهل بیت(علیه السلام) نیز بر این اصل تأکید کرده اند از این رو استثنا قایل شدن برای آن در شرایط خاص نیازمند دلیل خاص است. در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام) طرف مقابل را دشنام می دادند که آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمی دانم که نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت کنید. ولى اگر کارهاى زشت آنان را بیان مىکردید و مىگفتید که رفتار و کردارشان چنین و چنان بوده، سخنى درستتر گفته و عذرى رساتر آورده بودید» نهج البلاغه[چاپ دارالهجره قم] خطبه 206 ص323 / نصر بن مزاحم، وقعة تأکید روایات و آیات به عدم دشنام در مقابل دشمنان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! علت را هم خود آیات و روایات ذکر کرده اند زیرا باعث مقابله به مثل می شود |
|||
|
|
۲۲:۰۷, ۲۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام من به کاربر محترم که این تاپیک را ایجاد کرد و این مبحث را پیش کشید , تبریک , و تا حدود زیادی با فرمایش ایشان موافقم . اما در تاریخ : در جنگ صفین لشکر امام علی ع , چیزی نمانده بود بر معاویه غلبه پیدا کند ( ببخشید من نمیخوام خیلی وارد جزئیات شوم ) خلاصه عده ای مسلمان و شاید سست ایمان به قرانی که لشگر معاویه بر نیزه کرده بود رسیدند ! بله ! و در مقابل امام علی ع ایستادند و صلح خواستند و گفتند ما علیه مسلمان نمیجنگیم . خلاصه فکرشو بکنید ! کسانی بودند که از قران علیه : امام علی ع و مسلمانان و ... استفاده کنند و معاویه در نهایت جان بدر برد و ......باقی قضایا . من بعنوان کسیکه مبارزه با یه فرقه کاملا انحرافی و شرک آلود را در این انجمن شروع کردم , سوالم اینه که : این رهروان فرقه ها و مکاتب انحرافی, دائم قران به سر نیزه میکنند و علیه خود ما بکار میبرند تا مبارزه مون رو متوقف کنند دائم از قران و احادیث , مثال میاورند که این چنین و آن چنان است و وووالی آخر ! عجیب است که رهروان این فرقه ها چه تسلط جالبی بر قرآن و احادیث ما دارند !!!!! ![]() ![]() این رهروان کاملا نیکخواه و صادق ![]() از روایات ما علیه خود ما استفاده میکنند تا متوقف بشیم و در عوض مشغول اشاعه عقائد انحرافی خودشون میشن !به ما میگن بر اساس قران ساکت بشیم , تا خودشون بت پرستی و فساد اخلاقی رو گسترش بدن !!!! من مد نظرم به هیچ وجه , ایجاد کننده این تاپیک نیست . سرور گرامی واقعا از ته قلب منظورم انتقاد از شما نیست . من میخوام بگم عجیبه که ظاهرا دشمنان دین , خیلی زیاد به روایات ما تسلط دارند ! اگر قران بگوید : قولو لا اله الا الله تفلحو ......دشمنان دین نخواهند پذیرفت چون باید قران و اسلام و پیامبر و امامان براشون , اول , اثبات بشه ! اما برای من مسلمان , دائم مثالهای قرآنی میارند که ساکت بشم . دائم قرآن به سر نیزه میکنند تا مبارزه مو متوقف کنند. خیر ! من تا جان در نفس دارم بامید خدا , مبارزه خواهم کرد . ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۲۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
این فقط مرتبسازی مطالب ارسال اول هست.
خداوند میفرماید: «به معبود کسانى که غیر خدا را میخوانند دشنام ندهید، مبادا آنها از روى جهل خدا را دشنام دهند.» سوره أنعام، آیه 108 بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است. اهل بیت(علیهالسلام) نیز بر این اصل تأکید کردهاند از این رو استثناء قائل شدن برای آن در شرایط خاص نیازمند دلیل خاص است. در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام) طرف مقابل را دشنام می دادند که آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمیدانم که نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت کنید. ولى اگر کارهاى زشت آنان را بیان میکردید و میگفتید که رفتار و کردارشان چنین و چنان بوده، سخنى درستتر گفته و عذرى رساتر آورده بودید.» نهج البلاغه[چاپ دارالهجره قم] خطبه 206 ص323 / نصر بن مزاحم، وقعة صفین [چاپ قاهره] ص103 / ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال[چاپ منشورات الرضی، قم] ص 165 / ابن أعثم کوفی،الفتوح [چاپ بیروت] ج2 ص543 در اینجا امیرالمؤمنین(علیه السلام) در عینِ نهی از دشنامگویی ، یاران خود را به افشاگری درباره عملکردِ دشمن فرا میخواند. بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سکوت در مقابل انحرافات نیست، بلکه به معنای روشنگریِ مؤدبانه و استدلالی است که احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر میکند و در پیشگاه خداوند و در مقابل افکار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است. در روایتی دیگر خطاب به شیعیان آمده :«از خدا پروا کنید و با هرکس همدم میشوید به نیکویی همنشینی کنید و با همسایگان خوشرفتار باشید و امانت را به صاحبانش برگردانید و مردم را خوک نخوانید. اگر شیعه ما هستید همانگونه که ما سخن میگوییم سخن بگویید و مانند ما رفتار کنید تا براستی شیعهی ما باشید.» قاضی نعمان مغربی، دعائمالإسلام[چاپ مصر] ج1 ص61 و میرزا حسین نوری ، مستدرکالوسائل[چاپ قم]: ج 8 ص311 از این روایت دانسته میشود که در آن روزگار برخی از تندروها، پیروان مذاهب دیگر را با القابی زشت نامگذاری میکردند که اهل بیت(علیهالسلام) از این رفتار زشت نهی فرمودند. در زمان ما نیز برخی از افراطیها از هر دو مذهب القاب زشتی به مخالفان خود میدهند که بیتردید ناروا و بر خلاف شیوهی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیهالسلام) میباشد. در کتاب علل الشرایع(تألیف شیخ صدوق) که از منابع مهم شیعه است آمده که ابوحنیفه(پیشوای اهل سنت) نزد امام صادق(علیهالسلام) شرفیاب شد و عرض کرد: «گروهی از شیعیان از سه خلیفه نخست بشدت بدگویی و اعلام بیزاری میکنند و مدعی هستند که شما چنین توصیهای به آنان کردهاید» امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «وای بر تو! من چنین چیزی نگفتهام» ابوحنیفه گفت: «اما آنها بسیار برای این کار اهمیت قائلند!» امام(علیهالسلام) فرمودند:«از من چه انتظار داری؟» ابوحنیفه گفت:«اگر نامهای برایشان بنویسید و من به آنان برسانم از این کار دست بر میدارند.» امام(علیهالسلام) فرمودند:« [در اینصورت] سخنم را اطاعت نخواهند کرد.» محمد بن بابویه صدوق، علل الشرائع، [انتشارات مکتبة الداورى، قم]ج1 باب 81 ص91 / محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج 2 ص294 گویا امام صادق(علیهالسلام) نگران بودند که اگر چنین نامهای توسط یک عالم سنی به گروهی از تندروهای شیعه در کوفه ابلاغ شود تأثیری نداشته باشد. اما از آنجا که امام(علیهالسلام) براستی از تصریح مردم کوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند شخصاً نامهای نوشتند و توصیههای فراوانی به شیعیان کردند، از جمله اینکه باید با اهل سنت خوشرفتاری کرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری کنند، زیرا چنین رفتار ناشایستی جز اینکه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار کند سودی نخواهد داشت. از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار میدادند و بعد از نماز میخواندند و تلاش میکردند به آن پایبند باشند. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران] ج8 ص 2 تا 14 و محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج71 باب 14 ص 217 و ج 75 باب 3 ص 215 یکی از نایبان خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شخصی را به کار دربانی گمارده بود، اما پس از مدتی معلوم شد این دربان به معاویه لعنت و دشنام میدهد. نایب خاص(رحمة الله علیه) پس از اطلاع از این موضوع او را از کار برکنار فرمود. از آن پس آن شخص تا مدتها التماس میکرد که سر کار خود برگردد، اما نایب خاص(رحمة الله علیه) دیگر او را به خدمت قبول نفرمود. محمد بن حسن طوسی، الغیبة [چاپ قم] ص : 386 و محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج : 51 ص : 357 گویی ایشان معتقد بودند که شیعیان باید حتی نسبت به حساسیت اقلیتی از اهل سنت که برای معاویه جایگاه قائل هستند توجه داشته باشند، و نباید تظاهر به بیاحترامی به عقاید اهل سنت کنند. از برخی از روایات بر می آید اصل «تبرّیٰ» که از نظر ما شیعیان یکی از فروع دین است باید بصورت «لعن ستمکاران بطور کلی» باشد، و نباید با ذکر نام و بصورت صریح باشد. کلینی از امام باقر(علیهالسلام) نقل کرده که فرزندِ یکی از سرانِ شرک، اسلام آورده و در رکاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. یکبار ابوبکر در حضور او پدر مشرکش را لعنت کرد، که او خشمگین شد و به ابوبکر پاسخی تند داد. در آن هنگام پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)- به عنوان یک سیرهی همیشگی - فرمودند: «وقتی مشرکان را لعن و بدگویی می کنید بطور کلی سخن بگویید نه بطور خاص (با ذکر نام) که فرزندانشان (که اکنون در شمار مسلمانان هستند) خشمگین شوند.» محمد بن یعقوب کلینی، الکافی [چاپ تهران] ج8 ص69 . این ماجرا در مصادر تاریخی نیز آمده است: بلاذری، أنساب الأشراف[چاپ بیروت] ج1 ص160 و467 و ج6 ص44 ؛ واقدی، المغازی[چاپ بیروت] ج3 ص925 و ابن حبیب هاشمی، المنمق[چاپ بیروت] ص294 طبق این روایت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از لعن صریح مشرکان با ذکر نام، نهی فرمود تا موجب دودستگی بین مسلمانان نشود. معنای این سخن اینست که بجای لعن با ذکر نام، مثلاً بگویند: «اللهم العن الظالمین». از این روایت می توان فهمید که به طور کلی لعن افراد با ذکر نام – حتی درباره مشرکان - اگر موجب کدورت میان مسلمانان شود روا نیست و باید از آن پرهیز شود. به عنوان یک مصداق باید گفت آنچه پس از عصر صفوی در برخی از محافل تحت عنوان «عید الزهرا» رواج یافت امری غیردینی و بر خلاف سیرهی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیهالسلام) بوده است. از این رو بسیاری از مراجع تقلید شیعه به صراحت آن را خرافی و حرام اعلام کردهاند. حدیثی که برخی از افراطیها برای توجیه این مراسم خرافی مورد استناد قرار میدهند نیز به اعتقاد محققان جعلی و فاقد اعتبار است. در این باره کتابی خواندنی با عنوان «نهم ربیع ؛ جهالتها خسارتها» منتشر شده است. این کتاب توسط "مهدی مسائلی" تألیف شده است. نکتهی دیگر دربارهی زیارت شریف عاشوراست که در قدیمی ترین نسخه آن عبارت «اللهم خُصَّ أنت اول ظالم باللَّعن و ابدأ به أولاً ثم الثانی و الثالث والرابع» - که در زمان حال رایج و مشهور است - وجود ندارد و بجای آن لعن کلی و عمومی به این صورت آمده است: «اللهم خُصَّ أنت أول ظالم ظلم آل نبیک باللعن ثم العن أعداء آل محمد من الأولین و الاخرین». این نسخه ی زیارت عاشورا در کتاب «کامل الزیارات» - که از تألیفات ابن قولویه قمی(از استادان شیخ مفید) است- آمده و از جهاتی از نسخه متداول معتبرتر میباشد اما متأسفانه کمتر مورد توجه مردم قرار گرفته است. در میان کتب دعای معاصر، کتاب «منتخب الأدعیه» که زیر نظر علامه سید مرتضی عسکری(رحمة الله علیه) تدوین شده، این متن را نقل کرده است. گفتنی است اعتبار زیارت عاشورا به هیچ وجه نباید مورد تردید قرار گیرد و آنچه در اینجا بیان شد تنها ناظر به یک عبارت کوتاه بود که باید طبق نسخههای قدیمیتر تصحیح گردد. [جعفر ابن قولویه قمی (وفات حدود 368هـ)، کاملالزیارات[انتشارات مرتضویه، نجف اشرف]، صص174-179، باب71 و محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار [چاپ بیروت]ج98، ص292. و میرزا ابوالفضل تهرانى(قرن13ق). شفاء الصدور فی شرح زیارة العاشور[انتشارات مرتضوى، تهران]، ج1، ص44 و سید مرتضی عسکری، منتخب الأدعیه، المجمع العلمی الاسلامی، تهران، 1404 ق. /1362 ش] |
|||
|
|
۵:۲۲, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در فرهنگ قرآنی و سیره زندگانی ائمه معصومین(علیهم السلام) از دشنام و ناسزاگویی و بددهانی شدیدا نهی شده است، به طوریکه پیامبر خدا(صلی الله علیه واله) در حدیثی میفرمایند: "یکی از بدترین بندگان خدا کسی است که به سبب بد زبانی و دشنامگوییاش، همنشینی با او ناخوشایند باشد1". امام باقر(علیه السلام) نیز فرمودند: " بهترین چیزی را که دوست دارید به شما گفته شود، به مردم بگویید؛ زیرا خداوند از شخص دشنام دهِ بدگوی از مؤمنان و ناسزاگویِ بد دهن و گدایِ سمج نفرت دارد2".امیرالمومنین (علیه السلام) اسوه اخلاق و ادب نیز درباره اینکه چه کسی هرگز دشنام نمیدهد؟ فرمودند "انسان بزرگوار، هرگز دشنام ندهد3". همچنین امام باقر(علیه السلام) فرمودند: "حربه فرومایگان، زشتگویی است4". امام صادق(علیه السلام) نیز در حدیثی ضمن تقبیح این عمل میفرمایند: "دشنامگویی و بد زبانی و دریدگی از (نشانههای) نفاق است5". منابع روایات: 1- الکافی: 2 / 325 / 8 منتخب میزانالحکمة: 442 2- بحارالأنوار: 78 / 181 / 67 منتخب میزانالحکمة: 442 3- غرر الحکم: 9478 منتخب میزانالحکمة: 442 4- بحارالأنوار: 78 / 185 / 14 منتخب میزانالحکمة: 442 5- بحارالأنوار: 79 / 113 / 14 منتخب میزانالحکمة: 442 |
|||
|
|
۱۰:۱۱, ۱۰/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۲ ۱۰:۳۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
با توجه به عنايت پروردگار و استعانت از كتاب الله و آشنايي بيشتر از كساني كه كافرند ؟ كساني كه در دين بدعت گذاشتن ؟ كساني كه به پاره تن پيامبر جسارت كردند ؟ كساني كه درب خانه دختر پيامبر را آتش زدند؟ كساني كه قاتل دختر پيامبرند؟ كساني كه عهد با پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و اميرالمومنين (علیه السلام) رو شكستند ؟ كساني كه با ولي خدا جنگيدند؟ كساني كه بر جنازه فرزند رسول خدا تير انداختند ؟ كساني كه مدتها بر روي منبر رسول به مولاي غريب علي عليه السلام لعن و ناسزا گفتند ؟ كساني كه فرزند رسول خدا را در كربلا سربزيدن ؟ كساني كه دل داغدار و زينت سلام الله را خون كردن؟ مي گويم : اللهم العن جبت والطاغوت آيات قرآن كريم درباره لعن" 1- الاحزاب -64 2- النساء 38 3- المائده 13 5- المائده 60 6-البقره 159 7-الرعد 25 8- ...
راستي يه نگاهي به آيات اشاره شده بياندازيد و پيدا كنيد پرتقال فروش را ؟ در ضمن هنگام لعن مستحقين لعنت حقر را در ثوابش شريك بدانيد خير و سعادت و سلامت دنيا و آخرت نصيب شما و خانواده هاي محترمتان باد ان شاءالله يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۱۵:۰۱, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
البته برادر ابوتراب اطلاع دارند لعن با فحش فرق دارد.
و خود لعن هم باید تایید شده توسط مراجع باشد متشکر |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۰/مهر/۹۲ ۱۵:۰۱)تلمیخا نوشته است: البته برادر ابوتراب اطلاع دارند لعن با فحش فرق دارد. سلام درباره قسمت اول فرمايشتون شكي نيست . بين سب و لعن حتماً فرق دارد . اما درباره قسمت دوم فرمايشتون جاي بسي بحث و گفتگو دارد و در اين مكان جايي براي پرداختن به اين موضوعات نيست . موفق باشيد يا علي عليه السلام [/b] |
|||
|
|
۱:۳۹, ۲۲/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۲:۳۶ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
با سلام
و تشکر اساسی بابت مبحث دیدگاه اهل بیت در مورد دشنام.. از دوستان تالار اجازه نشر مطالب این تاپیک بین دوستانم و به عبارت خودمانی کپی پیست رو می خوام خیــــــــــــــــــــــــــلی لازمش دارم ... متشکر |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عوامل قیام امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه | mahdy30na | 8 | 3,372 |
۸/آبان/۹۴ ۷:۵۷ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| فضیلت یاد امام علی علیه السلام | ali0077 | 12 | 6,355 |
۳۰/مهر/۹۳ ۰:۲۳ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| .:خطبه های تکان دهنده ی امــــام عــــــــلیــ علیه السلام:. | اولولالباب | 25 | 10,556 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: اولولالباب |
|
| توصیف برکات صلوات از دیدگاه امام صادق(علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,759 |
۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۵ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|
| مطابقه ی حالات امیر المومنین علیه السلام با هارون(علیه السلام)!! | help me | 0 | 1,455 |
۸/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۲ آخرین ارسال: help me |
|
| درمورد ولایت امام علی علیه السلام | سید احمد | 1 | 1,757 |
۱۴/مرداد/۹۲ ۲:۵۶ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| عدالت واهداف حکومت علوی از منظر امیرالمومنین (علیه السلام) | ali0077 | 1 | 1,766 |
۱/تیر/۹۲ ۲۲:۵۶ آخرین ارسال: ali0077 |
|












