کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 2.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی گذرا بر فیلم " وکیل مدافع شیطان "
۱۱:۲۶, ۲۴/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۲ ۱۱:۳۲ توسط Twelver.)
شماره ارسال: #1
آواتار
نگاهی گذرا بر فیلم " وکیل مدافع شیطان "


[تصویر: 3d7c115bba010cc2406b75dd6fd90668.jpg]

این فیلم داستان وکیل مدافعی جوان و بسیار جاه طلب می باشد که در آن، وجدان او مورد آزمایش قرار می گیرد.

وکیل مدافع شیطان با بازی آل پاچینو، کیانو ریوز ، کارلایز ترون و به کارگردانی تیلور هکفورد یک درام فلسفی شگفت انگیز است. طرح اصلی این فیلم بر پایه ی تقابل میان خیر و شر است.
کوین لوماکس (با بازی کیانو ریوز) ، وکیل مدافعی جاه طلبی است که به همراه همسرش ماری آن (با بازی کارلایز ترون) در شهر فلوریدا در جنوب شرقی آمریکا، زندگی می کند. فلوریدا شهری مذهبی است که آرمان مردمان آن اعتقاد به خداست. همسر کوین زنی است با روحیه ای شکننده و بسیار حساس که به عنوان نمادی از انسان های پاک در این فیلم مطرح می شود.
در پی دادرسی ماجرای میان یک معلم هوس باز و دختر بچه ای مظلوم در دادگاه این شهر، کوین توانست رای دادگاه را متکبرانه و به صورتی ناعادلانه به نفع خود رقم بزند.
به دنبال این پیروزی و شکست ناپذیری متکبرانه ی کوین در دادگاه های مختلف، یکی از بزرگترین موسسات حقوقی نیویورک او را برای کار در این شهر دعوت می کند. کوین که به دنبال کسب موفقیت های بیشتر است این پیشنهاد را قبول می کند؛ هر چند مادر او که فردی مذهبی در شهر فلوریدا به شمار می رود با او مخالفت می کند و رفتن او را به نیویورک به منزله ی ورود به شهر “ بابیلون ” می داند. شهری که بر اساس انجیل ، به دلیل نافرمانی مردمانش به عذاب الهی دچار شد.
با این همه کوین همراه همسر خود ماری آن ، به شهر نیویورک می روند. همچنان که می دانید نیویورک شهری بسیار مدرن در شرق ایالات متحده است با مردمانی که اغلبشان نگاه روشنفکرانه را دنبال می کنند؛ این موضوع را می توان با استناد به شعار رسمی این ایالت که ” بالا تر و فراتر“ می باشد، بیان نمود. در این زمان کوین با رئیس شرکت خود آقای جان میلتون(با بازی آل پاچینو) دیدار می کند. آقای میلتون در این فیلم نماد شیطان است.
در طی یک از سکانس های مهم این فیلم آقای میلتون و کوین به پشت بام شرکت -که بسیار هم بلند می باشد- می روند. در آن بالا آقای میلتون به مردم پایین اشاره می کند و آن ها را به صورت نقاطی کوچک در خیابان ها بیان می دارد. و سپس با این فضا سازی از کوین می پرسد که آیا نبودن هر کدام از این نقاط، هیچ اهمیتی دارد؟!
از این گفته ی آقای میلتون این طور می توان برداشت کرد که، شیطان با کوچک جلوه دادن گناهان، سعی می کند ما را به سمت آن ها تشویق نماید.
پس از این سکانس و در ادامه ی فیلم ، آقای میلتون پیشنهاد وکالت موکلانی را به کوین می دهد که هیچ کدام بی گناه نیستند و کوین هم – که انسان بسیار خودخواه و مغروری است - به دنبال پیگیری روند شکست ناپذیری وکالت خود ، این پیشنهادات را یکی پس از دیگری می پذیرد. به این ترتیب ،عملا کوین تمام زمان خود را صرف وکالت این افراد مجرم می کند. به سبب خودخواهی ها، و گاهی هم هوس رانی های کوین، آرام آرام او از زندگی و همسر خود دورتر می شود. هر چه کوین بیشتر به همکاری های خود با آقای میلتون ادامه می دهد، همسر او ماری آن ، که نماد انسان های معصوم در این فیلم می باشد، دچار مشکلات روانشناختی عمیق می شود و روز به روز بد تر می شود. کوین نیز به سبب حال نامساعد همسرش دچار افسردگی می شود، اما همچنان به کار خود در نیویورک ادامه می دهد.
ماری آن، از کوین می خواهد که همکاری اش را با آقای میلتون متوقف کند و با هم به فلوریدا بازگردند ، اما کوین این درخواست ها را رد می کند. سرنجام ماری آن ، خود را می کشد و با این اقدام او، ضربه ای کاری به روحیه ی کوین وارد می شود . کوین که دیگر متوجه اعمال خودخواهانه و زشت خود شده است ، زندگی خود را متاثر از آقای میلتون می بیند. به این ترتیب فورا خود را به اتاق آقای میلتون در بالاترین طبقه ی ساختمان می رساند. سپس او آقای میلتون را در خود کشی همسرش مقصر می شمارد و حتی با اسلحه ی خود به سمت او شلیک می کند. اما از ان جا که آقای میلتون شیطان مجسم است، بنابراین این شلیک ها نیز بی اثر است.
آقای میلتون در پاسخ این گونه می گوید:
“خوبه شلیک کن…! “ “این همون خشمیه که من دوست دارم …! “ ” این آخرین مرحله تا عریانی کامله . . . ! ”
“من همیشه تماشات می کردم… انتظار می کشیدم … من طرفدار انسانم…! ”کاملا انسان گرا” ولی من عروسک گردان نیستم کوین…! انجام کارا با خودتونه ..!”


در این موقع کوین از آقای میلتون می پرسد: تو کی هستی … ؟ چی هستی ….؟
و آقای میلتون پاسخ می دهد:
“آه … من اسمای زیادی دارم.. شیطان …! نه! …. بگو ببینم کوین کی می تونه کاملا منکر بشه که تمام قرن بیستم مال من نبوده ..؟! تمامش کوین! تمامش ! دیگه نوبت منه.. ! دیگه نوبت ماست ..! ”
اگر شما هم این فیلم را دیده باشید، حتما می دانید که چگونه کوین با تمسک به قاعده ی اختیار و فضیلت جویی ، خود را از این مخمصه خارج می کند و شیطان را در گام نهایی خود ناکام می گذارد. با این رستگاری، کوین فرصتی دوباره برای زندگی ای سالم می یابد و این بار در همان دادگاه شهر فلوریدا که در آن یک بار به ناحق رای دادگاه را برده بود حضور می یابد و از وکالت آن معلم ضد اخلاق انصراف می دهد. هر چند این کار او باعث می شود تا خدشه ای بزرگ در شهرت او پدید آید.
در سکانس انتهایی این فیلم بار دیگر شیطان به صورت یک خبرنگار به وسوسه ی کوین می پردازد و کوین باز هم بنا بر ویژگی شاخص غرور خود، تن به اشتباهی دیگر می دهد.
با دیدن این فیلم می توان دریافت که یکی از مهمترین نقاط ضعفی که شیطان می تواند از آن بر ضد ما انسان ها استفاده کند ، خودخواهی برخی از ماست . هم چنین می توان دریافت که شیطان به صورت های مختلف در زندگی ما انسان ها حضور دارد و هر بار به طریقی به دنبال گمراه کردن ماست. به امید آن که روز به روز، با تمسک جستن به اخلاقیات و توسل به خوبی ها فروتن تر و متواضع تر شویم …. انشاءالله…
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، جویای حقیقت ، فاطمه خانم ، fazel ، Admirer ، black ، مسافر ، moj ، مجتبی110 ، یاســین ، سید هادی ، Alberto ، fiftynine ، فاطيما22 ، alidj ، Justice Bringer ، PHPsource ، sadegh313 ، سعید714
۲۲:۴۹, ۹/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #2

با تشکر از نگارنده
ولی ای کاش تحلیلهای عمیقتری از این دست فیلمها بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، Alberto ، جویای حقیقت ، fiftynine ، PHPsource
۱۳:۰۱, ۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
نقد فیلم از نگاهی دیگر :


1- اینکه شخصیت اصلی فیلم یک وکیل مدافع است، هیچگاه دلیل نمی شود که ارباب سایر مشاغل و صنوف دچار وسوسه های شیطانی نشوند و روح خود را به ابلیس نفروشند. هرچند که صاحبان مشاغل مهم همچون قضات، وکلا، پزشکان و ... بیشتر در معرض خطر نفوذ شیطان هستند. چرا که لوازم و اسباب گناه به آنها بیش از سایرین نزدیک است. برخلاف برخی فیلم ها که صرفاً قصد تخریب وکیل مدافع را دارند، در این فیلم نه تنها به شخصیت و جایگاه حساس یک وکیل مدافع اهمیت زیادی داده شده است، بلکه در آخر فیلم نیز محرز می شود همۀ وقایع رخ داده شده صرفاً به آینده وکیل مدافع مربوط می شود و هنوز وجود خارجی پیدا نکرده است.

2- اینکه وسوسه ها و اغواهای شیطانی در اعمال پلید انسان ها تأثیر دارد، قابل انکار نیست، ولی بقول خود جان میلتون (شیطان) در فیلم مورد بررسی، این خود انسان است که انتخاب کننده می باشد.

3- برخلاف ذهنیت مردم دنیا، وکیل خوب بودن ، به معنی پیروزی و برنده شدن در پرونده ها نیست. وکیل مدافع قبل از قبول وکالت استقلال کامل دارد که آن پرونده را قبول کند یا خیر! البته حق و حقیقت چیزی نیست که براحتی و با مشاهده چند مدرک بدست بیاید، بخصوص در جایی که موکل معمولاً در حالت خوشبینانه نیز راستش را نمی گوید(اگر دروغ نگوید)! از طرف دیگر، بعضی پرونده ها آنقدر پیچیده است که پس از صدور در دادگاه بدوی، در دادگاه تجدیدنظر رأی نقض می شود و حتی گاهی هست شعب دیوان عالی کشور نیز مجرب ترین قضات را دارند، در رسیدن به حق، اختلاف نظر دارند. در اینجا چگونه از یک وکیل می توان انتظار داشت حق را دریابد.
با اینهمه، وکیل در بررسی نخستین و بازجویی از ارباب رجوع می تواند بعضی چیزها را کشف کند و به حقانیت و عدم حقانیت وی آگاهی یابد.

4- در فیلم مورد بحث، صحنه ای وجود دارد که آدمی را به تحیّر و خدای ناکرده به تشکیک وا می دارد. در آن صحنه، شیطان به وکیل مدافع پیشنهاد می کند که با خواهر او نزدیکی کند تا بچه ای به دنیا آید که صاحب قدرت او گردد. پس از اینکه وکیل امتناع می کند، شیطان بحث «خدا» را پیش می کشد که خداوند نمی خواهد خوشی انسان ها را ببیند. او می گوید: خداوند قوانینی برخلاف سرشت و طبیعت انسان وضع کرده است و ...
این حرف ها زمانی زده می شود که قبلاً شیطان از دوستی و صمیمیت بیشتر وکیل با همسرش سخن گفته است و حتی گاهی او را از پیگیری پرونده هایی که ناحق است برحذر می دارد. اینها همه پیش زمینه ای برای استدلال شیطان در مورد خداوند تلقی می شود. ولی در پاسخ شیطان باید گفت که خداوند در این جهان نعمات زیادی به ما عطا کرده است و در مقابل، از برخی چیزهای مرتبط با سرشت انسانی منع فرموده است. مثلاً از خوردن گوشت خوک، نوشیدن مسرکات، ارتباط نامشروع با زنان دیگرو غیره منع فرموده. اگر نوشیدن، خوردن و لذات جنسی جزو طبیعت و سرشت انسان استف ولی خداوند خط قرمز و چهارچوبی را برای استفاده از هر یک از نعمات مشخص فرموده تا باتقوا از گمراه جدا شود. پس باید در مقابل این استدلال های شیطانی هشیار بود. در این زمانه نیز می بینیم افرادی که خود را مقیّد به دستورات الهی نمی دانند، به شیطان روی آورده و خود را از محدودیت رها می سازند. ولی مؤمنین حقیقی به خداوند، خود را مقید به دستورات الهی می دانند، و دنیا را «سجن» و زندان فرض می کنند تا آزادی حقیقی را دریابند.


5- آخرین نکته از فیلم وکیل مدافع شیطان، این است که شیطان «کبر و غرور» را گناه مورد علاقه خود معرفی می کند و حتی پس از اینکه وکیل مدافع بدلیل خودداری از ظلم، از پرونده کناره گیری می کند، بزا هم بصورت یک خبرنگار ظاهر شده و می خواهد این اقدام به وکیل را پیش کشیده و در وکیل احساس غرور ایجاد کند.
بد نیست در اینجا اشاره به داستان ابلیس داشته باشیم که به خاطر کبر و غرور از درگاه الهی رانده شد. وقتی خبر خروج یکی از مقربین درگاه الهی به گوش ملائک رسید، همگی به نزد ابلیس رفتند و از وی خواستند که آنها را دعا کند تا عاقبت به خیر شوند. شیطان همه را دعا کرد جز خود. و آن رانده شده کسی نبود جز او.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۱۴:۰۶, ۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
تا اونجایی که من می دونم وکیل مدافع شیطان یه لقب به کاردینالی داده میشه که در مورد پاپ داره تحقیق می کنه و زندگیش رو برای تصدی مقام پاپ بررسی می کنه

من متاسفانه فیلم رو ندیدم و طبق نوشته های دوستان یه سری نکات رو عرض می کنم:
این که کبر و غرور رو شیطان دوست داره یه دلیل داره با آسیب شناسی کار ابلیس ملعون زمانی که به آدم (علیه السلام) سجده نکرد این بود که کبر ورزید و مغرور شد با همین دیدگاه به سراغ تفکرات و جریانات الحادی مثل امپریالیسم ، اومانیسم و لیبرالیسم بریم:
دلیل کلیدی امپریالیسم چی بود؟ چیزی جز کبر و غرور نبود ، برای همین بود که دول امپریالیستی رو استکبار جهانی می خونن چون مستکبر هستند و کبر می ورزند
اومانیسم چی؟ اینجا هم بشر مغرور میشه می گه که به کی سجده کنم وقتی من خودم می تونم خدا باشم؟ اینجا هم کبر می ورزه و خودش رو جای خدای لایزال می ذاره و خیلی دلایل دیگه که متاسفانه تازه نهار خوردم و دیر خوابیدم ، خوابم میاد از حوصله ام خارجه بنویسم بعدشم من رشته ام نرم افزاره و بدم میاد توی چیزی که هیچ تخصصی ندارم نظر بدم ولی بنا به کنجکاوی اینا رو بیان می کنم.
لیبرالیستی هم به همین صورت شکل گرفته و برید تا آخرش حتی مارکسیست و ...

حالا اینا اولش بود برگردیم به خود فیلم :
توی چه سالی ساخته شده؟
جریان شناسی کنید ببینید توی اون سال ها توی واتیکان چه مشکلاتی پیش اومده بوده؟
بعید نیست که وکیل مدافع شیطان اصلی (کاردینال محقق در مورد پاپ) چیزایی جالبی به دست آورده بوده یا حتی خود پاپ یه صحبت هایی کرده که اون رو دخالت در کار کشور ها خوندن و ...
تحلیل اساسا این جور مسائل رو می گن نه اینکه بیایم و حرفش رو سبک سنگین کنیم و بگیم که چه جور ایهامی داشته یا چه معنی میده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۱۵:۰۱, ۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
"بلکه در آخر فیلم نیز محرز می شود همۀ وقایع رخ داده شده صرفاً به آینده وکیل مدافع مربوط می شود و هنوز وجود خارجی پیدا نکرده است."
درسته انگار در ذهن کوین اتفاق میوفته و داره دو گونه تصمیم گیری کوین رو نشون میده در تصمیم گیری اول کوین با جاه طلبیش مانع دفاع از دختر میشه با اینکه میبینه معلم واقعا گناهکاره ( رفتار معلم در دادگاه) در واقع خودش هم در گناهش شریک میشه و اون ادامه داستان و پیشنهاد شرکت جان میلتتون بهش و ........ اما در آخر فیلم میبینم که کوین دوباره در همون دستشویی که در وقت استراحت دادگاه رفته بود بر میگرده و این دفعه تصمیم میگره از معلم دفاع نکنه اما باز در آخر اسیر غرورش میشه.
" قبلاً شیطان از دوستی و صمیمیت بیشتر وکیل با همسرش سخن گفته است و حتی گاهی او را از پیگیری پرونده هایی که ناحق است برحذر می دارد."
در واقع خود میلتون باعث اصلی وسوسه های کوین بوده مثلا در صحنه ای که توی آسانسور هستن با اینکه میلتون قبلش درمورد بیماری همسرش بهش نصیحت کرده بود می بینیم که بازهم برای دور کردن این زن و شوهر از هم وسوسه اشون میکنه که ماری زودتر واکنش نشون میده ( مثلا به ماری در مورد زیبایی های زنان و... میگه که باعث میشه ماری وضع ظاهری خودشو عوض کنه ) و همچنین این دیالوگ آخر فیلم وقتی درمورد ماری حرف میزنن تمام قصد و نیت میلتون درمورد ماری و کوین واضح میشه : "زياد به خودت سخت نگير "کوين فقط کمى بيشتر مى خواستى"

نکاتی که از نظر من جالب بود
- اسم شخصیت شیطان از جان میلتون نویسنده بهشت گمشده گرفته شده.
- مادر کوین در جوانی قبلا وارد همین بابیلون شده بوده و کوین پدر نداره ( میلتون پدر کوینه بدون اینکه کوین بدونه آخر فیلم مشخص میشه)

- مسخ شدن آدم در نظر ماری ( زمانی که بیماری ماری اوج میگره از چهره حقیقی ادم های ساختمان میلتون وحشت میکنه و اون هارو بصورت مسخ شده میبینه)
- صحنه دعوای داخل مترو که میلتون چیزهایی میگه و در آخر اون شخص رو به سمت قتل نفس هدایت میکنه و بهش میگه "صبح که بشه از من خواهيد بود"

- کشته شدن معاون میلتون که عامل اصلی اش همون جاه طلبی اش بود و نشون داد که شیطان حتی از همراهان خودش هم در جهت منافع اش استفاده میکنه
- میلتون : تا جايى که ميدونم،اين تنها نقطه ضعف تو است
کوین :خوب،اون چى هست؟
میلتون :نگاهت،درست مثل يه آدم هوسباز اهل فلوريدا!Big Grin
-------
توی چه سالی ساخته شده؟

فیلم در سال 1997 ساخته شده .تا اونجایی که من میدونم اون موقع بحثی درمورد جانشینی مطرح نبوده و در زمان پاپ ژان پل دوم بوده.کلا اگه منظور جانشینی باشه میلتون دنبال جانشینی پسرش کوین در جای خودش هست که این هم به نظر من جالبه با توجه به مادر کوین و ....
جریان شناسی کنید ببینید توی اون سال ها توی واتیکان چه مشکلاتی پیش اومده بوده؟

مشکلات رو نمیدونم اما در همان سال بین اسرائیل و واتیکان توافق نامه ای امضا شد.
Dodgy
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، Reza2035 ، جویای حقیقت
۱۵:۰۷, ۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
گفتم که علاقه ای به نظر بی خود دادن ندارم ولی همین که اون موقع ها بین اسرائیل و واتیکان توافق نامه امضا شده خودش یه دلیل می تونه باشه ولی از یه دید دیگه نگاه کنیم :
به جای هر کاراکتر ببینید چه کاراکترهای واقعی می تونیم بذاریم؟
اینطوری به نظرم می تونیم نتیجه بهتری بگیریم.
داشتم بحث های هری پاتر رو می خوندم ... اونجا هم همین قضیه صدق می کنه!
باید بین کارکتر های داستان و واقعیت یه پلی ایجاد بشه اون وقت می تونیم بفهمیم که سازنده دنبال چی بوده!

من خیلی وقته فیلم ندیدم و کلا هم نظرم ابتداییه ولی چون چنتا تحلیل خوندم دیدم تحلیل با نظر ساده فرق داره

تحلیل چهار مقطع داره که باید بهشون بپردازیم که هنوز یه مقطع رو نگذروندیم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نگاهی به فیلم کمپانی-The Company محمود 13 10,054 ۲۱/آبان/۹۵ ۲۱:۲۰
آخرین ارسال: hemebi
  نگاهی به فیلم عبری-فارسی باباجون ام ابیها 0 1,322 ۲۰/مرداد/۹۵ ۶:۴۵
آخرین ارسال: ام ابیها
  نگاهی به فیلم «جادوگر» (The Witch) Silence 5 2,251 ۱۹/خرداد/۹۵ ۲۳:۲۳
آخرین ارسال: قلب
  نگاهی به فیلم agora ساخته آلخاندرو آمنابار vahrakan 0 1,667 ۸/مهر/۹۴ ۹:۱۶
آخرین ارسال: vahrakan
  نگاهی به فیلم های The Expendables 1 , 2 فدايي ولايت 10 7,444 ۲۷/مرداد/۹۳ ۱۳:۱۳
آخرین ارسال: Hamed jokar
  .:: نگاهی به شش فیلم ضد ایرانی ::. SAViOR 8 6,305 ۱۲/خرداد/۹۳ ۱۶:۰۰
آخرین ارسال: Bidel.s
  نگاهی به فیلم " اطلس ابر " Cloud Atlas javadth 12 12,961 ۲۳/فروردین/۹۳ ۲۲:۴۲
آخرین ارسال: onidona

پرش در بین بخشها:


بالا