کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شفا بخشی خاک تربت امام حسین علیه السلام
۲۲:۰۳, ۲۷/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۲ ۱۵:۱۷ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1

سلام .

برای من در بحث در یکی از سایتها یک سوالی پیش آمده است . میخواهم بدانم چطوری میشود به یک وهابی اثبات کرد و توضیح داد که چرا ما اعتقاد داریم خاک امام حسین (علیه السلام) شفا میدهد و اگر پرسید آیا این کار شرک است ،چطور به او جواب بدهم؟ واقعا بر چه اساسی ما معتقد شدیم که خاک تربت اقا شفا میدهد.؟


لطفاً پاسخ هائی درست و مستند و علمی بدهید و از ارائه پاسخ های احساسی خودداری کنید.
من برای جواب دادن به شبهات این وهابیّون،به پاسخ هائی علمی و مقاله وار و منسجم نیاز دارم.
با تشکر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، ساقی ، شیدا ، Hadith ، مجید املشی ، Farzaneh
۲۲:۱۳, ۲۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #2

خب برای اولین و دم دست ترین استدلال می تونی به شفا یافتن چشمان حضرت یعقوب به وسیله پیراهن حضرت یوسف اشاره کنی!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ساقی ، میلاد.م ، مجنون الحسین ، دل خسته ، شیدا ، Hadith ، مجید املشی
۲۲:۳۴, ۲۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
جناب رنجستان این لینک را مطالعه بفرمائید به نکات خوبی اشاره میکند.





ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مفقود الاثر ، ساقی ، فاطمه خانم ، مجنون الحسین ، Farzaneh ، شیدا ، Hadith ، مجید املشی
۲:۵۹, ۲۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
(۲۷/فروردین/۹۲ ۲۲:۳۴)saloomeh نوشته است:  جناب رنجستان مطالعه بفرمائید به نکات خوبی اشاره میکند.
اگر تربت كربلا شفا مى‌دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مى‌كنند و بيمارستان مى‌سازند؟در يكى از شبكه‌هاى وهابى شنيديم كه كارشناس اين شبكه، مى‌گفت:
شيعيان معتقد هستند كه تربت امام حسين عليه السلام براى هر دردى شفا است. اگر واقعا چنين است، چرا شما به پزشك مراجعه مى‌كنيد؟ چرا آيت الله سيستانى براى مداواى بيمارى خود به كشورهاى اروپايى رفت؟ چرا بيمارستان‌ها و درمانگاه‌هاى خود را تعطيل نمى‌كنيد.

" تفاوت بين شفا و دوا "
متأسفانه اين كارشناس وهابى فرق دوا و شفا را تشخيص نداده است، در غير اين صورت چنين اشتباهى را مرتكب نمى‌شد.
ترديدى نيست كه «شفا» به دست خداوند است؛ و اين خداوند است كه در برخى از چيزها شفا قرار داده است؛ از جمله در قرآن، عسل و... و از جمله در خاك كربلا.
از نظر لغت شفاء؛ يعنى رسيدن و آمدن بهبودى است. و به نوعى معناى آن حاصل مصدرى است. و مى‌توان گفت شفاء امرى است كه با آمدنش درد پايان مى‌يابد.
چنانچه راغب اصفهانى در مفردات خود به همين قضيه اشاره كرده است.
اما «دوا» كه جمع آن «ادويه» مى‌شود، به هر چيزى كه بيمارى را با آن درمان مى‌كنند گفته مى‌شود.
الدَّوَاء- جمع‏ أَدْوِيَة: دارو، آنچه كه بيمارى را با آن درمان كنند.(فرهنگ ابجدي عربي- فارسي، متن 400)
خلاصه اين كه شفا يافتن؛ يعنى بهبودى از بيمارى، حال گاهى بهبودى به وسيله مداوا و معالجه با دوا است و گاهى بدون مداوا و به وسيله معجزه و... است؛
البته گاهى در محاوره به جاى يكديگر نيز به كار برده شده است؛ اما معناى حقيقى اين دو باهم تفاوت دارند.

" ديدگاه علماي شيعه "
رواياتى كه از طريق اهل بيت عليهم السلام در اين باره وارد شده است مستفيض بلكه در حد تواتر است:
شيخ محمد حسن جواهرى: و به هر حال خوردن هيچ خاكى حلال نيست ؛ جز خاك و تربت امام حسين عليه السلام كه جايز است خوردن آن به قصد شفا گرفتن و اختلافى در آن نيست، بلكه اجماع به هردو قسمش (لفظى و معنوي) بر جواز استشفاء از آن دلالت مى‌كند؛ بلكه روايات دال بر آن، مستفيض يا در حد تواتر است.
شهيد اول، محمد بن جمال الدين مكي: تمام علما اجماع كرده‌اند، بر جواز خوردن تربت امام حسين عليه السلام به منظور شفا گرفتن، و همچنين بر استحباب درست كردن تسبيح از آن، و رواياتى كه اين مطلب را ثابت مى‌كند نيز متواتر است.
محقق سبزواري: وى نيز در كفايه الفقه ادعاى اتفاق اصحاب كرده است: خوردن هر خاكى حرام است؛ اما از اين قاعده كلى، خوردن خاك كربلا به قصد شفا گرفتن، استثناء شده است. رواياتى كه اين مطلب را ثابت مى‌كند، بسيار زياد است و تمام بزرگان شيعه بر اين قضيه اتفاق دارند.
" شفا در خاك كربلا از منظر روايات "
روايت سعد بن سعد: سعد بن سعد روايت كرده است: از امام موسى بن جعفر عليه السلام سوال كردم از خوردن خاك؛ فرمودند خوردن آن حرام است و حرمتش مثل حرمت ميته و خون و گوشت خوك است ؛ مگر خاك قبر امام حسين عليه السلام ؛ به درستيكه در آن شفاى از هر دردى و امان از هر خوفى است.
روايت يونس بن ربيع: يونس بن ربيع از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: در بالاى سر قبر امام حسين عليه السلام خاك قرمزى است كه در آن شفاى از هر دردى مگر مرگ است.
روايت ابن ابي يعفور: ابن ابى يعفور روايت كرده است: به امام صادق عليه السلام عرض كردم انسانى از خاك قبر امام حسين عليه السلام برمى‌گيرد و از آن نفع مى‌برد و ديگرى از آن برمى‌گيرد و نفعى از آن نمى‌برد، فرمودند: نه به خدايى كه جزاو خدايى نيست قسم، كسى از آن خاك برنمى‌گيرد در حاليكه اينگونه مى‌انديشد كه خداوند به واسطه آن به او نفع مى‌بخشد مگر اينكه به حال او نفع داشته باشد.
روايت ابي حمزه ثمالي: ابوحمزه ثمالى روايت كرده است: من در مكه بودم ... خدمت امام صادق عليه السلام عرضه داشتم فدايتان شوم من ديده‌ام ياران ما (شيعيان ) از خاك امام حسين عليه السلام بر مى‌گيرند تا بوسيله آن شفا يابند آيا شما نيز قائل هستيد كه آن خاك شفا دهنده است فرمودند به فاصله چهار ميل از قبر مطهر از خاك آن براى طلب شفا مى‌توان استفاده كرد.يونس بن ربيع: يونس بن ربيع روايت كرده است: امام صادق عليه السلام فرمودند در كنار سر مبارك امام حسين عليه السلام خاك قرمزى است كه درآن شفاى از هر دردى به جز مرگ است.
روايت حنان بن سدير: حنان بن سدير از پدرش روايت كرده است: امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس خاك قبر امام حسين عليه السلام را بدون نيت شفاء بخورد مثل اين است كه از گوشت بدن ما خورده باشد، پس هر گاه يكى از شما براى شفاء به آن احتياج پيدا كرد بايد بگويد: به نام خدا و با استعانت از خدا، بار خدايا اى پروردگار اين تربت مباركه طاهره، و پروردگار نورى كه بر اين خاك نازل شده است و پروردگار جسدى كه در اين خاك ساكن شده است و پروردگار ملائكه موكل به اين خاك، آن را براى من شفاي از دردم قرار بده، سپس جرعه‌اى آب بنوشد و بگويد: خداوندا آن را رزق واسع و علم نافع و شفاى از هر دردى و مرضى قرار بده، پس بدرستيكه خداوند متعال دفع مى‌كند از تو به واسطه اين تربت هر آنچه كه از درد و ناراحتى و اندوه و غم دارى، انشاء الله تعالى.
" شفا دادن، تنها به دست خداوند است "
تا اين جا ثابت شد كه يكى از ويژگى‌هاى امام حسين عليه السلام اين است كه تربت مباركش شفابخش است و تربت ديگرى را جز تربت آن حضرت شفاء دهنده نيست؛ البته از ديدگاه شيعه اين تربت مباركه به خودى خود شفاء نمى‌دهد؛ بلكه منحصرا به اذن پرودگار شفاء مى‌دهد؛ يعنى اين خداوند است كه در خاك كربلا شفا قرار داده است؛ همانطور كه در آداب خوردن تربت مباركه نيز به آن تصريح شده است كه با گفتن «بسم الله» و بردن نام خداوند و با استعانت از خدا، خورده شود:
از محمد بن اسماعيل البصرى از بعض رجالش از امام صادق (علیه السلام) روايت شده است كه خاك قبر امام حسين(علیه السلام) شفاى از هر دردى است، در هنگام خوردن بگو: به نام خدا و با استعانت از خدا، خداوندا آن را رزق واسع و علم نافع قرار بده و شفاى از هر دردى قرار بده، بدرستيكه فقط تو بر هر كارى توانا هستى.
روايات شيعه و سنى نيز گوياى اين است كه شفاء، تنها به دست خداوند است و او است شفاء را در آنچه بخواهد قرار دهد.
مرحوم كلينى در كافى خود روايتى را ذكر كرده است:
حسين خراسانى از دردى كه در من بود به محضر امام صادق عليه السلام عرض حال كردم فرمودند پس از نماز دستانت را در موضع سجودت قرار بده سپس بگو: بِسْمِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، مرا شفاء بده اى شفاء دهنده، شفايى نيست جزشفاى تو، آنچنان شفايى كه ترك نمى‌‌كند هيچ بيمارى را، شفاى از هردرد و بيمارى.
همچنين شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعه مى‌نويسد: محمد بن مسلم روايت كرده است: امام باقر عليه السلام فرمودند: شفاء فقط به دست خداست.
و بخارى در صحيح خود از عايشه نقل كرده است:
از عايشه روايت شده است: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بعضى از اهل خود را براى تعويذ با دست راست خود مسح مى‌كرد و مى‌فرمود: "خداوندا، اى پرودگار مردم، درد را از او ببر و شفايش ده و تو شفا دهنده‌اى و شفايى جز شفاى تو نيست، شفايى كه ترك نمى‌كند هيچ بيمارى را».
در نتيجه از ديدگاه شيعه و سنى، «شفا» دادن تنها در اختيار خداوند است و البته قادر است كه «شفا» را در هرچه كه بخواهد قرار دهد.
البته اين بدان معنى نيست كه خداوند نيازى به واسطه داشته باشد؛ بلكه سنت خداوند اينچنين بوده است كه به واسطه‌هايى به بندگانش يارى مى‌رساند؛ همانطورى كه خداوند پيام خود را به وسيله فرشتگان و پيامبران به بندگانش مى‌رساند؛ بى‌آن كه نيازمند فرشته يا پيامبرى باشد.
" اسباب شفا از ديدگاه آيات و روايات اهل سنت "طبق آيات قرآن و روايات، خداوند قادر و حكيم، شفاء را در بعضى از آِيات و اذكار و همچنين اشياء اعم از اطعمه و اشربه قرار داده است.
موارد بسيارى را مى‌توان يافت كه در قرآن و روايات شيعه يا سنى تصريح شده است كه خداوند به وسيله آن‌چيزها شفا مى‌دهد كه ما به چند مورد به صورت خلاصه اشاره خواهيم كرد:
قرآن شفاست
خداوند كريم در قرآن مى‌فرمايد:
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآَنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آَيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آَمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آَذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ. فصلت/44.
و اگر [اين كتاب را ] قرآنى غير عربى گردانيده بوديم، قطعاً مى گفتند: «چرا آيه هاى آن روشن بيان نشده؟ كتابى غير عربى و ] مخاطب آن ]عرب زبان؟» بگو:«اين ] كتاب ]براى كسانى كه ايمان آورده اند رهنمود و درمانى است، و كسانى كه ايمان نمى آورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن برايشان نامفهوم است، و ] گويى ]آنان را از جايى دور ندا مى دهند! (فصّلت:44 )
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا.
و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى كنيم، و ] لى ] ستمگران را جز زيان نمى افزايد. )الإسراء/ 82(
«عسل» شفاست
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. النحل/69.
سپس از همه ميوه ها بخور، و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوى. ] آنگاه ] از درون [شكم] آن، شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى‌آيد. در آن، براى مردم درمانى است. راستى در اين ] زندگى زنبوران ] براى مردمى كه تفكر مى كنند نشانه ] قدرت الهى ] است.
«فاتحه الكتاب» شفاست
خاك مدينه و آب دهان بعضي از ما شفا است
«بال مگس» شفاست
«آب قارچ (كمأه)» شفاي چشم است
«حجامت» شفاست
«عود هندي » شفاست
«نماز» شفاست
« ذكر لا حول ولا قوه الا بالله » شفاست
«غبار مدينه» شفاست
«خرماي عجوه منطقه عاليه» شفاست
«دنبه گوسفند اعرابي» شفاست
«بول شتر و شير او» شفاست
«شير گاو» شفاست
«نمك» شفاست
«بادمجان» شفاست
«پنير به همراه گردو» شفاست
«نوشيدن اضافه وضوء مؤمن » شفاست
«آب زمزم» شفاست
ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است آب زمزم براى هر آنچه نوشيده شود (برآورده مى شود ) اگر نوشيدى كه شفا پيدا كنى خدا تو را شفاء مى‌دهد، اگر به نيت استعاذه بنوشى خداوند تورا پناه مى‌دهد، و اگر براى رفع تشنگى نوشيدى تشنگى‌ات را رفع مى‌كند.
" سيره عملي اهل سنت در استشفاء "
[b]- آب غسل ابن تيميه شفا است[/b]
ابن كثير دمشقى، در شرح حال استادش ابن تيميه حرانى مى‌نويسد كه در تشييع جنازه ابن تيميه، مردم كارهاى خارق العاده‌اى كردند؛ از جمله اين كه تعدادى از مردم آب باقى مانده از غسل ابن تيميه را نوش جان كردند:
در تشييع جنازه ابن تيميه زنان زيادى شركت كرده بودند؛ به طورى كه پانزده هزار نفر تخمين زده مى‌شدند؛ غير از آن‌ها كه از بالاى بام‌ها نگاه مى‌كردند، همه آن‌ها براى ابن تيميه گريه مى‌كردند و براى او طلب رحمت مى‌كردند. اما مرد‌ها شصت تا دويست هزار نفر تخمين زده مى‌شدند. گروهى از تشييع كنندگان، باقى مانده آب غسل ابن تيميه را نوش جان كردند، گروه ديگرى باقى مانده سدر او را بين خود تقسيم كردند. گفته شده كه گلاهى را كه او بر سر داشت به پانصد درهم خريدند و همچنين گفته شده كه ريسمانى را كه به جيوه آغشته كردند و براى دفع شپش‌هاى او روى جنازه انداخته بودند، شخصى به صد و پنجاه درهم خريد....
وقتى پيروان ابن تيميه، آب غسل او را به منظور استشفا مى‌خوردند، چرا به خاك كربلا و... اشكال مى‌گيرند؟
[u]- خاك قبر ابن تيميه شفا است[/b]ابن ناصر الدين دمشقى يكى از فضائل ابن تيميه را شفا دادن خاك قبر او شمرده است. وى در كتاب الرد الوافر مى‌نويسد:
على بن عبد الكريم داستان عجيبى را براى من نقل كرد و گفت:
من جوان بودم و دخترى داشتم كه چشم درد داشت، ما به ابن تيميه اعتقاد داشتيم، او رفيق پدرم بود و پيش ما مى‌آمد و با پدرم ديدار مى‌كرد. با خودم گفتم كه از خاك قبر ابن تيميه بردارم و آن را در چشم دخترم همانند سرمه بمالم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و هيچ سرمه‌اى نيز فايده نداشت. پس سر قبر ابن تيميه رفتم، ديدم مردى بغدادى خاك‌هاى قبر ابن تيميه را در كيسه‌هاى جمع مى‌كند، گفتم: با اين‌ها چه مى‌كني؟ گفت: من آن‌ها را براى درد چشم بر مى‌دارم تا آن‌ها به چشم فرزندان خود همانند سرمه بمالم. گفتم: ايا اين خاك فايده دارد؟ گفت: بلى من آن را تجربه كرده‌ام.
پس بر يقينم افزوده شد و مقدارى از خاك قبر را برداشتم و آن را به چشم دخترم ماليدم؛ در حالى كه او خوابيده بود؛ پس فورا چشمش بينا شد.
اين داستان را شيخ الإسلام ابوعمر مقدسى در ميان گذاشتم او نيز تعجب كرد، اين قضيه را از من در حضور مردم سؤال كرد من نيز داستان را نقل كردم
وقتى خاك قبر ابن تيميه، شفا باشد، چه اشكالى دارد كه خداوند همين اثر را در خاك قبر سيد الشهداء عليه السلام قرار داده باشد؟
[u]- خاك قبر بخاري شفا است[/b]آقاى ذهبى در كتاب خود در مورد وفات و دفن بخارى نوشته است:
«اما خاك قبر مردم تمامى آن را برداشتند (بردند) در حدى كه قبر [جسد] آشكار شد به گونه‌اى كه با وجود نگهبانان نيز نمى‌شد از قبر محافظت كرد و ما مغلوب [مردم] بوديم تا اينكه ضريحى را بر سر قبر نصب كرديم، طوريكه هيچكس نتواند به قبر دسترسى داشته باشد.
آيا اهل سمرقند در سال 256 هجرى كافر و مشرك بودند كه تبرك مى‌جستند به خاك قبر محمد بن اسماعيل بخارى؟
آيا كفار تجهيز و كفن و تشييع جنازه و دفن كردند؟
يا اينكه مسلمان بودند و سيره اهل سنت نيز چنين بوده است.
[u]- طلب شفاء ابن منکدر از قبر رسول الله[/b]ابن منكدر با اصحاب خود مى‌نشست پس گاهى زبانش بند مى‌آمد، سپس برمى‌خواست در همان حالى كه بود تا اينكه گونه‌هايش را بر قبر پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌گذاشت و سپس بر مى‌گشت، وقتى از جانب شاگردانش مورد باز‌خواست مى‌شد در جواب مى‌گفت: براى من سكته‌اى پيش آمد كه براى برطرف كردن آن استعانت از قبر پيامبر صلى الله عليه و آله جستم و گاهى نيز در جايى از مسجد دراز مى‌كشيد و غلط مى‌زد و مى‌گفت من پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در اين جايگاه ديده بودم.
حال سؤال ما از كارشناس وهابى اين است كه وقتى خاك مدينه، خاك قبر اين تيمه، عسل، بال مگى، شير شتر، دبنه گوسفند اعرابى، شير گاو، بادمجان و... بتوانند به اذن پروردگار شفا دهند، چه مانعى وجود دارد كه خاك كربلا نيز چنين خاصيتى داشته باشد؟
چرا ملك عبد الله ! امير المؤمنين حاضر شما كه بارها و بارها به كشورهاى اروپايى و آمريكايى براى مداوا رفته، از اين چيزها استفاده نكرده است تا شفا پيدا كند؟
چرا اصلا شهر مدينه، بيمارستان و درمانگاه دارد؟ با اين كه مردم مى‌توانند از خاك آن جا براى شفا استفاده كنند.
چرا خاك مدينه را براى ساير پيروان مكتب اهل سنت، صادر نمى‌كنيد تا آن‌ها نيز با استفاده از خاك مدينه، شفا پيدا كنند و نيازى به صرف هزينه‌هاى گزاف نداشته باشند؟

با تشكر از خواهر عزيز
موفق باشيد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، Farzaneh ، viana
۷:۰۰, ۲۸/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۲ ۷:۱۴ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #5
آواتار
(۲۷/فروردین/۹۲ ۲۲:۳۱)رنجستان نوشته است:  ای بابا اینجوری جواب ندید تورو خدا . درست و حسابی جواب بدید. مستند رسمی شیک و تروتمیز. افراد کار بلد و اونای که میدونن بیان جواب بدن خواهشا











یعنی دانشگاهی جواب بدید نه کوچه بازاری این جواب که الان دوست خوبم داد با اینکه خوبه اما سبکش کوچه بازاری هست. شرمنده عزیزمBlush


بسم الله

.
.
اتفاقا دقیق ترین جواب بود.
استدلالش هم بسیار محکم و علمیه.(منظور من از علم ،قرآنه)
.
.

1-
ببینید ما در قرآن داریم که حضرت یعقوب با تبرک جستن از پیراهن حضرت یوسف ، بیناییشون برگشت.
آیا این شرکه....آیا حضرت یعقوب مشرک بوده؟؟؟؟
.
.
.

2-
در روایات داریم:
عایشه میگوید : هر وقت کسی از مردم در نزد ایشان(رسول خدا) از دردی که داشت شکایت میکرد و یا زخم و جراحتی برداشته بود ، پیامبر با انگشتش چنین میکرد .
و سپس سفیان انگشت سبابه اش را به زمین مالید و آن را بلند کرد و گفت : بسم الله ! خاک زمین ما ، با آب دهان برخی از ما ، به اذن خدا بیماران ما را شفا میدهد .
صحيح مسلم ، ج 4 ص 1724 رقم 2194 (منبع خودشونه)

.
خوب آیا این شرکه؟؟؟؟
.
.
.
.
3-

در روایات در منابع خودشون داریم ،آب زمزم شفاست....
خوب این شرکه؟؟؟؟
.
.
.
.
4-

باز هم در روایات و در منابع خودشان داریم:
(ماهیت حدیث):در ماجرای صلح حدیبیه و در ماجرای فتح مکه،هنگامی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وضو می گرفتند،صحابه بر یکدیگر سبقت میگرفتند که آب وضوی ایشان رو به عنوان تبرک بگیرند.تا جایی که قطره ای از آب وضوی حضرت به زمین نمی ریخت.
صحصیح مسلم،جلد4،ص1943
.
این شرکه ؟؟؟؟
.
.
.
.

5-
یک چیز جالب تر در منابع خودشون:
.
باز هم در روایات و در منابع خودشون داریم:
پیامبر فرمود:
جبرئیل به نزد من آمد و خبر داد :به زودی از امت من ، این پسرم (حسین) را خواهند کشت .
گفتم : این پسر ؟
فرمودند : آری . و قطعه ای از تربت سرخ رنگ او را برای من آورد.
سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، ج 2ص 464 - 466، (به نقل از حاکم نیشابوری)
.
روایاتی با این ماهیت رو علمای کثیری از خودشون نقل کرده اند.
حالا سوال اینه که چطور جبرئیل خاک تربت حضرت حسین(علیه السلام) رو برای تبرک نزد رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میاره.....آیا این شرکه......تازه این برای قبل از شهادت حضرت حسین (علیه السلام) ه.
.
.

امضای میلاد.م
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون الحسین ، saloomeh ، aboutorab ، ELENOR ، Hadith ، مجید املشی ، Farzaneh ، viana
۲۳:۱۰, ۲۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #6

(۲۷/فروردین/۹۲ ۲۲:۳۱)رنجستان نوشته است:  ای بابا اینجوری جواب ندید تورو خدا . درست و حسابی جواب بدید. مستند رسمی شیک و تروتمیز. افراد کار بلد و اونای که میدونن بیان جواب بدن خواهشا

یعنی دانشگاهی جواب بدید نه کوچه بازاری این جواب که الان دوست خوبم داد با اینکه خوبه اما سبکش کوچه بازاری هست. شرمنده عزیزمBlush


دوست عزیز، شما که نمی خواهید مناظره کنید. شما می خواهید وقتی که کسی از وهابیون حرفی می زند، با سخنان مستندی که دم دست هستند و همه قبول دارند پاسخی بدهید. البته می توانید خودتان شخصا این احادیث و سندهایشان را حفظ کنید و طوطی وار جواب دهید، اما بقیه مردم وقت حفظ کردن این احادیث را ندارند. بهترین راه بحث برای همه مردم این است که از موضوعاتی استفاده کنند که همه قبول دارند و اگر طرف مقابل رد کرد، قرآن دم دست هست و می شه با قرآن اون اجرا رو ثابت کرد.
مانند:
1. داستان شفا گرفتن حضرت یوسف: سوره یوسف آیه 93:
اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَـٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٩٣
2. داستان سامری و استفاده از "اثر رسول" در گوساله خود. یعنی از آثار تربت استفاده شده. تازه سامری در این آیه به بصیر بودن خودش در مورد گوساله اشاره می کنه. طه 96:
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ﴿٩٦


و مثال های دیگری هم می تونه باشه که الان یادم نیست. اما همانطور که دیدی با این استدلال بقول شما "کوچه بازاری" خیلی راحت تر از استدلال "دانشگاهی" می شه این موضوع رو اثبات کرد. چون توجیهی برای آن وجود نداره!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، viana
۰:۰۸, ۲۹/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
(۲۷/فروردین/۹۲ ۲۲:۰۳)رنجستان نوشته است:  سلام به بَرو بَچ :
من یه سوالی برام پیش اومده ت. بحث تو یکی از سایتا. میخوام بدونم چطوری میشه اگه یه وهابی هی هاب هاب کرد Big Grinو ترجمش این بود که چرا شما میگید خاک امام حسین شفا میده و این کار شرک هست در جوابش چی بگم؟ واقعا بر چه اساسی ما معتقد شدیم که خاک اقا شفا میده.؟
باید این قلاه را داشته باشم که وقتی یه وهابی هاب هاب کرد بتونم سریع بهش قلاده ببندمBig Grin(پاسخ شبهشو بدم یعنی)

فقط خواهشا جوابهای احساسی و بچه کانه ندید که در این صورت از اقای بیداری میخوام که اینجور جوابها رو حذف کنه. جواب درست و مستند و علم یبدید خواهشا.من باید پاسخ این چیزارو بلد باشم
عليك السلام
با اينكه جواب هاي تكميلي را دوستان فرمودند و شما هنوز منتظر جواب هستيد .حقير جوابي در حد خودم براتون مي نويسم اميدوارم كه بتونم ذره اي از شبهات بوجود آمده در ذهنتان را پاسخ داده باشم


ابتدا خدمت تان عرض كنم در پاسخ هاپ هاپ وهابيون شما اگر كوههايي از دليل و آيه بياري اون جانوران ردش مي كنند و قبول نمي كنند اونا حتي به كتابهاي معتبر اهل سنت هم اعتقادي ندارند چون درواقع يهودي و بعضاً لامذهبند .


اما چرا در تربت امام حسين عليه السلام شفاست ؟
اين يك امتياز براي عبد واقعي خداوند يعني اباعبدالله الحسين عليهم السلام است كه شفا را در تربتش قرار داده .
همانطوري كه معصوم عليه السلام فرمودند :«كه كل ائمه سفينه نجاتند ولي حسين عليه السلام سفينه اي هست كه از همه سريعتر به ساحل نجات مي رسونه »
و اما براي اون وحشي قلاده مي خواي .
اين جانوران آنقدر وحشي هستند و خوناشام كه دنيايي هم بهشون قلاده بزني بازم گاز مي گيرند .


و در آخر هم جهت آرامش خودتان كه زياد فكرتون رو درگير اين گونه مسائل نكني :
راز اسرار ازل لايق هر بي سر و پا نيست /
هر بي سر و پا لايق اسرار خدا نيست /


و براي خفه كردن اون وهابي كلام ديگري از معصوم عليه السلام
« بميريد تا ببينيد »


موفق باشيد
يا حسين عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: viana
۰:۲۶, ۲۹/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #8

ابو تراب جان من برا خودم اگر هم شبهه باشه حل میشه. من برای یه جای رسمی میخوام باز شما هم اومدی اینجوری جواب دادی. من الان قانع شدم ولی من جواب مقاله مانند میخوام.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی
۱۳:۲۹, ۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله
.
.
.
در ادامه پست قبلی.
آیا توسل و تبرک به تربت امام حسین (علیه السلام) شرکه ؟؟؟
در ادامه نمونه هایی از توسل و تبرک به قبر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو میاریم....و این سوال را از وجدان بیدار می کنیم که آیا این ها شرک است.؟؟
اگر شرک است ، چرا به موضوعات زیر هیچ واکنشی نشان نمی دهند.
این ها رو خودشون در منابعشون ذکر کردن.....
بلاخره اگر اون شرکه این هم شرکه و اگر شرک نیست (که نیست) که باید فکری به این تناقضات اعتقادی شون بکنن....
.
.
[تصویر: 2.gif]
[تصویر: 4.gif]توسل به قبر پيامبر صلى الله عليه و آله :
.
در سنن دارمى و وفاء الوفاء سمهودى از اوس بن عبدالله روايت كنند كه گفت :
مردم مدينه دچار قحطى شديد شدند و به عايشه شكوه كردند. عايشه گفت : به سوى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله برويد و دريچه اى از آن به سوى آسمان باز كنيد تا ميان قبر و آسمان سقفى نباشد.
راوى گويد: چنين كردند. پس از آن ، چنان بارانى بر ما باريد كه گياهان روييدند و شتران فربه شدند.
.
سنن دارمى ، جلد 1 ص 43 - 44. وفاء الوفاء، جلد 2 ص 549
.
.
.
[تصویر: 4.gif]توسل به عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله :
.
در صحيح بخارى است كه :
عمر بن خطاب هر گاه قحطى مى شد عباس بن عبدالمطلب را شفيع و وسيله قرار مى داد و مى گفت :
اللهم انا كنا نتوسل اليك بنبينا فتسقينا، و انا نتوسل اليك بعم نبينا فاسقنا قال فيسقون .
پروردگارا! ما در گذشته با توسل به پيامبرمان به سوى تو مى آمديم و تو بارانمان مى دادى و سيرابمان مى كردى . و اكنون با توسل به عموى پيامبرمان به سوى تو مى آييم . پس ، بارانمان ده و سيرابمان كن .
راوى گويد: پس از آن باران مى باريد و سيراب مى شدند.

.
صحيح بخارى ، كتاب الاستقساء باب سوال الناس الامام الاستقساء اذا قحطوا و كتاب اصحاب النبى باب مناقب عباس بن عبدالمطلب جلد 2 ص 200 و جلد 1 ص 124. سنن بيهقى كتاب صلاه الاستقساء باب الاستقساء بمن ترجى بركه دعائه جلد 3 ص 352.
.

.
.
[تصویر: 4.gif]توسل به لباس پيامبر صلى الله عليه و آله براى كاستن از فشار قبر:
.
در كنز العمال ، استيعاب ، اسدالغابه و اصابه در شرح حال فاطمه بنت اسد از ابن عباس روايت كنند كه گفت : هنگامى كه فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤ منين عليه السلام ، على بن ابى طالب - عليه السلام - وفات كرد، رسول خدا صلى الله عليه و آله پيراهن خود را بر او پوشانيد و در قبر وى در كنار او خوابيد.
حاضران با تعجب گفتند: آنچه را كه با اين جنازه انجام دادى ، تا به حال از شما نديده بوديم ! فرمود: اين براى آن است كه هيچ كس - بعد از ابى طالب - نسبت به من نيكوكارتر از او نبوده است . من پيراهن خود را بر او پوشاندم تا او از جامه هاى بهشتى بپوشد، و در قبر با او خوابيدم تا از فشار قبر در امان باشد.

كنز العمال ، جلد 12 ص 147 حديث 34424. اصابه ، جلد 8 ص 160، اسدالغابه ، جلد 5 ص 517. استيعاب در حاشيه اصابه جلد 4 ص 328، چاپ مصر 1328 ه . صفوه الصفوه ، جلد 2 ص 54 در شرح حال فاطمه بنت اسد. ذخائر العقبى ، ص 55 و 56. فصول المهمه ابن صباغ مالكى ، ص 31 و 32. وفاء الوفاء، جلد 3 ص 897 و 898. و ينابيع الموده .
.

.
.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، Farzaneh
۲۱:۴۹, ۹/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #10

ای دوستان این کلیپ رو ببینید قضیه میشه حل
http://www.aparat.com/v/iqO7C
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میلاد.م
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرا لطمه زدن در عزای امام حسین علیه السلام بیداری اندیشه 1 2,022 ۲۴/آذر/۹۳ ۲۲:۳۷
آخرین ارسال: آوا
  توصیه امام رضا (علیه السلام) به یک فرد سنی.. مختار تندرو 0 1,696 ۲/آذر/۹۰ ۱۰:۱۸
آخرین ارسال: مختار تندرو

پرش در بین بخشها:


بالا