|
آنان که با من قهر کرده اند
|
|
۱۱:۲۱, ۲۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
[/code] در حدیث قدسی آمده است:
لو علم المدبرون، کيف اشتياقي بهم، لماتو شوقا ای فرزنــــد آدم... آنان که با من قهر کرده اند و از من برید اند اگر می دانستند چه اندازه به دیدارشان مشتاقم و انتظارشان را می کشم آنان که با من به دشمنی بر خاسته و در مقابل اقتدار و عظمت من تیغ پیکار و کارزار کشیده اند ٬ اگر می دانستند چه مای به دوستی و مهرشان دل بسته ام آنان که روی از درگاه من برگردانده اند اگرمی دانستند چقدر دلم برایشان تنگ شده است اگر می دانستند بند بند وجودشان به شوق من از هم می گسست و پاره های جانشان از اشتیاق از هم می گسیخت و دل و قلبشان از خوشی آب می شداگر می دانستند ای فرزند آدم ![]() پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود حسن مه رویان مجلس گر چه دل میبرد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود بر در شاهم گدایی نکتهای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود در شب قدر ار صبوحی کردهام عیبم مکن سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۳۲, ۲۹/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۰ ۱۵:۳۳ توسط یکتا سپاس.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۲۸/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۲۳)وحید110 نوشته است: متاسفانه احادیثی میشنویم که با هم جور در نمی اید . و بعضی هم با منطق هر چند ناقص ما .خدا لعنت کند جاعلان حدیث را .با سلام خدمت دوستان عزیز بنده رفتم مقداری تحقیق کردم و متوجه شدم حق با این دوستمان (وحید110)است یکی از دوستانی که در این مورد اطلاعات زیادی داشتند گفتند ائمه خودشان اسم اعظم بوده اند و شاید این حدیث را کس دیگری نقل کرده و اشتباهی به اسم امام سجاد(علیه السلام) نوشته شده وباید به اهل فن در این قضیه مراجعه شود . |
|||
|
|
۰:۴۹, ۱۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
درود بر شما
![]() مطلبی که از جانب خداوند گذاشته بودید بسیار زیبا و مؤثر واقع شد ممنون منم تجربیات زیادی داشتم البته واسه چند سال پیش بود ولی الان وقتی به عقب نگاه میکنم میبینم خدا هر کاری واسه من انجام داد تا به راه راست هدایتم کنه آخریشم همین اشنایی با این سایت و بچه های گله سایت بود
|
|||
|
|
۱۲:۱۸, ۱۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام بعضي وقتا با خودم فكر مي كنم مگر من واسه خدا چه كار به در بخوري كردم كه در حقم لطف مي كنه؟ اون قدر كه خدا به ما لطف مي كنه ما به حرف خدا گوش نمي كنيم. يه چيزي هم هست كه: هر كه در اين بزم مقرب تر است، جام بلا بيشترش مي دهند. تو كريمي و رحيمي و غفور ، كن ز تاريكي مرا راهي نور
گريه مي بارم من ز بس گنه كارم من **** خجالت از احسان تو مهربان دارم من
بنازم احسانت را عشق به مهمانت را **** به خانه ات ره دادي عبد پريشانت را ديدم از بي عاري خسارت بسياري **** بيا و خوشحالم كن به لحظه افطاري من گدايي پستم كه توبه ام بشكستم **** به درگه ات رو كردم كه تو بگيري دستم به حرمت پيغمبر روي مگردان از من **** كنار سفره يا رب بيا بخر جان از من من ز ره وا ماندم غريب و تنها ماندم **** در سفر از ياران اي خدا جا ماندم |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۳۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
سلام
باور کنید خدا همیشه خیر و صلاح ما رو میخواد من خودم وقتی راهنمایی بودم آرزوم این بود که تیزهوشان قبول بشم...کلی دعا کردم ولی قبول نشدم خیلی از دست خدا ناراحت شده بودم ولی مامانم گفت حتما صلاح و مصلحتی توش بوده...بعدش من در سال اول دبیرستان به شدت مریض شدم... طوری که نمیتونستم مدرسه برم... تو دبیرستانی که رفته بودم مدیر خیلی خوبی داشتیم که با مریضی من کنار اومد بهم اجازه داد که بیشتر اوقات کلاس نیام...بیماری من تا زمان کنکور طول کشید...من چهار سال دبیرستان رو تقریبا غیرحضوری ولی کاملا عادی درس خوندم یعنی من کلاس نمیرفتم ولی تو امتحانای پایان ترم دانش اموزان عادی شرکت میکرد با این همه مدیر مدرسه روی همه اعتراضات اولیاء دانش اموزان وایساد و به من فرصت داد تا توی خونه درس بخونم و اصلا هم حس نکنم که با بقیه دانش اموزان فرق دارم... اگه اون با من کنار نمیومد من باید در شرایطی خاص درس میخوندم و نمیدونم چه به سرم میومد و چه حرفهایی پشت سرم درست میکردن اما اون پای این موضوع وایساد و چون در یک دبیرستان عادی درس خوندم به غیر از دانش اموزان اون دبیرستان کسی متوجه این موضوع نشد و خداروشکر پشت من حرف و حدیثی هم در نیومد و توی فامیلمون کسی اصلا متوجه این شرایط ویژه برای من نشد... حالا فکر کنید اگه تیزهوشان قبول میشدم همون سال اول به دلیل غیبتهای زیاد منو اخراج میکردن و اون وقت به عنوان یه اخراجی از تیزهوشان کلی پشت سرم حرف و حدیث درمیاوردن... من این موضوع رو که دیدم واقعا خداروشکر کردم که در تیزهوشان قبول نشدم... یا توی کنکور من خیلی دوست داشتم یک رشته خاصی اونم تو شهرهای بزرگ قبول بشم ولی به خواست خدا من هم دانشگاه آزاد و هم دانشگاه دولتی توی شهر خودمون رشته خودم رو قبول شدم... وقتی دیدم تو هر دوتا دانشگاه یک رشته قبول شدم گفتم صلاح و مصلحتی هست و روزانه دولتی همون رشته رو رفتم... حالا پس از سه سال باورتون نمیشه متوجه شدم که رشته ای که من توش هستم به مراتب بازار کارش از رشته ای که من میخواستم توی اون قبول بشم بیشتره و هم اینکه من الآن با تمام وجودم به این رشته علاقمند شدم... و مصلحت اینکه توی شهر خودمون قبول شدم بازم از حکمت خدا بود چون منی که چهارسال با اون شرایط گذرانده بودم اگه یکمرتبه به یک شهر دیگه میرفتم معلوم نبود چی به سرم میومد اما تو شهر خودمون واقعا شرایط عالی برای درس خوندن پیدا کردم و الآن خداروشکر خیلی موفقم توی این رشته و واقعا خداروشکر میکنم... اینها همه از حکمت والای خداست... پس بیاید همیشه از خدا فقط همین یک دعا رو بخواهیم: خدایا آنچه که صلاح و مصلحت ماست بهمون بده...خدایا به من آن ده که آن به برام خیلی دعا کنید...التماس دعا یا علی |
|||
|
|
۱۴:۴۰, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت همه دوستای گلم مخصوصا آقای وحید110 بخاطر جوابهای ارزشمندشون.
ولی یه سوال دارم لطفا جواب بدین و اگه یه وقت یه جوابی قانعم نکرد و خواستم سوالمو ادامه بدم فکر نکنین من خدا نکرده کافرم و نمیخوام جوابارو قبول کنم. اینکه خدا مثلا جواب یه دعارو نمیده اینکه خدا بنده ای رو که دوست داره بیشتر امتحانن میکنه و یا کمتر دعاهاشو مستجاب میکنه.یا اینکه خدا میخواد به بنده هاش نشون بده چقد ایمانشون واقعیه یا نه ؟یا اینکه هرچی که پیش میاد مصلحته و خواست خداست همه اینار درست.و همه ما هم میدونیم خدا عادل و بخشنده و مهربان و........... . همه اینارو قبول داریم ولی بعضی وقتا پیش میاد که واقعا با مستجاب نشدن یه دعا و یا با بعضی از امتحانات خدا اون بنده ایمانشو کاملا از دست میده .یعنی خدا اگه بنده ای رو دوست داره چرا انقد باید امتحان کنه یا چرا دعاهاشو نشنوه که طرف نا امید بشه و بخواد کفر بگه. از طرفی یه بنده ای که خدا جوابشو میده و بهش هزارتا هم معجزه نشون میده که دلشو محکمتر کنه خب اون نبایدم بخواد کفر بگه. خدا که عالمه و میدونه بنده هاش کدوم راه رو انتخاب میکنن پس اینهمه امتحان برای چیه.؟؟مثلا خدا میدونه اگه فلانی تویه یه شرایط سخت باشه این تصمیمو میگیره پس چرا باید تویه اون شرایط سخت باشه. درسته که خدا میخواد به بنده هاش نشون بده که مثلا تو اگه تویه فلان شرایط باشی این عکس العملو داری ولی خب اون بنده چرا باید تویه اون شرایط باشه. بنده ها که به اختیار خودشون خلق نشدن .و با توجه به عقل و درکشون که اونم کم و زیادش دست خداست یه تصمیمی میگیرن.اگه غلط باشه میرن جهنم با اون همه عذابی که وعده داده.چرا باید گناه باشه که بعدش توبه باشه که بعد ببینیم اگه توبه واقعی بود قبول بشه. خداییش یه کم نظام دنیا یه طوریه که آدم به بن بست میرسه. لطفا جواب بدین.چون این سوالایی که دوستام ازم میپرسن و من واقعا چون جوابی ندارم دارم خودم هم شک میکنم. ممنون از لطفتون |
|||
|
|
۱۵:۵۲, ۲۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
سلام
اول یه چند لینک خدمت شما معرفی میکنم اگه مطالعه کردین کامل اون مباحث رو و بعد باز هم سوالی بود بفرماید در حد وسع اندک خود سعی میکنم پاسخ گو باشم 1- اصرار بر دعا و علل تسریع و تأخیر در اجابت دعا 2- آیا تا به حال به امتحانات الهی فکر کرده اید؟؟؟ 3- مهره ی گم شده ی دعاهای ما 4- اشاره به چند آیه شریفه قرآن در مورد بلا و آزمایش الهی !# |
|||
|
|
۱۵:۱۴, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
کی با خدا قهره؟
یعنی میشه !!!!!!! با خدا قهری. ![]() ![]() ببینین نمیخوام تکراری بگم ولی : شاید قهر کردن راهی باشه که بخوای حس ترحم رو تحریک کنی ولی خدا هیچوقت به کسی ترحم نمیکنه ، اون ناز بنده هاشو خوب میکشه ولی قهر کردن راهی نیست که بشه خدارو به سمت خودمون بکشیم. اون پیش ما هستش اما ما میخوایم اینو انکار کنیم. حالا کی میخواد از خدا دور باشه؟ کسی که خودشو گول بزنه و بگه من با خدا قهرم داره دیگرانو گول میزنه چون هیچوقت کسی با خدا نه قهر میکنه نه .... . دوستان هیجوقت واسه اینکه چرا خواسته هاتون براورده نشده نگین خدا من قهر میکنم تا آرزومو براورده نکنی هم آشتی نمکنم. ![]() پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم : دو مسلمانى كه با هم قهر كنند و سه روز به قهر خود ادامه دهند و آشتى نكنند ، هر دو از اسلام بيرون روند و ميان آنان هيچ پيوند دينى نباشد و هركدام از آنها پيش از ديگرى با برادرش حرف بزند ، در روز حسابرسى جلوتر به بهشت رود . الكافي : 2 / 345 / 5 منتخب ميزان الحكمة : 580 حالا با توجه به این حدیث کی میخواد با همدیگه و خدا قهر کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|||
|
|
۱۵:۳۴, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
آخه شما بگید چه ارباب نازنینی داریم که اگه باهاش قهر هم کنیم بازم الطاف رحمانیش شامل حال ما میشه
خوش به حال اونایی که رحمت رحمییه خداوند شامل حالشون میشه تو این قهر اونی که ضرر میکنه مطمئنا اون انسان سراپا تقصیره چون خداوند همیشه به بنده مشتاق تره خدا گدا گدا کند ، گدا خدا خدا کند اول اون صدامون میزنه و از عنایت اونه که ما صداش میزنیم الهی کی گفت الله و لبیک نشنید گوش ما کر هستش وگر نه او پاسخ میده به حقیقت بگو آمدم گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن ![]() |
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
وای چقدر تاپیک قشنگی بود
![]() ![]() ![]() این تالار اونقدر مطالب باارزش داره که .... ولی متاسفانه این تاپیکای ناب بین بعضی از تاپیکای بی ارزش گم شدن..... از شیدا جان هم تشکر میکنم که باعث شدن من اینجارو ببینم... ![]() بقول دوستان : وقتی ادم نظرات و فکر دوستانو میخونه به خودش افتخار میکنه که تو همچین جمعی حضور داره ![]() من این تالارو از شهدا تو جنوب عیدی گرفتم ![]() و با تمام وجود هم دوسش دارم
|
|||
|
|
۱۷:۲۰, ۲۹/اردیبهشت/۹۷
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۷ ۱۷:۲۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
وقتی سخن از قهر کردن با خدا به علت این پندار و گمان که خداوند با ما کاری ندارد می شود
مطالب ذیل می تواند بی مناسبت نباشد: نقل قول:میدانید حنان یکی از اسامی خداوند است خلاصه نباید غافل شد که: لطف خدا بیشتر از جُرم ماست... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |


















