کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آنان که با من قهر کرده اند
۱۱:۲۱, ۲۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #1

[/code] در حدیث قدسی آمده است:
لو علم المدبرون، کيف اشتياقي بهم، لماتو شوقا

ای فرزنــــد آدم...

آنان که با من قهر کرده اند و از من برید اند

اگر می دانستند چه اندازه به دیدارشان مشتاقم

و انتظارشان را می کشم

آنان که با من به دشمنی بر خاسته

و در مقابل اقتدار و عظمت من تیغ پیکار و کارزار کشیده اند ٬

اگر می دانستند چه مای به دوستی و مهرشان دل بسته ام

آنان که روی از درگاه من برگردانده اند

اگرمی دانستند چقدر دلم برایشان تنگ شده است

اگر می دانستند بند بند وجودشان به شوق من از هم می گسست

و پاره های جانشان از اشتیاق از هم می گسیخت

و دل و قلبشان از خوشی آب می شداگر می دانستند ای فرزند آدم Heart

پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حسن مه رویان مجلس گر چه دل می‌برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن
سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود


Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۳۲, ۲۹/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۰ ۱۵:۳۳ توسط یکتا سپاس.)
شماره ارسال: #21

(۲۸/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۲۳)وحید110 نوشته است:  متاسفانه احادیثی میشنویم که با هم جور در نمی اید . و بعضی هم با منطق هر چند ناقص ما .خدا لعنت کند جاعلان حدیث را .
اما چیزی که من قبلا شنیدم این بود که اسم اعظم یک مقام است و ربطی به یک ذکر خاص ندارد .در واقع شما همین الان ایه طی العرض را بخوانید عمل نمیکند تا مقامش را نداشته باشید
در جای دیگری شنیدم که امامان معصوم (علیه السلام) ۷۲ حرف از ۷۳ حرف اسم اعظم را میدانند .(در حالی که اصف برخیا فقط یکی ر ا میدانست )
بعد ایا امام سجاد(علیه السلام) ۱ سال دعا کرد تا به اسم اعظم برسد بعد هم در اختیار همه قرار داد؟!
کافی است خودتان این ذکر را امتحان کنید !
به هر حال با یک سری محاسبات جور در نمی اید
در واقع دلایلی هم که برای ماجرای امام حسین روحی فدا اوردید به فرضیه ما کمک میکند .
اسم اعظم نیز قدرتی بسیار فراتر از اینها دارد .در واقع حالت کن فیکون دارد .
الله اعلم
با تشکر
با سلام خدمت دوستان عزیز بنده رفتم مقداری تحقیق کردم و متوجه شدم حق با این دوستمان (وحید110)است یکی از دوستانی که در این مورد اطلاعات زیادی داشتند گفتند ائمه خودشان اسم اعظم بوده اند و شاید این حدیث را کس دیگری نقل کرده و اشتباهی به اسم امام سجاد(علیه السلام) نوشته شده وباید به اهل فن در این قضیه مراجعه شود .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۹, ۱۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #22

درود بر شماSmile
مطلبی که از جانب خداوند گذاشته بودید بسیار زیبا و مؤثر واقع شد ممنون
منم تجربیات زیادی داشتم البته واسه چند سال پیش بود ولی الان وقتی به عقب نگاه میکنم میبینم خدا هر کاری واسه من انجام داد تا به راه راست هدایتم کنه آخریشم همین اشنایی با این سایت و بچه های گله سایت بودHeart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۸, ۱۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
بعضي وقتا با خودم فكر مي كنم مگر من واسه خدا چه كار به در بخوري كردم كه در حقم لطف مي كنه؟ اون قدر كه خدا به ما لطف مي كنه ما به حرف خدا گوش نمي كنيم. يه چيزي هم هست كه:
هر كه در اين بزم مقرب تر است، جام بلا بيشترش مي دهند.


تو كريمي و رحيمي و غفور ، كن ز تاريكي مرا راهي نور



گريه مي بارم من ز بس گنه كارم من **** خجالت از احسان تو مهربان دارم من
بنازم احسانت را عشق به مهمانت را **** به خانه ات ره دادي عبد پريشانت را
ديدم از بي عاري خسارت بسياري **** بيا و خوشحالم كن به لحظه افطاري
من گدايي پستم كه توبه ام بشكستم **** به درگه ات رو كردم كه تو بگيري دستم
به حرمت پيغمبر روي مگردان از من **** كنار سفره يا رب بيا بخر جان از من
من ز ره وا ماندم غريب و تنها ماندم **** در سفر از ياران اي خدا جا ماندم

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۴, ۳۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام
باور کنید خدا همیشه خیر و صلاح ما رو میخواد من خودم وقتی راهنمایی بودم آرزوم این بود که تیزهوشان قبول بشم...کلی دعا کردم ولی قبول نشدم خیلی از دست خدا ناراحت شده بودم ولی مامانم گفت حتما صلاح و مصلحتی توش بوده...بعدش من در سال اول دبیرستان به شدت مریض شدم... طوری که نمیتونستم مدرسه برم... تو دبیرستانی که رفته بودم مدیر خیلی خوبی داشتیم که با مریضی من کنار اومد بهم اجازه داد که بیشتر اوقات کلاس نیام...بیماری من تا زمان کنکور طول کشید...من چهار سال دبیرستان رو تقریبا غیرحضوری ولی کاملا عادی درس خوندم یعنی من کلاس نمیرفتم ولی تو امتحانای پایان ترم دانش اموزان عادی شرکت میکرد با این همه مدیر مدرسه روی همه اعتراضات اولیاء دانش اموزان وایساد و به من فرصت داد تا توی خونه درس بخونم و اصلا هم حس نکنم که با بقیه دانش اموزان فرق دارم... اگه اون با من کنار نمیومد من باید در شرایطی خاص درس میخوندم و نمیدونم چه به سرم میومد و چه حرفهایی پشت سرم درست میکردن اما اون پای این موضوع وایساد و چون در یک دبیرستان عادی درس خوندم به غیر از دانش اموزان اون دبیرستان کسی متوجه این موضوع نشد و خداروشکر پشت من حرف و حدیثی هم در نیومد و توی فامیلمون کسی اصلا متوجه این شرایط ویژه برای من نشد... حالا فکر کنید اگه تیزهوشان قبول میشدم همون سال اول به دلیل غیبتهای زیاد منو اخراج میکردن و اون وقت به عنوان یه اخراجی از تیزهوشان کلی پشت سرم حرف و حدیث درمیاوردن... من این موضوع رو که دیدم واقعا خداروشکر کردم که در تیزهوشان قبول نشدم...

یا توی کنکور من خیلی دوست داشتم یک رشته خاصی اونم تو شهرهای بزرگ قبول بشم ولی به خواست خدا من هم دانشگاه آزاد و هم دانشگاه دولتی توی شهر خودمون رشته خودم رو قبول شدم... وقتی دیدم تو هر دوتا دانشگاه یک رشته قبول شدم گفتم صلاح و مصلحتی هست و روزانه دولتی همون رشته رو رفتم... حالا پس از سه سال باورتون نمیشه متوجه شدم که رشته ای که من توش هستم به مراتب بازار کارش از رشته ای که من میخواستم توی اون قبول بشم بیشتره و هم اینکه من الآن با تمام وجودم به این رشته علاقمند شدم... و مصلحت اینکه توی شهر خودمون قبول شدم بازم از حکمت خدا بود چون منی که چهارسال با اون شرایط گذرانده بودم اگه یکمرتبه به یک شهر دیگه میرفتم معلوم نبود چی به سرم میومد اما تو شهر خودمون واقعا شرایط عالی برای درس خوندن پیدا کردم و الآن خداروشکر خیلی موفقم توی این رشته و واقعا خداروشکر میکنم...

اینها همه از حکمت والای خداست... پس بیاید همیشه از خدا فقط همین یک دعا رو بخواهیم:
خدایا آنچه که صلاح و مصلحت ماست بهمون بده...خدایا به من آن ده که آن به

برام خیلی دعا کنید...التماس دعا
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۰, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام خدمت همه دوستای گلم مخصوصا آقای وحید110 بخاطر جوابهای ارزشمندشون.


ولی یه سوال دارم لطفا جواب بدین و اگه یه وقت یه جوابی قانعم نکرد و خواستم سوالمو ادامه بدم فکر نکنین من خدا نکرده کافرم و نمیخوام جوابارو قبول کنم.

اینکه خدا مثلا جواب یه دعارو نمیده اینکه خدا بنده ای رو که دوست داره بیشتر امتحانن میکنه و یا کمتر دعاهاشو مستجاب میکنه.یا اینکه خدا میخواد به بنده هاش نشون بده چقد ایمانشون واقعیه یا نه ؟یا اینکه هرچی که پیش میاد مصلحته و خواست خداست همه اینار درست.و همه ما هم میدونیم خدا عادل و بخشنده و مهربان و........... .

همه اینارو قبول داریم ولی بعضی وقتا پیش میاد که واقعا با مستجاب نشدن یه دعا و یا با بعضی از امتحانات خدا اون بنده ایمانشو کاملا از دست میده .یعنی خدا اگه بنده ای رو دوست داره چرا انقد باید امتحان کنه یا چرا دعاهاشو نشنوه که طرف نا امید بشه و بخواد کفر بگه.

از طرفی یه بنده ای که خدا جوابشو میده و بهش هزارتا هم معجزه نشون میده که دلشو محکمتر کنه خب اون نبایدم بخواد کفر بگه.

خدا که عالمه و میدونه بنده هاش کدوم راه رو انتخاب میکنن پس اینهمه امتحان برای چیه.؟؟مثلا خدا میدونه اگه فلانی تویه یه شرایط سخت باشه این تصمیمو میگیره پس چرا باید تویه اون شرایط سخت باشه.
درسته که خدا میخواد به بنده هاش نشون بده که مثلا تو اگه تویه فلان شرایط باشی این عکس العملو داری ولی خب اون بنده چرا باید تویه اون شرایط باشه.

بنده ها که به اختیار خودشون خلق نشدن .و با توجه به عقل و درکشون که اونم کم و زیادش دست خداست یه تصمیمی میگیرن.اگه غلط باشه میرن جهنم با اون همه عذابی که وعده داده.چرا باید گناه باشه که بعدش توبه باشه که بعد ببینیم اگه توبه واقعی بود قبول بشه.
خداییش یه کم نظام دنیا یه طوریه که آدم به بن بست میرسه.

لطفا جواب بدین.چون این سوالایی که دوستام ازم میپرسن و من واقعا چون جوابی ندارم دارم خودم هم شک میکنم.

ممنون از لطفتون

امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۲, ۲۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #26
آواتار
سلام
اول یه چند لینک خدمت شما معرفی میکنم
اگه مطالعه کردین کامل اون مباحث رو و بعد باز هم سوالی بود
بفرماید در حد وسع اندک خود سعی میکنم پاسخ گو باشم
1- اصرار بر دعا و علل تسریع و تأخیر در اجابت دعا
2- آیا تا به حال به امتحانات الهی فکر کرده اید؟؟؟

3- مهره ی گم شده ی دعاهای ما


4- اشاره به چند آیه شریفه قرآن در مورد بلا و آزمایش الهی !#

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۴, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
کی با خدا قهره؟
یعنی میشه !!!!!!!
با خدا قهری.DodgyAngry
ببینین نمیخوام تکراری بگم ولی :
شاید قهر کردن راهی باشه که بخوای حس ترحم رو تحریک کنی ولی خدا هیچوقت به کسی ترحم نمیکنه ، اون ناز بنده هاشو خوب میکشه ولی قهر کردن راهی نیست که بشه خدارو به سمت خودمون بکشیم.
اون پیش ما هستش اما ما میخوایم اینو انکار کنیم.
حالا کی میخواد از خدا دور باشه؟
کسی که خودشو گول بزنه و بگه من با خدا قهرم داره دیگرانو گول میزنه چون هیچوقت کسی با خدا نه قهر میکنه نه .... .
دوستان هیجوقت واسه اینکه چرا خواسته هاتون براورده نشده نگین خدا من قهر میکنم تا آرزومو براورده نکنی هم آشتی نمکنم.
Rose
پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

دو مسلمانى كه با هم قهر كنند و سه روز به قهر خود ادامه دهند و آشتى نكنند ، هر دو از اسلام بيرون روند و ميان آنان هيچ پيوند دينى نباشد و هركدام از آنها پيش از ديگرى با برادرش حرف بزند ، در روز حسابرسى جلوتر به بهشت رود .

الكافي : 2 / 345 / 5 منتخب ميزان الحكمة : 580
حالا با توجه به این حدیث کی میخواد با همدیگه و خدا قهر کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟Angel

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۴, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
آخه شما بگید چه ارباب نازنینی داریم که اگه باهاش قهر هم کنیم بازم الطاف رحمانیش شامل حال ما میشه
خوش به حال اونایی که رحمت رحمییه خداوند شامل حالشون میشه
تو این قهر اونی که ضرر میکنه مطمئنا اون انسان سراپا تقصیره چون خداوند همیشه به بنده مشتاق تره

خدا گدا گدا کند ، گدا خدا خدا کند

اول اون صدامون میزنه و از عنایت اونه که ما صداش میزنیم

الهی کی گفت الله و لبیک نشنید

گوش ما کر هستش وگر نه او پاسخ میده

به حقیقت بگو آمدم
گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن

Rose

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۰, ۳۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
وای چقدر تاپیک قشنگی بودAngelAngelAngel

این تالار اونقدر مطالب باارزش داره که ....
ولی متاسفانه این تاپیکای ناب بین بعضی از تاپیکای بی ارزش گم شدن.....

از شیدا جان هم تشکر میکنم که باعث شدن من اینجارو ببینم...Heart

بقول دوستان : وقتی ادم نظرات و فکر دوستانو میخونه به خودش افتخار میکنه که تو همچین جمعی حضور دارهAngel
من این تالارو از شهدا تو جنوب عیدی گرفتمAngel
و با تمام وجود هم دوسش دارمHeart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۰, ۲۹/اردیبهشت/۹۷ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۷ ۱۷:۲۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #30
آواتار
وقتی سخن از قهر کردن با خدا به علت این پندار و گمان که خداوند با ما کاری ندارد می شود
مطالب ذیل می تواند بی مناسبت نباشد:
نقل قول:میدانید حنان یکی از اسامی خداوند است
اما آیا میدانید حنان به چه معناست
حنان یعنی بسیار بازگشت کننده به سوی کسی که از او دوری میگزیند

الله اکبر
چقدر این نام خدا زیبا است
از وقتی معنی این نام خدا را فهمیدم مرتب با این نام خدا را صدا میزنم
چون خودم را میشناسم که با اعمال و رفتار و گفتارم در عمل کسی هستم که از خدا دوری میگزیند
اما وقتی خدا را با این اسم صدا میزنم معنایش این است که :
اوست کریم خودت گفتی بسیار بازگشت کننده ای به سوی منی که عملم در حال دوری گزیدن از تو هستم در پیچ و خم های امتحانات زندگی
اما معتقدم که تو خدایی هستی که بسیار بازگشت کننده ای [/b]

خلاصه نباید غافل شد که:

لطف خدا بیشتر از جُرم ماست...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا