|
نفوذ دجال (مخصوصآ انگلیس) در دولت ها و حکومت های منطقه خاور میانه
|
|
۱۳:۳۷, ۳۰/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۰ ۱۴:۰۴ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
در این بخش قصد داریم یه معرفی دجال واقعی ( انگلیس ) و متحدان ایشان ( امریکا و رژیم منحوس اسرائیل ) پردازیم و نیز نفوذ انگلیس در حکومت ها و دولت های منطقه می پردازیم. مثل نفوذ انگلیس و متحدانش ( امریکا و اسرائیل ) در عراق ، افغانستان و مصر و کشور های عربی مثل امارات و عربستان و..... نیز حلقه کیان (حلقه ماسونی ایرانی لندن نشین مثل محسن سازگار، سروش، مهاجرانی ، اکبر گنجی و... ونیز دیگر گروه های تحت نفوذ انگلیس ) بریتانیا بریتانیا نقش مهمی در پرورش، حفاظت و سازمان دهی فراماسونری داشته است. در زمانی که شوالیه های معبد (اسلاف ماسون ها) به دلیل عقاید کفرآلودشان در سراسر اروپا اعدام می شدند، منطقه ی اسکاتلند پناهگاه آنان بوده و این شوالیه ها به تدریج لژ « وال بیلدرز » یا لژ « کهن اسکاتلند » را به عنوان قدیمی ترین لژ رسمی ماسونی دنیا بنیان نهادند و از آن جا پایگاهی برای انتشار فراماسونری در اروپا و سپس آمریکا ایجاد کردند. اما خاندان پادشاهی انگلستان که پیرامون آن در مستند ظهور به صورت مفصل سخن گفته شد، حلقه ی اتصالی مهمی بین Order های مختلف ماسونی بوده است. در عصر حاضر نیز « ملکه الیزابت دوم انگلستان » به عنوان حلقه ی اتصال گروه های مختلف ماسونی از جمله « Order of Malta » و « Order of the Bath » عمل می نماید. به نحوی که علاوه بر رهبری « Order of The Bath »، عضو هسته ی مرکزی « Order of Malta » نیز می باشد. « ملکه الیزابت دوم بریتانیا » در لباس گروه ماسونی « شوالیه های مالتا ». ملکه الیزابت دوم بریتانیا به عنوان عضو هسته ی مرکزی گروه ماسونی « Order of Malta ». رهبری « ملکه الیزابت دوم بریتانیا » در گروه ماسونی « Order of the Bath ». البته شواهد مربوط به ماسونی بودن بریتانیا مربوط به موارد فوق نمی باشد. بلکه چهره های معروفی همچون « وینستون چرچیل » نخست وزیر معروف انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم از میان چهره های قدیمی و « تونی بلر » از میان چهره های اخیر، همگی فراماسون بوده اند. جالب این که « تونی بلر » نخست وزیر سابق انگلیس، عضو گروه ماسونی « Order of Malta » می باشد: عضویت « تونی بلر » در « Sovereign Military Order of Malta » یا « SMOM ». بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، کشور انگلستان نیز یک کشور صد در صد ماسونی است. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۳۷, ۴/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آذر/۸۹ ۱۷:۴۴ توسط SAEED_KOSAR.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بازخوانی اندکی از افاضات تئوریسین های اصلاحات قسمت دوم عزت الله سحابی، روزنامه خرداد، 6/8/78 : به گفته امام علی(علیه السلام) هر شیوه حکومتی که مردم بر آن تفاهم کنند، همان مورد رضای خداوند است و تفاهم دینی و غیر دینی معنا ندارد. باقر پرهام، هفته نامه راه نو، 3/5/ 77 : دوران مدرن دوران حکومت و رهبری عقل است و دین باید به عرصه زندگی خصوصی باز گردد. رهبری ائمه و پیامبر هم به خاطر آن بود که هنوز مردم آن زمان عقل را مرجع استناد خود قرار نداده بودند. جعفر آبادی، هفته نامه آبان، 24/11/77 : ولایت آسمانی دلیل شرعی ندارد و در صورت وجود دلیل هم امکان وقوعی ندارد، چون تشخیص مصداق آن ممکن نیست علم غیب هم نداریم، در نتیجه چارهای جز مراجعه به آرای عمومی نیست. محسن کدیور، ماهنامه کیان، بهمن 77 : ائمه (علیه السلام) از دو ویژگی علم غیب و عصمت، برخوردار بودند، اما فقیه هیچ کدام از این دو را ندارد، لذا وجوب تبعیت ندارد و جامعه هم راهی جز رجوع به عقل جمعی ندارد. هیچ الگویی در زمان غیبت برای اداره جامعه در دست نداریم. محسن کدیور، روزنامه خرداد، 18/9/77 : دین حکومت ندارد هیچ روشی را برای نحوه حکومت پیشنهاد نداده است؛ نحوه حکومت را مردم تعیین میکنند، چون اصل حکومت یک امر عقلانی است، نه دینی. محمد مهدی فولادوند، روزنامه صبح امروز، 19/10/78 : عمر نوح پیامبر 60 الی70 سال بوده و 950 سال، عمر خاندان نوح بوده است، نه شخص نوح، واقعاً بعید است یک شخص نهصد و پنجاه سال عمر کند. محمد مجتهد شبستری ماهنامه زنان، آبان 78 : آنچه پیامبر از طریق کتاب و سنت پیاده نمود و احکامی که بیان کرد، اقدامات ممکنه و مقدور آن زمان بود، ما هم مطابق زمان خود، باید اقدام کنیم. هفته نامه پیام هاجر، 16/1/79،ش310،ص6: یکی از معضلات ما شیعیان، نداشتن منابع موثق روایی است، لذا هر کسی در هر موقعیتی با ذکر روایات و احادیثی که به معصومین نسبت داده میشود، جوانان پاکدل و شیفته مذهب را فریب داده و مرکز اقتدار مافیایی خود را حفظ میکند. روزنامه خرداد، 2/9/78،ص6: اصل آزادی در انتخابات دین یا بی دینی از اصول مسلم حقوق انسانی است و قرآن نیز این اصل را به عنوان یک حق انسانی به رسمیت شناخته و میفرماید:«لا اکراه فی الدین». محمد مجتهد شبستری، ماهنامه کیان، بهمن 77: در مسائل حکومت و سیاست فعل و قول معصوم حجت نیست. زیرا این قبیل احکام تاریخی و زمانیاند. آنچه در صدر اسلام بوده باید با قوانین امروز حقوق بشر سنجیده شود. ممکن نیست پایههای اصلی زندگی سیاسی و اجتماعی انسان بر استنباط از متون دینی مبتنی شود. محسن کدیور، ماهنامه کیان، بهمن 77: معصومین(علیه السلام) فقط در کلیات و اصول اسوهاند، نه در فروع و جزئیات. داریوش شایگان، ماهنامه کیان، بهمن 77: ایدئولوژی کردن دین مساوی انتحار معنوی دین است، حوزه دین از سایر حوزهها جداست و نباید همتای دیگر قالبهای زندگی بشری قرار گیرد. احمد قابل، روزنامه صبح امروز، 24/7/78،ص6: پذیرش دین حق است نه تکلیف؛ در نتیجه هر کس حق تبدیل دین خود را هم خواهد داشت. حبیب الله پیمان، هفته نامه پیام هاجر، 23/9/78، ص6: فرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است. فاطمه گوارایی هفته نامه پیام هاجر، 23/1/79 ش311، ص2: داستان تکاپوی آدم که جرأت کرد میوه ممنوعه را برگیرد و زیستن زبونانه را نفی کند، دوباره و دوباره (با آمدن عاشورا) به تصویر کشیده شده است. عباسی سلیمانی، روزنامه خرداد، 7/7/78، ص6: هر گونه خشونت (قانونی و غیر قانونی) از ساحت مقدس پیامبر به دور است. احمد نراقی، هفته نامه راه نو، 17/5/77،ش16، ص12: در قلمرو ایمان نیز تسامح هست؛ به این معنا که ایمان ابراهیمی، ایمان دین گرای شکاک و ایمان ملحد دین گرا، هر سه با تفاوت مراتب بهرهای از قدسیت دارند و هر سه دسته مؤمناند. مهرزاد بروجردی، ترجمه علی صدیق زاده، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78، ش49، ص40 به بعد: اسلام نیز چون مسیحیت در نهاد خود قابلیت عرفی شدن و سکولاریزه شدن را دارد و چنین امری در حال وقوع است. محمد مجتهد شبستری، ماهنامه چشم انداز ایران، فروردین و اردیبهشت 79، ش4، ص68: وحی امری تجربی است، نه امری گزارهای. وحی یافتنی است، پیامبر هم وحی را تجربه کرد و یافت، قرآن هم میگوید تو وحی را تلقی کردی و از مخاطبان خود نیز خواسته که وحی را تلقی کنند. اگر دیگران وحی را صرف گزارههای قرآنی بدانند، وحی بودن قرآن بر آنها معلوم نشده است. احمد الستی، روزنامه ایران، 19/9/77، ص12: موسی به دین خود عیسی به دین خود؛ فرهنگ یک ملت نظیر یک لحاف چهل تکه است که از نقوش متفاوت تشکیل شده و به جای تعارض با هم کنار آمده و به تفاهم رسیدهاند. مرضیه آذرافزا، هفته نامه پیام هاجر، 13/7/78، ش286، ص8: اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب دادهاند نه ابو فاطمه حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مردسالاری است. مقصود فراستخواه، هفته نامه توانا، 22/6/77،ش28، ص8: حقیقت ثابت نداریم؛ حتی در دست انبیاء و معصومین هم حقیقت ثابتی نبوده که بتوانند آنرا برای همه ازمنه و امکنه دیکته کنند. احمد نراقی، هفته نامه آبان، 11/10/77، ش59، ص4: وحی برای نسلهای بعد از زمان خود، قابل فهم نیست، چون کدهای مشترک زبانی به مرور زمان از بین میرود به علاوه ذات وحی زبانی، ناقص است، چونت بالاجبار یک امر آسمانی باید در قالب الفاظ زمینی قرار گیرد و این خود محدودیت آفرین است. جواد مقامی، آفتاب امروز، 24/1/79: سالهای فراوان و بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا) حاصلی جز تأثر، حزن و اشک آوری نداشته. همشهری، 17/12/78: نوحه خوانیهایی که متأسفانه الان در جامعه ما به شدت رواج دارد... این باید تعدیل بشود و به جای خودش بنشیند. تشویقهایی که در این زمینه میشود، تشویقهایی که از ناحیه برخی روحانیون میشود، باید به جای خودش بنشیند. مدیر آموزش و پرورش استان مازندران، کیهان اخبار ویژه، 10/3/79: ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) نیست. نشاط، 30/1/79: شیعیان برای استفاده خود به آن (عاشور) تأکیدفراوان ورزیدند و کوشیدند تا نور فروغ این حادثه خاموش نشود... در روزگار حاضر هیچ یک از این عوامل عاطفی دیگر به کار ما نمیآید. تقی رحمانی، روزنامه فتح، 17/1/79،ص3: اگر امامان برای خود مشروعیت حکومت قائل بودند، چرا همواره از مردم برای حکومت کردن خود مشروعیت میطلبیدند؛ همچون بیعت امام علی(علیه السلام) و صلح امام حسن(علیه السلام) و دعوت اهل کوفه از امام حسین(علیه السلام) و قبول ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام) با اصرار مأمون عباسی. غلامرضا سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78،ص8: تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است. فرهاد بهبهانی، زن، 10و9/9/77: حکم سنگسار زناکار هیچ مستند شرعی ندارد. فرهاد بهبهانی، آبان، ش 59، 10/7/78 : حکم «سابّ النبی و الائمه» قتل نیست بلکه باید آن را تحمل کرده مقابل به مثل نکرد. مهرانگیز کار، کیان، ش45، بهمن77: احکام کیفری اسلام کارآیی ندارد و موجب رواج خشونت میگردد. مجازاتهای سنگین بدنی چون سنگسار، سیاستهای کیفری در حق زنان و غیر مسلمانان، از آن جملهاند. ابوالفضل موسویان، پیام هامون، ش26، ص6: حکم حرمت چاپ و فروش کتب ضاله در زمان حال بیمعناست. حسین باقرزاده، نشاط، 2/6/78: خشونت در هر شکل آن باید از ایران محو شود و اعدام برجستهترین نوع خشونت قانونی است. بهاءالدین خرمشاهی، صبح امروز، 2/6/78، ص7: کافر و بی دین هم خودی است. قرآن هم فرمود«لکم دینکم و لی دین» بنی آدم اعضای یکدیگرند. فرامرز شکوری، آبان، 7/6/77،ش40: اراده مردم همان اراده خداست و انتخاب مردم هم همان انتخاب خداست، لذا دموکراسی غربی با دین سازگار است. روزنامه فتح، 25/1/79: روزنامه فتح از قول امام حسین(علیه السلام): تنها اصلاح دین! پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را خواستم. عمادالدین باقی، جمهوری اسلامی، 13/2/79: معتقدم اعدام و قصاص جزء ضروریات دین نیست. بهروز افخمی،کیهان، 2/8/79: هنرمند اصیل هم به نحوی به فضای زنده و البته آمیخته به ابتذال نیاز دارد و در یک فضای پاکیزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ میافتد. هنری پرکت ، مسئول سابق امور ایران در وزارت خارجه آمریکا ، ماهنامه صبح ، ش 91 ، فروردین 78 : اگر موجی که در مطبوعات اصلاح طلب ایران با تز امکان ارتباط با آمریکا شروع شده و حالا به تردید در اساسی ترین وجوه انقلاب اسلامی مشغول است . بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن طریق ولایت فقیه را بر کشتی تردید سوار کند . بار سنگینی از دوش آمریکا بر داشته خواهد شد . اعترافات موسوی در بازجویی به علت قتل های زنجیره ای : تحلیل ما از اوضاع جارى روز این بود که آقاى خامنهاى غیر از امام است و آقاى خاتمى هم به دلیل این که 20 میلیون راى آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد ، قدرتش بیشتر از بنىصدر است و ما این قتلها را مرتکب مىشویم و به گردن آقاى خامنهاى مىاندازیم و جنگ بین این دو منجر به شکست آقاى خامنهاى در مقابل خاتمى خواهد شد . سخنرانی روح الله حسینیان در جمع طلاب مدرسه حقانی از قول آقای ابطحی : فلانى ببین ، آقاى خامنهاى غیر از امام است و آقاى خاتمى بیست میلیون نفر پشت سر دارد ، آقاى خامنهاى 8 میلیون رأى آورد و اگر درگیرى به وجود بیاید ، شما مطمئن باشید که آقاى خامنهاى پیروز نخواهد شد. ماهنامه گزارش – ش 129 – آذر ماه 80 – ص 7 : تا برخی از بزرگان یزدی از جمله استاندار سابق ، آقای مفید ، آقای دعایی و ... به هم برسند و خطوط هواپیمایی و قطار و یکسری امکانات اقتصادی را انشاالله بدون رانت یا خرید و فروش واگن یا معافیت ها و ... در اختیار بگیرند و یک شرکت نیمه خصوصی ایجاد و به نفع مردم یزد و سهام داران یزدی سود آوری کنند . مسعود روغنی زنجانی ، تئورسین اقتصادی دوران آقای هاشمی ، شماره 5 ص 152 : ما با دیدن هاشمی ( عالی نسب ) به یاد انگلس می افتادیم . انگلس هم یک سرمایه دار بود اما به کارل مارکس کمک می کرد . بهزاد نبوی ، نایب رییس مجلس ششم : تمام کسانی که با حمله امریکا به هر نقطه جهان مخالفند، در صورت رخداد آن از هر کاری عاجزند. در واقع هیچ عقل سلیمی حکم نمی کند که یک کشور جهان سومی حتی اگر همه ملت پشتیبان حکومتش باشد و آن ملت مسلح هم باشد، به جنگ با امریکا برود. این سخنان را که می گویم، شاید جبهه بگیرند که فلانی از امریکا می ترسد، بله به خاطر کشورم از امریکای تا بن داندان مسلح می ترسم. کیست که از امریکای تا بن دندان مسلح در عراق که خودش را چنین نشان داد، نترسد. محمدرضا خاتمی : امام را هم می شود، نقد کرد. سعید حجاریان ، روزنامه صبح امروز : همجنسبازی در كشور ما باید آزاد باشد. از جهت حقوقی نباید ممنوع باشد گرچه از نظر اخلاقی زشت است. سید محمد خاتمی در دانشگاه تهران در سالگرد دوم خرداد : اگر دین در برابر آزادی قرار بگیرد، این دین است كه باید محدود شود نه آزادی. خاتمی ، جلسه شاخه زنان جبهه مشاركت : قرآن دارای یك فرهنگ قبیلهای است و دكتر سروش و مجتهد شبستری درست میگویند قرآن امروز قابل انتقاد است. دكتر سروش : این اسلام نه احكام سیاسی، نه احكام اقتصادی و نه احكام حقوقیاش قابل استناد نسیت و رسماً باید بگذاریم. احمد شیرزاد، همبستگی، ص 2- 5 مهرماه 1380 : چشم بر هم بزنیم 4 سال تمام شده و باید شال و کلاه کنیم و برای کسب رای دوره بعد به این روستا و آن شهر سر بزنیم و قولهای نشدنی و شعارهای جدید بدهیم . عبدالكریم سروش ، ماهنامه كیان در شماره 46 : زیر سوال بردن حكم تاریخی امام درباره ارتداد سلمان رشدی روزنامه خرداد بامدیر مسولی عبداله نوری با درج مقاله ای از مجید محمدی : انكار محرمات و واجبات شرعی اکبر گنجی ، روزنامه صبح : بعد از اینکه قیام حضرت امام حسین ع را خشونت نامیده و حتی مشروعیت این قیام را زیر سوال برده و می گوید : خشونت،فرزند خشونت و درخت خشونت میوه هایی جز خشونت به بار نمی آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می داند ،دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی بر آید. عبدالکریم سروش : فرهنگ شهادت،خشونت آفرین است ؛ اگر کشته شدن آسان شد ، کشتن هم آسان میشود. علی حصوری ، روزنامه جامعه سالم : پس از گذشت بیست سال،عدم کارایی حکومت دینی بر همگان روشن شده است. ایران فردا : انزوا و عقب ماندگی ثمره دو دهه انقلاب است. نشریه جامعه سالم شماره ۳۵ : دیگر انقلابی نیست تا ضد انقلابی باقی مانده باشد. نشریه جامعه سالم شماره ۳8 : در زمان شاه ما قوانین مترقی تر از الان داشتیم . معین فر ، اجلاس دفتر تحکیم وحدت در آبان ماه ۸۶: در خصوص سرنوشت انقلاب ما چاه کندیم به آب برسیم به فاضلاب رسیدیم . خاتمی 16 آذر 83 ، دانشگاه تهران : از درون اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد ! هاشم آقاجری 87/11/29 در منزل عبدالله نوری و با حضور جمعی از اصلاحطلبان : در حكومت ما از هیچ فقیهی حكمی پیرامون مسایل اخلاقی و كرامت انسانی ندیدیم و تمامی موارد در جهت خرد كردن انسانیت و سلطهپذیری بوده است. آغاجری در این سخنان كه با عنوان «اخلاق سلطه و اخلاقی رهایی» ایراد میشد، تقلید را به بردهداری تشبیه كرد وافزود: همچنین هیچ كس بردهداری را حرام نكرده است در صورتی كه بردهداری و بردهپذیری در تضاد با اخلاق است.نمیتوان هم وظیفهگرا بود و هم به هر قیمتی كه شده نظام را حفظ كرد زیرا ممكن است ما در حفظ نظام، متوسل به زور و استبداد و سلطه شویم و این در تضاد آشكار با اخلاق است. در این جلسه انصاری راد، ابراهیمی ، جماعتی، ابراهیم یزدی، عطریانفر ، سعید لیلاز، اعظم طالقانی ، مرتضی مبلغ ، صفری و چند تن از اعضای نهضت آزادی حضور داشتند. صفحه 409 كتاب مبانی نظری توسعه چهارم كه توسط دولت خاتمی نگارش شده بود : تمایز 2 نهاد دینی و سیاسی باید از هم بازشناخته شود. محمد رضا خاتمی در مشهد در تبلیغات دوره هشتم انتخابات : هرکس پیام دوم خرداد را درک نکرده است، باید کنار برود . هرکس که با اصلاحات نیست، نابود شود. محمد خاتمی 3/2/75 روزنامه سلام : توسعه به طوری كه امروز مورد نظر است، امری غربی است و دارای مفهومیاست كه مردمان آن سامان از این كلمه اراده میكنند و اگر مراد از توسعه، همین باشد، چارهای نیست جز این كه خوستاران آن به تمدن جدید متمدن شوند. یعنی توسعه به معنای امروزش میوه و یا شاخ و برگ درخت تمدن جدید است، اگر آن تمدن آمده توسعه هم خواهد آمد و به این معنا سخن كسانی كه میگویند ابتدا باید «خرد» غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید، سخن بیراهی نیست و این سخن را كامل كنم كه علاوه بر خرد و بینش غربی باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت. محمد خاتمی 3/2/75 روزنامه سلام : امروز به جرات میتوان گفت در زندگی قومیكه عزم تعالی و پویایی كرده است هیچ تحول كارساز پدید نخواهد آمد، مگر آن كه از متن تمدن غرب بگذرد و شرط دگرگونی اساسی، آشنایی با تمدن غرب و لمس روح آن یعنی «تجدد» است. كسانی كه با این روح آشنا نیستند هرگز به پدید آوردن دگرگونی سودمند در زندگی خود توانا نیستند. باری! شرط تحول اساسی گذر از تمدن غربی است و مراد از آشنایی با مبانی تفكر و تمدن جدید است كه در پس مظاهر آن نهفته است و سوگمندانه اقوامینظیر ما هنوز از آن محروم هستیم! محمد خاتمی آریا 28/6/78 : شما برای اینكه بتوانید پیشرفت بكنید، راهی جز راه غرب ندارید و راه غرب یعنی پذیرش خرد غربی . محمد خاتمی لوموند 24/9/1998 : آمریكا و آمریكاییها برایم فوقالعاده جالبند ! محمد خاتمی در اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران : اگر دین هم در برابر آزادی قرار بگیرد این دین است كه باید محدود شود نه آزادی ! محمد خاتمی كیهان، 12/6/87، ص2، یادداشت روز : در دیدار با زنان حزب مشاركت در بررسی «جایگاه زن در قرآن : این سخن عبدالكریم سروش و مجتهد شبستری كه وحی الهام بر پیامبر بوده و ماهیت قرآن بر ما آشكار نیست و نمیتوان به آن استناد كرد درست است... ! در حال حاضر مطالب قرآن با برخی دریافتهای بشری سازگار نیست؛ چرا كه احكام آن متناسب با زندگی قبیلهای است و اگر بپذیریم احكام كتاب آسمانی مسلمانان قطعی و جاودانه است، باید بگوییم كه زندگی مورد نظر اسلام زندگی قبیلهای است! در زمان حاضر بنابر ادلهای كه ذكر كرده، قرآن كریم برای ما قابل استناد نیست. محمد خاتمی صبح امروز،21/9/78 : معتقدم كه دین برای آن كه بماند نباید آن را محصور در یك برداشت خاصی كرد. طبع بشر چنین است كه اگر دین یا هر نهاد دیگری را وافی به مقصود نیافت یا آن را كنار گذارد و یا برداشت تازه از آن خواهد داشت و این امری است كه در تاریخ رخ داده و باز هم رخ خواهد داد. روزنامه صبح امروز متعلق به حجاریان (12/8/78، ص8) : از ضرورت آزادی جنسی، مثل هم جنس بازی سخن به میان آورده، نوشته است : دامنه تساهل، امور جنسی و هم جنس بازی را نیز فرا میگیرد، این امور مردود است ولی نباید ممنوع باشد . محمد خاتمی كیهان 23/11/79 : شعار جاویدان انقلاب اسلامی همان خواست تاریخی ملت یعنی استقلال، آزادی، پیشرفت است. دروغ بزرگ محمد خاتمی آفتاب یزد، 25/11/79 : و امام به عنوان مرجع دینی خواستار تحقق سه خواست تاریخی ملت ایران یعنی استقلال، آزادی و پیشرفت شد. محمد خاتمی مجلس پنجم : سروش ملا صدرای زمان است. آیندگان به عظمت وی پی خواهند برد! سروش روزنامه نشاط، خرداد 78 : حكومت دینی جلوی رشد علمی را میگیرد. درنظام لاییك تركیه، روحیه علمجویی و حقیقت طلبی بهتر رشد كرده است، زیرا آنجا ارزشهای دینی را با علم مخلوط نكرده است. عطریان فر، ویژه نامه اعتماد ملی،12/11/87، ص16 : آقای خاتمی برای دور آینده میخواهد از مدل تركیه بهره گیرد. محمد خاتمی جهان اسلام، 15/6/77 : جناب آقای مهاجرانی از ارزنده ترین چهرههای انقلاب و كشور، خدمت گزار آزاده و اندیشمند آیین و مردمند. محمد خاتمی ایران، 26/9/79 : برادرمان جناب آقای مهاجرانی از زمره مردان دیندار، اندیشه ورز و انسان دوست هستند كه قطعا در هر كجا كه باشند منشا خیر و بركت خواهند بود. بخشی از نامه معروف به جام زهر خطاب به رهبری از سوی نمایندگان مجلس ششم - حیات نو، به نقل از كتاب وسوسه شیطانی : شاید در صفحات تاریخ پرفراز و نشیب معاصر ایران هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت، تنها با تسامح میتوان وضعیت ایران را در زمان اشغال در جنگ جهانی دوم و یا پیش از پذیرش قطعنامه 598 با وضع كنونی قابل مقایسه دانست كه در اولی با قطع هرگونه امید در داخل، عامل خارجی سرنوشت كشور را رقم زد و در برههِ دوم، دور اندیشی و اراده و تدبیر حضرت امام خمینی و اتكای به مردم كشور را نجات داد؛ اما شاید دوره كنونی از این لحاظ بی مانند باشد كه شكافهای سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشكار دولت ایالات متحده آمریكا به عنوان قدرتی كه در برابر خود مانعی نمیبیند، برای تغییر نقشه ژئوپولتیك منطقه همزمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر این برنامه است... اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنكه كیان نظام و مهمتر از آن استقلال و تمامیت ارضی كشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بیتردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوی ملت با همان پاداشی مواجه میشود كه امام عزیز راحل روبهرو شد. این اقدام؛ نشانهِ تدبیر، دوراندیشی، مصلحتجویی و خیرخواهی و توفیق الهی است. |
|||
|
|
۲۳:۱۹, ۶/آذر/۸۹
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
ناراحتی اپوزیسیون از مخالفت اسلام با بوالهوسی
"شهلا شفیق" از عناصر اپوزیسیون در پروژه خود با عنوان عجیب "اسلام، سیاست، سکس، جنسیت و جامعه"، تلاش کرده تا لذت جنسی را مهمترین حق انسان در عرصه دنیای مادی بخواند و اسلام را به دلیل وضع قوانین برای روابط جنسی، مخالف رشد و لذت انسانها بنامد. به گزارش شبکه ایران، روزنامه فرانسوی "لوموند" در جدیدترین اقدام ضداسلامی و ضدایرانی خود، جایزه بهترین پژوهش خود را به یک فمینیست ایرانی به دلیل القای تناقض میان اسلام و دنیای جدید اختصاص داد. "شهلا شفیق" در پروژه خود با عنوان عجیب "اسلام، سیاست، سکس، جنسیت و جامعه"، تلاش کرده تا لذت جنسی را مهمترین حق انسان در عرصه دنیای مادی بخواند و اسلام را به دلیل وضع قوانین برای روابط جنسی، مخالف رشد و لذت انسانها بنامد! این خانم فمینیست که حدود 30 سال است به فرانسه پناهنده شده، پیش از این هم کتابهایی را با محتوای ضدایرانی و ضداسلامی منتشر کرده است؛ اقدامی که با پشتیبانی کامل دولت فرانسه همراه بوده است. فعالان سیاسی معتقدند این مساله در راستای اقدامات اخیر دولت فرانسه در زمینه اسلام ستیزی و نگرانی مسئولان این کشور از گسترش اسلام در میان مردم این کشور به ویژه در میان دختران فرانسوی است؛ مسالهای که سبب شده حتی در این زمینه قوانینی نیز به تصویب برسند و اجازه فعالیت تحصیلی به افراد محجبه داده نشود. گفتنی است اهدای جایزه به مخالفان جمهوری اسلامی ایران، یکی از روشهای متداول دولتهای اروپایی و غربی برای ایجاد یک فضای تبلیغاتی علیه ایران است. چگونه جایزه حقوق بشر، دموکراسی و آزادی بیان بگیریم؟ "مخالفت با نظام جمهوری اسلامی"، "سیاه نمایی اوضاع داخلی"، "حضور فعال در رسانه های اپوزوسیون و غربی"، "تایید مواضع غرب" و "سکوت در برابر و جنایات رژیم صهیونیستی و حتی حمایت از آن" از جمله ویژگیهای مشترک کسانی است که تا کنون از سوی نهادهای غربی و صهیونیستی مورد تقدیر قرار گرفته اند. تقدیر و حمایت از فیلمسازان و روزنامهنگاران مخالف جمهوری اسلامی که نقش فعالی در سیاه نمایی علیه ایران به ویژه در موضوعاتی چون حقوقبشر دارند، در همین راستا ارزیابی میشود. همچنین تلاش برای کشاندن مردم ایران اسلامی به عرصه بیتفاوتی در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی، به بهانههای مختلف از جمله بیارتباط بودن مسائل مسلمان فلسطین و لبنان به ایران، از دیگر محورهایی است که امکان برنده شدن جایزههایی با عنوان "حقوق بشر" و "دموکراسی" را افزایش می دهد. البته گاهی ممکن است برای بدست آوردن جایزه، نیاز باشد که به مقدسات مردم هم حمله و یا در آن تشکیک کرد و یا اینکه در صورت لزوم به پیاده نظام تبدیل شد و به خیابان آمد؛ کارهایی که اکبر گنجی همه را یک تنه انجام داد |
|||
|
|
۱۶:۳۶, ۱۰/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۸۹ ۱۶:۳۷ توسط SAEED_KOSAR.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
ردپای دستگاه جاسوسی انگلیس در ترور دو استاد دانشگاه شهید بهشتی
یکی از اساتید کشور که در دانشگاه شهید بهشتی تهران تدریس می کرده است در جریان یک عملیات تروریستی به شهادت رسید. به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» مجید شهریاری و فریدون عباسی دو استاد دانشگاه شهیدبهشتی توسط عوامل ضدانقلاب مورد سوقصد قرار گرفته اند. این اقدام در حالی است که رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس موسوم به "MI6" ضمن اعتراف به عملیات جاسوسی متعدد علیه ایران، در توجیه فعالیتهای جاسوسی سازمان متبوع خود مدعی شده است که دیپلماسی برای متوقف کردن برنامه هستهای ایران کافی نیست و باید به فعالیتهای جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران ادامه داد. این خبری است که رسانههای خبری مختلف دنیا در روزهای اخیر، اظهارات بیسابقه "جان ساورز" رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( ام آی 6) را به صورت گسترده پوشش دادهاند و امروز دو استاد دانشگاه کشورمان ترور و به شهادت رسیدند. از این رو به نظر می رسد این اقدام در راستای فعالیت های سرویس های جاسوسی بریتانیا صورت گرفته است. " جان ساورز " رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس ( ام آی 6) در یکی از بیسابقهترین سخنرانیهای خود تأکید کرده بود که فعالیتهای اطلاعاتی و جاسوسی میتواند ایران را از ادامه فعالیتهای هستهای باز دارد. این در حالی است که پیش از این وزارت اطلاعات از دستگيري 4 تروريست وابسته به انگليس در شهر مريوان خبر داده بود. گفتنی است افراد دستگير شده اعتراف كردهاند كه در دو سال گذشته 5 ترور انجام دادهاند و قرار بوده بابت هر عمليات 20 هزار دلار دستمزد بگيرند. بر پایه اعترافات این گروه، آنان دستورات خود را در سلیمانیه عراق از فردی به نام جلیل فتاحی دریافت کرده بودند که اکنون ساکن انگلیس است. وزارت اطلاعات اعلام كرده است كه انگليس علاوه بر انجام عمليات جاسوسي در ايران، در حمايت و تامين مالي برخي از گروههاي تروريستي مخالف دولت ايران دست دارد اظهارات ساورز را از اینجا ببینید. بر این اساس در ترور اول دکتر مجید شهریاری عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به شهادت رسیده و دو نفر همراه وی مجروح شده اند. در ترور دوم دکتر فریدون عباسی دوانی دیگر استاد دانشگاه شهید بهشتی در میدان نزدیک این دانشگاه در اقدامی مشابه مورد سوء قصد قرار گرفت که بلافاصله متوجه موضوع شده و از محل حادثه می گریزد. این استاد دانشگاه و همراه وی در این حادثه جان سالم به در برده اند. 22 دی ماه سال گذشته نیز منافقین کوردل دكتر مسعود علي محمدي را روبروی منزلش به شهادت رساندند. مشرق- وقتی سال گذشته پس از شهادت دکتر علیمحمدی استاد دانشگاه تهران اعلام شد که وی عضو پروژه سزامی بوده است برخی گمانهها بر این قرار گرفت که احتمال شناسایی او از طریق تیم علمی رژیم صهیونیستی فعال در این پروژه مشترک که مرکز آن در اردن است مطرح شد. سال گذشته پس از اینکه گمانههای ارتباط پرژه سزامی با ترور علیمحمدی مطرح شد، رئیس مرکز همکاریهای علمی و بین المللی کوشید تا این ارتباط را به طور کامل رد کند. وی در گفتو گو با مهر ضمن تائید فعالیت علیمحمدی در سزامی گفت: استاد مسعود علیمحمدی به عنوان نماینده ایران در سزامی فعالیت می کرده و در جلسات شورای بین المللی سزامی حضور داشته و به جز این فعالیت تحقیقاتی دیگری در سزامی نداشته است. محمد حسین دوستدار افزود: دکتر مسعود علیمحمدی از دو سال گذشته یعنی در زمان وزارت دکتر محمد مهدی زاهدی در وزارت علوم به عنوان نماینده ایران در سزامی منصوب شده بود. وی در نهایت نتیجه گیری میکند: اتفاقی که برای دکتر مسعود علیمحمدی افتاد نمی تواند به فعالیت وی در شورای بین المللی سزامی ارتباط داشته باشد. فعالیت در سزامی یک فعالیت صلح آمیز بوده و علمی است. عجیب اینجا است که دکتر مجید شهریاری نیز یکی از اعضای همین گروه علمی از سوی ایران بوده که به عنوان مشاور با این تیم فعالیت میکرده است. نکته جالب تر این است که مشخصات شهریاری و برخی دیگر از اعضای این گروه به همراه ایمیل و شماره تلفن در سایت خارجی این پروژه موجود است. سال گذشته با در گرفتن برخی بحثها درباره حضور رژیم صهیونیستی در پروژه سزامی مسئولان علمی کشور به نوعی این فعالیت را در این پروژه توجیه کردند.اما متاسفانه هیچگاه احتمال نقش دانشمندان رژیم صهیونیستی و عوامل این رژیم در ترور دانشمندان ایرانی فعال در سزامی به دقت بررسی نشد. عجیب تر اینکه با وجود همه ابهامات امنیتی حاصل از همکاری صهیونیستها و مرکزیت اردن در این تحقیقاتٰ مجلس شورای اسلامی این پروژه را تصویب کرده و همکاری ها ادامه دارد. باید پرسید چند ترور دیگر برای به فکر اقتادن در این زمینه کافی است؟ |
|||
|
|
۲۰:۴۶, ۱۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
اسم رمزی برای باز شدن درهای هستهای ایران به روی اسرائیل نقل از مشرق - وقتی سال گذشته عکسی از دکتر زاهدی وزیر علوم دولت نهم در کنار یکی از مقامات کابینه رژیم صهیونیستی در یک همایش علمی که بعدها گفته شد که پروژهای بزرگ با نام سزامی است منتشر شدٰ ، اذهان عمومی در ایران شوکه شدند. به طوریکه بلافاصله رسانهها و حتی مقامات رسمی این مساله را پیگیری کرده و در نهایت معلوم شد بر اساس اظهارات زاهدی و مقامات حاضر، این در کنار هم قرار گرفتن یک حادثه بوده است. با این حال پروژه سزامی میرفت تا به یکی از مشهور ترین اتفاقات علمی در ایران تبدیل شود. در آن ابتدا هیچکس توجه خاصی به این ماجرا نکرد که موضوع پروژه و اعضای آن چه کسانی هستند. موضوع پروژه یک بحث مهم هستهای بود. طراحی نوعی شتابدهنده پیشرفته و در میان 9 عضو خاورمیانهای این پروژه، نام ایران و اسرائیل در کنار هم قرار گرفته بود. فعالیت هستهای که اسرائیل برای ایران می پسندد عجیب تر این که با وجود اینکه ایران در بسیاری از فعالیت های معمولی آکادمیک غیر مرتبط با فعالیتهای هستهای به دلیل تحریم ها دچار محدودیتهای جدی شد اما هرگز در طول سالیان اخیر از پروژه سزامی کنار گذاشته نشده و ارتباط ایران با این پروژه همچنان حفظ شده است و حتی رژیم صهیونیستی که همواره نسبت به فعالیتهای هستهای ایران واکنش نشان میدهد هیچگونه اعتراضی به حضور ایران در این پروژه ندارد. همچنین تقریبا همه اعضای 5+1 در این پروژه به عنوان ناظر حضور دارند که باز هم در هیچ یک از بیانیه های آژانس و شورای امنیت به این فعالیت اشارهای نشده است و هیچ درخواستی برای محدود کردن حضور ایران در این پروژه مهم هستهای که اتفاقا مرتبط با طراحی شتاب دهندهها است ارائه داده نشده است. از سوی دیگر میزبانی و میانداری اردن هاشمی در این پروژه است.اردن هاشمی از تنها متحدان رژیم صهیونیستی در منطقه محسوب میشود و روابط و همکاری های نزدیکی با سرویس های امنیتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل دارد. پروژه سزامی و آغاز به کار آن به دهه 90میلادی باز میگردد که در اسناد همان سالهای اولیه فعالیت این پروژه میتوان نام ایران را یافت. اما نقش ایران درست از سال 2003 پر رنگ میشود. ماجرا به نشست سزامی در ایران باز میگردد. این نشست که در سال 2003 در اصفهان آغاز به کار میکند درست در سالی برگزاری میشود که اتهامات غرب درباره برنامه اتمی ایران در محافل بین المللی بالا میگیرد. با وجود اینکه تبلیغات علیه فعالیت هستهای ایران به منافقین منسوب میشود اما همزمانی این نشست در ایران و ماجرای طرح برنامه هستهای ایران تامل برانگیز است. نماینده اسرائیل را چه کسی به اصفهان دعوت کرد؟ اسناد منتشر شده از نشست اصفهان سزامی حاوی نکات اعجاب انگیز دیگری نیز هست. بر اساس این اسناد یکی از اعضای شرکتکنندگان این نشست نماینده رژیم صهیونیستی در پروژه سزامی است. دکتر "جوئل سسمن" دانشمند صهیونیستی است که در اجلاس اصفهان شرکت داشته است. وب سایت سزامی در سندی که مربوط به نشست اصفهان میشود مینویسد:" جوئل سسمن از سخنرانان این کنفرانس بود که همراه با "سوچی واکاتسوکی" از ژاپن در مورد بیولوژی ساختاری سخنرانی کردند. این نشست از 29 نوامبر تا اول دسامبر 2003 در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد که حدود 70 نفر از متخصصین و کارشناسان از شماری از کشورهای جهان در آن حضور داشتند. اما سسمن که بود. سسمن یکی از متخصصین موسسه وایزمن اسرائیل است. دانشگاهی دولتی که شخص اولین رئیس رژیم صهیونیستی "حیم وایزمن" آن را بنا گذاشته است.سسمن در این مرکز در دپارتمان بیولوژی ساختاری فعال است این نشست که در سال 2003 و در زمان دولت هشتم برگزار شده است اما تقریبا در مطبوعات ایران بازتاب خاصی نداشت. لایحه دو فوریتی دولت نهم برای سزامی با وجود برگزاری نشست اصفهان در سال 2003ٰ اما حضور رسمی ایران در سزامی به سال 2006 باز میگردد. روزنامه همشهری در باره تصویب پروژه در مجلس شورای اسلامی مینویسد:" بالاخره ظهر دوشنبه اعلام شد که لایحه دوفوریتی دولت برای پروژه سزامی سهشنبه به عنوان اولین دستور در صحن مجلس شورای اسلامی مطرح خواهد شد. حمیدرضا حاجیبابایی، این لایحه را به منظور گسترش حضور فعال جمهوری اسلامی ایران در سازمانها و مجامع بینالمللی و بهرهگیری از آن در جهت تأمین منافع ملی و تحقق هر چه بیشتر همگرایی منطقهای و بینالمللی در راستای اصول و اهداف استراتژیک سیاست خارجه کشور و همچنین بهرهمندی از آخرین دستاوردهای علمی و تکنولوژی عنوان کرد. به گفته این عضو هیأت رئیسه مجلس، بر اساس این لایحه به دولت اجازه داده میشود تا در پروژه سزامی (استفاده از تابش سینکروترون برای علوم و کاربردهای تجربی در خاورمیانه) دستگاههایی که عضویت دارند و یا باید حق عضویت یا سهم مربوطه را بپردازند، از سوی هیأت وزیران تعیین شوند." نکته جالبتر اینکه نمایندگان اصلاح طلب تندرویی چون احمد شیرزاد درباره پروژه سزامی میگوید:" برای این شتابدهنده و آمدن آن به خاورمیانه خیلی زحمت کشیدیم. حتی ایران نامزد میزبانی آن بود. این که حالا کار به جایی رسیده که عضویت ما لنگ مانده، خیلی بد است. به نظرم این نشان دهنده کمتوجهی در نهادهای متولی این کار است." اما از همه اینها جالب تر اظهارات نماینده وقت ایران در سزامی، رضا منصوری است. او که نظر به یادداشتهایش در وب سایت شخصیاش در زمان انتصابش به این سمت از طرف دکتر معین وزیر وقت علوم هیچ گونه تخصصی در این زمینه نداشته و تنها به اصرار وی این مسئولیت را میپذیرد. اسم رمز برای باز شدن درهای هستهای ایران به روی اسرائیل منصوری از شناسایی متخصصین هستهای ایرانی و در نهایت معرفی آنها به برخی از کشورهای اروپایی خبر میدهد و مینویسد:ما در ابتدا در یک فراخوان ملی 120 نفر را شناسایی کردیم؛ فارغالتحصیلان فیزیک، مهندسی مکانیک، و مهندسی برق. پس از سه روز مصاحبه 7 نفر انتخاب شدند که همگی آنها به آزمایشگاههای مختلف اروپا اعزام شدند، بدون هیچ بار مالی برای ایران. منصوری اما روایت جالبی از انتخاب سزامی دارد. نامی که یکی از معانی ان اسم رمزی بود که برای باز کردن درهای بسته به کار میرود: نام سزامی(SESAME) به گونهای انتخابشد که در زبان انگلیسی بتوان از ایهام لفظ(SESAME) در داستان علی بابا، به عنوان اسم رمزی که درهای بسته را میگشاید استفاده کرد: سزامی قرار است فتح بابی باشد برای همکاریهای علمی بینالمللی به منظور کاهش تنشها در خاور میانه و بازکننده درهای صلح!" آیا سزامی اسم رمز سرویسهای امنیتی آمریکایی و اسرائیلی برای باز کردن درهای هستهای ایران بودهاست؟ |
|||
|
|
۱۴:۵۱, ۱۱/آذر/۸۹
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ليست تحريم يا ترور؟!
اكنون كه مثل روز روشن است فهرست شهروندان ايراني مندرج در قطعنامه 1747 يك فهرست ترور است، بايد با دقت و سرعت نسبت به حفاظت از جان اين عزيزان اقدام شود دو استاد برجسته دانشگاه شهيد بهشتي هدف يك عمليات تروريستي كور قرار گرفتند. دكتر مجيد شهرياري و دكتر فريدون عباسي از اعضاي برجسته دانشكده مهندسي هستهاي دانشگاه شهيد بهشتي در دو نقطه متفاوت ولي به شكلي كاملا مشابه مورد رصد جنايت تروريستها بودند. متاسفانه دكتر مجيد شهرياري به شهادت رسيد و دكتر عباسي از اين ترور جان سالم به در برد. دكتر مسعود عليمحمدي از اساتيد برجسته دانشگاه تهران نيز در دي ماه سال گذشته با فجيعترين شكل ممكن مورد هدف تروريستها قرار گرفت و به شهادت رسيد. با توجه به اينكه نام دكتر فريدون عباسي در فهرست قطعنامه 1747 شوراي امنيت آمده است اين سئوال در وهله اول به ذهن ميرسد ليست منتشره در قطعنامه شوراي امنيت، ليست تحريم است يا ليست ترور؟! چندي پيش رئيس سرويس امنيت خارجي انگليس صريحا گفته بود؛ ديپلماسي براي متوقف كردن برنامه هستهاي ايران كافي نيست. بايد به فعاليتهاي جاسوسي و اطلاعاتي براي مقابله با ايران ادامه داد! ترور ديروز دو استاد دانشگاه شهيد بهشتي ثابت كرد كه فعاليت سرويس امنيتي (ام- آي- 6) در تهران فراتر از فعاليت جاسوسي و اطلاعاتي به ترور روي آورده است. حمايت اتحاديه اروپا از منافقين و تامين مالي آنها و نيز درخواست برخي نمايندگان پارلمان اروپا از آمريكا مبني بر حذف منافقين از فهرست تروريستها نشان ميدهد كه غرب در پي يك كشتار تروريستي در ايران است و اين كشتار فقط در حوزه دانشگاه و اساتيد برجسته آن است. غرب از تحريم و تهديد طرفي نبسته است و اكنون به «ترور» رو آورده است. ترور آخرين گزينه براي جلوگيري از جهشهاي علمي ونهضت نرم افزاري در ايران است. اكنون در زير سقف كلاسهاي درس دانشگاهها و آزمايشگاهها و پژوهشكدههاي مراكز آموزش عالي يك جهاد عظيم علمي در جريان است. غرب براي توقف اين روند رو به رشد و براي مقابله با گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت به تروردانشمندان ايراني روي آورده است. لذا بخشي از بودجههاي نجومي مصوب كنگره آمريكا براي نبرد «نرم» با ملت ايران به نبرد «سخت» اختصاص يافته است. منافقين و سرويسهاي ترور رژيم صهيونيستي نامزد اجراي چنين امر شومي هستند. اين بار نه مردم عادي كوچه و بازار بلكه دانشمندان ما در دانشگاهها بايد هزينه شرارت غرب عليه ملت را بپردازند. آمريكا بايد بداند جهاد علمي ملت ايران با ترور متوقف نميشود. شوراي عالي امنيت ملي بايد در خصوص حفاظت از جان دانشمندان مسلمان و متعهد چارهاي بينديشد. اكنون كه مثل روز روشن است فهرست شهروندان ايراني مندرج در قطعنامه 1747 يك فهرست ترور است، بايد با دقت و سرعت نسبت به حفاظت از جان اين عزيزان اقدام شود. مردم ايران، آمريكا و باند تبهكار 1+5 را مسئول اين ترورها ميدانند و در وقت خود نسبت به آن واكنش نشان خواهند داد. |
|||
|
|
۱۶:۴۰, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
سرويس سياسي جهان - به مناسبت نزديك شدن به سالروز حماسه فراموش نشدني 9 دي 1389، با دانشمند فرزانه و يار ديرين امام راحل و مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله محي الدين حائري شيرازي هم سخن شديم. از شيريني كلامش و از درك سياسي عميقش بهره ها برديم و اينك پرسش و پاسخ جهان و ايشان را در پيش روي داريم:
1- به عنوان اولین سؤال بفرمایید که فتنه در فرهنگ اسلامی دینی ما به چه معنا ست؟ - فتنه به معنای امتحان، فساد و اختلاف است (الفتنة اشد من القتل ) فتنه انگیزی ازکشتن بدتر است. این نسبت به کسانی که زمینه بدبینی ایجاد می کنند ودو گروه را به جان هم می اندازند. می گوید ما اگر حکم کردیم فتنه گر را اعدام کنید به دلیل آن است که فتنه ازقتل بدتر است. یهودیان درمدینه ساکن بودند می رفتند در مکه و مشرکین مکه را تحریک می کردند که با مسلمانان جنگ کنند و اصل این جنگ به خاطر سخن چینی های یهود واقع شد. برای اینکه این فتنه خاموش شود حکم بر روی یهودیان جاری شد و آنها را ازبین بردند. معنای دیگر فتنه آزمایش است که موسی (علیه السلام) می گوید خدایا این فتنه توست که اینجا به معنای خرابکاری و دو نفر را به جان هم انداختن نیست بلکه به معنای شناسایی است. امتحانی که درنتیجه آن پنهانی های انسانی آشکار می شود. یعنی کسی که مؤمن است مشخص شود و کسی که مؤمن نیست نیز مشخص شود. این جداسازی اینجا ارزش ایجاد می کند. گندم و کاه وقتی با هم مخلوط است نه مصرف گندمی دارد نه مصرف کاهی و وقتی ازهم جدا شدند کاه قیمت خود را دارد و گندم هم قیمت خود را دارد. وقتی دو چیز مخلوط می شود این گونه نیست که معدل ارزشها بدست بیاید بلکه گاهی هر دو ارزش از بین می رود؛ مثال یک قوطی شکر و نمک مخلوط مصرف ندارند و کسی حاضر به خریدن آن نیست؛ زمانی ارزش دارد که از هم جدا باشند. سیمان و خاک مخلوط شده چیزی است که در آن نه خاک ارزشی دارد و نه سیمان. و یا آب و نمک همینطور است. این فتنه برای جداسازی است وقتی جدا شوند نسبت به هرکدام تصمیم جدا گانه ای گرفته می شود و یا تشبیه فضله موش داخل برنج نه میتوان برنج را دور ریخت و نه می توان استفاده نمود وقتیکه از هم جدا شدند مي توان فضله را دور و برنج را در دیگ ریخت. ازسیاق کلام متوجه می شویم که فتنه برای امتحان و جداسازی است یا به معنای به جان هم انداختن انسان ها است. 2- گاهی اوقات دیده می شود که فتنه سال 78 و سال 88 را با فتنه های صدراسلامی تطبیق می دهند آیا این تطبیق درست است؟ - فتنه همیشه بوده؛ از صدراسلام هم بوده و خواهد بود. دلیلی ندارد که فتنه سال گذشته (سال 88) از آنها نباشد. ما در صدر اسلام می بینیم که کسانی که در جنگ بدر و احد بودند، در فتنه ها سر از چه راهی درآوردند زبیر از بهترین یاران رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود؛ هم اينكه خویشاوندشان بود، پدری و هم مادری و هم همیتش برای خدمت بود. پسر زبیر ریاست طلب بود و پدرش را وثیقه کرد؛ حالا پسر از نظر شجاعت، مدیریت برنامه ریزی، اگر برمبنای تقوا نگوییم، توانا بود. طبیعتا درنظر پدر یک بچه بی ارزش و ناتوان نبود؛ سخنران و تصمیم گیرنده بود. درجنگها جلودار بود؛ استقامت کننده بود؛ اما مسأله تقوا هم مطرح بود. منهای تقوا بقیه صفاتش خوب بود. زبیر، بی تقوایی پسرش را حمل بر جوانی می کرد و به خاطر تعلقی که به فرزند داشت نمی گذاشت واقعیت دیده شود. بسیاری اوقات زبیر بود که آلت دست عبدالله بن زبیر می شد و در جنگ جمل هم اینطور شد. فتنه جنگ جمل، چه کسانی را مقابل هم قرارداد؟ با چه سابقه ای به چه گرفتاری افتادند و چه عاقبتی پیدا کردند؟ به خاطر اینکه بصیرتشان کم شده بود ریشه ضعف بصیرت هم تعلقاتشان و تعصباتشان بود. 3- وجه اشتراک فتنه 88 با فتنه ها و دسیسه های صدراسلام و فتنه های اوایل انقلاب درچیست؟ - در صدر اسلام کسانی در حیات رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جزء نزدیکان او بودند و بعد از رحلت ایشان جزء معارضین آن حضرت برای جانشینی شدند در این فتنه، امام راحل (رحمة الله علیه) هم همین طور بود آن زمان بر جانشین، این زمان بر مفهوم کلی ولایت. امام(رحمة الله علیه) یک مصداق بود؛ هرچه داشت براي ولایت فقیهش بود و نباید با این ولایت فقیه این طور رفتار می شد! در صدر اسلام نیز رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ولی مردم بود، به علت اینکه ایشان برگزیده شده خدا بود. حضرت علی (علیه السلام) هم همانطور ادامه دهنده راه ایشان بود. درفتنه هم امام راحل (رحمة الله علیه) رهبر بود و هم جامع بود .هرچه برای امام بود برای این ولی فقیه هم بود. آیا درزمان اهل بیت هم چنین بود؟ - چون خودشان حاضر بودند کسی را ولی انتخاب نمی کردند. ولایت هم انتخاب است و هم از بالاست بعضی می گویند اگراز بالا بود انتصابی است اما در زمان غیبت ما بخواهیم نخواهیم درحوزه ولایت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستیم. 4- سران فتنه به چه کسانی می گویند؟ - کسانی که محور یک جریان هستند که با عبور آنها جماعت معبرشان را مشخص می کنند سران هستند. رهبر معظم از آنها پرسید دلیلتان از تقلب چیست؟ آنها نتوانستند ثابت کنند و وقتی قرار بر باز کردن صندوق ها شد، اینها حاضر نشدند نماینده ای بفرستند؛ آنها می گفتند انتخابات باید ابطال شود! جو عمومی همین بود که در صندوق ها آورده بودند؛ چیزی که حق باشد از شواهد و قرائنش معلوم است. مردم نیز از مناظره ها نتیجه ای گرفتند و مناظره خیلی موثر بود. مردم حرف دو طرف را گوش می دادند. روزی رئیس جمهور پیش ازانتخابات اول(قبل از دور دوم انتخابات دوره انتخابات نهم) مهمان من بود من به ایشان گفتم دور دوم رای می آوری. ریيس جمهور زبان مردم را می داند و درد مردم را می فهمد. این آدمها که با سواد هستند فکر می کردند مردم حرف آنها را می پذیرند؛ من این مسئله را برای ریيس جمهور شرح دادم که تحصیل کرده ها با مغز و هوش و دماغشون ارتباط برقرار می کنند، عامه مردم مثل روستائیان و کم سوادان با دلشان باور می کنند. کسی که با دلش حرف می زند، بر دلشان می نشیند. در خانواده ها آنهایی که ضریب هوشی آنها بالا است انتخاب می شوند اما ضریب هوشی یک مسئله است و دل یک مسئله دیگر. معاویه ضریب هوشی بالا دارد و وقتی معضلی به اومی دادند آنها را حل می کرد. آنها می رفتند با طرف صحبت می کردند و او را طرفدار خود می ساختند. ابلیس ضریب هوشی بالایی دارد. بصیرت غیر از ضریب هوشی است، بصیرت یعنی جلوی چشم انسان پرده های تعلق نباشد. هرکجا حجاب تعلقاتش بیشتر باشد مشکل پیدا می کند. هوش و بصیرت هریک جایگاه جدایی دارند. یزید، ما او را بی عرضه تلقی می کنیم. امام حسین (علیه السلام) او را بی وجودش کرده است و گرنه اگر قرار بر مسابقه شعری باشد بسیاری از شعرای ما از او عقب تر هستند او ذوق شعری داشت. ایرج میرزا خیلی ذوق شعری بالایی داشت و شعر مادرش، او را درجهان مطرح کرد؛ حال یزید از او بالاتر است. 5- اهداف سران فتنه ،درطول تاریخ ازصدراسلام تاکنون چه بوده است؟ - قدرت طلبی، انسان می خواهد درمیان دوستان خود برنده باشد و صحبت از برد او باشد نه از باختن او. مسابقه تیراندازی بود، طرف تعجب کرده بود که کم آورده باشد؛ اومی گفت با خودکار صفحه را سوراخ کردید چرا که شخص باخت را نوعی عار می پندارد و می خواهد کاری کند که بگوید ما می توانیم یا توانستیم و پذیرش واقعیت برایشان سخت است. در زمان حضرت علی (علیه السلام) دزدی را آوردند که اعتراف به دزدی کرده بود و حضرت حکم خدا را جاری و چهار انگشت او را قطع کرد. دزد هم به حضرت علی (علیه السلام) علاقه داشت. انگشت های قطع شده خود را در دست چپ خود گرفته و بر بالای بلندی ایستاده و می گوید امروز صالح ترین، پاک ترین و درست کارترین انسان تاریخ دست من را قطع کرد. گرچه فقر او را به اینجا کشانده و خواب بوده و در غفلت به سر می برد، وقتی دستش قطع شد، تازه بیدار شد. پیش خود گفته عقوبت خدا بدتر از عقوبت دنیاست و این آقا منو از سوختن همیشگی نجات داده است. آمده و به نفع امام(علیه السلام) شهادت داده است. مشکل افراد این است که غالب برنفس خودشان نمی شوند. باید مقداری انسان قبل از اینکه درجامعه مطرح شود، مایه های فرهنگی داشته باشد. ما به این مایه ها می گوییم ذلت باطنی، یعنی من هرچه دارم از خداست و از خودم چیزی ندارم؛ خودش را پیش خدا عاجز بگیرد. هیچ خوبی را برای خودش نگیرد وهمه را از خدا بداند و هیچ توجیهی برای خطاهایش نداشته باشد. هر چقدر ذلت باطن بیشتر باشد عزت ظاهریش بالاتر است. مرحوم شهید رجایی ذلت باطني داشت و وقتی رئیس جمهور شد، عزت ظاهري او را به غرور نکشاند؛ آمد به مجلس زمانی که رئیس جمهور شد گفت: من محمد علی رجایی فرزند مجلس و نماینده مجلس و رئیس جمهور و مقلد امام هستم. خیلی حرفه، و این جمله همانند توپ صدا کرد وقتی گفت مقلد امام هستم. خود بنی صدر وقتی شد رئیس جمهور ذلت باطنیش عزت ظاهریش را کفاف نداد و کج شد. 6- عده ای معتقد هستند که فتنه 88 ادامه و خفته شده همان فتنه 78 است؛ سؤال این است آیا با گذشت از این فتنه برای فتنه آینده که مقام معظم رهبری هشدارش را دادند که ازفتنه 88 سنگین تر خواهد بود واکسینه شده ایم؛ تکلیف چیست؟ - مسایلی که در جامعه است پیوست زنجیره ای است. خداوند نیز کار و بار را به توان می دهد. آموزش می دهد، بعد آزمایش می کند. مردم ما باید برای کمک به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دوره او تربیت بشوند و دوره او فشارها جهانی است. یاران حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید درمقابل فشارهای جهانی ایستادگی کنند؛ ریشه ایستادگی تخلیص است. چطور شمشیر هرچه که بیشتر کوبیده شود، بین آب و آتش رفت و برگشت زیادی داشته باشد صلابتش بیشتر می شود، حال ریزش بیشتر وزنش کمتر. مهم برش آن است گاهی برش شمشیر نوعی آهن را می برد. شاه اسماعیل صفوی درجنگ با سلطان عثمانی، آن موقع آنها توپ داشتند صفوی ها توپ نداشتند؛ آمدند و با شمشیر، زنجیر توپخانه را پاره کردند و این هم زور بازو و هم برش شمشیر است. اینها می خواهند چنین برشی داشته باشند پس باید ناخالصی های آن گرفته شود این امتحان ها باعث گرفتن نا خالصی می شود و درجه خلوص بالاتر رفته و خود ضربات است که دراین امتحانات صلابت را بیشتر می کند و اینها را برای ظهور لایق می کند. وقتی کسی مقابل رهبری بایستد خودش نابود خواهد شد. وقتی جورج استون سون، لوکوموتیو را ساخت، گفته شد اگر گاوی یا چیزی در مقابل آن باشد خطرناک است، جواب داد بله برای گاو خطرناک است، یعنی گاو له می شود. همینطور کسی که بخواهد در مقابل رهبری ایستادگی کند خودش له خواهد شد. همچنین اعتقاد داریم که امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما را درانتخاب رهبر کمک می کند. اگر در انتخاب رهبر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کمک نکند، کجا کمک کند؟ و براین مبنا می گویند این حرفهایی که درباره رهبر زده می شود حرف است، ما باید ولایت فقیه را کمک کنیم ولی خداوند هم باید کمک کند. اگر خدا کمک کند، میرزای شیرازی بدون هیچ چیزی می تواند به خبرگان راه یابد. به هر جهت طبیعی است که فتنه های آینده سنگین تر از فتنه های سال قبل باشد به خاطر اینکه امتحان سال چهارم طبیعتأ سخت تر از امتحان سال سوم است وهر چه پیش تر می روند امتحانات سخت تر می شود و دروسشان هم بیشتر است. گاهی بچه ها درکلاس اول معدل بیست می گیرند بعد همین آدم زحمت بیشتری کشیده در کلاس راهنمایی ولی معدل نوزده و نود و هشت می گیرد. اگرامام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) کمک می کنند چرا در جریان انتخاب آقاي منتظری بوسيله خبرگان براي قائم مقامي امام(رحمة الله علیه)، چنین اشتباهی شد؟ - اتفاقا همین هم کمک است. علت آن هم این است اینها فکر می کردند که قبلا در هزار سال گذشته تاکنون هرکسی پول بیشتر می داد همان رئیس می شد. گفتند ما خبرگان را تاسیس کردیم دیگر کسی با پول نیاید و ادعای ریاست بکند. ما فکر می کنیم، اندیشه می کنیم؛ خبرگان گشتند، تحقیق کردند و همچنین کسی (آقاي منتظري) را انتخاب کردند و به ما معرفی کردند. ...اگر شما فکر می کنید و عقل و هوش شما کار می کند، عقل و هوش شما این شد که دیدید. این بنده خدا هم تقصیری نداشت، اینها وسیله قرارش دادند؛ جوی هم درست کرده بودند که اگر یک کسی می گفت مثلا درباره این موضوع(قائم مقامي آقاي منتظري) اجازه بدهید فکر کنم، می گفتند مرگ برضد ولایت فقیه! مثلا اگر کسی می گفت اجازه بدهید در رابطه این قضیه فکر کنم بگم بله یا نه، می گفتند مرگ بر ضد ولایت فقیه. حال بینید خود، تمهیدات امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کمک کرد به رهبر، تا این قضیه را به صورتی تمام کند. بعد زمینه را برای این وضعیت به وجود آمد. این رهبر( آيت الله خامنه اي)، رهبر عادی نیست. 7- باتوجه به تاکیدات مقام معظم رهبری برنقش خواص در تبیین فتنه بفرمایید نقش خواص درفتنه سال گذشته چقدر موثر بود؟ - اخص خواص خود ایشان بود و دیگران هم همانطور که به میرزای شیرازی کمک کردند تا توانست تحریم تنباکو را به کرسی بنشاند، همراهی کردند با ایشان، تا ایشان توانست این گره را باز کند یعنی نقش مردم بود، نقش خواص هم بود؛ اما بعضی خواص ممکن است ضریب هوشی آنها بالا باشد اما قضایا تنها به ضریب هوشی بالا برنمی گردد، به کم بودن حجاب برمی گردد؛ حجاب انسان و تعلقات، انسان باید درمورد آن ملاحظه کند. 8- مقام معظم رهبری پیش از فتنه سال 88 بارها هشدار داده بودند که فتنه و قایله جدیدی در راه است به طوری که حتی ایشان گفتند که درانتخابات آتی می خواهند با ادعاي عنوان تقلب اقداماتی را انجام دهند و اگرخواص رسالت خود را انجام ندهند کربلای دیگر پدیدار می شود چرا این امر مورد غفلت خواص قرار گرفت؟ به هرجهت اینکه خبرگان درست انتخاب کرده و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تايید می کند، همین ها شاهد این موضوع است که نوری به ایشان بدهد که پیش از اینکه واقع اتفاق بیفتد، این مسائل را بداند. اینها الهامات قلبی، ضریب هوشی و مسائل را با قلبی صاف و اطلاعات رسیده دنبال کردن است؛ همه اینها دست به دست هم داده تا چنین پیش بینی صورت گرفته است. خواص هم ممکن است درمسائل اصلی کم توجهی کنند وحتی آنهایی که دراین فتنه کارشان را درست انجام داده اند درخطرهستند که مبادا گاهی مسائل حاشیه ای را برمسئله اصلی مقدم بدارند. الان مسئله اصلی ما حفظ وحدت است منتها وحدت تعریف شده است. اول اعتصام به حبل الله، بعد رفع تفرقه است. مثلا: اول باید امام جماعت داشته باشند یک مجموعه یا اول هماهنگ باشند، بعدامام جماعت؟ درنمازی که امام جماعت باشد هماهنگی و زیبایی در نماز بوده و در نمازی که امام جماعت وجود ندارد و همه خواهان وحدت در رکوع و سجود هستند، اما میسر نمی شود. پس وحدت، زمانی صورت می گیرد که امام جماعتی باشد. بایستی حبل اللهی باشد تا باحبل الله بتوانند وحدت داشته باشند آنهایی که بدون حبل الله اتحاد را پیشنهاد می کنند به جایی نمی رسند. 9-عبرت تاریخ از فتنه سال گذشته که بتواند ما را دربرابر فتنه های آینده واکسیناسیون بکند چه می تواند باشد؟ این اتفاق چگونه رخ داد و یا بهتراست بپرسیم منشأ این فتنه در چه بود؟ - عبرت اطاعت از رهبری است؛ اگر حرف رهبری را گوش دادیم، عبورمی کنیم. ببینیم آنهایی که گوش نکردند چطورشدند! کسی نگوید من بصیرم، که همان غرور باعث شکست می شود. بگوییم ما صاحب داریم صاحب ما(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رهبرمان را کمک می کند؛ اما ما باید اطلاعات به او بدهیم. نباید خوش خیال باشیم؛ باید صادق باشیم؛ چون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یک وظیفه دارد و ما هم یک وظیفه داریم. ریشه فتنه درخوش باوری نسبت به گزارشات بود. عده ای به اینها گفتند شما برنده شدید، تبریک عرض می کنیم و اینها خواستند به جای بازکردن و شمارش از طریق طایفه و خویشاوندی پیش بروند. مثل کسی که تیری می اندازد و می گوید سابقه من این است و آن است درصورتی که هیچ یک از تیرها به سیبل نخورده است. سابقه به جای خود، اما این دفعه شما لرزش دست داشتید. منشأ اینها "لا حجة" به جای "حجة" است، حجة باوری و لا حجة باوری. رهبری برمبنای حجت عمل کرد و در آینده هم هر که با حجت عمل کند، موفق است و هر کس لاحجة برود عاقبت مشکل پیدا می کند. 10- افرادی که جاهل بودند و یا از روی عمد اقداماتی را سال گذشته انجام داده و بعد از آن پشیمان شده و علاقه مند هستند به نظام برگردند چگونه می توانند برگردند؟ آیا نظام آنها را قبول می کند و مردم چه، آیا مردم نیز آنها را قبول می کنند؟ - امام (رحمة الله علیه) فرمودند اصل، مسأله فعلی است در صورتی که قرائن و شواهد نشانگر این باشد که برگشته است و واقعأ برگشته باشد، همه گرگ نیستند و این حرف اشتباه است؛ گاهی انسان آیه یأس می خواند و می گوید اینها برنمی گردند؛ یأس از هر گناهی بدتر است و همه می توانند برگردند. خوبها بد می شوند و به همان دلیل هم بدها خوب می شوند و تغییر می کنند خیلی ها خوب خوب بودند ولی بد بد شدند و خیلی ها بد بودند وخوب می شوند. زهیر بن قین مدتی اموی بود بعد حسینی شد و یکی از سربازان کربلا شد. 11-درپایان بفرمایید مردم درفتنه سال گذشته چه نقشی را ایفاء کردند و آیا سربلند بیرون آمدند؟ - بسیارزیاد، مردم نشان دادن که لایق ظهور هستند. از مرحوم آقای بهلول پرسیدند ازکجا می دانید ظهور نزدیک است؟ گفت از روی مردم. بنده به امام (رحمة الله علیه) گفتم مردم را به جبهه دعوت نمی کنم مردم خودجوش راهی جبهه می شوند و امام (رحمة الله علیه) تبسمی کرد و گفتند: "می دانم مردم ما خوبند؛ البته بعد از آن خنده خود را جمع کرده و به صورت جدی گفتند: ارشاد کنید، ارشاد کنید؛ ما مردم را از خودمان بهتر می دانیم." اگر خداوند ببیند که شما برگشته اید به شما خواهد داد بهتر از آنچه که از شما گرفته است. 12- نقش مناظره های ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی می کنید بعضی ها بر این باورند که مناظره ها منشا این فتنه ها بودند؟ - چیزهایی که تأثیرشان بالاست خطراتشان هم بالاست؛ از این جهت گروه ها بايد حفظ حدود الهی در مناظرات را به شدت رعایت کنند. من موافقم با این مسئله که مناظره بهترین چیزهاست، اما اگر رعایت حدود الله نباشد تاثیرش منفی است و حتما کسانی که می خواهند صحبت کنند نسبت به انسان غائبی، نسبت به کسی که الان نمی تواند از خودش دفاع کند، اینها باید مواظب باشند و همین هاست که عوارض این چنینی به همراه می آورد. 13- هدف فتنه گرها برای کشاندن فتنه به روز عاشورا و حرمت شکنی در این روز عزیز چه بوده و چرا چنین اشتباهی رامرتکب شدند؟ آنها می گفتند یک جریانی است و ما آن را حل می کنیم و اینها هم می گفتند اینها یک عده هستند و ما پشیمانشان می کنیم. مغرور بودند به قدرت خود و بر این باور بودند که عزاداران، انسانهای سطحی هستند و با صحبت های ما بر علیه آنها مردم دست ازهیأت ها و عزاداری ها برمی دارند. خوش خیالی و مغرور به ضریب هوشی خود بودند. به هرجهت اگر اینها اهل گریه بر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) بودند چنین اشتباهی انجام نمی دادند. گریه ازدل است و آنکسی که دلش بیدار است، بصیرتش بیدار است. بصیرت هم یک چیزی است كه مربوط به دل است. |
|||
|
|
۹:۳۷, ۳/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۰ ۹:۵۱ توسط moh3n.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
قسمت اول
از «حلقه کیان» تا «حلقه کیهان» شناخت جریانهای سیاسی و فکری کشور، ضرورتی اجتنابناپذیر است. از جمله درسها و آموزههای بزرگ برای هر جامعهای و بهخصوص نسل جوان- که دائماً در معرض خطر انحراف فکری و عقیدتی و سوء استفادههای سیاسی توسط برخی جریانهای سیاسی میباشد- شناخت صحیحِ ماهیتِ جریانات فکری و سیاسی و آشنایی با فراز و فرود آنها در تاریخ معاصر ایران، بهخصوص در سالهای پس از انقلاب اسلامی، است. در این نوشتار بر آن شدیم گزارشی از جریانات فعال در حوزه نشریات مکتوب فکری- فرهنگی و سیاسیِ پس از جنگ تحمیلی ارائه دهیم. این نوشتار، فتح بابی برای جریانشناسی در این زمینه است و امید است با نظرات کارشناسان، غنای بیشتری یابد. نشریات روشنفکری و جریان اصلاحطلبی ۱-۱ کیان و روزنامههای زنجیرهای ماهنامه «کیان»، معروفترین نشریه روشنفکری دینی پس از انقلاب اسلامی در ایران است. حلقه کیان بهعنوان معروفترین مرکز مطالعاتیِ نواندیشان و تجدیدنظرطلبان، در آغاز به توصیه شهید حسن شاهچراغی(از مدیران ارشد موسسه کیهان) برای ایجاد کانونی فکری و دینی تشکیل شده بود. این افراد به دعوت شهید شاهچراغی در مؤسسه کیهان دور هم جمع شدند و به انتشار ماهنامه «کیهان فرهنگی» تا سال ۱۳۶۹ پرداختند. افراد حلقه کیان در آغاز تماماً دارای یک گرایش خاص نبودند و ترکیبی از لیبرالها و چپگرایان بودند. برخی از آنها نیز همچون سعید حجاریان، علیرضا علویتبار، اکبر گنجی و عمادالدین باقی در دورههای مشخصی، در نهادهای امنیتی و حکومتی کشور مشغول بودند. اعضای این حلقه، هر هفته چهارشنبهها در منزل یکی از اعضا دور هم جمع میشدند و با بازاندیشی افکار خود، به بحثهای معرفتشناختی و فلسفی، نقد وضعیت موجود، ترسیم نسبتِ دین و دنیا، چگونگی حضور دین در دنیای مدرن، نسبت دین و دموکراسی، دین و تجدد و غربپژوهی میپرداختند و به این نتیجه رسیده بودند که تلفیقی از تجربیات مثبت تمدن غرب و بومیکردن آنها با ارزشهای ایرانی- اسلامی، بهترین راهکار برای توسعه در کشور است. اعضای این حلقه، شیفتگی بسیاری به تمدن، علوم و مفاهیم جامعه مدرن غربی داشتند و به مرور زمان، از مواضع اصولی و دینی نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفتند و با شعار توسعه سیاسی و پیوستن به نظام جهانی، بهسوی تمدن و تفکر غربی و لیبرالیسم حرکت کردند. دگرگونی پایههای اندیشههای کسانی چون حجاریان و برخی سازماندهندگان اصلی جریان سیاسی دوم خرداد، در این حلقه و تحت تأثیر آن شکل گرفت. شخصیتِ محوری این حلقه، دکتر عبدالکریم سروش بود که به ترجمه و انتقال مفاهیم جدید غربی با رنگ و لعابِ عرفانی اسلامی با تأکید بر اشعار مولوی و تفکر غزالی مشغول بود. تلاشِ محوری وی، تلفیق و هماهنگی بین افکار مدرن غربی و اسلامی بود. اعضای این حلقه، ابتدا افکار و عقاید خود را در ماهنامه «کیهان فرهنگی» (در زمان سرپرستی حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی در موسسه کیهان) به چاپ میرساندند. مقالات جنجالی سروش با عنوان «قبض و بسط شریعت»، بحث و جدلها و مخالفتهای متعددی را برانگیخت. کوشش سروش در مقالات قبض و بسط این بود که براساس مبانی معرفتشناختی لیبرالی، نسبیگرا و پلورالیستی و تردید در قداست علوم دینی و روایات فقهی، آنها را بهعنوان بخشهایی از علوم انسانی معرفی کند. بعد از بستهشدن کیهان فرهنگی و استعفای خاتمی از مؤسسه کیهان، این جریان به همراه برخی از نویسندگان مجله «زن روز» این موسسه، دستهجمعی از کیهان استعفا دادند و مجله «کیان» را از اواخر سال ۱۳۶۹ و همچنین نشریه «زنان» را راهاندازی کردند. ماهنامه کیان با مدیرمسؤولی رضا تهرانی و سردبیری ماشاءالله شمسالواعظین شروع به کار کرد و اکبر گنجی هم در انتشارات موسسه فرهنگی صراط، درسها و سخنرانیهای سروش و همفکرانش را بهسرعت چاپ و توزیع میکرد. لذا این نشریه در محافل علمی و سیاسی، ارگان روشنفکری دینی و نیز ارگان عبدالکریم سروش خوانده میشد؛ روشنفکرانی که سعی در سازگار نشاندادن آموزههای دینی و ارزشهای مدرنی چون دموکراسی، پلورالیسم و حقوق بشر داشتند و فراتر از نشریه، محفلی برای وصلکردن حلقهها و چهرههای نوگرا و لیبرال و تربیونی برای تبیین اندیشههای لیبرال دینی بود. عبدالکریم سروش، نویسندة ثابت مجله کیان بود و روشنفکران و چهرههای سیاسی چون محمد مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان، بهاءالدین خرمشاهی، اکبر گنجی، سعید حجاریان(با نام مستعار جهانگیر صالحپور)، محسن سازگارا، محمدجواد کاشی، حسین قاضیان، مراد فرهادپور، مرتضی مردیها، مجید محمدی، آرش نراقی، محسن آرمین، فاضل میبدی، مصطفی تاجزاده، علیرضا علویتبار، هاشم آغاجری، محسن کدیور، مصطفی رخصفت و… در آن قلم میزدند. کیان فقط یک نشریه سیاسی- فکری نبود، بلکه کم و بیش به ادبیات و هنر هم بها میداد. این ماهنامه، یک حلقه هنری هم داشت که شخصیتهای ادبی و هنری در آن قلم میزدند که در شعر، شاخصترین آنها مرحوم دکتر سیدحسن حسینی بود. رفتنِ پر سر و صدای سیدحسن حسینی به همراه قیصر امینپور(شاعر و نویسنده) و محسن مخملباف(فیلمساز) از حوزه هنری، مشهور بود. البته بلافاصله بعد از تحولات دوم خرداد، اولین کسی که از آن حلقه جدا شد باز هم سیدحسن حسینی بود و مجدداً به حوزه هنری برگشت و به نقد ادبی و شرح غزلیات بیدل دهلوی پرداخت. در ادبیات هم مصطفی مستور، اولین داستانهایش را در آنجا به چاپ رسانید. تلاش این حلقه فکری-سیاسی در دوم خرداد سال ۱۳۷۶ به بار نشست و پس از دوم خرداد، این حلقه بهعنوان یک سایه موازی جنبش اصلاحطلبی در پیشبرد برنامههای آن عمل کرد. البته به اعتقاد دکتر سروش، گشادگی و فضای باز سیاسی پس از دوم خرداد، به زیان کیان تمام شد، چراکه برخی از اعضای این حلقه ناهمگون، به نقد و جدل با یکدیگر و افشاگری درباره همدیگر پرداختند. پس از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶، سردبیر مجله کیان برای تأسیس روزنامه «جامعه» از کیان رفت. روزنامه جامعه اولین روزنامه جریان موسوم به دوم خرداد بود که بهمن همان سال به چاپ رسید. این روزنامه به مدیرمسؤولیِ حمیدرضا جلاییپور و سردبیری شمسالواعظین(از تحریریه ماهنامه کیان) آغاز به کار کرد. از همان ابتدا، این روزنامه ابداعات و ابتکارات تازهای بهکار بست. خودسانسوری نشریه با علامت {…} مشخص میشد. انتخاب تیترهای فرهنگی و حتی کنایهوار و طنز روزنامه نیز از ابتکارات این روزنامه بود. از دیگر موارد جالب روزنامه جامعه، ستون ثابت کاریکاتور بود و در حقیقت پای کاریکاتورها و کاریکاتوریستهای سیاسی را به عرصه حرفهای مطبوعات باز کرد، اگرچه پیش از آن، کاریکاتور در برخی نشریات کار میشد، ولی ثابت نبود. دو روز بعد از توقف جامعه، روزنامه دیگری به نام توس(به مدیرمسؤولی محمدصادق جوادیحصار و سردبیری شمسالواعظین) توسط همین تیم آغاز به کار کرد که در شماره اول خود، تیتر بزرگ «توس به جای جامعه» را چاپ کرد. بعداً همین تیم، روزنامههای عصر آزادگان و نشاط را منتشر کردند. نکته مهم اینکه در این نشریات شمسالواعظین، نقش محوری داشت و غالباً سردبیر و همهکاره نشریه بود. در این نشریات، که به روزنامههای زنجیرهای معروف شدند، ساختارشکنیهای سیاسی، هنجارشکنیهای اجتماعی، حمله به مقدسات و آموزههای دینی و همچنین توهین به مسؤولان نظام و نهادهای انقلابی بهکرات و تناوب مشاهده میشد. در همین سالها بود که روزنامهها و نشریات دیگری چون «صبح امروز»(به مدیرمسؤولی حجاریان و سردبیری علیرضا علویتبار)، «مشارکت» و «نوروز»، ارگانهای حزب مشارکت(به مدیرمسؤولی محسن میردامادی و سردبیری کریم ارغندهپور)، «نوسازی»(به مدیرمسؤولی حمیدرضا جلاییپور)، «حیات نو»(به مدیرمسؤولی حجتالاسلام سیدهادی خامنهای)، «خرداد»(به مدیرمسؤولی حجتالاسلام عبدالله نوری)، «گلستان ایران»(نزدیک به طیف افراطی دفتر تحکیم وحدت)، «بیان»، «فتح»، «آفتاب امروز»، «مناطق آزاد»، «بهار»، «زن»، «پیام هاجر» و… منتشر میشد. «راه نو» نام هفتهنامهای دیگر بود که به صاحبامتیازی و مدیرمسؤولی اکبر گنجی به تعداد ۲۱ شماره در سال ۱۳۷۷ منتشر میشد. این هفتهنامه مباحثی در زمینه اندیشه سیاسی ایران را تعقیب میکرد و به چاپ گفتوگوهایی با شخصیتهای سیاسی -که اغلب از شمار اصلاحطلبان بودند- میپرداخت. با انتشار روزنامه صبح امروز و تمرکز فعالیت گنجی در این روزنامه، انتشار آن متوقف شد. افرادی که در این روزنامهها و نشریات زنجیرهای قلم میزدند غالباً تکراری بودند و موضوعات نیز همچنین. هر یک فراز و فرودهایی داشتند ولی با مطالعه یک روزنامه، گویی بقیه روزنامهها هم مطالعه شدند. منابع اصلی اخبار این روزنامهها هم خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) و ترجمه اخبار خبرگزاریها، سایتها و نشریات معروف جهانی مانند بیبیسی، سیانان و… بود. در این نشریات، مقالات ترجمهای و تلاش برای تقویت روابط ایران با کشورهای اروپایی و مذاکره با آمریکا و… فراوان منتشر میشد. در این نشریات نام چهرههای سیاسی چون شمسالواعظین، محسن سازگارا، سعید حجاریان، حمیدرضا جلاییپور، صادق زیباکلام، عباس عبدی، علیرضا علویتبار، محسن آرمین، سعید حجاریان، مسعود بهنود، غلامعباس توسلی، عزتالله سحابی، ابراهیم یزدی، بهمن کشاورز، مهرانگیز کار، موسی غنینژاد، بهمن کشاورز، سعید رضوی فقیه، احمد زیدآبادی، عمادالدین باقی، سیدابراهیم نبوی، مرتضی مردیها، علیرضا رجایی، هوشنگ امیراحمدی و اکبر گنجی و… زیاد به چشم میخورد. کاریکاتوریستهایی چون هادی حیدری، داوود شهیدی، مانا نیستانی، جمال رحمتی و نیکآهنگ کوثر در آن روزنامهها نیز حضور فعال و تکراری داشتند. فهرست اتهاماتِ غالب این روزنامههای زنجیرهای شامل موارد زیر بود: نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، انتشار شایعات، تضعیف نهادهای انقلابی مانند سپاه پاسداران، تبلیغ علیه ارکان نظام جمهوری اسلامی و انتساب امور خلاف واقع، توهین به مسؤولان نظام، دفاع و حمایت از افراد مخالف نظام، توهین به مقدسات و آموزهها و شعائر دینی، نقد حقوق بشر اسلامی، ترویج فمینیسم، ترویج فرهنگ و ارزشهای غربی، تخلفات انتخاباتی با قصد تخریب علیه کاندیدای خاص، تطهیر اراذل و اوباش، اقدام علیه سیاست خارجی در جهت تضعیف سیاست نه شرقی نه غربی، تردید در حمایت از گروههای مبارز فلسطینی و لبنانی و همچنین دشمنی با اسرائیل، انتشار کاریکاتورهای تحقیرآمیز و اهانتکننده، چاپ مطالب و تصاویر خلاف عفت عمومی و اشاعه منکرات و… البته ناگفته نمانَد که برخی از این روزنامههای زنجیرهای، با وجود آگاهیِ کامل از ضوابط انتشار نشریه، از روی عمد مطالبی منتشر کردند که توقیف شوند تا از یکسو مشکلات درونگروهی آنها پوشیده بماند و هم اینکه بهنوعی مظلومنمایی کنند و فشار بیشتری بر جناح سیاسی رقیب یا نهادهای حکومتی وارد کنند. کیان هم به اتهام نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و اهانت به مقدسات و آموزههای دینی توقیف شد. نزدیک به یک دهه بعد از تعطیلی کیان، فصلنامه «مدرسه» با محوریت سروش دباغ(فرزند دکتر سروش) و تلاش وابستگان فکری جریان سروش در موسسه معرفت و پژوهش، خواست به کارِ نشریه کیان ادامه دهد و پاتوقی برای روشنفکران سکولار و منتقد، ایجاد کند، اما پس از شش شماره بهخاطر نظرات پرسروصدای مجتهد شبستری درباره وحی و نبوت، از ادامه کار بازماند. ۱-۲ آیین و عصر ما؛ نشریات تئوریک حزبی حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی بعد از استعفا از وزارت فرهنگ و ارشاد، درخواست مجوز نشریهای به نام «آیین» را کرد تا از آن بهعنوان تریبونی برای بیان افکار خود و همفکرانش استفاده کند. در آن زمان برخی از افراد حلقه «کیان» همراه با سیدمحمد خاتمی، گروه کوچکترِ آیین را شکل دادند. گروه آیین هیچ مجلهای تا سال ۱۳۸۲ منتشر نکرد و در این سال، در حالی که حدود شش سال از رخداد دوم خرداد ۱۳۷۶ گذشته بود، محمدرضا خاتمی، برادر رئیسجمهور وقت و دبیرکل حزب مشارکت، اولین شماره این نشریه را منتشر کرد. علیرغم عدم انتشار مجله، گروه آیین جلسات هفتگی منظمی برگزار میکردند. در این حلقه، چهرههایی چون هادی خانیکی، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، محسن امینزاده، عباس عبدی، محسن کدیور و محمدرضا خاتمی حضور داشتند. هدف اولیه آنها این بود که نشریهای بهراه اندازند تا مفاهیمی تازه و جدید و آنچه برای تحول اجتماعی ضروری میدانستند، ارائه کنند. تجربه کیان نشان داد که نشریههایی این چنین تا چه حد میتوانند ذهنیت طبقه تحصیلکردة حوزه و دانشگاه را تحت تأثیر قرار دهد. اعضای این حلقه به مفاهیمی چون جامعه مدنی، مردمسالاری دینی، حقوق بشر و… میپرداختند. شخصیتِ محوری در این محفل هم خودِ سیدمحمد خاتمی بود؛ اما افرادی چون کدیور و حجاریان نیز در فعال کردن هر چه بیشترِ این محفل و نیز گرم نگهداشتن تنور مباحث اندیشگی و سیاسی نقش مهمی داشتند. شاید بتوان گفت مبانی نظری«گفتمان دوم خرداد» در این محافل سر و سامان یافت. به نظر عدهای از محققان، ریشههای اصلی این مفاهیم در حلقه کیان بود، اما در جلسات آیین، آن پایههای نظری به مفاهیم سیاسی و پروژه سیاسی تبدیل میشد. غالب آنان با حضور در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و خصوصاً مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری، با مفاهیم نوین توسعه آشنا شده و بهنوعی تحت تأثیر افکار دکتر حسین بشیریه قرار گرفتند و با هواداران کلام جدید تحت تأثیر اندیشههای سروش، بسیاری از مفاهیم و نگرشهای آنها در اثر این تلاقی، امکانِ تبدیلشدن به یک برنامه سیاسی را پیدا کرد. این نشریه که بیشتر به نشریه تئوریک حزب مشارکت معروف است، هماکنون منتشر میشود. «عصر ما» نشریهای بود که از ۲۷ مهر ۱۳۷۳ شروع به انتشار کرد و بهعنوان ارگان رسمی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به مدیرمسؤولی محمد سلامتی و سردبیری محسن آرمین منتشر میشد. مطالب این نشریه عمدتاً شامل تحلیلهایی انتقادی از مسائل سیاست داخلی و اقتصاد سیاسی کشور است و هماکنون بهصورت درونحزبی منتشر و برای یکسری شخصیتها ارسال میشود. عصر ما در دوران پیش از انتخابات دوم خرداد به همراه روزنامه «سلام»(به مدیرمسؤولی حجتالاسلام محمد موسوی خوئینیها) رسانههای تبلیغاتیای بودند که در اختیار گروههای موسوم به خط امام و جناح چپ قرار داشتند. سعید حجاریان یکی از مهمترین اعضای تحریریه عصر ما بود که در سال ۱۳۷۹ مجموعه مقالات منتشره خود در عصر ما را در کتابی به نام «جمهوریت؛ افسونزدایی از قدرت» به چاپ رساند. ۱-۳ روزنامه شرق و هفتهنامه شهروند امروز روزنامه شرق، معروفترین روزنامه جریان اصلاحطلب ایران بود. اولین شماره این روزنامه در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۲ با مدیرمسؤولی رحمانیان و سردبیری محمد قوچانی منتشر شد. تحریریه این روزنامه، با انتشار «ضمیمه جهان»، «ضمیمه دیپلماتیک»، «همشهری ماه» برای روزنامه همشهری در سال ۱۳۸۰، گام تازهای در روزنامهنگاری در ایران برداشتند. این تیم با رویِ کار آمدن دومین دوره شورای شهر تهران و انتخاب دکتر محمود احمدینژاد بهعنوان شهردار و تغییراتی که در مدیریت روزنامه همشهری بهوجود آمد، آن روزنامه را ترک و روزنامه شرق را منتشر کردند. این روزنامه سه بار در دوران فعالیت خود توقیف شد. اولین بار ۳۰ دی ۱۳۸۲ به مدت یک روز و در کنار روزنامه «یاس نو» (به مدیریت محمد نعیمیپور و نزدیک به جبهه مشارکت ایران اسلامی) پیش از برگزاری انتخابات مجلس هفتم و به دلیل پوشش دادن اخبار مربوط به نامه اعتراضی نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب و حوادث آن زمان، توقیف شد و بار دوم در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۵ به علت انتشار کاریکاتوری تحقیرآمیز توقیف شد. در همین ایام، این تیم با حمایت جریان لیبرال و سرمایهدار که عمدتاً دستی در فعالیت اقتصادی در حوزه نفت داشتند، هفتهنامه «شهروند امروز» را راه انداختند. این هفتهنامه، فعالیت خود را از اسفند ۱۳۸۵ آغاز کرد. تیم شرق پس از چند ماه و پس از رفع توقیف دوم، توانستند روزنامه را دوباره منتشر کنند. همزمان روزنامه «هممیهن» به مدیر مسؤولی غلامحسین کرباسچی رفع توقیف شد و بدین ترتیب محمد قوچانی به هممیهن رفت و تیم شرق، هر دو روزنامه را مجدداً منتشر ساختند. تیم شرق در قالب هفتهنامه «شهروند امروز» نیز موفقیت قابل ملاحظهای یافت و توانست به شمارگان ۵۰۰۰۰ نسخه برسد. در این نشریه محمد عطریانفر(رئیس شورای سیاستگذاری)، محمد قوچانی(سردبیر)، اکبرمنتجبی(دبیر اجرایی) و رضا خجسته رحیمی(دبیر تحریریه) بود. در این ایام، روزنامههای شرق، هممیهن و هفتهنامه شهروند امروز، تشابهات فراوانی در پرداختن به موضوعات و ضریبدادن به حوادث داشتند. تا اینکه روزنامه شرق برای سومین بار در ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ به علت چاپ گفتوگو با یک شاعر همجنسگرای ایرانی مقیم کانادا از ادامه انتشار بازماند. هفتهنامه شهروند امروز نیز پس از انتشار هفتادمین شماره، در ۱۵ آبان ۱۳۸۷ به علت «غیر واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت» توقیف شد، اما گفتوگوهای جنجالی با خانواده آیتالله حسن لاهوتی و دختران هاشمی رفسنجانی و طرح شبهات نامعلوم دربارة درگذشت وی، در توقیف آن بیتأثیر نبود. روزنامه شرق و همچنین هفتهنامه شهروند امروز، با الگوگیری از نشریات معروف غربی مانند تایمز و نیوزویک و… نوآوریها و ابتکارات فراوانی برای عرصه مطبوعات و حرفه روزنامهنگاری کشور داشتند. این نشریات اهمیت ویژه به تاریخ معاصر، حوزههای علمیه، هنر و سینما، خانواده و… میدادند و ویژهنامههای ادبی و سیاسی بسیاری را منتشر کردند. این نشریات عمدتاً دغدغه تغییر ارزشها و هنجارهای جامعه و نگرشها و ترویج ارزشهایی همسو با ارزشهای فرهنگ غربی داشتند. مباحث ترجمهای، جایگاه ویژهای در این نشریات داشتند. در عرصه سیاست خارجی هم در جهت گسترش روابط با کشورهای غربی و بهویژه آمریکا، گام بر میداشتند و بهصورت علنی و ضمنی، انتقادهایی به جریان مقاومت اسلامی در کشورهای اسلامی وارد میساختند. این نشریات، چهرههای ادبی، هنری، تاریخی، سیاسی و مدیریتیِ همسو با خود را به جامعه معرفی کردند و ضمن نخبهپروری سیاسی و ادبی، چهرهسازیهای فراوانی داشتند. قسمت دوم 4-1 روزنامههای کارگزاران، اعتماد و اعتماد ملی روزنامه «کارگزاران» به صاحبامتیازی حزب کارگزاران سازندگی با مدیریت سیدمرتضی سجادیان و سردبیری مهران کرمی، انتشار خود را از سال ۱۳۸۴ آغاز کرد. این روزنامه در ۱۱ دی ۱۳۸۷ به دلیل چاپ بیانیه طیف افراطی(طیف علامه) دفتر تحکیم وحدت، درباره حوادث غزه و محکوم کردن حماس، توقیف شد. این روزنامه در روز قبل از آن، با درج مطلبی، جنایت ضد بشری رژیم صهیونیستی در غزه را تطهیر! و مدافعان فلسطینی را گروهی تروریست! و اقدامات آنها را حرکت ضد بشری! قلمداد کرد که با پناهگرفتن در کودکستانها و بیمارستانها، موجبات بمباران و مرگ کودکان و غیر نظامیان را فراهم کرده است! روزنامه «اعتماد ملّی»، ارگان مطبوعاتی حزب اعتماد ملی محسوب میشود. این حزب هم پس از شکست کروبی در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری با محوریت وی و جمعی از یارانش در مجمع روحانیون مبارز، در سال ۱۳۸۴ شکل گرفت. صاحبامتیاز این روزنامه، مهدی کروبی و مدیرمسؤول آن محمدجواد حقشناس است. آخرین سردبیر آن پس از ابوالفضل شکوری و رضا انصاری، محمد قوچانی بود. البته قوچانی پس از توقیف هفتهنامه «شهروند امروز»، به این روزنامه دعوت شد. در مقطعی هم ضمیمه این روزنامه در زمینه اجتماعی و خانوادگی با نام «ایراندخت» منتشر کرد. این روزنامه بهخاطر پرداختن نامناسب و غیر عادلانه به حوادث پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری تعطیل شد، اما ضمیمه «ایراندخت» با تغییر رویکرد، در زمینه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منتشر همچنان میشود. این نشریه تحت مدیریت تیم هفتهنامه «شهروند امروز» منتشر میشود. روزنامه «اعتماد»، روزنامه خبری- تحلیلیِ دیگر جریان اصلاحطلبی است که قبل از روزنامه اعتماد ملی منتشر میشد. این روزنامه پس از توقیف روزنامههای شرق و اعتماد ملی، با مخاطبان بیشتری مواجه شد. این روزنامه از خرداد ماه سال ۱۳۸۱ با مدیریت الیاس حضرتی (از فرماندهان دفاع مقدس و نماینده اسبق رشت و تهران در مجلس شورای اسلامی) منتشر میشود. این روزنامه طرح دو روزنامه در یک روزنامه را به اجرا درآورد و ویژهنامههای ضمیمهای را برای روزهای هفته در پیوست روزنامه منتشر کرد. روزنامه دیگر این جریان، «همبستگی» است که به صاحبامتیازی حزب همبستگی ایران اسلامی و مدیرمسؤولی علی صالحآبادی و در مقطعی دیگر، محمدرضا راهچمنی، منتشر میشد. این روزنامه بهخاطر اختلافات درونحزبی در پیِ اعتراض برخی اعضای شورای مرکزی حزب نسبت به عملکرد مالی راهچمنی(مدیر مسؤول) در سال ۱۳۸۷ تعطیل شد. گفتنی است روزنامههای کارگزاران، هممیهن، همبستگی، اعتماد، اعتماد ملی و همچنین نشریات تازهتأسیسِ جریان اصولگرایی مانند «تهران امروز» و «وطن امروز» بهشدت متأثر از روزنامه شرق بودند، ولی هیچوقت مخاطبی چون شرق نیافتند و نتوانستند چون روزنامه شرق تأثیرگذار باشند. از دیگر روزنامههای همسو با این جریان میتوان روزنامههای «آفتاب یزد»(به مدیرمسؤولی منصور مظفری و سردبیری مجتبی واحدی)، «مردمسالاری»(به صاحبامتیازی حزب مردمسالاری و مدیرمسؤولی مصطفی کواکبیان) و هفتهنامه «ایراندخت» را نام برد. نشریات اجتماعی و ادبی سکولار نشریه «گردون»، عنوان ماهنامه فرهنگی، ادبی و اجتماعی جریان سکولار و لیبرال بود که از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۴ به سردبیری عباس معروفی در تهران منتشر میشد. این نشریه همچنین بنیانگذار جایزة ادبی «قلم طلایی» گردون بود. این ماهنامه از سوی نویسندگان متعهدی همچون شهید سیدمرتضی آوینی بهخاطر دیدگاههای لیبرالیستی در معرض نقد قرار داشت. فصلنامه «گفتگو»، نشریهای فرهنگی و اجتماعی است که در سال ۷۲ با موضوعاتی چون «جامعه مدنی»، «همزیستی مسالمتآمیز»، «دموکراسی» و «هویت ایرانی» وارد فضای مطبوعات کشور شد. بنیانگذار این نشریه رضا ثقفی بود. پس از درگذشت وی، امتیاز این نشریه به فرزند وی مراد ثقفی که پیش از این مدیرمسؤول آن بود، منتقل شد. در این نشریه روشنفکرانی چون رامین جهانبگلو، محمد مالجو، احمد اشرف، کیان تاجبخش و… فعالیت میکردند. اکنون مراد ثقفی مدیرمسؤولی این نشریه را بر عهده دارد و تاکنون بیش از ۵۰ شماره از این نشریه منتشر شده است. تاریخ معاصر ایران و مسائل جامعهشناختی و بررسی کتاب از مباحث این فصلنامه است. «آدینه»، «کِلک»، «جامعه سالم»، «تکاپو» و… هم از جمله دیگر نشریات ادبی و هنری جریان سکولار و لیبرال این دوره هستند. ۳٫ نشریات فمینیستی ماهنامه «زنان»، نشریهای اجتماعی و فرهنگی است که به صاحبامتیازی و مدیرمسؤولی شهلا شرکت منتشر میشد. این ماه نامه از جمله معروفترین مجلات اختصاصی و روشنفکری زنان در ایران بود و به مدت ۱۶ سال، از بهمن سال ۱۳۷۰ تا دی ۱۳۸۶ با ۱۵۲ شماره در ایران منتشر شد. روایت رادیو بیبیسی، که در خصومت آن با نظام اسلامی و دین اسلام شکی نیست، درباره این نشریه جالب توجه و قابل تأمل است. به گفته سایت رادیو بیبیسی، «در نیمه اول دهه ۱۳۷۰، مجله زنان در کنار نشریاتی چون ماهنامه کیان، ماهنامه آدینه، پیام امروز، ایران فردا، دنیای سخن و جامعه سالم از نشریههای جریان روشنفکری ایران بهشمار میرفت و در شرایطی که فمینیسم به غلط در ایران بار منفی داشت و در بعضی از آییننامههای دولتی نیز رواج آن نهی شده بود، مسؤولان ماهنامه زنان این مجله را «تنها ماهنامه فمینیستی ایران» میخواندند». فعالیتهای غربگرایانه و فمینیستی نشریه ماهنامه زنان باعث شد که نشریات و مراکزی پژوهشی درباره مسائل زنان در نهادهای فرهنگی و علمی شکل بگیرد که مهم ترین آنها، فصلنامه «کتاب زنان»، شورای فرهنگی اجتماعی زنان وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان وابسته به حوزه علمیه قم(با مدیریت حجتالاسلام محمدرضا زیبایینژاد) و دفتر مطالعات زنان وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها از جمله آنهاست. از نتایج این رویکرد، رویش زنان نخبه در این زمینه در بین نیروهای ارزشی و متعهد جامعه شد. ۴٫ نشریات ملیگراها «ایران فردا» نشریه جریان ملی-مذهبی بود که از خرداد ۱۳۷۱ به مدیرمسؤولی عزتالله سحابی و سردبیری رضا علیجانی منتشر میشد. این نشریه ابتدا بهصورت دوماهنامه، سپس ماهنامه و آنگاه هفتهنامه منتشر میشد، از نشریات منتقد و حتی معاند با حکومت در دوران پیش از دوم خرداد بود. مجموعه سرمقالههای سحابی در ایران فردا در کتابی با عنوان «سرمقالههایی برای ایران فردا» توسط انتشارات قلم منتشر شد. حسن یوسفی اشکوری، تقی رحمانی، محمد ملکی، هدی صابر و مجید شریف از شناختهشدهترین نویسندگان مجله ایران فردا بودند. نگاهی به محتوا و مطالب این مجله نشان میدهد که این مجله ابتدا صبغة فرهنگی، ادبی، علمی و اقتصادی داشت ولی در مراحل بعدی کاملاً سیاسی و نظری شد. بازخوانی تاریخ معاصر ایران با نگرش ملی-مذهبی، پررنگ کردن نقش ملی-مذهبیها در تاریخ معاصر، پیشینهسازی برای ملی-مذهبیها، بازخوانی انتقادی جنگ و دهههای بعد از انقلاب، خطدهی و مفهومسازی و برجستهکردن ملیگرایی، بیانگر مشیِ سیاسی این نشریه است. این نشریه دیدگاهها و مواضع نهضت آزادی را بهخوبی منعکس میکرد. خط فکری و سیاسی این جریان از سوی نشریه «چشمانداز ایران»(به مدیرمسؤولی لطفالله میثمی، از سران سابق سازمان مجاهدین خلق) نیز دنبال میشد. ۵٫ نشریات گفتمان انقلاب اسلامی ۵-۱ سوره اولین شماره این ماهنامه در فروردین ماه در سال ۱۳۶۸ منتشر شد. سردبیری اولین شمارههای سوره بر عهده سیدمحمد آوینی بود. بعد از انتشار چند شماره، سیدمرتضی آوینی، جایِ برادر کوچکتر را گرفت و کارِ انتشار ماهنامه را تا ۴۰ شماره ادامه داد. آوینی در شرایطی اقدام به انتشار سوره کرد که نشریات رنگارنگ فرهنگی از هر جریانی در حال فعالیت جدی بودند و در عرصه فکر، فرهنگ و هنر، گفتمان انقلاب اسلامی را تهدید میکردند و گفتمان فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی از داشتن حتی یک نشریه فرهنگی نیز محروم بود. لذا با همت و ابتکار آوینی، نشریه «سوره» شکل گرفت و علاوه بر ماهنامه، ویژهنامههایی برای نمایش، داستان، فیلم، موسیقی و… منتشر شد. در این نشریه شخصیتهایی چون یوسفعلی میرشکاک، مسعود فراستی، محمدرضا سرشار، نصرالله قادری، شهریار زرشناس، محمد مددپور، رحیم قاسمیان، جهانگیر خسروشاهی، سیدمهدی شجاعی و… قلم میزدند. در این نشریه مطالبی از غالب چهرههای فرهنگی و هنری برجستة گفتمان انقلاب اسلامی به چشم میخورد. انتشار این نشریه بعد از شهادت آوینی در فروردین ۱۳۷۲ مدتی متوقف ماند و پس از آن، سیدمحمد آوینی، سیدعلی میرفتاح و سیدعبدالجواد موسوی، کار وی را ادامه دادند. در اواخر سال ۱۳۸۱ وحید جلیلی(عضو تحریریه نیستان و سردبیر سابق روزنامه ابرار)، سردبیری این ماهنامه را بر عهده گرفت و در دوره جدید، ۳۰ شماره از این نشریه را منتشر کرد. سوره در دوره اخیر به ماهنامهای فکری، فرهنگی و هنری با رویکردی جهانی، تاریخی و آسیبشناسانه به تحلیل و تفسیر مسائل تبدیل شد و علاوه بر معرفی و گفتوگو با چهرههای شاخص هنر و ادبیات انقلاب اسلامی چون علی صفایی حائری(عین صاد)، علی معلم دامغانی، سیدحسن حسینی، اکبر خلیلی، محمود گلابدرهای، جمشید جم، مصطفی محدثی خراسانی، مصطفی مستور، علیرضا کمرهای، هدیتالله بهبودی، قادر طهماسبی(فرید)، محمدکاظم کاظمی، مرتضی سرهنگی، نادر طالبزاده، محمد رجبی دوانی، علیرضا قزوه، چهرههای تازهای چون یعقوب توکلی و قاسم تبریزی(در زمینه تاریخ معاصر)، علیمحمد مودب، محمدمهدی سیار، عباس احمدی و میلاد عرفانپور در زمینه شعر، نعمتالله سعیدی در زمینه نقد ادبی، امید مهدینژاد در حوزه طنز و شعر، مظفر اقبال و ظفر بنگاش در زمینه جهان اسلام معرفی شدند. ماهنامه سوره هم اکنون به مدیر مسؤولی حسن بنیانیان(رئیس حوزه هنری) منتشر میشود و در شمارههای اخیر، بیشتر رویکرد تاریخ انقلاب و دفاع مقدس به خود گرفته است. قسمت سوم در کنار نشریه سوره، میتوان از نشریه «ادبیات داستانی» حوزه هنری نام برد که به همت محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقد ادبی، منتشر میشد و توانست بیش از یکصد شماره منتشر کند. «ادبیات داستانی» نخستین نشریه تخصصی ادبیات داستانی معاصر در کشور بود که توانست نویسندگان متعهد بسیاری را به جامعه فرهنگی و ادبی کشور معرفی کند. هفتهنامه «مهر» هم در اواخر دهه هفتاد، از نشریات پرمخاطب فرهنگی و طنزِ دوران اصلاحات بود که با مدیرمسؤولی حجتالاسلام محمدعلی زم و از سوی حوزه هنری منتشر میشد. در این نشریه، یوسفعلی میرشکاک، عبدالجواد و عبدالرضا موسوی، سیدعلی میرفتاح و محمدحسین جعفریان، حضور قلمی پررنگی داشتند. ۵-۲ روزنامههای کیهان، رسالت و یالثاراتالحسین(علیه السلام) روزنامه «کیهان» یکی از قدیمیترین روزنامههای ایران است. نخستین شماره آن در سوم خرداد ۱۳۲۱ در تهران منتشر شد. در جریان انقلاب، کیهان به دفاع از اعتراضات مردمی پرداخت و در مبارزه برای آزادی نشر و بیان، نقش برجستهای ایفا کرد. پس از انقلاب، حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی مدتی مسؤولیت اداره کیهان را بر عهده داشت که در آن مقطع، ماهنامه «کیهان فرهنگی» منتشر میشد و بعدها در آن سلسلهمقالات «قبض و بسط تئوریک شریعت» دکتر سروش منتشر شد. ولی تحولات کنونی این مؤسسه را باید از زمان سرپرستی حسین شریعتمداری جستوجو کرد. شریعتمداری در سال ۱۳۶۹، مدیرمسؤول روزنامه و مؤسسه کیهان و نماینده ولی فقیه در این مؤسسه شد که تاکنون هم ادامه یافته است. در اوائل دهه هفتاد، مدتی مهدی نصیری، سردبیر این نشریه بود. محمدحسین صفار هرندی هم مدتی طولانی معاون شریعتمداری بود که پس از آغاز ریاستجمهوری دکتر احمدی نژاد، بهعنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت نهم انتخاب شد. این مؤسسه نشریات دیگری چون «کیهان کاریکاتور»(با محوریت سیدمسعود شجاعی و محمدحسین نیرومند)، «کیهان بچهها»(با محوریت امیرحسین فردی، نویسنده) و «کیهان فرهنگی»(به مدیرمسؤولی حجتالاسلام محمدعلی معلی) دارد که نشریه اخیر به معرفی شخصیتهای فرهنگی و علمی کشور میپردازد. «رسالت»، روزنامه خبری-تحلیلی دیگرِ جریان اصولگرایی است که معمولاً دیدگاههای حزب مؤتلفه اسلامی، جامعه روحانیت مبارز و تشکلهای همسو را منعکس میکند. این روزنامه به صاحبامتیازیِ بنیاد رسالت، مدیرمسؤولی مرتضی نبوی و سردبیری محمدکاظم انبارلویی منتشر میشود. تأسیس روزنامه رسالت به سال ۱۳۶۶ باز میگردد که جمعی از منتقدان و مخالفان دولت میرحسین موسوی مانند آیتالله احمد آذری قمی، احمد توکلی و مرتضی نبوی این روزنامه را برای بازتاب دیدگاههای خود منتشر کردند. احمد توکلی، نماینده مجلس و رئیس فعلی مرکز پژوهشهای مجلس، نخستین سردبیر این روزنامه بود. امیر محبیان و محمدکاظم انبارلویی(دبیر سیاسی حزب موتلفه اسلامی) از دیگر سردبیران این روزنامه بودند. بعضی از نویسندگان و تحریریه سیاسی این نشریه را فعالان حزب مؤتلفه اسلامی تشکیل میدهند. حشمتالله فلاحتپیشه، دبیر سیاست خارجی این روزنامه در حال حاضر نماینده مجلس شورای اسلامی است. روزنامه «جوان» هم از دیگر روزنامههای همسو با اصولگرایان است. این روزنامه علاوه بر توزیع در دکهها، در اغلب پایگاههای بسیج و سپاه در سراسر کشور نیز توزیع میشود. «شما»(مخفف شهدای مؤتلفه اسلامی)، هفتهنامه و ارگان حزب موتلفه اسلامی است که توسط اسدالله بادامچیان، بنیان نهاده شده است. مدیر مسؤول آن در ابتدا اسدالله بادامچیان و هماکنون، مجتبی همدانی و سردبیر آن، حمیدرضا ترقی است. «یالثارات الحسین(علیه السلام)»، نام هفتهنامه و ارگان انصار حزبالله است. مدیر مسؤول این هفته نامه، عبدالحمید محتشم است که موضع گیریهای صریح، انقلابی و بعضاً تند نسبت به دولتهای سازندگی، اصلاحات و جریان سیاسی موسوم به دوم خرداد داشت. بعد از توقیف این هفتهنامه در مقطعی، هفتهنامه «جبهه» با مدیریت مسعود دهنمکی، نقش تریبون این جریان را بر عهده گرفت و بعداً آن مواضع در «شلمچه» و «صبح دوکوهه» دنبال شد که بعدها بهخاطر انتقادات صریح و انقلابی علیه دولت و دولتمردان دوران اصلاحات و هواداران حوزوی این جریان، توقیف شدند. هماکنون این هفتهنامه به مدیرمسؤولی و سردبیری عبدالحمید محشتم به فعالیت خود ادامه میدهد. نشریه دیگرِ همسو با این جریان، هفتهنامه «عبرتهای عاشورا» است که به صاحبامتیازی انصار ولایت اصفهان و مدیرمسؤولی حجتالاسلام کمیل کاوه در نمازجمعههای شهرهای بزرگ کشور مانند تهران، قم، اصفهان و… توزیع میشود. ۵-۳ کتاب صبح و سیاحت غرب نشریه «کتاب صبح» به مدیرمسؤولی مهدی نصیری در دوران سازندگی منتشر میشد. نصیری که سابقه سردبیری روزنامه کیهان را داشت در این نشریه از مقالات و مباحث شخصیتهایی چون رضا داوری اردکانی، حیدر و حسن رحیمپور ازغدی، یوسفعلی میرشکاک، حسین اللهکرم، شهریار زرشناس و… استفاده میکرد. ترویج فرهنگ جهاد و شهادت، مبارزه با مفاسد اقتصادی، نقد سیاستهای لیبرالی و خوی اشرافیگریِ دولت سازندگی و نقد مدرنیته از مهمترین موضوعات و دغدغههای این نشریه بود. کتاب صبح به همراه هفتهنامه «بیان»- که به مدیرمسؤولی حجتالاسلام علیاکبر محتشمی منتشر میشد و بیانگر مواضع مجمع روحانیون مبارز در نقد دوران سازندگی و سیاستهای آن بود- و چند سال بعدتر هفتهنامه «ارزشها»(به صاحبامتیازیِ جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی و مدیرمسؤولی حجتالاسلام محمد محمدی ریشهری)، مهمترین نشریات گفتمان انقلاب در نقد عملکرد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ریاستجمهوری دوران آیتالله هاشمیرفسنجانی محسوب میشدند. «کتاب صبح» هم جنبه تئوریک داشت و هم به مباحث اجتماعی و سیاسی و فرهنگی جامع میپرداخت. نصیری با راهاندازی انتشاراتی به همین نام، کتابهایی در زمینه نقد غرب و مدرنیته منتشر کرد که کتاب «اسلام و تجدد» وی معروفترینِ آنهاست. تجربه موفق و فعالیتهای این نشریه برای نیروهای ارزشی و انقلابی دریچههای جدیدی از فعالیت در عرصه رسانه گشود و باعث رویش نشریاتی چون «کتاب نقد»، «جبهه»، «شلمچه»، «فکه»، «صبح دوکوهه» و «یالثارات الحسین(علیه السلام)» در سالهای بعد شد. مهدی نصیری پس از کتاب صبح و پژوهش در زمینه اسلام و تجدد و نقد مدرنیته، با حمایت مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ماهنامه «سیاحت غرب» را منتشر کرد که نشریه قابل توجهی در غربشناسی و نقد مدرنیته است و تاکنون بیش از ۷۰ شماره از آن منتشر شده است. نقد تمدن و فرهنگ غرب با بهرهگیری از نظرات اندیشمندان غربی، طرح آخرین مباحث در حوزههای فرهنگ و اجتماع، ارتباطات و رسانهها، علم و تکنولوژی، اقتصاد و سیاست و محیط زیست، مهمترین رویکرد این نشریه است. در این زمینه، با اغماض میتوان به فصلنامه «نامه فرهنگ»(به صاحبامتیازی احمد مسجدجامعی و سردبیری رضا داوری اردکانی) اشاره کرد که گذشته از روال کلی مجله، سرمقالههای داوری مانند دیگر کتابهای وی در نقد مدرنیته و غرب، بسیار قابل تأمل بود و با استقبال مواجه میشد. گفتنی است مهدی نصیری به همراه برخی شاگردان دکتر سیداحمد فردید مانند رضا داوری اردکانی، محمد رجبی دوانی و شهریار زرشناس و جریان فکری دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم با مدیریت کنونی حجتالاسلام سیدمحمدمهدی میرباقری، سهم مهمی در شکلگیری دفاتر غربشناسی و دورههای غربشناسی و نقد علوم انسانی غربی در دانشگاههای کشور دارند. ۵-۴ کتاب نقـد و بینش سبز پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، برای پوشش خلاء علمی و تئوریک جریان ارزشی و معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی به همت حجتالاسلام علیاکبر صادقی رشاد و با حمایت رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۷۳ تأسیس شد. نقادی و بازپیرایی ذخائر فکری و علمی اسلامی در حوزه حکمت و معرفت دینی و الهیات، ساماندهی مناسب معارف فکری و دینی با نیازهای نو، اهتمام به نوآوری و گرهگشایی در قلمرو اندیشه دینی و نظامات اجتماعی اسلام، مطالعه تطبیقی و نقد عالمانه مکاتب و مناظر فکری معارض، دفاع علمی از حکمت و اندیشه و فرهنگ دینی و انقلاب اسلامی، مهمترین اهداف شکلگیری این پژوهشگاه عنوان شده است. در همین راستا، فصلنامهای به نام «کتاب نقد» برای گفتمانسازی در این حوزه راه افتاد. کتاب نقد سعی دارد عرصهای برای تضارب آراء و ارائه نقد و ارزیابی نظرات و عقاید گوناگون در حوزه فلسفه، دینپژوهی، و مباحث نظری فرهنگ، سیاست، فقه و حقوق و سایر ساحات اندیشه و فکر با توجه و تاکید بر استفادة کارآمد از ادبیات نقد و بهرهگیری از نظرات و تأملات محققان حوزه و دانشگاه، جهت پاسخگویی به سؤالات و شبهات موجود در فضای فکری ایران معاصر باشد. شاید بتوان گفت فعالیتهای حلقه کیان و تأثیرگذاری ماهنامه کیان، اساتید متعهد حوزه و دانشگاه را بر آن داشت تا به مقابله نظری با آن بپردازند و هم اینکه برای مواجهه با تهاجم همهجانبه تمدن و تفکر لیبرال غربی و غربزدهها، نیروسازی کنند. لذا این نشریه با سردبیری حسن رحیمپور ازغدی منتشر شد و توانست طی سالیانی چند، مهمترین نشریه تئوریک گفتمان انقلاب اسلامی باشد. در این نشریه، مقالاتی از اساتیدی چون علامه جعفری، آیات عظام جوادی آملی، مصباح یزدی، معرفت و.. و اساتیدی چون علیاکبر صادقی رشاد، عبدالحسین خسروپناه، حسن رحیمپور، مهدی هادوی تهرانی، حمید پارسانیا، احمد واعظی، علی ابوالحسنی(منذر)، حمید مولانا، یحیی یثربی، عبدالله یثربی، غلامحسین الهام، محمدرضا اسدی، محمد محمدرضایی، علیرضا قائمینیا، احمد جهانبزرگی، علی ذوعلم، محمدحسن قدردان قراملکی، سیدحسین میرمعزی، علیاصغر هادوینیا و… منتشر میشد. در سال ۱۳۸۳ و پس از استعفای رحیمپور، حجتالاسلام بهمن شریفزاده در مقطعی سردبیری نشریه را بر عهده گرفت. هم اکنون در دوره جدید اساتیدی چون هادی وکیلی، محمدصفر جبرئیلی، یحیی یثربی، محمدرحیم عیوضی، زاهد ویسی، ناصر پورپیرار و… در این نشریه، بیشتر قلم میزدند. «قبسات»، نشریه دیگرِ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در حوزه معرفتپژوهی، دینشناسی و نظامات اجتماعی اسلام است که نزدیک به یک دهه منتشر میشود. هماکنون مدیرمسؤول این نشریه، صادقی رشاد و سردبیر آن، محمد محمدرضایی است. «اقتصاد اسلامی»، مجله علمی تخصصی دیگری از این مرکز است که به منظور طرح و توسعه مطالعات بنیادی و کاربردی در باب اقتصاد اسلامی و اقتصاد ایران منتشر میشود. تبیین اصول و پیساختها و مسائل اساسی نظام اقتصادی اسلام و دفاع عالمانه و مستدل از آن، آسیبشناسی و نقد منطقی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، نقد و بررسی مقایسهای مکاتب و نظریههای اقتصادی، بررسی مسائل مستحدثه فقهی و نیازهای نوپیدا در حوزة اقتصاد از مهمترین دغدغههای این نشریه علمی است. سیدعباس موسویان، سیدحسین میرمعزّی، ناصر جهانیان، علیاصغر هادوینیا، احمدعلی یوسفی، غلامرضا مصباحی مقدم، عباس عربمازار، یداله دادگر، سعید فراهانیفرد و… از جمله نویسندگان این نشریه هستند. فصلنامه «ذهن» و ماهنامه تاریخ معاصر «زمانه» هم از دیگر نشریات این مرکز هستند که در کنار «کانون اندیشه جوان» و سایت «باشگاه اندیشه» ذیل فعالیتهای علمی و فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به فعالیت میپردازند. از جمله نشریات سیاسی تئوریک که به همراه فصلنامه «کتاب نقد»، درصدد راهاندازی جریان سوم سیاسی در کشور بود، میتوان ماهنامه «بینش سبز» را نام برد. این نشریه در دوران سردبیری علی شکوهی- که سابقه سردبیری هفتهنامه «ارزشها» وابسته به جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی را داشت و هماکنون معاون موسسه فرهنگی جام جم است- در اوائل دهه ۸۰ از جمله نشریات انتقادی با رویکرد گفتمان انقلاب اسلامی بود. قسمت چهارم ۵-۵ ماهنامه نیستان و موعود ماهنامه فرهنگی، تحلیلی نیستان در سال ۱۳۷۴ به مدیرمسؤولی سیدمهدی شجاعی، نویسنده و فیلمنامهنویس مذهبی منتشر شد. این نشریه با دغدغه مسائل فرهنگی پا به عرصه گذاشت و به تعبیر مدیرمسؤول آن، سعی کرد طرح درد کند، مشکل را بفهمانَد و زوایای آسیبپذیر را نشان دهد و سپس در مسیر شناسایی راههای درمان و حل مشکلات قدم بردارد. نیستان به علت مشکلات اقتصادی و مشکلات دیگر تعطیل شد. شجاعی در سرمقاله آخرش مینویسد: «اگر نیستان، نیستان بمانَد و تعطیل شود بهتر از این است که مثل خیلی از چیزهای دیگر، دچار استحاله گردد. واقعیت این است که نیستان تاوان استقلالش را میدهد…. بنای نیستان از ابتدا بر این بوده است که زیر عَلَمِ هیچ جناحی جز حقیقت نرود، اما متأسفانه یکی از اصول اولیه جناحهای نابالغ جامعة ما این است که هرکس با ما نیست، پس قطعاً بر ماست.» شکایت از این نشریه هم در تعطیلی آن بیتأثیر نبود. محورهای شکایت دکتر عبداله جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی از نیستان بهخاطر داستان پارک دانشجو و شکایت حجتالاسلام رازینی، رئیس وقت دادگستری تهران، از صفحات رزیتاخاتون بود که هماکنون بهصورت کتاب «رزیتا خاتون» منتشر شده است. یکی از مهمترین تأثیرات این نشریه، معرفی چهرههای جدید فرهنگی به جامعه بود که در این نشریه چهرههایی چون اسماعیل شفیعی سروستانی، شمسالدین رحمانی، حسن بنیانیان، سیدمجتبی حسینی، محمدرضا زائری، وحید جلیلی، رضا امیرخانی، سیدعلی کاشفی خوانساری و… از جمله آنها بودند. رویش نیروهای جدید عرصه فرهنگ و هنر و فعالیت آنها را باید از جمله تأثیرات این نشریه بر فضای فرهنگی و هنری جامعه دانست. مثلاً تجربه فعالیتهای این نشریه باعث شکلگیری خانه روزنامهنگاران جوان و همچنین هفتهنامه خانه با محوریت حجتالاسلام محمدرضا زائری شد. زائری که مشاور شجاعی در نیستان بود بعداً منشأ اثر بسیاری در زمینه مطبوعات دینی شد. نشریاتی چون خیمه(ویژه هیاتهای مذهبی)، جدید(برای کودکان و نوجوان بهصورت کمیک استریپ)، همشهری محله(ضمیمه روزنامه همشهری برای مناطق ۲۲ گانه شهر تهران)، زمزم(برای کودکان و نوجوان به زبان عربی) و… از جمله تلاشهای نوآورانه زائری بود. مورد دیگر اینکه احیای مجدد ماهنامه سوره در سال ۱۳۸۱ توسط وحید جلیلی را باید در ادامه فعالیتهای این نشریه تحلیل کرد. پس از تعطیلی نیستان، سیدمهدی شجاعی بیکار ننشست و با گرفتن مجوز انتشاراتی به همین نام، غالب آثار نویسندگان این نشریه را در سه حوزه شعر، داستان و نمایشنامه بهصورت کتاب منتشر کرد. همین امر باعث شکلگیری یک هویت متعهد و انقلابی در بین هنرمندان و نویسندگان شد. در اوائل دهه هشتاد، خانه کفا وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تلاش کرد با حمایت از شجاعی، این نشریه را منتشر کند. چند شماره نشریه به نام نگارستان اما با همان سبک و سیاق نیستان و با مشاورت شجاعی منتشر شد، ولی دوام نیاورد و بدینسان نیستان بهخاطرهها پیوست. اخیراً شجاعی برخی از سرمقالههای نیستانش را در ک |
|||
|
۱۹:۳۳, ۲۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
شاید خیلی ها اسرائیل رو عامل گسترش دجال بدونن ولی به نظر من انگلیس عامل اصلی هستش و بیشترین تبلیغات رو در زمینه ی دجال انگلیس انجام داده برای مثال نوع طراحیه پرچم منچستر یونایتد |
|||
|
۱۹:۲۲, ۲۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
سلام
درسته خیلی ها از اسرائیل به عنوان دجال اصلی یاد می کنن ولی دجال واقعی انگلیس هستش |
|||
|
|
۱۰:۴۹, ۲۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
راماسونری در خاورمیانه کشورهای متعددی در خاورمیانه، تحت سیطره ی فراماسونری جهانی قرار دارند و تنها ایران است که پس از انقلاب اسلامی و الهی خود، از یوغ بندگی دجال (فراماسونری جهانی) خارج شده است. از مصر گرفته، تا ترکیه، عربستان، اردن، و ... همگی تحت نفوذ فراماسونری جهانی می باشند و خوانندگان محترم تاکنون در این زمینه نکات مهمی دریافته اند. نکته ی عجیب اینکه گروه ماسونی « Order of the Bath » به رهبری « ملکه الیزابت دوم » انگلستان(80) از محبوبیت بسیاری در منطقه ی خاورمیانه برخوردار بوده و می باشد. به منظور پرهیز از طولانی شدن بحث، به بررسی مختصر برخی از حکومت های ماسونی منطقه می پردازیم: عربستان تعدادی از محققین عرب، رژیم « آل سعود » را که پادشاهی عربستان را بر عهده دارند، « آل مردخای » نامیده اند. زیرا مطابق اسناد تاریخی، ریشه ی « آل سعود » به یهودیان بصره بازگشته و نام جدشان « مردخای » بوده است.(81) البته ارتباط فراماسونری با حکومت عربستان، تنها به مسئله ی مذکور بر نمی گردد؛ بلکه از پادشاهان متاخر سعودی، ارتباط « فهد بن عبدالعزیز » پادشاه سابق عربستان و برادرش « عبدالله بن عبدالعزیز » پادشاه فعلی این کشور، با گروه ماسونی « Order of the Bath » کاملاً شناخته شده است.(82) در مقاله ی « شاه اردن از زاویه ای دیگر - ضمیمه » به ارتباط « ملک فهد » عربستان با گروه ماسونی « Order of the Bath » اشاره شد و شواهد مربوط به این امر نیز ارایه گردید. در این بخش نیز مجدداً به این مدارک اشاره خواهد گردید:
تصویر زیر « ملک فهد » را با صلیب ماسونی « Order of the Bath » نشان می دهد:(83) ![]() صلیب ماسونی بر گردن « ملک فهد » ملقب به خادم الحرمین الشریفین! تصویر زیر، صلیب ماسونی گروه « Order of the Bath » را بر گردن ملک فهد نشان می دهد؛ آن هم در حالی که رهبر گروه ماسونی مذکور، یعنی « ملکه الیزابت دوم » انگلستان در کنار وی ایستاده است: (84) ![]() صلیب ماسونی بر گردن « ملک فهد » ملقب به خادم الحرمین الشریفین! فیلم زیر نیز نام « ملک فهد » را صلیب بر گردن و در زمره ی ماسون های گروه شیطانی « Order of the Bath » نشان می دهد که ملکه ی انگلستان را همراهی می نمایند: ![]() فیلم ملک فهد به همراه صلیب(کلیک کنید) اما شاه کنونی عربستان یعنی « ملک عبدالله عربستان » نیز از قافله عقب نمانده و او نیز عضو گروه ماسونی « Order of the Bath » می باشد:(85) ![]() عضویت « ملک عبدالله عربستان » در گروه ماسونی Order of the Bath. بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه می فرمایید، فراماسونری قدرت را در « عربستان سعودی » به دست گرفته است. اردن قبلاً و در طی مقاله ی « شاه اردن از زاویه ای دیگر » به نفوذ فراماسونری در اردن و عضویت پادشاهان این کشور در این فرقه ی شیطانی اشاره شد.(86) مجدداً در این رابطه مطالبی یادآوری می گردد: خاندان پادشاهی اردن، سال ها قبل بر کل سرزمین های عربی تسلط داشته و این امر را مدیون همکاری با انگلستان در مقابله با امپراطوری عثمانی بوده است. اولین پادشاه خاندان پادشاهی اردن « شریف حسین » حاکم مکه و از قبیله ی قریش بوده است که به دروغ خود را به خاندان پیامبر (t) منتسب می کرده است که البته شواهد این امر در مقاله ی « شاه اردن از زاویه ای دیگر » ارایه شده است.(87) « شریف حسین » که « حاکم مکه » بوده است، با انگلستان همکاری نموده و علیه امپراطوری عثمانی جنگ کرد و سرزمین های عربی را تحت سیطره ی خود درآورد و خاندان پادشاهی به اصطلاح هاشمی را تأسیس نمود. انگلستان نیز به پاداش این خوش خدمتی، وی را به عنوان پادشاه سرزمین های عربی منسوب کرد.(88) اما نکته ی عجیب در مورد « شریف حسین » یا « حسین بن علی شریف مکه » این که وی فراماسون و عضو گروه ماسونی « Order of the Bath » بوده است:(89) ![]() « شریف حسین »، موسس خاندان پادشاهی اردن هاشمی. ![]() عضویت « شریف حسین » موسس خاندان پادشاهی اردن در گروه ماسونی و شیطانی « Order of the Bath ». وی مدتی بر سرزمین های عربی حکومت کرد، اما كمی بعد، حکومت اردن را به پسرش عبدالله، حکومت عراق و سوریه را به پسرش فیصل و حكومت عربستان را به پسرش علی سپرد.(90) اما در نهایت « آل سعود » که در عربستان قدرت یافته بودند، شریف حسین و سپس پسرش علی را شکست داده و او را از شبه جزیره ی عربستان بیرون کردند و او مجبور شد بقیه مدت عمرش را در اردن سپری کند.(91) بعد از مدتی، سوریه و عراق نیز از چنگ فرزندان شریف حسین خارج شدند(92) و حکومت این مناطق به دولت های انقلابی منتقل شد. اما حکومت اردن تا به امروز در دست فرزندان شریف حسین باقی مانده است و آنان این کشور را « اردن هاشمی » نامیدند.(93) نکته ی مهم این که اعقاب « شریف حسین » نیز فراماسون بوده و در گروه ماسونی « Order of the Bath » عضویت داشتند. از مهمترین این افراد می توان به « ملک حسین » پادشاه سابق اردن اشاره نمود:(94) ![]() عضویت « ملک حسین » شاه سابق اردن در گروه ماسونی « Order of the Bath ». ![]() نامه ای كه در آن به ماسون بودن « ملك حسین » پادشاه سابق اردن اشاره شده است و به همین دلیل از سوی یك نهاد ماسونی اسراییل مورد تقدیر قرار گرفته است (این نامه در نشریه « جروزالم پست » مورخ نوامبر 1999 نیز منتشر شده است).
اما پادشاه فعلی اردن یعنی « ملک عبدالله دوم » نیز که از مادری انگلیسی و پدری فراماسون (ملک حسین) زاده شده، فراماسون بوده و عضو گروه ماسونی « Order of the bath » می باشد:(95) ![]() عضویت « ملک عبدالله دوم » شاه فعلی اردن در گروه ماسونی « Order of the Bath ». البته در مورد « عبدالله دوم » پادشاه فعلی اردن، باید گفت که با توجه به شباهت هایش با سفیانی روایات اسلامی، ممکن است بیش از بقیه ی حاکمان فراماسون منطقه ی خاورمیانه، مشکل ساز باشد که البته ابعاد این امر در مقاله ی « شاه اردن از زاویه ای دیگر » مورد بررسی قرار گرفته است.(96) بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، فراماسونری جهانی مدت ها است که کنترل قدرت را در کشور اردن در دست گرفته است. مصر جدا از نقش مهم مصر باستان در سازمان دهی تعالیم ماسونی، مصر امروز نیز تحت نفوذ « فراماسونری جهانی » قرار دارد. « انور سادات » رییس جمهور سابق این کشور یک فراماسون بوده(97) و عضو « کلوپ روتاری » و عضو « لژ بزرگ فراماسونری سوری عربی » (محفل الاکبر السوری العربی) بوده است(98) که این امر با توجه به سیاست های وی همچون به رسمیت شناختن اسراییل برای اولین بار در بین کشورهای عربی و انعقاد قرارداد « ننگین کمپ دیوید » با اسراییل، دور از انتظار نیست.(99) در حال حاضر نیز رییس جمهور دیکتاتور مصر « حسنی مبارک » به عنوان مهره ای قدرتمند برای فراماسونری جهانی فعالیت می کند و برخی از منابع تایید نشده، وی را نیز به عنوان فراماسون معرفی کرده اند. ترکیه کشور ترکیه از دیرباز تاکنون تحت سیطره ی کامل « فراماسونری جهانی » بوده و فراماسونری حضوری قدرتمند در عرصه های سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی این کشور داشته و نشریات ماسونی بی شماری همچون « معمار سینان »، « نشریه ی ماسون ترک »، « نشریه ی شرق بزرگ »، « نشریه ی معمار سینان » و ... در آن چاپ و منتشر می گردند. به دلیل نفوذ گسترده ی فراماسونری در ترکیه و سیطره بر تمام ابعاد قدرت این کشور از یک سو، و حضور محققان پر کار و قدرتمندی همچون « هارون یحیی » در این کشور، تمام ابعاد فراماسونری در این کشور شناخته شده است. برای پرهیز از طولانی شدن مقاله، خوانندگان محترم را به صفحات 242 تا 367 کتاب « مبانی فراماسونری » تالیف « گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی) » و ترجمه شده توسط « جعفر سعیدی »، ارجاع می دهیم.(100) با این حال خاطر نشان می شویم که سیاستمداران سال های اخیر ترکیه همچون « بولنت اجویت » عضو گروه « بیلدربرگ » بوده اند.(101) اما عجیب این که « عبدالله گل » رییس جمهور فعلی ترکیه نیز که به عنوان اسلامگرا شناخته می شود، خود به احتمال زیاد، یکی از مهره های « فراماسونری جهانی » است!!! « عبدالله گل » عضو افتخاری گروه ماسونی « Order of the Bath » می باشد و مقام شوالیه این گروه را از « ملکه الیزابت دوم » انگلستان دریافت کرده است و این مطلبی است که در سایت ریاست جمهوری ترکیه نیز ذکر شده است:(102) ![]() عضویت « عبدالله گل » رییس جمهور ترکیه در گروه ماسونی « Order of the Bath ».
گرچه « عبدالله گل » به عنوان یک سیاستمدار اسلامگرا شناخته می شود، اما عضویت او در گروه ماسونی « Order of the Bath » مانع از اعتماد به وی می گردد. در این میان حتی اگر توجیه کنیم که عضویت در گروه ماسونی « Order of the Bath » نیز از طرف ملکه ی انگلستان به وی هدیه داده شده است، باید باز هم پرسید که اولاً چه خصوصیتی در عبدالله، وی را لایق دریافت نشان شوالیه ماسونی کرده است؟ ثانیاً « عبدالله گل » که در کشوری کاملاً ماسونی با ساختار سیاسی ماسونی رشد یافته و سال ها در احزاب آن فعالیت داشته است، چطور ممکن است از تبعات عضویت در فراماسونری بی خبر باشد و در گروه مذکور نیز مقام شوالیه داشته باشد؟!!! حتی اگر چشم خود را بر روی ماسونی بودن گروه « Order of the Bath » ببندیم، باز هم این سوال مطرح است که چرا و بنا بر چه خدمتی به انگلستان، « عبدالله گل » باید در زمره ی شوالیه های انگلیسی قرار بگیرد و از این حیث مشابه « سلمان رشدی » مرتد ملعون باشد؟!!!(103) با توجه به مسایل ذکر شده، باید عنوان کرد که اعتماد به رییس جمهور به اصطلاح اسلامگرای ترکیه یعنی « عبدالله گل » چندان صحیح نیست و باید همواره به وی با دیده ی شک و تردید نگریست. در واقع ممکن است نظام ماسونی حاکم بر ترکیه، با توجه به رشد اسلامگرایی و علاقه ی مردم این کشور به اسلام و مقاومت، از یک ترفند استفاده کرده و تعدادی از اعضای ماسون خود را که در گروه های اسلامگرا نفوذ کرده بودند، برای فریب مردم به قدرت رسانده باشد. در این بین قیل و قال و دعواهای پیرامون انتخابات نیز جز بازارگرمی نبوده و تنها برای فریب بیشتر به کار رفته است. فراموش نکنیم که در انتخابات سال 2004 میلادی آمریکا علیرغم چالش های ظاهری، هم « جرج بوش » و هم « جان کری »، هر دو عضو گروه ماسونی « Skull & Bones » بوده اند!(104) همچنین در انتخابات سال 2008 میلادی، « باراک اوباما »، « هیلاری کلینتون » و « جان مک کین » علیرغم کشمکش های ظاهری، هر سه عضو گروه ماسونی و شیطانی « بیلدربرگ » بودند!(105) به همین دلیل بعد از اینکه ریاست جمهوری اوباما قطعی شد، « هیلاری کلینتون » نیز به عنوان وزیر امور خارجه ی آمریکا انتخاب گردید!(106) البته ماسون بودن احتمالی « عبدالله گل » نیز چندان دور از انتظار نخواهد بود، زیرا هنگامی که « عبدالله عربستان » و « فهد عربستان » ملقب به « خادمین الحرمین الشریفین » ماسون بوده و صلیب ماسونی بر گردن انداخته اند، از بقیه ی سران به اصطلاح میانه رو! منطقه ی خاورمیانه نیز انتظاری جز این نمی رود. در مورد رویه ی اخیر ترکیه در مقابل اسراییل و مسئله ی ناوگان آزادی که منجر به شهادت مسلمانان بسیاری شد،(107) باید محتاط بود و بی محابا قضاوت نکرد. چرا که ممکن است هدف از آن کمرنگ جلوه دادن نقش ایران و لبنان در مسئله ی فلسطین، و جایگزین کردن کشور ماسونی و به اصطلاح میانه رو ترکیه بجای ایران مقاوم در مورد مسئله ی « قدس » باشد. به همین دلیل باید در این زمینه احتیاط مضاعف نمود. البته ان شاء الله و به لطف خدا، مکر دشمن در این زمینه نیز باطل شده و به لطف خدا، دسیسه ی دشمنان در این زمینه نیز محو گردیده و همین عمل آنان، زمینه ی نابودی آنان را به زودی فراهم خواهد آورد. نکته ی دیگر این که هنوز نکته ی منفی از « رجب طیب اردوغان » نخست وزیر فعلی ترکیه به دست نیامده است. به هر حال همانگونه که ملاحظه فرمودید، کشور ترکیه و دولت این کشور و نیز ارتش و نیروهای نظامی آن، کاملاً ماسونی بوده و هستند. سایر کشورهای خاورمیانه به منظور پرهیز از اطاله ی کلام، به صورت جزء به جزء به سایر کشورهای منطقه ی خاورمیانه نمی پردازیم، اما باید متذکر شویم که « افغانستان » و « عراق » در حال حاضر در اشغال کشورهای ماسونی آمریکا و انگلستان هستند و عملاً جزئی از آن ها به شمار می روند. رهبران سایر کشورهای منطقه نیز عملاً زیر دست فراماسونری جهانی به فعالیت می پردازند و از آن جا که استقلالی در تصمیم گیری ها ندارند و پیرو کشورهای ماسونی هستند، آن ها نیز در قلمرو سیطره ی « فراماسونری جهانی » قرار دارند. چرا که ماسون ها هر جامعه ای که از آن ها تبعیت کند را نیز جامعه ای ماسونی می دانند: « مدرسه ای كه توسط مدیر ماسون اداره می شود، یك موسسه ی ماسونی محسوب می گردد. جامعه ای كه توسط یك لیدر ماسون رهبری می شود، جامعه ی ماسونی به حساب می آید. اگر تعداد اعضایمان هم زیاد نشود، از طرف هر كسی كه می خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان یك موفقیت شمرده می شود. » (نشریه ی ماسون ترك – صفحه ی 3032)(108) همانگونه که ملاحظه فرمودید، ماسون ها صرفاً افراد عضو لژ را به عنوان اعضای جامعه ی ماسونی نمی شناسند، بلکه هر فرد یا جامعه ای که پیرو آن ها باشد را نیز جزء جامعه ی ماسونی می دانند. با این اوصاف، تعداد زیادی از کشورهای خاورمیانه که از فرامین جوامع ماسونی همچون آمریکا و انگلیس تبعیت می کنند و تلاش می نمایند تا به اهداف جوامع ماسونی، جامه ی عمل بپوشانند، مطابق توصیفات خود فراماسون ها جزء جامعه ی بزرگ « فراماسونری جهانی » به حساب می آیند. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که متاسفانه « فراماسونری جهانی : بر بخش اعظم منطقه ی خاورمیانه بجز « ایران » و بخش های کوچکی همچون « جنوب لبنان » تسلط یافته است، که در پایان مقاله به آن ها اشاره خواهد گردید. باتشکر آیدین |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28144%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28144%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28145%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28145%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28146%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28146%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28147%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28147%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28148%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28148%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28149%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28149%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28150%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28150%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28151%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28151%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28152%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28152%29.jpg)
![[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28154%29.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28154%29.jpg)