|
ایجاد مغالطات در زمینه ولایت فقیه توسط علی یعقوبی+جواب
|
|
۱۸:۴۸, ۲۹/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۲ ۲۰:۲۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() وي در تاريخ 1344هجري شمسي در تهران متولد شده و تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در اين شهر ادامه داده و در رشته پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي مشغول به تحصيل ميشود ليكن به دليل مشكلاتي كه براي وي پيش ميآيد از دانشگاه اخراج ميشود. پدرنامبرده آقاي زين العابدين يعقوبي در سال 61 توسط عوامل گروهك منافقين به شهادت ميرسد. آقاي يعقوبي پس از ورود به عرصه اجتماع و حضور در دانشگاه فعاليتهاي انحرافي خود را آغاز ميكند[1] وي ابتدا با برگزاري جلسات سخنراني براي دانشجويان، بسيجيان، و بچههاي هيئتي، كم كم افرادي را به دور خود جمع نموده و به طرح مباحثي همچون توحيد، ولايت و عوامل غيبت و ....... ميپردازد. پس از آنكه جلسات وي با اقبال نسبتاً خوبي روبرو ميشود جلسات خود را به صورت سخنراني هفتگي ادامه ميدهد. و حدود هفتصد تا هزار نفر نيز از قشر جوان، نهادها و ارگانهاي مختلف در اين جلسات شركت مينمايند. و حاصل اين سخنرانيها به صورت جزواتي با عنوان نظام عالم (85 جزوه) و نظام بشر (44 جزوه) و به سوي ظهور (20 جزوه) و همچنين كتابي با عنوان چهل شب با كاروان حسيني (حدوداً پانصد صفحه) منتشر شده است. وي همچنين مطالب خود را از طريق سايت اطلاع رسایت Zohoor.Net در اختيار مخاطبين خود- البته با عناويني مستعار نظير آشپز كاروان- قرار ميدهد. آقاي يعقوبي به دليل پيشگويي عوامل ترور پدر خود، به مدت سه ماه و اندي نيز در حبس بوده و پس از اظهار ندامت آزاد ميشود. وي در غالب سخنرانيهاي خود ادعا ميكند مطالبي كه بيان ميكند در تاريخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و اين سخنان حتي براي علماي شيعه نيز تازگي داشته و آنان از آوردن مثل آن و يا تكميل آن عاجز هستند. وي همچنين معتقد است هيچ فقيهي در ميان شيعه وجود نداشته و كسي غير از خودش جايگاه واقعي فقه را در نظام معارف اسلامي نميداند. و در بسياري از سخنرانيهاي خود به علماي شيعه حمله نموده و آنها رابه قصور در فهم معارف دين متهم ميكند. دربعضي موارد نيز تحدي نموده و آنها را به مبارزه و محاجه ميطلبد. و يكي از اهداف خود را از ذكر اين سخنان بيداركردن علماي شيعه از خواب غفلت و نشان دادن راه به آنها معرفي ميكند. هر چند سخناني كه آقاي يعقوبي بر زبان ميراند بسيار ضعيفتر از آن است كه نيازمند نقد و بررسي باشد اما با توجه به اينكه اين سخنان از سوي بعضي از اقشار جامعه مورد اقبال قرار گرفته است، ضروري مينمايد نقدي بر اين مطالب و پايه و اساس آنها و شيوههاي ورود وي در اين مباحث، نوشته شود. اولين سوالي كه درباره آقاي يعقوبي و هركس ديگري كه مثل آقاي يعقوبي به مباحث ديني ميپردازد مطرح ميشود اين است كه منشاء اين مطالب كجا بوده و گوينده آن، نزد كدام عالم ديني درس خوانده است؟ و ميزان معلومات حوزوي وي چقدر بوده است؟ آيا اصولاً وارد شدن به اين گونه مباحث نيازمند كسب معلومات حوزوي و شاگردي كردن نزد علماي ديني ميباشديا خير؟ بدون ترديد سخن گفتن در حوزه مباحث ديني و برداشت و استنباط از گزارهها و آموزههاي دين همچون هر حوزه ديگري نيازمند تخصص لازم است. و تخصصهاي لازم براي برداشت ازمتون ديني عبارتند از: علم صرف، علم نحو، علم معانيبيان، علم منطق، علم اصول، علم رجال، علم دراية الحديث، علم قرائت، علم تفسير و بعضي علوم ديگر، كه اصطلاحاً با عنوان علوم حوزوي از آنها ياد ميشود. و هر كس كه از اين علوم بيبهره يا كم بهره باشد برداشت او، از متون ديني حتي براي خود وي حجيت نداشته و عذر آور نميباشد. چنين كسي مانند كسي است كه بدون داشتن تخصص لازم درباره نقص فني خودرو، نسبت به نقص خاصي به باور و يقين رسيده است. وقتي عاقلانه به قضاوت درباره اين يقين مينشينيم حجيت آن را نسبت به خودروي خود صاحب اين يقين نيز انكار كرده و اقدام اين شخص را براي رفع نقص خودروي خود _ با استناد به اين مسئله كه ممكن است كار، خراب تر شود _ تخطه مينمايم و صد البته معلوم است كه به نظرات غير كارشناسي چنين شخصي نسبت به خودروي خودمان هيچ اعتنايي نميكنيم. در حوزه برداشت از متون ديني نيز امر به همين شكل است. يعني برداشت كسي كه از تخصص لازم براي اين امر برخوردار نمي باشد(با علوم حوزوي آشنايي ندارد) از متون ديني، براي خود فرد و ديگران حجيت ندارد. يعني حتي خود اين شخص حق ندارد برداشت خود از متون ديني را ملاك عمل خويش قرار دهد. و اگر چنين كند و خطايي رخ دهد، در پيشگاه خداوند معذور نميباشد. و وقتي خود اين شخص، نسبت به برداشت خود، چنين، وضيعتي دارد، طبيعتاً ديگران هم نمي توانند به اين عقيده پايبند باشند. و ظاهراً آقاي علي يعقوبي از تخصص لازم براي استنباط از متون ديني برخوردار نميباشد. خود وي در اين باره چنين ميگويد: اصلاً سواد حوزوي ندارم. كسي دو دقيقه با من صحبت كند متوجه ميشود، در همان دو سه دقيقه اول، و چه بسا با همان كلمات اول متوجه ميشود كه بنده اصلاً سواد حوزوي ندارم[2]. قطعاً چنين كسي، توانايي استنباط از متون ديني را ندارد. زيرا وقتي كسي اصلاً سواد حوزوي نداشته باشد يعني نزد هيچ عالم ديني درس نخوانده قطعاً با راه و روش استنباط از متون ديني آشنا نميباشد. حال اين سوال مطرح ميشود كه آقاي يعقوبي مطالب خود را از چه كسي آموخته است؟ و نزد چه كسي شاگردي كرده است؟ وي در عين حال كه اقرار ميكند اصلاًسواد حوزوي ندارد از شاگردي خود نزد معلمي گمنام سخن ميگويد: « مباحث من از معلمي گمنام است كه نام و نشان او گم است. بعضي سوال ميكنند معلم شما كيست؟ در جواب عرض ميكنم معلم من كسي است كه اين مطالب را مطرح ميكند چه كسي ميتواند اين مطالب را مطرح كند؟ شايد كسي بگويد يك آدم معمولي. ميگويم باشد شما اينطور فكركن. شايد كسي بگويد يك عالم. ميگويم شما هم اين طور فكر كن. شخص را با صفت بشناسيد نه با اسم. اسم گذرا است و موقت است سيماي انسان در عوالم ثابت است»[3]. وي همچنين در ضمن تهاجم به علماي شيعه و برتر خواندن خود از آنها درباره معلم خود ميگويد: « معلم بنده مدتي است كه شهيد شده است و از غير او هم مطلب نميگيرم»[4]. همچنين در جاي ديگري با حمله به علماي شيعه و اينكه اگر صد عالم، صد شبانهروز زحمت بكشند و بخواهند درباره حنيفيت سخن بگويند به اندازهاي كه وي في البداهه در اين باره حرف دارد مطلب نخواهند داشت، درباره معلم خود ميگويد:« معلم بنده 1400 سال است كه شهيد شده است»[5] اين معلم اگر چه طبق گفته آقاي يعقوبي 1400 سال قبل شهيد شده است ولي قرار است به وي فقه هم ياد بدهد آقاي يعقوبي در اينباره چنين ميگويد: « تازه معلم من گفته: به تو فقه هم ميخواهم ياد بدهم.»[6] از مطالب فوق چنين بر ميآيد كه منشاء مطالب آقاي يعقوبي غيب و الهام است. در غير اينصورت معلمي كه از دنيا رفته است چگونه ميتواند به شاگرد خود علم بياموزد؟! مخصوصاً معلمي كه صدها سال قبل از تولد شاگرد خود از دنيا رفته است؛ خود وي نيز به اين مطلب تصريح ميكند: «بنده در خلال سفرها چيزهايي ديدم ديدهها را مطرح ميكنم[7]» «عقايدم براساس آن چيزهايي است كه ديدهام نه چيزهايي كه خواندهام براساس ديدههاست نه خواندهها»[8] وي در ابتداي جلسه اول سلسله بحثهاي نظام عالم پايه مباحث خود را اينگونه معرفي ميكند: « پايه (محور) كار ما استنادات قرآني و حديث نيست پايه (محور) كار ما ديدهها و يافتهها هست. اين روش كه عرض كردم خدمت شما طبق راهنمايي قرآن دنبال كرديم. قرآن دعوت به اين روش ميكند. معارف اين نيست كه بنشينم يك آيه قرآن را بخوانيم در موردش بحث كنيم ببينيم چه ميفهميم بهرهاي كه از اين طريق انسان ميبرد بسيار اندك است بايد طبق آدرسهاي قرآن، انسان حركت كند و برود در صحنه، عملاً ببيند كه در جاي جاي عالم چه چيزي قرار داده شده است.»[9] وي همچنين درباره جواز تقليد از فقهايي كه صدها سال قبل ميزيستهاند چنين ميگويد: « بنده به لحاظ ديدهها در عوالم بالاتر عرض ميكنم نيازي نيست، هيچ نيازي نيست. اگر مردم دراين زمان به رساله علامه مجلسي عمل كنند كافي است اين را دارم به لحاظ ديدهها عرض ميكنم»[10] [1] - وي درباره چگونگي وارد شدن خود دراين عرصه چنين ميگويد: .... حدود پانزده سال پيش من هم مشغول زندگي خودم بودم بهترين موقعيتها را داشتم ايام محرم شد كتاب منتهي الامال را برداشتم كه بخوانم رسيدم به اين جمله -خيلي هم سخت گريه ميكنم بنده- رسيدم به اين جمله كه اسب امام حسين (صلوات الله عليه) تنها به سوي خيمه ها برگشت. يك دفعه گفتم: بله! دوباره خواندم سه بار خواندم از تمام صفحههاي كه نوشته شده بود، ترسيم شده بود گذشتم از اين صحنه نتوانستم عبور كنم گفتم: ديگر نميتوانم طاقت بياورم. درس پزشكي ميخواندم رها كردم. موقعيتهايي داشتم همه را كنار گذاشتم گفتم ديگر نميتوانم، من به زندگي خودم مشغول باشم و اسب مولاي من تنها برگشته باشد، اين ماجرا اثر عجيبي گذاشت، پيمان بستم تمام زندگيمان را، تمام وجودمان را براي مولايمان قراربدهيم. (نظام عالم جلسه تاريخ 12/2/81، ص18 و 19). [2] -بنده را ميبينيد كه بعضي وقتها كلمات را اشتباه ميگويم از همين جا نتيجه بگيريد كه بنده امي هستم ميبينيد علوم تفسيري بلد نيستم، ميبينيد علوم حديثي بلد نيستم، ميبينيد صرف و نحو را درست و حسابي بلد نيستم از اينجا نتيجه بگيريد كه بنده به محبت الهي پشيزي از اين سوادهاي امروزي را ندارم. از اين سوادهايي كه معمولاً ساخته اين و آن است اينها را خود آقايان در خلال اين سالها ساختهاند .....اصلاً سواد حوزوي ندارم.....) (چهل شب با كاروان حسيني، ص212،) اين سخنان شباهت بسياري به ديدگاه علي محمد باب (مؤسس فرقه بابيه) درباره علم صرف و نحو دارد « وي مدعي بود كه بايد قواعد كهنه صرف و نحو آن زبان عربي را كنار بگذارد» ( رائين اسماعيل، انشعاب در بهائيت، ص 44، ناشر: موسسه رائين، به نقل از پايگاه عمومي انگليس.) وي همچنين ميگويد:« نحو را در حضرت حق گناهي بود تا كنون بدان گناه مأخوذ و محبوس بود. اينك به شفاعت من رستگار شد. پس اگر موفوعي را مجرور يا مفتوحي را مكسور بخواني زياني نباشد.» ( ناسخ التواريخ، ج3، ص60) [3] -سلسله بحثهاي نظام عالم، جلسه 29/1/81 [4] - ...... وقتي به آقايان ميگوييم شما فقيه هستيد شما اسلام شناس نيستيد ميگويند: نه هستيم . هستيد؟ جداً ميگويند؟ باشد خداوند اوج اسلام را دين مرضي مطرح ميكند يكي از آقايان قم بيايد و دين مرضي را توضيح دهد هر چقدر هم مهلت بخواهد دارد. به من هم ناگهان بگويند تو هم بيا صحبت بكن. بنده هم ميآيم و در مورد دين مرضي صحبت ميكنم آن آقا هر چند جلسه كه ميخواهد صحبت كند بنده يك ساعت صحبت ميكنم بعد ببينيد كه آن آقا در چندين جلسهاش بيشتر مطلب دارد يا بنده؟ آنها اين همه اساتيد دارند ولي معلم بنده مدتي است كه شهيد شده است.....» چهل شب با كاروان حسيني، ص 143 [5] - ...... صد عالم، صد شبانه روز زحمت بكشند بعد از صد شبانهروز تحقيق و تفحص، يك نفر به نمايندگي بيايد اينجا و حنيفيت را مطرح كند............ وقتي آنها اينجا حسابي صحبت كردند بگويد فلاني بيا اينجا في البداهه درباره حنيفيت صحبت كن. بنده هم في البداهه صحبت ميكنم.... معلم بنده 1400 سال است شهيد شده است ]در حاليكه[ معلمهاي شما حالا زنده هستند و شما ميتوانيد سراغ آنها برويد و از آنها مطلب بگيريد.--چهل شب با كاروان حسيني، ص 210. [6] - چهل شب با كاروان حسيني، ص 210. [7] -نظام عالم، جلسه 12/2/81 [8] -نظام عالم، جلسه 11، ص5. [9] - نظام عالم جلسه 1، ص3. [10] - نظام عالم، جلسه 7، ص9 |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۹, ۱۰/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۶ ۱۳:۵۹ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برصدرای عزیز خیر مراد دادن نظر علمی بهر سبکی که شما میشناسید به مطلب حقیر جز این مرادی ندارم موفق باشید ضمنا مطالب دشمن شناسی در سایت بسیار است تا آنجا که به دشمن تراشی هم رسیده است اما هدف از شناخت دشمن شناخت خودمان است نکند با خود محوری خودمان نیز دشمن خود باشیم . بنده در مطلبم اشاره کردم که نظریه ولایت فقیه اجماعی نیست والان هم تجربه نشان میدهد که موفق هم نبوده ایم پس باید اندیشید وراه حل پیدا کرد شما کمکمان کنید موفق باشید |
|||
|
۶:۴۴, ۱۱/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۱۰/خرداد/۹۶ ۱۱:۰۶)Mforootaghe نوشته است: اولا ولایت فقیه طرحی نو از بنیانگذار انقلاب بود و حق ایشون و پیروانشون بود تا نوع حکومت رو بر اساس اسلامی که براش خون دادن تعیین کنن. کتب ولایت فقیه بزرگان رو بخونین تا فکر نکنین علمای راستین ما همینطور یک شبه سعی و خطا طرح دادن بیرون بلکه ولایت فقیه کاملا پشتوانه عقلانی و دینی داره. میگه کافر همه را به کیش خود پندارد. در آغاز انقلاب بی تجربه در قانون اساسی نوشتیم؟ خسته نباشین از اینهمه اطلاعات موثق!! بنده خدا این اندیشه بعد از غیبت در ذهن بزرگان تشیع و مراجع بوده فرصتش چون هیچموقع مهیا نبوده بعضیا فراموش کرده بودن. لب مطلب اینه قانون اگر قدرت اجرایی نداشته باشه یعنی کشک. داریم می بینیم قانون در تمام ممالک دموکرات یا غیر اون چطوری با زور و جریمه و ... اجرا میشه. اصولا بشر به خاطر تمایل به شهوترانی و عدم محدودیت خیلی وجود چارچوب و قانون رو دوست نداره و تمایل به قانون شکنی داره پس باید اون کسی که قانون رو مطرح میکنه قدرن نظارت بر اجراش رو هم داشته باشه. ولایت فقیه ناموفق بوده؟ کشور قحطی زده زمان پهلوی رو به جایی رسوندیم که امار رشد علمی و صنعتی و اقتصادی و افزایش رفاه عمومی و ... مهمتر از همه با وجود دشمنی های پیاپی مستکبرین عالم و با وجود خیانتکاران و مهره های داخلی مستکبرین لکشور الحمدلله سر پا هست و در امنیت کامل به سر میبره از همه اینها مهمتر رشد دینی برای قشر مذهبی رخ داده. اصل انقلاب برای این بود برای رشد دین بود. الان کسی بخواد نسل مومن و امام زمانی تربیت کنه نظام شرایط رو کاملا مهیا کرده. شما برگزاری مراسم معنوی اعتکاف و رمضان و مساجد و اربعین و عزاداری ها و مدارس قرآنی و .... که زمینه ساز تربیت نسل امام زمانی هستت رو نمی بینین؟ بعد میگین ولایت فقیه موفق نبوده؟ شما خیلی ناشکر هستین علیرغم درس اخلاق دادن چون اینهمه محسنات رو نمی بینین و فقط کمبودها و مشکلات رو می بینین. تازه کمبودها و مشکلات چه ربطی به ولی فقیه داره؟ ایشون وظیفه شون طبق قانون سیاستگذاری کلان و نظارت بر اجراش هست که همیشه موفق بودن. کوتاهی اقایون رو چرا پای ولی فقیه می نویسین که بعد دست به پیچیدن نسخه بزنین. بین مردم هم اگر اختلاف افتاده ناشی از اشتباهان خود ما و مسئولین هست وگرنه شاید اگر در بیانان رهبری جستجو کنین شاید از بیشترین فراوانی ها دعوت مردم به وحدت و پرهیز از اختلاف بوده. حالا مثلا ولایت فقیه رو کنار گذاشتیم اختلافات حل میشه؟ به قول سریال پایتخت بچه بچه حرف نزنیم. منطقی عقلانی بزرگانه با فکر حرف بزنیم. فساد گسترده نقصیر ولی فقیه هست؟ احسنت بر اینهمه بینش. اونموقعی که اقای هاشمی و تیم تکنوکراتش فریاد مانور تجمل به نفع مردم سر می دادن و پایه های اشرافی گیری و ثروت اندوزی و فساد مالی مسئولین رو تخمگذاری کردن کی بود مکرر تذکر و توصیه به ساده زیستی مسئولین می داد. موقعی که مردم به نصایح این رهبر یکجا عقل گوش ندادن و به کسانی رأی دادن که مسبب این فسادها شدن خودشون مقصر هستن نه ولی فقیه. شما عزیزم از نو بیاندیش .... فرمودین برای اجرای قوانین اسلامی خود مردم بهترین مجری هستن. یعنی ادم با شنیدن این حرف کلا به یه چیزهایی شک میکنه. همون جواب ندم بهتره.شورای رهبری و شورای فقها و شورای ... طبق تجربه و عقل و دین همیشه مشکل زا بوده. این نسخه اگر برای مدیریت کارساز بوده امام حسین علیه السلام همزمان با امام حسن علیه السلام شورای امامت تشکیل می دادن. این دیگه عقلا هم مشخصه همه جا مدیر باید یکی باشه وگرنه اختلافات می تونه خودش منشا تفرقه امت بشه. شما که نگران اختلاف امتی چرا؟ مدیر مشورت میکنه اما رأی نهایی رو باید قاطع اعمال کنه. به ناحق و ناشکرانه و از سر بی اطلاعی یا .... نظام قدرتمند اسلامی رو زیر سوال بردین و با وجود اینکه مشکلات کشور مشخصه از کجا آب می خوره مقصر رو ولی فقیه دونستین نه دولت و نه مجلس و نه قوه قضاییه و نه خود مردم. بعد هم خیلی بچگانه طرح جایگزین ارائه دادین که نه دین سازگاره نه عقل و نه تجربه و صرفا ایده های ساده انگارانه و .... لطفا به خودتون کمک کنین و پیرامون مسائلی که گفتم فکر کنین. |
|||
|
|
۱۰:۳۲, ۱۱/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۶ ۱۱:۳۸ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا درود برشما وقبولی طاعات 1- کسی نظریه ولایت فقیه را رد نکرد ه است این نظریه پیش از امام راحل هم مطرح بود عرض بنده اینستکه اجماعی نیست یعنی کسانی هستند که موافق آن نیستند 2-موفقیت وعدم موفقیت 4 دهه در باره ولایت فقیه امری نسبی است مثلا شما ازآن راضی هستید وبنده ناراضی پس در کشور کسانی هستند که دیگر این نظریه را کافی نمیدانند 3-اینکه مشکلات ربطی به ولی فقیه ندارد درست نیست حتما در سیاستهای کلی خطاهائی وجوددارد که در پائین جواب نداده است . مشکل جامعه سطحی نیست ریشه ای است . 4-قرار نیست که کشور غیر اسلامی شود قوانین اسلامی خواهد بود منتها بجای اینکه یک نفر ولی فقیه درراس باشد کشور بوسیله مردم وتحت زعامت مراجع اداره میگردد . این امر ازتمرکز قدرت دریک فرد وتقسیم امور اجرائی بین دو نهاد جلوگیری میکند موفق باشید
نکته:برای پیاده کردن همین ولایت فقیه شیوه های گوناگون وجوددارد مثلا درگذشته سیاستهای کلی درقانون اساسی نبود بعدا اضافه شد باز میتوان آنرا حذف کرد مثلا قبلا شرط مرجعیت بود بعدا حذف شد بازهم میتوان حذف کرد مثلا قبلا شورای رهبری بود باز میتوان به ان برگشت بهرحال ولایت فقیه از اصول دین نیست وشیوه های گوناگون دارد
|
|||
|
۱۳:۵۴, ۱۱/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
۲- معلومه که همه مردم کشور موافق حکومت نیستن. کجای دنیا همه مردم طرفدار حکومت هستن. همیشه مخالف وجود داره. هیچ حکومتی نمی تونه رضایت همه رو جلب کنه. حتی در حکومت امام زمان عج هم مخالفانی وجود خواهند داشت منتهی ضعیف خواهند بود. باید دید کدوم حکومت مد نظر کسانی بوده که تشکیلش دادن. مردمی که انقلاب کردن و خون و شهید دادن و شکنجه کشیدن و ۱۵ سال آروم نخوابیدن و تونستن دیکتاتوری رو ساقط کنن تصمیم گرفتن حکومت اسلامی باشه و امام برای ثبت سند رای اری از همه گرفتن هر چند هیچ جای دنیا انقلابیون چنین کاری نمی کنن. حالا از منظر بنده که نگاه دینی و اخرتی به حکومت دارم علاوه بر عدالت و رفاه عمومی حکومت موفق بوده. ممکنه کسی سکولار به حکومت نگاه کنه بگه راضی نیستم. البته منم راضی نیستم اما نه به معنایی که شما رفتی دنبالش. اتفاقا مشکل در قوای سه گانه و مردم هست. منم ناراضیم از اینها ولی باز نقاط مثبتی که وجود داره می بینم....۳- کی به درخواستهای ولی فقیه جامه عمل پوشیدن که بگیم تقصیر ایشونه. امیر المومنین علی علیه السلام تونست عدالت رو کامل محقق کنه و زیردستانش اوکی بودن؟ حکومت ۵ ساله علوی چقدر تونست رفاه عمومی بیاره. چرا نشد که بشه. ایشون که دیگه عصمت مطلق داشتن. تقصیر اوشون هم بوده؟ نگاهتون غلطه. تحلیلتون هم غلط میشه. ۲۰ سال پیش رهبری گفتن اروم اروم از اقتصاد متکی، به نفت جدا شن کی گوش داد که الان به این فلاکت بیافتیم؟ چقدر در این دولت دغدغه اقتصاد مقاومتی هست که دیگه اب خوردنمون وابسته به باج دهی به مستکبران نشه؟ عزیز تاریخ تحلیلی صدر اسلام کمک میکنه بهتر درک کنین مشکلات از کجاست...۴- قبول ندارم قدرت متمرکز در یک فرد نشده. ولی فقیه چارچوب قدرت مناصب قدرت در کشور هست. اصلا دیکتاتوری به معنایی که در ذهن دارید به وجود نیامده و نمیاد. متن زیر رو بخونین.
امام خامنه ای – 24/7/1390 «... در واقع رهبرى، يك مديريت كلان ارزشى است. همين طور كه اشاره كردم، گاهى اوقات فشارها، مضيقهها و ضرورتها، مديريتهاى گوناگون را به بعضى از انعطافهاى غير لازم يا غير جائز وادار ميكند؛ رهبرى بايستى مراقب باشد، نگذارد چنين اتفاقى بيفتد. اين مسئوليتِ بسيار سنگينى است. اين مسئوليت، مسئوليت اجرائى نيست؛ دخالت در كارها هم نيست. حالا بعضىها دوست ميدارند همين طور بگويند؛ فلان تصميمها بدون نظر رهبرى گرفته نميشود. نه، اينطور نيست. مسئولين در بخشهاى مختلف، مسئوليتهاى مشخصى دارند. در بخش اقتصادى، در بخش سياسى، در بخش ديپلماسى، نمايندگان مجلس در بخشهاى خودشان، مسئولان قوهى قضائيه در بخش خودشان، مسئوليتهاى مشخصى دارند. در همهى اينها رهبرى نه ميتواند دخالت كند، نه حق دارد دخالت كند، نه قادر است دخالت كند؛ اصلاً امكان ندارد. خيلى از تصميمهاى اقتصادى ممكن است گرفته شود، رهبرى قبول هم نداشته باشد، اما دخالت نمیكند؛ مسئولينى دارد، مسئولينش بايد عمل كنند. بله، آنجائى كه اتخاذ يك سياستى منتهى خواهد شد به كج شدن راه انقلاب، رهبرى مسئوليت پيدا ميكند. در تصميم و عملِ رهبرى بايد عقلانيت در خدمت اصول قرار بگيرد، واقعبينى در خدمت آرمانگرائىها قرار بگيرد.» در مورد نکته اخر هم اولا شورای رهبری در قانون نبوده که بهش برگردیم. تا بوده منتظری جانشین موقت بوده بعد که امام فوت می کنن مجلس خبرگان شورا رو تایید نکرد چون قبلا نظام تجربه کرده بود که شورای قوه قضاییه ناموفق بود و رییس قوه قضاییه شد و تجربه کرد که نخست وزیری و ریاست جمهوری نمی تونن مشترک رییس قوه مجریه باشن نخست وزیری رو حذف کردن. ضمنا ولایت فقیه اتفاقا جز اصول دینه. ساده اما عقلانی نگاه کنین ولایت فقیه از شئونات و ادامه ولایت امام هست در نتیجه ولایت فقیه ذیل اصل امامت است. مطالعه بفرمایین کتب بزرگان رو متوجه میشین.
|
|||
|
|
۱۴:۳۴, ۱۱/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۶ ۱۴:۳۶ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا درود برشما وقبولی طاعات بله از قسمت آخر مطلب شما شروع میکنم اگر درگذشته شورای رهبری بوده وشورای عالی قضائی بوده ونخست وزیر هم بوده و10 سال بعد اصلاح کردیم معنای آن اینستکه در انتخاب اول اشتباه کردیم وبا تجربه ثابت شد که باید اصلاح کنیم وکردیم .حالا هم 30 سال ازآن اصلاحات گذشت ونتیجه ای بدست نیامد والان در مساله انتخاب رهبری گیر کرده ایم چه باید کرد باز باید اصلاح کنیم هر چه که باشد بنده نظر خودم را نوشتم شما هم بنویسید وشاید شما موافق با اصلاح نباشید نظر شما محترم است تصمیم با مردم است . در مساله مسوولیتها در زمان امام همه امور اجرائی دراختیار قوه مجریه بود حتی اداره نیروهای مسلح وتمامی تاسیسات اقتصادی زیر نظر امام با نخست وزیر بود . با اصلاحات کلیه امور در رهبری عملا قرار گرفت ورهبر دارای مسوولیتهای بسیاری شد ورئیس جمهور نقش چندانی ندارد . اینک فشارهارا قوه مجریه می بیند اما فریادش را رهبری وقوه قضائیه میزند . بله در این صورت کسی جز قوه مجریه جوابگو نیست وبقیه در کنج خودرا قایم میکنند .عرض بنده هم همین است که باید دوباره اصلاح شود یا رومی روم ویا زنگی زنگ یا قوه مجریه دربست برود تحت نظر رهبری و رئیس جمهور حذف شود ویا اینکه رهبری برود در حوزه ورئیس جمهور میداندار شود .البته این پیشنهاد هم ممکن است ده سال دیگر نتیجه ای ندهد باز اصلاح میکنیم .این همان موهبت الهی است که بشر همیشه میتواند اصلاح کند بشر ط اینکه تنگ نظران مانع نشوند موفق باشید
|
|||
|
۱۵:۱۹, ۱۱/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
شما بدون تعصب نمی تونی انگار نگاه کنی. رییس جمهور خرابکاری کرده در اجرای قوانین کوتاهی کرده حالا باید بندازین گردن رهبر؟ همه اختیارات اجرایی دست رییس جمهوره. کجا رهبری جلو فعالیت اقتصادی دولت رو گرفته و مثلا در کارش خلل وارد کرده که بخواد مقصر باشه و رییس جمهور تبرئه بشه؟
خیال خام هست که رهبری بره. اول که فرمانده کل قوی از ابتدا در اختیار ولی فقیه بود که امام تفویض کردن به بنی صدر خائن تا درس عبرتی برای همه ولی فقیه های بعدی بشه. بعد هم همون تجربه نشون داد ولایت فقیه بره ممکنه ولایت جاسوس دشمن بیاد جاش. پس اینکه ولی فقیه بره مطمئنا دیکتاتوری امریکایی ولو با ظاهر دموکراسی میاد جاش. تجربه هم کردیم. دیگه تمایل به ادامه بحث ندارم چون گفتنی ها رو گفتم. |
|||
|
|
۱۶:۴۰, ۱۱/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۶ ۱۶:۴۳ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما وقبولی طاعات برادر عزیزم بنده کی از رئیس جمهور دربرابر رهبری دفاع کردم؟ مطلب فراتر از اینهاست .مساله کشور واسلام مطرح است .نتیجه رهبری هارا تا کنون دیده ایم وسرنوشت همه روسای جمهوررا هم دیده ایم چقدر باید خسارت بپردازیم؟ تا به اشتباه خود پی بریم مساله رهبری نیست .اشکال در سیستم اداره کشور است .خداوند عقل را برای چه داده است؟ برای گذاشتن توی طاقچه؟ برای همین کارهاست. ولی فقیه که از آسمان نیامده است .همین ومن وشما ایشان را ولی فقیه کرده ایم . حالا اگر نتیجه نگرفتیم چرا نباید تغییر در قانون اساسی بدهیم ؟قانون اساسی وحی منزل نیست . شما به ایشان عادت کرده اید وترک عادت مشکل است اما بنده بهیچ چیزی عادت نمیکنم چون خردمندی ترک عادت است . باید تحول کنیم تا ساخته شویم . ایشان گناهی ندارند که این همه بار بردوششان است بگذاریم نفسی بکشند ومردم هم تجربه جدیدی کنند . البته در تمام طول دوران امام فرماندهی کل قوا دراختیار دیگران بوده است نه فقط دردوره بنی صدر ضمنا تنها طرح حذف ایشان نیست میتوان رئیس جمهوررا برداشت وهمه مسوولیتهارا به رهبری داد تا جوابگوی مردم باشند موفق باشید. |
|||
|
۱۷:۲۹, ۱۱/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
مشکل همینجاست که بنده و بسیاری مثل بنده معتقدیم نه تنها از ولی فقیه جواب گرفتیم که فوق العاده عالی کشور رو از دست دشمنان داخلی و خارجیو فتنه های بعد از انقلاب و ... مدیریت کردن. شما نپسندیدی مشکل شماست. اصل اساسی انقلاب ولایت فقیه هست که جز سعی و خطا نیست و جز اعتقادات هست. ولایت فقیه حذف بشه یعنی خون تمام شهیدان انقلاب و شهدای دفاع مقدس هدر رفته. پس خیالتون راحت این اتفاق نمی افته.
به جای تغییر ولی فقیه به رییس جمهور و نمایندگانی رای بدین که دستور مافوق خودشون در امر اقتصاد مقاومتی رو تبعیت کنن بعد می بینین که مملکت گلستان میشه. شما گره کور رو اشتباه پیدا کردی و میخوای با شانسی دست و پا زدن در این کلاف سر در گم مشکلات یکدفعه حل بشن. این اسمش عقل نیست بی تدبیری هست. برنامه تدوین شده کاملی وجود داره به اسم اقتصاد مقاومتی هر موقع قوای سه گانه درستی رو مردم اوردن رو کار امید هست وضعیت اروم اروم بهتر بشه وگرنه وقتی مجریان طرح به این خوبی ناقص و بد عمل کنن بی عقلیه برای حل مشکل بیان طراح اون طرح خوب رو حذف کنن... |
|||
|
|
۱۷:۴۵, ۱۱/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۶ ۱۷:۴۶ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما وقبولی طاعات اگر شما بخاطر آورید که در قانون اساسی قبلی شرط رهبری مرجعیت بود و رهبر فعلی دارای چنین شرطی نبودند چرا برخلاف قانون اساسی ایشان رهبرشدند ؟ اگر طبق قانون اساسی عمل میشد کار بدینجاها نمی کشید الان هم طبق قانون اساسی عمل نمیشود آمدند اصل 22 را بدون نظر مردم تغییر دادند وبخش دولتی را بفروش رسانیدند بجای بخش خصوصی نظا میها وارد دور شدند والان مشکل اقتصاد که به ظاهر مساله مقاومتی است بحث مقاومت گروهی دربرابر گروه دیگراست نه قوه اجرائی چرا که رئیس جمهور منتخب اکثریت مردم است وکاری جز اجرای قانون ندارد .اما تصمیمات بالا برخلاف قانون است وهیچ ضابطه ای درکار نیست . نهاد بالاتر تصمیمات خودرا بدون جوابگوئی میگیرد اما قوه مجریه باید جوابگو باشد قوه قضائیه بهیچ کس پاسخ نمیدهد اما مجلس باید تبعیت کند اشکال اینجاست که انتخابات برای تعیین عوامل بالائی هاست نه اجرای قانون . ولذا بهترین راه حل این معضل اصلاح قانون اساسی است البته بنده اصرار بر حذف ولایت فقیه ندارم شاید اگر رئیس جمهور حذف شود وهمه مسوولیت بردوش رهبری باشد بهتر از وضع موجود است چرا که نتایج بخودشان برمیگردد و دیگر بهانه ای درکار نیست مگر آنکه بگویند این مردم لیاقت مارا ندارند. ممنونم از اینکه مباحثه را تا اینجا دنبال کردید التماس دعا |
|||
|
۲۱:۴۰, ۱۱/خرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۶ ۲۱:۴۶ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
اتفاقا چون امام گفته بودن ولی فقیه با جمیع شرایط که بخواد مرجع هم باشه کم گیر میاد و مطرح کرده بودن، خبرگان رهبری اتفاقا دنبال حذف این شرط و برگزاری جلسات بودن و همون روز فوت امام تصمیم قطعی گرفتن و شرط مرجعیت رو برداشتن و بعد رهبری رو انتخاب کردن پس خلاف قانونی رخ نداد.
بعد مثلا الان مشکل مملکت اینه که امام خامنه ای رهبر شدن؟ میگم نمی تونین بدون تعصب نگاه کنین همینه. مثلا ایت الله گلپایگانی که مرجع هم بود میشد رهبر الان مملکت مشکل نداشت؟ هاشمی میشد چی؟ یعنی اینقدر سطح تحلیل پایینه؟ بسیاری از مشکلات اقتصادی و کشاورزی و فرهنگی ناشی از حماقتها و خیانتهای پهلوی ها بود. بعد هم فتنه های داخلی و جنگ و .... بعد هم بحراندمدیران اشرافی و ثروت اندوز و عدم تبعیت مسئولین از فرامین رهبری. اما با تمام اینها اگر دخالتهای رهبری در تصمیمات کلان و انیتی کشور نبود معلوم نبود الان تو کدوم سوراخ قایم شده بودیم از ترس بی امنیتی و معلوم نبود چه اوضاع وخیمی داشتیم... به هر حال صدای ما که به جایی نمی رسه ولی به هیچ وجه موافق تغییر قانون نیستم و چاره کار رو در انتخابات صحیح مردم می دونم. کسی که با واردات همه چیز به تولید داخل ضربه میزنه و کارگر بیکار میکنه قدرت رهبری رو هم پیدا کنه جز بدتر کردن شرایط کاری از پیش نمی بره. در مورد اینکه رهبر بخواد وارد کار اجرایی بشه اینم یه پیشنهاده بهش فکر میکنم ببینم چی میشه ولی باور کن یعنی لااقل کمی فکر کن. مشکل ما پاسخگو بودن یا نبودن در این مرحله نیست. مشکل بی کفایتی مسجل بعضی مسئولین هست در انجام وظایف. حوزه وظایف و اختیارات کاملا مشخصه طبق قانون. کوتاهی هر کس معلومه. کما اینکه کوتاهی های دولت و مجلس و قوه قضائیه مشخصه. بعد هم ما ندیدیم دولت پاسخگوی کوتاهی های خودش باشه. وعده داده و پاسخگوی وعده فریب خودش نیست و در پرسشگری ها و مطالبات مردمی مثل کدخدا نسبت به رعیت جواب میده. متاسفم.... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ولایت فقیه ؛ شناسنامه تشیع راستین | mojtabamax | 0 | 1,101 |
۱۳/آبان/۹۲ ۱۶:۰۶ آخرین ارسال: mojtabamax |
|
| دانلود صوتی جلسات درس ولایت فقیه امام خمینی (رحمة الله علیه) | میثاق | 1 | 4,347 |
۲۶/مهر/۹۲ ۳:۲۶ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| (جواب اضافه شد)جایزه کارت شارژ برای کسی که به این سوال جواب بدهد!!!! | ahmad1300 | 65 | 23,195 |
۲۶/بهمن/۹۱ ۲:۱۹ آخرین ارسال: ahmad1300 |
|





![[تصویر: Yaghobi.jpg]](http://s4.picofile.com/file/7762698274/Yaghobi.jpg)



یعنی ادم با شنیدن این حرف کلا به یه چیزهایی شک میکنه. همون جواب ندم بهتره.