|
ببينيد شيعيان چه مي گويند "
|
|
۳:۲۲, ۸/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۲ ۲۱:۲۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
السلام علي المهدي الذي يملا الارض قسطاً و عدلاً ... درود بر مهدي ، زنده كننده قرآن و نجات دهنده انسان ضمن عرض سلام و خسته نباشيد خدمت همه دوستان و كاربران تالار بيداري انديشه حقير مي خواهم در اين تايپك فقط رفتار و گفته هاي شيعيان را وارد كنم تا براي مردم كل دنيا ثابت بشه كه اولاً - شيعه مذهب حق است و آماده گفتگو با تمام مذاهب ثانياً - دشمنان شيعه ناحق و عدم قبول مباحثه و گفتگو شيعه و محب علي عليه السلام هميشه در همه اعصار و دوران هاي مختلف خواسته كه مردم را به حق آشنا كنه و از باطل دور و هرگز كسي را مجبور به قبول كردن حق ننموده بلكه هميشه از در صلح و دوستي و مباحثه و گفتگو . و هيچگاه هيچ فرقه اي را ممهورالدم اعلان ننموده . و نخواهد نمود . و در عوض دشمنان شيعه در تاريخ ثابت كردند كه اهل گفتگو نيستند و كوركورانه از مفتي هاي خود تقليد نموده و خون هايي را به ناحق بر زمين مي ريزند و جناياتي را مرتكب مي شوند كه دل هر انساني را به درد مي آورد . و براي اينكه با دشمنان شيعه بيشتر آشنا شويد بد نيست يه سري به لينك زير بزنيد و با رفتار و جنايات دشمنان شيعه و آناني كه از اين فرقه ضاله حمايت مي كنند آشنا شويد .
خودتان قضاوت كنيد : با آرزوي موفقيت براي تمامي آزادگان و آزاد انديشان جهان
ان شاءالله در ادامه از بزرگان ديگري كه در اين عرصه فعاليت مي نمودند و مي نمايند خدمت تان معرفي خواهم نمود
|
|||
|
|
۱۲:۱۹, ۸/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۲ ۱۳:۳۳ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
SHIA-NEWS.COM شيعه نيوز :تقارن انتشار این شماره از فصلنامه: «تاریخ و فرهنگ معاصر» با رحلت شهادت گونۀ مرجع عالیقدر معاصر، آیت الله سید ابوالقاسم خوئی (قدس سره) ما را بر آن داشت که علاوه بر ترجمه نوشتاری که به قلم خود معظم له می باشد ـ و در اول این فصل آمده است ـ به شرح و بسط بخشی از تاریخ حیات وی بپردازیم و سپس به همین تناسب، به گوشه ای از مبارزات سیاسی ایشان، علیه رژیم های طاغوتی در ایران و عراق، همراه با اسناد، اشاره ای داشته باشیم... در این شماره قسمت اول بحث را می خوانید: آیت الله آقای سید ابوالقاسم موسوی خوئی در نیمه ماه رجب 1317 هـ ق در شهر خوی ـ در آذربایجان غربی ـ در یک خانه علم و تقوا، فضیلت و روحانیت به دنیا آمد. پدر بزرگوارش مرحوم آیت الله آقا سید علی اکبر خوئی از علمای برجسته و از شاگردان مرحوم آیت الله مامقانی در نجف بود که پس از فراغت از تحصیل به زادگاه خود بازگشته و به ارشاد مردم و تبلیغ دین اشتغال داشت، ولی پس از آغاز حرکت مشروطیت زادگاه خود را به عزم سکونت در نجف ترک گفت و پس از دو سال آیت الله خوئی به همراه برادر خود در نجف به پدر پیوست و در آنجا اقامت گزید. آیت الله خوئی به هنگام ورود به نجف سیزده سال بیشتر نداشت و در مدت کوتاهی آموزش ادبیات عرب و منطق و سطوح عالی را به پایان رساند و در حدود بیست سالگی شایستگی آن را یافت که در درس خارج استاد بزرگ حوزه نجف یعنی مرحوم آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی، حاضر شود و به همین دلیل وی را در سال 1338 هجری قمری، در جرگۀ شاگردان آن مرد بزرگ می بینیم. آیت الله خوئی از اساتید و مشایخ بزرگ خود در فقه و اصول در کتاب «معجم رجال الحدیث» ـ که ترجمه کامل آن در صفحات پیشین گذشت ـ چنین یاد می کند: من در نزد اساتید و مشایخ زیادی علم و دانش فرا گرفته ام ولی در میان آنها پنج نفر را نام می برم که عبارتند از: 1-آیت الله شیخ فتح الله معروف به شیخ الشریعه اصفهانی (متوفی 1338 هـ ق). 2-آیت الله شیخ مهدی مازندرانی 3-آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی (1289 ـ 1361). 4-آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی (1296 ـ 1361). 5-آیت الله شیخ محمد حسین نائینی (1273 ـ 1355). من از دو استاد اخیر بیش از همه استفاده کرده ام. نه تنها در درس آن دو حاضر می شدم بلکه درس آنان را برای دیگران تقریر می نمودم و در جلسه تقریر، گروهی از فضلا شرکت می کردند. مرحوم نائینی آخرین استاد من است که تا آخر عمر ملازم محضر او بودم و از وی اجازه روایت نیز دریافت کرده ام. او به من اجازه داد که کتب اربعه را از ایشان نقل کنم که ایشان نیز از شیخ خود محدث نوری (1254 ـ 1320) و او از شیخ انصاری نقل می کرده اند و طریق شیخ انصاری در نقل روایات واضح است. دیگر اساتید علاوه بر اساتید و مشایخ در فقه و اصول، آیت الله خوئی در نزد مشایخ و اساتید دیگری به تلمذ علوم و فنون دیگر اسلامی پرداخته است که به نام چند نفر از آنها اشاره می کنیم: 1ـ آیت الله شیخ محمد جواد بلاغی (1282 ـ 1352 هـ) وی استاد علم کلام عقاید و تفسیر بود و در عصر خود در حوزه نجف اشرف بی نظیر به حساب می آمد. آثار علمی ایشان در پاسخ مسیحیان و مادیگرایان همچنان مورد استفاده اهل تحقیق است و مرحوم آیت الله خوئی در علم کلام و عقاید و تفسیر، از شاگردان برجسته این استاد بزرگ به شمار می روند. 2ـ آیت الله سید ابوتراب خوانساری. وی در علم رجال و درایه تبحر خاصی داشت و در حوزه علمیه نجف، طلیعه دار این علم به شمار می رفت و یکی از اساتید مرحوم آیت الله خوئی در این رشته از علوم اسلامی است. 3ـ آیت الله سید ابوالقاسم خوانساری که ریاضی دان عصر خود بود و در ریاضیات عالی، استاد آیت الله خوئی محسوب می شود. 4ـ آیت الله سید حسین بادکوبه ای که استاد بلامنازع فلسفه و عرفان در نجف اشرف بود و آیت الله خوئی دو رشته مزبور را در نزد وی آموخته است. 5ـ آیت الله سید علی قاضی. عارف و سالک عصر، که شاگردان ممتازی را پرورش داد و بی شک نقش عمده و اساسی در مراحل سیر و سلوک آیت الله خوئی به عهده داشت... ... در اینجا باید گفت که آیت الله خوئی وقتی وارد نجف اشرف شد در واقع یک نوجوان 14 ساله بود که به خواندن مقدمات و سطوح پرداخت ولی از همان آغاز، نبوغ و ذکاوت در سیمای وی آشکار بود و در محافل علمی حوزه، این نوجوان به عنوان یک طلبه فاضل، خوش فهم، تلاشگر و کوشا، جلوه نمود و به حسن شهرت و فوق العاده بودن، معروف شد. به نوشته استاد سبحانی: او از سه قوه و استعداد روحی فوق العاده برخوردار بود که کمتر این سه قوه در یک فرد جمع می شوند: 1-فهم و هوش و دریافتن مطالب به صورت صحیح. 2-حفظ و ضبط مطالب بدون آنکه با مرور زمان فراموش شود. 3-تصرف و موشکافی در مطالب و در نتیجه: نوآوری.1 مرحوم آیت الله خوئی از دوران جوانی به نبوغ و استعداد فوق العاده و حفظ و ضبط و تصرف و ابتکار و نوآوری معروف بود و همین سه عامل بود که در سنین سی سالگی او را جزء مدرسان «خارج» ساخت تا آنجا که شاگردان آن مرحوم می گویند: وی از سال 1350 هـ ق بحث خارج را آغاز نمود که در آن گروهی از فضلا شرکت می کردند. و این حکایت از این دارد که آن مرحوم چه اندازه جودت فهم و استعداد عالی داشته و چه قدر در تحصیل علم و دانش ساعی و کوشا بوده که توانسته است در جوانی به درجه رفیع اجتهاد مطلق نایل شود و بر عالیترین کرسی تدریس حوزه علمیه نجف، تکیه بزند. بی مناسبت نیست در اینجا اشاره شود که دوران تحصیل آیت الله خوئی، همراه با رفاه و آسایش و تأمین وسائل زندگی مختصر مادی طلبگی نبوده بلکه ایشان، مانند دیگر طلاب و محصلین حوزه های علمیه، و مراجع عظام، دوران طلبگی و تحصیل را با سختی و عسرت گذرانیده و حتی با قبول «نماز استیجاری» و یا انجام «زیارت نیابتی» هزینه تحصیل و زندگی خود را تأمین می کرده است. در میان اسناد خانوادگی ما، سندی از هفتاد و دو سال پیش ـ یعنی در همان اوج شکوفائی تحصیل و تدریس و اجتهاد آیت الله خوئی ـ وجود دارد که نشان می دهد که ایشان با قبول انجام زیارت، بخشی از هزینه تحصیل خود را تأمین می کرده است... قبوض موجود از مرحوم آیت الله ممقانی و سپس از طلاب فاضل آن دوران، نشان می دهد که علیرغم ادعاهای دشمنان یا معاندان، تحصیل علوم اسلامی هیچگاه با رفاه و منظورهای مادی و دنیوی همراه نبوده است... بهرحال: آیت الله خوئی از همان زمان جوانی کرسی تدریس خارج را در حوزه علمیه نجف در اختیار داشت و تا این اواخر هم، علیرغم اشتغالات مرجعیت، همچنان کار اصلی او تدریس، تألیف و تربیت شاگردان برجسته در علوم اسلامی، بوده است. ویژگی ها و آثار علمی هر مرجعی در زندگی خویش ویژگی هایی دارد و این مرجع عالیقدر، علاقه بیشتری به تدریس و تألیف و تربیت استاد و فقیه داشته است، از این جهت می بینیم که در این مدت 70 سال (1340 ـ 1410 هـ ق) که قدرت و توانائی تدریس داشت، صدها مجتهد مطلق و استاد ارزنده که هر یک می تواند حوزه فقهی شیعه را اداره نماید، در حوزه خود پرورش داد و هم اکنون عده ای از آنان در نجف و بلاد عراق و ایران و لبنان و پاکستان و کشورهای دیگر عهده دار وظائف سنگین هستند و برخی از آنان چون شهید آیت الله سید محمد باقر صدر به درجه رفیع شهادت نایل آمدند و غالب آنان دروس استاد خویش را به رشته تحریر در آورده اند که شرایط حاکم بر عراق اجازه طبع اغلب آنها را نداده است. اما در عین حال، در قلمرو «اصول» و «فقه» از این استاد بزرگ آثار زیادی چه به قلم خویش و چه به قلم شاگردانش منتشر شده که بدون اغراق باید گفت که در تاریخ مرجعیت شیعه بی نظیر است. آیت الله خامنه ای، مقام محترم رهبری، در اشاره به این ویژگی مرحوم آیت الله خوئی می گویند: «باید یاد نیکی از عالم بزرگوار و مرجع عظیم الشأنی که اخیراً رحلت کردند یعنی مرحوم آیت الله آقای خویی بکنیم، ما به ایشان نه از دید یک مرجع، بلکه از دید یک محقق، مؤلف و مدرس موفق نگاه می کنیم. آنچه که درباره این بزرگوار و امثال ایشان غالباً بعد از وفات صحبت می شود، جنبه های مربوط به مرجعیت این بزرگواران است، در حالی که آنچه در زندگی این افراد و شخصیت های برجسته، اهم است خصوصیاتی است که مستقیماً به مرجعیت آنها، مربوط نیست بلکه می شود گفت مرجعیت آنها ناشی از آن خصوصیات است و آن همان جنبۀ علمی، تحقیقی تدریسی و کار موفق و پیگیر آنان در این زمینه است. اگر شما به زندگی این بزرگوار نگاه کنید می بینید حداقل در سه رشته علمی و درس مهم، دارای فرآورده های تحقیقی هستند که یکی فقه، دیگری اصول و سومی رجال است. این همه کتاب های فقهی و اصولی که شاگردان ایشان نوشته اند، همه از کلمات ایشان است و شما به این ها اضافه کنید آنچه را که از قلم خود ایشان مستقیماً صادر شده است. کتاب بزرگ کم نظیر رجالی ایشان که ظاهراً آن را در سال های اواخر عمرشان نوشته اند ـ چون ذکر می کنند که من این کتاب را با اشتغال زیاد و در دوران پیری می نویسم ـ یک فرآورده علمی عظیم است. حال شما ببینید یک عالمی که این مقدار فرآورده علمی دارد چقدر می تواند تأثیر در حوزه های علمی نه فقط در زمان خود، بلکه حتی بعد از زمان خود بگذارد.» اینک، ما در این فرصت کوتاه، به بررسی اجمالی بخشی از آثار گرانبها، تقریرات و تألیفات ارزشمند این مرجع بزرگوار می پردازیم: 1ـ التنقیح: تقریر استاد، شیخ علی غروی تبریزی، از دروس آیت الله خوئی است که تاکنون 9 جلد از آن ـ در مباحث اجتهاد، تقلید، طهارت و صلاة ـ به طبع رسیده است. 2 ـ مستند العروة الوثقی: نگارش استاد حاج شیخ مرتضی بروجردی. این کتاب نیز تقریرات استاد اعظم آیت الله خوئی به موازات کتاب «التنقیح» است، ولی چون مباحث مربوط به اجتهاد و تقلید و طهارت در کتاب «التنقیح» آمده است، وی انتشار تقریرات خود را از کتاب «صلاة» آغاز نموده و تاکنون 5 جلد آن را منتشر ساخته و همچنین مباحث مربوط به «صوم» را در دو جلد و «اجاره» را در یک جلد منتشر کرده است. 3ـ معتمد العروة الوثقی: نگارش استاد سید رضا خلخالی. این عالم بزرگوار که هم اکنون در زندان بعثی ها به سر می برد، مباحث استاد خود را در رابطه با مسائل «حج» در 5 مجلد منتشر نموده است. 4 ـ مبانی العروة الوثقی: از فرزند دانشمند آن فقید سعید آقا سید محمد تقی است که درس های فقهی والد خود را درباره «نکاح»، «مساقات»، «مضاربه»، «مزارعه»، «غصب» و... در چهار جلد به نام فوق، منتشر ساخته است. 5 ـ فقه الشیعه: از سید مهدی خلخالی. این مرد دانشمند نیز تقریرات درس استاد خود را در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید و طهارت» و... در 5 جلد منتشر ساخته است. 6 ـ منهاج الصالحین: یک دوره متن فقهی است که به قلم خود آیت الله خوئی است و تاکنون چندین بار در دو مجلد، به زیور طبع آراسته شده است. 7 ـ تکملة المنهاج: این کتاب حاوی مسائلی است که در منهاج الصالحین نیامده است. 8 ـ مبانی التکملة: در این کتاب، مسائل «تکمله المنهاج» به صورت استدلالی مطرح شده و قسمتی از احکام مربوط به «حدود و دیات و قضا و شهادات» که متن آنها در منهاج الصالحین نیست، نقل شده است. 9 ـ حاشیه العروة الوثقی: در این کتاب حواشی معظم له، به طور مستقل با متن عروه الوثقی، چاپ شده است. 10 ـ مصباح الفقاهه: در احکام مکاسب و بیع و خیارات، نگارش استاد شیخ محمد علی توحیدی در 7 جلد که تاکنون سه جلد آن چاپ شده است ـ مرحوم توحیدی در ماه مبارک رمضان 1395 هـ در قم به رحمت حق پیوست ـ 11 ـ فقه العترة: در دو جلد. 12 ـ تحریر العروة. 13 ـ محاضرات فی الفقه الجعفری: در دو جلد. 14 ـ الدرر الغوالی فی فروع العلم الاجمالی: نگارش حاج آقا رضا لطفی که در سال 1368 در تهران به طبع رسیده است. 15 ـ الرأی السدید فی الاجتهاد و التقلید. 16 ـ رسالة فی تحقیق الکر. 17 ـ رسالة فی حکم اوانی الذهب. البته ما در اینجا، تنها به بخشی از کتب فقهی که به قلم خود استاد بزرگ یا به خامه اصحاب درس ایشان تحریر یافته، اشاره کردیم و یک نظر کوتاه بر این فهرست، ما را با عظمت خدمت و شدت علاقه ایشان به فقه و تربیت فقیه، آشنا می سازد. مجلدات چاپ شده از آثار ایشان بالغ بر 50 جلد می باشد و اگر ما فهرست کتاب هایی را که پیرامون فقه به قلم خود این فقیه نوشته شده یا به وسیله شاگردان او نگارش یافته اما تاکنون به زیور طبع آراسته نشده، بر این رقم بیفزاییم، فکر و اندیشه از عظمت کار او به شگفت در خواهد آمد!. *** ... البته در قلمرو مسائل فقهی بالغ بر 50 اثر از آن مرجع بزرگ منتشر شده است ولی در مباحث اصول نیز آثار زیادی از آن استاد بزرگ به یادگار مانده است... و آن بزرگوار در علم اصول نادره دوران بود. اسامی بعضی از آن آثار به قرار ذیل است: 1 ـ اجود التقریرات، در دو جلد، مرحوم آیت الله خویی در این کتاب دروس استاد خویش مرحوم علامه نائینی را در علم اصول به رشته تحریر درآورده و هر دو جلد آن به نظر استاد رسیده و در بیروت چاپ شده است و اخیراً جلد اول آن با یک رشته تعلیقات از مؤلف، در تهران تجدید چاپ گردیده است. 2 ـ محاضرات فی اصول الفقه، نگارش شیخ محمد اسحاق فیاض. این کتاب یک دوره تقریرات درس اصول استاد فقید است که تاکنون تنها از آن 5 جلد انتشار یافته است و مسائل عقلی علم اصول به صورت مخطوط باقی است. 3 ـ مصباح الاصول، نگارش سید سرور بهسودی که مباحث عقلی را در سه جلد منتشر نموده است. (از سرنوشت مؤلف این کتاب مدتی است خبری نیست گویا به وسیلۀ دژخیمان نظام پیشین افغانستان به شهادت رسیده است)؟ 4 ـ مبانی الاستنباط، در 4 جلد، حاوی مباحث عقلی، نگارش و تقریر استاد حاج سید ابوالقاسم کوکبی تبریزی است. 5 ـ مصابیح الاصول در یک مجلد، نگارش سید علاءالدین بحرالعلوم است که قسمتی از مباحث الفاظ در آن آمده است و اجزاء دیگر آن به صورت خطی باقی است. 6 ـ دراسات فی الاصول العملیه، در یک جلد، تألیف سید علی شاهرودی. 7 ـ جواهر الاصول، در یک جلد. آیت الله فقید در معجم الرجال الحدیث از این دو کتاب نام برده است. تا اینجا ما با بخشی از آثار به جا مانده از آن استاد بزرگ در علم اصول آشنا شدیم، و هرگاه اسامی آنچه که از خود آن فقید یا از شاگردانش نگارش یافته و منتشر نشده است بر آن بیفزاییم، عظمت کار ایشان در بسط این علم بیشتر جلوه می کند. آثار دیگر 1 ـ البیان فی تفسیر القرآن و: نفحات الاعجاز در تاریخ مرجعیت شیعه، افراد معدودی را می بینیم که در عین تبحر در فقه و اصول، در دیگر فنون اسلامی نیز متخصص بوده اند مثلاً شیخ بزرگوار شیعه مرحوم مفید، در حالی که فقه شیعه را به صورت جالب تنظیم کرد و پایه های آن را از نظر اجتهاد استوار ساخت، در قلمرو کلام متکلمی بی نظیر و در میدان حدیث، محدث ماهر و در عرصه تاریخ، مورخ توانائی است و کتاب های او در رشته های مختلف نشانه نبوغ و جامعیت اوست و در عین حال، زعامت شیعه را بر عهده داشت. این نمونه از مراجع، در تاریخ شیعه کم نبوده اند و نمونه های دیگری به چشم می خورند. در عصر ما آیت الله آقای خویی، در حالی که متخصص فقه و اصول بود و متجاوز از نیم قرن کرسی تدریس این دو رشته را در حوزه نجف در اختیار داشت، از دیگر علوم و فنون نیز غفلت نورزیده و دارای اطلاعات وسیع و جامعی بود. در دوران جوانی ایشان که تبلیغات مسیحیان بر ضد اسلام و قرآن در کشورهای عربی در حال افزایش بود کتابی به نام «نفحات الاعجاز» نوشته و از حریم قرآن با قاطعیت کامل، دفاع نموده اند. مرحوم آیت الله خوئی روزگاری احساس کرد که حوزه نجف، به صورت دانشکده فقه و اصول درآمده و سایر رشته های علوم به خصوص علوم قرآنی و مسائل تفسیری مورد توجه طلاب و فضلا قرار نمی گیرد. بدین جهت در سال 1370 هجری قمری درسی به عنوان تفسیر و علوم قرآن دایر نمود که نخستین اثر آن کتاب «البیان فی تفسیر القرآن» است که به طور مکرر چاپ شده و منتشر گردیده است. این اثر گرانبهای استاد، یکی از مصادر علاقمندان علوم قرآنی و تفسیر است و به حق شایسته بود استاد فقید این تألیف را تا آخر قرآن ادامه دهد. در این جلد هرچند مقدمات علوم قرآن به صورت وسیع مورد بررسی قرار گرفته ولی از تفسیر قرآن تنها به تفسیر سوره مبارکه حمد اکتفاء شده است و از نظر علوم قرآنی در چهار موضوع تحقیق شایان توجهی انجام یافته است: الف ـ بخش اعجاز قرآن از دیدگاه های مختلف که در نوع خود، کار ابتکاری بوده است و هرچند بخشی از آنها را استاد وی شیخ محمد جواد بلاغی (1282 ـ 1352) در کتاب ارزشمند «آلاء الرحمن» آورده است، ولی شاگرد بافضیلتش بسیاری از آنها را پرورانده و در بخشی نوآوری های زیبائی دارد. ب ـ مسأله تحریف قرآن! که دشمنان آن را به شیعه نسبت داده اند، استاد از نظر تاریخ جمع آوری قرآن، به این حقیقت رسیده است که در قرآن به هیچ نحو کاستی و فزونی رخ نداده و نمی توانست رخ دهد و به شبهاتی که در این باره معاندان و کوته فکران مطرح می کنند، به خوبی پاسخ داده و سرانجام ثابت نموده است که قرآن در زمان خود پیامبر اکرم جمع آوری شده است. ج ـ مسأله ناسخ و منسوخ... افراط گران در قرآن به نسخ فراوان قائل شده و از این طریق از عظمت آن کاسته اند، استاد با تبحری که در مسائل تفسیری و فقهی دارند 36 آیه را که در آنها ادعای نسخ شده، مطرح کرده و ثابت نموده اند که نسخ در آنها راه نیافته است. د ـ مسأله قراءات سبع که توجه بسیاری از قاریان قرآن را به خود مشغول ساخته و به جای امعان نظر و دقت در قرآن به فراگیری اختلاف قراءات پرداخته اند، معظم له ثابت نموده که قراءات سبع، فاقد سند معتبر می باشد. با توجه به چنین بحث های ابتکاری، شایسته بود که استاد، همین کار علمی را ولو به وسیله شاگردان خود به گونه ای استمرار می بخشید و خود نیز البته به آن علاقه وافر داشت ولی حوادث روزگار اجازه اتمام کار را نداد و خود آن مرحوم نیز از توقف این کار، اظهار تأسف کرده و می گوید: «... الی ان حالت ظروف قاسیه دون ما کنت ارغب فیه من اتمام وکم کنت اوُدّ انتشار هذاالدرس و تطویره»2 2ـ معجم رجال الحدیث علم رجال، ـ یعنی شناسایی راویان حدیث از نظر وثاقت و اتقان روایت ـ این علم یکی از ارکان اجتهاد است و از زمان ائمه اطهار مورد توجه یاران آنان بوده و کتاب هایی در این باره تألیف کرده اند. حسن بن محبوب (150 ـ 224 هـ ق) که از اصحاب امام کاظم(علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام) بود کتابی به نام «المشیخه» نوشته و در اختیار محدثان آن عصر قرار داده است و این علم پیوسته از زمان امامان تا به امروز راه تکامل خود را پیموده و طبق نقل محقق خبیر مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در کتاب «مصطفی المقال» قریب (500) اثر رجالی به صورت های مختلف از طرف علمای شیعه نوشته شده است. دانشمندان رجالی در تنظیم مطالب این علم، یکی از دو راه را پیموده اند: 1 ـ نگارش اسامی رُوات به صورت الفبائی. در این روش فقط انسان راویان و خصوصیات آنها را می شناسد ولی طبقه او در حدیث به روشنی شناخته نمی شود. 2 ـ نگارش رجال به صورت طبقات، در این روش، رجال به صورت طبقات نوشته می شوند، یعنی هر نسل از راویان به عنوان یک طبقه، مورد بررسی قرار می گیرد. مرحوم آیت الله خوئی کتاب «معجم رجال الحدیث» را در 23 جلد منتشر ساخته و تاکنون دو بار به زیور طبع آراسته شده است و اساس آن را طبقات تشکیل می دهد. او هر چند از روش شیخ طوسی که امام هر عصر را محور طبقه قرار داده، پیروی نکرده و همچنین از اینکه راویان حدیث را از نظر تاریخ وفات طبقه بندی کند، صرف نظر نموده و همه روات را به صورت الفبائی ذکر کرده است، ولی ابتکاری که در آن به خرج داده اینست: اولاً: همۀ مشایخ و تلامیذ راوی با ذکر محل روایت از قبیل باب و جلد و صفحه را می آورد و از این طریق مراجعه کننده مشایخ و تلامیذ هر راوی را به خوبی می شناسد و ثانیاً تعداد روایت هر راوی را با ذکر جایگاه از نظر کتاب و جلد و باب یادآور شده و انسان از این طریق به مقام علمی راوی واقف می شود و چه بسا راوی حدیث است که بیش از یک حدیث یا چند حدیث انگشت شمار از معصوم نقل نکرده است، ولی در این میان راویانی هم هستند که هزاران حدیث از پیشوایان معصوم نقل کرده اند و مسلماً این نوع از راویان متخصص حدیث بوده اند، در حالی که راویان نوع اول، نقل حدیث برای آنها جنبه اتفاقی داشته است. و ثالثاً: به اختلاف نسخه ها اشاره کرده و احیاناً اغلاط آنها را هم در ضمن فصلی یادآور شده است و بدین وسیله خدمت بزرگی به کتب حدیث به ویژه کتب اربعه شیعه نموده است... 3 *** اینها، نمونه هایی از کتب و آثار علمی مرحوم آیت الله خوئی است اما اسامی بعضی دیگر از آثار ایشان که هنوز چاپ نشده اند، عبارتند از: 1ـ أضاءة القلوب 2 ـ فقه القرآن علی المذاهب الخمس 3 ـ فهرست جامع الشتات 4 ـ ازاله المحادة عن ملک المنافع المتضاده 5 ـ أثارة العقول 6 ـ قاعدة التجاوز 7 ـ تعارض الاستصحابین 8 ـ رساله فی الخلافه. آنچه گفته شد قطره ای از دریای وجود علمی آیت الله خوئی است. البته ضیاء پرتو افکار نوین و پرفروغ وی در آثار نفیس علمی او چون فقه و اصول و تفسیر و رجال خلاصه نمی گردد، بلکه شعاع تجلیات افکار این وحید عصر در تلامذه برجسته و شاگردان مکتب وی بیشتر مشهود است، که آیت الله گلپایگانی به گوشه ای از آن چنین اشاره می کنند: «... شخصیتی که متجاوز از نیم قرن، خورشیدوار در آسمان عالم اسلام نورافشانی می نمود و در مکتب علم و فقاهت و تربیت او هزاران عالم و مدرس پرورش یافته اند... آیت الله خوئی در عصر حاضر الحق افتخار دنیای اسلام و جهان تشیع و ستاره درخشان علم و فقاهت بودند آثار ممتاز علمی ایشان در فقه و اصول و رجال و تفسیر مورد استفاده علمای اعلام و حوزه های علمیه بوده و خواهد بود...» و مقام معظم رهبری در پیام ژرف خویش جایگاه تاریخی این رادمرد الهی و بزرگ پرچمدار علوم اهل بیت را اینگونه اشاره دارند: «این حادثه (رحلت آیت الله خوئی) برای جهان اسلام و مخصوصاً حوزه های علمیه مصیبتی بزرگ است. آن عالم بزرگ بقیۀ سلف صالح و یکی از پرچمداران علوم اسلامی و یکی از مراجع بزرگ تقلید دوران معاصر بود. ایشان در بسیاری از علوم اسلامی رایج در حوزه های علمیه از اساتید مسلم و کم نظیر به حساب می آمد. فقیهی بزرگ و اصولی ای عمیق و مفسری نوآور و رجالی ای صاحب مکتب و متکلمی زبردست بود...» -------------------------------------------------------------------------------- 1 . مکتب اسلام، شماره 6 سال 32، مورخ مهرماه 1371، صفحه 17. 2 . معجم الرجال الحدیث، ج 22، ص 19. 3 . مکتب اسلام، شماره 6 سال 32، مقاله استاد جعفر سبحانی. منبع : فصلنامه تاريخ و فرهنگ معاصر شماره 5 سلام ان شاءالله بزودي لينك هاي زير در اين صفحه ثبت مي گردد. دستور العمل امام صادق عليه السلام آيت الله حق شناس ره علامه اميني ره كمال الدين مسلمان علوي و .. فوايد دوستي با آل پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آيت الله سيد حسن قمي ره آيت الله خوانساري ره آيت الله گلپايگاني ره شيخ عباس قمي ره آيت الله مرعشي نجفي ره آيت الله تبريزي ره آيت الله يزدي يك انديشمند شيعه مصري نامه نگاري انشتين با آيت الله بروجردي ره |
|||
|
|
۱۶:۵۷, ۸/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۲ ۲۱:۱۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
شور و شعف ورود به سال نو شما را از واجبات باز ندارد، مبادا به بهانه دید و بازدید و یا تفریح، وظایف ابتدایی که خداوند برای هر مسلمان در نظر گرفته را فراموش کنیم، نمازهای واجب و اعمال عبادی را به تاخیر انداخته و یا خدای ناکرده عبادت واجب را دیرهنگام به جای آوریم. SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:
عیدانه معنوی «شیعه نیوز» به شما هموطنان ارجمند تشریح جایگاه نماز و آثار نورانی آن و تاثیر نماز در تطهیر روح فرد و تعالی جامعه به قلم آیتالله جوادیآملی است. *شرط قبولی عبادات از امام صادق (سلام اللهعليه) نقل شده است كه فرمود:«أوّل ما يحاسب به العبد عن الصلاة فإذا قُبلت قُبل منه سائر عمله وإذا رُدّتْ عليه رُدّ عليه سائر عمله، فإذا صلّيت فأقبل بقلْبك إلي الله عزّ وجلّ فإنّه ليْس من عبدٍ مؤمنٍ يُقبِل بقلْبه علي الله عزّ وجلّ فى صلاته ودعائه إلا أقبل الله عليه بقلوب المؤمنين إليه وأيّده مع مودّتهم إياه بالجنّة» . اول چيزي كه انسان به آن محاسبه مي شود نماز است. اگر نماز قبول شد ساير اعمال هم از نمازگزار قبول مي شود و اگر رد شد اعمال ديگر نيز مردود است. پس هرگاه نماز مي خواني، با قلب خود متوجه خداي سبحان باش تا دعا و نماز تو قبول شود و خدا با قلوب مؤمنان به تو رو كند. *نمازگزار از نگاه قرآن قرآن كريم نماز و نمازگزار را به خوبي معرفي فرموده است؛ نمازگزار كسي است كه مسائل مالي بر عهدهٴ او نيست، طمع و آز در درون او نيست. وقتي كه طبيعت دنياپرست انسان را خالق انسانْ تبيين مي كند كه: (إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿ المعارج ۱۹﴾إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا ﴿ المعارج ۲۰﴾وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا﴿ المعارج ۲۱ ﴾إِلَّا الْمُصَلِّينَ ﴿ المعارج ۲۲﴾. ابتدا مفاسد طبيعت انسان را تشريح مي كند؛ آنگاه مي فرمايد: نمازگزاران از اين رذايل محفوظ اند. معلوم مي شود نماز، انسان را از اين رذايل محفوظ و تطهير مي كند. بنابراين، فضيلت و كمال انسان از نماز خواهد بود؛ زيرا نماز بسياري از فضايل را براي انسان تحصيل، و بسياري از رذايل را برطرف مي كند. *نماز از نگاه امیرالمومنین(علیه السلام) اميرالمؤمنين (سلام اللهعليه) در نهج البلاغه از رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل فرموده كه: من در عجبم از كسي كه چشمه اي درِ منزل اوست و شبانه روز پنج بار در آن چشمه شستشو مي كند، با اين حال، باز آلوده است. چون نماز مثل چشمهٴ زلال است كه انسان نمازگزار در وقت هاي پنجگانه در آن شستشو مي كند . نمازكوثري است كه انسان را تطهير مي كند. قهراً اگر ما از نماز اين طهارت را در خود احساس نكرديم، بايد بپذيريم آن نماز واقعي را نخوانده ايم. ممكن است نماز صحيح باشد، لكن مقبول نيست؛ زيرا نمازي مقبول است كه روح انسان را تطهير كند. آنگاه گذشته از اقبال الهي و بهشت؛ خداوند متعال، دلهاي ديگران را متوجه شما مي كند و شما محبوب ديگران مي شويد. *دعای نمازگزار مستجاب است چه ذخيره اي بالاتر از اينكه دلهاي مؤمنان به طرف انسان متوجه باشد؟ زيرا در مشكلات، مؤمنين يار انسانند. دعاي مؤمنان نسبت به انسان مؤثر است. اگر انسان بخواهد مؤمنان مشكل او را حل كنند، براي او دعا و طلب آمرزش كنند، بايد قلب خودش را مخصوصاً در حال نماز متوجه خداوند سازد. وقتي انسان در نماز، قلب را مهار مي كند كه چشم و گوش را در بيرون مهار كرده باشد. اگر در بيرون نماز، چشم و گوشش را حفظ كرد، در نماز دشمن دروني هجوم نمي آورد. مهم آن است كه انسان در بيرون نماز خود را حفظ كند. مرکز خبر حوزه سلام " يكي از شيعيان و محبان مولا اميرالمومنين عليه السلام علامه بزرگوار اميني رحمه الله عليه است . ![]() اين بزرگ احياگر ولايت نمونه اي بس بزرگ و الگويي براي بسياري از شيعيان بوده و هست كه در راه حق چه خدماتي از خود نشان داده و چه افرادي را از افتادن در باتلاق گمراهي و ظلالت نجات داده اينك مختصري از اعمال و رفتار اين بزرگ مرد عرصه مذهب شيعه را مي خوانيم روحش شاد يادش گرامي " [/font]از ويژگيهاي بارز اميني، سفرهاي پربارش به شهرها و بلاد اسلامي است كه با اهداف علمي فرهنگي اصلاحي زير انجام ميگرفت: تحقيق و پژوهش در كتابخانهها و يادداشت برداري و استنساخ از كتب شيعه و سني (بويژه مآخذ خطي كهن) براي الغدير و ساير آثار خويش، برخورد و ملاقات با استادان حوزه و دانشگاه، اصلاح و ارشاد مردم، تربيت اهل علم و تأثير در آنان، و گاه نيز اقامه جماعت، ايراد سخنراني براي توده مردم و نيز دانشگاهيان، القاي بحث و ايجاد زمينههاي فكري در مسائل مربوط به فلسفه حكومت در اسلام و ابلاغ پيام «غدير». شهرهايي كه علامه با خصوصيات يادشده به آنها سفر كرده است، گذشته از شهرهاي عراق، از قرار زير است: حيدر آباد دكن، عليگره، بمبئي، لكهنو، كانپور، پتنه، رامپور، جلالي (در هند)، اصفهان، قم، مشهد، همدان، كرمانشاه، تبريز، بيروت، دمشق، مكه، مدينه، فوعه، كفريه، معره مصرين، نبل، حلب و...، كه گزارشي از اين سفرها انتشار يافته است.6 وي در اين سفرها «همواره مورد تجليل عالمان مذاهب قرار ميگرفت. استادان دانشگاهها به استقبال او ميشتافتند. دانشمندان و مديران كتابخانهها از سني و شيعه از سر اخلاص وسايل تحقيق را در اختيار او ميگذاشتند. عالمان سنت با او تماس ميگرفتند. شاعران در گراميداشت او خطابهها ميسرودند. متصديان كتابخانهها، نشريات و فهرست كتابخانههاي خويش را به او تقديم ميكردند». علامه اميني، عمدتا به وجه «علمي و تحقيقي» شناخته شده و كمتر كسي با وجه «سياسي» او آشناست و اين در حالي است كه به قول استاد محمدرضا حكيمي اميني از امام خميني، با عنوان «ذخيره الهي در بين شيعيان» ياد ميكرد و در گزارش مأموران ساواك، از تلگرافهاي بسيار اميني در حمايت از شخص امام (هنگام تبعيد ايشان به عراق) سخن رفته است [font=Tahoma]به عنوان يكي از مهمترين و پربارترين سفرهاي اميني (از حيث تبليغي)، بايد از سفر مشهور وي به اصفهان ياد كرد كه با منبرهاي پرشور او در شرح فضائل و مقامات اميرمومنان علي عليه السلام (با استناد به مآخذ مهم اهلسنت)، و رد شبهات و تحريفات دشمنان آن حضرت در اين زمينه، همراه بود. آيتالله حاج سيد حسن فقيه امامي دام ظله نقل ميكند: ايشان يك ماه اصفهان ماندند و منبر رفتند: دهشب در مسجد سيد، ده جلسه در مسجد نو، و دهشب هم در مسجد جامع. آقايان علما به خاطر شدت علاقهشان به اين مرد، همگي مساجدشان را تعطيل كردند و در مسجد جامع، نماز جماعتي به امامت علامه اميني تشكيل شد كه تا الان به ياد ندارم نماز جماعتي به آن شكوه در اصفهان برگزار شده باشد. تصور كنيد، از محراب مسجد جامع تا بيرون مقبره علامه مجلسي قدس سره، جمعيت بود! و پس از نماز هم منبر ميرفتند... نقل از سايت SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز : سلام خواندن اين لينك هم خالي از لطف نيست . http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid192740 موفق باشيد يا علي عليه السلام |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۸/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
علي ولي الله
جلسات دید و بازدید نوروزی را با پندها و نصیحتهای بزرگان زینت ببخشید؛ زیرا یکی از گواهان قیامت زمان است و روز معاد، لحظههای عمر بشر بر وزین بودن حرفهای ما، یا خدای ناخواسته بیهوده بودن گفتارها گواهی خواهند داد. SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:
در این ایام توجه کاربران ارجمند را به توصیههای اخلاقی عابد زاهد مرحوم آیتالله حقشناس جلب میکنیم. جایی که ملائکه حضور نمی یابند قلب، خانه ملائکه است، صفات رذیله مثل سگهای پارس کننده هستند و ملائکه در خانه ای که سگ باشد وارد نمیشوند. سه امری که وسوسه شیطان را از بین میبرد وقتی به این سه امر متخلق (متصف) شدی وسوسه شیطانی در تو از بین میرود: اول اینکه هر چه در دست توست ملک خودت ندانی. دوم مدبر امور را خداوند متعال بدانی و اگر عمل نیک انجام دادی، از آن خدا بدانی . سوم اینکه تمام اشتغال خود را در انجام اوامر و نواهی صرف کنی. راه مبارزه با نفس ابلیس شاگرد نفس است، اگر شما بخواهید این نفس را که استاد شیطان است بکوبید و رام کنید، باید خود را فقیر کنید. باید خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق هیچ بدانید. بعد از این مرحله، مرحله شبزنده داری است، این دو راه، را ه مبارزه با نفس است. مرکز خبر حوزه |
|||
|
|
۱۰:۵۰, ۹/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۲ ۱۰:۵۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
الا اي اهل العالم ببينيد اعتقاد شيعيان را و مقايسه كنيد با اعتقادات وهابيون و سلفي هاي جناياتكار كه نوكران حلقه بگوش و مجريان طرح هاي دد منشان و استكباران جهانخوار عامل ورود به بهشت چیست؟ "و هرکس کارهای شایسته انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، در حالی که مومن باشد پس آنان به بهشت وارد میشوند و کمترین ستمی به آنان نمیشود." به گزارش شيعه آنلاين به نقل از ایسنا، آیه 124 از سوره «نساء» در این ارتباط سخن میگوید: «وَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَیٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا یُظْلَمُونَ نَقِیرًا» ترجمه آیه: "و هرکس کارهای شایسته انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، در حالی که مومن باشد پس آنان به بهشت وارد میشوند و کمترین ستمی به آنان نمیشود." برخی از پیامهای این آیه: عامل ورود به بهشت، ایمان و عمل صالح است، نه ادعا و آرزو و نژاد زیرا در بهرهگیری از لطف خدا، همه نژادها، رنگها و ملل یکساناند. با انجام قسمتی از کارهای صالح، به بهشت امید داشته باشید. چون کمال، بینهایت و قدرت کسب انسان محدود است.برخلاف اعتقادات گروهی از یهود و مسیحیان، زن و مرد، در رسیدن به کمالات معنوی برابرند. ایمان، شرط قبولی اعمال است و خدمات انسانهای بیایمان، در همین دنیا جبران میشود و ارزش اخروی ندارند، اما جزای مومن نیکوکار، بهشت است.کلمهی «نقیر» از نوک زدن گرفته شده و به گودی هستهی خرما که گویا نوک خورده است، گفته میشود. بنابراین کارهای نیک، گرچه اندک باشد ارزش دارد. SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:
روِيَ عَنْ رسُولِ الله (صلّي الله عليه و آله وسّلم) قَال: حُبِّي وَ حُبُّ اَهْلِ بَيْتي نَافِعٌ في سَبْعَةِ مَوَاطِنَ اَهْوَالُهُنَّ عَظيمَةٌ عِنْدَ الْوَفَاةِ وَ في الْقَبْرِ وَ عِنْدَ النُّشُورِ وَ عِنْدَ الْكِتَابِ وَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ عِنْدَ الْميزَانِ وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ. ترجمه حدیث: پيامبر خدا (صلّي الله عليه و آله و سّلم) فرمودند: محبّت من و خاندانم در هفت موطن كه بسيار وحشتناك است سود بخش است: هنگام مرگ، در نشئه برزخ، هنگام کوچ از نشئه برزخ به قیامت، هنگام دریافت نامه عمل، زمان حساب، نزد ميزان و هنگام عبور از صراط. شرح حدیث: روایت از پیغمبر اکرم (صلّي الله عليه و آله و سّلم) منقول است که فرمودند: «حُبِّي وَ حُبُّ اَهْلِ بَيْتي نَافِعٌ في سَبْعَةِ مَوَاطِنَ اَهْوَالُهُنَّ عَظيمَةٌ»؛ دوستی نسبت به من و اهل بیتم در هفت موقعیّت سود بخش است؛ که این موقعیّت ها مواطنی است که خوف، بیم و ترس در آنها بزرگ است. تا اینجا اشاره به این معنا است که این رابطه درونی با پیغمبر اکرم و اهل بیت آن حضرت (علیهمالسلام) در این هفت موقعیت که انسان در آنها خوفناک است و خوف هم بزرگ است، اثر می¬گذارد. یعنی سودی که می¬رساند عبارت از این است که آن خوف و ترس تخفیف پیدا می¬کند. آن هفت موقعیت عبارتند از: 1- «عِنْدَ الْوَفَاة»؛ هنگامی که انسان از نشئه دنیا به نشئه برزخ کوچ می¬کند، خوفناک است. مرگ اینگونه است، ترسناک است. این محبّت آنجا اثر می¬گذارد و از ترس انسان می¬کاهد. 2- «وَ في الْقَبْر»؛ براساس روایات مراد از عالم قبر، نشئه برزخ است. نشئه برزخ هم ترسناک است. در آنجا هم این رابطه درونی سود بخش است. یعنی از آن خوفی که انسان در نشئه برزخ دارد، می¬کاهد. 3- «عِنْدَ النُّشُور»؛ آنگاه که انسان از نشئه برزخ به نشئه قیامت کوچ می¬کند. یعنی هنگامی که انسانها به قیامت برانگیخته می¬شوند و با آن صحنهها مواجه می¬شوند. در آنجا هم مثل مرگ که رفتن از نشئه دنیا به برزخ بود، دوباره انسان می¬ترسد. اینجا هم این رابطه درونی یعنی محبت پیامبر و اهل بیتش (صلواتاللهعلیهماجمعین) نافع است. 4- «وَ عِنْدَ الْكِتَاب»؛ آنگاه که صحیفه اعمال را بهدست انسان می¬دهند. در آنجا هم وقتی انسان خبردار میشود که در دنیا ¬چه کرده است، باز هم خوف شدید او را فرا می¬گیرد. مراد از کتاب، صحیفه اعمال است. مراد از «تَطائُر کتب» در قیامت هم این است که صحیفه عمل هر کسی را به دست خود او می¬دهند. در این هنگام نیز این رابطه محبّتی، اثر تخفیفی می¬گذارد. 5- «وَ عِنْدَ الْحِسَاب»؛ هنگام محاسبه اعمال. معنای حساب، بازجویی نسبت به اعمال است. آنگاه که از انسان بازجویی می-کنند، باز انسان خوف شدید می¬گیرد که چه جواب بدهم؟ این محبت، آنجا هم اثر می¬گذارد. 6- «وَ عِنْدَ الْميزَان»؛ آنگاه که اعمال را می¬سنجند، آنجا هم هولناک است. در آنجا هم این رابطه درونی اثر میگذارد. 7- «وَ عِنْدَ الصِّرَاط» هنگام عبور از صراط، که خوفش از همه جا بیشتر است، این محبّت سودمند است. به این ترتیبی که حضرت آوردهاند دقّت کنید! دقیقاً از عبور از نشئه دنیا تا آخر کار در آن لحاظ شده است. نکته اوّل: آن محبّتی اثربخش است که انسان آن را تا آخر به همراه داشته باشد و بتواند با خودش به آن نشئه ببرد. مهم این است! حواست جمع باشد که آن محبت عند الموت از بین نرود! چه چیزی این محبت را از بین می¬برد؟ معلوم است؛ کثرت گناه! نکته دوم: هرچند اینجا جای این بحثها نیست، ولی من فقط اشاره¬ای گذرا می¬کنم. اثرگذاری این رابطه دورنی در ربط با چیست؟ بهخصوص آنجایی که صحیفه عملم را به دستم می¬دهند، آن موقع که نگاه می¬کنم، در اين موقعيّت، محبّت به پيامبر اكرم و ائمه (عليهمالسلام) در دو رابطه براي انسان سودمند و اثر گذار است؛ یکی «مقبولیت طاعات» و دیگری «جبران نقایص طاعات». طاعات ما آفت دارد؛ این محبّت، آفت طاعات را از بین میبرد، این جسد را زنده می¬کند و این نقص را جبران می¬کند. توجّه داشته باشید که معنایش این نیست که این محبّت، معاصی را از بین می¬برد! برخی که در فهم روایات کجفهمند، اینجا اشتباه می¬کنند. آنچه می¬گویم، با توجه به جمیع معارف ما است که در روایات متعدده ما وارد شده است. مضمون این روایات این است که خیال نکنید حبّ ما اهل بیت در معاصی شما مؤثر است. نخیر، حبّ اهل بیت(علیهمالسلام) روی طاعات ما اثر می¬گذارد، آن هم در دو رابطه؛ یکی مقبولیت و دیگری جبران نقص آن طاعات. بنابر این، در این هفت موطن که هولناکند، و انسان از آنها بیم دارد، این محبت از بیم انسان می¬کاهد. بر اساس این روایت، این محبت «نافع» است. آن بیم و ترس، بالاترین زجر برای انسان است. انسان از این دنیا می¬خواهد برود، زجر می-کشد. اما محبّت آنها این زجر را از انسان می¬گیرد. در برزخ می¬خواهد زجر بکشد، این محبت از زجر کشیدن انسان می¬کاهد. در روز قیامت که می¬خواهد مبعوث شود و از آن نشئه به نشئه دیگر وارد شود، آنجا هولناک است؛ این محبّت از آن زجر می¬کاهد. تا صحیفه اعمال را بدستش بدهند زجر می¬کشد. آنجایی که بازجویی میکنند باز زجر می¬کشد. همینطور هنگام سنجش و میزان اعمال، در همه اینها انسان زجر میکشد. چه رسد به آخرِ کار که عبور از پل صراط است. امّا این حبّ در تمام این مراحل اثر گذار است و از خوف انسان میکاهد. نسبت به خود اعمال اثر دارد؛ روی طاعات اثر دارد، آن هم در این دو رابطه: یک: مقبولیت برای طاعات، دو: جبران نقایص طاعات. اما در مورد معاصي يا بايد در اين دنيا توبه كرد و يا ـنعوذباللهـ خداوند در اين مسير هولناك، فشارهايي را براي تطهير انسان در نظر مي¬گيرد. منبع: دفتر اطلاع رسانی آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی |
|||
|
|
۰:۳۳, ۱۰/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۲ ۰:۳۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي اين مطالب را ميزارم تا ببينند كه علما و مراجع و بزرگان دين ما هرگز به دنبال خون ريزي و جنايت نبوده و نيستند بلكه اين علما و مفتي هاي وهابي و سلفي هستند كه فقط و فقط در فكر جنايت و خونريزي هستند عالمان شيعه با علم و دانش همواره خواستند دنيا را به سوي كمال و هدايت سوق دهند و هرگز براي مخالفان مرگ را نخواسته اند روحشان شاد يادشان گرامي آشنایی مختصر با حیات ایت الله حاج سید حسن قمی (رحمت الله علیه)
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز : آيت الله سيد حسن طباطبائي قمي فرزند ارشد آيت حاج آقا سيد حسين طباطبائي قمي از آيات عظام و علماي مبارزي بود كه در دوران سلطنت رضا خان نقش مهمي در مخالفت با اعمال و اقدامات ضد اسلامي و ديني رژيم پهلوي داشت. وي در آخرين دهه قرن پيش در شهر نجف به دنيا آمد. درجواني به همراه پدرش كه به درخواست اهالي خراسان و سفارش ميرزا محمد تقي خان شيرازي بود، به مشهد مهاجرت نمود و تحصيلات خويش را در آن شهر آغاز نمود. در وقايع قيام مسجد گوهر شاد در سال 1314ش. در شهر مشهد كه نسبت به تغيير لباس و كشف حجاب روي داد، ايشان به عنوان اعتراض به همراه پدر بزرگوارشان عازم تهران شدند و پس از آنكه به دستور رضا خان به عتبات تبعيد گرديدند، از سوي پدر مامور جمع آوري خانواده و رساندن ايشان به عراق گرديدند. ازاين رو نامه اي براي محمود جم نخست وزير وقت تنظيم نمود و از ايشان خواست تا ارز مورد نياز را در اختيار خانواده قمي قرار دهد. پس از ورود به عراق تحصيلات خويش را در محضر اساتيدي چون ميرزا محمد حسين نائيني، شيخ محمد حسين اصفهاني و شيخ كاظم شيرازي دنبال كرده پس از مدتي به دليل گسترش ارتباطات همراه با شجاعت ذاتي و حسن معاشرت در ميان اقشار مردم محبوبيت خاصي پيدا كرد و به عنوان امامت جماعت مسجد گوهر شاد انتخاب شد. به همين دليل از ابتداي مبارزات مردمي عليه رژيم پهلوي، وي از پيشگاماني بود كه در تمامي مراحل نهضت اسلامي مردم ايران همگام با ساير مراجع و علماي بزرگ و مبارز نقش مهمي در پيشبرد انقلاب اسلامي ايفا نمود. وي در جلسه اي كه براي بررسي عواقب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در منزل آيت الله ميلاني تشكيل شده بود، سيد جلال تهراني استاندار خراسان را تهديد كرد كه در صورت عدم لغو تصويب نامه، مردم را به تحصن در مسجد گوهر شاد دعوت خواهد كرد. به دنبال تحريم عيد سال 1342ش. ازطرف امام خميني و اعلام عزاي ملي، نيروهاي نظامي و امنيتي خراسان به مجلس عزاداري كه به همين مناسبت با حضور ايشان و آيت الله ميلاني برگزار شده بود، حمله كردند. موضع گيري هاي قاطع آيت الله حسن قمي باعث گرديد كه قبل از فرا رسيدن محرم 1342ش. و 15 خرداد، ساواك مشهد در گزارشي پيشنهاد كند كه آيت الله قمي به علت اين كه هسته اصلي تشنج در شهر مشهد مي باشد، تبعيد گردد. بالاخره درروز 15 خرداد 1342ش. ايشان در برگشت از مسجد گوهر شاد توسط نيروهاي امنيتي رژيم پهلوي دستگير و به تهران منتقل گرديد. ايشان را در تهران همراه امام خميني به مدت 15 روز در زندان قصر زنداني كرده و بعد به پادگان عشرت آباد منتقل كردند. وي بعد از مدتي از زندان آزاد و به مشهد بازگشت وبه مبارزه خود عليه رژيم پهلوي ادامه داد. به دنبال تبعيد امام خميني از ايران و انتشار خبر آن در مشهد، علماي مبارز آن شهر در منزل آيت الله ميلاني اجتماع كردند و تصميم گرفتند تا به عنوان اعتراض نسبت به اقدام رژيم پهلوي در اخراج امام از ايران، در مسجد گوهر شاد تحصن نمايند. از جمله علماي شركت كننده دراين اجتماع آيت الله قمي بود كه بلافاصله منزل ايشان به محاصره نظامي در آمد. هم زمان با پخش تصويب قانون حمايت از خانواده در سال 1345ش. آيت الله قمي آن لايحه را مخالف شرع دانستند و با ارسال تلگرافي به هويدا ضمن اعتراض به اقدام وزير دادگستري از تقديم چنين لايحه اي به مجلس، بعضي از مفاد آن رادر زمينه ازدواج و طلاق مخالف احكام شرع و قران دانستند و از هويدا خواستند كه لايحه مذكوررا پس بگيرد. پس از اين جريانات رژيم پهلوي تصميم گرفت كه آيت الله قمي را از محل اقامت شان دور كند و به همين سبب در سال 1346ش. ايشان را از مشهد به زاهدان و خاش تبعيد نمودند. بعد از 14 ماه اقامت در خاش تا پيروزي انقلاب اسلامي نيروهاي امنيتي و انتظامي رژيم ايشان را به خانه اي واقع در كرج منتقل كرده و تحت حصر كامل و مراقبت ويژه قرار دادند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايشان مجددا در شهر مشهد ساكن گرديد. پس از سالها مبارزه سرانجام آيت الله سيد حسن طباطبائي قمي در تاريخ 20 خرداد 1386ش. دعوت حق را لبيك گفتند. |
|||
|
|
۱۹:۵۶, ۱۰/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
حزب الله قادر است تمام تکفیری ها را از بین ببرد
به گزارش شيعه آنلاين، معاون دبیر کل حزب الله لبنان در حاشیه برگزاری اجلاس علماء و بیداری اسلامی گپ و گفتی با خبرنگار "شما" داشت. آقای قاسم مهم ترین دغدغه اش را وحدت علمای جهان اسلام عنوان می کرد و گفت: علماء امت اسلام برای رسیدن به نقطه نظرات مشترکی دور یکدیگر جمع شده اند و برای همین و در مسیر تحقق تمدن اسلامی برگرفته از بیداری اسلامی در منطقه باید اختلاف ها را کنار بگذارند. علما باید برای رسیدن به وحدت و ایجاد یک امت واحد اسلامی که چشم اندازهای آن توسط رهبر معظم جمهوری اسلامی تبیین شد، عمل کنند. ما نباید تنها به این اجلاس بسنده کنیم و امیدوارم هرکدام از این علما برای تحقق امت واحده تصمیمات اتخاذ شده را عملی کنند. مشروح گفتگوی شما با شیخ نعیم قاسم را در زیر می خوانید.جناب شیخ نعیم قاسم به نظر شما سرمنشاء فتنه ها و اختلافات کنونی در منطقه چیست؟ فعالیت حزب الله جهت سرکوب این گونه اختلافات چگونه بوده است؟ دلیل و اساس فتنه و اختلافات کنونی در جهان اسلام وجود استکبار جهانی، صهیونیسم و کشورهای تابع آنها هستند. می دانیم که دشمنان پیوسته در تدارک آن هستند که به مقاومت خدشه ای وارد کنند یکی از مهم ترین مأموریت اجلاس بیداری اسلامی و علمای دین این است که اوضاع کنونی را بررسی کرده و مانع از آن شود که به اختلافات جزئی بین مذاهب اسلامی مشروعیت داده شود. سرمنشأ بحران های موجود سیاسی است و طائفی نیست مسأئله ی شیعه ـ سنی بهانه ای است به دشمنان مقاومت، تا که با این بهانه ی موهون بتوانند مقاومت اسلامی را از بین ببرند اکنون دو جبهه در مقابل یکدیگر ایستاده اند؛ جبهه ی حق جبهه ی مقاومت و جبهه ی باطل استکبار جهانی و صهیونیست است که زیرمجموعه های فروانی از جمله القاعده دارد. در ضمن زیرمجموعه های تروریست به گروه های تکفیری ختم نمی شوند بلکه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شامل این موضوع می شوند و از این قاعده مستثا نیستند. ما در لبنان جهت سرکوب فتنه های طائفی اقداماتی انجام داده ایم و این اقدامات ادامه دارد به حمدالله حزب الله لبنان توانسته است با فعالیت های اجتماعی، رسانه ای وسیاسی خود فتنه را تا حدی سرکوب کند نیروهای حزب الله با اخلاص و توکل بر خدا توانسته اند فعالیت های خود را حتی به خارج از لبنان برسانند و دستاوردهای خوبی را کسب کنند. تروریست ها مدعی آن هستند که حزب الله وارد اراضی سوریه شده و در امور سوریه دخالت و حقوق بین الملل را آشکارا نقض کرده است. به راستی این ادعا تا چقدر می تواند درست باشد؟ موضع تکفیری ها برای همه مشخص است. حزب الله به شکل واضح و صریح در عرصه ی بین الملل فعالیت می کند منطقه ی البقاع منطقه ای است که شامل چند روستای لبنانی می شود و این روستاها در اراضی سوریه واقع است جمعیت هموطنان لبنانی ما در این منطقه به بیش از 30 هزار نفر می رسد. دشمنان، هم وطنان ما را به قتل و تجاوز تهدید کردند آیا می شود ما دست روی دست بگذاریم و از هم وطنان خودمان دفاع نکنیم؟ بله حزب الله به دفاع از هم وطنان خود در سوریه برخواست و تاکنون از هم وطنان دفاع می کند و مانع از آن می شوند که تروریست های تکفیری تهدیدی به هم وطنان ما داشته باشند اما دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله علیها وظیفه ی هر مسلمانی است. یکی از کمربندهای حفاظت بارگاه حضرت زینب سلام الله علیها را حزب الله تشکیل داده است. همه بدانند که موضوع حفاظت از حرم حضرت زینب علیه السلام منحصراٌ توسط شیعیان نیست بلکه برادران اهل سنت هم با هم در حفاظت از حرم مطهر ایستاده اند. ما جنایات تروریست ها و حامیان آن ها را محکوم می کنیم، جنایاتی که در واقع به یک جنگ نابرابر تبدیل شده است و به ظاهر یک نزاع و درگیری قومی مذهبی است و مطئنا حزب الله لبنان در کنار ایران برای حل بحران این کشور تلاش خواهد کرد. در خصوص مسائله ی مقاومت در فلسطین، چندی پیش اسرائیل مدعی آن بود که حزب الله پهبادی را به سمت سرزمین های اشغالی بر فراز آسمان حیفاء فرستاده است، حزب الله سریعاً این خبر را تکذیب کرد به نظر شما رژیم صهیونیستی از این مسأله چه سودی می برد؟ تحلیل رسانه ها در رابطه با این موضوع چگونه بوده است؟ همانطور که گفتم فعالیت های داخلی و خارجی حزب الله برای هیچ کس چه دشمن و چه دوست پوشیده نیست سران رژیم صهیونیستی بدانند با این جنگ رسانه ای و صرف میلیاردها دلار واجیر کردن چند شبکه ی مزدورعربی و غیرعربی نمی تواند انگشت اتهام تروریست را به سمت حزب الله قرار دهد. این سناریو جدید اسرائیل است واین سناریو جدید اولین سناریو،علیه حزب الله نبوده است ما به تمامی تحلیلات صورت گرفته توسط رسانه های مزدور هیچ اهمیتی نمی دهیم. سران رژیم صهیونیستی بدانند که هرفعالیتی که علیه حزب الله داشته باشند چه در راستای بین الملل و چه در راستای رسانه شکست خواهند خورد چرا که حزب الله متکی بر ارزش های انسانی است ولی اسرائیل مملو از خباثت و طغیان است. حزب الله برای خود برنامه ای دارد و دشمن بداند به این برنامه هیچ وقت تسلط نخواهد کرد. شیخ نعیم قاسم شنیده می شود که یکی از دلایل نبش قبر حجر بن عدی رضوان الله علیه ضربه زدن به سخنان سیدحسن نصرالله بوده است نظر شما در رابطه با این موضوع چیست؟ وهابیون تکفیری مایه ی ننگ هستند. سید حسن نصرالله در بیانات اخیر خود متذکر شدند و به دشمنان هشدار دادند که خیال تخریب حرم حضرت زینب سلام الله علیها را از ذهن خود دور کنند. هم اکنون حزب الله قادر است که تمام این تکفیری ها را از بین ببرد و وجود این اشرار را از زمین تطهیر سازد. ولی حزب الله رهبر دارد و گوش به فرمان امام سید علی خامنه ای است. به نظر شما اوضاع سوریه چه خواهد شد؟ و تآثیر این اوضاع بر منطقه خاصه کشور عراق چیست؟ بسیاری از دشمنان مدعی هستند که سوریه در آینده ی نزدیک دچار تقسیمات داخلی خواهد شد؟نظر شما درباره ی این موضوع چیست؟ دو کشور سوریه و عراق جزو مهم ترین کشورهای منطقه محسوب می شوند، رسانه های مزدور وابسته به استکبار از هر موضوعی علیه کشور سوریه برنامه می سازند، دشمنان بدانند اگر سوریه تقسیم شود و بحران وارد کشور عراق شود به طورحتم کل منطقه ملتهب خواهد شد. اکنون هم چند گروه افراطی مثلاٌ در عراق قیام کرده و به عنوان بهارعربی امنیت کشور را زیر سوال برده است. شعبه ی شماره ی دو اسرائیل یعنی قطر به طور علنی علیه سوریه عراق وحتی لبنان فعالیت می کند. بیداری اسلامی تا چه هنگام ادامه دارد؟ این حرکت مبارک و مقدس تا هنگام ظهور ادامه دارد. در پایان؛ حرکت مقاومت در لبنان را چگونه وصف می کنید؟ حرکت مقاومت یک حرکت جهادی است حزب الله در لبنان از تمام قیام های حق علیه باطل حمایت می کند فلسطین مسائله ی مهمی از مقاومت است، مقاومت ادامه دارد اکنون فعالیت ما فقط در اراضی لبنان محدود نیست اسرائیل بداند که حزب الله استوار باقی می ماند هم اکنون این حرکت مخلصانه در کل منطقه جریان و دشمنان اسلام چه عرب چه غرب چه استکبار و چه صهیونیست بدانند که حزب الله، حزب الله است. |
|||
|
|
۱۳:۳۷, ۱۱/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۲ ۱۳:۳۹ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز : آیت الله سید احمد خوانساری ستاره ای تابناک از تبار امام موسی بن جعفر علیهما السلام بود. تبار او همه عالمان فرهیخته دین بودند و نور هدایت علوی را در ضمیر جانها روشن نگاه داشتند. پدرش سید یوسف امام جمعه خوانسار، جدش سید محمد مهدی، رجالی معروف (1) و برادرش محمدحسن خوانساری (م 1337 ه . ق) از عالمان کامل عصر خود بودند. (2)
شب هیجدهم محرم سال 1309 قمری آسمان خوانسار ستارگان بی قراری را شاهد بود که چشم بر زمین دوخته، در انتظار لحظه ای آسمانی در تب و تاب بودند. به ناگاه ستاره ای در خانه سید یوسف درخشید و چشمان پدر و مادر را روشن ساخت. پدر به پاس رسالت عظمی نام احمد را برگزید و مادر به مهر علوی او را در آغوش کشید. سومین بهار از زندگی شیرین کودکی را پشت سر می گذاشت که باد خزان بر خرمن مهر پدری زد و او را از دست سید احمد گرفت. از آن پس سرپرستی او را برادر گرانقدرش سید محمدحسن پذیرفت. (3) تحصیل احمد به سرعت دوران کودکی را پشت سر گذاشت. با آغاز نوجوانی شعله های عشق به تحصیل علوم آل محمد سراپای وجودش را فرا گرفت. تا پایان سطح را در خوانسار گذراند و پس از آن دیگر فضای تنگ علمی خوانسار برآورنده نیازهای علمی او نبود. شانزده بهار از عمرش را تجربه می کرد که بار سفر بست و روی به اصفهان آورد. چهار سال از محضر اساتید آن دیار استفاده کرد و بعد از پایان دروس خارج فقه و اصول در 18 سالگی به آستان مقدس امیرمؤمنان در نجف اشرف شتافت و به تکمیل فقه و اصول و فراگیری علم رجال پرداخت و پس از6 سال روی به میهن آورد و اندکی بعد در حوزه سلطان آباد اراک که به برکت وجود آیت الله حائری شکوفا شده بود، ساکن شد و هفت سال به تحصیل و تدریس پرداخت. (4) مکتب فرزانگان سید از محضر بزرگان عصر استفاده کرد برخی از آنان در چهار حوزه درسی عبارتند از: خوانسار: سید محمدحسن خوانساری (متوفی 1337)، سید علی اکبر خوانساری; دروس مقدمات و سطح اصفهان: میرمحمدصادق مدرس اصفهانی، عبدالکریم گزی (متوفی 1339) محمدعلی تویسرکانی; دروس خارج فقه و اصول نجف: آخوند خراسانی (متوفی 1329) سید محمدکاظم یزدی (1337م) محمدحسن نائینی (متوفی 1355) آقا ضیاءالدین عراقی (متوفی 1361) شیخ الشریعة اصفهانی، دروس خارج و سید ابوتراب خوانساری، (رجال). قم: عبدالکریم حائری، میرزا علی اکبر حکیم یزدی (فلسفه و حکمت) و محمدحسن ریاضی (هندسه و ریاضیات). تدریس آیت الله سید احمد خوانساری ابتدا به تدریس سطوح و آنگاه خارج فقه و اصول پرداخت. علاوه بر آن از اساتید خط و ریاضیات نیز به شمار می رفت و در تهران طالبان دانش دین در محضرش دروس خارج فقه را می آموختند. یکی از معاصران وی می نویسد «در مسجد مزبور (سید عزیزالله) به اقامه جماعت و تدریس فقه استدلالی مشغول و تاکنون همه روزه ساعت ده صبح اکثر علماء تهران به مباحثه ایشان حاضر شده و استفاده می نمایند» (5) او همواره به مطالب مهم می پرداخت و جزئیات را به دانش طلبان وامی گذارد. شاگردانش اکنون نیز از کاوش دقیق ظرایف و زوایای مطلب توسط استاد خویش سخن می گویند. او در بحث به مبانی عالمان گذشته توجه ویژه داشت و نظریات آنان را به نقد می کشید. از جمله در مباحث او بارها سخنان آقا ضیاء و مرحوم نایینی مورد بحث و کنکاش قرار می گرفت. شاگردان از حوزه تدریس آیت الله خوانساری شاگردانی توانمند و مجتهدینی ارزشمند به جامعه علمی حوزه تقدیم شد. برخی از شاگردان او در قم عبارتند از: 1- جلال طاهر شمس 2- ستوده 3- شیخ علی پناه اشتهاردی 4- سید محمدباقر سلطانی 5- سید موسی صدر6- حسین علی منتظری 7- شهید مرتضی مطهری 8- سید محمدباقر ابطحی 9- سید محمدعلی ابطحی 10- سید رضا صدر و 11- سید عبدالله شبستری از پرورش یافتگان مکتب علمی او در تهران نیز می توان به سید رضی شیرازی، مجتهدی، محمود انصاری، محمدتقی شریعتمداری، حسن خسروشاهی و میرزا هادی (حاجی) (متوفی 1377 کربلا) اشاره کرد. آثار و تالیفات آیت الله خوانساری در طول عمر با برکت خود آثار فراوان عمرانی و علمی از خود برجای گذاشتند که بخش عمده ای از آن شامل آثار علمی و تالیفاتش است. برخی از آنها عبارتند از: 1- جامع المدارک در شرح کتاب مختصرالنافع 6 جلد این کتاب، یک دوره فقه استدلالی است که به صورت شرح بر مختصرالنافع محقق حلی - متوفای 676 - نگارش یافته است و بر مسایل فقهی از طریق کتاب و سنت و مدرک اجتهادی استدلال کرده است. مراجعه به آن از دقت نظر و مقام احتیاط ایشان ما را مطلع می سازد; همانطور که امام خمینی رحمة الله در مساله شطرنج سخن از احتیاط و تقوی او در استدلال به میان آورده، می فرماید: «شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت الله آقای حاج سید احمد خوانساری ... در تمام ادله خدشه می کند. در صورتی که مقام احتیاط و تقوای ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است.» (6) 2- عقائدالحقه: یک دوره اصول دین استدلالی است که به زبان عربی نگارش یافته است. با روش مستدل مسایل عقیدتی را مطرح می کند. این کتاب نیز میزان احاطه ایشان بر فلسفه و کلام را مبین است. 3- حاشیه بر عروق الوثقی: افکار فقهی آیت الله خوانساری را مطرح می سازد. 4- مناسک حج 5- توضیح المسائل 6- رساله عملیه فارسی 7- کتاب طهارت 8- کتاب صلوة و ... (7) ویژگیهای اخلاقی 1- زهد و ساده زیستی او الگوی اخلاق برای نسل دیروز و امروز بود. با داشتن مقام علمی والا هیچ گاه اصول اخلاقی را فراموش نمی کرد. چنان مهر اهل بیت در جانش نفوذ کرده بود که کردارش نیز بوی علوی می داد. بعد از گذشت سالها خوشه چینان مکتب سید از زهد و ساده زیستی او به عنوان مشخصه اصلی زندگیش یاد می کنند. با اینکه وی پرداخت شهریه هنگفت طلاب تهران، مشهد، قم و نجف را بر عهده داشت، (8) هرگز در آنها تصرف نکرد و تا آخرین لحظه ای که در قید حیات بود، خانه ای هر چند محقر تهیه نکرد و عمرش را در منزل استیجاری گذراند. شاگردان او اکنون نیز از فرشهای نخ نمای خانه اش یاد می کنند و نشانهای بسیاری از زهد و ساده زیستی در زندگی او را به ما نشان می دهند. (9) 2- احتیاط آیت الله خوانساری، احتیاط، را اصل مسلم زندگی خود قرار داده بود آیت الله ابوطالب تجلیل می گوید: احتیاط او در امور شرعی زبانزد عام و خاص بود تا آنجا که وجوهات شرعیه را هرگز در منزل نگاه نمی داشت و آن را نزد یکی از تجار امین می گذاشت و به نیازمندان حواله می داد تا به این طریق احتمال هر نوع تصرف در آن پولها از بین برود. در امور سیاسی نیز همین شیوه را پیش گرفت. 3- تواضع هر تازه وارد ابتدا ورود با قامت ایستاده او مواجه می شد. به احترام همه می ایستاد و مخصوصا برای سادات احترامی بیشتر قایل بود. به دید و بازدید تمام علما می رفت، هیچ گاه در مجلس تکیه نزد و چهار زانو ننشست و کمال ادب و تواضع را مبذول داشت و آنگاه که امام به ایران آمد، با وجود کهنسالی به دیدارش شتافت و پیروزی نور بر سپاه جهل را به ایشان تبریک گفت. 4 - عرفان و کرامات یکی از فضلای حوزه علمیه آنگاه که از عرفان و کسب مقامات سید احمد سخن به میان آمد ماجرای عمل جراحی او را یادآور شد که: سید طبق اصول استنباطی خود معتقد بود مجتهد و مرجع تقلید هیچ گاه نباید در حال بیهوشی باشد در غیر این صورت بعد از به هوش آمدن، تمام مقلدین باید دوباره نیت تقلید از او کنند. به این خاطر وقتی نیاز به عمل جراحی پیدا کرد، اجازه نداد او را بیهوش کنند. سوره ای از قرآن را شروع کرد. تا سوره اش تمام شد، عمل جراحی نیز پایان ذیرفت بی آنکه نشانه ای از احساس درد در سیمای ملکوتی اش نمایان شود. (10) نویسنده محقق محمد شریف رازی از قول یکی از معتمدین در باره مقام عرفان و اتصال به ماوراء عالم امکان سید می نویسد: «او صاحب بینش و بصیرت خاص خویش بود... یکی از بازرگانان مورد اعتماد تهران می گفت: روزی در خدمت ایشان بودم و هیچ کس دیگر نبود آقا ناگاه فرمود: فردی در خانه است و خواسته ای دارد. عرض کردم: آقا کسی زنگ نمی زند. فرمود: چرا کسی هست این پاکت را به او بدهید تا برود. پاکت را گرفتم و جلو در آمدم، شخص محترمی را دیدم که قدم می زند. او را صدا کردم و گفتم شما زنگ زدید؟ گفت خیر. پرسیدم کاری دارید گفت آری، همسرم بیمار است و برای بستری شدن هشت هزار تومان کسری دارم... پاکت را به او دادم. او همانجا باز کرد و پولها را شمرد. درست هشت هزار تومان بود.» (11) 5-عدالت عظمت شخصیت او تا آن حد است که آیت الله حائری در باره اش می گفت: «اجتهاد را به هر معنی تفسیر کنیم، آیت الله خوانساری مجتهد بود و عدالت را به هر گونه معنی کنیم، او عادل بود.» (12) امام رحمة الله علیه نیز آنجا که به جامع المدارک استناد می کند، به مقام علمی و تقوا و احتیاط آیت الله سید احمد خوانساری اشاره کرده و از او به بزرگی نام می برد. شهر ستاره ها در سال 1340 هجری قمری برابر با فروردین 1301 شمسی آیت الله حائری سفری به قم کرد. علمای قم از محضر او تقاضای اقامت دائمی کردند. (13) بعد از اقامت او در قم، طالبان علم از نقاط مختلف گرد هم آمده (14) ، حوزه ای پربرکت و ماندگار در کنار قبر حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) تشکیل دادند. شش ماه از شکل گیری حوزه می گذشت، آیت الله اراکی «هم بحث آیت الله خوانساری » می گفت: آیت الله حائری آن روز در جمع عالمانی که چون پروانه بر گرد او در مجلس درس گرد آمده بودند گفت: «ما می خواستیم آقای سید احمد خوانساری اعلم علمای شیعه باشد و لکن ایشان قناعت کردند که اعلم علمای اراک باشند». (15) این اظهارات در حالی بیان می شد که سید احمد بعد از انتقال حوزه علمیه به قم، همچنان در اراک ماندگار شده بود. سید به محض اطلاع از سخن استاد فرزانه درنگ را جایز ندانست. چه این سخن گویای علاقه آیت الله حائری به انتقال او بود. عزم سفر کرد و خود را به پای درس استاد رساند و در شهر فاطمه معصومه(سلام الله علیها) ساکن شد. علاقه و اعتماد شدید آیت الله حائری مؤسس حوزه علمیه قم را می توان از لابلای رفتارهای او به دست آورد. به فاصله دو ماه از هجرت ستاره خوانسار به قم، زمانی اقامه نماز جماعت خود در فیضیه را به او سپرد و خود، اولین بار شت سر سید به نماز ایستاد. این نهایت احترامی بود که استاد کل حوزه قم می توانست در حق سید احمد خوانساری ابراز کند. بعد از ورود به حوزه مقدس قم در حالی که خود یکی از مدرسان عالی مقام بود، در حوزه درسی فقهی و اصولی مرحوم آیت الله حائری حاضر شد و در مدت اقامتش در قم فلسفه مشاء، اشارات و اسفار، ریاضی و خط نستعلیق را نیز آموخت. تا سال 1330 شمسی اقامت او در قم به طول کشید. و در طی این سالها شاگردانی در خور در مکتب درسی او ربیت شدند. فصل مبارزه (اقامت در تهران) علامه شیخ آقا بزرگ می نویسد: در محرم سنه 1370ه .ق. که علامه حاج آقا یحیی سجادی وفات کرد. اهالی تهران از مرجع کبیر آیت الله العظمی بروجردی(رحمة الله علیه) تقاضا کردند که شخصیت با کفایتی را به تهران اعزام دارند تا در مسجد حاج سید عزیزالله اقامه نماز کرده و به امورات دینی مردم بپردازند و مرحوم بروجردی ایشان را به تهران می فرستاد. (16) ایشان بلافاصله تمام اشتغالات علمی خود را قطع و به تهران «پایتخت حکومت ظلم و جور» عزیمت کرد. و در آنجا علاوه بر امامت جماعت مسجد سید عزیزالله و رفع گرفتاریهای مردم، به تدریس خارج فقه نیز پرداخت. او مسجد سید عزیزالله را به پایگاه مبارزه علیه طاغوت تبدیل کرد و شاگردانی مکتبی در آن پروراند. فعالیتها و مبارزات سید در این دوران گویای نقش و تلاش او در دوران مبارزاتی است که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید و از آن روی که این قسمت از زندگانی فرزانه خوانسار در هاله ای از آراء و نظرات گوناگون قرار گرفته در مقاله حاضر رسالت خود می دانیم، به تفصیل در باره آن سخن گوییم. سایه وحشت یک و نیم سال بعد از وفات آیت الله بروجردی همزمان با نخست وزیری علم دولت به فکر اجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی افتاد. اولین برنامه اصلاحی نخست وزیر وقت، علم، در16 مهرماه سال 1341، تصویینامه مربوط به انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی بود که متن آن در شانزدهم همان ماه منتشر شد. بر اساس این برنامه، نخستین بار به زنان حق رای داده شد و در کنار آن قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و سوگند به کتاب آسمانی جایگزین آن شد. (17) جو خفگان، فشار روزافزون و سایه وحشت حاکم بر جامعه توسط ساواک و حجم سنگین تبلیغات رسانه ای علما را به انفعال واداشته بود. در چنین موقعیتی آیت الله خوانساری به همراه آیت الله بهبهانی که دو مرجع عامه پایتخت بودند، اقدامات سلسله داری علیه این اقدام رژیم انجام دادند. اولین کار اعلامیه مشترکی بود که از مذاکره با اولیاء امر خبر می داد. نحوه اقدام بعدی آیت الله خوانساری پرده از وجود فشار علیه علما برمی دارد تا آن جا که ناچار شد تنها با تشکیل مجلس دعا در مسجد سید عزیزالله، افکار عمومی را در جریان خیانتی که روی داده بگذارد. از این روی اطلاعیه ای صادر و عموم مسلمین را به شرکت در آن مجلس دعوت کرد: در بخشی از اطلاعیه آمده بود: «مدتی است آقایان مراجع محترم و علما اعلام، دامت برکاتهم، و جامعه مسلمین از نظر خیرخواهی و مصلحت مملکت، وظایف شرعیه را کتبا و شفاها به دولت تذکر داده اند. متاسفانه تا کنون از طرف مقامات مربوطه ترتیب اثر داده نشده است لهذا به پیروی از حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در مواقع مشکله موفقیت مسلمین را از خداوند متعال خواستار بود، جامعه روحانیین تهران روز پنجشنبه اول ماه مبارک رجب که از ایام متبرکه است از ساعت 9 الی 11 صبح در مسجد آقا سید عزیزالله مجلس دعا تشکیل خواهد داد...» الاحقر احمد الموسوی الخوانساری (18) آیت الله محمدرضا تنکابنی و محمد تقی آملی نیز هر یک با اعلامیه جداگانه ای مسلمین را به جمع شدن در مسجد عزیزالله دعوت کردند. (19) امام خمینی(رحمة الله علیه) علمدار مبارزه با رژیم فاسد پهلوی که از فشار جهنمی ساواک و دستگاههای تبلیغاتی مطلع بود، تحلیلی دیگر برای عکس العمل در مقابل لایحه داشت. او در نامه خود به آیت الله فلسفی، ضمن اینکه فشارهای موجود را می پذیرد، بر عجز رژیم از عملی ساختن فشارها و تهدیدهایش تاکید می کند. از این رو هر چند اصل اقدام آیت الله خوانساری را می ستاید اما به نحوه برگزاری آن شدیدا اعتراض کرده و می نویسد: «اعلامیه آقای خوانساری را ملاحظه کردم و خالی از تعجب نبود. اصل اقدام ایشان بسیار به موقع و لازم است. ولکن کیفیت آن خیلی نارسا و سست است. برای این مطلب دینی که اساس روحانیت و دیانت و ملیت در خطر است مجلس روضه درست کردن و در ضمن آن، اساس دیانت را قرار دادن بسیار موهن است نسبت به مقصد. و از آن بدتر آنکه مسجد سید عزیزالله را چهار هزار جمعیت مقدس بازاری در آن مجتمع می شود [انتخاب می کنند] و البته می دانید دولت از دیانت نمی ترسد تا از بازاری متدین و دعای اینها یا نفرین آنها وحشت کند. دولت از مردم فعال و جوان و احزاب و دانشگاه ملاحظه می کند باید یک اجتماعی دینی که آقای فلسفی سخنگوی دیانت اسلام است صحبت کند و آقای خوانساری از مراجع وقت می خواهد صحبت کند. در مسجد سید عزیزالله که حکم صندوقخانه را دارد، نباشد. ... هیهات من الذلة، نترسید ملاحظه نکنید، آقای خوانساری را نمی گیرند، شما را نمی گیرند، دنیا اقتضاء نمی کند.» اعتراضها و رهنمودهای امام خمینی(رحمة الله علیه) به علما و مراجع موجب شکل گیری اعتراضها و مخالفتهای علنی و عمده علیه رژیم شده و به این ترتیب اولین جوانه های قیام در پایتخت کفر و ظلم بارور گشت. انتشار اعلامیه های دیگر با دهها امضاء از طرف علما و پخش گسترده آن تا حدودی این نقیصه را برطرف و تا اندازه ای نظر امام را برای حضور تمام طبقات تامین کرد. آیت الله فلسفی در این باره می گوید: با انتشار این اعلامیه ها شور و شوق و هیجان عمومی تهران را تکان داد به طوری که دانشگاهیان، فرهنگیان، کارمندان و کارگران، تجار و کسبه همه و همه برای فرا رسیدن روز پنج شنبه دقیقه شماری می کردند ... چهار نفر از علمای بزرگ تهران: آیت الله بهبهانی، آیت الله تنکابنی، آیت الله خوانساری و آیت الله آملی به اتفاق سایر علمای تهران قصد داشتند تا حصول نتیجه در مسجد سید عزیزالله متحصن شوند.» عذرخواهی و پس گرفتن طرح اقدام کرد. (20) اما امام خمینی دست از مبارزه برنداشت و اعلام کرد; تا وقتی دولت رسما لغو تصویبنامه را از طریق جراید اعلام نکند به مبارزه ادامه خواهد داد. جمعی از علمای تهران و قم در مسجد سید عزیزالله گرد آمدند و مردم را نیز دعوت به حضور کردند. سرانجام دولت چاره ای جز لغو تصویبنامه انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی و اعلام آن در جراید روز دهم آذرماه 1341، ندید. (21) علمای تهران که به سختی توسط ساواک رژیم تحت فشار بودند، ضمن اعلامیه ای به مردم اطلاع دادند که مراسم دعا دیگر برگزار نمی شود (22) چون نخست وزیر اعلام کرده است که موضوع تصویبنامه انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی طبق تصویب هیئت دولت اجرا نخواهد شد. با این حال که اعلامیه فوق با امضای آیات عظام بهبهانی، خوانساری، آملی و تنکابنی به در و دیوار نصب شده بود مردم همچنان به طرف مسجد سید عزیزالله در حرکت بودند آنان در اصالت اطلاعیه تردید داشتند، از این جهت اندکی بعد مسجد و اطراف بازار مملو از جمعیت شد. حجة الاسلام محمدتقی فلسفی به مسجد آمد و ضمن خطابه تاریخی و پرشور خود گفت: «دولت متوجه شد ریشه احساسات عمیق ملت مسلمان ایران بقدری قوی و نیرومند است که شاید در ظرف یک هفته به صورت یک سیل بنیان کنی ظهور کند و تار و پود افکار ضد اسلامی را یکسره بر باد دهد.» (23) انقلاب شاه و ملت یک ماه بعد از ختم حوادث مربوط به انجمن های ایالتی و ولایتی که به پیروزی روحانیت شیعه منجر شد، شاه طرح شش ماده ای موسوم به انقلاب سفید را در19 دی 1341 اعلام کرد. امام خمینی این بار نیز رهبری مبارزه را بر عهده گرفت و اعلامیه تحریم رفراندم را در دومین روز بهمن انتشار داد. در پی آن اعتصاب در بازار تهران آغاز شد. آیت الله خوانساری بازوی توانای حوزه علمیه و مرجعیت شیعه در تهران از ابراز نارضایتی خودداری نکرد. او در اولین اقدام طبق معمول از نصیحت و پیشنهاد مذاکرات لازمه، سخن گفت و این چنین اعلام کرد: «... عموم علما و مراجع محترم طبق وظیفه شرعی به فکر چاره جویی افتاده و به زبان نصیحت، مذاکرات لازمه را نموده اند و منتظرند هر چه زودتر اولیای امور به نظریات خیرخواهانه آقایان توجه کنند البته مردم را از جریان ما وقع مطلع می کنند و اطمینان داشته باشند که مقامات روحانی به وظیفه شرعی خود عمل خواهند کرد.» الاحقر احمد الموسوی خوانساری العبد محمد الموسوی البهبهانی عفی عنه (24) مردم حاضر در بازار و مغازه های اطراف با تعطیل بازار به سوی خانه آیت الله خوانساری که نزدیک بازار بود به راه افتادند و آنگاه که آیت الله خوانساری به آنان پیوست، به منزل آیت الله بهبهانی رفتند. در آنجا حجة الاسلام فلسفی ضمن حملات شدید به «رفراندم تقلبی » اعلامیه مشترک آقایان بهبهانی و خوانساری را در تحریم رفراندم که همانجا صادر کرده بودند، قرائت کرد: بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم کلیه تصویبنامه هایی که بر خلاف شرع مقدس باشد، حرام و شرکت در آنها شرکت در امر حرام و در حکم مبارزه با امام زمان اروحنا له الفداء می باشد و محرمات الهیه به تصویبنامه و آرای عمومی حلال نمی شود، حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة الاحقر احمد الموسوی الخوانساری (25) در پی صدور فتوای تحریم که در روز سه شنبه دوم بهمن 1341 جمعیت چند هزار نفری با حضور آیت الله خوانساری و علمای اعلام در منزل حضرت آیت الله بهبهانی اجتماع کردند و فتاوای تحریم خوانده شد، جمعیت حاضر از آنان کسب تکلیف کردند. در پی آن مقرر شد، بازار به عنوان اعتراض به رفراندوم برای سه روز تعطیل شود و ساعت سه همان روز در مسجد سید عزیزالله اجتماع کرده ابراز مخالف کنند. بیانیه جامعه روحانیت تهران حادثه مربوط به عصر آن روز را این چنین باز می گوید: «در موقعی که مردم متدین تهران به اتفاق حضرت آیت الله خوانساری و بقیه آقایان علما به طرف مسجد می رفتند عده زیادی از افراد پلیس و نظامی و جمعی از مامورین انتظامی دولت با باتوم و قنداقه تفنگ و چوب و چماق به سوی علما و جمعیت که فاقد هر گونه وسیله دفاعی بودند حمله کرده عده زیادی را مضروب و مجروح کردند و اهانت شدیدی به مقامات روحانیت نمودند ...» در قم نیز ماموران حفاظت و انتظامی به مدرسه فیضیه هجوم آوردند و به غارت و چپاول و شکستن شیشه های مدرسه .. . و ضرب و جرح طلاب پرداختند. آیت الله خوانساری نیز از حملات پلیس در امان نماند. او همگام با ملت مسلمان به عنوان اعتراض به خیابان آمد و مورد حمله پلیس و ماموران امنیتی قرار گرفت و از ناحیه پا مجروح گردید با این حال از حمایت منادی تشیع ناب دست برنداشت. (26) حمله وحشیانه نیروهای امنیتی به مردم و اهانت به ساحت مقدس مرجعیت، مورد خشم و انزجار مرجعیت شیعه و مردم متدین قرار گرفت. آیت الله گلپایگانی ضمن نامه ای به آیت الله سیداحمد خوانساری تلاشهای او در راه عزت اسلام را ستود و اعلام کرد; که تحمل سختیها در راه عزت دین توسط شما، زینت صفحات تاریخ خواهد شد. در بخشی از تلگراف آیت الله گلپایگانی که در26 شعبان 82 ارسال شد آمده بود: «متاعبی را که حضرت مستطاب عالی در راه اعلام فتوای صریح دائر به حرمت شرکت در مراجعه به آرای عمومی تحمل فرموده اید باعث مزید عزت دین و اعتلای حکم اسلام و زینت صفحات تاریخ مجاهدات علمای اعلام در راه حفظ اصول دیانت است ... » (27) تظاهرات روز چهارشنبه نیز ادامه یافت. اما شاه که این بار قصد عقب نشینی نداشت روز چهارم بهمن خود را به قم «مرکز اصلی انقلاب » رساند و یکی از شدیدترین سخنرانیهای خود را در نهایت عصبانیت با توهینهای بسیار در بین مردم قم و افرادی که از تهران آورده بودند، انجام داد: (28) به هر حال با ارعاب و جو خفقانی که ایجاد شد رفراندوم در شش بهمن برگزار شد و رقم 711/598/5 موافق و تنها 4115 رای مخالف اعلام شد. فشار و ارعاب در پی اعلام نتایج افزونتر شد. در طول این مدت سه روز بازارها تعطیل شد و علما نیز از رفتن به مساجد خودداری کردند. «جامعه روحانیت » از مبارزه منفی آیت الله خوانساری (نرفتن به نماز جماعت برای اعلام مبارزه) طی بیانیه ای یاد می کند: «به علت مراجعات و تقاضای حضرت باری عز اسمه همه امور و مشکلات حل شدو آقایان ائمه جماعت بعد از اطلاع از اینکه آیت الله خوانساری را نمازگزاران به مسجد بردند به اقامه جماعت و انجام وطایف خود مشغول گردیدند. ولی این نکته باید مورد توجه عموم قرار گیرد که عدم رضایت جامعه روحانیت و ملت مسلمان ایران باقی بوده و با خواست خداوند برای حفظ حریم مقدس اسلام در مواقع لازم تا سر امکان استقامت خواهندنمود.» جامعه روحانیت تهران هشتم / رمضان المبارک/ 1382 (29) رسیدگی به زندانیان شخصیت سیاسی و نفوذ اجتماعی آیت الله خوانساری موجب می شد در سختترین شرایط که دیگران قدرت ابراز نظر نداشتند وی دست به اعمال نظر بزند از این رو آنگاه که گروه عمده ای از علما مانند حاج باقر قمی، سید علی نقی تهرانی، سید محمدعلی سبط و آیت الله فلسفی در زندان به سر می بردند به دیدارشان شتافته موجبات آسایششان را فراهم سازد. آیت الله فلسفی در خاطرات خود (ص 278) می نویسد: «معلوم شد که در بیرون منعکس شده است وضع ما در زندان چگونه است و بعضی رفته اند از آیت الله سید احمد خوانساری خواهش کرده اند که شما بروید و با زندانی ها ملاقات کنید. قصد ساواک این بود که ما را به جای مناسبی ببرند و برای آیت الله خوانساری وانمود کنند که جای زندانی ها اینجاست. آنچه شنیده اید حقیقت ندارد. ... پس از آن ملاقات اجازه دادند برای بعضی ها که وضع مزاجی خوبی نداشتند از منزل غذا بیاورند.» (30) اقدامات آیت الله خوانساری در رسیدگی به وضع زندانیان و خانواده آنان بیش از آن است که در این مجال بگنجد با این حال به ذکر موردی بسنده شد. پانزده خرداد 42 و دستگیری امام در پی موفقیت در برگزاری رفراندوم و سرکوب اعتراض علما شاه احساس کرد توانسته بر نیروهای مخالف مذهبی جامعه غالب شود بنابراین با استناد به اصل قانون اساسی که، مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت است، اعلام کرد: نصف جمعیت این مملکت تا کنون بر خلاف این اصل مسلم قانون اساسی از حق خود محروم مانده و ما این آخرین ننگ اجتماعی ایران را در انتخابات آینده برطرف خواهیم کرد. (31) در این برهه از تاریخ مراجع تقلید حوزه علمیه قم از «امام خمینی، آیت الله گلپایگانی،...» و علمای مجاهد پایتخت «آیت الله خوانساری، بهبهانی، تنکابنی » به مخالفت با طرحهای خائنانه شاه پرداختند هر چند علمای پایتخت بنابر ملاحظات مصلحتی (حفظ عناصر اسلامی، روحانیت، نفوذ و حضور در مرکز) ناچار از موضع گاه بی سر و صدا اقدام می کردند. این بار نیز حرکت توفنده در قم و از طرف یگانه مرجع بیدار عصر امام خمینی صورت گرفت. امام در آستانه عید نوروز سال 1342 عزای عمومی اعلام کرد و نوشت: «دستگاه حاکمه ایران به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرده و به احکام مسلمه قرآن قصد تجاوز دارد...» امام همچنین در جواب سخنرانی شاه، سخنان کوبنده سیزده خرداد را در مدرسه ایراد کرد: «... آیا ما مفت خوریم که مرحوم حاج شیخ عبدالکریم ما وقتی از دنیا می رفت همان شب آقازاده اش شام نداشتند یا که مرحوم بروجردی ما وقتی که از دنیا می روند ششصد هزار تومان «بابت شهریه طلبه ها» قرض باقی می گذارند ایشان فت خورند؟ ولی آنهایی که بانکهای دنیا را از دسترنج مردم فقیر انباشته اند کاخهای عظیم را روی هم گذاشته اند باز هم ملت را رها نمی کنند و باز هم دنبال این هستند که منافع این کشور را به جیب خود و اسراییل برسانند مفت خور نیستند؟ باید دنیا قضاوت کند...» (32) شاه که از سخنرانی امام به شدت عصبانی بود، دستور دستگیری ایشان را شخصا صادر کرد. ساعت چهار بامداد پانزدهم خرداد 1342 امام دستگیر و به تهران منتقل شد. بررسی عملکرد حضرت آیت الله العظمی خوانساری در این برهه از تاریخ خونبار میهن اسلامی که جو خفقان بر همه جا حاکم شده بود، به خوبی می تواند پرده از شهامت او بردارد. او در بخشی از اعلامیه ای که در16/3/1342 خطاب به عموم ملت مسلمان صادر شد نوشت: انالله و انا الیه راجعون ... مسؤولین امنیت کشور با نهایت گستاخی حضرات آقایان مراجع عظام و علمای اعلام دامت برکاتهم را موافق اموری که مباینت آنها با شرع مطهر محرز و مکرر تذکر داده شده است جلوه می دهند. حقیر در این موقع حساس لازم می دانم اولیای امور را متذکر سازم انجام اینگونه اعمال ضد انسانی به حضرات علمای اعلام و قتل و جرح مردم بی پناه نه تنها موجب رفع غائله نخواهد بود بلکه جز تشدید امور و ایجاد تفرقه و وخامت اوضاع اثر دیگری نخواهد داشت. موجب کمال تاسف است که باید حریم مقدس اسلام و روحانیت از طرف اولیای امور این چنین مورد تجاوز قرار گیرد «انا لله و انا الیه راجعون »... (33) با انتشار خبر مربوط به دستگیری امام تظاهرات عظیمی در قم به راه افتاد که با دخالت پلیس روبرو شد این خبر همان صبح به تهران رسید و با تعطیل شدن بازار تظاهرات بر ضد رژیم از جنوب تهران آغاز شد. دانشگاه را نیز اعتراض فرا گرفت و اندکی بعد آنان به سوی کاخ سلطنتی به راه افتادند. (34) تا اواسط اسفند 42 امام همچنان در زندان بود و سرانجام بعد از دو ماه به خانه یکی از تجار تهران انتقال یافت. با این حال سران اطلاعات و مقامات امنیتی از ملاقاتها جلوگیری می کرد و سخت گیری از خود نشان می داد یکی از فضلای حوزه از همراهی آیت الله سید احمد خوانساری در این لحظات حساس هم خبر داده است او می گوید: اوایلی که امام در تهران به حالت تبعید به سر می بردند و ساواک نسبت به ملاقات با ایشان خیلی سخت گیری می کرد و لکن افراد می توانستند با تحمل زحماتی ایشان را ملاقات کنند. یک روز صبح زود عازم دیدار امام شدم موقعی که به نزدیکی منزلی که امام در آنجا تشریف داشتند، رسیدم، مشاهده کردم افرادی که منتظر ملاقات امام هستند به صف ایستاده و به وبت به محضر امام شرفیاب می شوند. با کمال تعجب دیدم که مرحوم خوانساری هم جز همین افراد (نفر شانزدهم) به صف ایستاده و منتظر رسیدن نوبت هستند تا با امام ملاقات کنند. (35) تبعید امام
لایحه اعطای مصونیت سیاسی به مستشاران نظامی آمریکا، بار دیگر آتش انقلاب را شعله ور کرد و امام در اعتراض به آن کوبنده ترین سخنرانی تاریخی خود را ایراد کرد که منجر به تبعید ایشان در تاریخ 13 آبان 1343 به ترکیه شد. (36) آیت الله خوانساری در این موقعیت، ذخیره و اهرم اصلی حوزه علمیه در تهران به حساب می آمد او با اعلامیه ها، گفته ها و درخواستهای خود حکومت شاه را در فشار قرار داد به صورتی که در ماجرای تبعید امام خمینی به ترکیه او توانست از موقعیتی که داشت استفاده کند. علمای تهران نیز غالبا اعتراضهای خود را در قالب نامه به وی اظهار می کردند (37) و به این طریق نقش علمای پایتخت را باید در آن برهه حفظ خود برای حفظ قیام و فشار بر حکام زمان ارزیابی کرد. اولین اقدام آیت الله خوانساری در ارتباط با تبعید امام خمینی تشکیل جلسه ای بود که ضمن ارزیابی اوضاع، اقدامات لازم را مشخص کرد. جلسه در روز 5 شنبه، 21 آبان 43 با حضور علمای طراز اول تهران، حاج میرزا احمد آشتیانی، حاج سید احمد خوانساری و شیخ حسین محمدرضا تنکابنی در منزل مرحوم آشتیانی تشکیل شد و از وزیر دربار نیز دعوت به عمل آورد. دست آورد این جلسه اعزام سید فضل الله خوانساری (داماد آیت الله خوانساری) به ترکیه برای دیدار با امام خمینی بود. او در29 آذر43 امام را ملاقات کرد و نامه هایی را که با خود آورده بود تسلیم امام کرد. (38) تبعید به عراق فعالیتهای علنی و پشت پرده آیت الله سید احمد خوانساری راز سکوت او را آشکار می سازد او با این اهرم در صدد بود تا وسیله آزادی یگانه رهبر شجاع شیعه را فراهم سازد. ستاره خوانسار به خوبی توانست از عهده آن برآید و از اهرم سکوت استفاده کند. تا آنجا که شاه طی پیامی شفاهی به آیت العظمی خوانساری توسط شریف امامی در17/6/44 گفت: خمینی را به عراق می فرستم یا به ایران برمی گردانم. (39) آیت الله خوانساری طی تلگرامی در مهرماه 1344 خوشحالی خود از انتقال امام به نجف را اینگونه ابراز داشت: «بشارت تشرف حضرت عالی به عراق موجب مسرت; دوام تاییدات در ظل مبارک ولی عصر عج از خدا مسالت و ملتمس دعا هستم. احمد الموسوی خوانساری (40) قانون خانواده آیت الله خوانساری با تمام گرفتاریهایی که اوضاع متشنج و در حال انقلاب ایجاد کرده بود، هرگز از مرکز قانون گذاری (مجلس) و امور داخلی کشور غفلت نکرد. در سال 1345 وقتی دولت لایحه ای به عنوان حمایت از خانواده تسلیم مجلس کرد او با مطالعه دقیق به اشتباهات فاحش آن قانون اشاره کرد و نوشت: «راجع به لایحه خانواده که تسلیم مجلس شورا شده است. بعد از ملاحظه آنچه در آن درج شده است ظاهرا حدود دوازده ماده آن خلاف احکام اسلامی می باشد حقیر تلگراف نمودم به جهت مجلس. از قرار مسموع انتشار پیدا کرده امضای حقیر راجع به این لایحه. نمی دانم این افتراء و کذب محض از چه محلی ناشی شده است خداوند تبارک و تعالی همگی را از شر در این دوره حفظ نماید. احمد الموسوی الخوانساری (41) حادثه 19 دی این حادثه با انتشار مقاله توهین آمیز علیه امام خمینی در روزنامه اطلاعات 18 دی ماه 56 که بنابر نظر محققان شخصا توسط شاه دستور تهیه آن داده شد، آغاز گشت. در بخشی از این مقاله آمده بود. «مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش در اختیار داشتند وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و در نیتجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته معاصر حاضر به همکاری با آنها نشدند در صدد یافتن یک روحانی برآمدند که مردی ماجراجو، بی اعتنا و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود آنها را تامین نماید. و چنین مردی را یافتند». (42) انتشار این مقاله که دروغ و دغل بازی سیاسی سراپای آن را پوشانده بود خشم عمومی خصوصا مردم قم را فرا گرفت. درسها تعطیل شد و طلاب به منزل مراجع حرکت کردند و پس از تایید حرکت خود از طرف مراجع در مسجد اعظم قم اجتماع کردند. با این حال حادثه اصلی فردای آن روز یعنی صبح دوشنبه 19 دی روی داد. بازارها تعطیل شد و مردم شهر را یکپارچه بر علیه شاه بسیج کردند و مزدوران شاه این قیام انقلابی را به خاک و خون کشیدند. پیامی که امام در این باره صادر کرد، نویدبخش سرنگونی رژیم شاهنشاهی بود; «با بهانه مختصری که مامورین ایجاد کردند مرکز تشیع و حوزه فقاهت اسلام را در جوار مرقد پاک فاطمه معصومه سلام الله علیها به مسلسل بست... من به ملت ایران با این بیداری و هوشیاری و با این روحیه قوی و شجاعت بی مانند نوید پیروزی می دهم...» (43) آیت الله خوانساری در این زمان چیزی بیش از89 سال از سنشان می گذشت. او دیگر نمی توانست همانند واقعه انجمنهای ایالتی و ولایتی همراه مردم در کوچه و بازار حاضر شود به اضافه این واقعیت که از ابتداء نیز علما قم از وی همواره می خواستند در مواقع اضطراری به مذاکره و گوشزد کردن وظیفه و انحرافهای حکومتی با اولیاء امر بپردازد این بار نیز علما از وی خواستار ایفاء چنین نقشی بودند. آیت الله سید عبدالله شیرازی می نویسد: «اینجانب طی نامه ای که به حضرت آیت الله خوانساری دامت برکاته نوشتم، خواستار شدم که به مقامات مربوطه تذکر دهند که وظیفه آنان است از روحانیت و احکام دین تجلیل نمایند و ایادی مرموزی که نسبت به آنان تعدی و تجاوز می نمایند کوتاه نمایند.» (44) آیت الله گلپایگانی نیز طی نامه ای به ایشان خواستار مذاکره و اخطار به مسؤولین شد و اینگونه نوشت: «... مستدعی است به مسؤولین امور اخطار فرمایید که مسؤولیت این حوادث فجیعه که هم اکنون با دستگیری و تبعید بعضی طلاب محترم و سلب آزادی از مردم ادامه دارد، متوجه آنها است. و در برابر خداوند متعال مسؤول هستند و جوابی نخواهند داشت...» (45) آیت الله خوانساری این بار نیز با مقامات وقت مذاکره کرد و طی نامه ای در27/10/56 به آیت الله مرعشی نجفی در قم نوشت: از جهت وقوع حادثه در حوزه همگی مکدر و شدیدا متاثر، با مقامات مربوطه مذاکره شد...» (46) دیدار با امام طوفانهای شدیدی که تا سال 1357 همواره در حال وزیدن بود، بالاخره بنیان سلطه پهلوی را از ریشه کند. امام خمینی در صبح روز 5 شنبه 12 بهمن 1357 وارد ایران شد و در مدرسه رفاه تهران اقامت گزید. آیت الله سید احمد خوانساری با کهولت سن در حالی که نود سالگی خود را پشت سر می گذاشت، در مدرسه علوی شماره 1 به حضور امام شتافت. آیت الله خلخالی در این باره می گوید: به خاطر دارم که اوایل قیام آیت الله خوانساری ... بعد از نماز مغرب و عشاء برای دیدن امام به دبیرستان علوی شماره یک آمده بود. (47) غروب ستاره خوانسار بیش از96 سال از عمر پر برکت آیت الله خوانساری می گذشت یک هفته قبل از وفات آیت الله خوانساری اطرافیان را از وفات خود آگاه ساخت و سربر بالین نهاد. (48) تا اینکه بعد از یک عمر تلاش، در عرصه های گوناگون اخلاقی، معنوی، سیاسی و اجتماعی در اولین ساعات بامداد روز شنبه 29/10/63 مطابق با27 ربیع الثانی 1405 ندای حق را لبیک گفت. دروس حوزه های علمیه تعطیل و از سوی دولت وقت یک هفته در سراسر کشور عزای عمومی شد و بازار تهران نیز به مدت سه روز تعطیل شد. با احترام و استقبال مردمی با شکوه پیکر مطهرش رابه قم آوردند و بعد از تشییعی بی نظیر حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی نماز میت خواند و در کنار مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) به خاک سپرده شد. (مزار او کنار قبر علامه طباطبایی قرار دارد.) امام خمینی در بخشی از پیام خود به مناسبت رحلت ستاره آسمان فضایل، سید احمد خوانساری، نوشت: «این عالم جلیل بزرگوار و مرجع معظم که پیوسته در حوزه های علمیه و مجامع متدینه، مقام رفیع و بلندی داشت و عمر شریف خود را در راه تدریس و تربیت و علم و عمل به پایان رسانده حق بزرگی بر حوزه ها دارد. چه که با رفتار و اعمال خود و تقوا و سیره خویش پیوسته در نفوس مستعده مؤثر و موجب تربیت بود». (49) آیت الله گلپایگانی نیز در بخشی از اعلامیه خود زوایای گوناگونی از فضایل او را بیان کرد. «... با کمال تاسف رحلت مرجع عالیقدر، بقیة السلف و اسوه فضایل و تقوا و فقیه اهل بیت، حضرت آیة الله آقای حاج سید احمد خوانساری قدس سره را به آستان اقدس حضرت بقیة الله ارواح العالمین له الفداء و به محاضر علمای اعلام و حوزه های علمیه و به عموم ملت مسلمان و شیعه جهان تسلیت عرض می کنم. آن فقیه روحانیت در علم و عمل و مخالفت هوی و اطاعت مولی و ترک اقبال به دنیا و انقطاع الی الله و جامعیت علمی و تدریس و تالیف و عبادت و تواضع در بیش از نیم قرن مشار بالبنان و مسلم بین اقران بود...» (50) پی نوشتها: 1-از وی کتابی در باره ابوبصیر بر جای مانده است. 2-نور علم، شماره 18، ص 12. 3-آینه دانشوران، ص 489 و 490. 4-مکتب اسلام، سال 24، شماره 11، ص 1 و 2. 5-مشاهیر دانشمندان اسلام، ج 4، ص 383. 6-پاسخ امام به نامه آقای قدیری، 2/7/1367. 7-آینه دانشوران، ص 489. 8-ماهانه سیصد هزار تومان شهریه طلاب می داد. مشاهیر دانشمندان اسلام، ج 4، ص 384. 9-دوست فاضل و محقق گرانمایه آقای ناصرالدین انصاری قمی در تحقیقات خود راجع به سید احمد خوانساری فرازهای زیبایی از زهد و ... سید را یادآورد شده است. مقاله حاضر با همیاری خالصانه ایشان فراهم آمد. 10-به نقل از شیخ ابراهیم غضنفری. 11-کرامات صالحین، ص 319 ، 310. 12-نور علم، ش 8، ص 15. 13-برخی از علمای قم که قبل از ورود آیت الله حائری در قم بودند عبارتند از: «میرزا محمد ارباب، محمد فیض، ابوالقاسم بن محمد کریم، محمد کبیر، سید فخرالدین سیدی، حسن فاضل، محمود روحانی، عهدی حکمی، میر سید محمد، سید محمد تقی رضوی، علی اکبر اردکانی یزدی، سید حسین کوچه حرمی، شیخ محمد حسین، شیخ حسن نویسی، ملا محمود، میرزا جواد ملکی تبریزی، محمد تقی بافقی و... شرح احوال آیت الله اراکی، رضا استادی، ص 66 تا77 را مطالعه کنید. 14- برخی از مهاجرین از حوزه اراک به قم عبارتند از: آیت الله اراکی، محمد رضا گلپایگانی، روح الله خمینی، محمد تقی خوانساری، سید احمد خوانساری، شیخ اسماعیل جاپنقی، حسن فرید اراکی، میرزا محمد علی ادیب تهرانی، ابوالفضل زاهدی، هدایت الله گلپایگانی، میر سید محمد، عبدالحسین صاحب الداری، ریحان الله نجفی گلپایگانی، شیخ محمد بن ملا علی جاپلقی، حسن فرید گلپایگانی، سید محمد بن حاج میرزا هدایت الله حائری گلپایگانی، سید کاظم موسوی گلپایگانی، خلیل کمره ای، شیخ عباس تهرانی و ...». همان، ص 53 تا 64. 15- نور علم، ش 11، ص 64. 16- نقباء البشر، ج 1، ص 462. 17- داستان انقلاب، محمود طلوعی، ص 192. آیت الله فلسفی در خاطرات و مبارزات خود می گوید: «شاید در زمان حیات آیت الله بروجردی دولت به فکر اجرای قانون انجمن های ایالتی و ولایتی به صورت دلخواه خود بود لیکن جرات انجام آن را نداشت تا بالاخره یک سال و نیم بعد از فوت ایشان در حالی که تنها چند ماهی از نخست وزیری علم گذشته بود و مجلش شورا و سنا هم با شروع نخست وزیری امینی منحل شده بود، دولت علم از فرصت استفاده کرد و در اوایل پاییز 1341 تصویب نامه ای گذراند که طی آن در قانون انجمن های ایالتی و ولایتی قید اسلام و ذکوریت حذف می گردید. روزنامه جمهوری اسلامی،13 آبان 1376. 18- این اعلامیه مربوط به 9 آبان ماه است.نهضت روحانیون ایران، ج 3، ص 138، اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، ص 50. اولین اطلاعیه او در ص 32 اسناد انقلابی ثبت شده است. 19- همان، خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفی روزنامه جمهوری، شماره 31. 20- همان، ص 196. 21- همان، ص 197. 22-اسناد انقلاب اسلامی، ص 52 این اطلاعیه به امضای آیات عظام بهبهانی، خوانساری، تنکابنی و محمدتقی آملی رسیده است. 23- نهضت روحانیون ایران، ج 3، ص 155 و156. 24- همان، ص 207 و اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، ص 58. 25- اسناد انقلاب اسلامی. ج 1، ص 59. 26- همان، ج 4، ص 20. 27- همان، ج 1، ص 61. 28- بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ص 265 تا263. 29- اسناد انقلاب اسلامی، ج 4، ص 27. 30- خاطرات حجة الاسلام فلسفی، ص 278. 31- داستان انقلاب، ص 203. 32- همان، ص 210. 33- نهضت روحانیون، ج 4، ص 110 و 111، اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، ص 120 و 121. 34- داستان انقلاب، ص 214. 35- نور علم، ش 8، ص 15. 36- داستان انقلاب، ص 223 تا 224. 37- نهضت امام خمینی، ج 2، ص 22 و23 و 42. 38- همان، ص 51. 39- همان، ج 2، ص 99 و 100. 40- اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، ص 293. 41- همان، ص 303. 42- تاریخ سیاسی معاصر ایران، مدنی، ج 2، ص 243 تا245. 43- پیام انقلاب، ج 1، ص 195 تا 194. 44- نهضت روحانیون، ج 7، ص 47 و 48. 45- اسناد انقلاب اسلامی، ج 1 مربوط به سند تاریخ 22/10/1356. 46- همان، ج 1، ص 416. 47- روزنامه سلام 17/2/1371 خاطرات آیت الله خلخالی. 48- گنجینه دانشمندان، ج 9، ص 150 - از وی تنها یک پسر به نام سیدجعفر باقی مانده است. 49- نور علم، ش 8، ص 17. 50- همان. منبع : حوزه نت
|
|||
|
|
۲:۲۹, ۱۲/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :
مرحوم آیت الله حائری برای تاسیس و راه اندازی حوزه علمیه در قم ابتدای کار با مشکلات زیادی مواجه می شوند و متحمل زحمات فراوانی شدند، بخشی از این مشکلات مالی بود؛ مرحوم والد روزی تعریف کردند به اندازه ای دست مرحوم حاج شیخ از نظر مالی تنگ و خالی بود که به یاد دارم برای رفع گرفتاری مالی یکی از طلاب قم، خدمت استاد رفتم و از وضع ناگوار خانواده این طلبه گفتم و از ایشان کمک خواستم و گفتند، سید الان دستم خالی است و امکان مساعدت نیست و من از این اوضاعی که برای حاج شیخ بوجود آمده بود، خیلی ناراحت شدم. * گریه های امام زمان وجوهات را به قم متوجه کرد خاطرم هست مرحوم آقا خاطرهای از اوضاع آن روز حوزه نقل کرده و گفتند: وضع مالی حوزه نگران کننده بود تا جایی که مرحوم آیت الله حائری به برخی آقایون گفته بودند؛ اگر این طور پیش برود و از نظر مالی در تنگنا باشیم، اداره حوزه مشکل است و معلوم نیست بتوانیم حوزه را اینجا اقامه کنیم. مرحوم آیت الله گلپایگانی(رحمة الله علیه) نقل می کردند، با شنیدن این اظهارات نگران شدم، در یکی از روزهای ماه رمضان توسل یافتم و بعد از توسل، چون روزه بودم و هوا گرم بود، کمی استرحت کردم، در عالم خواب دیدم، نگرانی ما درباره اوضاع مالی حوزه را بیان کردند و فرموند؛ به حائری بگویید، از گریههای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) وجوهات به قم متوجه شد و شما نگران نباشید. بیدار شدم، این خواب را برای استاد نقل کردم و ایشان گفتند: ان شاء الله که از رویاهای صادقه باشد، بعد از چند روز وقتی به محضر حاج شیخ رسیدم، ایشان به من گفتند، خواب شما بعد از چند روز تعبیر شد و وجوه به ما رسید و دست ما باز شد. * تدبیر مرحوم آیت الله حائری در برخورد با پهلوی ارتباطی که مرحوم آقا با حاج شیخ داشتند، واقعاً ارتباط عمیقی بود، ایشان درباره اهتمام و تلاش شبانه روزی موسس حوزه علمیه قم برای به ثمر رسیدن این حوزه خاطرات فراوانی نقل می کردند، یکی از موثر ترین اقدامات برای بقای حوزه علمیه قم را تدابیر مرحوم شیخ حائری در مبارزه و مواجهه با رضاخان پهلوی می دانستند. * به شیخ عبدالکریم رجوع کنید! در آن روزها پهلوی جنایت های بسیاری انجام می داد، از جمله آنها مسئله کشف حجاب و سرکوب هایی که علیه مردم صورت می گرفت، تا جایی که برخی از علما به قم آمدند تا در مقابله با عمّال رضا خانی اقدامی کنند، مرحوم آقا نقل می کردند؛ همان روزها، که برخی از علما قصد داشتند؛ اقداماتی را شروع کنند، مرحوم آیت الله حائری موافق نبود و موقعیت را مناسب نمی دانست، به این فکر افتادیم وظیفه ما چیست، آیا باید از استادمان متابعت کنیم یا با این علمایی که قصد اقدام دارند، همراه باشیم؟ شرایط سخت بود، توسلی به حضرات معصومین کردم، در عالم خواب نوشته ای به من دادند و این معنا به من رسید؛ به شیخ عبدالکریم رجوع کنید. وقتی خوابم را برای استاد نقل کردم، ایشان گفتند: مبنای من این است که باید بذر و نهال نوپایی که در حوزه قم کاشته به ثمر برسد و اگر بخواهیم بدون دقت و تدبیر عمل کنیم، نهال نوپای حوزه پایمال می شود. حوزه نت |
|||
|
۱۳:۱۹, ۱۲/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
پيامي از امام ابوالحسن الرضا عليه السلام به شيعيان حضرت عليبن موسيالرضا عليه السلام به حضرت عبدالعظيم فرمودند: اي عبدالعظيم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو: راهي را براي نفوذ و تسلط شيطان برخود باز نگذارند (كاري نكنند كه شيطان بر آنان مسلط شود).و به آنان امر كن در سخن گفتن صداقت داشته باشندو امانت را به صاحبش برگردانند. و به آنان امر كن كه در زندگي خود سكوت پيشه كنند و در آنچه كه به آنان ارتباطي ندارد بحث و مجادله نكنند، حرفهاي بيهوده و بيربط نزنند، بلكه به ديدار يكديگر بروند و با هم رفتار و معاشرت صميمانهاي داشته باشند كه اگر چنين كنند يقيناً به من (كه حجت خدا هستم) نزديك شدهاند (و بدون شك تقرب به معصوم تقرب به خداست) و مبادا شيعيان من به جان هم بيفتند و يكديگر را ضايع كنند كه اگر چنين روشي داشته باشند به جان خودم سوگند در حقشان نفرين ميكنم كه خدا در دنيا آنها را به سختترين عذاب معذّب كند و در آخرت آنان را از زيانكاران قرار دهد!! اي عبدالعظيم! ضمناً شيعيان مرا به اين نكته آگاه كن؛ كه خداوند متعال نيكوكاران از مؤمنين را بخشيد و از گناهكارانشان درگذشت مگر سه نفر كه مورد آمرزش پروردگار قرار نميگيرند: اول؛ كسي كه مشرك باشد (و توحيد خالصي نداشته باشد و ديگران را در كنار خدا مؤثر در امور ببيند) دوم؛ كسي كه موجب اذيت يكي از دوستان (شيعيان) من شود. سوم؛ كسي كه كينهي برادر مؤمن خود را به دل داشته باشد. اگر كسي كه به اين سه صفت ناپسند مبتلاست توبه كرد كه هيچ و گرنه (با قهر خداوند) روح ايمان از قلب چنين كسي جدا خواهد شد و از دايرهي ولايت ما اهل بيت بيرون ميرود و نه در دنيا و نه در آخرت از ولايت ما خاندان عصمت و طهارت، حظّ و بهرهاي نخواهد داشت. و از اين لغزشهاي خطرناك و و گناهان كمرشكن به خدا پناه ميبرم. نقل از كتاب اختصاص ص 241 / محمدبن النعمان المفيد معروف به شيخ مفيد
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







![[تصویر: 15069_758.jpg]](http://www.shia-news.com/files/fa/news/1390/12/1/15069_758.jpg)
![[تصویر: 239745_676.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1391/12/21/239745_676.jpg)
به گزارش شيعه آنلاين، معاون دبیر کل حزب الله لبنان در حاشیه برگزاری اجلاس علماء و بیداری اسلامی گپ و گفتی با خبرنگار "شما" داشت. آقای قاسم مهم ترین دغدغه اش را وحدت علمای جهان اسلام عنوان می کرد و گفت: علماء امت اسلام برای رسیدن به نقطه نظرات مشترکی دور یکدیگر جمع شده اند و برای همین و در مسیر تحقق تمدن اسلامی برگرفته از بیداری اسلامی در منطقه باید اختلاف ها را کنار بگذارند. علما باید برای رسیدن به وحدت و ایجاد یک امت واحد اسلامی که چشم اندازهای آن توسط رهبر معظم جمهوری اسلامی تبیین شد، عمل کنند. ما نباید تنها به این اجلاس بسنده کنیم و امیدوارم هرکدام از این علما برای تحقق امت واحده تصمیمات اتخاذ شده را عملی کنند. مشروح گفتگوی شما با شیخ نعیم قاسم را در زیر می خوانید.