کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شرح جامع زیارت عاشورا
۲۳:۰۵, ۱۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله المظلوم


یک منتظر دو زیارت را باید مهم و حیاتی بداند(حداقل)

زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره

در این تاپیک میخواهم جامع ترین شرح زیارت مهم عاشورا را به تدریج ارائه کنم

شارح این اثر آیت الله میرخانی هستند که در 51 جلسه سخنرانی کرده اند

اگر شرحی بر جامعه کبیره به همین گستردگی پیدا کردم ارائه میکنم

دوستان خواهشا اول کامل بخوانید و سریع رد نشوید و برای همین کم کم ارسال میزنم که خسته نشوید

پس شروع میکنیم با ذکر نام باب الحسین ابالفضل العباس(علیه السلام)...


[تصویر: 133.png]

*****
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
يا ولى العصر ادركنى
پس از حمد و ستايش حضرت باريتعالى و درود بى منتهى بر حضرت خاتم النبيين و دوازده وصى گراميش صلوات الله عليهم اجمعين چنين گويد:
اين بنده حقير سراپا تقصير كه مدتى بود در نظر داشتم كه شرحى بر زيارت عاشورا بنويسم و ضمنا طورى باشد كه در مجالس ‍ هفتگى خودم براى مردم هم گفته شود.
تا اين ايام با سعادت كه مولود حضرت رضا عليه آلاف التحيه و الثناء ميباشد با استمداد از حضرت شروع بنوشتن اينمطالب نمودم ، اميدوارم از بحر مواج كرم آن بزرگوار و آباء و اجداد گرامش و ساير اولاد طاهرين آنحضرت چنانم كه خود آن بزرگواران نظر عنايتى فرموده اين زيارت عاشورا را باتمام رسد و چون اين مطالب در منبر براى مردم گفته ميشود بايد طورى باشد كه بصورت منبر درآمده و مستمع را كسل و ناراحت نكند، بنابراين اگر در بين مطالب ذكر قصص و حكايات و يا مواعظى را نموديم خرده گيرى از ما نشود، اگر چه اين سبك با نوشتن كتاب مخالف است ولى ما بيشتر رعايت جنبه منبرى را نموديم .

مجلس اول : فضيلت زيارت عاشورا

روايت اول
شيخ طوسى در كتاب مصباح المجتهد از ((محمد بن اسماعيل بن يزبع )) و او از ((صالح بن عقبه )) و او از پدرش و او از حضرت باقر (ع ) روايت ميكند كه فرمود: هر كس حسين بن على (ع ) را در روز عاشورا - دهم محرم - زيارت كند و نزد قبر آنحضرت گريان شود روز قيامت خداوند را با ثواب دوهزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد ملاقات كند، آنهم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرين عليهم السلام بوده باشد.
راوى ميگويد: عرض كردم فدايت شوم براى كسى كه در شهر يا كشور ديگريست و نمى تواند در آنروز خود را به قبر آنحضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟
حضرت فرمودند: اگر چنين باشد بصحرا يا بالاى بام خانه خود رود و با سلام اشاره به سوى قبر آنحضرت كرده بر لعن قاتلان آنحضرت جديت كند، و بعد دو ركعت نماز بخواند و اينكار را هنگام برآمدن روز قبل از ظهر انجام دهد، آنگاه هم خودش در مصيبت آنحضرت گريه كند و هم اگر ترسى نداشته باشد امر كند تا خانواده او نيز بر آنحضرت گريه كنند و در خانه اش مجلس ‍ مصيبتى برپا كرده و مصيبت حضرت سيدالشهداء را به يكديگر تعزيت گويند. من ضامن ميشوم كسى كه اين عمل را انجام دهد خداوند تمام آن ثوابها را به او عنايت فرمايد.
راوى عرض كرد چگونه يكديگر را تعزيت بگوئيم ؟ فرمود بگوئيد:
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين تباره مع وليه الاءمام المهدى من ال محمد عليهم السلام .
يعنى خداوند اجر ما را به سوگوارى بر حسين عليه السلام بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولى خود امام مهدى آل محمد عليهم السلام قرار دهد.
آنگاه حضرت فرمودند: اگر ميتوانى آنروز از خانه بيرون مرو كه روز نحسى است و حاجت مؤ من برآورده نمى شود و اگر هم برآورده شود ميمون و مبارك نخواهد بود.
هيچيك از شما در آنروز چيزى در منزل ذخيره نكند كه اگر چنين كرد بركت نخواهد داشت اگر كسى اين دستور را عمل كند ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد با رسول خدا صلى الله عليه و آله را براى او خواهد نوشت و اجر و ثواب هر نبى و رسول و وصى و صديق و شهيدى كه از ابتداى خلقت دنيا تاكنون در راه خدا مرده يا شهيد شده است خواهد داشت .
روايت دوم
صالح بن عقبه و سيف بن عميرة نقل ميكنند كه علقمة بن محمد ((الخضرمى )) گفت : به امام باقر (ع ) عرض كردم دعايى بمن تعليم فرمائيد كه اگر از نزديك زيارت كردم بخوانم و دعايى كه اگر از دور اشاره به سلام كردم بخوانم .
حضرت فرمودند: اى علقمه هر گاه تو اشاره بسلام نمودى و دو ركعت نماز را خواندى هنگام اشاره به آنحضرت بعد از تكبير اين قول - زيارت عاشورا- را بگو پس اگر تو اين زيارت را خواندى دعا كرده اى بآنچه كه ملائكه زائر حسين دعا ميكنند و خداوند صد هزار هزار درجه براى تو مينويسد و مانند كسى هستى كه با امام حسين عليه السلام شهيد شده و در درجات آنها شركت كرده باشد و براى تو ثواب زيارت هر پيغمبر و رسول و هر زائرى كه امام حسين عليه السلام را زيارت كرده نوشته شود.
بعد از نقل زيارت علقمه ميگويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمودند اگر بتوانى هر روز در خانه خود اين زيارت را بخوانى تمام اين ثوابها براى تو خواهد بود.

ادامه مجلس اول در ارسال بعد ان شاء الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha ، عبدالرحیم ، mohammad reza ، مجید املشی ، شهیدطیبه واعظی ، joseffist ، در جستجوی سختی ، Night moans ، یاســین ، m.hossein ، *مهاجر* ، mhvvhm ، Islam ، مجتبی110 ، رضوانه ، fiftynine ، ساقی ، میلاد مسلمی ، مجنون العباس ، help me ، مصطفي مازح7610 ، آیات ، fafa* ، Farzaneh ، SAViOR ، سلیل ، Ali#59 ، Justice Bringer ، عبداللهی ، عشقم کربلا ، 135 ، zahra11 ، محمدهادی ، انتصـار ، mahdy30na ، آفتاب

آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۴, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #101
آواتار
احتمالا این متن قسمتیش پاک شده

مثلا

1000 ماه مومنین در دنیا می مانند و ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ
۱۷:۰۹, ۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #102
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دليل رجعت از اخبار

اما اخبار و رواياتي كه در اين باب رسيده زياد است منجمله در (حوايج ) نقل مي كند كه يكى از طايفه انصار بزغاله اى داشت او را ذبح نمود به عيال خود گفت نصف از گوشت اين حيوان را بپز و نصف ديگر آن را كباب كن تا حضرت رسول را امشب براى افطار دعوت كنيم شب در مسجد حاضر شده از پيغمبر دعوت نمود اين مرد انصارى دو پسر داشت كه در وقت صبح ذبح بزغاله حاضر بودند و تماشا ميكردند چون پدرشان از منزل بيرون رفت يكى از آن دو پسر به ديگرى گفت بيا تا تو را سر ببرم چنانچه پدرمان بزغاله را سر بريد پس كاردى را برداشته سر برادر خود را بريد چون مادر آن كيفيت را ديد صيحه زده در صدد گرفتن آن برادر برآمد بچه خود را از بالاى بام به زير انداخت و فورى جان بداد، مادر نعش آن دو فرزند را پنهان كرد و مشغول پختن غذا شد تا آنكه حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شد جبرئيل نازل شده گفت يا رسول الله به صاحب منزل بگو كه دو فرزند خود را براى صرف غذا حاضر كند چون حضرت به آن مرد گفت صاحب منزل بيرون آمد دو فرزند خود را طلبيد مادر گفت حاضر نيستند صاحب منزل خدمت پيغمبر رسيد و گفت حاضر نيستند حضرت فرمود چاره اى جز حاضر كردن آنها نيست صاحب منزل نزد عيالش آمد و گفت بايد پسرها را حاضر كنى تا حضرت غذا تناول كنند تا بالاخره نعش آن دو بچه را نزد حضرت حاضر كردند حضرت دعا كرد خدا آنها را زنده نمود و سالها در دنيا زندگى ميكردند تا مردند.

نظير اين معجزه از ساير ائمه بسيار است كه جاى شرح آن نيست .
و بايد دانست كه اين از ضروريات مذهب است نه از ضروريات دين و امريست سمعى يعنى با احاديث اهل بيت و اجماع علماء ثابت ميشود و عقل را بر اثبات آن مدخليتى نيست اگر چه بر امتناع آن هم دلالت نميكند.
_____________
ادامه دارد ان شاءالله...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، zahra11 ، محمدهادی
۱۸:۰۴, ۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #103
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بايد دانست كه اگر انسان علائم مرگ را ببيند ديگر توبه قبول نم يشود، در موقع رجعت هم جاى توبه نيست خداوند مؤمن و كافر را زنده ميكند تا سلطنت مؤمن را در دنيا به كافر نشان دهد ولى منكرين رجعت تمام آيات و اخبارى كه در اثبات رجعت وارد شده هر كدام را بنحوى توجيه مي كنند.
مثلا آيه : و اذ قلتم يا موسى لن حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقة و انتم تنظرون ثم بعثنا كم من بعد موتكوم لعلكم تشكرون . (بقره - 56،55)
اين آيه صريح است كه آن هفتاد نفر به موسى گفتند ما ميخواهيم خدا را ببينيم پس از موت زنده شدند، لذا بلفظ بعثنا گفت كه جاى هيچگونه شبهه نباشد و همه مردم آن زمان هم اين موضوع را مشاهده كردند مطلب بر كسى مخفى نبود لذا ميفرمايد: و انتم تنظرون .
ولى منكر رجعت مثل (شريعت سنگلجى) ميگويد مراد از موت غشوه است نه موت حقيقى و دليل ميآورد به آيه : و ياتيه الموت من كل مكان و ما هو بميت . (ابراهيم - 17)
بايد به اين مرد بيچاره گفت اين آيه مربوط به عالم آخرت است نه در دنيا چون در آخرت موتى نيست علايم موت را مى بيند از سختى عذاب ولى موتى براى آنان نيست .
و ميگويد مراد از بعث به هوش آمدن است بعد از بيهوشى و نيز ميگويد ممكن است مراد از موت نادانى و جهالت باشد ولى بر دانايان واضح است كه اينگونه مطالب بي مغز را هيچ عاقلى قبول نميكند.

اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه تست
عرض خود ميبرى و زحمت ما ميدارى


بايد به منكرين رجعت گفت به نظر شما رجعت محال است يا خدا قدرت بر آن ندارد.
اگر بگويى محال است بايد معاد را هم انكار كنى اگر بگويى خدا قدرت ندارد كه در مسئله توحيد شك دارى ، اگر ميگويى دليلى بر اثبات آن نداريم اين هم دروغ است چه دليلى از اين آيات قرآنى بهتر و واضحتر است و بيش از دويست خبر ائمه طاهرين در اين موضوع رسيد كه مفاد همه آنها اين است كه بايد مردگان در دنيا زنده شوند.


شخصى از معصوم پرسيد كه من پير شده ام قواى من تحليل رفته دلم ميخواهد كه در اين آخر عمرى در ركاب شما كشته شوم تا از شهداء محسوب گردم ، حضرت فرمود شهادت در ركاب, مخصوص دنيا نيست, در عالم رجعت هم ممكن ميشود كه ملازمت ما را اختيار كرده شهيد شويد.


*** و اخبارى از طريق شيعه و سنى وارد شده كه هر چه در امم سابقه اتفاق افتاده در اين امت هم بايد باشد يكى از چيزهائي كه در امم سابقه بوده، همين رجعت به دنيا بوده كه بسيارى به دنيا برگشتند و پس از زندگانى زيادى مردند پس بايد در اين امت هم باشد.
*** اگر اين اخبار تواتر لفظى نباشد مسلما تواتر معنوى هست و آن هم حجت است و اين شخص منكر رجعت ميگويد شيخ صدوق در ((نهايه )) فرموده كه رجعت مذهب قومى از عرب در زمان جاهليت ست. در صورتيكه اين عبارت صدوق نيست بلكه عبارت يكى از علماء عامه است كه در مجمع البحرين نسبت به او داده و خود صدوق در رساله اعتقاديات خود ميگويد اعتقاد اماميه اين است كه مسئله رجعت حق است و بزودى كتابى در كيفيت رجعت خواهيم نوشت.
______________


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن ، zahra11 ، محمدهادی
۱۵:۱۲, ۴/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۳ ۱۵:۱۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #104
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دليل رجعت از اجماع و عقل
گفتيم به ادله اربعه ميتوان اثبات رجعت را نمود، آيات و اخبار گذشت اما اجماع كه در بين علماء اماميه محقق است.
و اما عقل: چون در اين دنيا مردم ظلم كردند و يا نيكى نمودند و يا اعمال زشتى انجام دادند مقتضى عدل الهى اينست كه در همين دنيا مختصرى از نتيجه اعمال خود را مشاهده كرده و مفصل آنرا در عالم آخرت ببينند، پس عقل هر عاقلى حكم ميكند كه بايد رجعتى در دين دنيا باشد.

ابوحنيفه (بمومن طاق) گفت تو كه قايل به رجعت هستى پانصد دينار به من بده تا در عالم رجعت به تو بدهم گفت تو هم التزامى به من بده كه بصورت انسان برگردى تا اين وجه را به تو بدهم.
ما در سوره حمد در مبحث معاد ذكر كرديم حيواناتى هستند كه بعد از مردن زنده ميشوند و مجددا زندگى را از سر ميگيرند پس پوسيدن بدن مورد اشكال نيست همانطور كه در مبحث معاد اين مطلب را ثابت نموديم.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن ، zahra11 ، محمدهادی
۱۵:۱۱, ۵/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۳ ۱۵:۱۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #105
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

زيارات و دعاها در موضوع رجعت

در زيارات جامعه است "و يكر فى رجعتكم" خدا مرا در رجعت شما برگرداند "و يملك فى دولتكم" و در دولت شما مالك شوم "و يشرف فى عافتيكم و يمكن فى ايامكم و تقر عينه غدا برؤ تيكم."

در زيارت وداع ائمه دارد كه "و مكنى فى دولتكم و احيانى فى رجعتكم" مرا در ايام دولت شما متمكن و صاحب قدرت نمايد.

در زيارت اربعين حسين(علیه السلام) كه امام صادق(علیه السلام) بصفوان جمال دستور ميفرمايد كه بخواند يكى از فقرات آنها اينست كه : "اشهد انى بكم مؤ من و بايابكم موقن."

زيارت حضرت عباس
"انى بكم و بايابكم من الموقنين."
سيد بن طاووس در مصباح الزائر در اعمال سرداب مقدس اين جمله را ذكر نموده : "و وفقنى يا رب للقيام بطاعته و المكث فى دولته فان توفيتنى قبل ذلك فاجعلنى يا رب فيمن تكر فى رجعته و يملك فى دولته و تيمكن فى ايامه و تسيظل تحت اعلامه و يحشير فى زمرته و تقر عينه برؤ يته ."

در دعاى عهدى كه از حضرت صادق(علیه السلام) منقولست كه هر كس چهل صباح اين دعا را بخواند از باوران قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداوند او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد و حقتعالى به هر كلمه ازين دعا هزار حسنه او را كرامت فرمايد و هزار گناه از او محو نمايد، يكى از فقرات آن اينست :
"اللهم ان حال بينى و بينه الموت الذى جعلته على عبادك حتما مقتضيا فاخرجنى من قبرى مؤ تزرا كفنى شاهرا سيفى مجردا قناتى دعوة الداعى فى الحاضر و البادى ."
يعنى : خدايا اگر حايل شده است بين من و امام زمان من مرگ آنچنان مرگى كه بر بندگان خود حتم فرموده اى پس در موقع ظهور آن حضرت مرا از قبر بيرون آور در حاليكه كفن خود را به كمر بسته و شمشير كشيده و نيزه افراشته داعى دعوت حق را اجابت كنم .


*** ازين قبيل ادعيه و زيارت بسيار است كه مجال ذكر آن نيست و به همين چند جمله اكتفا شد پس معلوم شد كه چون امام زمان(علیه السلام) براى خونخواهى جد غريبش حسين(علیه السلام) بيايد خوب و بد و دوست و دشمن زنده خواهند شد تا آنحضرت و يارانش تقاص خود را از بنى اميه بنمايند.

*** و اما ولى دم و خونخواهى خدا در قيامت است چون امام زمان انتقام دنيوى ميكشد و جزاى كلى آنست كه در قيامت باشد.

*** در (اسرارالشهاده) در بندى از كتاب (عقاب الاعمال) مسند از (محمدبن سنان) از بعض اصحاب خود از حضرت صادق(علیه السلام) و آن حضرت از وجود مبارك پيغمبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت نموده كه چون روز قيامت شود قبه اى از نور براى فاطمه (ع ) نصب شود، فرزندم حسين به محشر آيد در حاليكه سر مباركش در دستش باشد چون فاطمه حسين را به آن حالت ببيند شهقه اى ميزند كه همه انبياء مرسل و ملائكه مقربين و مؤمنين صداى آن بانو را بشنود و به سبب ناله فاطمه ناله نمايند، پس خدايتعالى امام حسين(علیه السلام) را با صورت خوب برانگيزاند كه با قاتلان خود مخاصمه نمايد و سر مباركش در دستش باشد. آنگاه حقتعالى قاتلان و شركت كنندگان در قتل آن حضرت را جمع فرمايد پس خود خدا آنها را كشته و بعد زنده شوند پس امام حسين(علیه السلام) آنها را كشته باز زنده ميشوند، پس فرمود كسى از ذريه ما باقى نماند مگر اينكه يكدفعه ايشان را ميكشند تا آخر روايت .

*** و در روايت ديگر در (اسرارالشهاده) است كه قاتل امام حسين(علیه السلام) در تابوتى است كه در قعر جهنم كه دست و پاهايش با زنجيرهاى آتشين بسته شده در حاليكه در قعر جهنم سرنگون است و نصف عذاب تمام اهل جهنم براى او ميباشد و براى او بوى گنديست كه اهل آتش بخدا پناه ميبرند از بوى بد آن ، و او در جهنم مخلد است و عذاب دردناك ميكشد.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مصباح ، zahra11 ، محمدهادی
۰:۳۲, ۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #106
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

معنى والوتر و الموتور
وتر عطف است بر ثار كه مناداى مضاف منصوب است ، وتر در لغت به معنى فرد و طاق آمده و به معنى كينه و خون هم ذكر شده و همچنين به معنى جنايت و كشتن نزديكان هم آمده ولى بيشتر به معنى اول ذكر ميشود كه فرد باشد و لذا نماز وتر را براى این وتر ميگويند كه بين نمازها فرد و طاق است چراکه نماز يك ركعتى غير از آن نداريم و اگر به معنى كشتن نزديكان هم آمده ، براى آن است كه كسيكه نزديكان او كشته شوند قهرا تنها ميماند به اين لحاظ به او وتر ميگويند، و اگر به معنى خون گرفتيم آن هم به معنى فرد است چه اگر در بين كسى كشته شود او را فرد وتر ميگويند يعنى بين ده يا صد نفر يكى كشته شده و به ناحق خونش ريخته گشته .

موتور هم در لغت به چند معنى استعمال شده :

1 - طاق و فرد شده.
2 - كسى كه كسى از او كشته شده باشد.
3 - كسى كه كشته شود و حق خون او گرفته نشود.

بنابراين معانى كه در لغت ذكر شد اين عبارت از زيارت را سه قسم ميتوان معنى كرد:
1 - وتر به معنى يگانه و فرد باشد و موتور هم تاكيد معنى سابق شود مثل حجر محجور و اين معنى را در بحار و مشكلات نراقى ذكر نموده اند.
2 - وتر به معنى فرد باشد، موتور هم به معنى آن كسيكه كسانى ازو كشته شده باشد، يعنى اى حسين يگانه اى كه اقرباء و ياران تو كشته شدند.
3 - وتر بمعنى خون ريخته باشد

در بين اين سه معنى دومى بهتر است
زيرا حقيقتا حسين وتر است از حيث اينكه در مقام امامت مثل و مانندى ندارد و همچنين در مقام شهادت هم نظير ندارد چه از اول دنيا تاكنون مثل او كسى مظلوم كشته نشده و اين همه مصيبت نديد و همچنين چيزهائي كه خدا به او مرحمت فرموده است مثل شفاء در تربت ، اجابت تحت قبه ، بودن ائمه از نسل او، ثواب زيارت او و چيزهاى ديگرى كه خداوند در مقابل شهادت فقط به آن حضرت مرحمت فرموده است .
و كسان او هم همگى در كربلا كشته شدند حتى طفل شيرخواره او و اگر على بن الحسين امام سجاد(علیه السلام) كشته نشد براى آن بود كه نسل امامت از بين نرود پس آن حضرت موتور است به اين معنى كه همه اصحاب و يارانش در كربلا روز عاشورا كشته شدند.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن ، zahra11 ، محمدهادی
۱۷:۲۳, ۱۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #107
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس شانزدهم : السلام عليك و على الارواح التى حلت بفنائك

سلام بر تو و آن روانهايى كه در آستان تو جا گرفته و در ساحت قرب تو فرود آورده اند

ارواح جمع روح است و اصل لغت روح به معنى طيب و طهارت است و از اين جهت روح انسانى را روح گويند و ملائكه مظهرين را روح نامند و جبرئيل را روح القدس نامند و ملك اعظم را كه در آيه كريمه "يوم يقوم الروح" مذكور شده روح و عيسى را روح الله گويند.

در تعريف روح انسانى نظريه و آراء دانشمندان بسيار است و ما قول سه دسته آنها را نقل ميكنيم
1 - عقيده ماديون
2 - فلاسفه و عرفا
3 - قرآن و روايات
__________________
ادامه دارد ان شاءالله...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، zahra11 ، عبدالرحمن
۲۳:۳۳, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #108
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

عقيده ماديون در مورد روح

بطور كلى ماديون به وجود روحى كه جدا از بدن وجود داشته باشد و براى او حيات و بقائى قبل از تشكيل يا بعد از فناء بدن باشد عقيده ندارند و ميگويند ما جز به آنچه محسوس به حواس گردد معتقد نيستيم و ماوراى امور حسى را قبول نداريم ، لذا با مختصر اختلافاتى روح و آثار آن را متولد از ساختمان بدن و مزاج ميدانند چنانكه بعضى گفته اند روح جسم لطيفى است كه از اجزاء لطيف غذا تكوين شده و جمعى ديگر گفته اند روح حاصل از دَوَران خون است و دسته ديگر گفته اند هوائى است سيال در بدن و گروهى گفته اند روح نوريست كه از حرارت طبيعى مزاج حاصل گردد و جمعى از ماديون عصر ما برآنند كه ادراك و شعور و فهم و حيات و بطور كلى همه اموري كه به نام آثار روحى ناميده ميشوند متولد از اجزاء دماغ هستند يعنى همانطور كه هر يك از اجزاء بدن مانند قلب و جگر و كليه داراى وظايف خاصه و آثار معين مي باشند اجزاء و سلولهاى دماغى هم داراى آثارى مي باشند در حقيقت آثار روحى هم مثل نور و حرارت و الكتريسته آثار جسمانى مي باشند و كليه اموري كه الهيون آثار روحى مينامند آثار ماده هستند و نيازى بوجود روح ديگر و قواى آن نيست .

جواب
براى اينكه روشن سازيم كه نفس غير از ماده و جسم غير از روح است و از اختصار كلام و فن منبر هم خارج نشويم ميگوئيم كه شخص در حال خواب لذائذ و آلامى را درك ميكند كه گاهى شديدتر از حال بيداريست و گاهى مطالبى در خواب بر او كشف ميشود كه مشكلهاى بيدارى او را حل ميكند.
مثلا يكى از دوستان براى من نقل كرد كه وقتى يك مطلب علمى در جواهر ديده بودم و فراموش كرده بودم كه در چه جلد و چه صفحه اى بوده مدتها عقب آن ميگشتم و پيدا نميكردم تا اينكه شبى پدرم را در خواب ديدم و بمن گفت فرزند مطلبى را كه ميخواهى در فلان جلد جواهر و فلان صفحه و فلان سطر ميباشد از خواب بيدار شده فورى چراغ را روشن نمودم و كتاب را برداشتم ، همانطور كه او نشان داده بود يافتم .
بايد به اين ماديون گفت جواب اين خواب را چه ميگوييد اگر روح و جسم يكى است پس چگونه اين جسم در بيدارى هر چه كوشش كرد نتوانست آن مطلب را پيدا كند ولى در خواب به او گفتند آيا آن پدرى را كه در خواب ديد جسم بود يا روح ؟

جواب ديگر آنكه
نزد دانشمندان امروز مسلم است كه اجزاء بدن بواسطه جريان خون و تنفس و تغذيه در تبديل ميباشد يعنى پيوسته قسمتى از سلولهاى بدن ميميرند و از بين ميروند و سلولهاى ديگر جانشين آنها ميشوند ولى با اين تبديل دائمى در همه احوال شخصيت انسان باقيست و هر كس خود را در همان شخص ده يا بيست يا پنجاه سال قبلى ميشناسد در صورتيكه شاید قسمت اعظم بدن او تبديل شده باشد.
اگر قواى روحى متولد از بدن باشد بايد پس از آنكه شخص در نتيجه بيمارى قسمتى از بدنش تحليل رفت معلومات و محفوظات او هم زائل شود و پس از بهبودى ناچار شود كه تمام آنرا دو مرتبه تحصيل و كسب نمايد در صورتيكه بر خلاف آن مى بينیم بعضى اشخاص با داشتن بنيه ضعيف و ناتوان داراى روحى قوى يا معلوماتى فراوان ميباشند و در حال بيمارى جسمى قواى روحى را از دست نميدهند و بفرض اينكه چندى هم روح آنان بواسطه ضعف بدن كار خود را كاملا انجام ندهد پس از بهبودى بدون اينكه مجددا تحصيلى كند آنچه دانسته بودند دوباره ميدانند و با تبديل اجزاء بدن تجديد مكتسبات لازم نمي گردد ولى آثار اجسام پس از زائل شدن بايد تجديد شود.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، محمدهادی
۶:۱۹, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #109
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

خواب مغناطيسى يا هيپنوتيزم و اثبات روح
ادله عقيله و نقليه اى كه براى اثبات روح اقامه نموده اند امروز جمعى از مردم باور ندارند مگر با آنكه با دليل حسى همراه باشد زيرا امروز فلسفه هاى عقلى پيشينيان را پست و فرومايه دانسته و سر تسليم بقول آنها فرود نمي آورند لذا ما مجبوريم كه براى ادعاى خود ادله حسى اقامه كنيم تا براى خوانندگان عزيز جاى شك و ترديدى درباره جاودانى بودن روح باقى نماند. از جمله آن خواب مغناطيسى است كه همان خواب ساختگى باشد كه دارندگان اين كار برخى را به خواب ميكنند و از آنها كارهاى شگفت آورى مى بينند كه شخص بيننده يقين ميكند كه انسان غير از بدن داراى چيز ديگريست كه آن روح است كه كارهاى مهمى انجام ميدهد.

((شاركو)) يكى از بزرگترين پزشكان جهان ميگويد:
خواب مغناطيسى جهان بيمناكى است و در آن چيزهايى ديده ميشود كه مايه شگفتى و برتر از دانشهاى حسى است .

((ببو)) در كتاب مغناطيس حيوانى گويد:
خواب مغناطيسى هستى و جاودانى بودن روح را ثابت ميكند بر پايه اى كه دو گوهر مجرد يعنى روح دو نفر ميتواند با هم آميخته بى آنكه نيازى به ماده داشته باشد.

اگر بخواهيم اقوال علماء اين فن را نقل كنيم مثنوى هفتاد من كاغذ شود و فقط آزمايشهائي كه در اين فن نموده اند بعضى از آنها را مختصرا بیان مينمائيم .
قبلا اين سخن را هم بايد متذكر شد كه شخص خواب رفته رام شخص خواب كننده است و ميتواند چيزهايى بچشم او نمودار كند كه فعلا هستى ندارد و چيزهايى حس كند كه جز در خزانه وهم حقيقت ندارد و به اندازه اى اين بدن خواب از خود بيخودست كه اگر قطعه اى از گوشت بدن او را ببرند آزرده نشود و حس ننمايد.
مثلا اگر جوهر نشادر نزد بينى او برند كمترين اثرى در او ايجاد نميكند در صورتيكه اگر نزديك بينى آدم بيدار برند هماندم بميرد و بزرگترين فريادها او را از خواب بيدار نكند و تنها خواب كننده ميتواند به اندك صدايى او را بخود متوجه سازد.


دو نفر طبيب نامدار فرانسوى ((مارچ و اسكرول )) در بيمارستان مشغول آزمايش اين امر شدند در نتيجه ثابت كردند كه خواب رفته هاى مغناطيس حس خود را گم ميكنند يكى از آزمايشهاى آن اين بود كه يك اندازه جوهر نشادر در جلوى بينى خواب رفته گرفتند و چند بار اين عمل را تكرار كردند، كوچكترين اثرى ديده نشد، يكى از دانشمندان كه اين امر را باور نميداشت نزديك آمده و براى آزمايش و آرامى دل جوهر را نزديك بينى خود برد و در هماندم جان سپرد.
شخص خواب رفته نه تنها بيحس ميشود بلكه كارهايى شگفت آور از او سر ميزند مانند ديدن چيزها از جاى دور و آگاهى از كارهای ناپيدا و آگاهى از انديشه مردمى كه گرد او هستند.


((اگزاكوف )) دانشمند روح شناس روسى ميگويد:
يكى از آزمايشهايى كه بخوبى وجود روح جداگانه را در آدمى ثابت ميكند و به ما ميفهماند كه روح از ماده جداست و خود ميتواند كارهاى شگفت آورى بى كمك ماده كند داستان مادام لويس است كه زنى را بخواب كرد و در جلوى گروهى از تماشاچيان به آن شخص فرمان داد كه به خانه خواب كننده يعنى مادام لويس برود و ببيند كه افراد خانه او در چه حالى ميباشند بعد از اندك زمانى شخص خواب رفته گفت رفتم ديدم دو نفر بكارهاى خانه مشغولند.
لويس گفت : دست خود را به يكى از آنها بزن در آن هنگام شخص خواب رفته خنديد و گفت دست به يكى از آنها زدم ولى بسيار ترسيد آنگاه مادام لويس از تماشاچيان پرسيد آيا كسى خانه ما را ميداند چند تن بلند شدند به آنها گفت برويد بخانه من و از آنها بپرسيد آيا چيز تازه اى در منزل اتفاق افتاده است؟ آن چند نفر رفتند و زود برگشتند و همگى گفتند در خانه شور و غوغاى عجيبى بود سبب را پرسيديم گفتند ناشناسى را ديديم كه در آشپزخانه راه ميرود و همينكه نزديك يكى از ما رسيد دست خود را به يكى از ما زده و ديگر او را نديديم بدين سبب بيم و هراسى بر ما غلبه نموده است .


قال الفيض فى الوافى فى الجزو الثالث عشر بعد ذكر فى قبض روح المومن قال : المراد بالروح هنا ما يشيراليه الانسان بقوله انا اعنى النفس الناطقه و قد تحير العقلاء فى حقيقتها و المستفاد من الاخبار عن الائمة الاطهار سلام الله عليهم انها شبح مثالى على صورة البدن و كذلك عرفها المتالهون بمجاهداتهم و حققها المحققون بمشاهداتهم فهى ليست بجسمانى محض و لا بعقلائى صرف بل برزخ بين الامرين متوسط بين النشاتين من عالم الملكوت و للانبياء و الاوصياء صلوات الله عليهم روح آخر فوق ذلك هى عقلانيه صرفة و جبروتية محضة .
اخبارى كه در باب قالب مثالى وارد شده كه ميت پس از مرگش با اوست و حكايات و مقاماتى كه در اين باب رسيده زياد است كه جاى بحث آن نيست و از مطالب منبر خارج است . ما در جلد دوم شرح اصول كافى در صفحه 232 در حديث 540 مفصلا در اين موضوع بحث نموده ايم ، طالبين به انجا رجوع فرمايند.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۴:۳۶, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #110
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مختار فلاسفه و عرفا در باب روح

*** فلاسفه گويند روح گوهريست بسيط و مجرد از ماده و لوازم ماده و تعلق آن به بدن تعلق تدبيرى است ، مانند تعلق سلطان به مملكت و ناخدا به كشتى. روح به فناى بدن فانى نشود پس از مرگ متنعم يا معذب به نعم و عذاب روحانى است .
*** گروهى از آنان به قدم ارواح و برخى به حدوث آن و دسته اى به تناسخ قائل شده اند و گفته اند كه روح در اجسام و ابدان تردد دارد
*** بعضى گفته اند كه روح يك حقيقت است و اختلاف آنها به عوارض و مشخصات است و اين قول به ارسطو نسبت داده شده است .
*** مختار ملاصدرا اين است كه نفس در ابتداء حدوث صورت جسمى است و با حركت در ذرات و جوهر خود به مرتبه حس و ادراك و خيال و عقل ميرسد تا اينكه به عقل فعال منتهى ميشود و عرفا همين قول را قبول كرده اند!
___________________
مبحث بعد: گفتار آيات و اخبار در روح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا+فواید زیارات عاشورا Ramin_Ghn 20 19,014 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۱۵
آخرین ارسال: collage
  تدبری در زیارت عاشورا مجنون الحسین 8 4,704 ۱۸/آبان/۹۲ ۲۲:۱۶
آخرین ارسال: یاســین

پرش در بین بخشها:


بالا