|
شرح جامع زیارت عاشورا
|
|
۲۳:۰۵, ۱۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله المظلوم یک منتظر دو زیارت را باید مهم و حیاتی بداند(حداقل) زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره در این تاپیک میخواهم جامع ترین شرح زیارت مهم عاشورا را به تدریج ارائه کنم شارح این اثر آیت الله میرخانی هستند که در 51 جلسه سخنرانی کرده اند اگر شرحی بر جامعه کبیره به همین گستردگی پیدا کردم ارائه میکنم دوستان خواهشا اول کامل بخوانید و سریع رد نشوید و برای همین کم کم ارسال میزنم که خسته نشوید پس شروع میکنیم با ذکر نام باب الحسین ابالفضل العباس(علیه السلام)... ![]() ***** بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه يا ولى العصر ادركنى پس از حمد و ستايش حضرت باريتعالى و درود بى منتهى بر حضرت خاتم النبيين و دوازده وصى گراميش صلوات الله عليهم اجمعين چنين گويد: اين بنده حقير سراپا تقصير كه مدتى بود در نظر داشتم كه شرحى بر زيارت عاشورا بنويسم و ضمنا طورى باشد كه در مجالس هفتگى خودم براى مردم هم گفته شود. تا اين ايام با سعادت كه مولود حضرت رضا عليه آلاف التحيه و الثناء ميباشد با استمداد از حضرت شروع بنوشتن اينمطالب نمودم ، اميدوارم از بحر مواج كرم آن بزرگوار و آباء و اجداد گرامش و ساير اولاد طاهرين آنحضرت چنانم كه خود آن بزرگواران نظر عنايتى فرموده اين زيارت عاشورا را باتمام رسد و چون اين مطالب در منبر براى مردم گفته ميشود بايد طورى باشد كه بصورت منبر درآمده و مستمع را كسل و ناراحت نكند، بنابراين اگر در بين مطالب ذكر قصص و حكايات و يا مواعظى را نموديم خرده گيرى از ما نشود، اگر چه اين سبك با نوشتن كتاب مخالف است ولى ما بيشتر رعايت جنبه منبرى را نموديم . مجلس اول : فضيلت زيارت عاشورا روايت اول شيخ طوسى در كتاب مصباح المجتهد از ((محمد بن اسماعيل بن يزبع )) و او از ((صالح بن عقبه )) و او از پدرش و او از حضرت باقر (ع ) روايت ميكند كه فرمود: هر كس حسين بن على (ع ) را در روز عاشورا - دهم محرم - زيارت كند و نزد قبر آنحضرت گريان شود روز قيامت خداوند را با ثواب دوهزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد ملاقات كند، آنهم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرين عليهم السلام بوده باشد. راوى ميگويد: عرض كردم فدايت شوم براى كسى كه در شهر يا كشور ديگريست و نمى تواند در آنروز خود را به قبر آنحضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟ حضرت فرمودند: اگر چنين باشد بصحرا يا بالاى بام خانه خود رود و با سلام اشاره به سوى قبر آنحضرت كرده بر لعن قاتلان آنحضرت جديت كند، و بعد دو ركعت نماز بخواند و اينكار را هنگام برآمدن روز قبل از ظهر انجام دهد، آنگاه هم خودش در مصيبت آنحضرت گريه كند و هم اگر ترسى نداشته باشد امر كند تا خانواده او نيز بر آنحضرت گريه كنند و در خانه اش مجلس مصيبتى برپا كرده و مصيبت حضرت سيدالشهداء را به يكديگر تعزيت گويند. من ضامن ميشوم كسى كه اين عمل را انجام دهد خداوند تمام آن ثوابها را به او عنايت فرمايد. راوى عرض كرد چگونه يكديگر را تعزيت بگوئيم ؟ فرمود بگوئيد: اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين تباره مع وليه الاءمام المهدى من ال محمد عليهم السلام . يعنى خداوند اجر ما را به سوگوارى بر حسين عليه السلام بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولى خود امام مهدى آل محمد عليهم السلام قرار دهد. آنگاه حضرت فرمودند: اگر ميتوانى آنروز از خانه بيرون مرو كه روز نحسى است و حاجت مؤ من برآورده نمى شود و اگر هم برآورده شود ميمون و مبارك نخواهد بود. هيچيك از شما در آنروز چيزى در منزل ذخيره نكند كه اگر چنين كرد بركت نخواهد داشت اگر كسى اين دستور را عمل كند ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد با رسول خدا صلى الله عليه و آله را براى او خواهد نوشت و اجر و ثواب هر نبى و رسول و وصى و صديق و شهيدى كه از ابتداى خلقت دنيا تاكنون در راه خدا مرده يا شهيد شده است خواهد داشت . روايت دوم صالح بن عقبه و سيف بن عميرة نقل ميكنند كه علقمة بن محمد ((الخضرمى )) گفت : به امام باقر (ع ) عرض كردم دعايى بمن تعليم فرمائيد كه اگر از نزديك زيارت كردم بخوانم و دعايى كه اگر از دور اشاره به سلام كردم بخوانم . حضرت فرمودند: اى علقمه هر گاه تو اشاره بسلام نمودى و دو ركعت نماز را خواندى هنگام اشاره به آنحضرت بعد از تكبير اين قول - زيارت عاشورا- را بگو پس اگر تو اين زيارت را خواندى دعا كرده اى بآنچه كه ملائكه زائر حسين دعا ميكنند و خداوند صد هزار هزار درجه براى تو مينويسد و مانند كسى هستى كه با امام حسين عليه السلام شهيد شده و در درجات آنها شركت كرده باشد و براى تو ثواب زيارت هر پيغمبر و رسول و هر زائرى كه امام حسين عليه السلام را زيارت كرده نوشته شود. بعد از نقل زيارت علقمه ميگويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمودند اگر بتوانى هر روز در خانه خود اين زيارت را بخوانى تمام اين ثوابها براى تو خواهد بود. ادامه مجلس اول در ارسال بعد ان شاء الله |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۹, ۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اراده بنده مؤمن اراده خداست در حديث قدسى ميفرمايد: "يابن آدم انا ملك لا اءزول اذا اقلت لشى ء كن فيكون اءطعنى فيما اءمرتك و انته عما نهننيك حتى تقول لشى ء كن فيكون" اى پسر آدم من پادشاهى هستم كه هرگز سلطنتم زوال نيابد هرگاه به چيزى بگويم باش فورا خلق ميگردد، تو هم امر مرا اطاعت كن و آنچه ترا نهى كرده ام ترك كن، تا مثل من به چيزى بگويى باش و خلق گردد، اين حديث مطلب بزرگى را به ما ميفهماند كه در اثر اطاعت كردن خدا، بنده بجايى ميرسد كه اراده او اراده خدا ميشود و منصب خلاقيت پيدا ميكند. اين مسلم است كه اگر بنده اى اينقدر بخدا نزديك شد كه اراده او اراده حق گردد پس هر چه از خدا بخواهد دعايش به هدف اجابت رسد. ــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حكايت در كتاب (لئالى الاخبار) نقل ميكند كه وقتى سلمان والى مدائن بود روزى مهمانى بر او وارد شد از شهر مدائن بيرون آمد آهوهايى ديد كه در بيابان ميروند و طيورى را ديد كه در آسمان طيران مينمايند سلمان صدا زد كه يك آهوى فربه و يك مرغ پرنده از بين شماها نزد من حاضر شود كه براى من مهمانى رسيده و اراده اكرام او را دارم، يك آهو و يك مرغ از آنها در نزد سلمان حاضر شدند، مهمان سلمان از آن كيفيت تعجب كرد، سلمان ملتفت تعجب او شده گفت آيا از اين كيفيت تعجب ميكنى، آيا نه چنين است كه هر كس اطاعت مولاى خود را بنمايد همه چيز اطاعت او را مينمايد، آيا ممكن است كه بنده اطاعت خدا را بنمايد و خدا از خواسته هاى آن بنده تجاوز كند. ـــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۰:۴۵, ۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حكايت در كتاب لئالى الاخبار است كه (عبدالواحد بن زيد) گفت من و (ابو ايوب سجستانى) در راه شام ميرفتيم ناگاه غلام سياهى را ديدم كه بر دوش دارد بطرف ما مي آيد چون به ما رسيد من از او سؤال كردم من ربك. چون اين را از من شنيد گفت چنين سؤالى از من ميكنى پس صورت خود را به جانب آسمان نموده عرض كرد خدايا اين هيزم را تبديل به طلا نما ناگاه تمام هيزم طلاى احمر شد رو به ما كرده گفت ديديد آنگاه گفت بارخدايا اين را تبديل به هيزم نما فورا هيزم شد ابوايوب ميگويد من از او خجل و شرمنده شدم به او گفتم تو طعامى همراه دارى كه به ما بخورانى اشاره اى كرد ناگاه جامى از عسل كه از برف سفيدتر و از مشك خوشبوتر بود پيش چشم ما حاضر شد گفت بخوريد قسم به آن خدائى كه جز او خدايى نيست اين عسل از شكم زنبور خارج نشده است چون خورديم چيزى از آن شيرين تر و خوشبوتر و بهتر نخورده بوديم . |
|||
|
|
۲۲:۴۹, ۱۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حكايت عبدالوهاب ميگويد قصد تشرف به بيت المقدس را نمودم در بيابان راه را گم كردم و متحير بودم كه چه كنم ناگاه ديدم پيرزنى مي آيد، به او گفتم غريبم در اين صحرا راه را گم كرده ام پيرزن گفت چگونه غريب است كسى كه خدا دارد و چگونه گم ميشود كسى كه خدا با اوست و دوستش دارد گفت سر عصاى مرا بگير و با من بيا چون چنين كردم و چند قدمى با او رفتم خود را در بيت المقدس ديدم ولى اثرى از آن پيرزن نبود. |
|||
|
|
۱۸:۵۳, ۱۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حكايت يكى از عارفين گوسفند ميچرانيد، پس گرگى در ميان گله گوسفندانش وارد شده ولى گوسفندان او را اذيت نرسانيد، مردى از آنجا عبور نمود چون اين منظره را ديد گفت : "متى اصلح الذئب و الغنم" آن مرد عارف در جوابش گفت "من حين اصلح الراعى مع الله." قصه گوسفندان ابوذر كه گرگها مواظبت آنها را ميكردند معروف است. از اين اخبار و حكايات معلوم ميشود كه ممكن است انسان در اثر عبادت و بندگى به جايى رسد كه چشم و گوش و اراده خدا شود، بنابراين چه مانعى دارد كه بگوئيم حسين(علیه السلام) ثارالله(خون خدا) است، يعنى اگر بنا بود كه خدا خونى داشته باشد خون حسين خون خدا بود همچنانكه درباره پدر بزرگوارش ميگوئيم عين الله ، يدالله ، اذن الله ـــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله ...( مبحث بعدی: علت آنكه حسين(علیه السلام) ثارالله شد |
|||
|
|
۰:۱۵, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
علت اينكه حسين ثارالله شد *** علت اينكه حسين(علیه السلام) بمنزله خدا و پدرش على(علیه السلام) به منزله چشم و گوش خدا شد اين است كه ارزش و قيمت خون در بدن از تمام اعضاء بيشتر است چه انسان بدون چشم و گوش و دست ميتواند زندگانى كند ولى بدون خون نميتواند نمايد بلكه اگر از آن مقدار معمولى كه بايد در بدن باشد كمتر شود موجب مرض و انحراف مزاج ميشود. *** حسين(علیه السلام) در اين دنيا به منزله خون الهى است به اين معنى كه رواج اسم خدا از خون حسين است عبادت و پرستش خدا بواسطه شهادت حسين(علیه السلام) است. اگر بواسطه شهادت آن حضرت نبود بنى اميه طورى نقشه كشيده بودند كه مردم را زير لواء كلمه توحيد به وادى بى دينى و ضلالت و گمراهى بكشانند، پس اگر فهميد نقشه اى كشيده شده كه سفره توحيد و اسم خدا از روى زمين برچيده شود و علاجى ندارد مگر با ريخته شدن خون خودش و جوانان و اسارت اهل بيتش در اينصورت اگر نكند نزد عقلاء عالم مورد ندامت خواهد بود مثل كسى كه در جايى ايستاده باشد و ببيند كه آتشى در خانه مسلمانى افتاده ميسوزد و اگر او آتش را خاموش نكند يك محله و يك شهر در خطر سوختن است پس اگر با امكان علاج تعلل نمايد اگر چه در ظاهر شرع ضامن نيست ولكن عاصى هست و در عالم معنى هم خالى از ضمانت نيست . پس اگر حسين(علیه السلام) قيام نمى نمود ما هم بر كفر و الحاد بوديم مؤيد اين مطلب فقره شريفه زيارت اربعين است كه شيخ در (تهذيب) و (مصباح المجتهد) نقل نموده: "و بذل مهجته فيك ليستنقد عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة" يعنى: درباره تو (اين خدا) جان بخشى كرد تا بندگانت را از نادانى و سرگردانى و گمراهى نجات دهد. *** اين تاريكى غصب خلافت و ظلم و جور در زمان معاويه و يزيد بحد اعلاى خود رسيد در چنين تاريكى سختى صبح عدالت حسينى قيام نمود و مردم را متوجه ساخت كه اى مردم عالم شما در تاريكى عميقى فرو رفته ايد و بايد از اين تاريكى نجات يابيد و لذا حسين(علیه السلام) را فجر ناميدند و خداوند سوره فجر را به اسم حسين (علیه السلام) نازل فرمود والفجر و ليال عشر به فجر حسين و قسم به شبهاى دهه اول محرم، اين فجر كه طلوع كردم كم كم مردم از خواب غفلت بيدار شوند و فهميدند كه بنى اميه چه بلايى به سر آنها آورده اند و هنگاميكه اهل عالم بيدار شوند و خود را در زير كلمه توحيد و ولايت اهل بيت در آورند روزيست كه فرزند حسين مهدى موعود ظهور فرمايد و دنيا را از ظلم و جور پاك كرده پر از عدل و داد نمايد و لذا آيه والنهار اذا تجلى به قيام حضرت ولى عصر(علیه السلام) تعبير شده است. |
|||
|
|
۲۲:۲۸, ۱۶/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۲:۳۱ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
*** بسیار مهم *** سياست معاويه پس از شهادت على(علیه السلام) *** بعد از شهادت اميرالمؤمنين(علیه السلام) كه معاويه خلافت را غصب كرد چنان تضييع دين و تخريب شريعت سيدالمرسلين و ترويج زندقه و باطل را نمود كه اكثر خلق را از شاهراه هدايت منحرف نمود، بطوريكه اگر واقعه كربلا اتفاق نمى افتاد و چند سالى ديگر بر آن منوال ميگذشت نه از اسلام رسمى و نه آئين اثرى باقى ميماند. *** مثلا معاويه پس از صلح با امام مجتبى(علیه السلام) از شام به كوفه آمد و در نخيله كوفه بر بالاى منبر رفت و گفت اى مردم بخدا قسم اين جنگهايى كه در اين مدت با شما نمودم براى آن نبود كه شما نماز نميخوانديد روزه نمى گرفتيد يا حج بجا نمى آورديد و يا زكوة نميداديد چه همه اينها از شما صادر ميشد بلكه مقصود من سلطنت و حكومت بر شما بود كه اينك به آن رسيدم و حال آنكه شما راضى به حكومت من نبوديد و اينك شرط هائي كه در قرارداد صلح با امام مجتبى(علیه السلام) امضا كردم همه را باطل كرده زير پا ميگذارم و به هيچ يك از وعده هاى خود وفا نمى كنم . اينجا بى مناسبت نيست كه بعضى از مواد صلحنامه حضرت با معاويه ذكر شود تا معلوم گردد معاويه چه كارهاى ناروايى در دوران خلافت خود انجام داده است . 1 - معاويه توقع نداشته باشد كه حضرت به او اميرالمؤمنين خطاب نمايد. 2 - امام را براى اداء شهادتى نخواند كه پذيرفته نخواهد شد. 3 - معاويه شيعه و دوستدار على(علیه السلام) را اذيت نكند و حقوق و مقررى آنها را بدهد و خون و ناموس آنان در پناه باشد. 4 - شيعيانى كه در جنگ جمل در ركاب على(علیه السلام) كشته شده اند يك ميليون درهم به بازماندگان آنها بپردازد و اين مبلغ را از خراج، داراب، اطراف فارس تاديه نمايند. 5 - در قنوت نماز سب على بن ابيطالب(علیه السلام) نكنند و ديگران را از اين عمل باز دارند. 6 - همه ساله معاويه پنجاه هزار درهم از بيت المال به آن حضرت بپردازد و مثل اين مبلغ را به برادرش(علیه السلام) بپردازد. 7 - پنج ميليون درهمى كه در بيت المال كوفه موجود بود با صدهزار دينار نقدا معاويه به آن حضرت بپردازد. 8 - خلافت را در خانواده خود موروثى نكرده و يزيد را جانشين خود قرار ندهد. *** معاويه اگر چه در اول اين شرايط را قبول كرد ولى بعدا به هيچ يك از اينها عمل ننمود بلكه طورى مردم شام را تربيت نمود كه لعن شيطان را متروك ساخته و به سب على(علیه السلام) و اهل بيت او پرداختند بطوريكه سب آن بزرگوار را جزء نماز جمعه قرار دادند و كار به جايى رسيد كه يكى از شاميان در نماز جمعه سب اميرالمؤمنين را فراموش كرد، پس از فراغت از نماز به سفرى روان شد، در بيابان متذكر شد كه در نماز جمعه سب حضرت را ننموده در همانجا نمازجمعه را قضا كرده مشغول به شب شد و در آن محل مسجدى بنا كرد تا كفاره تاخير سب او شد و آن مسجد را (مسجدالذكر) ناميد. كار سب على(علیه السلام) بجايى رسيد كه اگر به كسى اسناد كفر و زندقه ميدادند يا آنكه علانيه شراب ميخورد و يا زنا و لواط ميكرد و قماربازى مينمود و او را تكريم و تعظيم مينمودند و اگر سهوا يا غفلتا اسم على بر زبانش جارى ميشد و سب نميكرد يا آن اسنادهاى مجعول را نميداد او را تهمت تشيع ميزدند و مى كشتند و انواع اذيتها به او مينمودند در تمام شهرها مخصوصا كوفه و بصره چنين بود و اگر كسى طلب رياست و حكومتى مينمود كتابى به او ميدادند كه مشتمل بر سب و طعن على(علیه السلام) و اهل بيت بود تا آنرا در منابر و محافل ذكر به اطفال تعليم دهد و هر كه نام على(علیه السلام) ميبرد و يا طفلى را على نام ميگذارد زبانش را قطع ميكردند. ــــــــــــــــ لعنت خدا بیشمار بر معاویة ابن سفیان و آلش همین مبحث ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۸:۴۹, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سياست معاويه پس از شهادت على(علیه السلام) ـ بخش دوم گويند در زمان عبدالملك روزى يكى از علماء در مسجد دمشق وعظ ميكرد ناگاه در اثناى سخن از روى غفلت كلمه اى از فضايل على بر زبانش جارى شد، عبدالملك حكم كرد تا زبانش را بريدند و گفت و اعجبا هنوز مردم نام على را فراموش نكرده اند. سب على(علیه السلام) هشتاد سال ميان اين مردم استمرار داشت تا آنكه عمر بن عبدالعزيز به حيله و تدبير آن رسم زشت را برطرف ساخت. در (تاريخ روضة الصفا) مينويسد كه يكى از اطباء در محفلى كه اعيان و اشراف بنى اميه و اكابر و معاريف شام حاضر بودند به تعليم عمربن عبدالعزيز دختر او را خواستگارى نمود عمر گفت اين وصلت بهيچ وجه ممكن نيست زيرا ما مسلمانيم و تو كافر، طبيب گفت پس چرا پيغمبر شما دختر به على بن ابيطالب داد، عمر گفت او يكى از بزرگان دين اسلام بود طبيب گفت اگر او مسلمان بوده پس چرا او را لعن ميكنيد، عمر روى به حاضرين مجلس نموده گفت جواب اين مرد را بگوئيد، همه ساكت شدند و سر به زير انداختند. از آن وقت سب را برداشت و در خطبه بجاى اميرالمؤمنين اين آيه را تلاوت نمود: "ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتا ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى يعطكم لعلكم تذكرون ." اين مذهب باطل و عقيده فاسد را چنان در ميان مردم رايج و در لباس حق در دلهاى خلق راسخ و نافذ و محكم نمودند كه دين خدا و رضاى حق و نجات را در اين طريق و عقيده ميدانستند، كسانيكه در لباس زهد و تقوى و تدين مواظب و مراقب خود بودند و در همه حركات و رفتار خود از شرع پيروى مينمودند و از خون پشه و كشتن مگسى سوال ميكردند از سب على(علیه السلام) و كشتن شيعه و دوست على هر چند هزار و صدهزار هم که باشد پروا نداشتند و احتمال نقص و عيبى در آن نميدادند كه در مقام سوال و استفسار از حكم آن برآيند! |
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ممنون از دوستان برای این همه زحمت.اجرتون با آقا. امکانش نیست فایلهای صوتیشو بزارین؟؟ من خوندن این همه متن برام خیلی سخته و حتما باید کسی برام توضیح بده
|
|||
|
|
۱:۲۵, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا+فواید زیارات عاشورا | Ramin_Ghn | 20 | 19,011 |
۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۱۵ آخرین ارسال: collage |
|
| تدبری در زیارت عاشورا | مجنون الحسین | 8 | 4,702 |
۱۸/آبان/۹۲ ۲۲:۱۶ آخرین ارسال: یاســین |
|





![[تصویر: 133.png]](http://s4.picofile.com/file/7805335806/133.png)




