کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شرح جامع زیارت عاشورا
۲۳:۰۵, ۱۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله المظلوم


یک منتظر دو زیارت را باید مهم و حیاتی بداند(حداقل)

زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره

در این تاپیک میخواهم جامع ترین شرح زیارت مهم عاشورا را به تدریج ارائه کنم

شارح این اثر آیت الله میرخانی هستند که در 51 جلسه سخنرانی کرده اند

اگر شرحی بر جامعه کبیره به همین گستردگی پیدا کردم ارائه میکنم

دوستان خواهشا اول کامل بخوانید و سریع رد نشوید و برای همین کم کم ارسال میزنم که خسته نشوید

پس شروع میکنیم با ذکر نام باب الحسین ابالفضل العباس(علیه السلام)...


[تصویر: 133.png]

*****
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
يا ولى العصر ادركنى
پس از حمد و ستايش حضرت باريتعالى و درود بى منتهى بر حضرت خاتم النبيين و دوازده وصى گراميش صلوات الله عليهم اجمعين چنين گويد:
اين بنده حقير سراپا تقصير كه مدتى بود در نظر داشتم كه شرحى بر زيارت عاشورا بنويسم و ضمنا طورى باشد كه در مجالس ‍ هفتگى خودم براى مردم هم گفته شود.
تا اين ايام با سعادت كه مولود حضرت رضا عليه آلاف التحيه و الثناء ميباشد با استمداد از حضرت شروع بنوشتن اينمطالب نمودم ، اميدوارم از بحر مواج كرم آن بزرگوار و آباء و اجداد گرامش و ساير اولاد طاهرين آنحضرت چنانم كه خود آن بزرگواران نظر عنايتى فرموده اين زيارت عاشورا را باتمام رسد و چون اين مطالب در منبر براى مردم گفته ميشود بايد طورى باشد كه بصورت منبر درآمده و مستمع را كسل و ناراحت نكند، بنابراين اگر در بين مطالب ذكر قصص و حكايات و يا مواعظى را نموديم خرده گيرى از ما نشود، اگر چه اين سبك با نوشتن كتاب مخالف است ولى ما بيشتر رعايت جنبه منبرى را نموديم .

مجلس اول : فضيلت زيارت عاشورا

روايت اول
شيخ طوسى در كتاب مصباح المجتهد از ((محمد بن اسماعيل بن يزبع )) و او از ((صالح بن عقبه )) و او از پدرش و او از حضرت باقر (ع ) روايت ميكند كه فرمود: هر كس حسين بن على (ع ) را در روز عاشورا - دهم محرم - زيارت كند و نزد قبر آنحضرت گريان شود روز قيامت خداوند را با ثواب دوهزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد ملاقات كند، آنهم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرين عليهم السلام بوده باشد.
راوى ميگويد: عرض كردم فدايت شوم براى كسى كه در شهر يا كشور ديگريست و نمى تواند در آنروز خود را به قبر آنحضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟
حضرت فرمودند: اگر چنين باشد بصحرا يا بالاى بام خانه خود رود و با سلام اشاره به سوى قبر آنحضرت كرده بر لعن قاتلان آنحضرت جديت كند، و بعد دو ركعت نماز بخواند و اينكار را هنگام برآمدن روز قبل از ظهر انجام دهد، آنگاه هم خودش در مصيبت آنحضرت گريه كند و هم اگر ترسى نداشته باشد امر كند تا خانواده او نيز بر آنحضرت گريه كنند و در خانه اش مجلس ‍ مصيبتى برپا كرده و مصيبت حضرت سيدالشهداء را به يكديگر تعزيت گويند. من ضامن ميشوم كسى كه اين عمل را انجام دهد خداوند تمام آن ثوابها را به او عنايت فرمايد.
راوى عرض كرد چگونه يكديگر را تعزيت بگوئيم ؟ فرمود بگوئيد:
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين تباره مع وليه الاءمام المهدى من ال محمد عليهم السلام .
يعنى خداوند اجر ما را به سوگوارى بر حسين عليه السلام بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولى خود امام مهدى آل محمد عليهم السلام قرار دهد.
آنگاه حضرت فرمودند: اگر ميتوانى آنروز از خانه بيرون مرو كه روز نحسى است و حاجت مؤ من برآورده نمى شود و اگر هم برآورده شود ميمون و مبارك نخواهد بود.
هيچيك از شما در آنروز چيزى در منزل ذخيره نكند كه اگر چنين كرد بركت نخواهد داشت اگر كسى اين دستور را عمل كند ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد با رسول خدا صلى الله عليه و آله را براى او خواهد نوشت و اجر و ثواب هر نبى و رسول و وصى و صديق و شهيدى كه از ابتداى خلقت دنيا تاكنون در راه خدا مرده يا شهيد شده است خواهد داشت .
روايت دوم
صالح بن عقبه و سيف بن عميرة نقل ميكنند كه علقمة بن محمد ((الخضرمى )) گفت : به امام باقر (ع ) عرض كردم دعايى بمن تعليم فرمائيد كه اگر از نزديك زيارت كردم بخوانم و دعايى كه اگر از دور اشاره به سلام كردم بخوانم .
حضرت فرمودند: اى علقمه هر گاه تو اشاره بسلام نمودى و دو ركعت نماز را خواندى هنگام اشاره به آنحضرت بعد از تكبير اين قول - زيارت عاشورا- را بگو پس اگر تو اين زيارت را خواندى دعا كرده اى بآنچه كه ملائكه زائر حسين دعا ميكنند و خداوند صد هزار هزار درجه براى تو مينويسد و مانند كسى هستى كه با امام حسين عليه السلام شهيد شده و در درجات آنها شركت كرده باشد و براى تو ثواب زيارت هر پيغمبر و رسول و هر زائرى كه امام حسين عليه السلام را زيارت كرده نوشته شود.
بعد از نقل زيارت علقمه ميگويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمودند اگر بتوانى هر روز در خانه خود اين زيارت را بخوانى تمام اين ثوابها براى تو خواهد بود.

ادامه مجلس اول در ارسال بعد ان شاء الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha ، عبدالرحیم ، mohammad reza ، مجید املشی ، شهیدطیبه واعظی ، joseffist ، در جستجوی سختی ، Night moans ، یاســین ، m.hossein ، *مهاجر* ، mhvvhm ، Islam ، مجتبی110 ، رضوانه ، fiftynine ، ساقی ، میلاد مسلمی ، مجنون العباس ، help me ، مصطفي مازح7610 ، آیات ، fafa* ، Farzaneh ، SAViOR ، سلیل ، Ali#59 ، Justice Bringer ، عبداللهی ، عشقم کربلا ، 135 ، zahra11 ، محمدهادی ، انتصـار ، mahdy30na ، آفتاب

آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۲۳, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #131
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

جماعتى از خاك كربلا بدون حساب به بهشت ميروند

در (امالى) سند به "هرثمة بن ابى مسلم" ميرساند كه گفت در واقعه صفين در ركاب اميرالمؤمنين(علیه السلام) حاضر بودم ، چون در هنگام مراجعت به زمين كربلا رسيديم و فرود آمديم آن حضرت نماز صبح را با ما گذاشت پس دست فرا برد و پاره اى از تربت آن زمين برگرفت و بوييد و فرمود خوشا بحالت اى تربت همانا در قيامت از تو جماعتى انگيخته ميشوند كه بى پرسش داخل بهشت ميشوند. هرثمه گويد مرا ضجيعى بود از شيعيان على(علیه السلام) چون به خانه آمدم به او گفتم آيا ميخواهى حديثى از مولاى خود بشنوى كلام مولا را براى او نقل كردم گفت اميرالمؤمنين جز به حق سخن نگويد اين زمان بگذشت تا اينكه عبيداله بن زياد از كوفه لشكرى بجنگ حسين(علیه السلام) فرستاد من هم در آن لشكر بودم تا به همان منزل رسيدم كه در مراجعت از صفين در خدمت اميرالمؤمنين(علیه السلام) بودم و آن فرمايش را به من كرد. سخنان آن حضرت را ياد آوردم فورى شتر خود را سوار شده به نزد امام حسين(علیه السلام) شتافتم و سلام كردم و آن كلامى كه از اميرالمؤمنين(علیه السلام) شنيده بودم بعرض رسانيدم فرمود تو با منى يا بر من؟ گفتم با توام نه بر تو ولى دختران چندى در كوفه گذاشته ام كه از عبيداله بن زياد براى آنها ميترسم ، فرمود پس برو به مكانى كه كشته شدن ما را نبينى و صداى ما را نشنوى قسم بخدا كه جان حسين يد قدرت اوست هر كه استغاثه ما را بشنود و ما را اعانت نكند خدا او را بر روى در جهنم مى افكند.


از مطالبى كه تا اينجا ذكر شد معلوم گشت بزرگى مصيبت ابا عبدالله عليه السلام بقدرى بوده كه خداوند پيغمبران را به كربلا آورده و گوشه اى از مصيبت آن حضرت را براى آنها ذكر كرده بلكه حيوانات هم براى همدردى در مصيبت آن حضرت گريه كرده و تشنگى كشيده اند.

سؤال:
معروف است كه ميگويند صدمات و زحمات پيغمبر ما بيش از ساير پيغمبران بوده و خود آن حضرت هم فرموده هيچ پيغمبرى را مثل من اذيت نكردند، پس چگونه مصيبت حسين(علیه السلام) اعظم از همه مصائب شد؟
جواب:
در (علل الشرايع) از عبدالله بن فضل روايت كرد كه به صادق آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتيم يابن رسول الله چگونه روز عاشورا روز مصيبت و غم و جزع و بكاء شد و روز وفات رسول خدا و فاطمه و اميرالمؤمنين و حسن عليهم السلام به اين مرتبه نشد؟ فرمود: همانا مصيبت روز كشتن حسين(علیه السلام) اعظم از ساير ايام است به علت آنكه اصحاب كساء كه اكرم خلق بودند پنج تن بودند و چون پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنيا رفت مردم خود را به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام تسلى ميدادند چون فاطمه عليهاالسلام از دنيا رفت به اميرالمؤمنين و چون امیرالمومنین از دنيا رفت به حسنين و چون حسن رفت به حسين و چون حسين رفت يك تن از اصحاب كساء نماند كه تعزى و تسلى خلق به او باشد و رفتن او چون رفتن جميع آنها شد چنانچه بقايش چون بقاى جميع بود پس از اين جهت روز قتل حسين(علیه السلام) از جهت مصيبت اعظم ايام شد...

در اين حديث چندين مورد تصريح نموده به اينكه مصيبت سيدالشهداء اعظم مصائب بر مسلمين است و مؤيد مضمون اين حديث كلامى است از حضرت زينب عليهاالسلام كه در (ارشاد مفيد) که نقل ميكند در شب عاشورا به حضرت سيدالشهداء عرض كرد: واثكلاه ليت الموت اعد منى الحيوة اليوم ماتت امى فاطمة و ابى على و اخى الحسن و يا خليفة الماضى و ثمال الباقى .

و نيز در (امالى) روايت ميكند از صادق آل محمد عليه السلام كه روزى امام حسين(علیه السلام) وارد بر حضرت امام حسن(علیه السلام) شد چون چشمش بر برادر بزرگوارش افتاد شروع به گريه كردن نمود امام حسن(علیه السلام) فرمود برادر تو را چه چيز به گريه در آورد عرض كرد گريه من به جهت آن بلايى است كه بر تو وارد ميشود امام حسن فرمود آنچه با من ميكنند سمى است كه به من ميدهند و لكن روزى چون روز تو نيست كه سى هزار نفر بسوى تو آيند و همگى مدعى باشند كه امت جد تو مسلمانند ولى بر قتل و ريختن خون و انتهاك حرمت و اسيرى زنان و اولادان و اولاد آنان و غارت مال و متاع تو اجتماع ميكنند و در اين هنگام لعنت بر بنى اميه فرود مي آيد.
از فرمايش حضرت حسن در اين خبر معلوم ميشود كه روزى مثل روز امام حسين(علیه السلام) در عاشورا نبوده است .
________________________
صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، mohammad reza ، mahdy30na ، 135
۲۳:۵۰, ۱۴/مهر/۹۳
شماره ارسال: #132
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس نوزدهم: و جلت و عظمت مصيبتك فى السموات على جميع اهل السموات
و بزرگ و عظيم شد بلاها و صدمات شما در آسمانها و بر همه اهل آسمانها


در مجلس هجدهم شرح داديم كه فرمود: و جلت المصيبة بك علينا و على جميع اهل الاسلام .
يعنى مصيبات شما نه فقط براى ما دشوار است بلكه براى جميع مسلمين سخت است اگر چه شيعه نباشد در جمله فوق ميفرمايد: نه فقط مصيبت شما بر اهل اسلام و ايمان سخت است بلكه براى آسمانها و اهل آن سخت است كه آنها را گريان و ناراحت نموده است .
در جمله اي كه بعدا در زيارت خواهد آمد ميفرمايد: و اعظم رزيتها فى الاسلام على جميع اهل السموات و الارض . پس در اين عبارت اهل زمين اضافه شده. از اين چند عبارت نتيجه ميشود كه مصيبت شما بر اهل زمين و آسمان سخت و مشكل بوده كه آنها را به حالت تاثر و سوگوارى در آورده است بيان اينمطلب در سه فصل ذكر خواهد شد.
____________________
ان شاء الله در ادامه؛ فصل اول, در اثبات شعور براى موجودات عالم

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Farzaneh ، mahdy30na ، 135
۱۶:۳۳, ۱۶/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۳ ۱۶:۳۵ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #133
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

فصل اول : در اثبات شعور براى موجودات عالم

از آيات و اخبار بسيارى استفاده ميشود كه براى موجودات عالم شعور و فهم ميباشد كه بسيارى از مطالب را درك ميكنند.
حق تعالى ميفرمايد: و لقد اتينا داود منا فضلا يا جبال اوبى معه والطير . (سبا - 10)
بكوه ها و طيور گفتيم كه با داود تسبيح بگويند ما از فضل و كرم خود به داود نبى عطاياى بسيارى بخشيده از جمله به كوهها و پرندگان امر نموديم كه با نغمه هاى داودى هماهنگ شوند و هر وقت او به تسبيح و استغفار مشغول شود شما نيز با او موافقت كنيد هر زمان داود در بيابانى عبور مي نمود زبور را با لحن خوش داودى ميخواند تمام پرندگان و درندگان تحت تاثير صوت او واقع شده با او هم نوا گشته به تسبيح و تقديس خداوند مشغول ميشدند.
و نيز ميفرمايد: و سخرنا مع داود الجبال يسبحن و الطير و كنا فاعلين . (انبياء - 79) كوه ها و مرغان را مسخر داود گردانيديم و با او تسبيح گفتند اگر بنا باشد كه براى كوه و پرندگان شعور و فهم و استعداد نباشد چگونه با داود پيغمبر تسبيح ميگويند معلوم ميشود آنها هم خدا را شناخته اند.
در آيه ديگر ميفرمايد: يسبح الله ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزيز الحكيم . (الجمعه - 1)
در آيه ديگر ميفرمايد: يسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض له ملك و له الحمد و هو على كل شى قدير . (التغابن - 1)
در آيه ديگر ميفرمايد: يسبح له السموات السبع و الارض و من فيهن و ان من شى ء الا يسبح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم . (الاسراء - 44)

در اين آيه حق تعالى بر سبيل تعظيم و اجلال و ثناى برخود ميفرمايد: آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كه در آسمانها و زمين است به تنزيه و تسبيح پروردگار مشغول ميباشند و هيچ چيزى نيست مگر آنكه به ذكر و تقديس و تنزيه خداوند و ستايش حضرت حق اشتغال دارد ولى مردم تسبيح موجودات را نمى فهمند.


*** در كافى از حضرت صادق(علیه السلام) روايت ميكند كه فرمود: براى حيوانات بر گردن صاحبانش شش حق است :
1 - آن حيوان را ما فوق توانايى بار نكنند.

2 - پشت آنها را محل سكونت و گفتگو قرار ندهند.
3 - هر وقت پياده شدند قبل از آنكه خودشان طعام بخورند به آنها علوفه بدهند.
4 - آنها را سيراب كنند.
5 و 6 - به سر و صورت آنها نزنند چه آنان براى پروردگار تسبيح ميكنند.


در آيه ديگر ميفرمايد: كل قد صلوته و تسبيحه و لله عليمم بما تفعلون . (النور - 41)

***
جناب اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: بانگ خروس نماز اوست بال برهم زدن او ركوع و سجود ميباشد.
از جمله زبان حال خروس در شب اينست : اذكروا الله ايها الغافلون .
اى مردم غافل عمر گذشت, خواب بس است, برخيزيد و خدا را ياد كنيد.

هنگام سپيده دم خروس سحرى
دانى كه چرا همى كند نوحه گرى
يعنى كه نموده اند زآينه صبح
از عمر شبى گذشت و تو بيخبرى

موريس مترلينگ در كتاب زنبور عسل خود ميگويد: در عالم جمادات به ويژه مواد معروف به متبلور(بلورى شكل) نيز حركاتى ديده ميشود.

دانشمند انگليسى روسكين ميگويد: جمادات متبلور نه فقط داراى حركات هستند بلكه با هم ميجنگند. و اگر يك شى خارجى وارد آنها شود آنرا از خود ميرانند و گاهى اقوياء نسبت به ضعفا گويى ترحم بخرج ميدهند و آنها را مجاز ميدانند كه مقام و جاى آنها را بگيرند.
در نقاطى كه سنگهاى آهن با مواد متبلور مجاور هستند ميكوشند كه سنگهاى آهن را از خود دور كنند كه مبادا بر اثر اختلاط با آنها آلوده شوند و حتى وقتى مواد متبلور مجروح ميشوند در صدد معالجه خود بر مي آيند و زخمهاى آنها مداوا ميشود.

تكليف ما در اينجا چيست اين اعمال جمادات را به چه بايد منسوب نمائيم اينها در كدام دانشگاه درس خوانده اند كه در موقع جراحى خود را معالجه كنند آيا چه كسى به آنها علم جنگ آموخت چه كسى به آنها فهمانيد كه بايد با غير خود آميزش نكنند و آنها را از خود دور نمايند آيا غير از خدا ميتوان گفت كس ديگرى است .
اين قبيل دانشمندان به ما ميفهماند كه موجودات اگر چه از جمادات باشند داراى شعور ميباشند.
لذا قرآن ميفرمايد: ان من شى لا يسبح بحمده و لكن لاتفقهون بسبيحهم .

البته اين شعور درباره نباتات بيشتر و در حيوانات خيلى بيشتر ميباشد.
خداوند درباره هدهد ميفرمايد: وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون الله و زين لهم الشيطان و اعمالهم فصدهم عن السبيل فهم لا يهتدون . (النمل - 24)
هدهد به حضرت سليمان گفت بلقيس را با تمام رعيتش يافتم كه خدا را از ياد برده و بجاى خدا خورشيد را ميپرستند و شيطان اعمال زشت آنان را در نظرشان زيبا جلوه داده و آنها را بكلى از راه خدا بازداشته تا هرگز بحق هدايت نشوند.
عجب اين است كه اين حيوان بقدرى داراى شعور است كه وقتى انسان را مى بيند كه غير از خدا را سجده ميكند و اطاعت شيطان را مينمايد تعجب ميكند و به حضرت سليمان گويد: الا يسجدوالله الذى يخرج الخباء فى السموات و الارض و يعلم ما تخفون و تعلنون الله لا اله الا هو رب العرش العظيم . (النمل - 26) يعنى چرا پرستش نكنند خدايى را كه پنهان را بعرصه ظهور آورده و بر نهان و آشكار خلق آگاه است در صورتيكه آن خداى يكتا كه جز او هيچ خدايى نيست پروردگار عرش با عظمت است و بينهايت سزوار پرستش است .

*** امام صادق (ع ) فرمود: آنچه در آسمان و زمينست تا ماهيان دريا طلب آمرزش براى طالب علم و و دانش آموز مينمايند.

*** در ثواب الاعمال از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مرويست كه انگشتر عقيق در دست كنيد زيرا كه آن اول كوهى است كه به وحدانيت خدا و به نبوت من و به وصايت تو يا على و براى شيعه تو و به بهشت اقرار كرده .

از اين قبيل روايات بسيار است و ذكر آن موجب تطويل كلام ميگردد و در معجزات ائمه بسيار وارد شده كه حيوانات عرض حاجت خدمت امامان دقت ميكردند و معرفت كامل درباره ايشان داشته اند.
_____________
صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، mahdy30na ، 135
۷:۰۸, ۱۷/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۳ ۷:۰۸ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #134
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

فصل دوم : مصيبت اهل آسمان ها
از اين عبارت زيارت معلوم ميشود كه اين كرات باعظمت كه در جو در حركت هستند و از آنها تعبير به آسمانها ميشود داراى مخلوقاتى هستند كه تعبير به اهل نموده و در جمله ديگرى ، بعدا شرح آن خواهد آمد، دارد كه على جميع اهل السموات و الارض ‍ پس از اين دو عبارت معلوم ميشود كه مصيبت حضرت سيدالشهداء(علیه السلام) بقدرى بزرگست كه همه اهل آسمانها و زمين را ناراحت نموده است بطوريكه آسمان و زمين و موجوداتي كه در اين دو زندگى ميكنند گريان ميشوند.
بعدا گريه آسمان و زمين را شرح خواهيم داد.
________________________
صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، mahdy30na ، Farzaneh ، 135
۲۰:۵۳, ۲۷/مهر/۹۳
شماره ارسال: #135
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

آيات قرآن راجع به اهل آسمانها

خداوند در سوره نحل مي فرمايد:
ولله يسجد ما فى السموات و ما فى الارض من دابة و الملائكة و هم لا يستكبرون يخافون من فوقهم و يفعلون ما يؤمرون .

هر چه در آسمانها و زمين است از جنبندگان و فرشتگان همه بى هيچ تكبر و باكمال تذلل به عبادت خدا مشغول اند و تمام موجودات از خدا كه فوق آنها است مي ترسند و به هر چه مامورند اطاعت مي كنند.

معنای دابه
راغب در مفردات القرآن گويد: لغت دابه در تمامى حيوانات استعمال ميشد گر چه در تعريفات ديگر به اسب اختصاص داده شده و روى هم رفته بايد گفت دابه نام هر موجوديست كه راه ميرود،
در مجمع البحرين گويد: اختصاص دابه به اسب عرفى است عارض و جديد و ريشه لغوى آن شامل تمامى حيواناتى است كه راه ميروند.
از اين آيه استفاده ميشود كه خداوند در اين كرات آسمانى موجودات زنده اى دارد كه در حركتند و مسلما انسان هم جزء دابه ميباشد زيرا او هم راه ميرود.

و در آيه ديگر ميفرمايد:
و ما من دابه الا على الله رزقها.
مسلما انسان جزو دابة فى الارض ميباشد زيرا او هم روزى ميخورد بلكه فرد شاخص دابه همین انسان است پس معلوم ميشود در اين كرات آسمانى موجوداتى از قبيل انسان و غيرانسان زندگى ميكنند.

معنای سجده
و مراد از سجده خضوع و خشوع است نه اين سجده اي كه ما در نماز بجا مي آوريم پس معلوم ميگردد كه تمام موجودات آسمانى در برابر خداى بزرگ خاضع و خاشع اند و ممكن است بگوئيم چون در آيه ضمير "هم" آورده و افعال (لايستكبرون)، (يخافون)، (يفعلون)، (يومرون)، استفاده نموده تمامى آنها در مورد خردمندان آورده ميشود.
پس معلوم ميشود كه مراد از اين جنبندگان اشخاص عاقل مكلفند و يا ناگزير برخى از آنها به زيور عقل و در نتيجه به بار تكليف زينت يافته اند.

________________________

آيه دوم
و من آياته خلق السموات و الارض و مابث فيهما من دابة و هو على جمعهم اذا يشاء قدير . (الشورى - 29)
و از جمله آيات قدرت خدا خلقت زمين و آسمان ست و هم آنچه در آنها از انواع جنبندگان پراكنده است و او بر جمع آورى موجودات در آسمانها و كرات عالم هر وقت كه بخواهد قادر است .
اين آيه بدلالتى روشن تر وجود موجودات زنده و ظاهرا عاقل را در آسمانها و زمين اثبات مينمايد و گواه بر اينكه جنبندگان مذكور عاقلند ضمير هم در جمعهم ميباشد كه از لحاظ استعمال در انحصار خردمندان ذوى العقول است و در مواردى كه افرادى از موجودات بى عقل در جمع عاقلان يكجا آورده شوند بطور مجاز اينگونه ضماير بعنوان تغليب در مجموع هر دو دسته بكار ميروند.
آيه فوق اضافه بر اينكه ما را از وجود موجوداتى عاقل و مكلف در ساير ستارگان آگاه ميسازد از مسافرت هاى متقابل كيهانى نيز به طورى لطيف پيش بينى ميكند زيرا نخست با جمله ((بث فيهما)) دلالت بر پراكندگى آنها در زمين و آسمانها نمود كه اين آفريدگان از آغاز مبتلاى به فراق و جدايى بوده و هيچگونه خبرى از يكديگر ندارند نه انسانهاى زمينى از آسمانيان و نه بالعكس سپس با جمله و هو على جمعهم روزنه اميدى درباره جمع اين پراكندگان بروى ما باز كرده كه اين پراكندگى ابدى نيست ديرى نپايد كه به اراده الهى اين غريبان از غربت بيرون آيند و به نزديكى و خويشاوندى برسند.
پس آنگاه اين روزنه اميد را با جمله ((اذا يشاء)) وسيع تر نموده نه آنكه اذا شاء زيرا يشاء خبر از آينده اى محقق الوقوع ميدهد ولى شاء باين معنى است كه اگر خواست بنابراين ممكن ست بگوئيم بشريت را به آينده اى درخشان نويد ميدهد كه با پيشرفت روزافزون علم به مشيت و لطف الهى اين فاصله هاى دور و نزديك و اين هجرانها مبدل به وصال ميگردد.
و ممكنست ((و هو على جمعهم اذا يشاء قدير)) راجع به قيامت باشد كه هر وقت مشيت الهى تعلق گرفت كه قيامتى برپا شود همگى اين موجودات را جمع كرده و بحساب آنان رسيدگى نمايد.

_____________________

سئوال
آيا اصولا قرآن درباره كاوش كردن در آسمان و ستارگان و خلاصه دقت و نظر درباره كيهان پهناور و موجودات آن سخن به ميان آورده تا اينگونه استدلالات و انتظارات را از آيات مقدسات قرآنى داشته باشيم ؟
جواب

پاسخ ما دو آيه زير است كه ميفرمايد:
قل انظروا ماذا فى السموات و الارض و ما تغنى الايات و النذرعن قوم لا يؤ منون . (يونس - 100)
اى پيغمبر به مردمان تاكيد كن كه كاوش كنند و دقت نظر بكار برند تا بدانند چه بسيار آيات حق و دلائل توحيد را مشاهده ميكنند گر چه هرگز مردمى را كه بديده عقل و ايمان ننگرند دلايل و آيات الهى بى نياز نخواهد كرد و چيزى بر علم و معرفتشان نخواهد افزود.
از اين قبيل آيات قرآنى كه بشريت را به تفكر و كاوش در آسمانها و زمين و موجودات آنها واداشته بسيار است و آيه فوق بعنوان نمونه ذكر شد.
ولى اين را هم كه اينگونه اوامر و تاكيدات قرآنى تنها براى كشف اين كرات و جسم و جهان نيست بلكه تا ازين رهگذر معرفتی انسانى به آفريدگار بزرگ جهان يابد و به دانش آنها در خداشناسى افزوده گردد.

گيرم كه بشر به ساير كرات آسمانى مسافرت كرد اگر از اين رهگذر معرفتش بخالق عالم بيشتر نشود چه فايده ؟!
و كان من آية فى السموات و الارض يمرون عليها و هم عنها معرضون . (يوسف - 105)
دور نيست كه آيه فوق نيز پيش بينى از مسافرتهاى آينده و كيهانى باشد كه چه بسا از نشانه هاى بزرگ علم و قدرت كه در آسمانها و زمين است و بشر بر آنها عبور ميكند ولى بهره اى بجز اعراض از خدا عايدش نميشود.
بديهيست كه عبور از اين كرات آسمانى نميتوان نمود مگر بوسيله اين موشكهاى محيرالعقول كيهانى و با جمله ((يمرون )) كه باصطلاح صيغه مضارع است تمامى مراتب ضعيف و قوى عبور و مرور بر كرات آسمانى را از زمان قرآن تا انقراض جهان شامل ميشود.
در يك زمان بشر تنها با چشم ميتوانست ستارگان را همچون شمعهايى فروزان در قعر آسمان بنگرد و درباره آنها بينديشد سپس با وسايل تلسكوپها و عدسيهاى قوى توفيق كاملترى را در اين راه بدست آورد اكنون هم به اين خيال افتاده كه با سفينه هاى فضانورد از نزديك با كرات همسايه خود آشنا شود اگر چه ميتوان گفت تمامى اين مراتب در جمله ((يمرون عليها)) است ولى حقيقت مرور بر اجرام آسمانى همين مرحله اخير است كه مرور از نزديك باشد.
ولى موضوع مهم جمله ((و هم عنها معرضون )) است كه هر چه بشر به اين كرات آسمانى نزديكتر شود و بيشتر آيات بزرگ الهى را بچشد می بيند اعراض او از خدا بيشتر ميشود بلكه ميگويد ما كه در آسمانها خدا را نديديم و يا فرشتگان دروغ است .
اگر كاروان مسافرتهاى آسمانى از خداپرستان ما شد سوغات آنها در بازگشت افزايش معرفت خدا و ايمان به اوست ولى اينگونه مسافرتها براى شوره زار دلهاى خودپرستان و منكران خدا جز تيغها و حربه هاى منحرف كننده ايمان سوغاتى همراه نخواهد آورد.

و تنزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا .

صلواتRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، 135 ، محمدهادی
۲۲:۵۹, ۲۸/مهر/۹۳
شماره ارسال: #136
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

شواهدى ديگر از اخبار بر وجود عقلا در كرات آسمانى

در بحارالانوار از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت مي كند كه حضرتش به اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمود: يا على خدا هفت موطن را با تو به من نشان داد تا اينكه ميفرمايد: موطن دوم معراج بود كه جبرئيل مرا به عالم بالا صعود داد تمام آسمانها و زمينهاى هفتگانه براى من نمودار شد بطوريكه ساكنان و آبادكنندگان آنها را ديدم .
مسلما ساكنان و آبادكنندگان آسمان غير از ملائكه ميباشند.


و نيز در بحار از ابونصير و او از حضرت صادق(علیه السلام) روايت ميكند كه حضرت نوح شرح معراج پيغمبر را ميفرمايد تا اينكه فرمود: خدا پيغمبر را به آسمان صعود داد سپس گزارشهاى معراج را از رسول خدا اينگونه نقل فرمايد كه ... سپس مرا به آسمان ششم بالا برد كه ناگهان خلق بسيارى ديدم كه همچون امواج دريا موج ميزدند و در اين آسمان فرشتگان مقرب نيز بودند سپس مرا به آسمان هفتم برد كه در آنجا نيز خلق و فرشتگان را ديدم .
از اينكه در دو جاى اين حديث خلق و فرشتگان ذكر شده معلوم مي شود غير از فرشتگان مخلوقاتى در آسمان زندگى ميكنند كه تعداد آنها هم زياد است .


و نيز در بحار و كافى و بصائرالدرجات از عجلان بن ابى صالح مرويست كه مردى در خدمت حضرت صادق(علیه السلام) از روى استعلام اشاره به آسمان نموده عرض كرد، اين قبله آدم (علیه السلام) است؟ حضرت فرمود آرى و بعلاوه خدا را قبه هاى بسيارى است چه در عقب اين مغرب شما 39 مغرب يعنى زمينهاى سپيدى است مملو از مخلوقات كه از نور شمس كسب روشنى ميكند و طرفة العينى مرتكب معصيت خدا نشده و نمي دانند كه خدا آدمى آفريده است يا نه .
شاهزاده اعتضاد السلطنه پسر فتحعليشاه قاجار در كتاب ((فلك السعاده )) ميگويد: اين خبر را براى يكى از دانشمندان اروپا نقل كردم خيلى تعجب كرد و گفت اگر يقين داشتم كه اين خبر از ناحيه وحى پيغمبر شما است حتما مسلمان ميشدم .
متاسفانه فاضل مزبور چون احاطه به اسناد اخبار نداشته از اثبات صحت سند خبر عاجز شده و با اينكه در كتب معتبره به اسناد قوى مضبوط است فقط از يك كتاب غيرمعروف آن را نقل كرده ميگويد: اين حديث را در كتاب نظام الدين احمد گيلانى شاگرد ميرداماد ديده ام و هرگاه ميدانست اين خبر در كتابى مثل كافى نقل شده براى اتمام حجت او كافى بود زيرا كتاب كافى از كتب معتبره شيعه و نسخ قديمه اين كتاب در كتابخانه هاى دنيا بسيار است و اخبار مندرج در آن براى اثبات هر مطلبى حجت قاطع است.

و نيز در كتاب مناقب شيخ رجب برسى ((سال 800 هجرى )) و در كتاب شيخ ابراهيم كفعمى ((قرن دوم هجرى )) و در كتاب بحارالانوار مجلسى از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام مروى است كه جبرئيل خدمت حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض كرد: سوگند بخداوندى كه پيغمبرى چون تو برگزيده كه در پشت اين مغرب زمينى است سفيد و در آن يك نوع از مخلوقات خداست كه او را مي پرستند و نافرمانى وى را نمي نمايند و بس كه از ترس خدا گريه كرده اند گوشت از روى آنها فروريخته است .
حضرت اميرالمؤ منين(علیه السلام) عرض كرد آيا ابليس و بنى آدم را در ميان آنها راهى هست ؟ فرمود بخدا قسم كه آنها نه ابليس را ميشناسند و نه آدم را وعده آنها را جز خدا كسى نميداند.
اين حديث هم دلالت دارد بر وجود بشر در ساير سيارات زيرا كه گريه از خصايص انسان و گوشت از خصايص حيوان و عبادت و عدم معصيت و عدم علم بوجود ابليس و آدم از اوصافى است كه متفرع بر عقل است يعنى هر گاه مخلوقات آن كرات زنده و عاقل نبودند از خوف خدا گريه نمي كردند.
و بر حسب اخبار مسلم است كه مبدا بشر منحصر به آدم نيست هر چند مبداء ما آدم است و او پدر ما است ولى مطابق اخباري كه در دست است خدا آدمهاى بسيارى آفريده است كه هر يك مبداء پدر سلسله اى بوده اند و همه آنها هم در زمين ما نبوده بلكه در كرات ديگر بوده اند.


در بصائرالدرجات از حضرت باقر(علیه السلام) روايت مي كند كه فرمود: خداوند هزار هزار عالم ((يك ميليون )) و هزار هزار آدم خلق كرده اينكه ميفرمايد هزار هزار عالم كه يك ميليون ميشود من باب مثال است مثل اينكه ما ميگوئيم خداوند هزاران بنده دارد و يا ممكن ست ميخواهد بفرمايد آن كراتى كه آدم در آنها هست و مشمول تكاليف مي باشند يك ميليون عالم است .

در بحارالانوار و تفسير قمى روايت صحيحى از حضرت اميرالمؤ منين(علیه السلام) نقل مي كند به اين مضمون كه : هذا النجوم التى فى السماء مدائن مثل المدائن التى فى الارض مربوطه كل مدينه بعمود من نور طول ذلك العمود فى السما مسيرة ماءتين و خمسين سنة .
در مجمع البحرين در لغت كوكب به جاى ((بعمود)) ((بعمودين )) ذكر كرده است .
معنى حديث اين ميشود كه : اين ستارگان كه در آسمان ميباشند شهرهايى هستند مانند شهرهايى كه در زمين است و هر شهرى بسته شده به دو عمود از نور كه طول اين عمود دويست و پنجاه سال راه است.
اين عمود نور همان قوه جاذبه و دافعه ايست كه بين كرات ميباشند كه اگر اين دو قوه نبود اين كرات در يك مدار معينى نمي ماندند و به همديگر ميخوردند و ممكن ست 250 سال فاصله نورى باشد.

و نيز امام سجاد (علیه السلام) فرمود: پشت اين نطاق ، راوى عرض كرد: نطاق چيست ؟ فرمود: هذه القبة سبعين الف عوالم كل واحد منها اوسع من الدنيا فيها خلايق كثيرة لايعلمون ان الله خلق آدم و ابليس ام لاوقال عليه السلام و الله انهم اطوع لنا منكم .
يعنى : پشت اين قبه يعنى آسمان شما هفتاد هزار عالم است كه هر يك از آنها وسيعتر از دنياى شماست و در آنها خلايق بسيارى است كه نم يدانند خداوند آدم و شيطانى هم خلق كرده يا نه بعد حضرت فرمود بخدا قسم كه آنها ما را بيشتر از شما اطاعت ميكنند.
از اين روايت معلوم ميشود كه معروفيت آل محمد و شناسايى آنها مخصوص به زمين نيست بلكه مخلوقات اين كرات هم معرفت بحال ايشان دارند بلكه معرفت آنها بيشتر از ماست و لذا بیشتر از ما امام را اطاعت ميكنند.


صلواتRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، mahdy30na ، 135 ، محمدهادی ، مصباح
۰:۵۵, ۳۰/مهر/۹۳
شماره ارسال: #137
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

حديث بساط

حديث بساط از احاديثى است كه شيعه و سنى آنرا نقل كرده و از معجزات بزرگ اميرالمومنين(علیه السلام) بشمار ميرود و مقدس اردبيلى در كتاب حديقة الشيعه در صفحه 388 نقل نموده و چون خيلى مفصل است از ذكر آن خوددارى ميكنيم فقط يك قسمت آن كه مورد حاجت ما است ذكر ميكنيم .
سلمان گفت: ما پرسيديم يا اميرالمؤ منين(علیه السلام) شما را علمى به آنچه در عقب كوه قاف است مي باشد؟ حضرت فرمود: خلاق عالم در عقب كوه قاف چهل عالم آفريده كه هر عالمى برابر دنياى شماست و علم من به ماوراى قاف همچون علم من است به حال اين دنيا و آنچه در دنياست. و بعد از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منم حافظ و نگهدارنده عالمها و همچنين بعد از من اولاد من حافظ شريعت نبوى و وارث علوم مصطفوى خواهند بود و من داناترم به راه هائي كه در آسمانهاست از راههايى كه در زمين است و مائيم محزون مكنون الهى و مائيم اسماء حسنى كه چون خدا را با آن نام بخوانند اجابت كند و مائيم صاحب آن نام هائي كه بر عرش و كرسى نوشته است و مائيم قسمت كننده بهشت و دوزخ تا آخر روايت كه مفصل است .


از اين اخبار زياد است كه ذكر آن باعث طول كلام ميشود اگر اخبارى هم از پيشوايان دين در اين باب به ما نرسيده بود ما خودمان ميدانستم كه خداوند در اين كرات موجوداتى دارد چه شخص عاقل كار لغو و بيهوده نمي كند و اگر بنا باشد كه خداوند اين كرات باعظمت را كه حساب آنرا جز خودش كسى نميداند خلق فرمايد و كسى در آن نباشد مسلما اين كار لغو است و چنين عملى از خدا بدور است لذا ميفرمايد: ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولى الباب الذين يذكرون الله قياما و على جنبوبهم و يتفكرون فى خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار .

در دعاى افتتاح كه در شبهاى ماه مبارك رمضان خوانده ميشود ميفرمايد: الحمدالله الذى من خشيته عدالسما و سكانها و ترجف الارض و عمارها و تموج البحار و من يسبح فى غمراتها .
سكنه آسمانها كيست كه از خوف و خشيت الهى ميلرزند اگر گويى ملائكه هستند جواب گوئيم كه ملائكه جسم لطيفند و احتياج به سكنى و مكان ندارند سكنه يك محل بايد مثل ما باشد و لذا ميگوئيم سكنه بلاد.
بهترين دليلى كه سكنه آسمانها ملائكه نيستند دعايى است كه شيخ حر محمد بن حسن عاملى در صحيفه ثانيه سجاديه در ضمن دعايى از حضرت على بن الحسين امام سجاد (ع ) نقل ميكند؛
فصل عليه انت ملائكتك و سكان سمواتك و ارضك .
از اينكه جمله سكان سمواتك و ارضك راعطف بر ملائكه گرفته ، مسلم است كه معطوف غير از معطوف عليه است پس مراد از انسان همان انسان است كه بايد در اين سيارات باشد.


در يكى از زيارتهاى عاشورا ذكر شده كه : فلقد عظمت بك الزرية و جلت فى المؤ منين و المسلمين و فى اهل السموات و اهل الارضين اجمعين .
اى حسين عزيز مصيبت تو در ميان مؤمنين و مسلمين اهل آسمانها و اهل زمينها بسى بزرگ بود، پس اهل آسمان بايد عاقل باشند تا شهادت آن حضرت بر آنها گران باشد.


صلواتRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آسمانه سجادی ، عبدالرحمن ، 135 ، محمدهادی ، مصباح
۲۰:۳۸, ۳۰/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۳ ۲۰:۴۳ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #138
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس بيستم : و جلت و عظمت مصيبتك فى السموات

و جلت و عظمت مصيبتك فى السموات على جميع اهل السموات .
بزرگ و عظيم شد بلاها و صدمات شما در آسمانها و بر همه اهل آسمانها

يكى از برجسته ترين آثار عاشورا عزادارى و گريه بر حسين (ع ) است كه اين موضوع كم كم لباس مذهبى پوشيده و داراى اهميت زيادى شده بلكه ميتوان گفت ركن اعظم مسايل اسلامى گرديده و ثواب و نتايجى كه در سايه اين عمل نصيب مسلمين ميگردد در هيچ كارى براى آنها ميسر نيست .
وقتى به صفحات تاريخ نگاه ميكنيم با آنكه تعداد فرقه شيعه خيلى كمتر از ساير فرق مسلمين بوده ولى در نتيجه همين محافل عزادارى حسينى ترقيات شگفتى كرده و با افتخار اين مجالس در دنيا مورد توجه خاص و روحانيت و معنويت واقع شده اند.
آيا در دنيا جايى هست كه دو نفر مسلمان شيعه گرد هم جمع شوند مراسم عزادارى را در موقع خود برپا نكنند و اشكى نريزند.
يكى از مورخين اروپا مينويسد: در مهمانخانه مارس يك نفر شيعه را ديدم نشسته يكه و تنها چيزى ميخواند و گريه ميكند و آنچه سر ميز نهار او بود تمام را به فقرا تقسيم نمود چون به موضوع رسيدگى كردم دانستم كه امروز عاشورا است و اين مرد كتاب مقتل ميخواند و براى حسين گريه ميكند و ميز ناهار خود را براى خاطر حسين(علیه السلام) به فقرا داد و چيزى نخورد.
نويسنده غربى ميگويد: بذل مال در هر سال بنابر آنچه ما اطلاع داريم از طرف شيعه در راه عزادارى حسينى از ميلياردها فرانك تجاوز ميكند و گذشته از اين واقعياتى كه براى اين راه تعيين كرده اند از حساب ما بدور است .

در كتاب قرب الاسناد از بكربن محمد و او از حضرت صادق(علیه السلام) روايت كرده :
قال للفضيل تحلسبون و تتحدثون قلت نعم ، قال ان تلك المجالس احبها فاحيوا امرنا فرحم الله من احيا امرنا يافضيل من ذكرنا او ذكرنا عنده ففاضت عيناه و لو مثل جناح الذباب غفرالله له ذنوبه و لو كانت مثل زبد البحر .
يعنى : حضرت فرمود اى فضيل آيا مى نشينيد و مجالسى ترتيب ميدهيد كه در آن مجالس از فضائل و مصائب ما ذكر شود؟ گفتم آرى فرمود: من اين مجالس را دوست ميدارم و شما امر مرا در اينگونه مجالس احياء و خدا رحمت كند كسى را كه امر مرا احياء كند. اى فضيل هر كس ذكر ما را كند و يا در نزد او ذكر شويم يعنى از مصيبت ما ذكرى شود و اشكى از چشمان او بيرون آيد اگر چه بقدر بال پشه اى باشد خداوند گناهان او را مي بخشد اگر چه بقدر كف درياها باشد.
در هر حال اخبار زيادى راجع به فضيلت گريه بر امام حسين(علیه السلام) و مجالس عزاى آن حضرت وارد شده كه جاى شرح آن نيست بخواست خدا در مجالس آينده بعضى از آنها را بعرض آقايان عزيز می رسانيم .


صلواتRose

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، محمدهادی ، مصباح
۲۰:۳۷, ۲/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۳ ۲۰:۳۸ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #139
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

گريه ملائكه بر حسين عليه السلام

گفتيم همه موجودات و اهل آسمان و زمين بر آن حضرت گريان شدند از جمله گريه ملائكه بر آن حضرت است كه بعضى از اخبار آن ذكر ميشود.

*** شیخ صدوق در علل الشرايع از ابوحمزه ثمالى روايت ميكند كه گفت : خدمت امام باقر عرض كردم يابن رسول آيا همگى شما قائم بحق نيستيد؟ فرمود: بلى . گفتم : پس جهت چيست كه فقط يك نفر از شما ملقب به قائم است ؟ فرمود: لما قتل جدى الحسين عليه السلام ضجت الملائكة الى الله عز و جل بالبكاء و النحيب ... الخ زمانيكه جد من حسين(علیه السلام) شهيد شد ملائكه به درگاه خداوند ناليدند و به گريه بانگ و فرياد آوردند و عرض كردند بارالها آيا از كسى كه خاصه و پسر پيغمبر تو را كه بهترين خلق تو ميباشد كشت دست بازداشتى؟ خطاب آمد اى فرشتگان من آسوده باشيد به عزت و جلال خودم قسم كه از اين جماعت انتقام ميكشم اگر چه از پس امروز باشد آنگاه امامانى كه از صلب حسين(علیه السلام) بايد بيايند به ملائكه نشان داد و از جمله قائم آنان كه امام دوازدهمين باشد، را به آنها بنمود در حاليكه آن حضرت ايستاده بود پس فرمود بدين قائم از آنها انتقام خواهم كشيد بدين جهت آن حضرت را قائم گويند.

منظور ما از نقل اين روايت اين بود كه چون حسين(علیه السلام) شهيد شد ملائكه گريان شدند و در درگاه الهى ناليدند و بانگ و فرياد برآوردند.

*** امام صادق(علیه السلام) فرمود كه روز عاشورا چهار هزار ملك نازل شدند تا يارى حضرت حسين(علیه السلام) را بنمايد حضرت به آنها اذن نداده مراجعت كردند تا تكليف خود را معلوم كنند ولى مجددا نازل شدند ديدند حضرت شهيد شده آنگاه گردآلوده نزد قبر آن حضرت ماندند و پيوسته تا روز قيامت بر آن حضرت گريه ميكنند و رئيس آنها ملكى است منصور نام هر كس امام را زيارت كند آنها از او استقبال ميكنند و چون وداع حضرت كنند او را مشايعت نمايند و اگر مريض شود از او عيادت كنند و چون بميرد و نماز بر او خوانند طلب مغفرت براى او كنند.

*** در كامل الزياره از حضرت صادق(علیه السلام) روايت ميكند كه بعد از شهادت حضرت امام حسين(علیه السلام) لشكر پسر سعد شخصى را ديدند كه با صداى بلند ناله و فرياد ميكند، گفتند اين مرد كيست و چرا ناله و فرياد ميكند؟ گفت چگونه صيحه نزنم و فرياد نكنم و حال آنكه رسول خدا را مينگرم كه ايستاده زمانى بسوى زمين نگران مي شود و زمانى خرگاه شما را نظاره مي نمايد و من ميترسم كه خدا را بخواند نفرين كند و همه اهل زمين هلاك شوند لشكر به يكديگر گفتند اين مرديست ديوانه بعضى ديگر گفتند بد عملى كرديم كه آن حضرت را شهيد كرديم ، راوى خبر ميگويد خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض كردم كه آن شخص گريه كننده چه كسى بود، حضرت فرمود او جبرئيل بود و اگر از طرف خدا ماذون بود صيحه اى بر ايشان ميزد و همه آنها را هلاك مينمود.

*** در كامل الزياره حديث مفصلى نقل ميكند مشتمل بر اينكه ملائكه حائر حسينى شب و روز گريه بر آن حضرت ميكنند و فتور و سستى در اين امر ندارند مگر در دو وقت يكى وقت زوال و ديگر وقت طلوع فجر كه در اين دو وقت با ملائكه آسمان كه به زيارت قبر حسين مي آيند گفتگو مي كنند و از اخبار آسمان پرسش مي نمايند.


*** و نيز در كامل الزياره از ابن عباس نقل ميكند كه اول ملكى كه خبر قتل حسي (علیه السلام) را براى حضرت رسالت آورد جبرئيل بود كه با بالهاى گشوده گريه كنان و صيحه زنان آمد و اين خبر را داد و قدرى از تربت حسينى را حمل كرده بود كه بوى مشك از او بر ميخاست و فضا را معطر كرده بود.


_____________________
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، مصباح ، عبدالرحمن
۱۹:۲۵, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #140
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

گريه و ناله وحوش بر حسين عليه السلام

*** در كامل الزياره از حارث اعور روايت ميكند كه اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمود: پدر و مادرم فداى حسين باد كه در بيرون شهر كوفه كشته خواهد شد، بخدا قسم گويا مى بينم كه جانوران بيابان از انواع وحوش بر سر قبر او گردن كشيده و بر او ميگريند و از شب تا صبح براى او مرثيه ميخوانند.

*** در علل الشرايع و امالى از ميثم تمار نقل ميكند كه گفت بخدا قسم اين امت پسر پيغمبر خود را در دهم ماه محرم ميكشند و دشمنان خدا آن روز را روز مباركى ميدانند و اينكار شدنى ست و در علم خداى سبقت گرفته و اين موضوع را من از عهدى كه مولايم اميرالمؤ منين(علیه السلام) با من كرده مي دانم و آن حضرت به من خبر داد كه بر حسينم مي گريند همه چيز حتى وحوش در صحراها و ماهيان در درياها و مرغان در ميان زمين و آسمان و آفتاب و ماه و ستارگان و زمين و مؤمنين انس و جن و تمام ملائكه و آسمان و زمين و رضوان و حاملان عرش الهى تا آخر حديث...

صلواتRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، مصباح ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا+فواید زیارات عاشورا Ramin_Ghn 20 19,015 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۱۵
آخرین ارسال: collage
  تدبری در زیارت عاشورا مجنون الحسین 8 4,706 ۱۸/آبان/۹۲ ۲۲:۱۶
آخرین ارسال: یاســین

پرش در بین بخشها:


بالا