کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در محضر درس اخلاق ایت الله شجاعی
۱۲:۴۳, ۲۸/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۲ ۱۱:۱۶ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام

یه روز دوستم بهم اس ام اس داد به این مضمون

گفت دانایی که گرگی خیره سر هست پناهان در نهاد این بشر

هر که با گرگش مدارا میکند خلق و خوی گرگ پیدا میکند

هر گه گرگش را دراندازد به خاک رفته رفته میشود انسان پاک

زور بازو چاره این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست

در جوانی جان گرگت را بگیر وای اگر این گرگ گردد با تو پیر




خلاصه منم تصمیم گرفتم یه تکونی به خودم بدم و اخلاق های زشتم رو تلاش کنم که از بین ببرم،شاید نتونم،اما تلاش که میشه کرد
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

فایل صوتی اینا رو داشتم،اگه کسی بخواد از اینترنت هم میتونه بگیره،خلاصه چندتاشو گوش دادم دیدم خیلی جالبه چون میخواستم واسه خودم نت بردارم گفتم اینجا هم بیارم اگه کسی خواست استفاده کنه(البته با زبان خودم نوشتم)

به نظرم خیلی عملی میان و هر جلسه به یه موضوع پرداخته،حالا یه موضوعاتی پیش میاد ادم تازه میفهمه چقدر گناه میکرده خبر نداشته

............................................................................

جلسه 1 غرور

کسانی که به مقام سلوک راه یافتند اینها هم به صورت های مختلف به غرور دچار میشن و در طریق معطل میمانند،صورت های زیادی داره و اینجا به بعضی هاشون اشاره میکنیم:

یه عده از سالکین در همان ابندای راه مغرور میشوند و فریب میخورند و روند در همان قدم های اولیه میماند یا اگه شروعی کرده باشند از دست میدهند و به حالت اول برمیگردند،شروع که کردند،از خواب بیدار شدند،توبه کردند ومراقبت ها را شروع کردن و ...در همان ابتدا مشکلاتی پیش میاد،
سالک میگه این گرفتاری مون حل شه،شروع میکنم،فلان ذکر رو با حضور قلب نمیتونه انجام بده میگه اگه خونه بخرم یا ازدواج کنم یا مریضیم خوب شه یا امتحاناتم رو بدم یا ....... انجام میدم،گرفتار امانی میشه، امانی یک اصطلاح قرانیه، این وضع ادامه دارد تا صدها قیامت بگذرد ،چون در زندگی دنیوی هیچ وقت مشکلات تمام نمیشه،لذا سالک وقتی این باب رو برای خودش تجویز میکنه دچار امانی میشه و میمانه،میدان سلوک میدانیه که باید کمر همت بست،و این مشکلات دامنگیر همه هست،فکر نکنیم مشکل داریم ،منتی به بقیه است که دیگران ندارند ما داریم.

حالا میریم سراغ صورت های دیگه ی غرور و اغترار

عده ای یک نوع اطمینان خاطر پیدا میکنند،به وضع خوشون سکون و ارمش پیدا میکنند،به و ضع خودشون نه ایه الا بذکر الله ... رو نمیگیم،ترس و خشیت ندارند،از سوء عاقبت نمیترسند،حتی اگه مکاشفات و تجلیاتی داره اما نباید خیالش راحت باشه که دیگه عاقبت به خیر شده،تا قدم در جنت حق نذاشته، باید خوف داشته باشد.

فکر نکنیم عمل انجام بدیم کافیه،عمل انجام میدیم که اگه خدا خواست ،عامل رو مشمول فضلش کنه،اگه نخواد نخواسته،پس فکر نکنیم عمل انجام دادیم دیگه تمومه،عمل فقط شرط لازمه

دعای عدیله رو زیاد بخونید،توش میگه خدایا من عملی ندارم که مورد اطمینان باشد،یعنی عمل رو داره اما نمیدونه مقبوله یا نه،اطمینان فقط به فضل خداست.
اگه دقت کنیم در مناجات ائمه همواره خوف و رجاء وجود داشته


قسمت بعدی ادامه غرور و درمان ان شاءالله...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: كارمند پيمانی ، آلاله ، Agha sayyed ، Hadith ، حسن.س. ، بیداری اندیشه ، Islam ، بیداری12 ، شهیدطیبه واعظی ، Tolou ، Seyed Mohsen ، یاور سید
۱۵:۴۲, ۱/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۲ ۱۱:۱۷ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه دوم :ادامه غرور و درمان


تعریف کلی غرور: انسان به وضع خودش از حیاتش در دنیا،در مورد وضع عبودیش مطمئن باشد،سکون و ارامش داشته باشه،فکر کنه وضع فعلیش مطلوبه،اصناف مغرورین همه به نوعی به این مرض و مهلک گرفتارند


در این جلسه به اصناف مغرورین در قران و احادیث اشاره میکنیم


اولین دسته از مغرورین کفار هستند،حیات دنیا اونا رو مغرور میکنه،شیطان هم پشت پرده شیطنت میکنه،در قران داریم که اونا خیال میکنند که خوش مشی هستند،حالا چند ایه رو مثال میزنیم


در ایه 20 سوره ملک میگه کفار در غرور هستند
ایه 33 لقمان ،اونایی که به معاد ایمان ندارند،فریب خورده حیات دنیا هستند


راه حل: کفار اگه بخوان از غرور نجات پیدا کنند باید تفکر و تعقل و بررسی در معاد هست
دسته های بعدی همه از مومنین هستند


دسته دوم:اینا تا حدودی وظیفه شون رو انجام میدن،اینا به وضع خودشون در مقام عبودیت مغرور میشن و فریب میخورند،مطمئن میشن و فکر میکند نزد خدا کرامت دارند،اینها در زندگی دنیوی شون حوائج شون براورده شده و کارهای خودشون در دنیا رو به راهه و احساس میکنند که ادم خوبی هستند
راه حل:اینا باید رو چند مسئله تامل کنند


1-ایا یراورده شدن حوائج دنیوی ایا به خودی خود مسئله خوبی ست،زندگی به کام ما باشه یعنی خدا به نظر داره؟نعمت های دنیا فی نفسه خوب نیست،جز اینکه انسان رو از خدا دور کنه،نعمت های دنیا در حدی که مقدمه حرکت ما رو به سمت خدا ایجاد کنه خوبه.یه وقت نشه که ما رو فریب بده و سرگرم کنه تا وقت بگذره.که این گوشه ای از مکر خداست.(استدراج)
2-این ادم باید فکر در حالات انبیا و اولیا بکند که اگه براورده شدن حوائج دنیوی اگر خوب بود خدا این خوب رو به خوبان و مقربانش میداد.


55 -62 مومنون
آنها گمان مى‏كنند اموال و فرزندانى كه بعنوان كمك به آنان مى‏دهيم‏...
«55»
براى اين است كه درهاى خيرات را با شتاب به روى آنها بگشاييم‏!! [چنين نيست‏] بلكه آنها نمى‏فهمند [كه اين وسيله امتحانشان است‏].
«56»
مسلّماً كسانى كه از خوف پروردگارشان بيمناكند،
«57»
و آنان كه به آيات پروردگارشان ايمان مى‏آورند،
«58»
و آنها كه به پروردگارشان شرك نمى‏ورزند،
«59»
و آنها كه نهايت كوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با اين حال‏، دلهايشان هراسناك است از اينكه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى‏گردند،
«60»
[آرى‏] چنين كسانى در خيرات سرعت مى‏كنند و از ديگران پيشى مى‏گيرند [و مشمول عنايات ما هستند].
«61»
و ما هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمى‏كنيم‏؛ و نزد ما كتابى است كه [تمام اعمال بندگان را ثبت كرده و] بحق سخن مى‏گويد؛ و به آنان هيچ ستمى نمى‏شود. 62


44 انعام
[آرى‏،] هنگامى كه [اندرزها سودى نبخشيد، و] آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چيز [از نعمتها] را به روى آنها گشوديم‏؛ تا [كاملا] خوشحال شدند [و دل به آن بستند]؛ ناگهان آنها را گرفتيم [و سخت مجازات كرديم‏]؛ در اين هنگام‏، همگى مأيوس شدند؛ [و درهاى اميد به روى آنها بسته شد].
«44»



دسته سوم
گناهکاران هستند، مغرور بودن اینها در اشکال مختلف هست ما به چند نمونه اش اشاره میکنیم،اینا اعمال صالح دارند اما گناه هم دارند،یکی از این صورتها،اینا به کفار و معاندین نگاه میکنند میبینن اونا هر فسق و فجوری که انجام میدن خدا باهاشون کاری نداره و وضع دنیویشون بهتر میشه،اینا پیش خودشون میگن خدا که اینا اینقدر گناه کردن خدا باهاشون کاری نداره،دیگه با ما با این گناه کم که اصلا کاری نداره،در واقع بد تر از خودشون رو که میبینن به خودشون مطمئن میشن
196-197ال عمران
مبادا رفت و آمد [و جنب و جوش] كافران در شهرها تو را دستخوش فريب كند (۱۹۶)

[اين] كالاى ناچيز [و برخوردارى اندكى] است‏سپس جايگاهشان دوزخ است و چه بد
قرارگاهى است (۱۹۷)

گروه بعد از دسته سوم،افرادی هستند که امیدشون به فضل خدا خیلی زیاده،
در واقع مغرور میشن،گناه میکنند میگن خدا میبخشه.


ادامه دارد ان شاءالله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، بیداری اندیشه ، Agha sayyed ، Islam ، شهیدطیبه واعظی ، Seyed Mohsen
۱۱:۲۸, ۱۱/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۲ ۱۱:۲۳ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
یکم بحث بره جلو حتما فهرست بندی میکنم،چون فایل های صوتی خودم ترتیب نداره،بعدا اگه ادامه بحث دیگری مطرح شده به قسمت مذکور اضافه میشه
ما که هر چی گوش میدیم میبینیم به تمام اینها مبتلا هستیم،ان شاءالله خدا توفیق و اراده ای بهمون بده تا پاک شیم.

...............................................................................

جلسه سوم :توجه به لقمه حلال

جلوه ی دیگری از هوای نفس که بسیار هم خطرناک است،اجتناب نکردن از اموال حرام و مشتبهات است.وقتی هوای نفس به انسان غلبه کرد انسان حلال و حرام را بهم اغشته میکند.این راهی به سوی خدا ندارد،متاسفانه خیلی دیده شده که عده ای دم از معنویات میزنند ،اذکار و اورادی رو هم شروع میکنند،مستحباتی رو هم،اما چون از اول با شاخه های هوای نفس مقابله نکردن،هوا در وجودشون حاکم است،راه به جایی نمیبرند،اجتناب نکردن از حرام،هرچه امد جمع کردن هر چه امد صرف کردن،به هر منزلی وارد شدن،هر غذایی را خوردن،فکر نکردن که از کجا اومده،مال کی هست،اینها همه عدم اجتناب از حرام و مشتبهات است،چون هوا در انسان وجود داره انسان نمیتونه به اینها توجه کنه،چنین افرادی گرفتار سخت هوای نفس هستند و هیچ وقت دری به این افراد باز نمیشود.هر کسی در کار خودش در کمیت وکیفیت کار خودش دقت لازم را نداشته باشد،یا راه مشروعی رو به کار گرفته اما بی موالاتی میکند ،کسی که این طور است درون خودش از ظلمت خاصی برخوردار است،این روح استعداد راه به جلو رفتن ندارد،حالا به جز اینها در معاشرت هامون هم اصلا دقت نداریم،که اموال رو از کجا اورده،مشتبه بوده،ربا بوده،پول یتیم بوده و .... دقت نمیکنیم ،هر هدیه ای رو قبول میکنیم.

(حالا اینجا رو داشته باشید)،وقتی منزل میخریم دقت نمیکنیم قبلا مال چه کسی بوده،اجرش از کجا اومده و....
نراقی در زمان خودش میگوید،حالا اون زمان کجا ،الان کجا،اون زمان که نراقی بوده تاسف میخوره که با این وضعی که شما الان دارید که نه وضع زمین ها معلوم است،نه منزل ها نه گوشتها و لبنیاتی که میخورید معلوم است،در این زمان لقمه حلال پیدا کردن نزدیک به محال است.
و اما میفرمایند زندگی مومن در دنیا ،زندگی مضطر است،زندگی مضطر به زندگی میگویند که کسی میته ای در بیابان پیدا کرده بخاطر رفع مرگ مقداری میخوری.
اینطوری انسان غوطه ور در حرام میشه و مشتبهات میشه،ظلمتی خاص عاید قلب و روح میشه که نمیشه کاری کرد.


حالا مثلا جایی رفتیم چایی خوردیم،که مشتبه بوده،اون غذا جزیی از بدن میشود،بدن هم مجرای روحه،روح ما که میخواد به سمت خدا حرکت کنه،نسبت روح به بدن،مانند نوری است که از جسم شفاف عبور میکنه،حالا وقتی جسم تیره شه نور رد نمیشه،حال اگه غذای مشتبه بخورم نگیم چه ربطی به روح من داره.پس بعید نشماریم که چرا گاهی اوقات تلاش میکنیم،همت میکنیم و به جایی نمیرسیم،این روح از خدا محجوب است.

اگه هوای نفس کشته بشه،اجتناب از حرام و مشتبه اسان میشود،پیامبر میفرمایند که ملکی هر شب این ندا را دارد"کسی که حرام میخورد نه واجبی و نه مستحبی از اون پذیرفته نمیشود"،قبول نشدن عبادات یعنی پیش نرفتن انسان،اونی که بالا میرود خود انسان است،و عمل صالح انسان را بالا میبرد و باز هم پیامبر میفرمایند کسی که در اموالش موالات ندارد که از کجا بدست میاد،خدا هم موالاتی ندارد که او را از کجا جهنم وارد اتش کند.
و نکته اش هم اینه که این حقیقت عمل شخص هست،یعنی خودش با بی موالاتی از هر جهات مختلف خودش رو به اتش جهنم میرسونه.
و در روز قیامت عیالش(هر کس که نون خورش بوده) از خدا میخواهند که حقشون رو از اون مرد بگیره،میگن چون این مرد انچه را که لازم بود به ما یاد نداد،از حرام هم به ما اظعام کرده،ما که نمیدانستیم .

پناه بر خدا

ان شاء الله ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Islam ، Agha sayyed ، شهیدطیبه واعظی ، Seyed Mohsen
۱۴:۰۷, ۱۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۲ ۱۱:۲۴ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


جلسه چهارم حسد


در این جلسه به یکی از ظهورات هوای نفس اشاره خواهیم کرد که مراتب متعددی داره،در بعضی مراتب تشخیصش مشکل است اما خدا به سالک کمک میکند.
در نظر بعضی از علما،بدترین شکل جلوات هوای نفس حسد است،مثلا محور اصلی مسئله شیطان همین حسده و روی همین حساب در بعضی روایات داریم که حسد اصل کفر است.
تعریف جامع حسد: انسان ارزوی زوال و نابودی یک نعمت از غیر،حالا این نعمت میتونه اخروی یا دنیوی باشه
بعضی از مراتب حسد: (5 مرتبه روشنش رو میگیم اما بیشتر از اینا هست)

1-
این نوع حسد نشان دهنده خباثت در انسان است،انسان ارزوی زوال نعمت را از کسی بکند با اینکه میداند اون نعمت به خودش منتقل نمیشه،این بدترین نوعش هست.
2-حاسد زوال نعمت را از شخص ارزو کند،اما بخواهد خودش داشته باشد.فقط بخواد فلان نعمت رو خودش داشته باشه.
3-نعمت خاصی را کسی دارد که دیگه مثل اون نیست،میخواهد اون شی منحصر به فرد مال خودش باشه،مثل منصب
4-نمیخواد نعمت از شخص گرفته شود اما میخواد اون نعمت رو خودش هم داشته باشه اما نمیخواد از اون شخص کمتر داشته باشد.یا مثلا وقتی کم داره رنج ببره.تفضل کسی رو از خودش نتونه ببینه.
5-این ضعیف تر است،نعمتی را در کسی میبینه دلش میخواد،اگه بهش بدن و مساوات نباشه،عقل و دین بهش تسلط دارن اما ته دلش بدش نمیاد از اون زائل شه،در مورد های فبلی وارد عمل میشوند اما این مورد قلبی است.

حالا چرا این حسد مانع راه است:
حسد در وجود همه ما هست،یه وقت فکر نکنیم ما نداریم،کسی که حسد نداره در طی طریق سرعتش خیلی زیاده،در روایات داریم که حضرت عیسی (علیه السلام) شخصی رو مقام بالایی میبینه(شکل برزخی اش رو) ،از خدا میپرسه و ندا میاد که این شخص ذره ای حسد در وجودش نداره،خیر خواه همه است،ناصحه.
همین ریزه کاری هاست که انسان را بالا میبرد،علاوه بر اینکه حسد در زندگی دنیا ادم را بدبخت میکند،از سلامت جسمی هم برخوردار نیست،نعمت خداست به هرکس که بخواهد میدهد،خدا در تقدیر خودش ازاد است،این شخص همواره در غم است،
حالا فرض میکنیم سالکی کمی حسد دارد،با این خصلتش به خدا چی میگه؟در وجوش چیزی داره که با ربوبیت در تضاد است،خدا در ربوبیتش فعال ما یشاء است،بر اساس حکمتش به هر کس چیزی میده،حاسد در وجودش میگه خدایا نباید به فلانی میدادی و گاهی استدلال هم میکنه که فلانی صلاحیت نعمت نداره،اشتباه نشه گاهی ادم از سر دلسوزی به اسلام و بندگان میبینه نعمتی در دست نا اهلی افتاده که دعا میکن اون نعمت به دست انسان با صلاحیتی بیفتد،این اشکالی ندارد.


ان شاء الله ادامه دارد
جلسه بعد کنترل زبان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، Agha sayyed ، Seyed Mohsen
۱۳:۱۱, ۲۵/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۲ ۱۴:۲۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجم کنترل زبان(شهوت کلام)

پیش امیرالمومنین (علیه السلام) شخصی بود که از این ور و اون ور صحبت میکرد،بعد حضرت علی (علیه السلام) فرمود،میدانی املا میکنی و کاتبان مینویسند و نامه به سوی خدا میفرستی،انچه به دردت میخورد حرف بزن
زبان سرتاپا برای انسان خطر است،انسان اگه بخواد از شر زبان محفوظ باشه بهتره که سکوت اختیار کنه،البته توجه داشته باشید وقتی انسان ساکت است،علاوه بر مصونیت بر افات زبان،در مقامی که شما ساکت هستید کلی عنایات جاری میشود و انسان بیشتر متوجه ذکر میشود و انسان از پراکندگی محفوظ است.
به عنوان مثال مرحوم اقای طباطبایی در بعضی حالات برای جواب دادن به حداقل کفایت میکرد.

ربیع که از زهاد معروف است،از او امام صادق (علیه السلام) در مصباح الشریعه نقل میکند که او صبح بیدار میشد،هر حرفی که میزد مینوشت و شب اونا رو حسابرسی میکرد.


البته سکوت به شرطی برای سالک مفید است که درون و قلب در حال ذکر باشد.

بیانات خلاصه ای از رسول اکرم(علیه السلام) :
در روایتی میفرماید:هر کسی که سکوت اختیار کند نجات میابد
سکوت سرتاپا حکمت است اما سکوت کننده بسیار کم است
ایا به شما خبر بدهم که اسان ترین عبادت ها برای انسان سکوت است و حسن الخلق
هر مومنی که دیدید با وقار است و ساکت با او مصاحبت کنید،چون به اون ادم ریزش حکمت میشود

*********************************************

حضرت عیسی (علیه السلام) میفرمایند اگه میخواید قساوت قلب نداشته باشید،در صحبت غیر خدا ساکت باشید.
خشوع قلب مقابل قساوت قلب است،مثل کسانی که با یه ایه از قران اشک ها میریزند.میگه این قران اگه به کوه ها نازل میشد از خشوع متلاشی میشد،لذا ما قساوت قلب داریم و یکی از دلایلش پر حرفیه.

ادامه دارد ان شاء الله
قسمت بعدی عصبیت،حمیت جاهلیت(تعصب جاهلی)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، شهیدطیبه واعظی ، Agha sayyed ، Seyed Mohsen
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  در محضر آیت الله مرعشی نجفی(رحمة الله علیه) حسن عزتي 9 6,031 ۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۵
آخرین ارسال: Hadith
  در محضر آیت الله بهجت بیداری اندیشه 41 24,535 ۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۱
آخرین ارسال: Hadith
  در محضر آیت الله سید علی قاضی(رحمة الله علیه) عبدالرحمن 14 9,021 ۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۴۹
آخرین ارسال: ماحی
  در محضر حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه) Hadith 222 94,188 ۷/فروردین/۹۵ ۱۳:۳۰
آخرین ارسال: سدرة المنتهی
  درس اخلاق در محضر حضرت لقمان (علیه السلام)! حضرت عشق 28 11,544 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۷:۳۴
آخرین ارسال: حضرت عشق
  دلیل عدم موفقیت در سیر وسلوک/ آیت الله محمد شجاعی مصطفي مازح7610 1 1,316 ۲۴/آذر/۹۳ ۱۰:۴۳
آخرین ارسال: محمدهادی
  نردبان آسمان~ درس اخلاق حضرت آية الله بهاءالدینی~ آوا 1 1,277 ۱۱/آبان/۹۳ ۸:۳۸
آخرین ارسال: آوا

پرش در بین بخشها:


بالا